ولنتاین به همه عاشق ها مبارک
ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٥ بهمن ۱۳۸٦ : توسط : مجید

به نام خدا  

 پنجشنبه 25  بهمن ماه 1386  

 امروز ولنتاینه ولی  متاسفانه یا خوشبختانه  برای  من که با دیروز هیچ فرقی نداره ،  هرچند خیلی خیلی  خوشحالم از اینکه می تونم به همه اونهایی که امروزشون با دیروزشون فرق داره این روزقشنگ  رو  تبریک بگم ، هیچ شکنجه ای دردناک تر از این نیست که انسان نه عشق بورزه  و  نه عشق نثار او بشه ولی اونهایی که عشق رو احساس کردند یادشون باشه عشق عاشق  مثل الاکلنگ می مونه ، خودش رو پایین نگه می داره تا یارش بالاباشه ، ولنتاین به همه عاشق های دنیا مبارک .   

  

با چندتا از عزیزانی که برای طرح پزشکی از لیسانس مجاز شدن از طریق ایمیل که  ارتباط  داشتم متوجه یه نکته جالب شدم و اون اینکه عزیزان  تا همین یکی دوماه پیش حتی اسم درسنامه جامع  علوم پایه پزشکی و منابع امتحان علوم پایه رو هم نشنیده بودند ! یادش بخیر پاییز 80 دو سه هفته بعد ورود به دانشگاه یه روز پنجشنبه عصری که خونه بودم با چه ذوق و شوقی رفتم طرف انقلاب که این درسنامه رو  که دست بچه های پزشکی دیده بودم و خوشم اومده بود بخرم ،  چنان برای رسیدن بهش ذوق و شوق و  عجله داشتم که تو خیابون  مچ پام پیچید و  افتادم زمین! جوری که سه تا دختری که پشت سر من بودند خودشون رو برای کمک رسوندند اما بخاطر حفظ غرورم! با هر بدبختی بود پاشدم و گفتم چیزی نیست و تشکر کردم و راه افتادم اما چه راه رفتنی ؟!!  تا کتابفروشی  داشتم لَنگ می زدم ! کتاب رو  خریدم و از اونجا هم هرجوری  بود خودم رو تا خونه رسوندم ،   پام  اندازه یه متکا ورم کرده بود !  انواع و اقسام درمانهای طبی و سنتی هم روی پای ما انجام شد ولی تا چند روز مثل شَل ها تردد می کردم !  ان شالله این نخبه ها و استعدادها ( بقول آقایون ) پزشکان خوب و باسواد و علاقه مندی از آب دربیان ،  دنیاست دیگه ! گاهی به آدم روی خوشش رو نشون می ده و گاهی هم.... . بقول مرحوم شهریار دنیا یالان ( دروغ ) دِه.   

 هرکسی خودش رو بهتر از بقیه می شناسه و توانایی ها و علائقش  رو هم بهتر از دیگران می دونه ، همیشه به این فکر کردم که تو آینده تو چه کاری برم راحت تر و موفق ترم ،  چند تا کار هست که من همیشه دوست دارم شغل آینده ام (بخصوص  اگه ارشد و دکترا تو یه تخصص خاص نگیرم ) تو اون زمینه ها باشه اول از همه کار در زمینه داروها و مسائل داروییه که اولین انتخاب منه ، از دوره  راهنمایی که دوجلد کتاب اطلاعات دارویی ژنریک ایران دکتر جاویدان نژاد و حاجی بابائی ( رفرانس اون موقع دارویی پزشکان که الان ایران فارما اومده )  رو ورق می زدم  شروع به یادگرفتن اسم داروها و اصطلاحات پزشکی که آخر کتاب بود  کردم تا الان خیلی مطالعه و کار تو این زمینه برام  جذاب بوده و خیلی سریع اسامی و کاربرد و اطلاعات راجع به داروها رو یادمی گیرم و به جرات می تونم بگم مهمترین و بیشترین مطالعاتم هم  تو این زمینه بوده و کلا تو مباحث دارویی  هم خیلی مسلطم و هم خیلی علاقه مند و از محیط داروخانه و حتی نگاه کردن به داروها هم خیلی خوشم می آد !  مطالب وبلاگ رو هم که تو صفحه پیش نویس word می نویسم اول از همه نکته دارویی رو می نویسم و بعد می رم سراغ مطالب دیگه . به شخصه خیلی امیدوارم و دوست دارم  یه کاری برام تو این زمینه گیر بیاد ، یه زمینه دیگه کارهای پژوهشی و تحقیقاتی و این چیزهاست  و تو این زمینه هم خیلی سریعم ! هرکی تو دوست و آشنا کار تحقیقی داره و باید تحقیق جور کنه و ارائه بده یک راست می آد سراغ من !! و تا حالا هم هیچ کس رو دست خالی نفرستادم ، یه زمینه دیگه هم کارهای اداری و پشت میز نشستن و این جورکارهاست که از هیچی بهتره و  خب تو یه زمینه پزشکی باشه مثل کار تو تامین اجتماعی و نسخه ها  و بیمارستان و این کارها  خیلی ایده آل تره و درنهایت اگه مدرک بالایی بگیرم تدریس تو دانشگاه بخصوص دانشگاه های  علوم پزشکیه که خیلی دوست دارم عضو هیات علمی بشم و تدریس و تحقیق کنم . کلا تو کارهای فنی و فروشندگی و ویزیتوری و کارهای کوچه بازاری اصلا وارد نیستم . البته این رو هم بگم هدف نهایی من گرفتن دکترا و بعدش پله پله بالا اومدن تو کارهای اداری و پست های اجرایی  تا رسیدن به خود وزارت و در نهایت ریاست جمهوریه !! حتی لباس پوشیدنم هم مطابق با تیپ یه وزیر یا رئیس جمهوره و تیپم هیچ وقت  بخصوص شش ماه دوم سال اسپورت نبوده و اصلا هم از این جور تیپ ها خوشم نمی آد ، طرز راه رفتنم ، صحبت کردنم ، حرکاتم و غیره رو هم دارم خیلی روشون کار می کنم تا مثل یه مسئول بلندپایه اجرائی بشه ، تو زمینه قوانین و مدیریت و این چیزها هم مطالعاتی رو شروع کردم تا از اون بابت ها هم کم نداشته باشم . خلاصه اگه یه روزی ما کاندیدای ریاست جمهوری شدیم به رای شما شدیدا  چشم امید داریم !!!   

   نکته بهداشتی پزشکی :  

 @ خب یه  چیز !! طبیعی  تو انسان هستش که هم برای احساس  لذت از مواهب زندگی ! هم برای تولید مثل خدا براش  قرار داده و  برای  برطرف کردنش  هم ازدواج رو توصیه کرده ، به همه آقایون و خانم هایی که بعد از ازدواج قصد دارند برای اولین بار  ( البته اگه افتخار بدن دوران نامزدی رو بخیر  و خوشی سپری کنند !! ) همون کاری رو که خودشون و خودتون  بهتر می دونند و می دونید ! و اسمش رو نمی تونم بگم ! انجام بدن توصیه می کنم این خزعبلات مربوط به  شب زف...ف رو  گوش نکنند ، چون اون شب اصلا شب خوبی برای انجام این کار( حداقل بطور کامل نه حالا یه تماس فیزیکی و آشنایی اولیه  )  بخصوص اگه قراره برای اولین بار انجام بشه نیست ، امروزه دیگه دامادها این قدر گرفتاری و مشغله و بدهکاری  دارند عروسی که تموم می شه فقط دوست دارند بلانسبت مثل  جنازه بیافتند !! و بهتره این کار که چه بار اولش  حتی چه بارهای بعدی اش باید بدور از هر نگرانی و خستگی و اضطراب و مشغله فکری و روحی  انجام بشه به شبهای بعدی موکول بشه ، این کار مقدمات خاصی چه روحی چه فیزیکی  می خواد و باید حساب شده و دقیق انجام بشه تا بخصوص موقعی که بار اول انجام می شه تو ذهن طرفین بازم بخصوص خانم ها که حساس ترند یه خاطره و ذهنیت  مثبتی  بجا بمونه و از هرگونه شتاب زدگی و شیرجه !! و غیره پرهیز بشه و به آقایون و خانم ها توصیه می کنم حتما تو این زمینه مطالعه داشته باشند و من خودم هم هر از چندگاهی علی رغم همه محدودیت ها بوِِیژه تو بکار بردن کلمات سعی می کنم با هر اشاره ای  شده اینجا چیزهایی بنویسم ، فعلا همین رو داشته باشین که باید قبل از عروسی اگه قراره روش پیشگیری از بارداری استفاده بشه مشخص بشه که چیه و اگه قرص انتخاب شده باید یک ماه قبل از عروسی شروع بشه ، برای بار اول من ک...ا.... د... م رو توصیه نمی کنم چون ممکنه اون لذت کامل رو بخصوص از خانم ها  بگیره ( هرچند مارکهای جدیدی که اومده مثل Excellent خیلی اوضاع رو بهتر کرده بخصوص نوع Smooth و Dotted این مارک ) و تو بار اول خیلی مهمه  اون احساس لذت بخصوص برای خانم ها  خیلی مهمه ( آقایون یادشون باشه این کار ، کاری نیست که فقط به خودشون فکر کنند و باید از اول تا آخر حواسشون به خانمشون باشه و از هر نظر آماده اش کنند و تو طول کار هم خودشون رو با خانمشون تطبیق بدن و سریع نرن کنار   والا تضمینی نیست که حتی اختلافات خانوادگی هم بعدها پیش نیاد )   ،  بعضی خانم ها و... ژ ... ن تنگ یا پرده ضخیمی دارند و در نتیجه موقع کار درد شدیدی رو حس می کنند که توصیه می شه عمل رو بشکل side by side ( پهلو به پهلو ) انجام بدن یا یه بالش یا متکایی زیر کمر بگذارند و ژل لوبریکانت هم می تونند بمقدار کمی استفاده کنند  تا خانم درد کمتری رو حس بکنه و ان شالله که کار به جراحی  هم  نکشه . موقعی که می خواین کار رو شروع کنین نباید هیچ نگرانی ذهنی و فکری و مشکل جسمی داشته باشین و با آرامش کار رو شروع و جلو ببرین ، بعد از عمل هم به پهلوی راست دراز بکشید و بعد چند دقیقه حتما حتما  ادرار کردن صورت بگیره و مایعاتی مثل آب آناناس  هم نوشیده بشن ، این یه نمای کلی بود تا بعدها کم کم چه در زمینه مسائل قبلش چه بعدش  هر از چندگاهی گریزی بزنیم !!

   

  نکته تغذیه ای : 

   @ بهتره بجای نمک های معمولی که همه می خریم و مصرف می کنیم اگه  مقدوره از نمک دریا استفاده کنیم ، این نمک سرشار از مواد معدنی مختلف مثل منیزیم ، پتاسیم ، سدیم و ید و  غیره ست ، بخاطر وجود منیزیم خوب و کافی برای خانم های باردار این حُسن رو داره که ریسک ابتلا به ِپره اِکلامپسی (اِدم یا ورم ، بالا رفتن فشار خون ، سردرد ، درد شکم ، اختلال بینایی و ظاهر شدن پروتئین تو ادرار و از این دست مشکلات تو خانم های باردار که از جمله درمانهاش استراحت مطلق و تزریق سولفات منیزیم هستش ) رو کاهش می ده ، برای کسانی که اختلالات تیروئید و گواتر دارند مصرف  نمک دریا بجای نمک های معمولی قویا  توصیه می شه ، برای سفیدی و استحکام دندون ها هم مالیدن کمی نمک دریا ( یا ترکیب نمک و کف دریا ) به دندون ها هم توصیه شده ، برای فشار خونی ها ، بیماران قلبی و امثال اینها هم نمک دریا بهتر از نمک معمولی هستش منتها تو مصرف نمک دریا هم نباید هیچ کس  افراط  کنه ، اگه خواستین نمک دریا رو تو نمکدون بریزین باید آسیابش کنین .    توضیح : یه عطاری تو تهران هست که تمام این چیزهایی که من  تا حالا گفتم از نعل اسب گرفته تا نمک دریا و روغن کنجد و ظروف مسی و عسل طبیعی و غیره رو دیدم داره ، اگه کسی آدرسش رو خواست ایمیل بزنه یا آف بذاره  بهش بدم . 

   

   نکته دارویی :    

@ همه می دونیم که سیر به عنوان  یکی از گیاهان دارویی بسیار مفید و موثر همیشه توصیه شده ولی بخاطر بوی خاصش ( به علت ماده ای  به اسم آلیسین )  کمتر مصرف می شه ( که اونم با مصرف سبزیجات سبز مثل کاهو و جعفری  قابل برطرف کردنه ) ، بخاطر همین خاصیت های فراوون سیر کارخونه های دارویی از پودر سیر ، قرص و کپسول و قطره درست کردند و وارد بازار کردند که تو ایران تا جایی که من می دونم قرص های آلیکوم ، آلیوم اِس ، گارلت و قطره گارلیک و کپسول گارلی کَپ تا این لحظه   موجود هستند ، مهمترین خواص سیر که این داروها هم بیشتر بخاطر اونها تجویز می شن عبارتند از کاهش فشار خون ، کاهش چربی خون ، کاهش قند خون ( تو بیماران غیر وابسته به انسولین ) وجلوگیری از  تصلب شرایین و لخته شدن خون یا ترومبوز ، خاصیت ضد میکروبی و ضد سرطانی بخصوص سرطان معده .  بهترین موقع خوردن داروهای ساخته شده از پودر سیر هم بعد از غذاست .  عزیزانی که زخم معده و  آسم دارند و کسانی که داروهای پایین آورنده فشار خون ، ضد انعقاد ( آسپرین ، وارفارین ، پلاویکس و ... ) ، کاهش دهنده قند خون ( گلی بنکلامید ، متفورمین و... ) ترکیبات روغن ماهی ( مثل اُمگا 3 ) براشون تجویز شده یا تازه عمل جراحی انجام دادند باید حتما حتما قبل از مصرف داروهای ساخته شده از سیر با پزشک شون مشورت کنند و ازش اجازه بگیرند ، خانم های باردار و شیرده هم نباید این داروها رو مصرف کنند .   

   پاسخ به پرسشهای شما : 

 @ عزیز دل بی نام ، ناندرولون تو یه فرد پری منوپوز با رتارد منس هیچ مزیتی نسبت به پروژسترون نداره و من هیچ جایی ندیدم توصیه بشه و جایگاهی تو این قضیه  براش تعریف نشده ، اگه امکان داره بیشتر توضیح بفرمایید .   

 @ دوستان در ارتباط با ارشد وزارت بهداشت و رشته انتخابی من سوال فرموده بودند  ، هنوز که  دفترچه اش نیومده ولی احتمالا تو همین هفته ها  می آد ، راستش فعلا در حال رایزنی و بررسی هستم و منتظر اومدن دفترچه و مشخص شدن   رشته های آزاد شده  هستم تا بتونم یه رشته ای رو که بیشتر با علاقه هام  جوره انتخاب کنم و البته چون بعد از عید می خوام شروع کنم و درکنارش هم  مثل همه سالهای عمرم از راهنمایی به این طرف کتابهای بالینی رو هم دوست دارم بخونم و نمی تونم کنارشون بذارم  و کلا هم  سه ماه  وقت دارم باید حجم دروس و دکترا گرفتن و آینده کاری و درصد قبول شدن و...  رو هم لحاظ کنم .  

  درمانگاه : 

 آقای سی ساله ای مراجعه می کنه و از اینکه هرروز بعد از اینکه ماشینش رو دم اداره اش پارک می کنه و قفل هم می کنه و دزدگیر رو هم می زنه  اما هی باید چند بار چک کنه تا مطمئن بشه و تو اداره هم همش حواسش به  ماشینش هستش و باید چندبار بهش سر بزنه و از کارش می شه و شب ها هم  که تو کوچه پارکه چندبار باید از پنجره ماشین رو نگاه کنه تا مطمئن بشه  می ناله ، علائمی از تشویش و اضطراب و بی خوابی هم تو شبانه روز داره ، تشخیص می تونه ؟  

  محتمل ترین تشخیص اختلال وسواسی – جبری OCD ( Obsessive Compulsive Disorder ) یا به قول مردم وسواس هستش ، وسواس ها افکار و احساساتی هستند که به شکل مزاحم مکررا به ذهن بیمار می آن و رنج  و عذاب زیادی رو براشون ایجاد می کنند و وقت بیمار رو الکی الکی می گیرن و زندگی طرف رو هم  مختل می کنند ولی  خود طرف هم آگاهانه می دونه که افکارش غیر منطقی و کارهاش هم غیر عادیه ( بجز بچه ها که لازم نیست حتما این دیدگاه رو داشته باشند!  )  اما مجبوره که  انجام بده ! اجبار هم کارهایی هستش که بیمار سعی می کنه برای خلاص شدن از شر اون فکر یا احساس وسواسی انجام بده ، وسواس ایجاد اضطراب می کنه  و با انجام اجبار اضطراب کاهش پیدا می کنه اما اگه در مقابل انجام اون اجبار مقاومت بشه اوضاع بدتر می شه ! علت وسواس می تونه در اثر بهم خوردن یه ماده شیمیایی واسطه عصبی تو مغز به اسم سروتونین باشه ولی علت های دیگه ای هم مثل استرس های مختلف تو ایجادش دخیل هستند ، میزان شیوع کلی این اختلال تو جمعیت 2 تا 3 درصده و میانگین سنی شروعش هم 20 سالگیه اما حتی تو دوسالگی هم ممکنه شروع بشه و هرچی سن موقع شروعش کمتر باشه و علت مساعد کننده هم نامشخص تر خب طبیعیه که کار سخت تره ، معمولا هر دو جنس رو به یک نسبت درگیر می کنه ولی تو آقایون ممکنه سن شروع یه کم ( در حد یکی دوسال ) زودتر باشه .  باید دقت کرد  مراجعه کننده دارویی ، موادی چیزی مصرف نکرده باشه و بیماری جسمی هم نداشته باشه که همچین علائمی به اضافه استرس و اضطراب و غیره توش ایجاد کنند و بی خودی بهش برچسب OCD زده بشه ! اختلال وسواسی - جبری ممکنه تو  چهارتا الگوی مختلف خودش رو نشون بده  اول پاکیزگی و پرهیز از آلودگی مثل همون شستن های مکرر و پرهیز از برخورد هر چیزی که ممکنه کثیف کثیف هم نباشه اما طرف می گه ایییشش !! نزدیک من نیار !!  دوم شک و تردید مرضی که منجر به کنترل ها و وارسی های مکرر بشه مثل همین بیمار ما یا یه خانمی که مدام اجاق گاز رو چک کنه که خاموش کرده یا نه ! سوم افکار مزاحم و وسواسی که دیگه طرف رو عاصی می کنند مثل افکاری که مدام فرد راجع به یه عملی !! داره  و چهارم هم تقارن که یه کُندی و آهستگی طرف تو انجام کارهاش داره و مثلا یه کار که می خواد بکنه و بطور معمول من و شما در عرض یک ربع انجامش می دیم اون یکی دوساعت طولش می ده!! معمولا بیماران OCD  علائمی از اختلالات اضطرابی ، افسردگی ، تیک و امثال اینها رو دارند که اگه بودند باید داروهای مربوط به اونها رو هم تجویز کرد . برای دارودرمانی می شه از کلومیپرامین ( داروی اصلی ، اگه یه دوز تجویز شد شبها بخوره ) ، مهارکننده های بازجذب سروتونین یا SSRI ها مثل فلوکسیتین ( اگه یه دوز تجویز شده بود صبح ها بخوره ) فلووکسامین و سیتالوپرام استفاده کرد و اثرکردن  این داروها هم  معمولا  10 تا 12 هفته طول می کشه ، رفتاردرمانی اگه نگیم بالاتر اما برابر دارودرمانی اثر داره و باید به موازات دارودرمانی شروع و جلو بره و مهمترینش Exposure +Response Prevention ( مواجهه +  جلوگیری از  عکس العمل ) هستش یعنی بیمار رو با اون کار وسواسی مثل شستن مکرر دستها مواجه می کنیم اما نمی گذاریم اون کاررو انجام بده ! و به تدریج از سَرِش می ندازیم ! ان شالله هم که کار هیچ وقت به ECT ( شوک مغزی ) و روان جراحی نکشه !

   

  

 من عاشقم ............ یه عشق زمینی ........... عشق آدم به آدم ( به مناسبت ولنتاین )  


 
در آستانه معافیت .......!!!
ساعت ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸٦ : توسط : مجید
به نام خدا

 

 


پنجشنبه 18 بهمن ماه 1386

 

 

 


هفته خیلی خیلی خوبی بود ، بیمارستانی که نظام وظیفه معرفی کرده بود برای معاینه چشم رفتم و چندتا دکتری که معاینه ام کردند معافیت دائم رو تایید کردند ( اونهایی که در جریان  ضعیفی چشم من نیستند مطلب 27  اردیبهشت امسال رو بخونند ) تمام  مدتی که تو سالن انتظار می ِنشَستَم تا ِصدام کنند هرچی اسم اعظم و ذکر و دعایی که می دونستم  موثره رو می خوندم  ، لحظات پر استرسی بود جوری که قلبم داشت تو دهنم می اومد ! حدود یک هفته ای در رفت و آمد به بیمارستان  بودم  تا اینکه بعد تموم شدن کارهای اداری و معاینات گفتند نامه و نتایج معاینات رو خودشون می فرستند نظام وظیفه و اواسط اسفند باید برم نظام وظیفه  برام وقت شورای پزشکی  تعیین بشه و اونها هم تایید نهایی رو بزنند کار تمومه و پرونده می ره برای صدور کارت و  یه مبلغی ( فکر کنم  جمع سه تا فیشش  بشه حدود هفت هزارتومان )  باید برای صدور کارت به حساب بانکی که اعلام می کنند  بریزم ، خلاصه تا نود درصد معافیتم درست شده و فقط یه تایید نهایی نظام وظیفه رو می خواد که اونم به یاری خدا امیدوارم تا عید کارهای اداری اش تموم بشه و به بعد عید نَکِشه  و ایام عید که همه می آن عیددیدنی کارت رو بهشون نشون بدم !(البته در هرصورت به احتمال همون نود درصد به بالا  معاف می شم  و می تونم تو ثبت نام ارشد بند معافیت دائم رو علامت بزنم  فقط این کارهای اداری اش دیر و زود داره ).

 

 

تصمیم گرفتم اون روزی که تایید نهایی هم تو نظام وظیفه ان شالله  انجام بشه به محض اینکه از در اونجا  اومدم بیرون اول  یه نفس راحتی بکشم  و بعد  یه متن SMS به این عنوان بنویسم و به همه (پولش مهم نیست )  بفرستم : تموم شد ........ معاف شدم ...... تموم شد ( اگه متن پیشنهادی دارین که فکر می کنین بهتره بگین ، با این پیش فرض که همه فامیل و آشنا و دوستان می دونند من شش ساله دارم بابت این قضیه چه زجر روحی می کشم و همه منتظرن خبر نهایی رو بشنوند ولی الان هم خیلی خوشحال هستند و همه زنگ زدند تبریک گفتند  )  و بعدش اول برم شیرینی فروشی یه سه چهارکیلو شیرینی تر بخرم و  بیام خونه دو رکعت نماز شکر بجا بیارم ( البته بعد تموم شدن معاینات و مشخص شدن نتیجه  تو بیمارستان  هم خوندم ) و بعد از 20 شهریور 1380 یک خواب راحت چند ساعته بکنم و به مامان بگم توروخدا من رو تا زمانی که خودم  بیدار نشدم با هیچ روشی ! اعم از محترمانه و غیر محترمانه!  بیدار نکن ( نکیر و منکر که شب اول قبر می آن سراغ آدم بعد سوال و جواب اگه طرف گناه کار باشه که هیچ ! اگه نیکوکار باشه بهش می گن : بخواب ! مثل خواب یک تازه عروس یا داماد که کنایه از خوابی هستش که طرف با رویاهای شیرین ناشی از یک وضعیت  جدید می خوابه ، این خواب من هم از همون نوعه ! ) شب 20 شهریور 80 اسمم رو تو تله تکست تلویزیون دیدم که دانشگاه قبول شده بودم ( در اوج ناامیدی ، چون روزش اشتباهی برای یه رشته دیگه رو نگاه کرده بودم ! تازه غروب متوجه شدم اسامی ما ده شب می آد ! )  و شبی فراموش نشدنی برای خودم و خانواده بود که قابل توصیف  تو اینجا نیست !  ازفردای  اون روز  با بسته شدن پرونده معافیتی که مثل حالا درجریان بود و یکی دوتا  امضا ء می خواست تا معاف بشم ولی بَستَنِش   و استرس های سربازی و نداشتن کارت معافیت  و مشکلات ناشی از اون بعد ورود به دانشگاه  شروع شد و تا این هفته هم ادامه داشت که خداروشکر با این وضعیت خیلی کمتر شد ولی تا کارت دستم نیاد صفر نمی شه ! الان هم یه کم استرس دارم  .

 

 

اونهایی که پنج سال و چهارروزه دارند مطالب من رو می خونند می دونند من دارم چی می گم و تو این مدت در جریان کامل استرس های من تو این زمینه  قرار داشتند  که بخشی از مطالب ثابت  وبلاگم رو شامل می شد اما تصمیم گرفتم نسبت بهش بی تفاوت باشم و بسپارم دست خدا و گذشت زمان  که خداروشکر جواب داد (نصیحت های عقل کلی دوستان  هم توش دخیل بود!! من آدمی هستم که اگه حرف و توصیه منطقی بهم بشه قبول می کنم و خودم رو مثل بعضی ها عقل کل نمی دونم ! ) .  بخصوص تو سالهای 82 و 83 ( بخصوص 82 )  که اوجش بود و بیشتر مشکل و استرس من درباره سربازی  اون موقع  این بود که مانع  سر و سامون گرفتن منه ولی حالا که دارم بهش می رسم دیگه اون شور و شوق اون موقع رو ندارم و روزبروز در حال دلسرد شدن هستم و که لحظه به لحظه هم داره بیشتر می شه . دلیلش رو هم خودتون ( یا بهتر بگم بعضی هاتون ) بهتر می دونین ! آدم بعضی برخوردها و رفتارها و خواسته ها رو که می بینه سست می شه ، من اگه  قراره وضعیتم رو عوض کنم دوست دارم بهتر بشه و ارتقا پیدا کنه و در جهت به آرامش رسیدنم باشه  ( هم در مورد خودم هم در مورد طرف مقابل ) نه اینکه مدام در حال چک و چونه زدن و جنگ اعصاب و بحث های بی خود و رنج بردن از دیدن بعضی رفتارهای طرف مقابل و عدم درک دوجانبه  باشم ، والا سر جام نشستم دارم زندگی  آرومم رو می کنم !مریض که نیستم الکی برای خودم جنگ اعصاب درست کنم !ولی از یک طرف هم نمی تونم  حالا که همه چی درست شده جلوی خدا زیر همه چی بزنم !    تا الان که  بهانه ام همین سربازی بود و اگه کارت معافیت دستم بیاد و امتحان ارشد  خرداد یا تیر رو هم بدم احتمال اینکه بعدش مشکل کارم هم حل بشه خیلی زیاده و مشکل مسکن هم که ندارم و از نظر شرعی هم که چند سالی می شه ازدواج به ما واجب شده ! و اگه خدا خیلی لطف کنه تا الان رو می بخشه !  و در نتیجه جلوی فک و فامیل و دوست و آشنا  دیگه هیچ بهانه ای نخواهم داشت !

 

 

این روزها دارم برای اون موقع فکر می کنم که دیگه باید چی بگم و چه بهانه ای جور کنم ؟!  جلوی اونها هم بشه جلوی خدا که نمی شه ! مشکلاتی وجود داره که اگه خواننده دائمی باشین بخصوص مطالب   15 و 22 شهریور امسال  رو هم خونده باشین متوجه می شین که مشکلم چیه ! البته مشکل مالی تو این مملکت برای یه پسر جوون چندان عجیب نیست اما مشکل من بیشتر  جنبه تعاملی داره تا مالی و بخش مالی قضیه ضعیف ترین بخشه . من روحیات و اخلاق هایی دارم که طرف مقابل باید خیلی واقعا عاقل و فهمیده باشه تا بتونه درکشون کنه و از هرکسی بر نمی آد .  خلاصه فعلا دعا کنید جلسات شورای اسفندماه هم بخوبی و خوشی تموم بشه و قطعی بشه ( که همین جا به محض قطعی شدن اعلام خواهم کرد ) بعد یه فکری هم  بحال این موضوع می کنیم ، کلی هم نذر و نیاز دارم که باید اداشون کنم و یه سور هم باید به دوستان و فامیل بدیم و  یه وام   باید بگیرم ! بعضی وقتها با خودم فکر می کنم که شاید تو این مدت صلاح نبوده که معاف بشم و کارت معافیت دستم بیاد .

 

 

***********************************************************

 

 



 

 


وارد دانشگاه  که شدیم یه دختر خانمی تو کلاس ما بود که همون موقع هم  متاهل شد ، شوهرش هم  ده سال از خودش بزرگتر بود ، بعد یه مدت باهم دیگه نساختند و طلاق گرفتند . بعد چند وقت این دختر خانم رفت با یکی از بچه های دانشگاه دوست شد و حدود دو سالی هم فکر کنم باهم بودند که بهم خورد ، بعد اون دوباره یه مدت کوتاهی همون همکلاسی سابقمون  رو تو خیابون  دست در دست یه پسر دیگه دیدیم ! که البته  مدتش از بقیه کوتاه تر بود و اونم بهم خورد ! یه مورد آخر هم پارسال براش پیش اومد که امسال به ازدواج ختم شد و ان شالله که پایدار بمونه ! تو این مدت  که ایشون داشتند می گشتند و یار عوض می کردند من طبق معمول دنبال مطالعه کتابهای پزشکی  و کارهای تحقیقاتی و مقاله تو کنگره های پزشکی Submit کردن و تو همایش ها و سمینارهای پزشکی شرکت کردن و از این جور کارها  بودم ولی از اونجایی که اعلام کردند طرح پزشکی از لیسانس ویژه نخبه ها و استعدادهاست ایشون  به شرایطشون خورد و بخاطر معدل دیپلم و جنسیت شون که نیازی به کارت معافیت و پایان خدمت نداشتند و سن شون که تو محدوده مجاز بود مدارک شون رو ارسال کردند تا تو امتحان شرکت داده بشن و مارو هم که می دونین اجازه شرکت حتی تو امتحان رو هم پیدا نکردیم .   حالا شما بگین  بین من و ایشون کی نخبه تره ؟!! معلومه که من نخبه نیستم !! خدارو همیشه شکر می کنم از این بابت  که خدایی هم هست که همه این چیزها رو داره می بینه ، از این بابت خیلی احساس رضایت و ارامش  می کنم و خیلی خوشحالم ، واقعا که اگه این خدا نبود و جای حق ننشسته بود و ناظر به اعمال بندگانش نبود و حساب و کتابی درکار نبود  من  تا الان دیوونه شده بودم !! اما خیلی به حساب و کتاب و شب اول قبر و پل صراط و روز قیامت معتقدم و مطمئنم خدا نمی گذاره حق هیچ صاحب حقی پایمال بشه ، ما که دستمون به هیچ جایی بند نیست و جز خدا کسی رو برای رفتن به درگاهش برای  درددل و تظلم خواهی  نمی شناسیم و صدامون به گوش کسی نمی رسه یا اگه هم می رسه اعتنایی نمی کنند پس  بهتره  خفه شیم و همه چیز رو بسپریم دست خودش ، امیدوارم بعد از اینکه زندگی ما تو این دنیای فانی و سرای گذر بسر اومد و وارد زندگی همیشگی و اون دنیا شدیم موقع ملاقات خدا  حق هیچ کسی به گردن ما نباشه و اگه تو این دنیا بطور موقت مقام و مسئولیتی داشتیم کاری نکرده باشیم و تصمیمی نگرفته باشیم که حق کسی ضایع شده باشه .

 

******************************************************************

 



نکته بهداشتی پزشکی :

 

 

@ عزیزان دیابتی ، عزیزانی که تازه عمل جراحی داشتند ، عزیزانی که برای مدت طولانی باید بستری و بی حرکت باشن  و کسانی  مثل اینها که گردش خون پاهاشون باید مرتب و منظم باشه تا عوارضی مثل زخم ، عفونت ، لخته شدن و از این قبیل مسائل به سراغشون نیاد سعی کنند روزانه لبه تخت که نشستند انگشتان پاهاشون رو ده بار به بالا و پایین حرکت بدن و بعد هر پا رو ده بار بچرخونند تا گردش خون پا حفظ بشه  و بهبود  هم پیدا کنه ، البته این فقط یه راه ساده ست ، یه راه بدون هزینه و آنژی پارس و ... !!

 

***********************************************************

 

 




 
نکته تغذیه ای :

 


@ ماء الشعیر و رازیانه بخاطر هورمون های زنونه ای که دارند باعث می شن دختربچه ها زودتر بالغ بشن و شیر خانم های شیرده رو هم زیاد می کنند و به خانم ها توصیه می شه مرتب استفاده کنند ( مثل عرق رازیانه ) بخصوص اونهایی که کیست تخمدان و مشکلاتی از این دست دارند .   ولی تو آقایون چه پسربچه ها چه بالغین باید استفاده ازشون محدود بشه ) ، در مورد سویا هم همین توصیه به خانم ها می شه .

 

 


 


 

 


نکته دارویی :

 


 @ برای عزیزانی که دچار سرماخوردگی و عوارض اون مثل سرفه می شن معمولا شربت های آویشن مثل توسیان ، برونکوتیدی ، تیمکس ، برونکوسین و امثال اینها تجویز می شه که زیر پوشش بیمه هم نیستند و داروخانه حتی اگه تو دفترچه بیمه بیمار هم نوشته شده باشه آزاد حسابشون می کنه ، پیشنهاد می کنم آویشن طبیعی  رو از عطاری بخرید و   مثل چایی دَم کنید و مقداری نبات هم اضافه و  میل کنید ( جدیدترین تحقیق راجع به خواص آویشن هفته پیش منتشر شد که تو درمان کولیت یا التهاب روده ها موثر بوده )  ، همین طور چای سبز که تو درمان سرماخوردگی ، سرفه های مزمن ، کیست ها مثل کیست تخمدان خیلی مفیده و خاصیت ضد سرطانی هم داره .  این چیزها برای سرفه های ناشی از سرماخوردگی هم  خیلی خوبن و همین طور دستگاه تنفس رو هم ضدعفونی می کنند  ، از نقش عسل  هم تو درمان سرماخوردگی غافل نشین چه عسل خالی خوردن ( مثل شربت هایی  که  با قاشق مرباخوری  هر 6 تا 8 ساعت می خورین )   چه همراه آب گرم و کمی آب لیمو برای قرقره کردن و میل کردن.

 

********************************************************************
 
 

درمانگاه :

 

 


دختر خانم جوونی بعد سرماخوردگی  و گذشت نزدیک به ده روز احساس می کنند  اصلا بهتر نمی شن ، به درمانگاه که مراجعه می کنند از ترشحات زرد از بینی ، سردرد و احساس پری بینی و سرفه و ترشحات پشت حلق  گلایه می کنند ، شما زمانی که سینوس های ایشون رو معاینه می کنید موقع لمس سینوس ها احساس حساسیت و درد موقع لمس ( تِندِرنِس ) می کنند  و موقع خم کردن سرشون هم احساس پرُی و درد می کنند ، تشخیص شما  چی می تونه باشه ؟

 

 

برای این بیمار می شه تشخیص سینوزیت حاد چرکی گذاشت ، سینوس ها چهار جفت ( البته دو جفت سینوس پیشانی یا فرونتال بعد یک سالگی تشکیل می شن یا ممکنه اصلا تشکیل نشن )  حفرات استخوانی تو خالی که مملو از هوا هستند  تو سر و صورت  هستند که با یه غشا از داخل آستر شدن که این غشا موقع سرماخوردگی ملتهب می شه ، روزی حدود نیم لیتر مایع از این غشا ترشح می شه که به سوراخ های مجاری بینی و حلق و بعدش معده می ریزه ، سینوس ها با مجاری بینی ارتباط دارند  و کارهای مختلفی دارند  مثل سبک نگه داشتن استخوان سر ، حفظ رطوبت و خاصیت ضد میکروبی تو دستگاه تنفسی ، بهتر کردن کیفیت صدا و ... اما موقع سرماخوردگی که ترشحاتی توشون جمع می شه و اون مجاری بینی گرفته می شن  باعث می شه ترشحات تخلیه نشده و  سینوس ها  ملتهب بشن و سینوزیت ایجاد بشه  . معمولا تو سینوزیت تب یا اصلا وجود نداره یا اگه باشه هم  زیاد نیست ( ولی تو تب های طول کشیده بعد سرماخوردگی باید سینوزیت رو مد نظر داشت )  ، لکوسیتوز یا افزایش WBC ها ( گلبول های سفید یا همون سربازان بدن ) تو CBC ( شمارش سلولهای خونی ) وجود نداره و اگه تب با لکوسیتوز باشه باید به عوارض سینوزیت شک کرد . ترشحات چرکی به رنگ زرد یا سبز از بینی ( اول ممکنه حتی خونی هم باشن ) ، احساس پُری تو بینی ، سردرد ، دندون درد، با خم شدن سر به جلو احساس پری و درد کردن یا احساس حرکت یا وجود مایع تو سر  ، علائم تیپیک ( شایع  و شناخته شده ) سرماخوردگی ، سرفه که  بخصوص شبها  هم بدتر می شه ، احساس جمع شدن ترشح پشت حلق ، خشونت صدا ، بدتر شدن آسم  ، برگشت اسید از معده به مری ،  ورم کردن صورت و پلک ها و قرمزی چشم ها ( بخصوص بچه ها )  و حتی جابجایی چشم ها و فشار به عصب بینایی  هم از علائم  دیگه سینوزیت هستند ،  معمولا درد بالای ابروها و تو پیشونی ( سینوس های  فرونتال)، درد صورت و عمق چشمها و حتی استخوان پس سری  ( بیشتر سینوس های اتموئید که کنار گوشه داخلی چشم هاست  و سینوس اسفنوئید که کف جمجمه ست  ) و درد و حساسیت فکی و دندونی ( بیشتر سینوس های فکی یا ماکزیلاری که تو اطراف گونه هاست ) هم وجود داره که اگه ترکیبی از این علائم باهم باشن می گیم پان سینوزیت وجود داره ( یعنی همه سینوس ها کل یوم !! درگیرند )  معمولا تو گرافی سینوس ها کدر هستند ( البته تو بچه ها زیاد قابل استناد نیست بخصوص تو حالت سرماخوردگی عادی که یه التهابی تو سینوس ها ایجاد و بعد برطرف می شه و بهتره تو حالت سرماخوردگی حاد  برای بیماردرخواست گرافی یا اسکن نشه   ) یا سطج مایع – هوا تو سینوس وجود داره ولی موارد مزمن با Scan سینوس بهتر مشخص می شن که دقیق تره  ، یه روش تشخیصی دیگه هم به اسم ترانس ایلومیناسیون وجود داره که اتاق رو تاریک می کنند و به سینوس ها نور می تابونند و اگه نور از اون وَر سینوس رد نشه می شه تشخیص سینوزیت گذاشت  . معمولا بعد سرماخوردگی ، مواجهه با هوای سرد و آب سرد ( مثل شنا و شیرجه ) ، آلرژی ها سینوزیت اتفاق می افته ، درمان سینوزیت حاد معمولا ده روز و بسته به وضعیت و سن بیمار و تشخیص پزشک یکی از آنتی بیوتیک هایی مثل آموکسی سیلین ، کوآموکسی کلاو ، سفیکسیم ، سیپروفلوکساسین ، کوتریموکسازول ، کلاریتومایسین  و امثال اینهاست که برای من و داداشم ممکنه بسته به شرایطمون دوتا آنتی بیوتیک متفاوت تجویز بشه که تشخیص  اون شرایط هم  با پزشکه ( قابل توجه عزیزان خوددرمان !! )  ، از قطره فنیل افرین به مدت سه روز هم می شه استفاده کرد و همین طور قرص پسودوافدرین یا شربت دکسترومتورفان پی (  بخصوص زمانی که احتقان و سرفه باهم تظاهر پیدا می کنند ) ولی قرصهای سرماخوردگی و آنتی هیستامین ها نباید تجویز بشن چون باعث می شن ترشحات خشک بشه و بیرون نیاد ، به بیمار توصیه بشه با حوله گرم رو سینوس ها کمپرس گرم و مرطوب بگذاره ، روزی 4 بار سرم شستشو مثل نرمال سالین N.S یا همون کلرسدیم ( آب نمک یا قطره های بینی  بخصوص تو بچه ها  یا به ازای هر لیتر آب جوشیده سرد شده یک قاشق مرباخوری نمک اگه خودش می خواد درست کنه ) تو مُشتش بگیره و بگیره جلوی سوراخ های بینی و بکشه بالا و بعد  تخلیه کنه حتما  انجام بده ، موقع سرما سر و پیشونی و صورت رو با هِد بند و شال و کلاه و کلاه نقاب دار ( بخصوص  بچه ها ) رو حتما بپوشونند  ،  مرتب هم بخور بدن که خیلی مفیده .  اگه سینوزیت مزمن شد یا به هر حال مشکل باقی بود باید به پزشک مراجعه بشه تا بررسی مجددی صورت و آنتی بیوتیک عوض بشه یا مدت درمان برای 2 تا 6 هفته ادامه پیدا کنه ، اگه پولیپ یا ناهنجاری ساختمانی  تو بینی هست هم حتما اصلاح بشه و ان شالله که هیچ وقت کار به روشهای تهاجمی مثل آندوسکپی سینوس ها و جراحی نکشه و بازهم  ان شالله هیچ وقت عوارض مغزی مثل مننژیت و آبسه مغزی پیش نیاد ، اگه چنین علائمی رو دیدین یا با سرماخوردگی طول کشیده بیشتر از یک هفته با تب و سردرد مواجهه شدین سینوزیت رو حتما تو تشخیص های افتراقی  مد نظر داشته باشید .

 

*****************************************************************

 


 

تو می کوشی آسوده باشی ، من می کوشم که دیگران آسوده تر از من باشند ( سعید نفیسی )


 
همسر ایده ال ؟!!!!!!!
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸٦ : توسط : مجید

 

به نام خدا

 

 

پنجشنبه یازدهم بهمن ماه 1386

 

 

مامان من بعضی اوقات از اینکه دختر نداره خیلی شکایت می کنه ، بخصوص زمانی که جلسات دعا و قرآن هم تو خونه می گذاره و تمام کارها رو هم باید یک تنه انجام بده ( من هرچقدر هم قبلش کمک کنم دیگه توقع ندارین برم بین حداقل سی تا زن پذیرایی کنم یا استکان جمع کنم ؟!! ) یکی از دوستان مامان یه دختری داره که اتفاقا با من تو یک روز به دنیا اومده و الان هم داره برای ارشد می خونه ، مامان یه مدت خیلی چشمم این دختره رو گرفته بود . دختره از نظر ظاهری ( یکبار اتفاقی دیدمش ) واقعاچیزی کم نداره و تمام تیریپ دخترهای امروزی ازعشق رانندگی و ماشین گرفته تا کلاس زبان رفتن و دوست داشتن ادامه تحصیل و کار رو هم داره (باید به طرف نگاه کرد و نمی شه برای همه یه حکم کلی صادر کرد . بعضی ها رو باید حمایت کرد ولی بعضی ها جنبه ندارند و باید محدود بشن . ) ولی از شانس من با مامانش خونه ما که می آن مثل شب نوزده ماه رمضون و صبح های ماه رمضون و همین مجالس متفرقه که مامان بعضی وقتها می گذاره مثل سه روز بعد شهادت امام حسین ( ع ) که هفته پیش داشت ، صاف دست رو رگ خواب مامان من می گذاره !! بدون اینکه مامانم ازش بخواد شروع می کنه به کار کردن و استکان جمع کردن و چایی آوردن و بقیه کارها !!!!! و مامان من هم جو گیر می شه دیگه !! جالب اینجاست که به گفته مادرش حتی اتوکردن هم بلد نیست چه برسه به غذا درست کردن و بقیه کارها و مامانش حتی نمی گذاره یه ساک دستش بگیره !! من موندم چطور همچین دختری خونه ما که می آد یک مرتبه اهل کار و خانه داری می شه ؟!!!! اونم بدون اینکه کسی ازش بخواد !! تو دنیا هم فقط خودش هست و مادرش ، اما مادرش از اون سخت گیرهاست و از اونهایی که زیاد دخالت می کنند و یکبار که مامان خواستگار برای دختره معرفی کرده بود (همون خواستگار با یکی از دختر عمه هام ازدواج کرد و الان داماد خانواده ماست ) تا تعیین حق مسکن ( محل سکونت مثلا تو زادگاه خودشون ) رو هم گفته بود ما باید تعیین کنیم و کلی سخت گیری در مورد عروسی و مهریه و خرید و این چیزها !! خداییش اگه همچین مادری نداشت و علاوه بر این تیریپ امروزی یه مقدار هم تعادل رو رعایت می کرد حتما بهش فکر می کردم اما به مامان گفتم بی خیال بابا !! بدرد من نمی خوره !

 ******************************************************************

 

 

 

 

اون یه واحد آپارتمان چهل و چند متری رو که با پول بجا مونده از بابا و وام مسکن و ارث مامان تو محل مامان خرداد ماه خریدیم که یادتونه ؟ یادتونه چند خریدیم ؟ چهل و دو و نیم ! یعنی متری حدودا نهصد تومان ! البته زمانی که رفتیم دیدیم ، فروشنده گذاشته بود چهل و شش تومان !! اما این قدر چونه زدیم و بنگاهیه که آشنا و بچه محل مامان و دایی ها بود زبون ریخت که فروشنده که اتفاقا آدم مظلوم و ساکت و بشدت زن ذلیلی بود !! تا چهل و دو و نیم هم راضی شد ! موقع قولنامه مثل بچه ها سرش رو انداخته بود پایین عرق می ریخت ! و از زنش می ترسید که دیگه نتونه خونه پیدا کنه (بعد دوماه بنگاهیه یه شصت متری براش پیدا کرد ) ، خلاصه دو روز بعد امضای قولنامه تازه رفته پرس و جو و فهمیده بود زیر قیمت فروخته !! می خواست بهم بزنه اما سه میلیون باید ضرر و زیان می داد و اون قدر دایی ها و بنگاهیه مخش رو زدند که راضی شد و بنگاهیه بهش اطمینان داد که براش یه جایی رو متناسب با پولش پیدا می کنه . می دونین الان قیمت همون خونه که خریدیم چند شده ؟ آخرین قیمت متری یک و دویست بوده !! یعنی حدود پنجاه میلیون !! البته طبقه اول بودن و خوش ساخت بودن و نمای خوب هم تو قیمتش دخالت داره و همین طور تو یه خیابون خلوت با دسترسی آسون به فرهنگسرای بهمن ( پنج تا ده دقیقه ) و بازار خرید و مترو و اتوبوس برای ولیعصر و انقلاب و جاهای دیگه که همه اینها هم مهمه . فعلا به یه مادر و دختر با قیمت مناسب و منصفانه اجاره دادیم که خوش قول هم هستند و دو سه روز زودتر اجاره رو می دن و ماهم قسط وام رو می دیم و یه چیزی هم که تهش می مونه می دیم به مادربزرگم ، فکر کنم اگه خودمون هم یه روزی بخواهیم بریم زندگی کنیم صد و شونزده تومان در مقایسه با اجاره های سنگین امروز چیزی نباشه که نشه داد ( ده میلیون وام گرفتیم باید شونزده تا پس بدیم ! ) . این خونه رو مدیون دور اندیشی بابا و مامان هستیم که مامان از سهم الارث پدری ( که قصه مفصلی داره و بعدا حتما می گم ) چیزی برای خودش ورنداشت و گذاشت تو بانک مسکن و باباهم گفته بود تا ده تا رو من حساب کن ( که اتفاقا بعد فوتش هم تقریبا همون قدر هم برای خرید اون خونه از پولش بکار اومد ! ) تا یه پشتوانه ای برای من و داداشم باشه . خداییش آدم چه سرمایه گذاری می تونه تو این مملکت بکنه که همچین سودی داشته باشه ؟!! به همه توصیه می کنم اگه یه روزی پولی در حد خرید حتی یک سوئیت هم دستتون اومد تو بانک نخوابونین و باهاش سوئیت و آپارتمان بخرین و بدین اجاره چون ارزش پولتون بالا می ره اما پایین نمی آد .

 

 

 

 

 

 

انتشارات سماط ( شعبه اول روبروی سردراصلی دانشگاه تهران و شعبه دوم روبروی در 16 آذر دانشگاه که فکر کنم بشه در غربی ) داره ترجمه های هاریسون 2005 ( منبع اصلی بیماریهای داخلی جهت اطلاع عزیزان غیر علوم پزشکی ) رو با 50 درصد تخفیف می ده و تموم هم داره می شه ، هرکی می خواد عجله کنه بره بگیره . من همه ترجمه ها رو پارسال جدا جدا گرفته بودم ( چون اگه می خواستم یکجا بخرم خیلی بهم فشار مالی می اومد !! ) و فقط دوجلد عفونی ها مونده بود که چون گرون بودند دست نگه داشته بودم ولی هفته پیش رفتم دوجلدی رو که شونزده تومان می شد هشت تومان خریدم !! چهارجلد سسیل 2007 ( اونم منبع معتبر بیماریهای داخلی ! ) تیمورزاده رو هم خریدم و چهار پنج جلد دیگه اش مونده که اگه اونها رو هم کم کم بخرم جمع کتابهای رفرانس پایه و بالینی پزشکی ام کامل می شه چون بقیه رو قبلا خریدم ، چندان اعتقادی به کتابهای غیر تکست و غیر رفرانس و تالیف افراد ناآشنا ندارم و سعی می کنم کتابی که می خرم ترجمه معتبر یا حداقل تالیف متخصصین و اساتید مطرح و شناخته شده باشه ، رجوع بهشون مطمئن تره. خدا رو صدهزار مرتبه شکر اینجا دیگه مُجازیم !!!

 

 

 

 

 

نکته بهداشتی پزشکی :

 

 

@ عزیزانی که سردردهای میگرنی زیاد می گیرن لطف کنند زمانی که حموم می رن ( بخصوص زیردوش آب گرم وای می ستن ) زیاد طولش ندن ، همیم طور مواظب غذاهایی که می خورند باشن ، چون بعضی مواد غذایی مثل کنسروها و غذاهای آماده و Fast Food ها ، سس ها ، غذاهای چرب ، شکلات و قهوه ، نوشیدنی های الکلی ، پنیرکهنه و پیاز و پیازچه و تره می تونند سردردهای میگرنی رو تشدید کنند ، زیاد تو معرض استرس بودن ، جاهای شلوغ ، اختلال خواب و زیاد به چیزهای روشن نگاه کردن و تو همچین جاهایی بودن ( مثلا برف و یه جای برفی ) از سایر عوامل تشدید کننده سردردهای میگرنی هستند ، خانم هایی هم که سردردهای میگرنی دارند لطف کنند موقع سبزی پاک کردن ( البته به خانم های مدرن و روشنفکر ! جسارت نشه ! ) پیازچه و تره و همین طور پیاز رو بدن آقای خونه پاک کنه ! ( البته اگه آقای خونه کل سبزی رو پاک نمی کنه ! چه معنی داره یه خانم امروزی تحصیلکرده سبزی پاک کنه ؟!! عجب گناه بزرگی !!!!) همین طور اگه خانم های مبتلا به سردردهای میگرنی از قرص های ضد بارداری استفاده می کنند لطف کنند با یک پزشک یا کارشناس بهداشت مشورت کنند تا شاید روش بهتری برای پیشگیری بجز قرص بشه براشون پیدا کرد .

 

 

 

 

نکته تغذیه ای :

 

 

@ در اینکه چربی بالا ، فشارخون بالا ، استرس ، سیگار ، چاقی ، کم تحرکی و عواملی نظیر اینها باعث بوجود اومدن آتروِاسکلروز ( تصلب شرایین ) و درنهایت سکته قلبی می شن کسی شکی نداره ، اما یه عامل دیگه ای هم تو رخ دادن تصلب شرایین و سکته قلبی بی تاثیر نیست و مطالعات مختلف ثابت کرده که این عامل هم تو ایجاد سکته موثر بوده ، یه اسید آمینه ( پیش ساز های پروتئین رو بهشون اسید آمینه می گن ) به اسم هموسیستئین که هنوز مکانیسم عملش و نحوه پاتولوژیش درست روشن نشده اما تو خون اونهایی که دچار تصلب شرایین و سکته شدند بیشتر از 15 میکرو مول در لیتر گزارش شده و تو خون اونهایی که زیاد از میوه ها و سبزیجات ، اسید فولیک و ویتامین های گروه B استفاده می کردند مقدارش خیلی پایین بوده و در نتیجه آترواسکلروز یا تصلب شرایین و سکته تو این گروه کمتر اتفاق افتاده ، البته مقادیر طبیعی هموسیستئین خون خطر تصلب شرایین رو کم نمی کنه و ممکنه بخاطر علت های دیگه مثل چربی بالا ، استرس و بیماریهای زمینه ای قلبی و غیره همچنان شخص در معرض خطر باشه ولی با مصرف مرتب و منظم میوه ها و سبزیجات در طول روز حداقل دیگه این عامل افزایش پیدا نمی کنه و یه عامل خطر به عوامل خطر احتمالی موجود دیگه اضافه نمی شه !

 

 

 

 

نکته دارویی :

 

 

@ این کار یعنی چی که ورمی دارند برای هر بیماری که سوء هاضمه ( دیس پپسی ) و رفلاکس معدی مروی ( GERD ) داره همون اول کاری داروهای مهار کننده پمپ پروتون ( PPI ها ) مثل اُمپرازول و پَنتوپرازول تجویز می کنند ؟!!! طبق استاندارد تجویز دارویی این داروها تو Step III ( گام سوم یا همون خط سه ) قرار دارند و در صورتی که داروهای خط اول ( آنتی اسیدها مثل آلومینیوم اِم جی اِس ) و خط دوم ( H2 بلاکرها مثل رانیتیدین و فاموتیدین ) جواب ندن باید تجویز بشن ( کاری با موارد استثنایی نداریم ) و با اینکه اُمپرازول رو تقریبا داروی Safe ( یعنی عوارض کمتری توش دیدن ) معرفی کردند ( جز بعضی موارد منجر به تومور کار سینوئید تو حیوانات ) و تا چهارده سال هم مصرفش مشکلی نداشته ( طبق فرموده دکتر احسانی اَتِند گوارش بیمارستان طالقانی تو سمینار پارسال زخم پپتیک ) اما تو متون و ORER های پزشکی تو موارد سوء هاضمه و رفلاکس به عنوان داروی خط سوم توصیه شده و اگه تو خط اول تجویز بشه فقط ممکنه زحمت بیمار رو بیشتر کنه و البته هزینه نسبتا بالاتری که داره ، اگه دوستان علوم پزشکی نظر دقیق تر و تکمیلی تری دارند خوشحال می شم بفرمایند .

 

 

 

 

 

 

پاسخ به پرسشهای شما :

 

 

@ ژیاردیا جان ، قار و قور کردن شکم به تنهایی نشونه هیچ اختلال پاتولوژیک قابل تاملی نیست و می تونه در اثر افزایش حرکات و صداهای روده ای و گوارشی باشه .

 

 

@ مهدیه خانم عزیز ، اگه امکان داره لیست داروهایی که تا الان ( چه شیمیایی چه گیاهی ) مصرف کردین برام بنویسین و همین طور اینکه سرفه تون خشکه یا خلط دار ؟ برام ایمیل کنین تا تو ایمیل جواب مشروح رو بدم ، تو جواب سوالات اینجا محدودیت هایی دارم ولی با ایمیل راحت ترم .

 

 

@ ببینین نهال خانم ، در مورد سوال یک و دو که پرسیدین باید بگم تو شرایط عادی معمولا این حالت بهتون دست نخواهد داد ولی زمانی که از نظر روانی روش فکر کنین یا کاری انجام بدین خب طبیعیه که اعصاب و هورمون های شما فعال خواهند شد و اون ترشحات شروع خواهند شد ، پس اگه می خواین از این بابت مشکلتون حل بشه لطف کنین ذهنتون رو به چیزهای دیگه مشغول کنین ( ورزش ، تفریحات سالم و ... ) تا زمانی که این کاررو به طور طبیعی با همسرتون انجام بدین و لذت واقعی ببرین والا هرچقدر بیشتر فکر کنین و یا به موارد تحریک آمیز مثل فیلم و مجله و این چیزها نگاه کنین بیشتر می شه ، اون اوج رو هم شما تنهایی نمی تونین بهش برسین و توصیه می کنم فعلا بهش فکر نکنین . در مورد سوال سه و چهار باید بگم من احکام شرعی رو نمی دونم و می تونین از تو رساله ها ببینین ولی از نظر بهداشتی و پزشکی هردوکار مشکل داره و باعث انتقال عفونت می شه ، به ایمیل من که بالا کنار صفحه ست ایمیل بزنین تا بهتون سایت و کتاب معرفی کنم .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درمانگاه *:

 

 

یه آقای سی ساله ای که دست برقضا خیلی هم فنی بید !! چند وقتی هست تو آرنجش احساس درد می کنه و زمانی که کارهای فنی مثل کار با پیچ گوشتی انجام می ده دردش تشدید می شه ، پیش پزشک که می ره بعد معاینه براش تشخیص بیماری آرنج تنیس بازان می گذاره ، این بیماری چیه ؟

 

تو بیماری آرنج تنیس بازان یا Tennis elbow معمولا برجستگی استخوانی آرنج که پشت ساعد قرار داره و باعث اتصال عضله ساعد به بازو می شه درگیر می شه که به این برجستگی ها یا اصطلاحا لقمه ها تو آناتومی اپی کوندیل می گن ، علتش هم معمولا فشارها و کشیدگی ها و استرس های فیزیکی هستش که به عضلات ساعد و کلا عضلات اون ناحیه وارد می شه و تو بعضی مشاغل مثل مکانیک ها و آدمهای فنی ، نجارها ، لوله کش ها و خانم هایی که زیاد گوشت خرد می کنند ( البته با این تیریپ های مدرنیزم اگه مثل همون سبزی پاک کردن افتخار بدن!!!! ) و ورزشهایی مثل تنیس شیوع بیشتری داره و دلیلش رو هم دیگه خودتون بهتر می تونین حدس بزنین ، در اثر فشارها به عضلات ناحیه آرنج ، کم کم اون عضلات بینوا دچار دژنراسیون ( یعنی استحاله شدن و رو به زوال رفتن ) می شن و اون عزیزدلی که مبتلاست بعد یه مدت کم کم تو فعالیتهای دستی بخصوص فعالیتهایی مثل پیچ سفت کردن و کارهایی از این دست که دست باید بپیچه دچار مشکل می شه و حتی مشت هم که می کنه مشتش حالت دردناک و ضعیف داره و تو ناحیه آرنج و اون برجستگی استخوانی هم احساس درد و تِندِرنِس ( یعنی حساسیت به لمس کردن و موقع لمس کردن احساس دردناک بودن ) می کنه . تو رادیوگرافی هم معمولا هیچی معلوم نمی شه و ارزش تشخیصی نداره . به ورزشکارانی مثل تنیس بازان و گلف بازان باید بهشون توصیه کرد قبلش حتما خودشون و دست و عضلات رو گرم کنند و راکت مناسبی هم انتخاب کنند و طرز ضربه زدن ها و وضعیت های قرارگیری دستشون هم علمی و درست باشه ، برای بیماران کمپرس گرم یا سرد موضعی ، فیزیوتراپی ، محدود کردن و آویزون کردن دست مبتلا به مدت سه تا هشت هفته بسته به شدت درگیری و کمتر ازش کار کشیدن حداقل برای مدت یک ماه ، استفاده از داروهای مسکن ضدالتهابی ( بروفن ، ناپروکسن و غیره ) و تزریق موضعی کورتون یا بی حس کننده یا مخلوطی از دوتاش تو محل درگیر ( ممکنه تا 24 ساعت بعد تزریق بدتر هم بشه اما بعد خوب می شه ) از سایر روشهای درمانی و مداخله ای هستند ، چون این بیماری خونریزی نمی ده و پروسه النهابی کاملی نداره می شه 4 سی سی خون خود بیمار رو با 1 سی سی لیدوکائین مخلوط و تزریق کرد تا پروسه التهاب و ترمیم ظرف 48 ساعت شروع بشه ، جراحی هم تو موارد نادری مثل از بین رفتن کامل رباط لازم می شه و تو 90 درصد موارد اگه طرف همکاری کنه نیازی بهش نیست .

 

 

* از این هفته بخش مورد – بالین به درمانگاه تغییر پیدا کرد .

 

 

 

 

 

 

این جمله مرد به همسرش که دوستت دارم هرگز از دل زن بیرون نخواهد رفت ( پیامبر گرامی اسلام صلوات الله علیه )

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 
سبزه مزبله
ساعت ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٤ بهمن ۱۳۸٦ : توسط : مجید

 

 

به نام خدا

 

 

پنجشنبه چهارم بهمن ماه 1386

 

 

 

از پیامبر ( ص ) و ائمه سوال شده با چه کسی ازدواج نکنیم ؟ جواب مشترک همگی خضرا الدمن ( سبزه مُزبَله ) بوده . معنی فارسی و روانش هم یعنی دختری که َبر و روی خوبی داره اما خانواده خوبی نداره و تو خانواده و محیط خوبی بزرگ نشده ، این جور خانواده می تونه دو نوع باشه ، یه حالت مثل خانواده بازیگر نقش مهتاب تو سریال ساعت شنی با اون برادر لات و اون خانواده نابسامان یا حتی خانواده مهشید با اون پدر مسئله دارش و یک حالت هم دخترهایی دارای خانواده های مرفه و با وضع مالی خوب اما خانواده ای گرفتار نخوت و غرور و بلندپروازی و اون دختر تو یه همچین محیطی رشد کرده . این جور خانواده ها رو خدا خواسته که وضع مالی خوبی پیدا کردند ( شاید اول زندگی همون پدر و مادر هم از صفر شروع شده ) ولی حالا که به اینجا رسیدن دیگه هیچ کس رو قبول ندارند و نگرش و رفتارشون با دیگران از موضع بالا و توهین و تحقیره ، خانواده هایی که علی رغم تظاهر به مذهبی بودن و دینداری وانجام اعمال مذهبی مثل حج رفتن و نماز و روزه و مراسم دعا و قران برپاکردن نتونستند بچه هاشون ( بخصوص دخترشون ) رو خوب و شایسته و منطقی تربیت کنند یا بین دختر و پسر برحسب همون خرافات سنتی فرق گذاشتند و عوض اینکه تربیت منطقی و درستی در باره دخترشون داشته باشند برعکس بین خودشون و دخترشون بی جهت و ناخواسته فاصله انداختند و باعث شدن بنده خدا دخترشون هیچ وقت نتونه نگرش درستی راجع به خودش و موقعیتش داشته باشه . ولی از اون طرف با رفاه بیش از حد دختر رو بلندپرواز و غیر منطقی بار آوردند و هیچ وقت تعادل رو تو رفتارهاشون در مورد دخترشون و حتی بقیه رعایت نکردند ! و نگذاشتند دخترشون روی واقعی زندگی ( بدور از هرگونه افراط و تفریط ) رو هم ببینه و تو یه سرگشتگی گرفتارش کردند .

 

 

شما فرض کنید چنین دختری تو یه خیابون بالای تهران هم زندگی کنه و ظاهر خوبی هم داشته باشه و تحصیلات دانشگاهی هم تو یه رشته خوب داشته باشه ، خب این یک روی قضیه ست و نتیجه این می شه که هرکی چنین دختری رو با چنین خانواده ای می بینه یا تعریفش رو می شنوه ( چه تو فامیل و آشنا چه حتی تو خیابون و مجالس و مغازه ها ! ) سریع دست بکار می شه تا برای پسرش اقدام کنه اما خب هنوز تموم نشده ، آیا اگه اون روی قضیه رو هم بدونه که مثلا اون دختر مبتلا به عدم تعادل روحی روانی و بیماریهای روانی ( اعم از اختلال اضطرابی GAD وسابقه افسردگی ماژور و دوره هایی از مانیا و افسردگی ماژور که اختلال دوقطبی رو مطرح می کنه ) هستش به اضافه سابقه یه عفونتی با علت نامعلوم که حتی می تونه تو بچه دارشدنش هم تاثیر بگذاره و یکسری خصوصیات دیگه اعم از بلندپروازی بخاطر بدعادت شدن تو تامین امکانات رفاهی از بچگی و مادری که بخاطر وضع مالی خوب علی رغم ادعاهای مذهبی و اسلامی ازنظر اخلاقی در پایین ترین درجه قرار داره و خیلی راحت از موضع بالا و برتر به دیگران نگاه می کنه و طرز رفتار نه چندان محترمانه ای با خواستگارها ی دخترش داره و سخت گیری های بیش از حدی داره و حتی به خودش اجازه می ده در مورد جزئی ترین خصوصیات خواستگار دخترش هم اظهارنظر مداخله جویانه داشته باشه ( اعم از رنگ چشم ! و ظاهر و قد و این چیزها ! و اول خودش رو محق می دونه بپسنده بعد دخترش حق صحبت و نظر داره ! و وضع مالی حتی خیلی خوب از نظر ماها هم مورد پسندش نیست و بالاتر می خواد ! اگرچه دخترش چنین معیارهایی نداشته باشه ) و اینکه حتی ممکنه چنین دختری به محبت های معمولی هم نتونه جواب درستی بده و اونها رو پس بزنه چون از اول عادت کرده بزنند تو سرش و براش تعیین تکلیف کنند و از این دست مسائل آیا بازهم اون عزیز خواستگار اگه این چیزها رو بدونه همون نظر قبلی رو خواهد داشت ؟

 

 

اون دختر و مادرو خانواده اش اگه متوجه این روی سکه هم باشند و منطقی فکر کنند همین که کسی بیاد چنین دختری رو با این اوضاع جسمی و روحی روانی قبول کنه هم باید کلاهشون رو بندازن هوا و ممنون هم باشند چون خیلی سخته و ریسک خیلی بزرگیه . اگه هم به کسی این چیزها رو نگن و وصلتی صورت بگیره بعدا که همه چی مشخص بشه می تونه آبروریزی و مشکلات خانوادگی و حتی قانونی جدی براشون پیش بیاد . اگه خدا خواسته و به کسی مال و منالی هم داده باید سعی کنه از مالش به بهترین نحو که خدا هم راضیه استفاده کنه و از موضع بالا و بلندپروازی و غرور به بندگان خدا نگاه نکنه که بدجور ممکنه زمین بخوره ، اینکه از قدیم گفتند مادر رو ببین دختر رو بگیر همین حکایته ! نسبت به آدمهای مغرور ، آدمهای بلند پرواز ، آدمهایی که تمام معیارهاشون پول و مادیات بوده و ادعای مسلمونی و دینداری هم دارند اما هرکسی رو با مادیات ( اعم از فیزیکی و ظاهری و پولی و ... ) می سنجند و بچه هم که می خوان تربیت کنند از همون اول با مادیات و انواع و اقسام تفکرات مادیه احساس خوبی ندارم .

 

 

خدا می دونه اینها که مدعی اسلام و مسلمونی هم هستند اون دنیا چه جوابی باید بدن که یه دختری رو که از نظر ظاهری و تحصیلات و این چیزها مشکلی نداره جوری تربیت کردند و بارآوردند که نه عاید خودشون چیزی شده ( اعم از احترام و عشق و علاقه قلبی و ... ) نه تضمینی هست که اگه بر فرض محال پس فردا کسی هم پیدا شد فداکاری کرد همه شرایط این دختر رو قبول کرد و باهاش ازدواج کرد بتونه تا آخر خوب و خوش باهاش زندگی کنه ، چون به هر شکل اون دختر هم دختر همون مادره و اون مادر هم همچنان هست که دخالت کنه ! و خود دختر هم بتونه با چنین زندگی کنار بیاد ولی خیلی خوبه کسی شرایطش و صبرش و قدرت فداکاریش رو داشته باشه تا بتونه اون دختر رو از اون محیط نامناسب و نامبارک از نظر اخلاقی و حتی مذهبی که توش همش تظاهر به دینداریه و غرور و نخوت و پول پرستی بکشه بیرون و از نظر معنوی و عاطفی بتونه همه جوره تامینش کنه و کاری کنه که واقعا از اون مشکلات روحی روانی خلاص بشه و یه زندگی شاد و خوب و عاشقانه ای رو بتونه براش رقم بزنه ، خداکنه یه کسی که میلیاردره یا خانواده میلیاردری داره محض رضای خدا بره جلو ثواب کنه هرچی خانواده مادی پرست و ظاهر بین همچین دختری می خوان پرت کنه جلوشون دختره رو برداره از اونجا فراری بده و خلاصش کنه و دیگه خرشون که از پل گذشت پشت سرشون رو هم نگاه نکنند هرچند ریسک خیلی بزرگیه . این دختر یا هر بچه دیگه مثل یه کاغذ سفید و پاکی بوده که دست این پدر و بویژه مادر امانت بوده و می تونستند از این کاغذ سفید مثبت تر استفاده کنند یا این روح پاک رو بهتر و درست تر هدایت کنند ولی نکردند ، و از همون اول با مادیات و افراط تو مادیات و امکانات و فراموش کردن نیازهای عاطفی و معنوی اش تربیتش کردند و نتیجه هم فقط شد یکسری افکار بلندپروازانه و خلاء های عاطفی شدید و چندین مرتبه اقدام به خودکشی Suicide)) با روشهای مختلف !!! ( از جانب یه دختر بیست و یکی دوساله ! تاسف بار نیست ؟) و در بهترین حالت هم دوره هایی از مانیا و بعدش مجددا افسردگی ماژور!! و مشتری دائم روانپزشک ها و روانشناس ها بودن ! واقعا ماها که ادعای دینداری اونم از حد اعلی اش رو داریم به کجا رسیدیم ؟!!!سقوط اخلاقی تا کجا ؟! این دختر الان باید شادترین و بهترین زندگی رو در کنار خانواده اش و همسرش ( اون زندگی که خودش توش راحته نه مادرش ! )رو داشته باشه نه انواع و اقسام اختلالات روانپزشکی از افسردگی ماژور گرفته تا مانیا و اقدام به خودکشی و اختلال اضطرابی منتشر و غیره !!

 

 

خدا خودش به حق امام حسین ( ع ) همه مارو به راه راست هدایت کنه و از شر وسواس خناس مصون بداره .

 

 

 

 

 

 

علی رغم اینکه دغدغه چند ساله مشکل سربازی به لطف خدا در حال تموم شدن هست و دارم آخرین مراحل معافیت رو هم طی می کنم اما یه چند روزی هست که دوباره این مسئله پزشکی از لیسانس حسابی اعصابم رو بهم ریخته و ناراحتم کرده ، دبیرستان که بودم و کتابهای پزشکی رو که می خوندم برنامه خاص و خشکی که از اول پایه ها رو بخونم و برم جلو بخونم نداشتم و قرو قاطی می خوندم ! یعنی از هر جا و هر مبحث که دلم می خواست و اون موقع حوصله اش رو داشتم ( نه طبق سرفصل کتاب ) می خوندم ! و اتفاقا خیلی خوب هم می فهمیدم و خیلی اصطلاحات رو هم این طوری یاد گرفتم ، بعد ورود به دانشگاه تا الان سعی کردم از پایه برم جلو ولی خب مباحث بالینی رو بیشتر دوست دارم ! و برای همین دیدم اگه بخوام دروس خشک پایه رو بخونم ممکنه وقتم تلف بشه و تا رسیدن به بالینی ها زمان زیادی طول بکشه ! برای همین دوباره برگشتم به شیوه 9 سال پیش ! از هر کتابی هرجاش رو بخوام و اون روز حوصله اش رو داشته باشم با دقت و بدون عجله می خونم و با ماژیک شبرنگ هم قسمت های مهم رو علامت می گذارم و خودکار و تیک واین چیزها رو گذاشتم کنار! و اتفاقا مثل همون موقع ها هم بهتر می فهمم !!خداکنه تا آخر شهریور 87 بتونم قسمت مهمی رو تموم کنم چون از مهر 87 اگه زنده باشم بعید می دونم بتونم مثل حالا درس بخونم . از ذوق معافیت یا بهتر بگم تو این چند روزه که اوج استرس معاف شدن یا نشدنم بود ! و همین طور به توصیه دوستان فراموشش کرده بودم اما سر همین مسئله لذت از درس خوندن و این دختر خانم ها رو که می بینم به لطف شرایط من دراوردی آقایون مبنی بر داشتن کارت پایان خدمت یا معافیت و حتی قبول نداشتن فرجه 6 ماهه و سن زیر 25 سال و با عرض معذرت یه خرخونی خیلی غیرعلمی ! به همین راحتی واجد شرایط شدند خیلی ناراحت می شم و دلم می سوزه .

 

 

دلم می سوزه کسانی که تو دانشگاه مادرعلوم پزشکی مملکت به پست های بالا رسیدند مثل حسین کشاورز ، مثل حمید اکبری ، مثل حسین درگاهی ، مثل جبرائیل سراجی ، مثل سید حسن امامی رضوی ، مثل حمید عمادی و در راس همه باقر لاریجانی ( پیشوند مقدس دکتر رو برای همه این آقایون زیادی می دونم ) و هزار تا ادعای پژوهش و پیشرفت و این چیزها رو دارند واقعا از نظر فکری و عقلی و کلان نگری و شایسته نگری واقعا چقدر مشکل دارند و این جایگاه شایسته اونها نیست والا هیچ موقع نمی اومدند بعد یک سال و نیم کار رو طرح پزشکی از لیسانس آخرش یه دختر ترگل ورگلی که فقط تنها هنرش خوندن و طوطی وار خوندن بوده و بس و هیچ کار خاص دیگه ای هم نکرده و حتی تو دوره لیسانسش چهارتا کار پژوهشی در زمینه علوم پزشکی که نکرده هیچ ، حتی به زحمت لای چهارتا کتاب علوم پزشکی ( غیر مرتبط با رشته اش ) رو هم باز کرده یا اصلا باز نکرده ! به هر حال کسی که مرتب می گه من به پزشکی علاقه دارم .. علاقه دارم باید یه حرکتی چیزی کرده باشه ؟ نمی شه آدم تو خونه بشینه یا کوله اش رو بندازه رو دوشش یا کلاسورش رو بگیره دستش بره دانشگاه سر کلاس جزوه بنویسه برگرده خونه و شب امتحان همون جزوه ها رو بخونه و نمره و معدل بالایی بیاره ( همین وضعیت برای دبیرستان و دیپلم هم هست ) و بعدش هم بیاد بگه من عاشق پزشکی ام !! آخه تو چه کار مثبتی تو زمینه پزشکی کردی که الان مدعی هستی؟ تو که تو سایت دانشگاه علوم پزشکی تهران قسمت پزشکی از لیسانس می آی کامنت می گذاری التماس می کنی شرط سنی و معدل و زبان و غیره رو بردارند یا می گی من به پزشکی علاقه دارم .. علاقه دارم !!!چقدر تو زمینه پزشکی تا الان کار کردی که حالا مدعی هستی ؟ به خدا دروغ می گی یا زیادی احساسی شدی ! ... فقط از پزشکی و پزشک شدن همون دک و پزش رو می دونی و بس ! همون خوش اومدن و پز دادن مامان و بابا رو می خواهین و بس ! یه مقدار منطقی فکر کنین .

 

 

دلم می سوزه که از نظر این آقایون مستعد بودن و نخبه بودن پزشکی یعنی معدل عهد بوق ! یعنی زیر 25سال بودن و نداشتن مشکل سربازی ( بخونین همون دختر بودن ! ) چرا اینها این چیزها رو نمی فهمند ؟ یا می فهمند و خودشون رو به نفهمی می زنند ؟ چرا دارند قداست پزشکی رو این طور راحت با پیش کشیدن شرایطی که جنسیت و سن و خرخون بودن ( معذرت می خوام از این کلمه خوشم نمی آد ولی فکر کنم بهتر منظورم رو می رسونم ! ) توش جلو می آد و مایه برتری یه عده به عده دیگه ای می شه به گند می کشند و خلاف روح و هدف طرح عمل می کنند ؟ من از آقایون و مسئولین دانشگاه علوم پزشکی تهران فقط یه سوال دارم و اون اینه که اگه می دونستین با این شرایطی که می گذارین کسانی واجد شرایط می شن که صرفا فقط دختر هستند و مشکل سربازی هیچ وقت نداشتند و تو طول زندگی تحصیلی فقط خوندند و خوندند و صرفا یه نمره بگیر خوب بودند نه یه علاقه مند و کسی که برای راضی کردن علاقه اش کار هم کنه و دست برقضا سن و ورودی شون هم جوری بوده که به زیر 25 سالگی شون خورده و بس ! ولی عده ای که علی رغم تصور شما تو دوره دانشگاهشون کار علمی و پژوهشی کردند و زحمت کشیدند و فقط ماشین خرخونی و نمره گیری و مدرک گیری نبودند فقط بخاطر همون شرایط مسخره معدل دیپلم و سن و کارت معافیت و پایان خدمت نتونند حتی امتحان بدن ؟ اینهایی که الان می خوان امتحان بدن حتی اگه واقعا پشت پرده ای هم نباشه اصلا قبولی شون ذره ای هم ارزش داره ؟!! به خدا نداره .......چون با کسی مثل من رقابت نکردند و نون جنسیت و خرخونی و شانس خوبشون که نوبت به ورودی شون رسید و سن مجاز رو پیدا کردند می خورند و نه نخبه هستند نه مستعد پزشکی ...... اینها هیچی نیستند و قدرت رقابت با کسانی که تو دوره کارشناسی از نظر کیفی ازشون بیشتر تلاش علمی و پژوهشی کردند رو به هیچ عنوان نداشتند و ندارند ، فقط شانس خوبشون از نظر جنسیت و سن و خرخونی شون بوده که مجازبه امتحان شناخته شدند و بس!!

 

 

آقایون مسئول در دانشگاه علوم پزشکی تهران ! خدا ان شالله به حق ابا عبدالله لعنتتون کنه که قداست رشته پزشکی رو این طوری به گند کشیدین و کار رو به جایی رسوندین که حتی جنسیت و خرخون بودن هم تو ورود به پزشکی دخالت داشته باشه ! و حق مستعدین و نخبگان واقعی ( نه نخبگان پوشالی ) و کسانی که تو دوره لیسانسشون واقعا زحمت کشیدند رو این طوری پایمال کردید ! خدا تو این دنیا و آخرت خودش در مورد این کار شما قضاوت خواهد کرد.

 

 

 

 

 

 

نکته بهداشتی پزشکی :

 

 

@ موقع استرس و اضطراب شدید و حملات اضطرابی که می تونند با تپش قلب ، عرق کردن ، لرز و رعشه ، احساس تنگی نفس و خفه شدن و تهوع و سرگیجه و احساس کرختی و سوزن سوزن شدن اندام ها و ترس از مرگ باشند باید به بیمار یاد داد که آرامش خودش رو حفظ کنه و تو یه پاکت یا کیسه فریزر چند دقیقه ای نفس بکشه ( اگه تند تند نفس می کشه یا همون هیپرونتیلاسیون داره ) تا به این وسیله بازدم خودش رو که توش CO2 داره استنشاق کنه ، یه راه دیگه هم اینه که با بینی نفس عمیق بکشه و از 1001تا 1004بشمره و بعد نفسش رو حبس کنه و از 1001 تا 1003 بشمره و در نهایت با دهان یه بازدمی رو طی چهار ثانیه ( یعنی از 1001 تا 1004 بشمره ) انجام بده .

 

 

 

 

 

نکته تغذیه ای :

 

 

@ برخلاف تمام تبلیغات منفی که می شه روغن حیوانی نه تنها برای بدن هیچ ضرری نداره بلکه اسید آراشیدونیک موجود تو این روغنها باعث می شه که چربی خوب HDL بالا بره و چربی بد یا مضر LDL کاهش پیدا کنه و برای بدن بسیار مفیده و باید سعی بشه جایگزین روغن های نباتی و مایع مرسوم که ضررهای بسیاری دارند بشه ، پیامبر ( ص ) راجع به روغن حیوانی فرمودند که دواست و امام صادق ( ع ) هم فرمودند باعث سوختن چربی و در نتیجه کاهش وزن می شه ، از جمله دیگه چربیهای مفید می شه به کره حیوانی ، روغن دنبه ، روغن زیتون ، روغن کنجد و روغن هسته انگور اشاره کرد .

 

 

 

 

 

 

نکته دارویی :

 

 

@ در ارتباط با قرص های پیشگیری از بارداری که با نام تجاری مارِولون Marvelon وارد بازار شدند باید بگم که این قرص ها ترکیبی از استروژن و پروژسترون هستند که اتینیل استرادایول جزاستروژنی قرص و به مقدار 03 /0 میلی گرم و دزوجسترول جز پروژسترونی قرص و به مقدار 15/0 میلی گرم هستند ، مثل قرصهای LD تو بسته های 21 تایی قرار دارند و مثل اونها باید مصرف بشن و از این بابت ها فرقی ندارند ، فقط عوارضی مثل لکه بینی ، آکنه ، تهوع ، بالا رفتن چربی خون و چاق شدن ، سردرد و درد و حساسیت پ@ ...ا..ن !!! رو کمتر ایجاد می کنند .

 

 

 

 

 

پاسخ به پرسشهای شما :

 

 

@ نسرین خانم عزیز ، اینکه یه بیمار قلبی دچار سردرد و سرگیجه می شه رو اول باید پزشک قلبش بررسی کنه ، ممکنه از داروهایی که مصرف می کنه باشه و نیاز به تعدیل یا قطع داشته باشند که تصمیم گیری در اون زمینه با پزشک معالج و مربوطه ست ، یا مشکلات دیگه مثل کم خونی ، استرس ، پیشرفت ناراحتی قلبی و غیره درمیون باشه که با آزمایش و بقیه اقدامات پاراکلینیک و گرفتن یه شرح حال مشخص می شن ، پیشنهاد می کنم اول از همه اون عزیز مشکل رو با پزشک متخصص قلبش درمیون بگذاره ولی اگه لازم باشه ایشون خودشون بیمار رو به سایر همکارانشون مثل مغز و اعصاب یا ENT ( گوش و حلق و بینی ) ارجاع می دن .

 

 

 

 

 

 

مورد – بالین :

 

 

آقای مسنی مراجعه می کنه و خیلی از اینکه آروغ زیاد می زنه و از مقعد هم گاز زیاد دفع می کنه شاکیه ، شکم بزرگی هم داره که خودش می گه مرتب نفخ می کنم و همین مسائل باعث شده رو روابطش چه خانوادگی و چه اجتماعی اثر منفی گذاشته باشه و تو جمع ها راحت نباشه ، برای حل مشکلاتش چه راههایی رو پیشنهاد می دین و چه ارزیابی هایی لازم داره ؟

 

 

بظور کلی گاز دستگاه گوارش چیز ناشایع وجدیدی نیست و یه امر کاملا طبیعی باعلت های مشخص و فیزیولوژیکه اما خب همون گاز باید از طریق دهان ( آروغ زدن ) یا مقعد دفع بشه دیگه ! یا نهایتش با فشار به معده و روده تولید نفخ و شکم گنده !!! و درد و اسپاسم و حتی در صورت فشار به بالا ( دیافراگم ) ایجاد علائم شبیه سکته قلبی و تنگی نفس بده .بطور کلی همه ما گاز دستگاه گوارش رو دفع می کنیم اما سالم هامون 10 تا 15 بار و اونهایی که وضعشون خراب تره تا 140 بار !!در شبانه روز یعنی هر ساعت حدود 6 تا ! علت این مسئله هم به چند تا چیز برمی گرده : یا آئروفاژی ایجاد شده یعنی بیمار عزیز طوری که خودش هم نفهمیده هوا رو بلعیده و اون حباب های هوایی هم صاف رفتند تو دستگاه گوارش !! و فشار پشت فشار !! مثل کسانی که عصبی هستند و زیاد عصبی می شن و در حین عصبانیت غذا می خورند و موقع غذا خوردن هم حرف می زنند ، اونهایی که فکر می کنند اگه نوشابه گاز دار بخورند اونم با نی !! خیلی کلاسشون بالاست ! اونهایی که زیاد سیگار می کشند و اونهایی که زیاد آدامس می جوند یا آب نبات زیاد می مکند و تخمه هم زیاد می شکنند ! به بیماران باید این موارد رو گوشزد کرد و سفارش کرد رعایت کنند و تو اشخاص عصبی هم که زیاد هوا از دهان مبارکشون ! وارد دستگاه گوارششون می شه اگه حرف گوش نکنند مداد لای دهانشون خواهیم گذاشت !! یه دسته دیگه بعضی غذاهایی که می خورند نفاخه مثل کلم ، گل کلم ، بادمجان ، کدو ، پیاز و حبوبات و خیار و خربزه و هندوانه از جمله خوراکیهای نفاخ هستند که بیمارباید حواسش جمع باشه تو مصرفشون دقت کنه و اگه می خوان قرمه سبزی یا آش رشته بخورن ، نوش جونشون اما زحمت بکشن 24 ساعت قبل پخت حبوباتشون اونها رو بندازن تو آب خوب خیس بخورن و بعد موقع موقع پخت اون آب رو که دور می ریزن هیچ پوسته حبوبات رو هم جدا کنند بهتره ( یه قندی به اسم رافینوز تو پوسته حبوباته که نفاخه ) ، یه بحث دیگه هم برمی گرده به کسانی که چون آنزیم لاکتاز ندارند ( بهتره بگیم دارن اما ضعیف و تنبل مونده ) وقتی شیر می خورن به نفخ و اسهال و گاز و درد شکم مبتلا می شن که این عده شیر کم لاکتوز باید بخورن یا قبل از خوردن شیرهای معمولی از آنزیم لاکتاز به شکل مصنوعی مثل قرص و قطره که تو داروخانه ها هم موجوده استفاده کنند یا حتی از شیر رقیق مثلا یه استکان رقیق شده با آب شروع کنند و به مرور بیشترش کنند تا آنزیم دوباره فعال بشه ، مشکلات دیگه مثل مشکل تو کیسه صفرا و مشکلات روده ای و IBS و غیره رو هم می شه با سوالات و بررسی های بیشتر بهشون رسید . سبوس هم اگه بیمار می خوره مثل نون سبوس دار نباید یک دفعه با حجم زیاد خورده بشه و باید کم کم اضافه بشه ، اسم گازهایی هم که باعث این عملیات های !! دشمن شکن می شن عبارتند از متان ( که بد بو هستش ) ، َاندول و ِاسکاتول !!! برای قدم اول باید فقط یه معاینه شکم به اضافه رادیوگرافی دستگاه گوارش با باریوم ( در صورت عدم ممنوعیت مثل استفراغ ، انسداد و ... ) و شرح حال گیری کامل رو انجام داد و علاوه بر مواردی که ذکر کردم می شه برای بیمار قرص جویدنی یا قطره دایمتیکون ( قرصها باید وسط یا بعد هر غذا خوب خوب جویده بشن یا 20 قطره تو هر وعده غذا ) شربت آلومینیوم اِم جی اِس یک ساعت بعد هر غذا و موقع خواب یک قاشق غذاخوری ( منظور از اِس همون سایمتیکون هستش که اسم تجاری دایمتیکونه ! باعث می شه گازها جمع بشن و حداقل از پایین دفع نشن ! و طرف با آروغ دفع کنه ! یک ساعت هم با بقیه داروها ترجیحا فاصله داده بشه و با بعضی آنتی بیوتیک ها مثل سیپروفلوکساسین یا سفیکسیم حتی تا چهارساعت ) بین دایمتیکون و آلومینیوم ام جی اس ( قرص جویدنی یا شربتش ) یکی انتخاب و تجویز بشه . از قرص های هضم غذا مثل دایجستیو یا پانکراتین هم برای یه مدت کوتاه می شه استفاده کرد که پزشک باید تشخیص بده بیمار نیاز داره یا نه ، عرق نعناع هم مفیده و می شه از قطره گیاهی ضدنفخ کارمینت یا سوپرمینت هم استفاده کرد . فعلا این برای مرحله اول تجویز و آموزشهای لازم هم به بیمار داده می شه و بعد یکی دوماه بیمار مجددا بررسی بشه تا میزان بهبودی مشخص بشه و اگه نیاز به داروی دیگه یا اقدام پاراکلینیک دیگه هم هستش حتما انجام بشه ، حتی بعضی پزشکان رادیوگرافی رو هم تو این مرحله انجام نمی دن و صبر می کنند .

 

 

پی نوشت : هدف از این بخش افزایش آگاهی مردم عادی راجع به بیماریها ست ( یه نوع clinical approach ) و سعی می کنم این طوری بنویسم تا هم یادگیری کاربردی تر و ساده تر باشه و هم بچه های علوم پزشکی استفاده ببرند ، به همین خاطر زیاد وارد جزئیات و تشخیص های افتراقی و این چیزها نمی خوام بشم و مطالب کلی نوشته می شه ، اگه بعضی وقتها تو این بخش بچه های پزشکی جزئیاتی می گن و گوشزد می کنند (از نظر علمی کاملا هم درسته ) این جور نیست که من متوجه نبودم اما عمدی ننوشتم چون از حوصله و هدف این بخش خارجه ، بچه های پزشکی این قدر تو مورنینگ ریپورت ها و راند ها و گراند ها و غیره از بابت تشخیص های افتراقی و شرح حال گیری کامل و این چیزها روشون فشار بوده که ناخودآگاه رو این مطالب حساس هستند و ممنون که جزئیات رو هم تذکر می دن اما خب هدف این بخش آموزش صد درصدی و جزء به جزء پزشکی نیست و مردم عادی همین که اطلاعات کلی و کاربردی از یک بیماری داشته باشند از نظر من کفایت می کنه .

 

 

 

 

 

 

این یه تیکه رو خیلی دوست دارم :

 

الا ای همسفر ، کمی آهسته تر ، مرا با خود ببر

 

حسین ، جانم حسین

 

حسین ، جانم حسین

 

حسین ، جانم حسین