برای مردم یا َبر مردم ؟
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٧ : توسط : مجید

به نام خدا

 

پنجشنبه بیست و هشتم آذرماه 87

 

مطلب بعدی وبلاگ : پنجشنبه دوازدهم دی ماه 87

 

دوشنبه هفته آینده سال بابامه ، به همین زودی دوسال گذشت و چقدر هم زود گذشت ، انگار همین دیروز بود .پارسال تو اولین سالش یه مطلب کاملی نوشتم که می تونین اینجا بخونید .معمولا سال دوم به بعد رو از سال اول سبک تر و کم خرج تر می گیرن .ماهم همین کاررو کردیم ، چون روز اصلی سال یعنی دوشنبه دیگه وسط هفته ست و همه گرفتارن  و نمی تونند بیان یه برنامه یادبودی برای فردا سرمزارش  گذاشتیم و همون  تعداد پارسال هم هستیم یعنی پنجاه شصت نفر به اضافه چندتا از همکارانش  و چند تا فامیل  نسبتا ً نزدیک  و مهمون آنچنانی نداریم .

دیگه برامون بهشت زهرا رفتن و مراسم گرفتن و این چیزها عادی شده و حسابی تو این کارها وارد شدیم ! به قول مامانم هیچ کس به اندازه ما تو این چند ساله این قدر مصیبت ندیده ! همین هفته پیش بود که دایی مادرم هم فوت کرد .

خدا ان شالله همه ما رو ببخشه و پاک کنه و بعد ببره و از سکرات و غمرات موت و  تنهایی و وحشت شب اول قبر و سوال نکیرین و عقبه های پل صراط حفظ کنه .

 

راستی  صددرد بلاگفا هم راه افتاد .

 

من موندم این چه جور سهام  " عدالتی "  هستش که به کارمندهایی که ماهی چهارصد تومان حقوق و  بن و مزایا و این چیزا دارند تعلق می گیره اما به اون مسافرکش بدبخت یا اون کسی که شغل آزاد داره تعلق نمی گیره ؟!!! مگه اونها آدم نیستند ؟ مگه اونها جزو اعضای این مملکت نیستند ؟ تازه نیاز اونها به سهام عدالت خیلی بیشتره تا یه کارمندی که هر ماه حقوق و مزایای ثابت داره.

 حالا اگه قابل شناسایی نیستند این دلیل نمی شه بیاییم صورت مسئله رو پاک کنیم  ،می شه با ایجاد بانک اطلاعاتی ( بخصوص با استفاده و کمک از فرم های طرح تحول اقتصادی ) اونها رو هم شناسایی کرد ، هر چند   اصل وجودی و پرداخت  سهام عدالت  به این شکل  چندان عاقلانه و علمی نیست و معتقدم بیشتر جنبه ظاهری و احساسی داره  و ان شالله در آینده و بخصوص در دولت بعدی این بدعت نه چندان مفید و عادلانه و عاقلانه برداشته بشه .   

در ارتباط با طرح تحول اقتصادی هم باید بگم این طرح هم هیچ مبنای علمی و منطقی  درستی نداره ، اصولا کلا  این طرح ها که بیاییم ماهی چهل پنجاه تومان ( حالا یه خورده کمتر یا بیشتر ) به مردم بدیم ( و البته از اون طرف هم یارانه های انرژی و ...  رو  هم برداریم !!) اصلا منصفانه و   منطبق با  علم اقتصاد و مدیریت  نیست .

در اینکه حق ملت ایران با این منابع عظیم نفت و گاز و ... این وضعیت و این زندگی و این مشکلات اقتصادی ( که حتی خیلی ها الان تو نیازهای اولیه زندگی شون  هم موندن  ، هر موقع بهش فکر می کنم دلم به درد می آد و اشک تو چشمهام جمع می شه ) نیست و اگه واقعا مدیریت درستی بر منابع و توزیع عادلانه شون بود الان همه ماباید بدون دغدغه های اولیه زندگی بودیم .

 

این پولهایی هم که بعضی عزیزان چه تو انتخابات ریاست جمهوری گذشته چه رئیس جمهور محترم فعلی فرمودند که ماهیانه به مردم می دیم هم از جیب خودشون که نیست بلکه حق مردمه اما رو اینکه چطور و با چه شیوه ای باید این حق رو به مردم داد بحث وجود داره و فعلا دولت محترم با به راه انداختن طرح تحول اقتصادی و امیدوار کردن مردم عادی و عامی و صرف میلیاردها تومان هزینه  فقط برای همین مقدمات طرح ( که مجلس هم گفته بدون اجازه ما بوده و اینکه از کجا و چه منعبی هم هزینه شده مشخص نیست)می خواد این حق مردم رو به خودشون بده که بازهم بنا بر نظر اقتصاد دانان و برداشت شخصی خودم کار چندان علمی نیست و می تونه مشکلات رو بیشتر هم بکنه .

 کسانی که این جوری فکر می کنند و این جوری می خوان مدیریت کنند اگه لطف کنند و تو جاهای دیگه ای به کشور و مردم خدمت کنند و مشکلات رو ازاینی که هست بیشتر نکنند بیشتر ثواب می کنند .

ماهم می گیم این پول حق مردمه اما می شه بجای اینکه حق هر کسی به خودش داد  اون رو به شکل منابع قابل اطمینانی درآورد ( یه چیزی شبیه حساب ذخیره ارزی )  و در جهت حمایت از بخش خصوصی ، تولید ، اشتغال و کارآفرینی که در نهایت سودش ،  اون هم بدون  تحمل فشارهای احتمالی آینده ناشی از اجرای طرح به جیب همین مردم می ره هدایتش کرد .

اینکه ما بیاییم و این پول رو مستقیم به مردم بدیم باعث می شه اولا یارانه هایی مثل یارانه های انرژی آزاد یا بهتر بگم برداشته بشن ( که ظاهرا متاسفانه دولت تو بودجه 88 این کاررو کرده )  و بعدش هم از اونجایی که تا الان متاسفانه  نظارت و برخورد  قاطع و قضایی با گرانفروشان نبوده خب قیمت همه چیز هم بیشتر می شه و شهریه ها و هزینه ها هم چند برابر می شه ( همین الان که اجرای قانون نظام هماهنگ شروع شده و حقوق ها بعضا ً بیشتر یا برابر شده این قضیه داره حس می شه )و در نتیجه مردم حداقل چهار پنج برابر اون چیزی بهشون می دن هزینه هاشون بالاتر می ره و یه تورم وحشتناک بالای پنجاه درصدی کشور رو تهدید می کنه .

از طرف دیگه هم ، رشد نقدینگی تو جامعه زیاد می شه و این نقدینگی عوض اینکه صرف تولید و اشتغال و کارهای زیر بنایی بشه به سمت بازارهایی مثل طلا و زمین و مسکن جهت دهی می شه و هیچ بعید نیست یه فاجعه و انفجار هم اونجا اتفاق بیافته ! و دوباره خونه چند برابر بشه و طلا و سکه  هم گرون تر بشه  و ... .

 ما تجربه کاهش سود بانکی رو داریم که چطور یه مدت رو قیمت خونه و طلا و این چیزا اثر گذاشت  ( البته فقط یکی از عواملش بود ) و هنوز هم آثارش وجود داره و متاسفانه چند روزی هست رسما سود بعضی حساب ها حتی تو بانک  های خصوصی هم  دوباره کم شده ( مثلا تو بانک های خصوصی سود حساب کوتاه مدت عادی از 5/12 درصد شده 9 % )  ، در صورتی که کاهش سود بانکی با تورم بیست و چند درصدی عاقلانه نیست و فرمولی وجود داره که می گه نرخ سود باید مساوی نرخ تورم به اضافه سه درصد باشه  . 

زمانی در اثر همین ناشی گری ها  صد درصد ( یا حتی بیشتر )  قیمت یه خونه از قیمت حقیقی اش رفت بالا حالا یه ده  بیست درصد اون افزایش قیمت کاذب اومده پایین می گن خونه داره ارزون می شه !! ( ان شالله  که بشه .. من از خدامی خوام همه مردم یا صاحب خونه بشن یا فشار اجاره نشینی رو دوششون نباشه ولی الان واقعا این طوریه ؟  )  صابخونه ها الان  عوضش پول پیش کم می گیرن کشیدن رو اجاره !! چرا ؟ چون بانک سود سپرده اش کم شده !

 این طرح  تحول  اقتصادی همش بد نیست اما اگه قراره تو این مملکت چنین طرح هایی اجرا بشن اول باید سیستم نظارت و برخوردهای دولتی و قضایی تقویت بشن  و اینکه کی و چطور هم این طرح رو اجرا کنه هم مهمه .

شرایط بایدجوری بشه که هر کسی نتونه هر قیمتی دلش خواست برای جنسش یا خونه اش یا خدمتش بذاره و تمام اینها تو کارگروه ها و بخش های تخصصی اش هر سال برجسب اون مورد و خدمت قیمت گذاری بشن( هر 6 ماه یه بار هم تجدید نظر و بررسی مجددی روشون صورت بگیره )و سیستم نظارتی هم بشدت تقویت بشه و برای متخلفین هم مجازات ها و محرومیت هایی در نظر گرفته بشه و باهاشون قاطعانه برخورد بشه تا درس عبرتی بشه برای سایرین .  

ولی متاسفانه الان هر کی به هر کی شده ، یه نوع میوه تو بالا و وسط و شرق و غرب و جنوب شهر چندین قیمت متفاوت دارند و هر کسی هر جور دلش می خواد قیمت می ذاره .. بر می داره ...  و دوباره قیمت جدید می ذاره ! در زمینه مسکن هم که دلالان و بنگاه ها و فروشنده ها همین جوری یه قیمت  از خودشون در می آرن می ذارند و همین طور کالاها و خدمات دیگه .

اینها همه باید اصلاح و قانون مند و ضابطه مند بشه و از خونه ای که می خواین بفروشین تا میوه ای که می خواین بخرین و کنگره و همایشی که می خواین توش شرکت کنین همه و همه بایدقیمت هایی منصفانه و عاقلانه و عادلانه براشون تعیین بشه  و از این حالت سلیقه ای دربیان .

درباره طرح تحول اقتصادی هم تا جایی که من اطلاع دارم کلیت مجلس و بخصوص اقتصاد دانان داخل مجلس بشدت باهاش مخالف هستند و حتی درصدد ارائه طرحی هستند که هرگونه پرداخت نقدی یارانه ها ممنوع بشه و بخصوص چون نزدیک انتخابات هم هستیم این قضیه نتونه رو رای عوام و بخصوص مردم شهرستان ها و روستاها تاثیر بذاره و چند نوبت هم قرار بود رئیس جمهور بره مجلس لایه رو شخصا ً به مجلس تقدیم کنه که نرفت و زمزمه هایی مبنی بر اختلاف وزیر اقتصاد با رئیس جمهور در مورد شیوه اجرای این طرح هم وجود داره که البته تکذیب شده اما چون تکذیب شده طبق معمول احتمالش می ره !!

گفته هم می شه با توجه به کاهش قیمت نفت و بحران اقتصادی غرب خود دولت هم برای این لایحه مردد شده و شاید با توجه به جو حاکم بر مجلس  توش  اصلاحاتی بده یا بندهایی از طرح رو به تبصره های لایحه بودجه 88 منتقل کنه  ( مثل حذف یارانه های انرژی که ظاهرا  منتقل هم شده ! ) که امیدوارم حواس مجلس باشه و با درایت و منطق صلاح کشور و  مردم رو ببینه و تصمیم بگیره .

 

 

نکته بهداشتی پزشکی :

 

عزیزانی که از دندون های مصنوعی استفاده می کنند حواسشون باشه که اونها بیشتر از بقیه مستعد مشکلاتی مثل بوی بد دهان ، جرم ، عفونتهای قارچی حفره دهانی و مشکلاتی از این دست هستند ، پس لطف کنند بعد از هر وعده غذایی و موقع خواب این دندونها رو بدون خمیر دندون مسواک بزنند ، مرتب دهانشون رو با آب نمک ولرم با دهانشویه (می تونند از داروخانه تهیه کنند یا اگه طبیعی می خوان کنار صفحه رو ببینند )شستشو بدن و هر شش ماه یک بار هم برای بررسی سلامت نسوج  ( بافتهای ) دهان و لثه پیش دندونپزشک برن.

 

 

 

نکته تغذیه ای :

 

در ارتباط با سویا  خواص متعدی گفته شده ، مثل جانشین  خوبی برای پروتئین بودن  یا داشتن مواد فیتواستروژنی لوبیای سویا که برای خانم ها و تنظیم هورمون هاشون خوبه ، یکی دیگه از خواص مفید سویاتحریک و تقویت سیستم ایمنی هستش که باعث افزایش ساخت IgGمی شه که یکی از ایمونوگلوبولین های مهم (شما بگیرین سربازهای بدن )  در مقابل عفونت ها به شمار می ره .

 

 

 

نکته دارویی :

 

یه دارویی وجود داره به اسم متیل دوپا که بیشتر هم برای پرفشاری خون( هایپرتانسیون )  تجویز می شه ،  بیمارانی که این دارو رو مصرف می کنند باید متوجه یه نکته باشند و اون اینه که ادرار بیماران مصرف کننده این دارو در معرض هوا ممکنه به رنگ قرمز تیره دربیاد که اهمیت خاصی نداره و نباید نگران  بشن .

 

 

 

درمانگاه  :

 

آقای پنجاه و هفت ساله ای مراجعه می کنه و می گه چند وقتیه احساس می کنه  بعضی وقتها مدفوعش قیری رنگه ، چه رویکرد ( Approach ) تشخیصی ( Diagnostic ) باید به ایشون داشت ؟

 

ما با یه خونریزی از دستگاه گوارش تحتانی (lower Gastro Intestinal Bleeding ) طرف هستیم . از جمله علائم بالینی این وضعیت می شه به هماتوِشزی ( یعنی دفع خون روشن از مقعد ) یا ِمِلنا ( دفع خون تیره مثلا به شکل مدفوع شبیه رنگ قیر ) اشاره کرد .

اول باید اگه خونریزی شدید وجود داره وضعیت بیمار رو با اقدامات درمانی Stable یا ثابت کرد تا در اثر اون خونریزی یه وقت نره تو شوک و بدبخت بشیم ! بعدش باید بفهمیم علت این خونریزی چیه ؟ یعنی حتما یه جایی تو دستگاه گوارش (و بخصوص بیشتر هم از معده و روده کوچیک به پایین  ) مشکل پیدا کرده که طرف این جوری شده .

از یه زخم گرفته تا مشکلات عروقی ناحیه ای و بدخیمی ها و دیورتیکول ها ( قبلا راجع بهشون گفتم ، کنار صفحه هست )، بیماریهای التهابی روده و حتی هموروئید( بواسبر )  و یه شقاق یا زخم تو  خارج مقعد ( تو این حالتها معمولا بیمار می گه رو سنگ توالت چند قطره خون می بینه یا رگه هایی از خون رو تو مدفوعش می بینه )  ، فیستول ها و بعضی بیماریهای سیستمیک از جمله علت های شایع  بروز این مشکل هستند .

گرفتن یه تاریخچه ( History ) و معاینه فیزیکی ( physical  Exam ) ، گرفتن یه آزمایش خون کامل ، دیدن روده با وسایل مخصوص بسته به محل مورد تشخیص و وضعیت بیمار ( کولونوسکپی ، سیگموئیدوسکپی و آنوسکپی )و حتی اگه نیاز بود آندوسکپی قسمت فوقانی دستگاه گوارش ( مری ، معده و ... ) و حتی بعضی موارد آنژیوگرافی از جمله رویکردهای تشخیصی ماست که مارو می تونه به سمت پیدا کردن علت مسبب این ناراحتی و درمانش ( بسته به علت می تونه دارو ، جراحی و ... ) باشه راهنمایی کنه .

 

 

امام رضا ( ع ) از قول پدران بزرگوارش و پیامبر ( ص ) و جبرئیل فرموده که خداوند تبارک و تعالی چنین فرموده که کلمه لا ِالهَ ِالاَ الله  حصار من است ، پس هر کس که آن را بگوید در حصار من داخل شده است و کسی که داخل حصار من شود از عذاب ایمن خواهد بود .

 

 

 

 

 


 
گواهی سلامت ؟!
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۱ آذر ۱۳۸٧ : توسط : مجید

به نام خدا

 

پنجشنبه بیست و یکم آذرماه 87

 

مطلب بعدی وبلاگ  :  پنجشنبه هفته آینده  بیست و هشتم آذرماه 87

 

تومجله های تبلیغاتی مناطق تهران  که  تو خونه ها می ندازن ( و همش  هم یا تبلیغ آرایشگاه یا   درست کردن عروس و یا رستورانه ! ) تو تبلیغ ماماها و متخصصین زنان یه آیتم وجود داره به اسم گواهی سلامت عروس !!!!!!!!!

 سوال اینجاست که آیا واقعاً همون طور که گواهی سلامت عروس ( از بابت پرده فلان  و این چیزا  ) برای بعضی خانواده های  اکثرا هم سنتی مهمه  ، گواهی سلامت داماد هم برای کسی اهمیت داره ؟ یعنی داماد مجازه هر غلطی دلش خواست بکنه و با شونصد نفر باشه و آخرسر بیاد افتخار بده برای خالی نبودن عریضه یه زنی هم بگیره؟!!

 و هیچ جوره هم نشه براش گواهی سلامت گرفت ؟!!  پس کی گواهی  سلامت داماد رو تایید می کنه ؟ و اصلا چطور می شه تاییدش کرد ؟ آیا  درمورد عروس بخت برگشته این چیزا  ( که یه بار روانی سنگینی رو هم باید  بابت این موضوع تحمل کنه )  مهمه اما برعکسش نه؟!!این انصاف و عدالته ؟

بعدش هم اینکه  قرار نیست همون عروس خانم محترم که براش گواهی سلامت !! می گیرن  سلامت اخلاقی اش  فقط به همون یه تیکه پرده باشه ! ممکنه هر کاری دوست داشته کرده و اونم با شونصد نفر بوده  اما  بر فرض حتی  انجام اون کار به اونجا و اون مرحله  که رسیدند احتیاط کردند و دیگه بیشتر پیشروی نکردند !

 یا اصلا چه تضمینی هست اگه برای عروس خانم  گواهی سلامت هم صادر بشه  بعد ازدواج  هوایی نشه ؟ و تا چشم شوهرش رو دور می بینه ... !  اون رو چطوری می خوان ثابت کنند ؟ به نظر من که این جوری فکر کردن در مورد سلامت اخلاقی  یه نفر فقط از  رو... اش   اونم تو این دوره زمونه خیلی ساده لوحانه ست .

این کار یه نوع دخالت تو  شخصی ترین روابط زن و شوهر حساب می شه و داماد نباید اجازه بده کسی حتی پیشنهادش رو هم مطرح کنه مگر اینکه برای خودش هم خیلی مهم باشه و خودش هم تمام نجابت یه زن رو تو همین بدونه .

به نظر من  که داشتن یا نداشتن چنین چیزی معیاری برای سنجش نجابت یه دختر بخصوص تو این دوره زمونه  نیست  ، چون اولا نداشتن اون ... ! از نظر پزشکی  می تونه دلایل مادرزاد و مکانیکی و ضربه و این چیزها داشته باشه که البته برای پزشکی قانونی تشخیصش راحته که در اثر فلان کار پاره شده یا چیز دیگه .

 من خودم به شخصه چون همیشه  چیزهای دیگه ای برام مهم بوده که هیچ کدومش هم این بحث های خاله زنکی و چهارتا تیر و تخته آوردن و این چیزا نیست ، و خب  البته اون چیزهایی که برای شخص من مهمه  متاسفانه تو این دوره زمونه تو خیلی ها وجود نداره  برای همین هیچ وقت به این مسائل حتی فکر هم نکردم چون اون چیزهایی که من دوست داشتم شاید برای همیشه یه آرزوی نافرجام باقی بمونه و با این شرایط  باید به بایگانی سپرده بشه  اما چون بطور اتفاقی این آگهی ها رو دیدم گفتم یه چند خط  در مذمت  این نوع  طرز تفکر و زرنگ بازی عزیزان ماما و متخصص زنان و از آب گل آلود ماهی گرفتنشون !! بنویسم .

 چون شرایط برای گفتنشون مناسب نیست و  ایضا ً ظرفیت ها هم برای شنیدنشون  بالا نیست   بیشتر از این هم راجع بهشون صحبتی نمی کنم .

به هر شکل ما  خوشبختانه یا متاسفانه داریم تو این دوره زمونه زندگی می کنیم و باید بجای ایده آل گرایی واقع بین باشیم و منطقی فکر کنیم و برحسب شرایط تصمیم بگیریم ، انسان سالم از نظر بعد اجتماعی و روانی سلامتی تو تعریفی که سازمان بهداشت جهانی ( WHO )  از سلامتی ارائه داده کسیه که بتونه با واقعیت های خودش و محیط زندگی اش کنار بیاد ( که البته باید دو طرفه باشه اما نمی دونم چرا از نظر عزیزان یه طرفه ست !!  ) .

ولی اگه شما مطالعات مذهبی داشته باشین و اون مطالعات رو با بعضی کارهایی که به اسم امروزی شدن بعضی دخترها و خانم ها انجام می دن مقایسه کنید خودتون متوجه می شین که چقدر تفاوت و فاصله وجود داره . ( الانه که چون اسم مطالعات مذهبی رو بردم   و  امثال این عزیزان هم خوندند بخندند و مسخره کنند و بگن طرف چقدر عقب مونده ست  !! چون خلاف روشنفکریه دیگه ! )

مشکل اینجاست که  بعضی  از همین ها حسابی خودشون رو به اسم مدرنیزم و روشنفکری و امروزی شدن  ول کردند و حرمت هیچی رو نگه نمی دارند و هیچ حد و حدودی رو رعایت نمی کنند و متوجه تفاوت های طبیعی  نیستند و  بهشون هم که می گی ناراحت می شن و  یه چیزی هم طلب کارند !!

این دسته که کم هم نیستند تفسیر و تعبیرشون از امروزی شدن و امروزی رفتار کردن شکستن قُبح خیلی چیزهاست  و از این کار احساس افتخار هم می کنند و توقع دارند هر کاری دوست دارند بکنند و هیچ کس هم بهشون هیچی نَگه  ، اگه هم حرف بزنی متهم به خشک بودن ، عقب افتاده بودن و عهد دقیانوسی بودن  می شی !!

البته این عده تقصیری ندارند ، اینها مثل یه کاغذ سفیدی بودند که نویسنده می تونسته هرچیزی روش بنویسه .  اگه پدر و مادرهای گرامی شون همون قدر که به موازات امروزی شدن این عزیزان براشون بی حساب و کتاب و افسارگسیخته و کنترل نشده خرج کردند یه خورده هم برای  مسائل معنوی شون وقت می ذاشتند ( دین ، اخلاق ، شناختن حد و حدودها برحسب جنسیت و وظایف فردی و اجتماعی اصلی تو زندگی  و ... ) و خیلی چیزها رو از همون اول بهشون  تفهیم می کردند الان شاهد خیلی مشکلات اجتماعی و خانوادگی نبودیم  ، اون پدری که هرچی دخترش خواسته براش بی قید و شرط مهیا کرده  و بد عادتش کرده اما نکات اصلی زندگی آینده رو که مهم تر بودند ولی خب متاسفانه  زیاد وجهه امروزی و روشنفکری ندارن ! و باعث کسر شان عزیزان هستند !! بهش یاد نداده بیشتر مقصره .  

بعضی وبلاگها رو که می خونم این آزادی بیش از حد و دوری از معنویت و زیرپا گذاشتن با افتخار !! حریم های اخلاقی رو کاملا حس می کنم و خیلی ناراحت و متاسف می شم ، واقعا ً هم  هر چیزی امروزی اش خوب نیست .

من یه اشتباهی که تو این وبلاگ داشتم این بود که تو دو مرحله اوایل پارسال و امسال یه حدیثی رو نقل کردم در زمینه مذمت انجام دادن یه کاری ( که دوست ندارم حتی دیگه اسمش رو بیارم چون هر چقدر هم بگی بازهم بعضی ها قبول نمی کنند و بعدش هم اصلا حرف من نیست که بخوان به من جواب بدن !! ) توسط خانم ها تو این دوره که توسط پیامبر ( ص ) پیش بینی شده بود و خب چون به مذاق یه عده خوش نیومد و برحسب تربیت غلطشون دوست داشتند هر کاری رو که می خوان و دوست دارند انجام بدن نه نشوند سریع موضع گرفتند و واکنش ( حتی بی ادبانه که برخلاف ادعاهای ظاهری  روشنفکری شون  نشون دهنده شخصیت و تربیت خانوادگی شون بود  )  نشون دادند و  حتی از مکانیسم های دفاعی روانشناسی استفاده کردند تا قبول نکنند  و دست آخر هم سعی کردند هر جوری شده یه جورایی این مسئله رو با دلایل واقعا خنده دار  توجیه کنند یا همه چیز رو از ریشه و اساس اونم  بدون داشتن کوچکترین اطلاعاتی  زیر سوال ببرند ،  البته غیر از اینم دیگه حرفی ام  واسه گفتن نداشنتند و نمی تونستند و توانایی  نداشتند   که سند و مدرک بیارند و بحث کنند و رو به ساده ترین کار یعنی مقاومت و حمله و فرافکنی  آوردند .

من همیشه عادت دارم با سند و مدرک حرف بزنم و دوست هم دارم اگه  قراره جوابی بشنوم با سند و مدرک باشه و حوصله شنیدن حرفهای احساسی و یاوه  رو ندارم  و ازشون راحت عبور می کنم و بهشون اعتنای چندانی نمی کنم .

  واقعا  هم جای تاسف داره کسانی که در مورد دانشگاه رفتنشون و تحصیلاتشون و  درصد قبولی شون تو کنکور  توسط مسئولین  با افتخار مرتب آمارهای بالا عنوان می شه و تو بوق و کرنا می شه و  خودشون هم خیلی ژست و اِفه امروزی و روشنفکر بودن دارند  نتونند یه بحث منطقی و مستدل یا یه مناظره قوی  داشته باشند و تا حرفی می شنوند که مغایر خواسته هاشونه نتونند خودشون رو کنترل کنند  و پا به پا مستدل جلوبیان و اگه نمی تونند   واقعیت ها رو بپذیرن ، یک شخص دانشگاه رفته و تحصیلکرده واقعی نباید مثل لمپن ها برخورد کنه .

با این جور افراد دهن به دهن گذاشتن صلاح نیست چون  اصلا چیزی ندارند که عرضه کنند و دوست دارند فقط با کوچکترین بهانه به طرف حمله کنند و این طوری خودشون رو راحت کنند و حرفشون رو پیش ببرند  ، چون تو خونه پدر محترم شون هرچی خواستند سریع آماده و مهیا بوده و حرفهاشون رو راحت پیش می برند فکر می کنند بقیه جاها هم همین جوریه .

البته اشتباه از من بود ، چون بعدها به حدیثی برخوردم به این مضمون از امام  صادق (ع ) که "با مردم معاشرت کنید آنگونه که آنان می دانند ( و سر در می آورند ) و آنچه را که انکار می کنند ترک نمایید و آنان را بر علیه ما و خودتان برانگیخته نسازید ، چون کار ما سخت و مشکل است  " یا در جای دیگه همین حدیث از امام باقر ( ع ) نقل شده  به اضافه  : " بدرستی  که  حدیث آل محمد ( ص ) بزرگ است و سخت و سنگین و به آن ایمان نمی آورد مگر فرشته مقرب یا پیامبر مرسل و یا بنده ای که خدا قلبش را با ایمان امتحان کرده است " .

اگه من این حدیث رو  می دونستم نمی اومدم اینجا احدایث و روایاتی  - ولو درست – بذارم که هر بی حیایی به خودش اجازه بده  بدون داشتن علم و سواد و اطلاعات  درست حسابی و فقط بخاطر تمایلات و علائق حد و حدود شکنانه  و تربیت غلط خودش همه چیز  رو زیر سوال ببره و  از بیخ منکر بشه  و حتی در برابر حرف پیامبرش هم وایسه ! این دیگه چه جور روشنفکری و امروزی عمل کردنه  من موندم !!  

خداییش هم  آدم باید خیلی خیلی بی شرم و بی حیا باشه که بیاد چون از حدیث پیامبرش خوشش نیومده یا یه طور دیگه دوست داشته عمل کنه همه چیز رو از  بیخ زیر سوال ببره و موضع بگیره و یا مسخره کنه ، البته تا جایی  ام که من متوجه شدم بیشتر این عده چندان دین و ایمون درست و حسابی ندارند و حتی اهل نماز و... هم نیستند ، چون به هر شکل این چیزها از نظر عزیزان مغایر روشنفکری و امروزی شدنه !!

ولی خب کسان دیگه ای هم بودند که بی ادبی و بی حیایی بروز ندادند اما  خیلی ناسیونالیستی و – نه از سر انصاف – برخورد کردند ، آدم چیزی رو که  مستدل و بر پایه مدرک می شنوه و نمی تونه هم جوابی بهتر و مدرکی بالاتر و مستدل تر بیاره  باید قبول کنه ، هر چند برخلاف میل خودش باشه .

به هر حال وبلاگ یه محل عمومی هستش و علاوه بر خوانندگان فهیم و درست و حسابی و با شخصیتی  که به جرات می تونم بگم حداقل هفتاد هشتاد درصد خوانندگان وبلاگ رو هم شامل می شن خب چهارتا آدم سوسول و به قول خودشون امروزی و روشنفکر  ! ( ولی فقط در لفظ نه عمل ! ) هم می آن و می رن و اگه به چیزی بربخورند که مغایر تمایلات شون باشه از خودشون واکنش نشون می دن ، مثل بوکسوری که این قدر مشت خورده که حسابی گیج  و غافلگیر شده و همین جور بی حساب و کتاب فقط داره مشتش رو  تو هوا پرتاب می کنه .

همین باعث شد تا بعدش بیشتر احتیاط کنم و اگه قراره احادیث و روایاتی نقل بشه اونهایی باشه که  به قبای این عزیزان روشنفکر ! و امروزی ! برنخوره و کسی رو نسبت به دین بدبین نکنه و همین یه ذره دین و ایمانی هم که بعضی عزیزان به اصطلاح روشنفکر و واسه قرن بیست و یک نه عهد دقیانوس ! دارند از بین نره و  من مسئول  نباشم .

باور کنید بهتون قول می دم همین عده و این تیریپ افراد زمانی که می آن اینجا و می بینند من مثلا صحبتی از احادیث و روایات و این چیزا کردم یا حرف از نمازخوندن و عبادت و مثل اینها زدم اگه هم چیزی نگن ولی تو خودشون حتما مسخره می کنند و می خندند و می گن یارو چقدر عقب افتاده ست  !

چرا ؟ چون از نظر اینها صحبت از این چیزا یعنی واپس گرایی و تحجر و خشکه مذهبی  و آخوندی ! و در مورد منم فکر می کنند دیگه چه عابد زاهد و تارک دنیایی با یه مَن ریش هستم !!

 البته بدبینی های سیاسی با توجه به اوضاع کشور و در متن و صدر بودن این جور افراد و این جور تفکرات به شکل افراطی  ، اوضاع رو بدتر کرده و دست این عزیزان رو برای ریشخند و مسخره کردن مسائل مذهبی و بی اعتقادی باز کرده .

در صورتی که من همیشه خیلی با این قضیه راحت برخورد کردم و  باور کنید منم مثل  خیلی از شماها هستم  ، در کنار مطالعات علمی سعی می کنم حتما مطالعات مذهبی از کتابهای معتبر  ( بخصوص آخر شبها ) داشته باشم ( عوض رمان و داستان و شعر و این چیزا )  و اعمال واجب و مستحبی ام رو هم به موقع بجا بیارم ... همین ! و اتفاقا به  اونهایی هم که باعث شدند این عزیزان نست به دین بدبین بشن و همه چیز رو مسخره کنند و عقب موندگی جلوه بدن هیچ اعتقادی ندارم و با کارهاشون مخالفم و سعی می کنم تو جمع هاشون ( بیشترهم جمع های مذهبی )  هم که مجری و شرکت کنندگانش از یه- تفکر خاص -  هستند هم  شرکت نکنم.

 نه تفریط دارم نه افراط و هر چی که حق و انصاف  و مستدل و معتبر باشه  می گم حالا می خواد برای خانم ها باشه یا آقایون والله فرقی نمی کنه .

 

همیشه دوست داشتم یه بخشی هم تو این وبلاگ با عنوان نکته مذهبی  باشه و روایات و داستانها و احادیث جالب و معتبر رو مثل بقیه بخش ها ساده نویسی  کنم و بذارم اما ... ، فکر می کنم اگه این بخش رو بذارم برای همه تون خیلی جالب باشه ، چون همین جوری که تو جمع ها می گم خیلی استقبال می شه . 

 

به هر حال کار از ریشه خرابه و اگه این عده دین و ایمان سستی نداشتند و درست بار می اومدند  قطعا تو این جور احادیث و مسائل تدبر بیشتری می کردند ، گفتم هم  از یه طرف الان با توجه به  شرایط مملکت و بعضا سو ء استفاده ها و کارهایی  که داره به اسم دین حتی تو سطوح عالی انجام می شه مردم و بخصوص  این تیپ شخصیت ها  نسبت به همه چیز بخصوص دین  بدبین شدند و وجه افتراق خوب و بد یا درست و نادرست از هم خیلی سخت شده و از نظر اینها هر کسی که حدیث می گه و نماز و دعا می خونه سنتی و عقب افتاده ست و هر کسی که خارجکی اصطلاح می پرونه و گدایی ویزای آمریکا و انگلیس رو می کنه و مثل گوسفند دم سفارت انگلیس از دکتر و مهندس گرفته تا تاجر و وکیل زیر آفتاب و بارون و برف  به صفش می کنند تا یه ویزا بدن دستش  روشنفکره !

این تیپ شخصیت ها چون روشنفکری و امروزی بودن رو  مغایر دین داری می دونند منتظر یه بهانه هستند که همه چیز رو زیر سوال ببرند و مسخره کنند و  کارها و خواسته های  خودشون رو مایه امروزی بودن و دین و اعمال دینی  رو مایه عقب افتادگی معرفی کنند  که نباید چنین  بهانه ای به اونها داد .

باور کنید می شه هم دین دار بود هم امروزی و روشنفکر و اینها هیچ منافاتی باهم ندارند منتها آدم باید حد و حدود خودش رو رعایت کنه و واقعیت هایی رو که در مورد طبیعتش و تفاوتهای بین دو جنس  وجود دارند بپذیره   ،  به خدا هیچ کس نمی خواد حقی رو از کسی بگیره ، همه حق دارند در حد و حدودی که طبیعت و خصوصیات فیزیکی و جسمی شون اجازه می ده هر کاری دوست دارند بکنند منتها اگه حقی اصلا  بالقوه باشه و زورکی و با جار و جنجال و شلوغ کردن و مظلوم نمایی کسب نشده  باشه .

به هر حال بعضی ها فکر می کنند که حق دارند هرکاری دوست دارند و فکر می کنند بهشون وجهه و شخصیت می ده بکنند و اگه تو دین در ارتباط با حد و حدود و شرایط و وظایف شون حرفی  زده شده این دینه که مشکل داره و عقب مونده ست درصورتی که خودشون هستند که مشکل دارند و زیادتر از اون چیزی که براشون وجود داره می خوان  ، اگه یه جایی یه حرفی توسط کسانی که علم الهی داشتند زده شده حتما یه چیزی بوده و هست که اونها نمی دونند و  اون قضیه متناسب با طبیعت و جنسیتشون نیست و نباید زیاد اصرار کنند .  

پس راجع به این چیزها حرفی نزنیم و نذاریم قبح خیلی چیزها شکسته بشه و همین یه ذره دین و ایمون عزیزان به اصطلاح امروزی و روشنفکر سرجاش بمونه و هر کاری دلشون می خواد بکنند تا ببینیم کجا رو می گیرند، این لجن رو بهم نزنیم تا بوی گندش در نیاد بهتره  ، خدا ان شالله همه ما رو به راه راست هدایت کنه و دلهای ما رو به نور معرفت خودش و حقایق  روشن کنه .

 

 

 

نکته بهداشتی پزشکی :

 

یه بیماری هست به اسم بیماری دوشنبه یا Monday Disease که تو بین کارگران کارخونه های مهمات سازی و مثل اینها  که با نیترات سر و کار دارند اتفاق می افته .

این کارگران تو طول هفته مشکلی ندارند چون دیگه به نوعی با محیط کار و نیترات ها پسرخاله شدند !!  ( همون Adaption ) ولی آخر هفته ها که می رن تعطیلات ور دل خانم بچه ها اون تطابق یا پسرخالگی! مالیده می شه می ره پی کارش !

و دوشنبه ها که برای اونها اول هفته ست و اولین روز کاری  ( تو ایران و کشورهای اسلامی که جمعه ها تعطیله باید بگیم بیماری شنبه !! ) می آن سر کار دوباره روز از نو و روزی از نو !!بخاطر همون نیترات ها دچار سردرد و گیجی و تاکیکاردی ( تندشدن ضربان قلب ) و از این جور داستانها می شن  !!!

 

 

نکته تغذیه ای :

 

  پیش ساز ویتامین A تو گیاهان و میوه ها و سبزیجات بتا کاروتن  هستش که تو بدن می تونه به فرم فعال یا ویتامین A تبدیل بشه،  این پیش ساز تو غذاهای پخته مثل هویچ پخته  ، کدوی پخته   ، گوجه فرنگی پخته  و مثل اینها که تو بعضی  رستوران ها هم دیدین کنار غذا برای تزئین و خوش رنگ کردن غذا می ذارن اثر بهتری نسبت به حالت خام  تو پیشگیری از بیماریهای قلبی عروقی داره .

 

 

نکته دارویی :

 

برای کاهش اثر خواب آلودگی ناشی از داروهای آنتی هیستامینی  چند راه وجود داره ، اول اینکه با  حداقل دوز   ، دارو شروع بشه تا یه تحملی نسبت به دارو ایجاد بشه و بدن عادت کنه  ، دوم اینکه دارو همراه با غذا مصرف بشه  ، سوم اینکه حداقل دوز دارو در صیح و حداکثر دوز در عصر و شب  تجویز بشه که البته ممکنه برای بعضی شغلها بخصوص شب کارها برعکس باشه ، چهارم اینکه بجای آنتی هیستامین های قدیم که اثر خواب آلودگی بیشتری داشتند ( آنتی هیستامین دکونژستان ، کلر فنرآمین ، کلماستین و ... )  از داروهای جدیدتر این خانواده استفاده بشه که اثر خواب آور کمتری دارند و داروسازهای عزیز و مظلوم   تو داروخانه ها راهنمای خوبی برای شما هستند ، یه راه پنجمی هم هست که چون غیر علوم پزشکی ها هم اینجا رو می خونند نمی گم!

 

 

پاسخ به پرسشهای شما :

 

اون عزیزی که درخواست کرده بودند کتابهایی رو که  برای ارشد می خونم اینجا بگم لطف کنند یه ایمیل بهم بزنند تا فهرست کتابها رو براشون ایمیل کنم ، ایمیل من کنار صفحه قسمت بالا هستش .

 

 

درمانگاه :

 

پارسال یا پیارسال بود که رفته بودم کنگره بیماریهای کودکان ، یه آقای دکتری که روانپزشک کودکان بود داشت صحبت می کرد و از یکی از کیس هاش می گفت که فکر می کنم جالب باشه اینجا بگم . می گفت یه پدر و مادری بچه شون رو با این شکایت  که بیش فعاله  آورده بودن پیش من ، بچهه هم انصافا خیلی اذیت می کرد و حتی می اومد پشت میز من با گوشی و سرنسخه ها و هر چیزی که رو میز بود ور می رفت .

یه خانم روانشناس کودکی هم تو مطب من کار می کرد ، بچه رو بهش ارجاع دادم که اونم یه بررسی و ارزیابی بکنه ، ولی پدر و مادرش تو اتاق خودم بودند . بعد چند دقیقه خانم روانشناس اومد صدام کرد که بیا و ببین ! رفتن از لای در دیدم که بچه خیلی آروم نشسته و داره کتاب نقاشی کار می کنه و دیگه خبری از شور و شیطنت نبود و خانم روانشناس می گفت Attention خوبی داره ( یکی از مشخصه های بچه های بیش فعال اینه که Attention یا توجه و تمرکز بالایی ندارند ولی این داشت ) و اینکه فقط هم جلوی پدر و مادرش این قدر شیطون بود و تو بقیه موارد خیلی آروم بود جای تعجب داشت !!

بعد اینکه با پدر و مادر صحبت کردم متوجه شدم اینها از اول فقط صیغه بودن !! و هی مرتب تمدید می کردند و چند وقتیه چون باهم نمی سازند می خواستند دیگه تمدید نکنند و چون ظاهراً جلوی بچه هم جر و بحث داشتند و بچهه هم فهمیده بوده این کارا رو می کرده !! اون آقای دکتر می گفت من اسم  این وضعیت رو گذاشتم  " سندروم صیغه " !   نه  " بیش فعالی همراه با کمبود توجه یا همون ADHD” " !!!!

 

 

از وصایای امام سجاد ( ع ) به امام محمد باقر ( ع ) در هنگام وفات :

 

ای پسرم ، بپرهیز از ظلم برکسی که یاور و دادرسی ندارد جز خدا .

 

 


 
با آقای فیلاس فاگ کَل می ندازیم !!!
ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٧ آذر ۱۳۸٧ : توسط : مجید

به نام خدا

 

پنجشنبه هفتم آذرماه 87

 

مطلب آینده وبلاگ : پنجشنبه بیست و  یکم آذرماه 87

 

 

یکی از خوانندگان عزیز و محترم که ایشون هم برای امتحان ارشد می خونند  از برنامه روزانه من سوال کردند که من چی کار می کنم تا ببینند اگه خوبه ایشون هم همون طوری بخونند، باید خدمت ایشون عرض کنم که به نظر من این سوال  ، سوال درستی ( البته از نظر الگوبرداری نه از نظرهای دیگه  )  نیست .

چون آدمها باهم دیگه بر حسب اهداف ، علائق ، خصوصیات اخلاقی ، شرایطی که  الان توش قرار دارند و یادر آینده قرار خواهند گرفت  و  ویژگی های فردی متفاوت هستند و حتی یه برادر هم نمی تونه از برنامه برادرش الگو برداری کنه  .

راستش رو بخواهین من هیچ موقع در قید و بند و اهل عمل کردن به یه برنامه خشک و از پیش تعیین شده و تحمیلی و بایدی نبوده و نیستم ، زمان کنکورم هم چند تا برنامه ام رو کاغذ نوشتم اما نتونستم اجراشون کنم ! یعنی اصولا شرایطم هیچ وقت چنین چیزی رو ایجاب نمی کرده و نمی کنه .

به اینی هم که تو کار حتما باید کمیت باشه مثلا هشت ساعت درروز خوندن  حتماً قبولی رو تضمین می کنه هم معتقد نیستم ، اگه پنج صفحه از یک فصل کتاب رو در روز بخونم و بفهمم و تو ذهنم بره  خیلی برام ارزشمندتره تا فقط طوطی وار بخونم و جلو برم و ساعت بزنم و با افتخار بگم مثلا امروز دوازده ساعت مطالعه داشتم !!

من همیشه اهل نظم و برنامه ریزی دقیق و منظم ( حتی یه چیزی  خفن تر از ِشلمان کارتون بامزی و آقای فیلاس فاگ دوردنیا در هشتاد روز !!)بوده و هستم و اصلا به این خصلت  تو بین همه شناخته شده ام ! اما هر چی هست رو کاغذ نیست و تو ذهن منه و یهو می بینید  همین طور ذهنی  حداقل  برای یک هفته و  ساعت به ساعت و دقیقه به دقیقه اش برنامه دارم  و می دونم باید چی کار کنم و کجا باشم و نباشم !

 حتی اینکه کی بخوابم و کی بیدار شم و کی تلفن هام رو بزنم رو هم براش  یه برنامه  و روز و ساعتی رو تو ذهن  دارم ، اما سعی می کنم همیشه اتفاقات غیر مترقبه رو هم در نظر بگیرم و مطمئناً  اونها هم همیشه مد نظر هستند .

رزا خانم عزیز، به هر حال درسته من الان دارم درس می خونم تا  مثلاً سال دیگه امتحان ارشد خرداد ماه شرکت کنم اما خب چون شرایطم یه کم خاص  بوده  و شده   و اگه کاری برام جور بشه که مناسب حال و اوضام باشه  حتما می رم زیاد هم امید ندارم تا اون موقع بتونم همین جوری که پایین می گم  پیش برم و خب اگه مشغول بشم همش بهم می ریزه و دیگه باید یه جوری یه خاکی تو سرم بریزم این همه کتاب ارشد ، بالینی ، غیر علوم پزشکی و غیره رو تو زمینه های مختلف بخونم و یاد بگیرم و سطح خودم رو بالا ببرم  ، حالا در کنارش باید کارم ، خانواده ، زندگی ام و غیره رو هم داشته باشم !!هر موقع بهش فکر می کنم از کله ام دود بلند می شه که چطور می تونم به همه اش برسم  !!!

 الانم چون شاید آخرین فرصت هام قبل از درگیر شدن تو کار و زندگی باشه  دارم کتابهام رو می خونم که خونده باشم و فهمیده باشم و دیگه بعداً که درگیر کار و زندگی شدم و شاید فرصتم کمتر بشه جز موقع ضرورت نیازی به مطالعه شون نباشه و حداقل کتابهای نخونده توی کتابخونه ام کمتر و کمتر بشه و اگه کسی تو زمینه ای سوالی پرسید یا تو جمعی بحثی مطرح شد حرفی واسه گفتن داشته باشم و بخاطر ناآگاهی شرمنده نشم و بتونم اگه سر کاری رفتم با خیال راحت و بدون عذاب وجدان از ندونستن و فرصت نکردن برای دونستن و مطالعه  خیلی چیزها راحت کار کنم .

حالا این وسط برای ارشد هم هر چقدر بیشتر خونده باشم و فهمیده باشم  و چهارتا سوال بیشتر جواب بدم چه بهتر !ولی خب حداقل مثل یه دختر نمی تونم  با خیال راحت درس بخونم ، این روزها این قدر ذهنم درگیر کار و زندگی و برنامه های آینده و این چیزاست که حتی غذا خوردن هم برام تو درجه دوم اهمیت قرار گرفته و اشتهام کم شده . خلاصه  تو آماده باش کامل هستم !

 

ولی برای اینکه فرمایش  رزا خانم عزیز  رو زمین نمونه و برای  امرشون احترام قائل بشم برنامه  فعلی و این روزهای خودم رو اینجا صادقانه و عین همون چیزی که هست می گم  ، امیدوارم هم ازش به عنوان اعترافات صادقانه  تعبیر بشه نه چیز دیگه .  

این رو هم در نظر داشته باشین  با توجه به مسائلی که ممکنه پیش بیاد مثل کنگره ها ،  کارهای  اداری ، قرارها  ، رسیدگی به مشکلات  و کارهای اعضای خانواده ،   فوتبال داشتن  تلویزیون و ... ممکنه  بخش هایی تغییر کنه یا پس و پیش بشه  ولی کلا  استخون بندی اش ثابت و از این قراره :

1-     بعد اذان صبح  بیدار می شم  ( اگه بخوام روزه بگیرم بیست دقیقه قبلش ) ، نمازم رو می خونم ، اگه خوابم نبره  یه یکی  دو ساعتی مطالعه می کنم بعد می رم دانشگاه و اگه خوابم ببره دو ساعت بعدش می رم دانشگاه .

 

2-     از  هفت و نیم - هشت الی هشت و نیم صبح تا بین دوازده تا دو بعد از ظهر تو دانشگاه مشغول مطالعه می شم  ، دو تا کتاب با خودم دارم یکی یه کتاب بالینی ( الان چاپ جدید order داخلیه ، یادش بخیر چاپ قدیمش رو که کوچیک و مشکی بود و خیلی باهاش خاطره دارم  موقع دبیرستان می خوندم )  و یکی هم کتاب مربوط به امتحان ارشد ( تغذیه ، بیوشیمی ، فیزیولوژی ) . اول کتاب مربوط به ارشد رو می خونم و آخر سر هم برای اینکه سرحال بشم یک یا چندتا  مبحث بالینی  رو می خونم و بعدش جمع می کنم می آم .

 

 

3-     معمولاً پیاده می آم خونه ، چون خیلی وقته یا روزه می گیرم یا طبق همون اصلی علمی ناهار نمی خورم و صبحونه و شام  مناسبی می خورم   (اتفاقا ً  همه هم می گن داری لاغر می شی ! و البته خودم هم  احساس سبکی و رضایت  می کنم)   تو خونه فقط نماز می خونم و بعد نماز و مسائل مربوطه اش نیم ساعتی رو پای کامپیوتر هستم ( گشت و گذار تو اینترنت از آخرین اخبار روز تا ظهر گرفته تا چک کردن ایمیل ها و کامنت ها و آفها و جواب دادن هاشون و  بعضی اوقات هم یاد گرفتن یه مبحث کامپیوتری یا آموزشی  از سی دی آموزشی  )  .

 

4-     بعدش  نیم ساعتی استراحت می کنم و بعد بیدار شدن و صرف یه عصرونه سبک ( اگه روزه نباشم )  یکی از مباحث  مربوط به بیماریها ، داروها یا ارشد ( بر حسب اینکه حالم چطور باشه ! ) رو مطالعه می کنم و از حوالی  یه ربع  بیست دقیقه ساعت مونده به اذان مغرب آماده نماز و عبادت می شم  و  نمازهای قضای خودم و اموات فامیل رو بجا می آرم .

 

 

5-     بعد اذان مغرب و مسائل مربوطه اش ، راهی طبقه پایین که مادر بزرگ و عمه ام زندگی می کنند می شم تا بهشون یه سری بزنم  و دقایقی با اونها باشم ، به هر حال بعد پدر و عموم دل شکسته تر و حساس تر شدند و نمی شه بهشون بی توجه بود  و دیدن ما شادشون می کنه ،  بعضی روزها بقیه عمه ها و دختر عمه هام هم یه سر می آن و از هر دری !! حرف می زنیم تا  حوالی یک ساعت بعدش که می آم بالا .

 

6-     این ساعت دیگه مخصوص کار کردن زبان و Reading و یاد گرفتن لغته ، شیوه ام هم این جوریه که چندتا کتاب پزشکی بالینی خارجی و یه کتاب مخصوص زبان  امتحان ارشد  وزارت بهداشت  رو گرفتم و هر شب به تناوب از یکی شون یه مبحث یا چند صفحه  رو می خونم و درک و ترجمه  می کنم و لغات جدید رو از تو دیکشنری در می آرم و یاد می گیرم ، این شیوه از شیوه های سنتی خیلی بهتر جواب می ده و خیلی لذت بخش تره .

 

 حالا ممکنه شما به بخش بالینی زیاد علاقه نداشته باشین ،  برین مجله ها و کتابهای تکست خارجی اون زمینه مورد علاقه تون رو گیر بیارین ، برای بخش زبان ارشدتون من این شیوه رو بیشتر توصیه می کنم  ، من خودم همیشه زبانم تو امتحان  و reading بخصوص متون علوم پزشکی خوب بوده ولی مکالمه ام افتضاحه !!همین ارشد امسال با اینکه  خداییش اصلا  هم درست و حسابی زبان کار نکرده بودم 46 درصد زدم !!!!!

 

 

7-     حوالی 9 شب بعد انداختن رختخوابها که وظیفه پونزده شونزده ساله منه !!  کامپیوتر رو روشن می کنم  و مثل ظهر  که گفتم پیش می رم  ،  بعد  اینکه از اینترنت  هم اومدم  بیرون مشغول خوندن خبرها و صفحات ذخیره شده  می شم و شام تا حدود ده و نیم یازده شب .

 

8-     تو این ساعت اگه خیلی خسته باشم و خوابم بیاد مستقیم می رم می گیرم می خوابم !! ولی اگه  بتونم بیدار باشم مطالعات مذهبی و تاریخی و اقتصادی – مدیرینی و  مثل اینها ( کلا هر چیزی غیر پزشکی !! )  دارم ، تا ساعت یک نصفه شب .

 

 

9-     اگه ساعت یک نصفه شب خوابم بیاد یا  دیگه توان نداشته باشم می رم می خوابم اما اگه بتونم یه نیم ساعت تا یه ساعتی  مشغول عبادت می شم   ، البته نه مثل پیامبران و امامان و مومنان حقیقی و عرفا !!

 

به هر حال ما تو طول روز از بس سرمون شلوغه و فکرمون مغشوش این ور و اون وره که این نمازهایی که می خونیم با توجه کافی نیست ، ولی بقول امام سجاد ( ع ) می تونیم با نوافل شب و عبادت تو اون موقع جبرانشون کنیم  .  

 

عبادت کردن تو اون موقع و تو خلوتی شب صفای معنوی دیگه ای داره و توجه و تمرکز  آدم بشدت بالا می ره  و اصلا با ظهر قابل مقایسه نیست ، بخصوص اینکه خدا رو با اسامی اعظمش بخونی و یه سری دعاها و زیارات مستحبی بجا بیاری و  قرآن بخونی و تو معنی اش تدبر کنی و حتی بعدش با زبون خودت واون جوری که راحتی خداوند رو برای بزرگی اش ستایش کنی و از خدا بخوای ببخشتت و از سر تقصیراتت بگذره و  استغفار کنی   .

 

 ان شالله خدا خودش از سر تقصیرات همه ما بگذره و از سکرات موت و  شب اول قبر و سوال و جواب نکیرین و فزع قیامت  ایمن کنه ، و همه اون اعمالی که نباید انجام می دادیم ولی ناخواسته و از سر جهالت انجام دادیم یا حقوقی که از سر ناآگاهی و غفلت  تباه کردیم ( مثل حق الله رو ) به بزرگی خودش ببخشه ... َاللهُمَ ِانی اَسئلُکَ الراحهَ ِعندَ المَوت و عَفو ِعند الِحساب ( از دعاهای همیشگی  امام موسی کاظم علیه السلام )

 

الان که به گذشته دور و نزدیک خودم نگاه می کنم می بینم اشتباهاتی داشتم کو یه جاهایی باید سنجیده تر عمل می کردم که نکردم ، به کسانی بیش از حد اعتماد کردم و احترام گذاشتم که نباید می گذاشتم ، به کسانی رو انداختم که ظرفیت و منطق بالایی تو وجودشون نبود ، جاهایی باید حساب شده تر و عاقلانه تر عمل می کردم که نکردم ، جاهایی باید شان خودم رو حفظ می کردم و خودم رو جلوی هر کس و ناکس کوچیک نمی کردم که نکردم ، کارها و تصمیمات و نتایجی رو که حالا بهش رسیدم باید انجام می دادم که خامی کردم و ندادم و نکردم و غیره که حداقل امیدوارم از این به بعد دیگه تکرارشون نکنم .

 

10- پنجشنبه ها و جمعه ها معمولا برنامه ام انعطاف پذیرتره و بستگی به شرایط پیش اومده داره اما سبک تر از برنامه طول هفته ست .  

 

رزا خانم عزیز ، امیدوارم جواب سوالتون رو گرفته باشین ولی فراموش نکنید که اولا چون شما دختر هستین فشار کمتری بابت کار و این چیزا روتون هستش و می تونین تمام تمرکزتون رو برای درس بذارین و اگه تا آخر عمرتون هم سر کار نرین  و خونه بشینین درس بخونین به جایی بر نمی خوره  و موردی هم پیش نمی آد و غیر طبیعی نیست و  حداقلش اینه که مثل یه پسر از این بابت تحت فشار و عذاب روحی روانی و مشکل  نیستین .  

 اما در مورد من این جوری نیست و  این برنامه من تا زمانی جواب می ده و رو این منوال پیش می ره که جایی مشغول نشده باشم ولی هر لحظه امکان داره کاری برام پیش بیاد که نتونم برای آینده ام  از دستش بدم و اون موقع باید برنامه جدیدی برحسب شرایط طراحی کنم و دیگه با این برنامه نمی تونم ادامه بدم و شاید خیلی چیزها رو باهاش بدست بیارم اما احتمالا در کنارش خیلی چیزها رو هم از دست خواهم داد .   

ولی شما چون مثل من فشار و بار تشکیل یه زندگی و این چیزا رو دوشتون نیست می تونین  تو خونه بشینین و راحت تر  تا هر موقع خواستین  درس بخونین ، ولی من فقط به شما یه توصیه دوستانه دارم و اون اینه که کیفیت رو فدای کمیت نکنین ، اگه پنج تا ده صفحه رو در عرض دو ساعت بخونین ولی خوب بفهمید خیلی بهتر و اثر بخش تره تا پنجاه  صفحه رو در عرض  دو ساعت  تموم کنین ،  به همین عمل کنید چون زمان کافی هم دارین  ان شالله موفق می شین ، اگه هر امری یا سوال دیگه ای هم بود من در خدمتم .

 

 

 

نکته بهداشتی پزشکی :

 

  تو بین اونهایی که  بخصوص خیلی با کلاس تشریف دارند ! مد شده  می رن یه دستگاه ورزشی مثل دوچرخه های ثابت یا تردمیل می خرن می ذارن تو خونه هرروز باهاش ورزش کنند  تا تندرست و سلامت بشن !

تا اینجاش که خیلی خوبه و اینکه این قدر به سلامتی شون اهمیت می دن جای تقدیر داره ، اما از اینجا به بعد یه اشکال فنی پیدا می شه !چون بر اساس آخرین تحقیقات این کار بیشتر از اون که فایده داشته باشه ضرر داره و بدتر ریسک حملات قلبی رو بالا می بره !

 دلیلش هم مشخصه ، چون این قبیل فعالیت ها باید براساس خصوصیات و شرایط طرف بشکل علمی  تنظیم بشن که مثلا امروز چندبار و چندتا بزنه و فردا چقدر و مثلا چه مقدار و برای  چند دقیقه و تا چه در جه ای باید تلاش کنه و اگه خود طرف همین جور یه نرخی !بشینه پشت دوچرخه ثابت و مثلا پیچ تنظیم رو تا اون سفت سفتش بپیچونه ! و هی زور بزنه ! یا رو ترد میل همین طور بی حساب کتاب دو درجا بره !ممکنه بدتر بهش فشارو استرس زیادی  بیاد و همون جا پس بیافته !!این کار مثل بلندشدن و نشستن هواپیما که برای خودش مراحل و اصولی داره باید علمی و تحت نظارت و برنامه ریزی یه شخص وارد انجام بشه نه همین جوری الکی رو هوا !!!

 

 

نکته تغذیه ای :

 

یه ویتامینی هستش به اسم بیوتین که کمبودش باعث ریزش مو ، مشکلات پوستی و پوسته پوسته شدن  و قرمزی پوست بعضی جاها مثل لب و بینی ، افسردگی ، گزگز دست و پاها ، بی اشتهایی ، دردهای عضلانی ، مشکلات کبدی مثل کبد چرب   ، بالا رفتن چربی خون ، اختلال در فعالیت های متابولیکی  و سلولی بدن  می شه .

چندین و چند سال پیش اومدن به موش های آزمایشگاهی سفیده تخم مرغ خام دادن و دیدن که دچار اگزمای پوستی و طاسی شدن !! ولی بعدش که زرده تخم مرغ به رژیم غذایی شون اضافه شد کم کم خوب شدند !! همین شد که این ماده موثر تو زرده تخم مرغ رو که سفیده تخم مرغ خام با ماده ای به اسم آویدین غیر فعالش می کنه بیوتین یا ویتامین H نام گذاری کردند .

خوبی این ویتامین تو انسان اینه که یه مقداری اش توسط میکروبهای بی آزار و مفید  روده بزرگ (کولون ) ساخته می شه چون دفعش از ادرار و مدفوع بیشتره تا جذب و دریافتش ، این ویتامین تو شیر ، جگر و گوشت ها ، زرده تخم مرغ و غلات و سبزیجات وجود داره .

 

 

 

نکته دارویی :

تو تحقیقی که اخیرا توسط بعضی محققین داخلی تو دانشگاه تربیت مدرس شده عنوان شده تجویز داروی آهن تو خانم های باردار سالمی که کم خونی فقر آهن  ( آنمی ) ندارند یه مقداری رو فشار خون شون تاثیر گذار بوده و فشار خون این گروه بالاتر از فشار خون گروه  شاهد ( یعنی اون گروه از خانم های بارداری که کم خونی داشتند ) بوده ، بنابراین این نظریه مطرح شده که شاید اگه خانم بارداری کم خونی فقر آهن نداره نیاز چندانی به تجویز داروی آهن  براش  حداقل به شکل فعلی  نباشه ، هر چند این فقط یه نظریه به دنبال یه تحقیق علمی هستش و تصمیم و ارزیابی نهایی پزشک با توجه به شرایط  اون شخص تعیین می کنه که کی نیاز داره یا اصلا نیاز نداره وخواهش می کنم عزیزان غیر علوم پزشکی از پیش خودش برای خودشون یا دیگران تو این زمینه طبابت نکنند !!

 

 

درمانگاه :

 

خانم سی ساله ای مراجعه می کنه و از سوزش ادرار ، تکرر ادرار و اینکه مرتب احساس داشتن دفع ادرار داره ولی یا نمی آد یا فقط با چند قطره همراهه شکایت می کنه ، این خانم هیچ علامتی از تب ، تهوع ، استفراغ و  درد پهلوها نداره و باردار هم نیست ، چه رویکرد تشخیصی باید به این خانم داشت ؟

به احتمال زیاد با یه عفونت مجاری تحتانی ادراری ( UTI ) و از نوع سیستیت حاد ( یه جور عفونت مثانه و قسمتهای پایینی مجاری ادراری )  به علت یه سری میکروبها مثل ِاشرشیا کلی یا همون ئی کولای E-Coli طرف هستیم .

 این عفونت به خاطر کوتاهی پیشابراه تو خانم ها نسبت به آقایون و مجاورت و ا @ ژ ن  خب طبیعیه که تو خانم ها بیشتر شایع باشه  ، مهمترین علامتهای این عفونت عبارتند از سوزش ادرار ( دیزوری ) تکرر ادرار ( فرکوئنسی ) و احساس  داشتن ادرار  ولی فقط چند قطره اومدن یا اصلا نیومدن ( اورژنسی ) و معمولا با آنالیز ادرار ( U/A ) و کشت ادرار ( U/C ) به همراه علائم یا حتی وجود علائم به تنهایی می شه به تشخیص رسید . 

تو این خانم که سالمه و باردار هم نیست و سابقه  عفونت مقاوم  رو هم نداره با یه دوره سه روزه  ( یا حتی تک دوز ) خوراکی آنتی بیوتیک وسیع الطیف ( یعنی آنتی بیوتیکی که همه نوع میکروب رو  رنگ و وارنگ از همه رنگ !  بزنه داغون کنه ) و یه جور مسکن مجاری ادرار که ممکنه رنگ ادرار رو به شکل بی ضرری هم عوض کنه ( مثلا قرمز یا زرد ) و البته قرص ها و کرم های وا @ ژینال برای یه  مدت کوتاه و مشخص مشکل حل می شه ( هر چند الان آنتی بیوتیک های تزریقی مد شده !)  و نیاز به کار  و بررسی اضافه تری نیست .

البته اگه آزمایشگاه تو کشت ادرار آنتی بیوگرام هم کنه خیلی خوبه ، یعنی اگه میکروبی تو کشت ادرار باشه روش کیت های آنتی بیوتیک های مختلف رو امتحان می کنند ببینند به کدومش حساس و به کدومش مقاومه و برای پزشک تو آزمایش گزارشش رو می نویسن .

تو بعضی خانم ها این عفونت با تماس ج ن *س ی ممکنه اتفاق بیافته که بهش سیستیت ماه عسل هم می گن .

برای پیشگیری از این نوع سیستیت خانم ها باید قبل از اینکه با آقاشون یه کاری !! بکنند یکی دو لیوان آب بخورند ( بعدش هم همین طور )  و هم خودشون هم آقاشون بعد از اون کار !! چند دقیقه ای به طرف راست دراز بکشند ( البته این برای پیشگیری از سنگه ) و بعدش سریع برن ادرار کنند .  اگه کسی زیاد بعد اون کار ! دچار عفونت می شه براش یه آنتی بیوتیک با حداقل دوز بعد اون کار !! تجویز می کنند .

درمان عفونت های ادراری تو خانم های باردار ،  بیماران دیابتی یا کسانی که یه بیماری خاص کلیوی یا سیستمیک دارند ، تو آقایون و کسانی که دستکاری های خاص اون مجاری روشون انجام شده  ( مثلا  برای سیستوسکپی که یه جور دیدن مثانه و اون نواحیه ) و امثال اینها از نظر نوع آنتی بیوتیک و شیوه تجویز  و مدت درمان ممکنه تفاوت کنند  ولی این سیستیت حاد که گفتیم  معمولا دوره درمانی کمتر و راحت تری داره.

برای پیشگیری از این عفونت های ادراری هم علاوه بر اون مطالبی که بالا گفتم خانم ها باید سعی کنند بعد دستشویی خودشون رو از جلو به عقب بشورن نه از عقب به جلو ! که هر چی میکروبه از مقعد به سمت جلو بیاد و عفونت ایجاد کنه ، برای خانم های یائسه هم اگه خشکی وا @ ژن دارند کرم های محتوی استروژن تجویز بشه .

از درمان های غیر دارویی  و  ویتامینی عفونت حاد ادراری هم  می شه توصیه به مصرف ماست ، ویتامین C ، میوه های ترش ( شاه توت ، تمشک ، گوجه سبز و باقی میوه ها و از این قبیل مثل گوجه فرنگی ، ذغال اخته و .. ) و از همه مهمتر  بیشتر مصرف کردن  آب در روز و شب اشاره کرد ، اینهایی که گفتم باعث می شن این میکروب ها که تو مجاری ادرار به دیواره ها چسبیدن کنده بشن و شسته بشن و بیان پایین و دفع بشن .

چون هدف ما اینجا فقط بالا بردن اطلاعات عمومی و پزشکی عزیزان غیر علوم پزشکیه  از ذکر اسم و مدت و دوز داروها و تشخیص های افتراقی و بقیه موارد که دیگه جنبه تخصصی می گیرن   خودداری می کنیم !!  در همین حد بدونید براتون بسه !!

 

 

 

لا اله الا الله حَقاً حقا  لا اله الا الله َتَعَبُداً و ِرقا لا اله الا الله ایماناً و تصدیقا