درددل های من
ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱ آذر ۱۳۸٦ : توسط : مجید

به نام خدا

 

 

پنجشنبه اول آذر ماه 1386

 

 

من واقعا شرمنده ام اگه نوشته هام جوریه که برای مخاطب این جور القا می کنه که من نوعی دارم برای ازدواج و زن و غیره له له می زنم !!!!!!! همیشه این مشکل رو داشتم و دارم ! البته از اینجا با این چیزهایی که من می نویسم بهتر ازاین هم نمی شه تفسیر کرد !! تو واقعیت ممکنه این برداشت تا تا حدودی هم درست باشه اما دیگه اون جوری که دوستان فکر می کنند و مارو مسخره می کنند و می خندن و تیکه می ندازن هم نیست دیگه !!! من تا حالا زیاد سر مامانم داد نزدم اما اگه چندجاهم بوده که این کاررو کردم بیشترینش مربوط به همین قضیه می شه !! مامان از سر دلسوزی مثلا فلان کس رو پیشنهاد کرده اما من با توجه به شرایطم و اینکه دوست ندارم تا زمانی که کارم حل نشده ( می نویسم کار اما شما بخونین سربازی !) برم جلوی خانواده و دختری بشینم ضایع بشم برگردم !! حتی حالا که مشکل مسکن و اجاره نشینی هم ندارم همین نظر رو دارم و دوست دارم اگه ازم چیزی راجع به کار پرسیدن بتونم یه جواب درست و حسابی بدم و این قضیه رو تو سرم نزنند ، یه نمونه هم پارسال براتون توضیح دادم که مربوط به تابستون 84 بود. ( دقیقا روزی که کابینه احمدی نژاد معرفی شد) یکی از دوستان مامان یه دختری رو معرفی کرده بود که فکر کنم اسمش مریم بود و زبان یا مدیریت ( دقیق یادم نیست ) می خوند و پدرش هم قائم مقام یکی از شهرداری ها بود و خانواده خوبی هم بودن و مادر با دست و پایی هم داشتند و سه تا دختر بودند . کار تا قضیه تماس با مادرش هم جلو رفته بود و اتفاقا دوست مادرم شرایط من رو و اون سربازی لعنتی رو هم که به مادرش گفته بودمادره گفته بود عیب نداره ! برادر خودمن هم همین شرایط رو داشته اما براش اقدام کردیم !!!و الان نامزد داره !و اوکی داده بود اما اون قدر سر مامان داد زدم که زنگ زد به دوستش گفت بی خیال شه و از اون روز تا حالا دوستش رفت و پشت سرش رو هم نگاه نکرد! البته من که نسپرده بودم و مامان هم تو حین صحبتهاش بهش گفته بود و اونم پیشنهاد کرده بود ولی خب چون فامیلشون بود بهش برخورده بودو نمی دونم کار درستی کردم یا نه ، یا همین چند ماه پیش یک روز پنجشنبه عصری خوابیده بودم که زنگ دررو زدند و دایی کوچیکه و خانمش دوتایی باهم اومدن خونه ما ، خب تا حالا سابقه نداشته که همین جوری اون موقع پاشن بیان خونه ما ولی ظاهرا اومده بودن من رو راضی کنند برن برای من از دختر عموی خانمش که می گفت باباش وضعش خوبه و چند طبقه خونه تو فلان جای بالا شهر دارند !! و اتفاقا اونها هم سه تا دختر بودن !!خواستگاری !!! حتی داییم اومد پتو رو از رو من زد کنار ما رو بی خواب هم کرد !!اما من یه نههههههه قاطع و بلند بالا گفتم و یکی دوساعت داشتند چونه می زدند ولی خب حرف من همیشه یه کلامه و اگه نخوام کاری رو بکنم با کسی رودربایستی ندارم !! و البته این قصه همچنان ادامه داره و یه جورایی برای خانواده ما تبدیل به یه سرگرمی هم !!! تو مجالس عزا و عروسی و غیره شده !!! من نه دنبال مال یه دخترم نه مال باباش نه مال مادرش و برام مطلقا این چیزها اهمیت نداره و نمی دونم بعضی ها چه جوری می تونند دنبال این چیزا باشند ؟!! اصل و واقعیت مطلب اینه که شرایط من جوریه که هیچ قولی به هیچ کس با این شرایط کاری مملکت نمی تونم بدم و تو این چند وقته همه موقعیت های کاری هم که برام پیش اومدن بخاطر مشکل سربازیم کل یوم !!سوختند . واقعیت قضیه در مورد مطالبی که تو این زمینه از من مستقیم یا غیر مستقیم می خونین و شاید کم هم نباشن !!! اینه که من به شخصه از احساس مسئولیت خوشم می آد و دوست ندارم حتی ثانیه ای بیکاربگردم ، در حال حاضر که چندماهی طول می کشه تا تکلیف سربازی و ادامه تحصیلم مشخص بشه هرکسی جای من بود می گرفت تا لنگ ظهر می خوابید و ول می گشت اما من همچنان همون برنامه ای رو که زمان تحصیلم داشتم ( حتی جدی تر ) دنبال می کنم و صبح زود بعد اینکه نماز صبح رو می خونم دیگه نمی خوابم و در حالی که هوا هنوز روشن نشده پا می شم راه می افتم طرف دانشگاه و درس های پزشکی رو دوره می کنم و به دوستان تو کارهای تحقیقاتی کمک می کنم و حتی کارهای اداری این اون و اون رو مثل دنبال کارت ملی رفتن ، کار دارایی این و اون رو انجام دادن ، دنبال بیمه اون یکی رفتن و غیره رو انجام می دم چون گذشته از این که از بیکاری و خونه نشستن بدم می آد دوست دارم این احساس مسئولیت رو دوشم باشه و اگه مسئولیتی هم گردنم نباشه خودم برای خودم برنامه و مسئولیت درست می کنم و اصلا یکی از دلایلی که همچنان امیدوارم به زندگی می کنه همین احساس مسئولیته !!! خب ذاتا این جوری هستم و این مورد به همه موارد زندگی من تعمیم پیدا می کنه که یکی اش هم همون بحث زندگی آینده ست و اگه همیشه و بخصوص از 20 سالگی دوست داشتم زودتر برم سر خونه زندگیم برای این بوده که به زندگی خودم هدف و جهت مشخص و پررنگی بدم و یه چیزی باشه که به ادامه زندگی برخلاف الان که به مرگ زیاد فکر می کنم و انگیزه خاصی برای ادامه زندگی ندارم امیدوارم کنه که این نه َبده نه جای خنده داره و یه واقعیت محضه ، من همیشه با واقعیت ها زندگی می کنم نه تعارف و خجالت و این چیزا و خیلی ُرکم و از هیچ کس و هیچ چیز هم رودربایستی ندارم ، اگه کاری رو بخوام انجام بدم و بگم انجام می دم حتما انجام می دم و بالعکس و هیچ کس نمی تونه من رو مجبور کنه کاری رو که نمی خوام یا علاقه ندارم انجام بدم به هر قیمتی می خواد باشه ! ( معلم های ریاضی و استاد آمار حیاتی دانشگاه نمونه بارزش !! ) ، بعضی وقتها به بعضی دختر خانم هایی که همسن من یا حتی چندسال کوچکتر هستند و متاهل هستند و حتی بچه هم دارند ومثل باقی امتیازات اعطایی به خانم ها اینجا هم تو جمهوری اسلامی در باغ سبز به روشون باز بوده تو خیابون نگاه می کنم این مسئله انگیزه و پررنگ شدن زندگی رو کاملا حس می کنم ، به نظر من اگه آدم مسئولیت پذیر باشه زمانی که ازدواج کرد باید بفهمه که متعلق به خودش نیست و زندگی یه انسان دیگه هم بستگی و ارتباط کامل بهش داره و حتی موقعی که داره از خیابون هم رد می شه باید این رو مدام تو ذهنش القا کنه و باید سعی کنه کاری کنه طرف هیچ موقع از انتخابش پشیمون نشه و احساس کنه که از خونه باباش خیلی زندگی بهتر و قشنگ تره . من این رو همیشه به عمه ها و دخترعمه های متاهل و بقیه که بعضی وقتها که زندگی بهشون فشار می آره می نالند و آرزوی مرگ و غیره می کنند می گم و می گم که شما همین الان با این شرایط بخاطر همون تاهل یک قدم جلوتر از امثال من هستین و برخلاف زندگی من تو زندگی شما حداقل یه چیزی هست که باید بخاطرش تا آخرین لحظه که خدا می خواد بمونید و با قدرت ادامه بدین و از زندگی لذت ببرین و برای خودتون لذت ایجاد کنید و مثبت به زندگی نگاه کنین ، بحث میل و غریزه که در مورد همه وجود داره و خب منم از این قضیه مستثنی نیستم و اتفاقا سر این قضیه دچار مشکلات خاصی در همه ابعاد همیشه بودم و هستم که جای گفتنش اینجا نیست ولی از نظر علمی اگه شما انرژی رو که تو یه فنر قرار داره یک جا جمع کنین و بعد یک باره رهاش کنین آزاد شدنش باسرعت و بی نظمی زیادتری رخ می ده ، اگه همین قضیه تو بدن انسان باشه و یه انرژی و میل قوی از راه درستش ارضا نشه و یک جا جمع بشه و بعد یک مرتبه که تا یه حدی رسیده و ظرفیتش پر شده به شکل غیر ارادی و ناخودآگاه و غیر اون راه طبیعی آزاد بشه ممکنه رو سلسله اعصاب و قلب و غیره اثر منفی بگذاره ، حتی ممکنه شما به چیزی که باعث تحریک اون میل و غریزه هم بشه فکر نکنی ولی به شکل ناخودآگاه و غیرارادی یک مرتبه آزاد بشه ! من چند بار تا حالا این حالت رو تجربه کردم که باید بگم وحشتناک ترین تجربه عمرم بوده !! آخرین بارش تابستون پارسال بود ، آدم خوابیده یک مرتبه نصفه شب آدم از خواب می پره اون قضیه یک لحظه بهش القا می شه و یه لرز شدیدی تمام وجود آدم رو می گیره !! این لرز اون قدر شدیده که تو تابستون حتی زیر دوتا پتو هم آدم می لرزه !!!!!!تو کتابهای پزشکی من ندیدم مستقیم چیزی راجع به این قضیه بنویسند ولی از نظر مذهبی ما حدیث داریم که از راه طبیعی اون انرژی رو بخصوص زمانی که مشکل روحی و جسمی دارین تخلیه کنین ، این هم یک بعد دیگه قضیه ست که در مورد همه وجود داره و نباید سرمون رو مثل کبک زیر برف فرو کنیم واقعیت رو منکر بشیم ، یه بحث دیگه هم بحث عاطفی و روانی قضیه ست ،اختلاف بین دوجنس ( که متاسفانه روز بروز هم به بهانه قرن 21 و مدرنیسم داره کمتر می شه !!)یه حُسنی که داره اینه که زندگی رو جذاب تر و قشنگ تر می کنه ، من نوعی با یه دختر احساساتی و عاطفی با روح لطیف خیلی راحت ترم تا یه دختری که عینک آفتابی می زنه یا می ندازه بالای پیشونیش و آستین هاش رو می زنه بالا پشت 206 یا مثلا پراید با جدیت و خشونت خاصی که لازمه رانندگیه می شینه !!!! و همیشه این جور کیس ها رو که نگاه می کنم حال خیلی بدی بهم دست می ده و با خودم می گم یعنی خدایا این دختر می تونه یه همسر و مادر دلسوز و مهربون باشه ؟ یکی از اهداف اصلی من از زندگی آینده اصلا همینه که طرفم از نظر احساسی و عاطفی بتونه من رو جمع و جور کنه و نیاز من رو بتونه برآورده کنه ، نقطه ضعف من جلوی جنس مخالف هم دقیقا همین جاست !! اگه یه خانمی یا دختر خانمی جلوم بخواد ژست بگیره و با تحکم و جدیت خشکی صحبت کنه قاطی می کنم و سریع موضع می گیرم وجنتلمن بازی و این حرفها رو می گذارم کنار و یه جوری باهاش برخورد می کنم که خودش پشیمون بشه و بمونه !!تو این کنگره ها و همایش ها که بعضی خانم هارو مسئول ثبت نام می گذارند یا تو بعضی محیط های اداری چندین بار این قضیه واقعا اتفاق افتاده ، ولی اگه برعکس با من یه دختر یا یه خانم از موضع برابر و با احساس و عاطفه و بدون ژست عقل کلی حرف بزنه کاملا نرم و مطیع و سر به زیر می شم!!!!! من تو زندگیم چون نه خواهر داشتم نه شرایطتش پیش اومده که با دختری باشم و نه چیزهای دیگه از این بابت بشدت کمبود دارم !!!!! شاید در نگاه اول آدم رمانتیکی به نظر نرسم اما پاش بیافته از اون رمانتیک هاش هم رمانتیک تر می شم !!!!!!یکی از دوستان عزیز که در حال حاضر آمریکا تشریف دارند چند وقت پیش فرموده بودند من برم با یه دختر دوست بشم تا با دنیای دخترها آشنا بشم !باید بگم من به این که چند وقت با یکی باشم و بعد برم سراغ یکی دیگه یا مثل بعضی ها در آن واحد با n نفر باشم اعتقادی ندارم و تو مرام و اخلاق و عواطف من جایی نداره و اگه یه روزی هم شرایطتش پیش بیاد ترجیح می دم با یکی باشم اونم به قصد ازدواج ( نه همین جوری برای تفریح و دستمالی !!!) تا هم شرایط خودم و هم شرایط طرف تا حدی روبراه بشه و در کمال آرامش قدم به قدم بدون عجله کار جلو بره و تو اون فاصله هم فرصت خوبی برای شناخت نسبی مهیا می شه و آدم می دونه کاری که داره می کنه بی هدف و جهت نیست ، خب گاهی هم کیس مناسب یا کیسی که فکر می کنید مناسب شماست هم ممکنه باشه اما همه شرایط مهیا نباشه و اینم ممکنه پیش بیاد. از نظر من تعریف کیس مناسب حداقل برای شخص من کیسی هم هستش که راجع به همه چیز من اطلاعات کافی داشته باشه و راجع به من همه چیز یا حداقل خیلی چیزها رو بدونه ، این مسئله برای من خیلی خیلی مهمه و البته خیلی تاثیر گذار و همیشه یکی از دغدغه های اصلیم بخصوص اگه یه روزی مجبور باشم سنتی اقدام کنم همین بوده چون کارم خیلی خیلی سخت می شه و انرژی زیادی ازم گرفته خواهد شد . خب از نظر مالی من مشکل آنچنانی نمی گم اصلا ندارم چون از خانواده مرفه بی درد که نیستیم و یه حقوق کارمندی و حالا مستمری تامین اجتماعی بوده و هست ولی خوشبختانه تو کوتاه مدت مشکل مسکن رو که خیلی ها مشکل اول و آخرشونه ندارم و به لطف خدا حل شد که تو مطالب خرداد و تیر اگه یادتون باشه و فکر کنم همه هم می دونند توضیح دادم و هیچ موقع به اجاره نشینی و این چیزا هم فکر نکردم و نهایت فشارش برای من ماهی صد تومان قسط وام خونه ست که الان داریم از اجاره خود خونه می دیمش !!! ولی اگه یه روزی خودم بخوام برم توش بشینم و خودم بدم هم می دونم از جیبم نمی ره و درنهایت مال خودمونه ، فروش خونه خودمون هم داستان خاص خودش رو داره که بعدا همین جا تعریف می کنم ولی تو دراز مدت که دیگه اصلا مشکل مسکن نخواهم داشت ، راجع به خرج عروسی و این حواشی هم همین طور و خدارو صدهزار مرتبه شکر تو زندگی من از همون اول علی رغم اینکه خانواده ثروتمندی نبودیم انواع و اقسام دغدغه ها بوده و هست و اذیتم کرده جز دغدغه های مالی!!( تو این دوره زمونه کار ما برعکسه !!! ) یه بحث دیگه هم بحث مادرمه ، خب الان مامان من خیلی دلش می خواد مثلا حج بره ، کربلا بره ، مشهد و سوریه و قم و فلان جا بره یا با دوستانش استخر بره یا باشگاه ورزشی و غیره اما بخاطر ما دوتا از همه چیزش زده و می گه من دلم نمی آد شما رو بذارم و برم !! هر چقدر هم بهش می گیم مگه آخه ما بچه ایم می گه تا مادر نباشی ( یا حتی پدر ) و بچه نداشته باشی نمی تونی درک کنی من چی می گم و از این بابت هم من یا بهتر بگم ما خیلی ناراحتیم هم خودش و یه جورایی خودش رو الکی محدود کرده و اگه ما بریم سر خونه زندگی مون( علی الخصوص من ) خب آزاد می شه و دیگه مثل حالا فکر نمی کنه و می تونه به کارها و فعالیت هایی که دوست داره برسه چون سن زیادی نداره ( 44 سال برای یک زن فکر نکنم سنی باشه ) و هرکی بره سر خونه زندگی خودش چون این جوری برای همه مون بهتره . یه بحث دیگه هم اینه که من بخصوص جدیدا خیلی تو خیابون تابلو !سربه هوا شدم !! و با شناختی که از خودم دارم مطمئنم اگه به کسی تعهد داشته باشم مثل آدم سرم رو می ندازم پایین می رم می آم ! یه جورایی دست خودم نیست دیگه!!!!! ولی خدا خودش بخیر کنه !! پس خواهش می کنم اگه من راجع به این مسائل ازدواج و کیس و زندگی آینده و این حرفها مستقیم یا غیر مستقیم چیزی می نویسم یا حرفی می زنم نخندین و بد برداشت نکنین و مسخره نکنین و تیکه نندازین !!! واقع گرایانه به این موضوع نگاه کنین چون موضوع خیلی خیلی مهمی هستش و خنده و شوخی بردار نیست و شباهتی هم به آگهی بازرگانی هم نداره !!! ، واقعیته که الان من و شاید خیلی های دیگه در پیشش داشته باشند ، پس حالا که هست و درپیشه پس باید درباره اش حرف زد و بحث کرد و نظر داد و راهنمایی کرد چون نمی شه با خنده و شوخی و تعارف و حیا !!!! پوشوندش و به شخصه عادت ندارم در مورد واقعیت های زندگیم درون فکنی کنم .

 

 

 

نکته بهداشتی پزشکی :

 

 

@ طبق تحقیقی که تو شماره 11 ماه مارس 2003 مجله Student British Medical Journal صورت گرفته به این نتیجه رسیدن که مصرف زیاد و مکرر غذاهای کم ارزش و تفننی ( همون کرانچی وچیپس و پفک و ِاسَنک خودمون !! ) و همین طور مواد غذایی سرشار از شکر و چرب با ایجاد تغییرات هورمونی باعث افزایش ترشج اپیوئیدهایی ( نوعی مواد واسطه شیمیایی تو بدن ) از دستگاه عصبی مرکزی می شه که تو طرف حالت ولع و احساس نیاز بی تاب کننده نسبت به مصرف مجدد این گونه مواد غذایی کم ارزش و مضر می شه ، از شماها که گذشت ولی بالاغیرتا مواظب بچه هاتون باشین !!!!!!!!!!

 

 

پی نوشت : اون چیزی که ضرر داره مصرف مداوم و مکرر این جور مواده ، اگه کسی ماهی یه بسته چیپس بخوره به هیچ جایی برنمی خوره و مشکلی پیش نمی آد مگه اینکه براش ممنوعیت دائمی وجود داشته باشه مثل بیماران فشار خونی یا قلبی ، تو مصرف این جور مواد غذایی با توجه به شرایط فعلی افراط و تفریط هردوتاش بده .

 

 

 

نکته تغذیه ای :

 

 

@ از جمله توصیه های تغذیه ای که برای پیشگیری از پوکی استخوان ( اُستِئوپروزیس ) می شه بخصوص برای خانم هایی که سی ، سی و پنج سالگی رو رد کردند و تو یه سراشیبی افتادن که به یائسگی نزدیک می شن و استروژنشون در حال کم شدنه و سلولهای استخوان خوارشون از سلولهای استخوان سازشون فعال تر شدن اینه که بین 800 تا 1200 میلی گرم کلسیم درروز به بدنشون برسونند ( برای آقایون 800 تا هم کافیه ولی خانم ها تا 1200 تا می تونند بگیرن بخصوص تو بارداری و شیردهی ) ، چون کلسیم به تنهایی و بدون هدایت ویتامین D اثرات مفیدش کمه باید ویتامین D هم همراه کلسیم بگیرن ، اول توصیه می شه از طریق غذا و مواد غذایی این مقدار کلسیم به بدن برسه مثل لبنیات که هر لیوان شیر ، دولیوان دوغ ، اندازه دو قوطی کبریت پنیر و یه پیاله ماست و یک لیوان کشک هر کدوم به تنهایی حدود 300 میلی گرم کلسیم دارند ، اونهایی که به شیر حساسیت دارند و بعد خوردن شیر دچار نفخ و اسهال و غیره می شن ( آنزیم لاکتاز این عده که تو دستگاه گوارش لاکتوز یا قند شیر رو تجزیه می کنه وجود داره و ژن مسئول ساختش از بین نرفته اما چون از بچگی و همون موقع شیرخواری دیگه کمتر سراغ شیر رفتن تنبل شده !! باید از قرصها یا قطره حاوی آنزیم لاکتاز که تو داروخانه ها وجود داره قبل مصرف شیر استفاده کنند یا شیرهای بدون لاکتوز و یا افرایش تدریجی شیر معمولی ) یا می تونند حتی از آب پرتقال غنی شده با کلسیم استفاده کنند ، برای گرفتن ویتامین D طبیعی می تونند مستقیم ده دقیقه در روزجلوی نور آفتاب قرار بگیرند ( تو سیاه پوستان و زمستون ممکنه اثرش کمتر باشه) ، اگه سوپ درست می کنند توش شیر هم بریزند ، حتی به سالاد سبزیجات هم می تونند پنیر رنده شده اضافه کنند ، نوشابه اصلا نخورند و بی خیال سیگار و الکل بشن و مواظب نمک و پروتئین زیادی و نوشیدن چای و قهوه بخصوص بعد خوردن لبنیات و داروهای کلسیمی باشن ، آلو و آلبالو و انجیر خشک و برگه زرد آلو ، سبزیجات سبز مثل کلم بروکلی و جعفری و کلم پیچ ، آجیل و کنجد و ماهی و پیاز از جمله منابع دیگه خوب کلسیم هستند که البته به پای لبنیات نمی رسند ولی مصرفشون به هر حال مفیده ، حداقل ده تا سی دقیقه پیاده روی درروز و ورزش و تحرک واقعا لازمه و نباید سر سری گرفته بشه ، از قرصهای کلسیم دی Calcium- D یا شربت کلسیم ( Osteocare که نوع خارجی شربت کلسیم هستش و قیمتی حدود 7000 تومان داره و هر 2 قاشق مرباخوری از شربت 300 میلی گرم کلسیم ، 150 میلی گرم منیزیم ، 6 میلی گرم روی و 150 واحد ویتامین D داره و Calciram نوع ایرانی شربت کلسیم هستش که حدود 1500 تومان قیمتشه ) هم در صورتی که لازم باشه می شه استفاده کرد منتها باید دوز کلسیم دریافتی تنظیم بشه که به اندازه ای که بالا گفتم برسه . حدود 100 میلی گرم کلسیم هم از طریق آب آشامیدنی و نون و میوه ها و متفرقه درروز به بدن می رسه ، یه نکته دیگه هم این که دقت کنند کلسیم مصرفی از نوع کربنات یا سیترات باشه و تو هردوز بیشتر از 500 واحد کلسیم نخورند چون جذبش به مشکل برمی خوره ، ولی در هر صورت وجود قرص و شربت کلسیم نباید بهانه ای برای خانم ها و دختر خانم های جوون بشه که خودشون رو راحت کنند و سراغ لبنیات و مواد غذایی کلسیم دار نرند که اشتباه محضه !. راجع به آمپول ویتامین D3 ( د3 ) که فله ای !!!!! توسط برخی پزشکان تجویز می شه پارسال توضیح دادم که تو سمینار اُستئوپروز ( پوکی استخوان ) پارسال تو بیمارستان طالقانی توسط فوق تخصص های غدد رد شد و اگه نیاز بدن به ویتامین D رو روزی 800 واحد هم فرض کنیم ( قبلا می گفتند 400 واحد اما الان رد شده ) سالی یک آمپول 600 هزار واحدی یا هر 6 ماه نصف همون آمپول کفایت می کنه .تو قرصهای کلسیم دی ویتامین D هستش و نیازی نیست هر 3 هفته طرف یه آمپول D3 بزنه !!!!!!! دو مورد مرگ به همین خاطر تو بیمارستان طالقانی سال گذشته اتفاق افتاده بود !!!! منابع غذایی ویتامین D عبارتند از زرده تخم مرغ و کره و سرشیر و روغن کبد ماهی که البته ممکنه مصرف زیادی شون چربی خون رو ببره بالا . پس با یه شیوه زندگی درست و تغذیه سالم می شه پوکی استخوان نگرفت و قرار نیست برای پیشگیری از پوکی استخوان کار خارق العاده ای انجام بشه !

 

 

 

نکته دارویی :

 

 

@ واقعا فلسفه تجویز یه خروار آمپول ب کمپلکس ب 12 چیه ؟!!!!! متاسفانه جایی که عزیزان در می مونند ورمی دارن یه خروار از این آمپول ها به اسم تقویتی برای بیمار تجویز می کنند!! هرجایی و هر موقعی تجویز این آمپول ها ضرورتی نداره و حتی توجیه اینکه اثر سایکولوژیک یا روحی و تلقینی برای بیمار داره هم واقعا منطقی نیست . جایی که لازمه می شه از فرم خوراکی ب کمپلکس استفاده کرد ( بماند که بعضی جاها واقعاتزریقی هم لازمه اما نه دیگه یه خروار !!!!!) چون به هر حال تو تزریقات همیشه ریسک عفونت و صدمه و این چیزا هست و لزومی نداره تا هرچی شد آمپول تجویز بشه ! ویتامین ب 12 تو غذاهای حیوانی وجود داره و تو کبد ذخیره می شه و کمبودش بیشتر تو گیاه خوارها دیده می شه و اگه خوب جذب بشه و محل جذب التهاب مثل بیماری کرون نداشته باشه ( محل جذبش ایلئوم یا انتهای روده باریکه ) و کبد هم خوب کار ذخیره رو انجام بده تو بدن برای 1 تا 3 سال ذخیره می شه ( استاد ما که می گفت هر آمپول B12 برای 6ماه تا یک سال کافیه ) و اینکه مثلا یک مرتبه برای بیمار از همه جا بی خبر یه خروار آمپول ب کمپلکس ب 12 تجویز می شه اصلا کار درستی نیست .

 

 

 

مورد – بالین :

 

 

برای پسربچه ای * که دچار عفونت دستگاه تنفسی شده دکتر کوتریموکسازول تجویز می کنه اما بعد مصرف دارو رو پوست بدنش لکه های قرمز رنگ خارش داری ظاهر می شه و بعد تماس خانواده با دکتر ، دکتر بهشون می گه یه کهیر در اثر حساسیت به داروهستش و دارو قطع بشه و بعد معاینه براش آنتی بیوتیک دیگه ای تجویز می کنه ، اگه بخواهیم راجع به کهیر اطلاعاتی بدیم چی باید بگیم ؟

 

 

کهیر یا URTICARIA یه تورم قرمز و خارش دارپوست با حدود مشخصه که معمولا گرد یا بیضی شکله و یه مرکز رنگ پریده هم ممکنه داشته باشه و اطراف ضایعه هم یه هاله بی رنگ یا قرمز ممکنه ظاهر بشه ، کهیر باعث پوسته پوسته شدن یا تغییر رنگ نمی شه ، کهیرها معمولا در عرض 24 ساعت محو می شن ولی کهیرهای مزمن بیشتر از 6 هفته هم طول می کشند . اگه بخواهیم علل ایجاد کهیر رو بررسی کنیم می تونیم کلا به دو دسته ایمونولوژیک و غیر ایمونولوژیک تقسیمشون کنیم که تو نوع ایمونولوژیک سیستم ایمنی بدن با واکنش نسبت به محرک خاص باعث آزاد شدن مواد شیمیایی مثل هیستامین می شه و همون هیستامین باعث اتساع عروقی ، ادم یا ورم و جمع شدن مایع و قرمزی می شه ، از جمله عوامل محرک ایجاد کهیر می شه به موارد ذکر شده اشاره کرد : داروهایی مثل کوتریموکسازول ، آسپرین ، پنی سیلین ، مرفین و هر دارویی که سیستم ایمنی بدن اون شخص باهاش مشکل داشته باشه و نسبت بهش واکنش نشون بده ، عفونت ها ، مواد حاجبی که برای عکس برداری به فرد داده می شه یا تزریق می شه ، گزش حشرات ، افزودنی های غذاهای آماده ، بعضی خوراکیها مثل آجیل ، ماهی ، بادام زمینی ، تخم مرغ و شیر ، تماس با عوامل محرک فیزیکی مثل اشعه آفتاب ، گرما ، سرما ، الکل ، ورزش ، استرس و هیجان و ارتعاش و فشار . با معاینه و مشاهده و گرفتن شرح حال و تو بعضی موارد که پزشک صلاح بدونه آزمایش خون و سیستم ایمنی و ادرار و کشت مدفوع می شه کهیر رو تشخیص داد . اساس درمان کهیر هم اینه که عامل و دلیل اصلی کهیر کشف و حذف بشه ، می شه از لوسیون های ضد خارش مثل کالامین ، تجویز آنتی هیستامین ها به شکل دو آنتی هیستامین مختلف که هم H1 و هم H2 رو مهار کنند ( هر دونوع هیستامین آزاد شده رو ) مثلا تجویز همزمان آنتی هیستامین های با خاصیت H1 بلاکری بالا مثل کتوتیفن ، هیدروکسی زین ، دیفن هیدرامین و سیتریزین و آنتی هیستامین های H2 بلاکری که بیشتر برای درمان اسید معده و مشکلات گوارشی تجویز می شند مثل سایمتیدین ، رانیتیدین ، فاموتیدین ، آنتی هیستامین ها خط اول درمانی هستند ولی درصورت نیاز که پزشک تشخیص می ده می شه کورتون ها به شکل خوراکی و موضعی تو کوتاه مدت ، مسدود کننده های کانال کلسیم مثل نیفدیپین ، کلشی سین و داکسی پین ( یه داروی ضد افسردگی و اضطرابه اما خاصیت H1 و H2 بلاکری خوبی داره ) بخصوص تو کهیر مزمن استفاده کرد و استفاده از اپی نفرین و آمپول وریدی هیدروکورتیزون باید محدود به مواردی بشه که اورژانس تنفسی و قلبی و آنافیلاکسی پیش اومده .

 

 

* کیس مورد نظر بزرگ شده و هم اینک در خدمت شماست !!!!!

 

 

 

 

 

از امروز رسما شمارش معکوس برای مشخص شدن تکلیف وقایع مهم زندگیم از معافیت سربازی گرفته تا پزشکی از لیسانس و مسائل دیگه که فعلا نمی تونم عنوان کنم شروع می شه ، تا امروز هرچی بود همش حرف و احتمال بود ولی دیگه از این به بعد دیگه همه چی رنگ واقعیت می گیره و جدا جدا تکلیفم تو هر کدومشون به مرور مشخص می شه هرچند ممکنه زمان ببره ، امیدوارم خدا کمک کنه بتونم خبرهای خوشی رو بهتون بدم . توروخدا اون وسط وسط های دعاها و نمازها و زیارتهاتون من رو فراموش نکنید .

 

 

 

از امام سجاد ع روایت شده موقع نماز خوندن جوری نماز رو بپا دارین که انگار آخرین نماز شماست .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 
فرق عروسی کردن تو خارج با ایران !!!!!
ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ آبان ۱۳۸٦ : توسط : مجید

به نام خدا

 

 

پنجشنبه 24 آبان ماه 1386

 

 

اردیبهشت سال 69 بود که تنها خاله ام تو 26 سالگی آنسفالیت مغزی گرفت و فوت کرد.اون موقع یه پسر 7 ساله داشت که تو این مدت با پدرش و خانواده پدرش زندگی می کرد و چون آدمهای نرمالی نبودن خیلی سختی کشید و همیشه باهاشون مشکل داشت و حتی گاهی وقت ها از دستشون به ما پناه می آورد ، تا اینکه بعد سربازیش تصمیم گرفت از این مملکت بره ، رفتش اوکراین و الان اونجا مشغول به کار شده و شنبه هفته پیش هم عروسیش بود ، عروسی که اگه خانواده درستی داشت باید تو ایران بود و ماهم صاحب مجلس اما خب دست تقدیر این طور رقم زد که بره اوکراین و با یه دختر اوکراینی که دانشجوی معماری هستش و از یکی از شهرهای اوکراین به کیف ( پایتخت ) برای ادامه تحصیل اومده آشنا بشه و ازدواج بکنه ، بعد اینکه با دختره آشنا شده رفته پیش پدر و مادرش ( عکس شون رو که فرستاده بود از خود دختره جوون تر به نظر می اومدن !!!) و همه چیز رو گفته و اونها هم موافقت کردن که چند ماهی رو باهم زندگی کنند و اگه نظرشون همچنان مساعد بود و دیدن باهم می تونند زندگی کنند ازدواج رسمی کنند که هفته پیش بعد حدود 6 ماه زندگی درکنار هم !!این کاررو با یه جشن ساده در حضور 25 نفر تو یه رستورانی تو کیف کردند ، مادر دختره مسیحیه ولی حجی نرفته که یه عنوان حاج خانم یا حاجیه خانم ! پشت سر اسمش باشه ، چادر چاقچور نمی کنه ، دم به ساعت هم تو خونه ختم انعام و سفره حضرت عباس نمی ندازه ولی علی رغم همه این حرفها این قدر فهم ، شعور و معرفت داشته که به دخترش نگه اول من باید ببینم و بپسندم بعد تو !!!! مادرش ( یا حالا مثلا خاله ش ) !! باید به من زنگ بزنه صداش رو بشنوم !!!اگه از صداش خوشم اومد !!! اجازه می دم بیان !!!! چون دخترم لیسانس فلان داره باید بدمش به فلان کس !! اول من باید برم خونه زندگی شون رو ببینم ببینم پولدار و میلیاردر هستند و وضعشون خوبه یا نه !!!! ( این حرفها رو یه حاج خانم محترم مکه رفته به قول خودشون مومن !! که سفره حضرت عباس و چهارده معصوم هم توخونه شون می ندازن فرمودن !! البته حق هم دارین باور نکنین منم اولش باور نمی کردم ، یه توضیح دیگه اینکه دختر خانم ایشون اون قدر به تنگ اومده بودن که از من داروی خودکشی می خواستند و چند بار هم اقدام ناموفق داشتند ، یه پسری واقعا ایشون رو می خواسته و دوست داشته اما از ترس مادره اصلا جرات نکردند مطرح کنند ولی پسره بعد چندین ماه هنوز هم ایشون رو واقعا دوست داره ) حقوقش از حقوق تو نباید کمتر باشه !!!! ( لازم به ذکره هم پسرخاله من هم خانمش باهم کار می کنند و روی هم برجی 800 دلار عایدی دارند که بیشتر از نصفش رو باید کرایه خونه بدن ) حتی من دیدم بعضی مادرهای محترم دخترخانم های ایرانی در مورد رشته تحصیلی داماد آینده شون هم به خودشون اجازه می دن که نظر بدن !! دوره گرد جان عزیز اگه من یک بار گفتم اگه یه دختری مادر نداشته باشه آدم اگه ده تا عیب هم داشته باشه باید راحت از دستش نده برای همین چیزها بود ، همون طور که شما فرمودی مادر یه فرشته ست و امیدوارم همه مادرهایی که واقعا فرشته هستند (مثل مادر خود من ، اگه مامان من دختر داشت واقعا هم دخترش هم دامادش خیلی خوش بحالشون می شد !ولی فکر کنم بتونه مادر شوهر خوبی هم باشه ! از این طرف که مشکلی نیست ولی امیدوارم اون طرف هم همین طور باشه !!!) و برای دخترشون (حتی پسرشون ) احترام قائل هستند و بهش آزادی انتخاب و نظر می دن همیشه سایه شون بالای سر فرزندان و داماد و عروسشون باشه ، مادرهای مظلوم و ساکت و آروم و فرهنگی کم نداریم و خیلی خوش شانسی می خواد که یه همچین کسی مادرزن یا مادرشوهر آدم بشه که امیدوارم نصیب همه تون بشه ولی امثال این مادرهای کماندو و تناردیه !!!که به خودشون اجازه اظهار نظر و دخالت تو جزئی ترین کار دخترشون به شیوه عهد اصغرالدین شاه!!!! رو می دن هم هستند و یه همچین مادرهایی شاید نبودنشون خیلی بهتر از بودنشون باشه ، من نمی گم هرکاری که تو خارج می کنند کاملا درسته و ما باید ازشون تقلید کنیم چون اونها با توجه به فرهنگ خودشون رفتار می کنند و ماهم فرهنگ خاص خودمون رو داریم اما واقعا ماها که مسلمونیم و ادعای مسلمونی داریم چرا داریم این قدر تو این موارد سخت می گیریم ؟ چرا برای خود دختر و پسری که اصل کار اونها هستند و اونها می خوان برن تو زندگی تا فلان جاها و اینکه حتما باید فلان شب فلان کاررو هم بکنند !!! ( البته تو قدیم بیشتر بود الان یه کم بهتر شده !! ) تعیین تکلیف می کنیم ؟ و به خودمون اجازه می دیم به هر نامی و هر بهانه ای تو جزئی ترین مسائل شخصی یه فرد عاقل و بالغ هم سرک بکشیم ؟ولله مسلمونی فقط به نماز و روزه و حج و ریش و چادر و زیارت رفتن خلاصه نمی شه ( کعبه بهانه است راه گم نشود ) ، به شخصه خوشم نمی آد که درباره من و کاری که مربوط به شخص منه کسی برام تعیین تکلیف کنه و یا از جانب من حرف بزنه اما با این اوضاع همیشه دوست داشتم اگه قراره هم کسی برای ازدواج من صحبت می کنه پدرو مادرم باشند نه دایی و عمه و عموبیان واسه من با خانواده طرف حرف یا بهتر بگم چونه بزنند !!! پدرم که رفت اما همیشه به مامان می گم جان هرکی دوست داری مواظب خودت باش بلایی چیزی سرت نیاد!! چون پس فردا که جدی جدی باید صحبتی چیزی بشه دوست دارم حداقل تو بیایی حرف بزنی نه دایی فلان و عمو بهمان !!! از دید من که مسخره ست !!! اما تو این مملکت با این فرهنگ مزخرف شما حق نداری تنهایی بری جلوی پدرمادر طرف بشینی صحبت کنی !! باید برات صحبت کنند !!!! حالا شده یکی رو ازتو خیابون پیدا کنی ببری !!!! و از همه بدتر بزرگترها که دور هم می نشینند سر تعداد سکه و بقیه چیزها باهم چونه می زنند !!!!!انگارنه انگار که پای دوتا آدم زنده عاقل و بالغ درمیونه !!دختر خانمی هم که تو جامعه و بقیه جاها همگام با مدرنیزم پیش می ره !!و تیریپ قرن 21 و عصر فضا و تکنولوژی و عقل کلی !!!!!داره اونجا لال مونی می گیره و پسره هم که از دختره بدتر !!! حالا یه وقتهایی هست جا برای کار سمبلیک از طرف خود داماد و با میل و رضایت و خواست خودش ( نه کس دیگه ) بازه ، مثلا اسم دختر لاله ست می شه به اندازه سن یا سال تولدش گل لاله هم تو مهریه گذاشت که همین چند هفته پیش برای یکی از اقوام ما پیش اومد و خود داماد با میل خودش این کاررو کرده بود که کار جالب و خوبیه اما اینکه کسانی بشینند و به خودشون اجازه بدن برای هر فرد بالغ و عاقل تصمیم بگیرند برام هضمش سنگینه . حالم از این همه تظاهر به مسلمونی و خراب کردن اسم مقدس مسلمون بهم می خوره ، خیلی از مردم ما پیام های اصلی دین و اسلام و قرآن رو نگرفتند و غرق تو یکسری کارهای ظاهری ( که البته در نوع خودش و جای خودش لازم هستند ) شدند و فکر می کنند که عابدتر از اونها دیگه وجود نداره !

 

 

 

نکته بهداشتی پزشکی :

 

 

@ عزیزانی که سرما می خورن و سرفه خلط دار دارند سعی کنند سرفه شون رو با ضد سرفه ای مثل دکسترومتورفان ( که معمولا برای سرفه خشک تجویز می شه ) سرکوب نکنند و حتما با مصرف زیاد آب و مایعات خلط رو رقیق کنند و بیرون بدن چون اگه خلط بمونه و دفع نشه ممکنه یه عفونتی بدتر از یه سرماخوردگی ساده بده ! معمولا برای دفع خلط از شربت گایافنزین یا شربت و قرص برم هگزین و غیره ( اکسپکتورانت و ... ) استفاده می شه که اولی به مراتب کم عارضه تر از دومی هستش و دومی ممکنه دستگاه گوارش رو بیشتر اذیت کنه ولی به شخصه پیشنهاد می کنم هات چاکلت ( کاکائوی داغ ) یا شیر کاکائوی گرم رو هم امتحان کنین ، چون تو کاکائوی داغ ماده ای به اسم تئوبرومین وجود داره که همون کار برم هگزین رو می کنه ، من البته همین جوری هم کاکائو زیاد می خورم ! موقع سرماخوردگی که دیگه دلیل علمی هم دارم !!!!

 

 

 

نکته تغذیه ای :

 

 

@ یکی از عادت های بد ما ایرانی ها سر غذا حرف زدنه !!!همین که سفره رو می ندازن و غذا رو می آرن تازه خیلی حرفها یادمون می افته !! یا اینکه بخصوص اگه مهمون داشته باشیم به بشقاب مهمون ( البته از سر مهمون نوازی !ولی خیلی کار زشت و غیر متشخصانه ایه ، باید بگذاریم هرکسی هر جور راحته بخوره ولی امان از این تعارف های الکی مزخرف ! خود من خیلی از این کار بدم می آد ولی بخصوص تو مهمونی ها خیلی بهم اصرار می کنند!! حتی چون می دونند من از بچگی گوجه نمی خورم برام از سر محبت سالاد بدون گوجه یا مرغ بدون رب هم درست می کنند و توقع هم دارند حتما همش رو بخورم و مدام حواسشون هست من بخت برگشته چی می خورم و چی نمی خورم !!! )نگاه می کنیم تا ببینیم چی کم و کسر داره یا چی می خوره و چی نمی خوره تا تعارف کنیم ! در صورتی که غذا خوردن باید با آرامش و راحتی کامل و حوصله باشه و اگه موقع غذا حرف بزنیم کمترین مشکلی که ممکنه برامون پیش بیاد ورود هوا به داخل دستگاه گوارش و گاز و نفخ معده خواهد بود !!!!هرچند اخیرا گفتند اونهایی که زیاد می خورند و چاق هستند سر غذا حرف بزنند!! تا مغز درآن واحد نتونه رو دو موضوع تمرکز کنه و به این وسیله غذای کمتری خواهند خورد !! ولی به نظر من حرف عاقلانه ای نیست و ضررهاش خیلی بیشتر از منفعتشه ، پس جان هر کی دوست دارین توروخدا سر غذا سرتون رو بندازین پایین مثل آدمهای متشخص غذاتون رو با آرامش کامل و در سکوت بخورین و کاری با اینکه مهمون تون چی می خوره چی نمی خوره نداشته باشین ! باور کنین همون تعارفی که اول کار کردین کفایت می کنه !! چه خوبه آدم همیشه جنتلمن باشه نه؟!!!

 

 

@ به کسی که اسهال شده سعی کنین موز رسیده بدین ولی بخصوص تو بچه ها حتما موز باید با پشت قاشق له بشه و داده بشه و درسته داده نشه ، کسی که اسهال می شه ممکنه پتاسیم بدنش کم بشه ( هیپوکالمی ) و موز یکی از منابع غنی پتاسیم محسوب می شه .

 

 

 

نکته دارویی :

 

 

@ عزیزانی که برای جلوگیری از انعقاد خون براشون داروهایی مثل آسپرین ، وارفارین ، دی پیریدامول، پلاویکس یا کلوپیدوگرل ، تیکلوپیدین تجویز شده قبل مصرف داروهایی که توشون امگا -3 و اسید چرب دارند ( حتی تقویتی هایی مثل ژریاتریک فارماتون ) با پزشکشون مشورت کنند و بدون اجازه و اطلاع پزشک هیچ دارویی حتی مکمل ویتامینی و امگا – 3 مصرف نکنند .

 

 

@ در مورد ژل های شستشودهنده ناحیه تناسلی خانم ها مثل Pure Intime که به اندازه ها و قیمت های مختلف تو داروخانه ها موجوده توضیح خواسته بودند ، باید عرض کنم این ژل از بابونه که یه ماده طبیعی ضد سوزش و خارش و ضدعفونی کننده هستش ساخته شده و برای جلوگیری از عفونت قسمتهای پایینی و بالایی دستگاه تناسلی خانم ها استفاده می شه ، جز دوران پ ر ی و د و دوشیزه ها بخصوص زیر 12 سال منع مصرفی نداره و می شه موقع بارداری ، استحمام ، قبل و بعد استخر ازش استفاده کرد و هر بار مقداری ازش رو رو کف دست یا یه تنظیف می گذارند و به ناحیه مورد نظر که می خوان ضدعفونی بشه می مالند و بعد یک دقیقه آبکشی می کنند ، تا 2 بار در روز می شه ازش استفاده کرد و فقط هم باید استعمال خارجی بشه .

 

 

 

پاسخ به پرسشهای شما :

 

 

@ سارا خانم سوال فرموده بودن لرزش دست اگه از تیروئید نباشه از چی دیگه می تونه باشه که در جواب ایشون باید بگم سن فرد ، سابقه خانوادگی بخصوص بیماریهای خاصی که رو این مشکل تاثیر دارند ، بعضی داروهای مصرفی و مواد مخدر ، استرس و خستگی ، گرسنگی و افت قند خون و غیره تو تصمیم گیری تاثیر دارند که یه متخصص مغز و اعصاب همه اینها رو در نظر می گیره و یکسری آزمایش و عکس ( در صورت لزوم ) هم درخواست می ده و بعد به جمع بندی می سه .

 

 

 

مورد – بالین :

 

 

آقایی با 62 سال سن چند وقتی بود که دچار تنگی نفس و سرفه های خلط دار می شد ، بعد مراجعه به پزشک و انجام تست ظرفیت تنفسی ( اسپیرومتری ) مشخص شد ظرفیت تنفسی ایشون پایین اومده و با توجه به علائم و اینکه یک سیگاری قهار هم تشریف دارند ! و حدود سی سالی می شه سیگار می کشند! براشون تشخیص برونشیت مزمن داده شد و ضمن تجویز دارو توصیه اکید به ترک سیگار به ایشون شد اما ایشون مونده چطوری باید ترک کنه ، چه راههایی جلوی پاش بگذاریم ؟

 

 

برای ترک سیگار باید آمادگی داشت ، تو مرحله اول باید یک هفته تو نحوه سیگار کشیدن دقت داشت و دلایل ترک سیگار رو در نظر گرفت و یادداشت کرد و جلوی چشم مثلا رو دیوار اتاق خواب چسبوند و همیشه هم بهشون فکر کرد ... یک روز خاص رو بهتره روی تقویم برای ترک علامت گذاشت و یا از روش ترک تدریجی استفاده کرد یا ترک تاخیری ، تو ترک تدریجی یعنی قبل از اینکه روز ترک برسه زمان و مکان عادی و همیشگی سیگار کشیدن تغییر داده بشه ، حتی نوع سیگار مصرفی هم تغییر داده بشه و از چوب سیگار استفاده بشه و تو محل هایی که احساس راحتی می شه سیگار کشیده نشه و سیگار تا نصفه که کشیده شد خاموش بشه ، تعداد مصرف روزانه سیگار کم بشه و هرروز نصف بشه تا به پنج نخ برسه و بعد ترک بشه ... تو روش تاخیری مصرف اولین سیگار رو با یک یا دو ساعت تاخیر در روز شروع کنه و هرروز بیشتر تاخیر زمانی و ساعتی داده بشه ( حدود دوهفته قبل روز موعود شروع بشه ) ... روز موعود باید به خودش القا کنه که از این به بعد سیگار نخواهم کشید و هنگامی که میل به سیگار پیدا کرد سریع روشن نکنه و تاخیر بندازه ، سه بار نفس عمیق بکشه ( دم طولانی و آرام و بازدم آرام ) ، آب به آرومی بنوشه و تو دهانش هم می تونه نگه داره و مزه مزه کنه ، خودش رو با یه کار دیگه مثل مطالعه ، حل جدول ، موسیقی ، تلفن زدن به یه دوست مشغول کنه و تو دستش با یه تسبیح یا قلم یا کلید بازی کنه ...اگه تونست مقاومت کنه حتی می تونه برای خودش یه پاداش سالم هم در نظر بگیره ، میوه و سبزیجات و خشکبار بخوره و اگه کسی بهش هرجایی تعارف سیگار کرد با قاطعیت و گفتن متشکرم ! من سیگار نمی کشم ! یا لطفا تعارف نکنید ! من در حال ترک هستم ! پیشنهاد سیگار رو رد کنه که حق مسلمش محسوب می شه و تعارف نباید با هیچ کس داشته باشه ، راههای کسب آرامش رو یاد بگیره برای چند لحظه چشمهاش رو ببنده و نفس عمیق بکشه و دست و پاش رو بکشه و سه ثانیه منقبض کنه و بعد 3 ثانیه شل کنه و به مناظر زیبا فکر کنه و به خودش بگه همون جور که نباید برده شیطان بود نباید برده سیگار بود .......ورزش و سحر خیزی و پیاده روی فراموش نشه و می تونه حتی یه شریک که اونم می خواد ترک کنه هم برای خودش پیدا کنه .

 

 

 

 

بهترین سیاست صداقت است ( سروانتس )

 

 

 

پی نوشت : هفته پیش هفته خوب و موفقی بود ، همیشه دوست داشتم زیر یکی از مدارک شرکت تو کنگره هام امضای خانم دکتر محرز ( متخصص برحسته عفونی کشور ) باشه که خدارو شکر هفته پیش به این خواسته رسیدم ، البته تا الان تو کنگره های زیادی با مقاله و بی مقاله شرکت کردم یا مقاله فرستادم و مدرک گرفتم ( حتی از خارج کشور مثل آمریکا و مالزی) و افراد سرشناسی هم پای اون مدارک رو امضاء کردند اما خب خیلی دوست داشتم پای یکی از اون مدارک امضای دکتر محرز باشه که خوشبختانه شد ، مدرک همایشی ( همایش ایدز کشور ) که شاید آخرین کنگره و همایشی بود که توش مقاله می فرستادم و شرکت می کردم، چون برطبق اعلام دکتر لاریجانی رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران آیین نامه پذیرش دانشجوی پزشکی از لیسانس تو دانشگاه نهایی شده و در صورت تصویب وزارت بهداشت هفته اول آذرماه شرایط اعلام می شه و اگه جوری کنند که زحمات امثال من و سوابق پژوهشی و علمی لحاظ نشه و هرکسی که 4 سال راست رفته باشه راست اومده باشه چندبرگ جزوه طوطی وار خونده باشه و یه نمره و معدل بالایی گرفته باشه و تو امتحان احتمالی هم طوطی وار فقط بخونه و تست بزنه و بره بالا و مهارتها و علاقه و سوابق کارکردن علمی و پژوهشی تو لیسانس در زمینه پزشکی که عزیزان مدعی ورود بهش هستند لحاظ نشه و یه دختر هم به صرف نداشتن مشکل سربازی امتیاز داشته باشه ولی برای پسرها مانع و شرط بگذارند دیگه این همه مقاله دادن و کنگره و سمینار رفتن و پول خرج کردن و..... ارزشی نداره و شاید برای همیشه تعطیل شون کنم ، دعا کنین انصاف داشته باشند .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 
درست لباس پوشیدن !!
ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ آبان ۱۳۸٦ : توسط : مجید

 

 

 

به نام خدا

 

 

پنجشنبه هفدهم آبان ماه 1386

 

 

این روزها خیلی آرومم ، نمی گم تو درونم استرس ندارم ، برعکس در حال حاضر از صبح تا شب سرشار از استرسم !! ولی در عین استرس یه آرامش خاصی هم دارم .شاید هیچ وقت تو عمرم این قدر آروم و بی خیال نبودم ولی خب یه قراری با خدا گذاشتم که تا جایی که مربوط به من می شه هر کاری از دستم برمی آد انجام بدم و بقیه رو بسپارم به خودش و هرچی پیش اومد بپای حکمت و مصلحتش بنویسم و قبول کنم ...... شاید هم یه جور آرامش قبل از طوفان باشه ، روزها و ماههای خیلی سخت و پر استرسی در پیش دارم ، روزها و ماههایی که هم می تونند خیلی موفق و شیرین و بر وفق مراد باشند هم برعکس تلخ و استرس زا ، قضیه سربازی و معاف شدن یا نشدنم و اینکه اگه ادامه تحصیلم مثل همین طرح پزشکی از لیسانس یا ارشد علوم پزشکی درست شد و تو جریان معافیت بودم دوباره مثل دوبار گذشته بازی در نیارن و بالا پایین و این اتاق اون اتاق و اذیت نکنند ، طرح پزشکی از لیسانس و احتمال اینکه مسئولین دوباره از اون تصمیم ها بگیرن و هرکسی رو واردش کنند الا اون کسانی که واقعا حقشونه و حق رو به حق دار نرسونند که کم هم نیست و همین الانش هم یه دختر لیسانسه مثلا زیست شناسی یا علوم آزمایشگاهی یا پرستاری یا همین بهداشت عمومی خودمون که 4 سال راست رفته راست اومده کیف و کلاسورش رو برداشته صبح رفته دانشگاه عصر برگشته فقط کاملا غیرمنفعلانه جزوه خونده و نمره و در نهایت مدرک گرفته بدون هیچ کار علمی وپژوهشی و حتی علاقه خاصی تو زمینه پزشکی چون مشکل سربازی نداره ازمن که از بدو ورودم تو دانشگاه علوم پزشکی چندین سال کار علمی و پژوهشی و اجتماعی تو زمینه پزشکی کردم جلوتره !!! چون ممکنه سر همین سربازی تو ورود به این طرح بازی دربیارن ، امتحان ارشد سال دیگه وزارت بهداشت واینکه می تونم توش شرکت کنم یا می خوره به سربازیم اگه معاف نشده باشم یا وارد این طرح نشده باشم ، مسائل شخصی مربوط به زندگی آینده ام از پیدا کردن یه کیس مناسب گرفته تا مسائل مربوط به زندگی و فراهم کردن شرایط ایجاد یک زندگی و خلاصه خیلی چیزهای دیگه که هر کدومشون به تنهایی تازه به اضافه مرگ عموم و پدرم تو سال گذشته برای از پا در آوردن یه جوون کافیه و بهشون که فکر می کنم دلم می خواد فریاد بکشم یا سرم رو بکوبم به دیوار!!و خیلی از نظر عصبی و روحی بهمم می ریزم اما تصمیم گرفتم محکم وایسم ، چون اگه امروز بخوام ضعف نشون بدم و کم بیارم پس فردا از عهده یه زندگی نمی تونم بربیام و تکیه گاه کس دیگه ای باشم ، من آدمی نیستم که جا بزنم و میدون رو خالی کنم و همیشه تا جایی که از دستم بر می اومده وایستادم و جنگیدم و به خودم متکی بودم و هیچ وقت به دست کسی نگاه نکردم و به امید کس دیگه هم نشستم ، البته همچنان تو این راه دشوار یه همراه کم دارم ولی بهر حال امروز هم باید محکم باشم و یه مقدار هم بی خیال باشم و زیاد بهشون فکر نکنم تا شاید فرجی شد ، یه حسی مرتب بهم تو وجودم فریاد می زنه که فقط باید صبر کنم ....... صبر ...... صبر ....... صبر ، ولی اگه همه چی درست بشه خیلی عالی می شه... خیلی خیلی عالی می شه ! دوست دارم خدارو با یه انگیزه و نشاط درست و حسابی اون جوری که دلم می خواد عبادت کنمو از عبادت خدا لذت ببرم نه اینکه سرنماز هم فکرم پی سربازی و پزشکی از لیسانس و ادامه تحصیل و کار و زندگی و غیره !باشه ، کاش خدا حداقل یکی از اینها رو درست کنه ..... ای کاش!

 

 

 

 

دوشنبه هفته پیش برای بازدید از یک نمایشگاه خیریه برای بچه های سرطانی محک رفته بودم دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران ، موقع برگشت طبق معمول صبر کردم اتوبوس بلیتی بیاد تا سوار بشم ، اصولا تا زمانی که مجبور نباشم و فورس ماژور نباشه نه سوار ماشین می شم نه حتی اتوبوس خصوصی !! یا اتوبوس بلیتی و مترو یا پیاده !ولی چشمتون روز بد نبینه راننده وسط اتوبان همت و مدرس چنان گاز می داد و بدجور می رفت و چند بار نزدیک بود بره رو ماشین های دیگه !! با خودم گفتم اگه تا هفت تیر سالم برسم !!! از این به بعد که گذرم به اونجا افتاد با اتوبوس خصوصی حتی تا ونک هم شده می رم اما سوار این دولتی های خط میدون صنعت – هفت تیر دیگه نمی شم !!!چون چند بار هم که قبلا از همون جا سوار شده بودم همین قضیه تکرار شده بود! پارسال دی ماه غروب که از کنگره بهداشت خانواده برمی گشتیم علاوه بر سرعت غیرمجاز ، اتوبوس اون قدر مسافر سوار کرده بود که کج شده بود !!!!! باور کنین من اگه همین الان بدون گواهینامه پراید داداشم رو وردارم بیام تو خیابون از 80 درصد راننده های فعلی تهران بهتر رانندگی می کنم ! مامانم هم می گه که چون تو خیلی احتیاط می کنی اگه بخاطر ضعیفی چشمت نبود و گواهینامه می گرفتی راننده خوبی می شدی ، واقعا هم همین جوره چون تو همون جلسات آموزشی آموزشگاه رانندگی هم که پشت فرمون بودم خیلی با احتیاط و از تو لاین خودم می رفتم ولی پشت سرم اتوبوس و مینی بوس و پژو و غیره بوق می زدن که سبقت بگیرن !!تا فروردین امسال که اجبارا دنبال رانندگی نرفته بودم زمانی که تو ماشین می نشستم چندان به رانندگی دیگران دقت نمی کردم اما بعدمطالعه آیین نامه و پشت فرمون نشستن الان که دقت می کنم می بینم که چقدر با عرض شرمندگی و بلا نسبت رانندگان بسیار بی شعور و بی فرهنگ و بی شخصیتی داریم که با کمال وقاحت آیین نامه رو رعایت نمی کنند که هیچ یک چیزی هم طلبکار هستند !! انواع سبقت از راست !!!!! سرعت غیر مجاز ، لایی کشیدن !!! تو هرجایی غیر ازبین خطوط حرکت کردن! ،عدم استفاده از راهنما !! بی توجهی به عابرین پیاده و خیلی خیلی موارد دیگه که واقعا این همه بی فرهنگی و بی شعوری یکجا باعث تاسفه ! غروب عید فطر که از بهشت زهرا برمی گشتیم یه جا داداشم از یه اتوبوس سبقت از راست گرفت که سرش داد زدم و از اون به بعد که من کنارش می شینم بیشتر احتیاط می کنه و حداقل دیگه جرات سبقت از راست گرفتن نداره و می گه تو باید دوتا درجه بگذاری روشونه هات وایسی تو خیابون !!واقعا تو حسرت این موندم که یک بار بیام خیابون ببینم همه دارن تو لاین خودشون می رن به خدا !!!!

 

 

 

 

من واقعا موندم چرا بعضی ها موقعی که از خونه می آن بیرون اصلا متوجه نیستند که محیط اجتماع و بیرون با داخل خونه شون خیلی فرق داره !! هرجور دلشون بخواد رفتار می کنند و هر جور دلشون بخواد می پوشند ( آقایون رو می گم ) انگار نه انگار که شونصد جفت چشم داره نگاهشون می کنه!! صبح زود اگه تو اتوبوس یا حتی خیابون دقت کرده باشین اکثرا یا خواب آلود هستند یا دهنشون رو اندازه تونل رسالت ! باز کردن خمیازه می کشند !!!یادرست و حسابی دست و صورتشون رو َنشستند !!!! و از همه بدتر طرز لباس پوشیدنشونه !! من معمولا دوبار تو طول هفته لباس های بیرونم رو عوض می کنم با ذکر این نکته که من نمی تونم فقط یه تعویض لباس یا یه شلوار داشته باشم چون اگه قرار باشه تغییری ایجاد بشه باید کل یوم !!! ( به قول سرمربی حالا دیگه سابق تیم ملی فوتبال ! ) لباسهام حتی تا جوراب و کفشم هم عوض بشه !!! چون باید حتما یه هماهنگی و تناسب رنگی بین همه شون باشه و نمی دونم درسته یا نه اما اخلاقم این جوریه دیگه !! حتی تو خونه هم این جوری هستم و نمی تونم جلف مثل شلوارک !! یا حتی مثلا ناهمگون بپوشم . متاسفانه بعضی ها اصلا رعایت نمی کنند و هرچی دم دستشون بیاد می پوشند !! مثلا طرف شلوار طوسی پوشیده و روش Over قهوه ای !!یا از همه بدتر یه عرق گیر رکابی یا آستین دار پوشیدن که از زیر پیرهن کاملا هویداست !( چیزی که من بهش آلرژی دارم و دلم می خواد برم بکوبم تو سر طرف !! ) اصلا قبل بیرون اومدن از خونه جلوی آینه یه کنترل نمی کنند ببینند همه چیز مرتبه و تناسب برقراره یا نه !!!!!به شخصه هیچ موقع کت تک نخریدم و نخواهم خرید چون اصلا نمی تونم قبول کنم مثلا شلوار مشکی بپوشم با کت تک مثلا طوسی !!!و همیشه اگه ست ست نبودم اما چه تابستونی چه زمستونی نزدیک به ست پوشیدم و غیر این نمی تونم عمل کنم و یه جورایی احساس خیلی ناخوشایندی بهم دست می ده!!برام این مسئله لباس پوشیدن و مناسب و درست و مرتب پوشیدن خیلی خیلی اهمیت داره و نمی دونم چرا برای بعضی ها اصلا مهم نیست چی می پوشند !! فقط براشون مهم اینه که یه چیزی تنشون باشه !!!!!!

 

 

 

 

نکته بهداشتی پزشکی :

 

 

 

 

@ پیامبر گرامی اسلام فرمودند : خداوند حنیفیت یعنی پاکیزگی را بر ابراهیم ( ع ) در ده چیز قرار داده که پنج مورد در سر و پنج مورد در بدن قرار دارد ، در سر کوتاه کردن سبیل ، ریش ، اصلاح و مرتب کردن موی سر ، مسواک کردن و در بدن زدودن موهای زائد ، ختنه کردن ، ناخن گرفتن ، غسل جنابت کردن و پاکیزه ساختن بدن با آب و شستشوی فراوان .

 

 

 

@ عزیزانی که دکتر براشون آزمایش تیروئید نوشته بهتره موقع انجام این آزمایش ناشتا باشند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نکته تغذیه ای :

 

 

@ خانم های باردار ممکنه اواخر بارداری دچار خارش بشن , علت این خارش کمبود مس هستش ، تو سبزیجات و گوشت و مغزگردو مس خوبی وجود داره که مصرف متعادل اونها می تونه این نیاز رو برطرف کنه ، خورشت فسنجون و کله جوش هم که توشون گردو استفاده می شه از جمله غذاهای مس دار ما ایرانی ها هستند ولی اگه زیادی توشون مرغ و گوشت بکار بره بخاطر آهن موجود تو اونها ممکنه مس موجود تو غذا کم بشه .

 

 

@ تو کسانی که سرما خوردن یا زیاد سرما می خورن تجویز ویتامین های گروه B مثل شربتB complex ( ب کمپلکس ) یک تا سه قاشق مرباخوری در روز می تونه مفید باشه.

 

 

 

 

 

نکته دارویی :

 

 

@ سفیکسیم Cefixime برای بالغین معمولا به دوشکل دارویی 200 میلی گرمی و 400 میلی گرمی موجوده ، معمولا 200 میلی گرمی هر 12 ساعت یک بار تجویز می شه اما 400 میلی گرمی باید هر 24 ساعت یک بار تجویز بشه چون اگه هر 12 ساعت یک بار تجویز بشه ممکنه برای بیمار مشکلات گوارشی ایجاد کنه ، سفیکسیم برای سینوزیت ، عفونتهای تنفسی و ادراری و ... تجویز می شه .

 

 

@ خانم های عزیزی که برای روشن کردن پوستشون کرم هیدروکینون استفاده می کنند یا از کرم های روشن کننده که اکثرا هیدروکینون دارند استفاده می کنند توجه داشته باشند بهترین زمان مصرف این جور کرم ها شب هاست .

 

 

 

 

 

 

مورد – بالین :

 

 

آقای 55 ساله ای که مبتلا به دیابت ملیتوس تایپ 2 هم هستش پیش دکترش می ره و بعد معاینه ، دکتر براش درخواست یه آزمایش عمومی می کنه تا وضعیتش رو ارزیابی کنه ، تو U/A یا آنالیز ادرار این عزیز تعداد WBC ( گلبولهای سفید) حدود 22-20 و RBC ( گلبولهای قرمز)حدود 12- 10 گزارش می شه اما این آقا هیچ شرح حالی از سوزش ، تکرر ، بی اختیاری یا فوریت ادرار نمی ده ، با این بیمار که از یه طرف علائم UTI یا عفونت ادراری رو نداره اما آزمایشش چیز دیگه ای رو می گه و از یه طرف مرض قند هم داره چه باید کرد ؟

 

 

این عزیز ما مبتلا به باکتریوری آسیمپتوماتیک (بدون علامت) هستند که باکتری یا میکروب تو ادرارشون دیده می شه اما علامت و نشانه ای دال بر عفونت ندارن ! معمولا باکتریهای ِگرَم منفی مثل آنتروباکتریاسه ها ، سودومونا و آنتروکوک عامل این مسئله هستند .سن بالا ، دیابت ، بارداری ، انسداد ادراری ، نقص در ساختمان ادراری تناسلی (آنومالی آناتومیک) و گذاشتن کاتتر ادراری بخصوص اگه ثابت باشه و دستکاری اورولوژیک توسط متخصص اورولوژی از جمله علل مساعد کننده هستند و تقریبا موارد درمانی هم باید محدود به همین عده بشه و تو یه آدم سالم و بدون مشکل زمینه ای خاص نیازی به درمان نیست ، تو اونهایی هم که تصمیم به درمان آنتی بیوتیکی گرفته می شه باید کشت ادرار یا U/C به همراه تعیین حساسیت آنتی بیوتیکی میکروب ( آنتی بیوگرام ) انجام بشه و آنتی بیوتیک مناسب طبق نتیجه حساسیت میکروب مربوطه تجویز بشه و اگه انسدادی هم هست حتما رفع بشه ، پس چون این عزیز دیابتیک تشریف دارن درمان برای ایشون اندیکاسیون ( مورد مصرف یا استعمال ) داره ولی یه کشت ادرارU/C به همراه آنتی بیوگرام باید قبل شروع دارو براشون درخواست بشه و بر اساس نتیجه اون Plan ( طرح یا برنامه ) درمانی براش ریخته بشه .

 

 

 

 

 

 

هیچ زیبایی از خرد نیکوتر نیست ( امام باقر علیه السلام )

 

 

 

@ پی نوشت 1 : متاسفانه همه دوستان جواب مسابقه هفته پیش رو اشتباه حدس زدن !!اگه تعداد شکلک ها رو بشمارین و جای هر شکلک یه حرف بگذارین جواب مسابقه که یک کلمه هستش بدست می آد ، هر چند همه نزدیک شدن ها !!!!!!!!

 

 

@ پی نوشت 2 : معاونت آموزشی دانشگاه علوم پزشکی تهران اعلام کردکه آیین نامه و نحوه پذیرش دانشجوی پزشکی از مقطع لیسانس( که تو مطالب قبلی این وبلاگ اشاره کامل بهش شده )در دست بررسی هستش و در صورت نهایی شدن از طریق سایت دانشگاه تو این صفحه ( روش کلیک کنید ) و جراید در مورد آزمون و نحوه پذیرش اطلاع رسانی خواهد شد ولی تا اون موقع از مراجعه حضوری یا تماس تلفنی با دانشگاه و واحدهای دانشگاه خودداری بشه .

 

 

 

@ من هر هفته بعد آپدیت کردن وبلاگ خبرش رو برای Add list هام تو یاهو مسنجر send to All می کنم ، یکی از دوستان هفته پیش تو ایملیش گفته بود براش چیزی نمی آد ! خواستم سوال کنم ببینم برای بقیه هم همین جوره ؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 
حسرت به سه گروه !!!!!!
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٠ آبان ۱۳۸٦ : توسط : مجید

به نام خدا

 

 

پنجشنبه دهم آبان ماه 1386

 

 

تیرماه امسال و شب جشن تولدم به اصرار و تِز !!! خانواده برای اولین بار موهام رو بالایی شونه کردم و ژل زدم !!! تا مهر ماه هم همین روند ادامه داشت و حتی برای جشن عروسی هم که مرداد ماه رفتیم و لینک عکسم با داماد رو تو مطلب 18 مرداد گذاشتم که احتمالا همه دیدین دوباره همون جوری مدل دادم اما واقعیت اینه از مهرماه برگشتم به حالت سابق ! و دوباره آب می زنم و موهارو خوابیده سمت چپ شونه می کنم ! دلیلش هم اینه که من هیچ موقع موهای بلندی نداشتم و بالایی زدن مو به درد کسایی می خوره که موی بلند و حالت داری داشته باشند و چون موهام همیشه کوتاه بوده خیلی سخت حالت بالایی می گرفت یا خوب و راضی کننده از آب در نمی اومد و خب صبح زود هم که دارم از خونه می رم بیرون فرصت چندانی برای این کارها ندارم و ارزش وقتم برای درس بیشتره تا وَر رفتن با موهام هر چند مرتب و منظم بودنشون مثل لباس پوشیدنم برام خیلی مهمه ، خلاصه سعی کنین برای کسی از این تِزها ندین !!!!

 

 

 

 

 

همیشه یه حس حسادتی نسبت به سه گروه از اشخاص داشتم و دارم ، زمانی که می دیدمشون و می بینمشون دوست داشتم و دارم اون لحظه جای اونها باشم !! اولی رزیدنت ها دومی وزیر بهداشت و رئیس جمهور بخصوص موقعی که با اسکورت و محافظ می آن و می رن و بالاخره سومی ها !!!!

 

 

پی نوشت 1 : به کسانی که بتونند سومی رو حدس بزنند جوایز ارزنده ای بدون قید قرعه اهدا خواهد شد !!

 

 

پی نوشت 2 : اگه چیزی به ذهنتون نرسید ازش بگذرین و نشنیده بگیرین ، سلولهای خاکستری مغزی تون برای جاهای مهم تری لازمه !! بی خیال !!!!!!!جان من اصرار نکنین !

 

 

پی نوشت 3 : خیلی سعی کردم سومی رو هم بنویسم اما نشد که نشد !! پس ببینین ماهم شرم و حیا سرمون می شه ها !!!!!!

 

 

پی نوشت 4 : اتفاقا هر 3 قشر از جمله گرفتارترین و پر دردسرترین اقشار جامعه هستند و همه دشواریها و سختیهای هر سه تاشون رو هم می دونم !!!!!ولی بازم ......

 

 

 

 

 

چون کارت الکترونیک ( عابر بانک ) من تجارت کارت جوان بودش که موقع دانشجویی اجباری بهمون دادن تا وام هامون رو توش بریزن و مشکلاتی مثل نیومدن پول همون موقع واریز به حساب ( گاهی تا 24 ساعت هم طول می کشید ) ، سیستم قدیمی و باجه های کم و شلوغ بانک تجارت و عدم دسترسی راحت به تلفنبانک برای چک کردن حساب و غیره داشت تصمیم گرفتم کارتم رو عوض کنم و یکی مطابق میل و شرایط خودم بگیرم ، رفتم بانک کشاورزی گفتند می تونم مهر کارت بگیرم اما ایران کارت نه ! دلیلش رو سوال کردم گفتند ایران کارت مخصوص خانم هاست !!!!!!!!!!!!!!!!!!می گم من شک کردم نکنه تو این عابر بانک ها تماس مشکوک !! تجاوز !!!!یا چشم بد و نامحرمی هست که برای خانم ها کارت جدا صادر کردن ؟!!!

 

 

 

 

 

نکته بهداشتی پزشکی :

 

 

@آقایونی که از شلوارها و لباس های زیر تنگ استفاده می کنند ، زیاد سونا می رن وموبایلشون رو به دور کمرشون می بندن حواسشون باشه همه اینها رو اسپرم سازی شون اثر منفی می گذاره ها !!

 

 

 

 

نکته تغذیه ای :

 

 

@خانم هایی که تو دوران شیردهی هستند توجه داشته باشند که برای سلامتی بچه ای که دارند بهش شیر می دن و حتی خودشون باید تغذیه خوبی داشته باشند ، ممکنه تو این دوران یه مقدار اضافه وزن پیدا کنند که اونم باید با تغذیه متعادل و با کیفیت و تحرک کافی جبران کنند و به هیچ عنوان به رژیم ها و داروهای کاهش وزن و لاغری رو نیارن که اشتباه بزرگی محسوب می شه ، یه خانم شیرده 500 کیلوکالری اضافی ( کالری معمول روزانه یه خانم با کار عادی با ضرب وزنش در 40 به شکل تقریبی به کیلوکالری بدست می آد ) ، 20 تا 30 گرم پروتئین اضافی ( مقدار مورد نیاز پروتئین در روز با ضرب وزن بدن به کیلو در 8/0 به گرم بدست می آد که البته بعضی جاها 1 ذکر شده ) ، حدود 1 تا 2/1 گرم کلسیم ( 1000 تا 1200 میلی گرم ) باید دریافت کنه . مصرف روزی یک لیتر شیر به شکل 4 تا لیوان 4 بار درروز یا معادل اون ماست شیرین ، استفاده دوغ کم نمک بجای نوشابه ، مصرف آب به مقدار کافی درروز ، غذاهای آبکی مثل سوپ وآش و میوه و سبزیجات تازه برای یه خانم شیرده در طول روز ضروریه ، بعضی مواد غذایی که بیشتر باعث افزایش شیر مادر می شن عبارتند از : کنجد ، بادام ، پسته ، تخم مرغ ؛ انگور ، جعفری و شوید ، ریحان ، آب هویج یا آب انبه یا زردآلو ( چون ویتامین A خوبی دارن خانم های شیرده سعی کنند روزی یک لیوان حتما مصرف کنند ) طالبی و گرمک .

 

 

 

 

نکته دارویی :

 

 

@این بار می خوام براتون از شربت فروگلوبین ( Feroglobin) که تو داروخانه های کشور موجوده و توسط پزشکان ماهم زیاد تجویز می شه صحبت کنم ، این شربت تحت لیسانس شرکت ویتابیوتکس انگلستان قرار داره و به سفارش و ساخت یکی دوتا شرکت دارویی ایرانی ساخته و وارد بازار دارویی کشور شده ، این شربت کاربرد اصلی که داره برای کم خونی بخصوص کم خونی فقر آهن تو خانم ها ( بخصوص دوران بارداری و پ ر ی و د ) ، دختر خانم های جوان ، بچه های در حال رشد ( که باعث بهبود اشتهاشون هم می شه ) ، عزیزان گیاه خوار !! و ورزشکاران ( بخصوص خانم های ورزشکار ) هستش ولی به عنوان یه شربت تقویتی و خونساز تو هر بیماری که پزشک صلاح ببینه قابل تجویزه ؛ این شربت برای اینکه خوش طعم بشه با مالت و عسل و پرتقال هم مخلوط شده و محتوی آهن ( 10 میلی گرم در 5 سی سی ) ، روی ( 3 میلی گرم در 5 سی سی ) ، اسید فولیک ( 50 میکروگرم در 5 سی سی ) ، انواع ویتامین های گروه B ( بخصوص B12 که خونسازه ) ، مس ( 2/0 میلی گرم در 5 سی سی ) و منگنزه ، شیشه های شربت ml 200 هستند و قیمتش تو داروخانه چیزی حدود 3000 تومان فکر کنم باشه ( البته اگه گرون نکرده باشند ) ، برای بچه های دو تا سه سال نصف قاشق مرباخوری روزی یک بار ، بچه های چهار تا شش سال همون مقدار روزی دوبار ، از هفت سال تا دوازده سال یک قاشق مرباخوری روزی یک تا دوبار ، بالغین یک قاشق مرباخوری دوبار درروز و خانم های باردار و تو دوران پ ر ی و د یک قاشق مرباخوری سه بار درروزه ، بهترین زمان مصرف این شربت بخصوص تو بچه های ضعیف و کم اشتها یک ساعت قبل از غذاست و باید همون قواعد و قوانین مصرف قرص و شربت آهن موقع مصرف این شربت هم رعایت بشه یعنی با چای ، قهوه ، شیر ، ماست ، انار و بعضی آنتی بیوتیک ها مثل تتراسایکلین 2 تا 3 ساعت قبل و بعدش فاصله باشه و ترجیحا با شکم خالی مصرف بشه و یه میوه از مرکبات هم در صورت امکان همراهش مصرف بشه ( هر چند با پرتقال غنی شده ) تا قدرت و سرعت جذب آهن و روی شربت بالابره.

 

 

پی نوشت : خداییش اینجا قصد تبلیغ دارویی رو ندارم و اگه دارویی هم اینجا توضیح داده می شه فقط به خاطر افرایش آگاهی هم مردم هم جامعه پزشکی از فرآورده های موجود تو بازار هستش و چون درحال حاضر بازار دارویی کشور از این جور محصولات دارویی وارداتی پرشده و توسط پزشکان ما هم زیاد تجویز می شه و مردم هم زیاد استفاده می کنند بهتره حالا که درست یا غلط این محصولات تو بازار وجود داره و تجویز و مصرف هم زیاد می شه با آگاهی کامل و چشم باز تجویز و مصرف بشه و درست هم مصرف بشه .

 

 

 

 

پاسخ به پرسش های شما :

 

 

@ دوره گرد جان ، غرض از مطلبی که راجع به شامپو هفته پیش نوشتم این بود که شامپوی خالص استفاده نشه و خب فرقی نمی کنه کف دست شما چه اندازه ای باشه چون به هر حال موقعی که شما می خوای شامپو بزنی با ظرفش رو سرت که خالی نمی کنی !! می ریزی کف دستت که خب برحسب سایزش تو آقایون و خانم ها حجم کم یا زیادی شامپو جا می شه و بعد به سرت می مالی و بعید می دونم کسی غیر از این عمل کنه !!منظورم همون مقداری بود که می زنی حالا با هر تکنیکی !!!لازم هم نیست آب زیاد بهش اضافه بشه و با حساسیت و وسواس زیادی از خودتون بجای شامپو یه چیز دیگه اختراع کنین !! ولی اون کاری که گفتین هم می تونین انجام بدین و ایده خوبیه اگه اون جوری راحت هستین ، در ضمن من مخلص همه عقل کل ها هم هستم !!!!!!

 

 

@ الهام خانم عزیز ، برای فولیک اسید مثل بعضی داروها مثل لووتیروکسین یا فروس سولفات زمان طلایی یا مناسبی ذکر نشده و می شه هر موقعی مصرفش کرد اما به شخصه معتقدم بهتره با شکم خالی و یک لیوان آب و فاصله 3 ساعته از سایر داروها مصرف بشه ، این یه قانون کلی برای مصرف درست هر دارویی می تونه باشه مگر اینکه در مورد داروی خاصی دستورالعمل مشخصی باشه ، در ضمن نکته دارویی این هفته رو هم حتما بخونین .

 

 

 

 

مورد – بالین :

 

 

یه آقا و خانم جوون که فروردین پارسال ازدواج کردن الان صاحب یه نی نی کوچولوی دوست داشتنی شدن، نی نی بخصوص از عصر به بعد مرتب ونگ می زنه و گریه می کنه و هر کاری می کنند ساکت نمی شه که نمی شه !!موقع گریه کردن دقت که می کنند می بیند زانوهاش رو بالا می آره به طرف شکمش خم می کنه و یا دور دهن کوچولش سفید و رنگ پریده می شه ، نی نی رو مرکز طبی کودکان که می برین اینترن اورژانس بعد معاینه بهتون می گه یه کولیک نوزادی هستش و چیز مهمی نیست ، چه باید کرد ؟

 

 

کولیک یا همون قولنج گوارشی نوزادی خودمون معمولا تو نی نی کوچولوها اتفاق می افته و سن شیوعش هم از بدو تولد تا سه یا نهایت پنج ماهگی هستش و معمولا علائم بیشتر از 3 بار در هفته اتفاق می افته و 3 ساعت یا بیشتر هم طول می کشه و بیشتر هم از عصر تا اواخر شب نی نی ما رو که سیر هم هست اذیت می کنه هرچند ممکنه تو هر موقعی هم بروز کنه ، یه علت ثابت شده نداره و ممکنه به دلیل مجموعه ای از علت های مختلف از وجود گاز تو دستگاه گوارش تا اسپاسم گوارشی و بدرفتاری با نی نی و تغذیه ناصحیح نی نی و مامان نی نی !!که بهش شیر می ده و غیره باشه ، باید اول از همه نشست با پدر و مادر نی نی صحبت کرد و در صورتی که بقیه علت ها رد شدن بهشون اطمینان یا reassurance داد و آرومشون کرد ، با مادر شیرده صحبت می کنیم می گیم حواسش به غذاهایی که می خوره باشه چون به هر حال داره شیر می ده و بعضی وقتها ممکنه چیزی بخوره که همون به قول قدیمی ها بره تو شیرش !! و بده بچه و بهش ضرر کنه و سعی کنه یادداشت هم کنه ولی کلا شیر گاو ، آجیل ، بادام زمینی ، پیاز ، کلم ، تربچه و تره از جمله مواد غذایی هستند که اگه مادر شیرده بخوره ممکنه کولیک نی نی اش بدتر بشه و می تونه بجای شیر گاو از شیر سویا استفاده کنه و بقیه رو هم نخوره ، باید تو این مواقع که نی نی از شدت درد داره هوار می کشه بغلش کرد و نوازش کرد و تو اتاق گردوند و براش موسیقی و اهنگ گذاشت یا رادیو رو روشن کرد و اتاق رو از حالت ساکتی درآورد ، حرکت تو کالسکه ، بچه رو سوارماشین کردن ، گذاشتن یه بطری آب گرم تو مجاورت شکم نی نی از جمله از روشهای غیر دارویی دیگه هستند ولی اگه موثر واقع نشد می شه نی نی رو برای چند دقیقه رها کرد و توجهی نکرد ، درمان دارویی هم خوشبختانه وجود داره مثل شربت گریپ میکسچر که به شخصه زمانی که بچه بودم تا دلتون بخواد زیاد بهم دادن و الان هم وارداتش آزاد شده و با اسم تجاری nursing Harveys هم هستش ولی معادل داخلی اون هم وجود داره مثل شربت کاراوی میکسچر یا گریپ واتر که به صرفه تر و ارزون تر هستند ، از قطره دایمتیکون هم 2 قطره به ازای هرکیلو وزن نی نی ( مثلا برای نی نی 4 کیلویی می شه 8 قطره )می شه استفاده کرد . تو بعضی منابع استفاده از گلوکز هیپرتونیک 10 % یک قطره که زیر زبان بچه چکونده می شه یا دیفن هیدرامین 1 میلی گرم به ازای هرکیلو وزن بدن هم ذکر شده که بهتره متخصص اطفال تایید کنه تا استفاده بشن و در اکثر موارد هم نیازی نیست . یکی از اشتباه ترین و مهلک ترین تجویز ها تجویز شربت دی سیکلومین هستش که اگرچه ممکنه اثر خوبی هم داشته باشه اما تو بچه های زیر 6 ماه عوارض داره و می تونه آپنه تنفسی ( نفس بچه بند بیاد ) خواب آلودگی و یبوست بده و بهتره از خیرش گذشت و اصلا بهش فکر هم نکرد ، تعویض شیرخشک بچه اگه شیرخشک بهش می دن هم می تونه یه راهکار دیگه باشه .

 

 

 

 

 

 

 

 

یک توصیه جدی به همه آقایون برای موفقیت تو رابطه با خانم ها :

 

 

@ خانم ها ترجیح می دن با مردی زندگی کنند که زندگی خوبی نداشته باشه تا اینکه شنونده خوبی نباشه .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 
نظم من !!!!!
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳ آبان ۱۳۸٦ : توسط : مجید

به نام خدا

 

 

پنجشنبه 3 آبان ماه 1386

 

 

 

پنجشنبه گذشته عصری یکی از دوستان که می خواست از انقلاب کتاب بخره ازم خواست باهاش برم ، بعد از اینکه کتاب هاش رو خرید پیشنهاد داد بریم سینما فیلم کلاغ پر، با اینکه با جنس مذکر سینما رفتن بهم نمی چسبه !!!!! ( نه اینکه تا الان همش با مونث هامی رفتم!! )اما خب چون این دوست ما به هوای مهناز افشار بازم احساساتی شده بود و می خواست مارو مهمون هم کنه ! گفتم زشته دعوتش رو قبول نکنم !! تو سینما وقتی بچه های تازه به دوران رسیده ای رو دیدم که هنوز پشت لبشون درست و حسابی سبز نشده دست یه دختر رو گرفتند اومدن سینما و تو قسمت خانواده نشستند !!!!یا به قول دوستم اومدن کلاس فوق العاده !!حسابی شرمنده شدم !! این وضع تا کی می خواد ادامه پیدا کنه خدا می دونه ، کلاغ پر فیلم خوبی بود هرچند بخوبی آتش بس نبود ولی حداقل برای پرکردن اوقات فراغت و دوساعت از زیر استرس و مشغله فکری در اومدنم خوب بود . ولی فکر کنم این فیلم بیشتر از اون که به درد من می خورد به درد دخترخانم های مجرد می خوره ! پیشنهاد می کنم همه دختر خانم های مجرد برن فیلم رو ببینند ولی مثل سارا ( مهناز افشار ) اگه در مورد کسی به نتیجه ای رسیدن و حرفی می خوان بهش بزنند حرفشون رو قورت ندن !! و این قدر شهامت داشته باشند که حداقل سر زندگی آینده خودشون هم که شده تعارف و ملاحظه و خجالت رو بگذارن کنار!!!!!!!از این بابت درس خیلی خوبی داشت ولی دلم برای رضا ( گلزار ) خیلی سوخت که هی می خواست اون چیزی رو که دوست داشت بشنوه زودتر و مستقیم بشنوه که آخر هم تو سکانس آخر غیرمستقیم اونم با نگاه!! شنید ولی بنده خدا جون به لب شد !!!!!!

 

 

 

 

به نظر من حتی تو اوج بلاتکلیفی هم آدم باید بتونه برای خودش هدف مشخصی ترسیم کنه و برای رسیدن به اون هدف با توجه به توانایی ها و استعدادها و شناختی که از خودش و شرایطش داره برنامه مدون و انعطاف پذیری بریزه و خودش رو متعهد کنه که به اون برنامه عمل کنه ، بیکاری و تنبلی و سستی و تو خونه نشستن بدترین چیزیه که می تونه به سر یکی بیاد . به شخصه به برنامه ریزی و نظم تو زندگی خیلی اهمیت می دم و معتقدم آدم تحت هیچ شرایطی حتی در بدترین شرایط مثل الان من که چندماهی طول می کشه تا تکلیفش روشن بشه نباید اجازه بده سستی و تنبلی به وجودش راه پیدا کنند و بیکار و بی عار فقط ول بگرده و خودش هم ندونه اصلا داره چی کار می کنه ! همیشه تو زندگی خودم یه هدف و برنامه مشخصی برای خودم داشتم و الان هم دارم و خواهم داشت چون در غیر این صورت نمی تونم موفق بشم و دوست دارم تا آخرین لحظه که برام تو این دنیا مقدر شده باشم سعی از تلاش و کوشش تو هرراهی که هستم و بهش علاقه دارم برندارم تا بعد مرگم زمانی که روحم داره زنده ها رو تماشا می کنه حسرت اینکه چرا تو این دنیا از موقعیت هام استفاده نکردم و عمرم رو الکی تلف کردم و باری به هر جهت زندگی کردم رو نخوره، تو شرایط فعلی که تو یکی دوتا مطلب گذشته براتون شرح دادم هم برای خودم یه برنامه ریختم که هم سرم گرم باشه هم به درد آینده ام بخوره ، قبلا هم گفتم دوست دارم یک بارعلم بهداشت و پزشکی عمومی رو یک بار دوره کنم و الان بهترین زمان برای این کاره چون حداقل تا 29 اسفند وضعم همینه که هست و به فرض اینکه معافیتم جور نشه و رفتنی باشم و وارد طرح پزشکی از لیسانس هم نتونم بشم احتمالا اعزامم به اردیبهشت یا تیر سال دیگه می افته و این 4 ماه فرصت خوبیه تا ازش به بهترین نحو استفاده کنم ، برنامه ای که در حال حاضردارم اجراش می کنم کاملا انعطاف پذیره و اتفاقات و حوادث احتمالی آینده و مسائلی مثل پخش های مستقیم فوتبال و مهمونی رفتن و غیره هم مشکلی توش ایجاد نمی کنه چون من عادت ندارم برنامه رو رو کاغذ بیارم و تو ذهن خودم این کاررو می کنم و اصلا به یه برنامه خشک زورکی اجباری اعتقادی ندارم اما من الان دارم چی کار می کنم ؟ :

 

 

شنبه تا چهارشنبه : صبح ساعت 6 بلند می شم بعد خوندن نماز صبح و یه صبحانه مختصر همراه قهوه اگه کار اداری ، کنگره ، سمینار یا همایش و چیزی شبیه اینها نباشه راهی دانشگاه می شم و سرراه هم اگه کار بانکی باشه تو همون دقایق اول انجام می دم ، تو دانشگاه تا حوالی ظهر درس می خونم که اختصاص به درس پایه مثل بیوشیمی ، بهداشت ، ژنتیک و امثال اینها که تماما مطالب پایه ای هستند و کاربرد بالینی ندارند و یه مقدار فهمشون حداقل برای من مشکل تره داره که البته همه باهم خونده نمی شن بلکه ترتیب خاصی داره و تا یه مطلب تموم نشه مطلب بعدی شروع نمی شه ، مثلا فصل کربوهیدرات ها از مبحث بیوشیمی خونده می شه و فرداش مثلا لیپیدها و کتاب که تموم بشه و کنار گذاشته بشه یه فصل از کتاب تکست بهداشت خونده می شه و بعدش مثلا ژنتیک شروع می شه و بعد چند فصل ژنتیک دوباره یک فصل از بهداشت و خلاصه تنوع داده می شه تا مباحث سنگین ژنتیک و بیوشمی و پایه جنین شناسی و امثال اینها بهم فشار نیارن ، ظهر می آم خونه بعد نماز و ناهار یک ساعت روزنامه خبر ورزشی می خونم و در حد یک ربع ایمیل ها و کامنت ها و آفلاین ها رو چک می کنم و بعد یک استراحت نیم ساعته مباحث بالینی رو از ساعت 3 ظهر شروع می کنم که به شکل Organ Teaching جلو می رم یعنی مثلا یک مبحث رو انتخاب می کنم مثل قلب یک روز جنین شناسی قلب ، یک روز آناتومیش ، یک روز فیزیولوژیش و یک روز بافت شناسی و پاتولوژیش و درنهایت بیماریهای قلبی و علائم و فارماکولوژیشون که همه از روکتابهای تالیفی معتبر یا ترجمه تکست معتبر هستند تا اذان مغرب که حدود نیم ساعت فرصت نماز و دعا دارم و بعد نماز به مدت یک ساعت یک فصل از مباحث بالینی فشرده و خلاصه که تو کمترین زمان بتونه سرپایی جواب بده همون ارگان رو مثل کتابهای ORDER می خونم و بعدش یه سر طبقه پایین خونه مون به دیدن مادربزرگ و عمه ها و دخترعمه ها و غیره که برای دیدن مادربزرگم اومدن می رم چون بخصوص بعد مرگ پدر و عموم بدجوری بیشتر از گذشته بهم وابسته شدن و اگه یک روز من رو نبینند شاکی می شن و اونجا هم عمده حرفها یا مریضی هاشون یا داروهای مصرفی شونه که راهنمایی می خوان و بعضی وقتها یه راند کامل پزشکی اونجا داریم !! یا در مورد عروسی منه که نقشه هاشون رو می گن و تقریبا همه هم رویایی و پرهزینه !!!!بعد حدود چهل دقیقه تا یک ساعت دوباره به طبقه بالا و خونه خودمون برای سریال ها و این طنز مزخرف چهارخونه و صرف شام برمی گردم !! حدود ساعت نه و نیم رختخواب ها رو که حدود 15 ساله وظیفه هرشب منه پهن می کنم !!و دوباره برای چک کردن ایمیل ها و کامنت ها و آفلاین ها ( بجز دوشنبه شبها و پنجشنبه ها که دیرتره) و خوندن خبر یکی دوتا خبرگزاری و سایت و کارهای خاص اینترنتی (اگه داشته باشم) بازم کوتاه آنلاین می شم و حدود ده و نیم شب اگه خواب آلود نباشم مباحثی رو که از روکتاب تکست مطالعه کردم از روی درسنامه علوم پایه پزشکی که به شکل خلاصه و مفید نوشته دوره می کنم و بعدش اگه میزون نباشم یه آرام بخش می خورم و MP3 player در رختخواب در گوشم می گذارم که اصلا آهنگ غمگینی توش نیست و همه آهنگ هاش ایرانی شاد و بیشتر مربوط به عشق و عروسی و خواستگاری و این چیزاست که خودم گلچین کردم تو گوشم می گذارم و بعد یک ساعت گوش کردن به خواب می رم !!

 

 

پنجشنبه : پنجشنبه هام از صبح تا ظهر اختصاص به کارهای عقب افتاده خودم که تو طول هفته امکان رسیدن بهشون نیست و کار خونه و کمک به مامان داره که این آخری تقریبا یک نصف روز کامل طول می کشه و قرار گذاشتیم خریدهای عمده و سنگین رو این روز انجام بده و یا مامان یه لیست بلند بالا می ده دستم یا اگه خیلی لازم باشه خودش هم باشه همراهیم می کنه!!!!اگه قراره قرار ناهاری هم با کسی داشته باشم معمولا برای ظهر پنجشنبه فیکس می کنم ( مثل همین امروز)و از ظهر پنجشنبه تا غروب هم یا برای بهشت زهراست یا برای استراحت و دیدن فوتبال و یه چک مختصر ایمیل و کامنت و آفها و غروب پنجشنبه ( همین طور شبهای اعیاد مذهبی ) اگه وفاتی شهادتی عزایی چیزی نباشه بعد نماز و و نماز اموات و زیارت عاشورا و قرآن پیاده راهی حوالی میدون انقلاب می شم و از سمت بالاش هم برمی گردم که حدود یک ساعت طول می کشه و جز مامان که متوجه شد کجا می رم و به چه منظوری می رم کسی مطلع نیست یا اگه هم هست نتونسته درست حدس بزنه !!! تو خونه هم عادت دارم شام شب جمعه مفصل و درست و حسابی باشه با کلی تشریفات و بعدش هم بعد یه دیدار از مادربزرگ و بقیه تو طبقه پایین و اومدن پای کامپیوتر از حول و حوش ده و نیم یازده که بیشتر از شبهای قبل اینترنت گردی می کنم و وبلاگهای دوستان رو ذخیره و بعد آفلاین شدن با میل کردن کاکائو یا چیپس و ماست یا هر تنقلات دیگه ای !! می خونم و نظرم رو تو Word می نویسم و بعد یه آنلاین شدن دوباره همون شب یا فرداش Publish می کنم و حدود دو بعد از نصفه شب می خوابم .

 

 

جمعه : تنها روزیه که می تونم بعد نماز صبح بیشتر بخوابم و خوشبختانه تا نه یانه و نیم صبح می خوابم و بعد بیدار شدن نظافت و اصلاح صورت و حمام و بعدش نماز و ناهار که اینجا مامان همیشه ناهار جمعه رو واجب می دونه درست و حسابی و با تشریفات !! باشه و بعد ناهار پای کامپیوتر مطالب آپدیت هفته بعد رو( نه به شکل و ترتیب حالا ) می نویسم و اگه مطلبی هم هست که قبلا نوشتم و ذخیره شده و صلاح می دونم وقتش رسیده بگذارمش کپیش می کنم و خلاصه استخوان بندی مطلب هفته بعد مشخص می شه و در طول هفته طی دوبار پای کامپیوتر نشستن درروز اگه قرار به ویرایش و کم و زیاد کردن مطلبی باشه انجام می دم تا چهارشنبه ظهر که قسمت نظرات غیرفعال می شه چون قراره از 12 شب چهارشنبه شب که وارد روز عزیز پنجشنبه شدیم مطلب جدید رو صفحه اصلی وبلاگ بیاد و صفحه word جدیدی باز می شه و مطالبی که برای آپ این هفته قطعی شدن به ترتیبی که می بینین منظم می شن و آماده گذاشتن تو صفحه اصلی وبلاگ ........ جمعه ها هم اگه فوتبال داشته باشه حتما نگاه می کنیم و صله رحم و مهمونی رفتن و اومدن هامون هم بیشتر تو این روز انجام می گیره.

 

 

همون طور که گفتم با توجه به مسائل و حوادث و اتفاقات و قرارهای پیش بینی نشده از اونجایی که برنامه کاملا ذهنیه و خشکی توش نیست کاملا انعطاف پذیره و هیچ مشکلی هم بوجود نمی آد چون حساب همه جا رو کردم ، اگه خدا بخواد با این برنامه می تونم یک دوره دروس بهداشت و پزشکی ( بهتر بگم کتابهای نخونده ام !) رو تا 29 اسفند تموم کنم تا اگه خواستم ارشد شرکت کنم بعد عید 87 هشتاد درصد نیروم رو بگذارم برای درسهای اختصاصی رشته ارشدی که می خوام امتحان بدم و دروس بالینی رو لابلا به عنوان تفریح بخونم ولی اگه از بهمن و بازم اگه خدا بخواد وارد طرح پذیرش دانشجوی پزشکی از لیسانس بشم ترجیح می دم برنامه فعلی رو متوقف کنم و حداقل دروس پایه رو با کلاس جلو برم ولی مثل 10 سال گذشته تو زمینه مسائل بالینی و کلینیکی و بیماریها و دارویی که بیشتر به درد عوام و خانواده و حتی اینجا می خوره و سوالاتشون هم تو اون زمینه هاست و دم دستی باید حتما بلد باشم تا ضایع نشم !مطالعه در کنار کارهای کلاسی داشته باشم . اصولا پنجشنبه جمعه ها زیاد کشش درسی ندارم و دوست دارم در اختبار خودم و خانواده باشم .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نکته بهداشتی پزشکی :

 

 

 

@ طبق تحقیقات انجام شده درصد شیوع آسم تو بچه هایی که والدین سیگاری دارند بیشتر از بچه هایی هستش که تو یه محیط سالم و بدون دود !!! خونه دارن تنفس می کنند ( کاری با شهرتهران ندارم که نیازی به توضیح نداره !!)و اگه هم پدر و هم مادر جفتشون سیگاری باشند احتمال آسم گرفتن بچه ها بشدت افزایش پیدا می کنه و چند برابر می شه ، همین طور سیگار کشیدن تو جایی که یه نوزاد یا نی نی کوچولو هستش می تونه باعث مرگ ناگهانی نی نی کوچولو!!( SIDS ) بشه البته این فقط یکی از دلایل مطرح شده برای مرگ ناگهانی شیرخواران یا SIDS هستش .

 

 

@ زمانی که می خواین به سرتون شامپو بزنین هیچ موقع شامپو رو مستقیم به سرتون نمالین و تو کف دستتون با یه مقدار آب قاطی کنین و بعد به سرتون بزنین و حداقل 3 دقیقه هم صبر کنین بعد سرتون رو بشورین ، چون شامپو حاوی یه سری مواد شیمیایی خاصی هستش که اگه مستقیم به سرتون بمالین تو دراز مدت موهاتون رو ضعیف و شکننده می کنه.

 

 

 

 

 

 

 

نکته تغذیه ای :

 

 

@ توی کنسروها و غذاهای آماده ( مثل سوپ و حلیم وعدسی و امثال اینها که تو بازار اومده و به شکل پودر هستندو باید آب بهشون اضافه بشه ) ماده ای به اسم مونوسدیم گلوتامات یا M.S.G وجود داره که می تونه هم باعث سردرد بخصوص از نوع میگرنی بشه و هم تو دراز مدت و با مصرف مداوم و زیاد سرطان معده ایجاد کنه ، پس استفاده از این نوع مواد غذایی باید محدود بشه .

 

 

@ اونهایی که شبها بد خوابشون می بره و مشکل بی خوابی دارن بعد شام دوتا نارنگی متوسط بخورن چون تو نارنگی برم وجود داره که باعث آرامش و خواب می شه .

 

 

 

 

 

 

نکته دارویی :

 

 

@ قرصهای کو آموکسی کلاو رو نباید نصف کنین چون مزه تلخی خواهند داشت ، سوسپانسیون کوآموکسی کلاو هم که بیشتر برای بچه ها تجویز می شه بیشتر از هفت روز نباید تو یخچال نگه داری بشه و یه نکته دیگه اینه که برای آدم بالغ معمولا قرص 625 میلی گرمی کوآموکسی کلاو تجویز می شه ( آموکسی سیلین 500 میلی گرم +125 میلی گرم کلاوولانیک اسید ) ولی اگه قرص 625 گیر نیومد نمی شه دوتا قرص 375 برای بیمار تجویز کرد هم بخاطر عوارض گوارشی ( بخاطر همون جز کلاوولانیک اسید ) هم عوارض کبدی و کلیوی و تو این جور موارد قرص 375 کوآموکسی کلاو به اضافه یک کپسول 250 میلی گرمی آموکسی سیلین باهم تجویز می شن .

 

 

@ عزیزان مبتلا به هیپوتیروئیدی ( یعنی کم کاری تیروئید ) که براشون قرص لووتیروکسین تجویز شده حواسشون باشه همراه این قرص از قرص یا شربت آهن و فرآورده های محتوی سویا استفاده نکنند چون مانع جذب درست و حسابی این دارو که هورمون مصنوعی تیروئید هستش می شن و بهترین زمان مصرف این قرص صبح ها ناشتاست .

 

 

 

 

 

 

مورد – بالین :

 

 

دختربچه 6 ساله ای با حال عمومی بد ساعت دو بعد از نیمه شب به اورژانس بیمارستان کودکان یکی از بیمارستان های آموزشی دولتی برده شد ، بیماراپیستاکسی ( خونریزی از بینی ) داشت و ترومبوسایتوپنی ( کاهش پلاکت ها ) به حدود 15000 و لکوپنی ( کاهش گلبولهای سفید ) به حدود 4000 در CBC بیمار مشاهده می شد و تو آزمایش الکترولیت ها یه هایپرکالمی ( افرایش پتاسیم ) در حدود 5/7 میلی اکی والان هم مشاهده شد ، رزیدنت کشیک بیمار رو با تشخیص ITP ( پورپورای ایدیوپاتیک ترومبوسایتوپنیک که طی این بیماری پلاکتهای خون که مسئول انعقاد خون هستند تخریب می شن و بعدا حتما راجع به این بیماری توضیح مفصلی خواهم نوشت ) Admite کرد ولی بعد اینکه اَتِند ( استاد) قبل مورنینگ ریپورت می آد بیمار رو می بینه به رزیدنت می گه از نظر من ITP باید Missed بشه چون بیمار مبتلا به ITP معمولا حال عمومی معمولی تا خوبی داره ولی این بیمار ill ( ظاهر ناخوش و بدحال ) به نظر می رسه و بچه دچار تاکی کاردی ( افزایش ضربان قلب ) هم شده بود که تو ECG ( نوار قلبی )آریتمی های واضح و به همراه امواج T بلند نوک تیز ( به دلیل هیپرکالمی ) مشاهده گردید و تشخیص نهایی برای بیمار یه ALL ( نوعی از لوسمی یا سرطان خون ) به اضافه سندروم لیز تومور ( نوعی عارضه اورژانسی مربوط به سرطان ) داده شد و بیمار در نهایت به همین دلیل اِکسپایرشد ( به رحمت خدا رفت ) .

 

 

توضیح : مورد کیس مربوطه چند ماه پیش تو یکی از بیمارستان های آموزشی اطفال شهر تهران اتفاق افتاده .

 

 

 

 

 

 

یک ضرب المثل ژاپنی می گه اگه هفت بار افتادی برای هشتمین بار بلند شو