میرحسین موسوی ، مردی برای تمام فصول
ساعت ۱:۳٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ : توسط : مجید

به نام خدا

جمعه اول خردادماه 88

 

ِان الله لایغیروا ما ِبقوم حتی ُیغیَروا ما بانفسهم

 

توضیح : با توجه به اعلام ستاد انتخابات کشور مبنی بر شروع رسمی تبلیغات

مطلب 24 ساعت زودتر در وبلاگ گذاشته شد ، ان شالله مطلب بعدی بعد از انتخابات تقدیم خواهد شد .

 

ان شالله اگه عمری باقی باشه روز انتخابات در برگه رای خودم جایی که باید اسم رئیس جمهور منتخبم رو بنویسم  این طور خواهم نوشت : " میرحسین موسوی " ، بدون هیچ تعصبی می گم باور کنید در شرایط فعلی اصلح تر از ایشون وجود نداره .  ( برای آگاهی از آخرین اخبار و سخنرانی های مهندس میرحسین موسوی سایتهای قلم نیوز و کلمه رو ملاحظه بفرمایید ) .

                                                

 

اما چرا میر حسین موسوی ؟ میرحسین موسوی رو فردی متدین و متعهد به معنای  " واقعی "  دیدم ، کسی که نه افکار تند ، افراطی و خشک مذهبی داره و نه به اسم روشنفکری و مدرنیزم همه چیز و همه ارزشها و اصول رو نادیده می گیره .  

من ایشون رو کاملاً یک انسان میانه رو ، معتدل ، منطقی و  صادق به لحاظ فکری و عملی دیدم ، کسی که دین داری و تدینش فقط در شعار و سخنرانی های هیجانی خلاصه نمی شه و  اهل بازی کردن با احساسات مذهبی و فریب عوام ناآگاه نیست .

درانقلابی اصیل بودن ، پایبندی به ارزش ها ، درک شرایط بحرانی دفاع مقدس ، نزدیکی و تایید به و از بنیانگذار جمهوری اسلامی ( نامه امام به میرحسین در اواخر عمر رو بخونید )  و خیلی چیزهای دیگه رئیس جمهور محترم فعلی نمی تونه از میرحسین موسوی سبقت بگیره و واقعا طرفداران مجذوب شده رئیس جمهور محترم نمی تونند تو این زمینه ها ادعا کنند ایشون از میرحسین برتری خاصی داره ، حتی به گرد پای میرحسین هم نمی رسه .  

ساده زیستی میرحسین موسوی هم در حرف و هم در عمل ثابت شده ( خاطرات محافظ مهندس موسوی رو بخونید  )  ، میرحسین هیچ گاه از یه طرف شعار ساده زیستی نداده و از طرف دیگه وزیر میلیاردر تو کابینه اش بوده باشه !  

 

 

میرحسین موسوی سابقه مدیریت اجرایی  "  سطح عالی "   در قامت رئیس دولت رو "  در بدترین شرایط "  داراست ، سابقه ای که علی رغم اینکه در بدترین و بحرانی ترین شرایط  ، بعد از ترور مسئولان دولت قبلی و در جوی که همچنان فضای ترور حاکم بود با شهامت اومد و کاررو به دست گرفت ، در چنین فضایی نمی شه به صرف گرفتن پست و مقام اومد و  بر مسند صدارت تکیه زد ، هر کسی جرات این کاررو نداره .

 کسی که تو این فضا می آد و مسئولیت قبول می کنه واقعا از همه چیزش گذشته و حاضره اونها رو برای اعتقادات و مردمش فدا کنه ، به چنین فضایی یک جنگ تحمیلی ، ناخواسته و نابرابر ، تحریم گسترده  و تحرکات مسلحانه  گروهکهای ناراضی داخلی رو هم اضافه کنید ، جنگی که یک طرفش کشوری که تازه از یک انقلاب فارغ شده بود و خیلی مشکلات تشکیلاتی ، اقتصادی ،  سیاسی ،  نظامی و ... هم که ناشی از انقلاب و روی کار اومدن یک نظام نوپا بود داشت .

حمایت ابرقدرتها ازش قطع و برضدش شده بود . خود جنگ هم علاوه بر عوارض مختلفی که داشت بخش زیادی از درآمدهای کشور رو می بلعید  ( از 7 میلیارد دلار درآمد حدود نصفش ) و اداره کشور در چنین شرایطی بسیار سخت بود .اما مهندس میر حسین موسوی  در مقام نخست وزیر و رئیس کابینه در اون موقع با توجه به شرایط حاکم و با دست خالی  بخوبی کشور رو اداره کرد جوری که وضع کشور از حالا بهتر بود  و نرخ تورم  و گرونی و این چیزها هم که  تک رقمی شد .   اونم با نفت حدود ده دلار و کمتر !!!

نه با یک حساب ذخیره ارزی ُپر و ِپیمون ( که اصلا اون موقع وجود نداشت  )  بلکه با دست خالی و کمترین هزینه و به بهترین شکلی که مختص اداره کشور در اون موقع بود ، یعنی یک " اقتصاد جنگی " و نه اقتصاد صدقه ای و نه اقتصاد متکی بر نفت 60 دلاری و بیشتر .

نه با درآمد بالای 270 میلیارد دلاری دولت امروز  ( طرفداران دولت فعلی روی رقم 197 تکیه دارند ، 197 درآمدهای نفتی ماست ولی اگه درآمدهای معیانات گازی و پتروشیمی و .. رو هم بذارین روش همین حدود می شه )  بلکه با درآمد 7 میلیارد دلاری که نصفش هم بابت هزینه های جنگ می رفت !! جوری کشوراداره شد که مردم از حالا راضی تر بودند .  

به این آمار نگاه کنید :

میرحسین موسوی : 8 سال مسئولیت ، 7 میلیارد دلار درآمد در فضای جنگ و تحریم ، تورم تک رقمی

آقای احمدی تژاد : 4 سال مسئولیت ، 270 میلیارد دلار درآمد در زمان صلح ( کل درآمد کشور در صد سال اخیر 1000 میلیارد دلار !  ) ،  حجم نقدینگی بیش از 170  هزار میلیارد تومان ( سال 84  و در پایان دوره آقای خاتمی 67هزار میلیارد تومان )  ، تورم 25 درصد ( پایان دوره آقای خاتمی 12 درصد )  ،  سقوط شاخص کل قیمت ها در بورس، از 12 هزار و 400 واحد سال 1384 به کمتر از هشت هزار و 400 واحد در سال  1387و ...   

طی چهار سال گذشته 06/280‌میلیارد درآمد نفتی، 464/21 میعانات گازی و 420/57‌میلیارد درآمد غیر نفتی داشتیم که در مجموع 944/358‌میلیارد درآمد کلی در چهار سال گذشته بوده که به طور متوسط حدود سالانه 90‌میلیارد دلار می‌شه ( به نقل از رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام ) .

پس میرحسین موسوی دارای سابقه یا عقبه خوبی در  " مدیریت اجرایی سطح عالی "   هستش و امتحانش رو با دست خالی و بدترین شرایط بخوبی پس داده .  

 

 

 جنگ همیشه و همه جا بده و هیچ شیرینی و خاطره خوشی  در حالت عادی نداره اما امروز همه از نخست وزیری یاد می کنند که با دیدنش یاد  " خاطرات شیرین ، خوش و به یاد ماندنی جنگ  " می افتند ، از خود رزمنده ها و خانواده های شهدا و ایثارگران گرفته تا مردم عادی و طبقه محروم ، همگی از "  دولت خدمتگذار برادر متعهد موسوی ، نخست وزیر   "  که اصطلاح معروف اون موقع بود خاطرات خوبی دارند و مشتاق احیای دوباره اون هستند.

 

 کسی که در زمان رئیس دولت بودنش ( در قانون اساسی قبلی نخست وزیر رئیس دولت بود و رئیس جمهور رئیس قوه مجریه ) کشور علی رغم جنگ و مشکلات فراوون ناشی از اون با  " بهترین شکل مختص به اون شرایط "  اداره شد ، جوری که ما تو شاخص های اقتصادی پسزفت نداشتیم هیچ ،  بلکه ثبات و رشدشون و رضایت اکثریت مردم  مشخصه کار دولت بود ، ما در بدترین شرایط  ، کمترین نرخ تورم رو داشتیم اما حالا چی ؟!

مذهبی بودن ، متعهد بودن ،  ساده زیست بودن و مردمی بودن  برای رئیس جمهور لازمه اما کافی نیست .

 

 

مهندس میرحسین موسوی نشون داد که علاوه بر توانایی های بالا در  " مدیریت اجرایی در سطح عالی  "  دارای توانایی " مدیریت بحران در سطح عالی " و " استفاده بهینه از همه ظرفیت های موجود "  هم هست .

مهندس میر حسین موسوی همواره بر ضرورت  " برنامه ریزی "  و  " قانون گرایی "  تاکید داشته و امروز هم  " اجرای کامل قانون اساسی "  و  " استفاده از ظرفیت های فراوان این قانون  "  و "  اجرای اصول معطل مانده این قانون "  رو که اگه درست عمل بشه  منجر به توسعه کشور  و حل همه مشکلات خواهد شد در دستور کار داره .

 در زمان نخست وزیری از سازمان برنامه و بودجه دولتش حمایت های خوبی داشته که نتیجه اش رو هم در "  اداره کشور "  و هم  " اداره جنگ " دیدیم .

عده ای از همفکران رئیس جمهور محترم فعلی در زمان نخست وزیری میرحسین عقیده داشتند که هر که دندان دهد نان دهد و برنامه ریزی کار درستی از نظر شرعی نیست ! و با سازمان برنامه مخالف بودند که بالاخره هم  رئیس جمهور محترم فعلی سازمان رو به بهانه آمریکایی بودن ! منحل کردند ( ارتش هم زمان رضاخان تاسیس شد بی زحمت اون رو هم منحل می کردند دیگه !)  که نتیجه اش رو هم دیدیم که چیزی جز بیشتر شدن نابسامانی ها در برنامه ریزی و تصمیم گیری های فردی و احساسی بجای کلان و توزیع نامناسب و سلیقه ای  بودجه بین دستگاهها   نبود اما مهندس موسوی قصد  " احیا ،  تقویت و برطرف کردن ضعف های سازمان مدیریت و برنامه ریزی  " رو داره که اقدامی پسندیده و ضروری به شمار می ره .

مهندس موسوی هیچ گاه به زبان شهید رجایی در شهر شهید رجایی به دروغ نخواهد گفت که ایده انحلال سازمان برنامه از اون شهید عزیز بوده که بعدش اطرافیان و همکاران شهید رجایی قاطعانه تکذیب کنند ، نه  .. این در شان یک رئیس جمهور آگاه ، صادق و مومن واقعی  نیست .

 

 

مهندس موسوی خودش رو مقید به پیروی و اجرای قانون – هرچند اگه خودش نظر دیگه ای داشته باشه – می دونه و دیدگاه های ایشون بسیار کلان و همسو با برنامه پنج ساله توسعه ، سند چشم انداز 20 ساله  ، و سیاست های ابلاغی اصل 44  – سه سند بالا دستی مهم – هستش .

 ایشون همچین به  " نظر جمعی " و بهره گیری از نظرات کارشناسی و مشورتی همه صاحب نظران  در مسائل خرد و کلان هم برخلاف رئیس جمهور محترم فعلی اعتقاد داره و اهل تکروی و فرد گرایی نیست . 

یکی از راههای کوچک کردن و چابک سازی دولت  " بیشتر کردن اختیارات شوراهاست "  که میرحسین بخوبی به این قضیه واقفه و در دستورکارش قرار داره ،  " مبارزه با فساد در حد اختیارات رئیس جمهور "  و "  قانونی کردن حقوق شهروندی "  از دیگر برنامه های مهندس موسوی به شمار می ره .

 

میرحسین موسوی هیچ گاه به بهانه سفرهای استانی و خدمت به محرومان و سخنرانی ،  چهارصد میلیارد تومان هزینه بیت المال رو ( بنا بر اظهار یکی از نمایندگان مجلس که رئیس مجلس دستور پیگیری داد  ) به هدر نخواهد داد و از راه درستش به مشکلات استانها و مناطق محروم رسیدگی خواهد کرد و از  " کمیت و شعار  "  خواهد کاست و به  " کیفیت و عمل  "  خواهد افزود . 

میرحسین موسوی هیچ گاه هم زیر شعارها و وعده هایی که در روز روشن داده و ثبت و ضبط شده ولی نتونسته عملی کنه  نخواهد زد و شعور مردم رو هرگز به بازی نخواهد گرفت و برای مردم و فهم شون همیشه احترام خاصی قائل خواهد بود ، میرحسین موسوی اجرای فرمان هشت ماده ای هم تاکید داره .

بنا برگفته میرحسین موسوی  " اشتغال زایی   " باید  " دغدغه هرروزه دولت "  باشه .

 

 

امروز یکی از مشکلات اصلی مردم ما مشکلات اقتصادیه که کمر اکثریت ملت رو شکسته  و برخلاف شعار رئیس جمهور محترم و مهرورز مبنی بر " عدالت "  فاصله دهک های اول و آخر به چند برابر  رسیده  و ضریب جینی هم که بالا رفته ، تعجبی هم نداره چون تعریف حل مشکلات اقتصادی و عدالت از دید عزیزان کمک مستقیم  و توزیع پول بین  مردمه ! نه "  توجه به زیرساخت ها و کارهای اساسی در بخش اقتصاد "  که مورد تاکید مهندس موسوی قرار داره .  

در این چهارساله شاهد نابسامانی های گسترده ای از مسکن و بورس گرفته تا گوجه فرنگی و پودر رختشویی و برنج و غیره بودیم  که حاصل مدیریت ناصحیح منابع و درآمدهای کشور مثل مازاد درآمدهای نفتی بوده که اکثراً هم صرف واردات بی رویه و هزینه های غیر ضروری و سرمایه گذاری های بی حاصل در کشورهای دست چندم شده و اقتصاد ، تولید ، کشاورزی داخل رو تا مرز ورشکستگی پیش برده .

 ولی مهندس موسوی  حمایت از " تولید داخل "  ، " بخش خصوصی "  و " سرمایه گذاری "   که سه کلید مهم برای رسیدن به یک اقتصاد پویا هستند رو سرلوحه برنامه هاش داره تا هم تولید کننده های داخلی و هم مصرف کننده ها سود دو جانبه ای ببرند و در نهایت کشور از این مسئله نفع خواهدبرد و درآمدهای نفنی و ارزی کشور صرف واردات چشم بسته و هزینه های جاری و عمرانی بیهوده  و ریخت و پاش های تبلیغاتی و نمایشی به بهانه " خدمت "  و سفر استانی و کمکهای مستقیم که هم شان مردم رو پایین می آره هم در دراز مدت به صلاح اقتصاد کشور نیست نشه .

 مهندس موسوی در عرصه اقتصادی مشاوران و تیم قوی هم داره که در  " شرایط جنگی و بحران و تحریم "  امتحان خوبی پس دادند و قطعا بهش  در راه تحقق این اهداف کمک خواهند کرد .

در دوره مهندس موسوی هرگز با رشد چند برابری نقدینگی و کاهش دستوری سود بانکی و کلا  " دستوری کردن "  و سلیقه ای کردن مسائل کلان اقتصادی نخواهیم بود بلکه همه چیز مطابق قانون و مسائل علمی و کارشناسی پیش خواهد رفت . 

شوراهای مهمی مثل پول و اعتبار که بر طبق همین روال منحل شدند حسب مصوبه مجمع تشخیص مصلحت که هفت هشت ماه پیش باید احیا می شدند اما دولت محترم اعتقادی ندارند ! حتما احیا خواهند شد .

در دوره مدیریت مهندس موسوی ان شالله شاهد  " ثبات مدیریت " خواهیم بود که لازمه توسعه و اجرای بهتره  و در عرض چهارسال دو  تا رئیس کل بانک مرکزی برکنار شده و استعفا داده و یک رئیس کل بانک مرکزی ناراضی و نزدیک به استعفا ! نخواهیم داشت .  مهندس موسوی از این اخلاقها هم نداره که فقط افراد مطیع و بله قربان گو رو بکار بگیره و نیروهای قوی و کارشناس و دلسوز رو طرد کنه ، هر عضو دولت مهندس موسوی  " یک کاندیدای بالقوه ریاست جمهوری  " خواهد بود ان شالله .

مهندس موسوی هرگز معاونی نخواهد داشت که در همایش ایرانیان خارج از کشور عنوان کنه "دین اسلام به مسلمانی ما ایرانی‌ها افتخار می‌کند"  اونم برخلاف آیه 17 سوره حجرات که از زبان پیامبرش می‌فرماید: "ما منتی بر خدا و دین نداریم، بلکه این خداوند است که بر ما منت دارد و ما را بر دین خویش هدایت کرده است و توفیق هدایت به اسلام و دین را به ما عطا کرده است " جوری که دیگه صدای حامیان خودش رو هم در بیاره !

مهندس موسوی هیچ گاه از وزیر با مدرک جعلی حمایت نخواهد کرد ( و اصلا نخواهد داشت ) و اون رو مشاور خودش نمی کنه  و ازش با عنوان " بسیجی " یاد نمی کنه !

اون خواهر عزیزی که قم زندگی می کنند و مجذوب نخوردن مال شبهه ناک توسط رئیس جمهور مهرورز و چهارتا خاطره شدند توجه داشته باشند الان درپیت ترین شرکت های خصوصی هم برای استخدام جوانان و فارغ التحصیلان  حداقل دو تا سه سال سابقه کار می خوان ، حالا چطوره آقای مهرداد بذرپاش که تو ستاد انتخاباتی دوره قبل آقای احمدی نژاد فعال بودند بعد انتخاب ایشون در بیست و پنج سالگی به عنوان مشاور رئیس جمهور و بعدش هم مدیر عامل پارس خودرو و سایپا !  انتخاب می شن در صورتی که متولد 59 هستند و تازه امسال 29 ساله شدند !!

از نظر ایشون این عدالته ؟ آیا فقط ایشون که کار ستاد تبلیغاتی آقای احمدی نژاد رو کردند و یه عده مثل ایشون اسامه بن زید !  هستند و بقیه جوانان این مملکت  جزو کقار و مشرکین تشریف دارند ؟!!شما انصاف داشته باشین و منطقی و همه جانبه وکلان  همه چیز رو ببینید ، عوامانه فکر نکنید .  

راستی ، پدر داماد مهندس موسوی هم برخلاف رئیس جمهور فعلی که دوره قبل در ستادش هم بوده  اعلام نکرده قطعاً بهش رای نمی ده !

 

 

مهندس موسوی در عرصه سیاست خارجی هم سیاست " تنش زدایی "  و ارتباط محترمانه و موثر ، توام با عزت ، حکمت ، مصلحت با اکثریت قریب به اتفاق دولتها و ملتها – نه فقط کشورهای معدود ودست چندم  آمریکای جنوبی و آفریقایی با گرایشات سیاسی خاص و تند  – رو در دستور کار داره ، مهندس موسوی به گسترش روابط با کشورهای منطقه هم تاکید داره که از بابت های سیاسی برای ما خیلی مهمه و متاسفانه تو این چهارسال ما خیلی پسرفت کردیم .  

مهندس موسوی قبل از نخست وزیری مدتی وزیر امور خارجه هم بود و با توجه به مطالعاتش از زیر و بم سیاست خارجی بخوبی آگاهی داره و مطمئنا هیچ وقت زیر عنوان خلیج ع رب ی هم نخواهد نشست  و درجاهایی که باعث کسرشان ملت ایران خواهد شد هم نخواهد رفت .  

مهندس موسوی کسی نیست که با سخنرانیهای جهت دار و تند و بدور از منطق و مصالح ملی  و ماجراجویی های بی حاصل ، بی جهت باعث بسیج دنیا علیه کشور ما بشه و منافع ملی رو به خطر بیندازه ، در زمینه سیاست خارجی مهندس موسوی با عقلانیت و آگاهی  و تدبیر توام با حفظ عزت ایران و ایرانی پیش خواهد رفت .

 

 

 

در عرصه فرهنگ و هنر مهندس موسوی خودش از جمله  " هنرمندان "  و دوست داران هنر و فرهنگ بوده و هست ، بواسطه " ریاست فرهنگستان هنر "  بخوبی مشکلات رو  از نزدیک می شناسه و همیشه ارتباط خوبی با اهالی فرهنگ و هنر داشته و از حمایت قاطع اونها برخورداره ، میرحسین موسوی بواسطه روزنامه جمهوری اسلامی در اوایل انقلاب کار مطبوعاتی هم کرده .

میرحسین موسوی "  سنجیده  " سخن گفتن رو بواسطه داشتن شخصیت والای فرهنگی بلده و نه با گفتن "  فرستادن اراذل و اوباش به معادن " باعث رنجش کارگران شریف معادن می شه و نه " با رد کردن وزیر از توی لوله " شخصیت وزیر خودش رو پایین می آره ، میرحسین موسوی با مردم  " صداقت "  داره و خواهد داشت و هیچ گاه با سخنان هیجانی و خوش ظاهر ، عوام و مردم ساده و به اصطلاح مذهبی رو جذب خودش نخواهد کرد تا بدون در نظر گرفتن مسائل اصلی و کلان مدیریت و اقتصاد  و شاخص ها و آمارهای حقیقی  فقط صرف مسائل ظاهری و چهارتا خاطره رای جذب کنه  .

میرحسین موسوی اهل عوام فریبی با بذل و بخشش بی رویه بیت المال – حتی با نیت خیر ولی مضر برای اقتصاد – به مردم به شکل مستقیم نیست و در مسائل اقتصادی دوردست ها رو می بینه و کاملا کلان عمل خواهد کرد .

میرحسین موسوی هیچ گاه شب انتخابات به فکر خصوصی سازی  پرسپولیس و استقلال با چند میلیارد بدهی بعد چند سال نخواهد افتاد !!

 

 

 در عرصه علم و دانشگاه هم بواسطه  " تدریس در دانشگاه "  و ارتباط  مستقیم با دانشگاهیان و همین طور عضویت در شورای عالی انقلاب فرهنگی با حکم رهبری ،  در این عرصه هم دستی بر آتش داره و کاملا با چالش ها و مشکلات اهل دانشگاه آشناست  ، برنامه های خوبی مثل احیای شورای عالی علوم و تحقیقات و کارآمدتر کردن و با نشاط تر کردن سیستم دانشگاهی کشور و  استفاده بهینه از ظرفیت های موجود  و استقلال دانشگاه ها از برنامه های مهندس موسوی هستش .

 در زمینه  " حقوق زنان  " که بعضی ها این قدر روش تاکید دارند و بهش اعتقاد دارند  علاوه بر دیدگاه های مثبت ، روشن و معتدل  خود مهندس موسوی بواسطه داشتن همسر دانشگاهی و فرهیخته – خانم دکتر زهرا رهنورد رئیس سابق دانشگاه الزهرا – می تونه بیش از پیش مشکلات و موانع رو ببینه و بشناسه و رفع کنه ، مهندس موسوی  ابتدای زمان نخست وزیری با عنوان " شوهر خانم دکتر رهنورد " هم شناخته می شد . مهندس موسوی دارای سه دختر هستش که دونفرشون در مقطع دکترا و یکی شون هم مقطع کارشناسی ارشد تحصیل می کنه . مهندس موسوی 68 ساله 5 نوه هم داره .

 

 

در عرصه سیاست داخلی هم مهندس موسوی  هیچ گاه بعد از نخست وزیری تا الان از صحنه دور نبوده ، حضور به عنوان عضو ثابت در مجمع تشخیص مصلحت نظام و مشاور رهبری و مشاور عالی دو رئیس جمهور بودن مهندس موسوی رو  " در بطن کار "  و اون چه که در کشور می گذره قرار داده ، اگه به سخنرانیهای ایشون هم توجه کنید می بینید تسلط خوبی رو مباحث مختلف سیاسی و آگاهی خوبی از مسائل روز داره .

مهندس موسوی در صورت ریاست جمهوری بواسطه ریاست شورای عالی امنیت ملی ( فصل 13 ، اصل 176 قانون اساسی ) و  ریاست شورای امنیت کشور و همین طور جانشینی فرماندهی کل قوا در نیروی انتظامی ( در صورت درخواست خودش یا وزیر کشورش  مطابق اصل 110 قانون اساسی ) و موافقت رهبری می تونه در زمینه گشت ارشاد و مسائل اینچنینی هم اقداماتی انجام بده .

 

 

ایشون در زمان ریاست جمهوری مقام رهبری ، نخست وزیر بودند ، یعنی از طرف رئیس جمهور وقت و رهبر فعلی برای گرفتن رای تمایل – یا همون رای اعتماد – به مجلس معرفی شدند و قبل از اون در حزب جمهوری اسلامی هم با رهبری همکار بودند ، اگه اختلافی هم بوده ناشی از وجود همزمان ریاست جمهوری و نخست وزیری و مسائل اجرایی و تداخل های موجود بوده که با تغییر قانون اساسی امروز حل شده .

 

 اگر رهبری ایشون رو قبول نداشتند هیچ وقت به عنوان عضو  ثابت  مجمع تشخیص مصلحت و مشاور منصوب نمی کردند و گهگاه دیدارهایی با ایشون نداشتند و (عیادت رهبری از پدر مهندس موسوی )  از ایشون در جلسات و برنامه های مشورتی و تصمیم گیری دعوت نمی کردند . آخرین دیدار هم بنابر اظهار خود مهندس موسوی " بسیار مثبت " بوده ، تعامل خوبی بین ایشون و رهبری همیشه وجود داشته و خواهد داشت . رهبری در زمان ریاست جمهوری در مجلس دفاع خوبی از میرحسین انجام دادند که می تونید اینجا بخونید .

 " میرحسین موسوی خامنه   " همشهری رهبری و دارای نسبت فامیلی دوری هم باایشون هستش.  مهندس موسوی همواره مورد حمایت جدی و قاطع بنیانگذار جمهوری اسلامی تا آخرین لحظات هم بوده .  

 

 

برخلاف آقای خاتمی ، مهندس موسوی علاوه بر جناح اصلاح طلب در بین  " اصول گرایان "  هم  " صاحب طرفدار و رای  " هستش و امکان جذب آرا ء بخش مهم و خردگرای این قشر رو داره  ( سایت اصولگرایان طرفدار مهندس موسوی ) و اون حساسیتی که از اصول گرایان رو آقای خاتمی هست رو ایشون نیست ، تا الان هم چند تا تشکل اصولگرا ازایشون علناً  حمایت کردند و گفته می شه تعداد زیادی از نمایندگان مجلس هم از ایشون حمایت می کنند.  

این مسئله داشتن حمایت جناح مقابل در همه مراحل از قبل ریاست جمهوری تا معرفی کابینه و .. بسیار مهمه و باعث کاهش اصطحکاک در بدنه اجرایی کشور بخصوص بین دولت و مجلس می شه .

مهندس موسوی برخلاف بقیه کاندیداها " شخصیت " لازم برای ریاست جمهوری رو داراست ، مهندس موسوی به پست ریاست جمهوری شخصیت از دست رفته رو برخواهد گردوند و مایه سرفرازی ما ایرانیان در دنیا خواهد بود .  

 

 

مهندس موسوی اون قدر از نظر " اجرایی "  و " شخصیتی "   بالاست   که آقای خاتمی علی رغم اعلام حضور رسمی به نفعش کنار رفت ،چون خود آقای خاتمی بخوبی از توانمندیهای مهندس موسوی آگاه بود و منم معتقدم در شرایط برابر مهندس موسوی بسیار  " بهتر و قویتر و کم حاشیه تر " از آقای خاتمی هستش و فراموش هم نکنید که آقای خاتمی وزیر ارشاد کابینه همین مهندس موسوی بوده ، امروز هم آقای خاتمی ارتباط و رایزنی های منظمی با مهندس موسوی داره و بخوبی داره ازش حمایت می کنه .

 

 

میر حسین موسوی " به مفهوم واقعی کلمه "  یار و یاور و حامی اقشار ضعیف و مستضعفانه و این رو  در عمل ثابت هم کرده  ، در دوران نخست وزیری مهندس موسوی مثل حالا این قدر فاصله طبقاتی گسترده نبود .

اهل تظاهر ، شعار ،  عوام فریبی ، گداپروری ، صدقه و پخش پول و کمکهای مستقیم دوره قاجاری و  سیاست کمیته امدادی و این چیزها نیست و در  " عمل "  و با بهترین و آبرومندانه ترین شیوه ها با توجه به شرایط  ثابت کرده .

میرحسین موسوی هیچ گاه به اسم سهام " عدالت " نمی آد به کارمندان با ماهی چهارصد تومان حقوق و مزایا و روستایی های صاحب خونه و زمین و دام ، سهام بذل و بخشش کنه و به اون بدبخت مسافرکش یا صاحب شغل آزاد  که مثلا اونم تو این مملکت زندگی می کنه چندرغاز هم نده !! این چه جور عدالته موندم !!

از نظر میرحسین موسوی " کرامت انسانی "  مقوله مهم و دارای ارزش بالایی به شمار می آد . میرحسین با اینکه سیب زمینی به اصطلاح اضافه بر مازاد رو بیاریم جلوی مردم بریزیم – همون طور که جلوی حیوون می ریزن – و مردم بیان کیلو کیلو و گونی گونی ببرن تا بلکه مشمول لطف ما قرار گرفته باشند ! و احتمالا روز انتخابات رایی هم به ما بدن مخالفه .

مهندس موسوی هیچ گاه اموال عمومی رو در جهت توی چشم اومدن خودش و دولتش چشم بسته پخش نخواهد کرد و از اون در جهت تبلیغ استفاده نخواهد کرد . در همایش های فرهنگیان و وزارت خارجه تراول های صدتومانی نوزیع نمی کنه و دم انتخابات حاتم طایی نخواهد شد و بعد یک سال یاد افزایش حقوق ها نخواهد افتاد !

 

 

میرحسین موسوی یک اصلاح طلب اصولگرا و یک اصولگرای اصلاح طلبه ، وامدار هیچ جریان و گروه سیاسی هم نیست .  در زمان نخست وزیری برای اینکه مردم زیر فشار جنگ و تحریم راحت باشن حتی جمعه ها هم کار می کرده ، نه کاری که فقط ساعت زدن و"  آمار دادن " داشته باشه چرا که بقول آقای قالیباف مدیری که روزی سه ساعت بخوابه عقلی برای کار کردن نداره .

 بلکه کارو تلاشی که کیفیت محسوسی داشته و همه اقشار جامعه  - بخصوص مستضعفین – علی رغم جنگ و وضع وخیم درآمدها و هزینه های سرسام آور مربوط به جنگ با تمام وجود حسش کردند وبه نسبت شرایط  راضی هم بودند .

امروز هم همه طرفداران خاتمی باید پشت میرحسین موسوی قرار بگیرند و از هر کاری که باعث تفرقه می شه پرهیز کنند و آرای خاموش رو به نفع میرحسین به صحنه بیارن ، وگرنه شاید نتیجه چیزی بشه که  هیچ وقت نتونند خودشون رو ببخشند و مملکت بیشتر از این بقول آقای محسن رضایی فرمانده ارشد دوران جنگ ( که حضورش رو کاملا مثبت ارزیابی می کنم )   رو به " پرتگاه " بره.

 

 

 

اگر خدای ناکرده مهندس میرحسین موسوی - به هر دلیلی   - رئیس حمهور نشه فقط از یک بابت می شه ناراحت نشد و اونم اینه که به عنوان یک انقلابی اصیل و متعهد با احساس خطری که کرد به صحنه اومد و با حضوری  " کاملا فعال و شجاعانه  " همه حرفها و نظراتش رو بیان کرد که برای همیشه هم در تاریخ ثبت می شه  و دیگه تکلیفی بر میرحسین نیست ، باید سرش رو راحت به زمین بگذاره .  

 حجت رو بر مردم تمام کرد و گفتنی ها رو گفت و هشدارها رو به عنوان یک فرد آگاه و دلسوز واقعی انقلاب و نزدیک به بنیانگذار جمهوری اسلامی داد وهم راه رو گفت هم چاه رو .

 دیگه بقیه اش می مونه با مردم و اینکه چقدر نسبت به نخست وزیر آگاه ، شجاع ،  متدین و متعهد ، مدیر و مدبر  و حامی واقعی محرومان و ایثارگران و ..  زمان جنگ شون قدرشناس  و برای سرنوشت و آبروی کشورشون اهمیت قائل بشن و به صحنه بیان و نگذارند کار از این هم خراب تر بشه و این بی تدبیری ها ادامه پیدا کنه .

در غیر این صورت نباید ناراحت شد که لیاقت این مردم جز این چیزی که این چهارسال بوده هستش ، چه اونهایی که رای دادند چه اونهایی که لج بازی کردند .  قانون سوم نیوتن بخوبی روشن کننده این مطلبه !

من یکی که اگه خدای ناکرده این طور بشه این مردم رو نمی بخشم چون واقعا بی انصافی رو  در حق انقلاب ، بنیانگذار جمهوری اسلامی ،  اسلام  و کشور تموم می کنند و بس ! واقعا چه دلیلی بر ادامه وضع موجود و ترجیح اون به میرحسین وجود داره ؟ با چه منطقی ؟

البته نه میرحسین و نه آقای احمدی نژاد و نه ما هیچ کدوم معصوم نیستیم ، همه مون دارای نقاط ضعف و قوت هستیم و طبیعیه که فقط دیکته نانوشته ست که غلط نداره ، ولی باور کنید من شهادت می دم حتی در بدترین شرایط هم نقاط قوت میرحسین موسوی به مراتب بیشتر از آقای احمدی نژاد و نقاط ضعفش هم به مراتب کمتره .

میرحسین موسوی در طول هشت سال ریاست دولت به مراتب حاشیه های کمتر و بازدهی بیشتری ( اونم با یک شرایط بد جنگ و تحریم ) نسبت به چهارسال ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد داشت و این خیلی مهمه .

اینکه بخوایم همه چیز آقای احمدی نژاد و دولتش رو بد ببینیم هم درست نیست ، اونها هم اکثرشون نیت خیر داشتند و با همه توان شبانه روز زحمت کشیدند اما خب متاسفانه خودتون می تونین با مشاهده وضعیت تو جامعه  و نگاهی به آمارها و شاخص های واقعی اقتصادی و صحبتهای اکثریت کارشناسان ( که از همه گروهها و جناح ها  هم هستند )  و اون چه که در این چهارسال گذشته می ببینین که کمترین تاثیر رو در بهبود مسائل کلان و اصلی  داشتند ، تو این موارد نباید پای مسائل اعتقادی و مذهبی رو وسط کشید که بحثی کاملا جدا از مقوله مدیریت کلان هستش .

یک رئیس جمهور باید هم  " متعهد "  و هم  " متخصص "  باشه  ، متعهد بودن لازمه اما  کافی نیست .

 

 

مردم با نیومدن از سر لج و لجبازی فقط وضع رو بدتر می کنند ، هر چقدر آرا بیشتر باشه احتمال سلامت انتخابات و پیروزی میرحسین به مراتب بالاتره ( انتخابات دوم خرداد 76 رو یادتون بیاد ) .

و ِالا  اونهایی که سطحی نگر هستند  و از دین و اعتقادات مذهبی  اطلاعات عمیقی ندارند  و  مجذوب شعارها و وعده های رنگارنگ خوش ظاهر  و سخنرانی های هیجانی  شدند و  آگاهی و شناخت درستی  از مدیریت و اقتصاد و واقعیات ندارند ، 

 اونهایی که تو این چهارساله از ماهی دادن های یه روزه دوروزه  و ( البته ماهی گیری یادندادن های ) جناب رئیس جمهور محترم و مهرورز بهره مند شدند وشان انسانی خودشون و منافع مملکت رو تو همین چیزها خلاصه می کنند و راضی هستند و اونهایی که فکر می کنند افزایش حقوق ها ( اونم شب انتخابات  بعد از یک سال کشمکش ! )  کار دولت بوده شناسنامه به دست آماده رای به ادامه این مهرورزی ها هستند ، حواستون باشه .

هر چی می کشیم از دست این جماعته ، اینها که ادعای تدین و مومن بودن دارند و فکر می کنند آقای احمدی نژاد نماد اسلامه  اگه همین اسلام رو  درست می شناختند و درک می کردند و درست بهشون تفهیم شده بود و می تونستند خوب بین همه چیز وجه تمایز بگذارند و دچار توهم نبودند و فکرشون رو بکار می نداختند  هرگز چنین رایی نمی دادند ..هرگز  .

 یک ذهن آگاه ،  با انصاف ،  منطقی ، دوراندیش ، اهل حساب و کتاب و بدور از هرگونه افراط و تفریط جز " میرحسین موسوی " در برگه رای خودش نخواهد نوشت .

این انتخابات وقت خونه نشستن و ناز کردن و با رای ندادن مخالفت کردن نیست ، مگه اون عزیزانی که چهارسال پیش رای ندادن وضع درست شد ؟ بدتر شد که بهتر نشد پس برای اینکه بدتر از بد هم نشه همه باید به صحنه انتخابات بیان و  " دوم خردادی دیگه در بیست و دوم خرداد " رقم بزنند و به این وضع  که ادامه اش هم جز نابودی کشور نیست خاتمه بدن ، سعی کنین همه رو هم به صحنه بیارین .  

 

اگه نگران دست های پشت پرده و تغییر نتیجه هستید باید بهتون بگم از دوحال خارج نیست ، شما کار خودتون رو بکنید تا بعدا حداقل پیش وجدان خودتون پشیمون نشین ، اگه نتیجه همون چیزی که ماها رای دادیم شد ( البته اگه همه چیز درست بود و حق بود )  که چه بهتر و اگه هم خدای ناکرده نتیجه رو عوض کردند بازهم ما پیروزیم چون باعث شدیم بار گناه اونهایی که قبولشون ندارین سنگین و سنگین تر بشه و در پیشگاه خدا باید پاسخگوی خیلی چیزها باشند.

من خیلی بعید می دونم از دست اندرکاران انتخابات که برای اینکه یه عزیزی چهارسال بیشتر رئیس جمهور باشه بیان شب اول قبر و لحظه رد شدن از پل صراط و آخرت خودشون رو دستی دستی خراب کنند ، ان شالله حتما همین طور هم خواهد بود و شاهد انتخابات سالم و مردمی هستیم ، برای به صحنه آوردن آرای خاموش به نفع میرحسن موسوی از امروز همه " یا علی مدد " .

 

 

 

َفبَشِر ِعبادَ الذینَ یَسَتمِعونَ القول ،  َفیتبعونَ اَحسَنه  ( سوره زمر آیات 17 و 18 )

 


 
حریم مهرورزی
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳۸۸ : توسط : مجید

به نام خدا

پنجشنبه هفدهم اردیبهشت ماه 88

مطلب بعدی وبلاگ : جمعه اول خرداد ماه 88

 

امروز می خوام در ارتباط با رئیس جمهور محترم و عملکرد ایشون در این 4 سال صحبت کنم و ببینیم دلیلی برای رای دادن به ایشون و ادامه وضع موجود هست یا نه  . من رفتارهایی که توش پر از تخریب و توهین و تمسخر و جک سازی در مورد ایشون یا هر شخص دیگه ای هستش رو اصلا نمی پسندم و در شان یک انسان عاقل و مومن نمی دونم .

برای جناب آقای احمدی نژاد هم به عنوان یک  فرد  " مسلمان " ،  "  هموطن "    و کسی که در اصول دین و اعتقادات و عمل به واجبات و نیت خیرش مشکلی نیست هم احترام قائلم و معتقدم  " نقد و پرسش " با  " تخریب و توهین " تفاوت داره و ما هم نیتمون جز  " نقد منصفانه "  نیست .

در نیت خیر و اعتقادات مذهبی ایشون حرفی ندارم اما این دلیل نمی شه که بخوایم بحث " مدیریت " اونم " مدیریت کلان " یک کشور رو با این مسائل قاطی کنیم ، مومن و مذهبی و معتقد بودن یک مسئول زمانی خوبه که توام با یک  " مدیریت کارآمد و منطقی "  باشه .

  روی همین حساب با توجه به اون چه که در این چهارسال گذشته و دیدیم من ایشون رو برای این جایگاه و پست مناسب نمی دونم و معتقدم اگه ایشون در جاهای دیگه به کشور و مردم خدمت کنند بسیار پسندیده تر و به صواب نزدیک تره  ، آقای احمدی نژاد یک وزیر راه و ترابری خوب و قوی می تونستند باشند ولی حیف که از توانایی های ایشون درست استفاده نشد .

متاسفانه رای به ایشون و ادامه این شرایط با این چیزهایی که تو این چهار سال دیدیم و مجموع نمره این دولت که به نظرم علی رغم تلاشهای  " کمی و شبانه روزی  "  بسیار از نظر کیفیت عملی و واقعی  در سطح پایینی بوده هیچ دلیل منطقی ، عقلی و حتی شرعی نداره و فقط و فقط از سر احساسات  - اونم احساسات تند مذهبی  و زودگذر و غیر واقعی  یا دل خوش کردن به کمکهای مستقیم و بی پایه از نظر اقتصادی-  خواهد بود .

عزیزانی که حامی سرسخت و متعصب ایشون هستند بدونند که در قبال رای به ایشون از نظر شرعی و قانونی  در تمام اقدامات ایشون شریک و مسئول هستند همون طور که بقیه هم از بابت رای به دیگران همین گونه هستند .

اونهایی که به شکل تند و احساسی  دولت و رئیس جمهور رو  " مقیاس و نشانه شرع و اسلام "  قرار دادند و کوتاه هم نمی آن بدونند که اصلا  " معنی واقعی اسلام و شرع "  رو نتونستند درک کنند و هنوز اسلام واقعی رو نشناختند  و بدترین جفا رو به اسلام می کنند .

اگه عزیزان دغدغه  " دولت اسلامی " و " دین " رو دارند باید خدمتشون عرض کنم که به کار گماردن و بعدش  حمایت سرسختانه و غیر منطقی و چشم بسته  از وزیری که دارای مدرک جعلی و ایضاً مشکلات اخلاقی در گذشته بوده با کدوم مذهب و آیینی مطابقت داره ؟

 اصرار به استفاده مجدد و بی سر و صدا از ایشون در دولت به هر قیمتی معنی اش چیه ؟اگر کس دیگه ای جای آقای کردان بود الان می تونست این طور آزادانه بگرده ؟ چرا ایشون علی رغم همه تخلفاتی که آبروی کشور و مدیریت کشور رو هم در معرض سوال قرار داد این قدر عزیز هستند ؟ مگر  جعل و دروغ در اسلام جایزه ؟!!

 رشوه دادن به نمایندگان مجلس برای پس گرفتن استیضاح کار شرعیه ؟ اصرار بر حفظ نزدیکان سیاسی و فامیلی مثل آقای مشایی علی رغم همه اقدامات و حرفهای تحریک آمیز ایشون که حتی رهبری و مراجع تقلید رو هم ناراحت کرد چه توجیهی داره ؟ حج رو با گردشگری و صنایع دستی یکی کردن چطور ؟ مطابق اسلامه ؟

پیروی از ولایت فقط با شعاره ؟ چرا از نظر عملی درزمینه ادغام سازمان حج با گردشگری و صنایع دستی ! با ولی فقیه و نماینده قانونی ایشون هماهنگی و کسب اجازه نشد که کار به  " تذکر موکد " رهبری به رئیس جمهور محترم بکشه ؟

تخریب و توهین همه رقبا یا منتقدان توسط یک خانم تندروی مذهبی حامی ایشون که همسرشون هم دارای چند شغل  هستند  در راستای توصیه کدوم دینه ؟ نگه نداشتن حرمت مراجع تقلید توسط بعضی اطرافیان دولت ، توهین آشکار به قرآن و رقص با قرآن در یک مراسم دولتی در تهران  ، حضور معاون ایشون در یک مجلس رقص در ترکیه و امثال اینها با کدوم دین تطبیق دارند ؟

فیلم تبلیغاتی و خونه و کفش و لباس ساده  و نداشتن استخر تو خونه ایشون رو باید باور کنیم یا وزیر میلیاردر ایشون رو ؟!! نفی هولوکاست که باعث از بایگانی در اومدن این پرونده و تایید دوباره اون و اجماع منفی بین المللی علیه کشور ما شد کجا و " دوستی با مردم اسرائیل " کجا ؟!!!

 دین و بخصوص دین اسلام که کامل ترین و برترین دین هاست اگر بخوبی تبیین و اجرا بشه عاری از هر تندروی و کارهای خلاف عقل و منطق هستش منتها اون چه که بنام دین و مذهبی بودن انجام می شه ربطی به اصل دین نداره و  " دولت اسلامی "  فقط با وضع ظاهرسازی و ادعا و سخنرانی و شعار برپا نمی شه ، در دولت اسلامی دادن آمارهای خلاف واقع و عوام فریبی و استفاده غلط و بیهوده از بیت المال هم جایی نداره .

 

 

در ارتباط با خدمت به محرومین و دغدغه رسیدگی به مستضعفان و آحاد مردم هم باید بگم که قطعا با نیت خیر انجام می شه اما راه و روشی که بکار برده می شه صحیح نیست . اینکه ما فقط از نظر کمی و آماری به همه جا بریم و فقط شعار بدیم و هر جوری شده مردم رو جمع و سخنرانی کنیم ، در عرض چهار ساعت دویست تا ! مصوبه داشته باشیم و حتی تا تقسیمات جغرافیایی و کشوری رو هم به شکل احساسی – نه کارشناسی – انجام بدیم ، با توزیع سهام به اصطلاح عدالت  و سیب زمینی و چک و کمکهای مستقیم  فکر کنیم همه مشکلات رو حل کردیم  و همه رو  وابسته خودمون کنیم و کشور رو با " اقتصاد صدقه ای "  و سیستم  کمیته امدادی اداره کنیم چیزی جز  سطحی نگری ، انحراف و به خطا رفتن نیست . 

منظور از سفرهای استانی باید خدمت محسوس ، واقعی و اساسی  باشه نه صرف سخنرانی و کشوندن مردم برای نمایش به قیمت تعطیل کردن مدارس و ادارات و وعده های زودگذر و خرج کلی اعتبارات از بیت المال ، اینکه ما مسیر  بیست دقیقه ای فرودگاه تا محل سخنرانی رو سه ساعته بریم و مردم رو دنبال خودمون بکشونیم آیا مطابق اسلام و سیره ائمه – و  بخصوص حضرت علی علیه السلام – هستش ؟ مگه ایشون نبودند زمانی که به شهر انبار رسیدند و ایرانی و غیر ایرانی برای استقبال از ایشون دنبال مرکب ایشون می دویدند ناراحت شدند و مردم رو بشدت از این کار نهی کردند ؟ مگه نگفتند چرا کاری می کنید که هم باعث هلاکت خودتان می شود و هم من ؟

اگر در یک سفر استانی با کمترین هزینه و نمایش ، چهارتا مصوبه کارشناسی و علمی  درست حسابی ، زیر بنایی و قابل اجرا باشه بهتره یا دویست تا مصوبه ای که معلوم نیست چقدر اعتبار می خوان و چطور و چه مدت قابل اجرا هستند  یا اصلا قابل اجرا هستند ؟ ، پروژه آزاد راه تهران – شمال که الان به آبروی ملی ما تبدیل شده !  اهمیتش کمتر از اینهاست ؟

آیا این کار اسلامی و اخلاقیه که همه کارها و طرح هایی که از دولت و دولتهای قبلی شروع شده و امروز آماده بهره برداری شدند عزیزان مون در این دولت همه چیزش رو بنام خودشون تموم کردند ؟ همون طور که در همین دولت هم قطعا طرح هایی شروع شده که در سالهای آینده توسط دولتهای آینده آماده راه اندازی می شن، در بعضی پروژه ها مثل ماهواره سفیر امید ، سلولهای بنیادی ، داروهای بیولوژیک و امثال اینها نگاه باید نگاه " ملی " باشه .

آقای خاتمی زمانی که می خواست برای دور دوم کاندیدا بشه به مسئولان دفترش تاکید کرد بعد از عید تا انتخابات براش سفر استانی و برنامه های غیر ضروری  نگذارند تا شائبه تبلیغاتی بودن اونم با بیت المال پیدا نکنه ولی آقایونی که خودشون رو خیلی متشرع می دونند و فرزندانشون چایی ریاست جمهوری رو هم نمی خورند هم همین جوری هستند ؟

 

 

اگر عزیزان حامی رئیس جمهور محترم سخنان رهبری در روز اول فروردین در مشهد رو با دقت گوش کرده باشند قطعا دیگه نمی تونند هیچ جوره از ایشون هم بهره برداری های سیاسی معمول رو کنند ، ایشون به طور کامل پای خودشون رو از هرگونه کاری که بعدها باعث بشه پای ایشون هم در اقدامات احتمالی دولت وسط باشه  کشیدن کنار ، کار درستی هم کردند چون این رئیس جمهور و دولت کاری کردند که هیچ کس نمی تونه با حمایت بی جا و متعصبانه خودش رو خراب کنه ، سخنان رهبری چراغ سبزی بود برای همه اونها که خودشون رو  " متدین  " و  " پیرو ولایت  " می دونند تا  این بار رای منطقی و بدور از احساسی داشته باشند . همین رهبری چند سال پیش در دیدار دولت آقای خاتمی  به دو نکته در مورد دولت ها تاکید داشتند که باید ازشون حذر کرد  : " نقد غیر منصفانه " و " دفاع  غیر واقع بینانه "   .

امروز حتی بسیاری از تشکل ها و افراد شاخص جناح اصولگرا هم خودشون رو از حمایت  " جدی "  یا " رسمی "  از آقای رئیس جمهور در انتخابات دارند کنار می کشن  یا مردد هستند ، شاید هیچ وقت علنی " نتونند "  یا  " جرات " نداشته باشند اعلام عدم حمایت کنند ولی خب به ایشون هم رای نمی دن و کاملا مشخصه  اصلاً دل خوشی از وضع موجود ندارند و تو این چهار ساله بارها دیدیم چطور به تصمیمات دولت اعتراض کردند  ، حتی بسیاری از حامیان رئیس جمهور در انتخابات گذشته هم امروز تبدیل به منتقدان دولت شدند ، ( مثل دکتر خوش چهره )  چرا ؟

 

  

در عرصه سیاست خارجی ما در این چهارساله چه دستاوردهایی داشتیم ؟ جز اینکه حیاط خلوت کشورهای درجه چندم آفریقایی و آمریکای جنوبی شدیم ؟ و با سخنان و مواضع  " تحریک آمیز و حساسیت برانگیز " – ولو درست اما خارج از مصلحت کشور برای بیان -  دنیا و کشورهای تاثیر گذار  رو علیه خودمون بسیج کردیم و بهانه دست شون دادیم  ؟ روابط ما با همسایگان مون هم دیگه مثل چهارسال قبل نیست و خیلی دچار تنش شده .

 زمان آقای خاتمی نبود که ما با اروپا و کشورهای قدرتمند و تاثیر گذار جهان تحت سیاست " تنش زدایی " ارتباطات گسترده و  " قابل احترامی "  پیدا کردیم ؟ جوری که رئیس جمهور وقت فرانسه تحت تاثیر شخصیت بالای رئیس جمهوری وقت ایران تا پایین پله های کاخ الیزه و دم در ماشین هم برای استقبال و بدرقه رسمی می آد ؟  که برای هر کسی هم  این کاررو نمی کرد .

پرونده هسته ای هم که هیچگاه از داخل آژانس بیرون نرفت و تبدیل به " کاغذ پاره " شورای امنیت نشد و  همواره با " دیپلماسی فعال " بخوبی تشنج ها و بهانه جوبی ها رو کنترل می کردیم .

هیچ انسان آزاده و منطقی با صهیونیسم و اونچه که در سرزمینهای اشغالی می گذره موافق نیست ، اما راه حمایت هم این نیست که رئیس جمهوری یک کشور  بیاد به این شکل  جوری حمایت کنه و   از حد بگذرونه     که بدتر ایجاد حساسیت های الکی در سطح جهان ایجاد کنه و برای کشور مشکل پیش بیاد .  

این کار با منافع ملی و حتی سیاست کلان خارجی ما ( عزت ، حکمت ، مصلحت )  در مغایرت و تضاده  و نباید  کسی که نماد و نماینده یک کشور و ملته این چنین آشکار  مورد توهین و ناسزا قرار بگیره ، حتی بنیانگذار جمهوری اسلامی هم با این شیوه و شرکت مسئولان در چنین جاهایی موافق نبوده ، این بی تدبیری ها مایه تاسفه نه افتخار .

 

 

در عرصه اقتصادی ما تو این چهارساله  علی رغم تلاشهای  " کمی "  دولتمردان چه نکات مثبت و تاثیر گذار و محسوسی  در زندگی مردم و اقتصاد کشور دیدیم ؟ آیا صرف فقط چند ساعت خوابیدن و بقیه  ساعات رو کار کردن مسئولین باعث رشد و پیشرفت اقتصادی می شه ؟ آیا با " دستوری کردن "  اقتصاد  بجای " کارشناسی و مشارکتی کردن " سیستم اقتصادی درست می شه ؟

آیا در زمینه مسکن چیزی جز  اول یک بی ثباتی و افزایش کاذب و وحشتناک قیمت و امروز هم یک رکود بوده ؟  " مسکن مهر "  به کجا رسیده که عده ای مجبور به پس گرفتن پولهای خودشون شدن ؟ اصلا خود مسئولین محترم هم متوجه شدن این مسکن مهر چی بود ؟!!  بنگاه های زودبازده چه تاثیری تونستند در رشد اقتصادی بگذارند ؟

  آیا صرف کم کردن سود بانکی ( اونم دستوری و سلیقه ای ! )  بدون توجه به نرخ تورم  که یه فرمول معمول اقتصاده  باعث شکوفایی اقتصاد می شه ؟ آیا جز این بوده که فلان تولید کننده یا صنعتگر تونسته از وام بانکی با سود 11 – 12 درصد استفاده کنه و حتی مواردی بوده که اون پول از اون بانک خارج نشده و با سود حداقل 15 – 16 درصد تو یه حساب بلند مدت سپرده گذاری شده؟!!! مثلا این جوری خیلی از تولید کننده ها حمایت شده ؟!!

کم کردن سود بانکی و به دنبال اون کاهش سود سپرده ها چه تاثیری داشته جز اینکه اون بازنشسته بدبختی که چند میلیون حاصل دسترنج چند ساله اش تو بانک بوده به امید اینکه تو این فشار زندگی کمک خرجش باشه مشکلاتش بیشتر شده ؟ و البته سپرده ها از بانک ها خارج و به سمت بازارهای کاذب طلا و مسکن و زمین و ... هدایت شدند و هم بانک ها ضرر کردند هم مردم و فقط گردن کلفت ها گردن گلفت تر شدند ؟  و شاهد رشد نقدینگی بودیم  که خلاف احکام برنامه پنج ساله بودش .

دادن یک لایحه به اسم " تحول اقتصادی " و  تحت عنوان " هدفمند کردن یارانه ها " و اصرار غیر منطقی به اون علی رغم مخالفت مجلس و کارشناسان چه معنایی داره ؟ آیا جز این بود که در صورت اجرای لایحه شوک وحشتناکی به اقتصاد کشور وارد می شد ؟ و  فشار روی مردم بیشتر از اینی که هست می شد ؟ با نفت 140 دلاری ما 70 تومان یارانه می دیم با نفت زیر 40 دلار هم همون حدود ؟!! آخه مگه می شه !!

کسی با هدفمندکردن یارانه ها مخالف نیست اما  " نحوه " ،  " مدت " و "  شیوه "  اجراش مهمه وباید کاملا  " علمی "  ، " منطقی "  و " مرحله به مرحله "  انجام بشه نه به شیوه  " اقتصاد صدقه ای " و ایجاد یک  " کمیته امداد بزرگ "  در سطح کشور !! تصویب و اجرای قانون  " مدیریت خدمات کشوری " یا همون نظام هماهنگ واقعا خواسته قلبی دولت بود یا فشار مجلس ؟

افزایش حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی هدیه رئیس جمهور محترم مهروز بود یا الزام مجلس در بودجه 88 از محل درآمدهای شرکت های سرمایه گذاری تامین اجتماعی ( شستا ) ؟!! رئیس جمهور محترم که قبل از عید در اخطار قانون اساسی شون همین مسئله رو به رئیس محترم مجلس ذکر کردند که باعث بهم خوردن بودجه می شه!!

آیا ما در سال 1388 که سال آخر برنامه پنج ساله چهارم هستش (که رئیس جمهور محترم هم اصلا قبولش ندارند !!)  به اهداف برنامه در متن و جدول های پیوستی رسیدیم ؟ به چند درصدشون ؟ چرا رئیس جمهور محترم گزارش سالیانه علنی به مجلس ندادند و مکتوب فرستادند و گفتند محرمانه ست !!!البته من چون تو سایت های خبری دیدم نمی دونم درسته یا نه ، ولی اگه درست باشه مگه مردم نامحرم هستند ؟  

 

 

قرار بود در بخش سلامت سهم مردم از هزینه ها تا پایان برنامه  30 درصد بشه ( ماده 90 برنامه )  آیا شده ؟ یا چیزی حول و حوش 60 -70 درصده ؟!!چند درصد مشکلات اصلی مردم در بخش سلامت ( دارو ، خدمات و ... ) کمتر شده ؟ صرف افتتاح چهارتا مرکز تحقیقات کافیه ؟  قرار بود نرخ تورم متوسط سالیانه در طول برنامه  9/9 % و در پایان 4/8 % بشه آیا الان زیر 20 % هم شده چه برسه به زیر 10 % ؟!! سال 84 هم ما 25 % نرخ تورم داشتیم ؟ رشد نقدینگی ، رشد جمعیت بیکار و ... چطور ؟ ما چقدر با شاخص های هدف فاصله داریم ؟ درآمد نفتی دراین چهار سال اوج گرفت و بی سابقه بود  اما چی به مردم رسید ؟

آمارها نشون می‌دن متوسط رشد تولید ناخالص ملی طی سال های 81 تا 83 رشد 1/27 درصدی رو تجربه کرده در حالی که با وجود 5/2 برابر شدن درآمدهای نفتی، متوسط رشد درآمد ناخالص ملی در سال‌های 86-84 با سه درصد کاهش به 9/23 نزول کرده ، همچنین متوسط رشد تولید ناخالص ملی به قیمت پایه 76 از 6/9 درصد در سال های 83-81 به 6/7 درصد در سال های 86-84 رسیده است.

ضریب جینی که نشون دهنده وضع نامناسب توزیع درآمد است و بین عدد صفر و یک تعیین می‌شه به 40/0 در سال های 86 و 87 رسیده ( هدف برنامه 38/0 ، قبل از خاتمی حدود 43/0 بود و تو زمان خاتمی حدود 38/0 موند و قرار بود حداقل همون حفظ بشه  )  در صورتی که  همواره شعار مسوولان کشور عدالت و توزیع عادلانه درآمدها بوده .

نرخ بیکاری قرار بود 4/8 % باشه شد ؟ اصلا تک رقمی شده ؟!! کلا آمارهای واقعی نشون می دن ما بیشتر عقب گرد یا در بهترین شرایط پیشرفت کندی داشتیم و جهش فوق العاده ای در کار نبوده و دولت از فرصت های طلایی در اختیارش  خوب استفاده نکرده .

 

 

چقدر برای این برنامه ها و اسناد بالا دستی ( مثل سند چشم انداز بیست ساله ، سیاست های ابلاغی اصل 44 ) این دولت ارزش قائل شده و برای تحققشون عمل کرده ؟ اینکه فقط قانون بودجه تو جیب جا بگیره برای رشد اقتصادی کافیه ؟!!

چرا بجای اینکه ایرادهای سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور برطرف بشه ( که قطعا داشت )  کلاً زدن سازمان رو حذف کردند ؟!! چرا این همه "  بی ثباتی "  در سطح مدیریت عالی و کابینه شاهد بودیم ؟ سه رئیس کل بانک مرکزی ، دو وزیر و یک سرپرست در وزارت اقتصاد ، جابجایی های گسترده و پیاپی در وزارت نفت ، صنایع ، رفاه  و ...  و همین طور بانکهای بزرگ کشور در عرض چهار سال واقعا چه معنا و مفهومی داشت ؟ مگر نه اینکه یکی از عوامل مهم در توسعه " ثبات مدیریت " به شمار می ره ؟

امروز ما به جایی رسیدیم که اگر یک یا دو وزیر دیگه در همین چند ماه باقی مونده هم بنا بر هر دلیلی دیگه نباشند باید برای کل کابینه دوباره رای اعتماد گرفته بشه و کابینه دیگه مشروعیت قانونی نخواهد داشت !! ( اصل 136 قانون اساسی ) چرا رئیس جمهور فقط یکسری از اطرافیان خاص خودشون رو قبول داشتند و دایره  انتخاب مدیران رو این قدر تنگ کردند ؟ دوستان و دور و بری های ایشون تحت هر شرایطی هر جایی هم شده  باید باشند ؟ چرا ؟

تصمیمات خلق الساعه ، غیر کارشناسی و احساسی ، عدم توجه به قانون و مسبرهای قانونی مثل مجلس و کسب مجوزهای قانونی از مجلس و اقدامات خودسرانه ، عدم توجه به نظرات و پیشنهادات  کارشناسان دلسوز ،  بی توجهی به اجرای مصوبات قانونی ( لایجه مدیریت خدمات کشوری بعد از کسب تکلیف رئیس وقت مجلس آقای حداد عادل از رهبری و بعد دیدن بی توجهی رئیس جمهور محترم به ابلاغ اون طبق ماده یک قانون مدنی با دستور مستقیم رئیس وقت مجلس در روزنامه رسمی کشور منتشر شد ) .

درگیری های گاه و بیگاه با رئیس مجلس فعلی ، گزارش دیوان محاسبات درباره تخلفات گسترده دولت ( بالغ بر هزار تخلف )  در اجرای قانون بودجه سالهای پیش که البته " تخلفات اداری " ذکر شده  و مشخص نبودن نحوه هزینه چندین میلیارد ، انحلال شوراهای قانونی و مهم کشور مثل شورای پول و اعتبار و بی توجهی به مصوبه مجمع تشخیص مصلحت در احیای اونها و همه و همه نشون دهنده اینه که ادامه این وضعیت چیزی جز ضرر و خسران برای کشور نخواهد داشت .

در عرصه علوم و فرهنگ و هنر هم ما مشکلاتی مثل امنیتی شدن فضای دانشگاه ها ، دانشجویان ستاره دار ، بازنشسته کردن اساتید برجسته ، محدودیت ها و نارضایتی های اهالی این عرصه ها از دولت و غیره رو شاهد بودیم . در عرصه اجتماعی هم علی رغم همه شیوه های اعمالی و شعارها شاهد گسترش اعتیاد ، بی بند و باری ، فساد و مشکلات دیگه بودیم .

 

 

عزیزانی هستند که رئیس جمهور محترم ومهرورز رو با پیامبر الهی حضرت یوسف ( ع ) یا بقول خودمونی ها یوزارسیف ! مقایسه می کنندکه البته مقایسه ای بس غلط ، خطا و نابجاست ، ولی همین عزیزان توجه داشته باشند که اون حضرت در سالهای فراوانی با گندم چه کرد و چطور مدیریت کرد تا سالهای قحطی با خوبی سپری بشه و رئیس جمهور محترم با نفت که در زمان تحویل گرفتن ریاست جمهوری توسط ایشون به 60 دلار رسید و بعدها تا رقم بی سابقه بالای 100 دلار هم رفت و همین طور حساب ذخیره ارزی " پُری "  که تحویل ایشون شد چه کردند ؟

قطعا اگر مدیریت صحیحی وجود داشت به بهترین شکل در جهت خدمت به  " همون مردم و محرومین "   می شد استفاده کرد و پول نفت رو  واقعاً بر سر سفره هاشون آورد البته جوری که هم شان و کرامت شون حفظ بشه هم تو زندگی شون واقعا حسش کنند .

 نه اینکه امروز حساب ذخیره ارزی اون قدر کم شده باشه و برای هزینه های  " جاری و عمرانی "  ازش برداشت شده باشه  که حتی اعلام موجودی اش رو  " محرمانه " بدونند!! از حساب ذخیره ارزی می شد در جهت کمک و حمایت بخش خصوصی و تولیدی به شکل منطقی استفاده بشه تا در نهایت اقتصاد کشور رشد کنه نه اینکه هزینه هامون و پول نفتمون  صرف واردات میوه و محصولات کشاورزی  آفریقا و شیلی و لبنان  بشه جوری که کمر کشاورزان رو بشکنه و تامرزبیچارگی ببرتشون !! یا با موجودی حساب ذخیره ارزی بدهکاری هامون رو بدیم ! کشورهای عرب و نفت خیز با اون دوران طلایی چه کردند و ما چه کردیم ؟

در زمان آقای خانمی چشن خودکفایی گندم گرفتیم و امروز میلیون میلیون تن گندم وارد می کنیم !! بر کشاورزی تو این چهارسال چه گذشت ؟

 

 

در زمینه ورزش ما چه دستاوردهایی داشتیم ؟ جز اینکه بدترین المپیک تاریخ رو با بیشترین تعداد شرکت کننده پشت سر گذاشتیم و فقط رو توانایی های فردی ساعی طلا آوردیم و بس ؟ برکناری عجولانه و غیر قانونی رئیس فدراسیون فوتبال ( دادکان ) بعد جام جهانی  (گفته بود خودم جام جهانی تموم بشه می رم )  که آقایون توقع داشتند باید مکزیک و پرتغال رو ببریم !! چنان فوتبال ما رو به تشنج و مشکل و تعلیق فرو برد که یک جام ملتها رو از دست دادیم هیچ ، باقی آثارش همین امروز هم مشاهده می شه ، حتی خود رئیس جمهور محترم هم بعدها اشاره کردند که کار اشتباهی بوده اما چه فایده ؟ وجود مدیران غیر متخصص در ورزش چه  توجیهی داره ؟

رویکرد " اقتصاد صدقه ای " و  " کمکهای مستقیم  " شاید تونسته باشه عده ای روستایی ، عوام ساده و بی اطلاع  رو جذب کنه اما اکثریت اهل علم و فکر و مطالعه و منطق خوب می دونند چنین شیوه ای مشکلات زیادی داره و نه کرامت انسانی رو حفظ می کنه نه راه حل  " علمی " و   " اساسی "  برای مشکلات اقتصادی بوده و خواهد بود ، رو اقتصاد هم تاثیرات نامطلوبی داره بخصوص اقتصاد ناپایداری که کشور ما داره  . فقط جنبه ظاهری و تبلیغی داره و بس !  بخشش بی رویه بیت الماله .

من هرگز نمی گم هرچه که در این چهار سال بوده همه نقطه ضعف بوده و هیچ کاری نشده ، در نیت خیر عزیزان شکی نیست و می دونم تمام تلاششون رو هم شبانه روزی کردند  اما صرف نیت خیر و ردیف کردن یه سری آمار و ارقام که بنظر کارشناسان واقعی هم نیستند و افزایش ساعت کار و  سخنرانی های آتشین و سفررفتن و  این حرفها نمی شه  این کشور رو درست  " مدیریت "  کرد .

رئیس جمهور محترم در  " بهترین و رویایی ترین شرایط "  اداره  کشور رو در دست گرفتند اما کیفیت و نتایج محسوس و عملی و واقعی کارهای ایشون و همکارانشون  واقعاً در حدی نیست که توجیهی برای رای دادن و  انتخاب مجدد ایشون و ادامه این وضع  توسط یک انسان  " عاقل و منطقی و دوراندیش "  داشته باشه  و حقیقتاً رای به رئیس جمهور محترم هیچ توجیه عقلی و شرعی و اجرایی  نداره و با توجه به شرایط کشور و عملکرد ایشون  حق نیست .  

شما مطمئن باشین اگر ما شاهد یک " مشارکت بالای 60 درصدی "  و یک انتخابات  " سالم "  باشیم  ان شالله هرگز این وضع ادامه پیدا نخواهد کرد ولی اگه بازهم آرای خاموش و اکثریت به صحنه نیان و فقط شاهد حضور عوام و مردم ساده و ظاهربینی که از دین فقط یک شناخت سطحی و خشک دارند و با گذاشتن یه تراول چک کف دستشون یا یه سهام به اصطلاح عدالت و یه گونی سیب زمینی مجانی قانع هستند باشیم مطمئن باشین چهار سال دیگه هم باید بسوزیم و بسازیم و خون دل بخوریم و خون گریه کنیم و  فقط به خدا پناه ببریم و شاهد نابودی کشور باشیم .  

 

 

نادان را نبینی ، مگر آنکه کاری را به اندازه نرساند یا از حد بگذراند ( حضرت علی علیه السلام )

 

 


 
چند چند چند ؟
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ : توسط : مجید

به نام خدا

پنجشنبه سوم اردیبهشت ماه 88

مطلب بعدی وبلاگ : پنجشنبه هفدهم اردیبهشت ماه 88

 

به عنوان یه بیننده حرفه ای فوتبال و کسی که بیست ساله یکی از تفریحات و سرگرمی های اصلی اش دیدن فوتبال به شکل حرفه ایه و تو جوونی اش !! فوتبال هم بازی می کرده امروز می خوام راجع به تیم ملی فوتبال ایران و سیستم بازی احتمالی اش صحبت کنم .

 در مورد اتفاقات اخیر هم باید بگم انتصاب آقای مایلی کهن از اول هم علمی و کارشناسی نبود ، هر چند خودش گفته بیانیه معنی استعفا نداشته اما ظاهرا مسئولین خیلی هم بدشون نیومده !! و سریع لطف کردند استعفا رو قبول کردند !! مشکل اصلی فوتبال ما مدیریت غلط سازمان تربیت بدنی هستش که از بعد جام جهانی شروع شد و به این فدراسیون ختم شد . به هر حال  امیدوارم هر چه زودتر تکلیف سرمربی روشن بشه، ما که تو مدیریت آقایون موندیم !!

تیم ملی زمان علی دایی با دو سیستم 1-3-2-4 و 2-4-4 بازی می کرد، یعنی ما با دفاع خطی و بعضا تک مهاجم ( اونم تو خونه ! ) بازی می کردیم و کلا اون چیزی که من دیدم این بود که خیلی مشکل داشتیم چه تو دفاع چه تو حمله و تو کار تاکتیکی خیلی خوب نبودیم که شاید یکی از علل اصلی اش هم این بود که تو بازی های تدارکاتی با یه تیم بازی می کردیم و تو بازی های اصلی با یه سری بازیکنان دیگه ، اما کلا این سیستم ها – هر چند مدرن – ولی برای ما بیشتر جنبه دفاعی اش به چشم می اومد تا هجومی اش  و همیشه تو حمله کم تعداد بودیم ، در صورتی که تو بازیهای سطح بالای اروپا  که با همین سیستم ها هم هست برعکسه !

 اصولا ً سیستم ها مثل سن انسان فقط یک عدد هستند و خیلی هم نباید غرق بحث شون شد ، اما یه جاهایی هم همین سیستم ها واقعا مشخص کننده نتیجه بازی هستند ، کارشناسان می گن مربی باید با توجه به داشته هاش سیستم رو تعیین کنه و برگ برنده هم همین جاست . مربی که بتونه داشته هاش رو تو بهترین سیستم قرار بده موفق خواهد بود و اصرار به یه سیستم – هر چند مدرن و امروزی – ولی بدون توان و ابزار پیاده سازیش نتیجه اش همین می شه که دیدین .

می گن بازی با سیستم سه دفاعه منسوخ شده و الان همه جای دنیا با دفاع خطی ( Flat ) بازی می کنند اما از اون جایی که ما در ایران زندگی می کنیم و ایرانی ها کلا آدم های عجیب و غیر قابل پیش بینی هستند به نظر می رسه تیم های ایرانی کلا با سیستم سه دفاعه نتایج بهتری می گیرند !!

اگه تو دنیا با دفاع خطی 4 نفره بازی می کنند واقعا تو دفاع و حمله پرتعداد هستند اما اینجا  دفاع خطی تیم های های ما با یه حمله حریف کاملا بهم می ریزه !! و اون اهداف بازی با دفاع خطی اصلا تامین نمی شه .

نکته دیگه که به نظر می رسه موید درست بودن این دیدگاه باشه هم اینه که ما در سه بازی آینده دوبازی مون با دوکره در خونه اونهاست و بازی کردن در چنین شرایطی با دفاع خطی چهار نفره یعنی خودکشی ، تجربه نشون داده هر وقت ما با دفاع خطی جلوی تیم های سرعتی بازی کردیم خیلی مشکل داشتیم .

در شرایط فعلی مناسب ترین سیستم برای تیم ملی با توجه به داشته هامون  2-5- 3 یا حتی 3-4- 3 ( بخصوص تو بازی با امارات در تهران ) هستش  که هم موقع دفاع و هم موقع حمله می تونیم پرتعداد باشیم ،  دوازده سیزده سال پیش اون تیم معروف 98 هم 2-5-3 بازی می کرد ، افشین پیروانی سوئیپر یا دفاع پوششی بود و خاکپور و استاد اسدی مدافعان یارکوب یا استاپرهای تیم بودند و انصافا هم تیم بدبازی نمی کرد یا لااقل از تیم فعلی بهتر بازی می کرد .

 اصولا تیم های ایرانی با دفاع پوششی خیلی بهتر بازی می کنند تا تو سیستم 2-4- 4 با دو دفاع وسط !! علی الخصوص جلوی تیم های سرعتی این سیستم خیلی بکار می آد ، ابزارش رو هم داریم : سیدجلال حسینی راحت می تونه دفاع پوششی بازی کنه و هادی عقیلی و مثلا پیروز قربانی دوتا استاپر ما باشند ، ما تو جام ملتهای آسیای 2006 هم با همین سیستم 120 دقیقه جلوی کره گل نخوردیم .  

برای خط هافبک ما احتیاج به یه هافبک دفاعی ( از بین نکونام ، باقری ، مازیار زارع  و حسین کاظمی ) یک هافبک طراح و بازیساز یا play maker  (  از بین مبعلی ، نویدکیا ، محمد نوری ، جباری  ) و یک هافبک آزاد و همه جا رو یا All around ( شجاعی یا علی کریمی ) داریم . تو پیستون راست مهدوی کیا ، کاظمیان ، خسرو حیدری و کعبی و تو پیستون چپ نیکبخت ، معدنچی و زندی گزینه های خوبی هستند .

برای خط حمله هم ما حتما باید بنا بر دلایلی که اگه عمری بود قبل از بازی کره شمالی می گم یک سانتر فوروارد و یک مهاجم دوم  داشته باشیم . متاسفانه ما بعد از علی دایی سانتر فوروارد خوبی نداشتیم و بهترین گزینه مون الان هاشمیان هستش که خیلی وقته نه گل زده نه تو آلمان درست حسابی بازی کرده و بقیه گزینه ها خیلی باهاش فاصله دارند ( سامره ، عنایتی که مدتهاست بازی نکرده ! خلیلی که هنوز آماده نیست و سید صالحی و فراز فاطمی که با هاشمیان خیلی فاصله دارند ) ولی تو مهاجم دوم دستمون خیلی بازه  ، غلامرضا رضایی ، خلعتبری ، برهانی ، اکبرپور که فیزیکی هم بازی می کنه و حتی مهدوی کیا در حال حاضر گزینه های خوبی هستند.

اگه یه زمانی هم کریمی و هم شجاعی رو باهم داشتیم بناچار باید یکی هافبک آزاد باشه (کریمی ) و یکی هم مهاجم دوم ( شجاعی ) تا از قابلیت های هردو بتونیم استفاده کنیم .

تو بازی با امارات که تو تهران داریم ما حتما باید با سه مهاجم بازی کنیم و نترسیم ، یه سانتر فوروارد وسط و دوتا پیستون نفوذی سرعتی چپ و راست با خصوصیات تهاجمی  خیلی تو اون بازی به کارمون می آد  ولی تو بازی هایی که با دوکره داریم دیگه خیلی ریسکه مگر زمانی که مجبور بشیم !! به هر حال ما باید از سیستمی استفاده کنیم که بهمون هم در دفاع و هم در حمله برتری عددی بده و شناور باشه .  

من با سیستم 4 دفاعه یا Flat مخالف نیستم اما ما واقعا هنوز با این سیستم مشکل داریم و نه دفاع های کنار ( علی الخصوص دفاع چپ ) کامل ( که هم در حمله موثر باشه هم در دفاع ) داریم نه دو دفاع وسط مون تا حالا خیلی با هم و  با یار کنار  هماهنگ نشون دادن که همه اینها لازمه این سیستمه .

 

 

 

نکته بالینی :

 

امروز می خوام راجع به کلسترول یا چربی بالای خون  ( هایپرکلسترولمی یا به عبارت وسیع تر هایپرلیپیدمی ) باهاتون حرف بزنم ، این بحث ، بحث بسیار مفصلی تو بیوشیمی و تغذیه و غدده که چند جلسه درسی هم ممکنه  طول بکشه و من اصلا قصد ندارم وارد جزئیات و مباحث خیلی تخصصی بشم و فقط به شکل فشرده و ساده شده و به زبون عامیانه چیزهایی رو می گم که به دردتون بخوره و به کارتون بیاد.

خب اول اینکه چربی برای بدن ما لازمه و چیزی نیست که ضرر مطلق داشته باشه و باید کاملا از دار دنیا حذف بشه .  در یک تغذیه مناسب برای یک شخص سالم و طبیعی  حدود 20 تا 30 درصد کالری غذا باید از چربی ها تامین بشه ، چربی عایق بدن ماست ،ساختار بعضی از هورمون های مهم از چربی بنا شده و چربی بویژه از نوع مفیدش تو خیلی از اعمال و ساختارهای بدن ما نقش داره .

ما چربی هایی رو که باید به بدنمون برسه  برحسب ساختار شیمیایی شون به دو دسته کلی اشباع و غیر اشباع تقسیم می کنیم . چربی های اشباع توصیه می شه کمتر از 10 % کالری دریافتی روزانه رو شامل بشن ( مثل کره ، روغن جامد ، مارگارین و امثال اینها ) چون ثابت شده باعث مشکلات قلبی عروقی می شن و خلاصه هر چقدر کمتر مصرف بشن بهتره ،  اینها تو ساختار شیمیایی شون یه پیوندهای مولکولی دارند که به ترانس معروفه .

اما چربی های غیر اشباع ، این چربی ها الان خیلی طرفدار دارن .  چون برای بدن مفید هستند و توصیه می شه از این چربی ها بیشتر استفاده بشه مثل روغن های گیاهی ( آفتابگردان ، کنجد ، هسته انگور  و روغن زیتون )  ، گوشت ماهی هم برعکس گوشت قرمز چربی مفیدی داره .

چربی که تو خون ماست اسمش چیه ؟  بهش می گن کلسترول که تو آزمایش خون تحت عنوان کلسترول تام یا توتال خون مقدارش نشون داده می شه و تری گلیسرید چربی اصلی ذخیره ای بدن ماست که تجمعش مثلا  زیر شکم بدجوری آدم رو تابلو و ضایع می کنه و ممکنه القابی از قبیل خیکی و گامبالو بهتون نسبت بدن !!

 بدبختانه یا خوشبختانه اگه مثلا قند زیادی تو بدن ما هم باشه تبدیل به همین تری گلیسرید می شه . اینکه می گن شما وقتی می خوای آزمایش بدی باید دوازده ساعت  ( و به عبارتی چهارده ساعت ) هیچی نخورده باشی و مثلا 6 عصر شام مختصری بخوری و فردا هفت هشت صبح بری آزمایش بخاطر همین تری گلیسریده نه کلسترول .

خب حالا این چربی خون یا کلسترول چطور باید تو خون رفت و آمد کنه ؟ شماها که همه ماشالله عشق ماشین ( نمی گم عقده که بهتون برنخوره ) هستین و ماشین رو تو زندگی چیز لازمی می دونید ( همه مثل شما فکر می کنند و چنین فرهنگی دارند که وضع ترافیک شده این ! ولی مثلا روزی سه چهار ساعت مطالعه مفید یا کارهای دیگه رو لازم نمی دونید ! عجب ! )

اگه بخواین جایی برین خب با ماشین می رین دیگه ! از میدون ولیعصر تا تجریش پیاده که نمی رین ! حالا اگه دوست نداشته باشین ( یا بهتر بگم عقده ماشین نباشین ) ماشین شخصی داشته باشین و سالی دویست تومان پول بیمه و چقدر پول بنزین و صافکاری و تعمیرگاه و لاستیک به اضافه جنگ اعصاب و استرس رانندگی رو ندین ( عجبا که چهار تومان پول آژانس هر چند وقت یه بار به نظر بعضی ها می آد اما این ها نه !!! ) با آژانس و تاکسی و اتوبوس و بالاخره با یه چیزی می رین دیگه ؟!! خلاصه برای این ور و اون ور رفتن حامل دارین دیگه !

این چربی بخت برگشته خون هم مثل شماست ! برای اینکه تو خون این ور و اون ور بره احتیاج داره سوار یه چیزی بشه و بیاد و تردد کنه ! اسم این حامل ها ماکسیما و زانتیا و پرادو و206 نیست ! این بنده خدا چربی خون از این پولهای مفت نداره بده ! اسم ماشین یا حاملش لیپوپروتئین بوده و خواهد بود ! مهم اینه که حملش کنه و به مقصد برسونه حالا هر چی می خواد باشه . برای چی 40 میلیون بده مثلا مدل بالاش رو بخره ؟! اون می رسونتش اینم می رسونتش !  همون پول رو بذاره بانک خصوصی با سود 25/17 یک ساله می دونین سالی چقدر سودش می شه ؟ مغز خر که نخورده بیاد بندازتش تو خیابون !

این لیپوپروتئین ها چند نوع دارند ، یه نوعش خیلی مزخرفه ! از این ماشین هاست که از گارانتی که تحویلش می گیرن وسط راه آتیش می گیره ! اسمش چیه ؟ بهش می گن LDL   یا لیپوپروتئین با دانسیته ( شما بگیر چگالی ) کم ، وزن کم  رو می شنوین فکر نکنین خیلی خوبه!

شنیدین می گن دوغ لیلی ، ماستش کم ، آبش خیلی ؟!! اینم دقیقا همونه ! پروتئین اش کم اما چربی اش خیلی ! برای همینه که وزنش کم شده  ! این LDL چربی رو از کبد به طرف رگها می بره ، تا اینجاش خوب اما  امان از وقتی که تو خون بالا بره ! الامان !!!! که با چربی کل یوم می چسبند به جدار رگها و رسوب و این حرفها!! برای همین بهش می گن چربی بد !!! البته از نظر بیوشیمیایی اگه بخوایم ریز بشیم باید بگیم بجز این LDL عوامل دیگه ای هم باعث تصلب شرایین ( آترو اسکلروز ) و سکته می شن اما خب این LDL بدبخت  بیشتر از همه جلوی چشمه !!

خلاصه این LDL گنده باقالی و گروهبان قندعلی ( یا قندلی ) و کوتوله ست !! از فرمایشات آقای مایلی کهن !

 اما یه نوع دیگه از همین حامل هاست  ، برعکس اون LDL  ! اسمش چیه ؟ بهش می گن HDL یا لیپوپروتئین با وزن مولکولی بالا که تقریبا نصف بیشترش پروتئینه و بقیه اش چربی ، این HDL برعکس LDL که بهش مرسومه می گن چربی بد به این HDL می گن چربی خوب !! چرا ؟ چون انتقال رو به مرکز چربی داره ، یعنی می ره تو رگ و عروق و جاهای این طوری و اگه ببینه چربی اضافی  هستش که دوست داره اونجا بمونه و بچسبه و جاخوش کنه مجانی سوارش می کنه می آره سمت کبد برای اینکه اونجا خود کبد خدمتش برسه !

این HDL تو خانم ها 10 میلی گرم بالاتر از آقایونه ! به هر حال خانم ها کم در باغ سبز روشون باز نیست که ! اینم یکیش !  مثلا اگه تو آقایون 45 میلی گرم در دسی لیتره تو خانم ها حدود 55 هستش ، زیر 40 رفتن این HDL ( و تو خانم ها زیر 50 به عبارتی ) با افزایش خطر تصلب  یا سفت شدن شریانها  و سکته ممکنه همراه باشه .

یه نوع دیگه هم هست که بهش می گن VLDL که از LDL هم سبک تره و بیشتر چربی داره و تری گلیسرید های ساخته شده در کبد رو حمل می کنه ( شیلومیکرون تری گلیسرید های خورده شده رو حمل می کنه )  و  یه نوع حد واسط که IDL که به اونها نمی پردازیم چون تو مسائل بالینی ما بیشتر با LDL و HDL کار داریم !! در ضمن یادتون باشه که اگه تری گلیسرید بیشتر از 400 نباشه با تقسیم اون به 5 می تونیم مقدار VLDL رو محاسبه کنیم .

اما ما چی دوست داریم ؟ ما اگه برگه آزمایش کسی رو ببینیم که کلسترول و تری گلیسریدش کمتر از  200 ( یا به عبارتی 150 ) ، LDL اش کمتر از 160  ( یا به عبارتی 130 ) و HDL اش بیشتر ( توجه بفرمایین بیشتر ) از 40 میلی گرم در دسی لیتر باشه خوشحال می شیم و گل از گلمون می شکفه !

 البته این چیزها که گفتم نسبیه و تفسیر آزمایش هر کس بسته به سن ، جنس ، شرایط بالینی و زندگی و ... اش متفاوته ، یعنی ممکنه من نوعی سالم طبیعی همین مقدارها برام نرمال باشه اما مثلا کسی که سیگار می کشه و فشار خون یا قند داره و سابقه بیماری و سکته قلبی تو خانواده اش هم هست ، ما اگه LDL اش مثلا زیر 130 یا حتی 100 باشه بیشتر حال کنیم ! یا مثلا درسته که HDL بالا باشه خوبه اما اگه دیگه خیلی بالا باشه ما بدتر مشکوک به بعضی بیماریهای خاص ژنتیک و کبد بشیم و از این قبیل مسائل یا چربی خون یه خانم 65 ساله با یه خانم 30 ساله ممکنه فرق فوکوله دیگه !!  

ما کاری با بیماریهای ژنتیکی و ارثی که باعث بالا بودن چربی خون می شن نداریم که بحثشون مفصله ، اما بطور کلی مواردی مثل ناپرهیزی ، دیابت قندی ، چاقی ، کم کاری تیروئید ، مصرف قرصهای پیشگیری از بارداری تو خانم ها ، بیماریهای کلیوی و کبدی و الکلی بودن و بعضی داروها علت های اصلی و محیطی و تغذیه ای چربی خون بالا هستند .

ساختار هورمون های زنونه از چربی هستش و برای همین خانم ها تا زمانی که یائسه نشن و این هورمونها تو بدنشون تولید بشه خیلی مثل آقایون مشکل چربی و گرفتگی رگها و این چیزها ندارن ( مگر به علل بالا ) ولی بعد اون خب موقعی که دیگه هورمون تولید نمی شه پس اون چربی بدبخت چه کنه ؟ دیگه کاری باهاش ندارن که !! خب می آد ول می چرخه  همون دردسرهایی رو که تو آقایون ایجاد می کنه تو خانم ها هم ایجاد می کنه ! سن که رسید به پنجاه فشار می آد به چند جا !!!

اما بقول  آقای فردوسی پور حال چه باید کرد ؟!! ما بطور کلی برای اینکه چربی خون رو کنترل و کم کنیم سه تا استراتژی اصلی داریم رژیم غذایی ، ورزش و دارو درمانی ، که بازم به شرایط طرف نگاه می کنیم و تا حد امکان نمی ریم یه راست ِزرتی زورتی دارو بدیم ! حداقل یه دوسه ماهی فقط با رژیم غذایی و ورزش ادامه می دیم و بعدش باید ببینیم شرایط چطوره یا اگه از اول لازم باشه یا شرایط طرف ایجاب کنه دارو هم می دیم یا بررسی های بیشتری می کنیم تا اگه علتی هست کشف و برطرف بشه ،  شرایط طرف خیلی تو تصمیم گیری ها مهمه .

در مورد ورزش باید بگم حداقل کاری که عزیزان می تونند بکنند اینه که هرروز و اگه مثل من کمی تا قسمتی گشاد تشریف دارند ! سه بار در هفته بیست تا سی دقیقه پیاده روی تند ( هروله ) داشته باشند ولی اگه برن یه باشگاهی جایی اسم بنوبسن که خیلی بهتره اما حداقلش همینه که گفتم  و فعالیت فیزیکی شون رو باید ببرن بالا ، مثلا تلویزیون که تماشا می کنند کنترل دم دستشون نباشه و خودشون برن جلو زحمت عوض کردن کانال رو بکشن ! و موارد ریز از این قبیل .

 

در مورد دارو درمانی هم داروهای مختلفی برای شرایط و حالات مختلف وجود داره که بسته به وضعیت آزمایش و شرایط بالینی طرف تجویز می شه ، در مورد کُلستیرامین که قبلا صحبت کردیم ، کپسول جمفیبریزول معمولا نیم ساعت قبل صبحانه و شام و بیشتر هم برای تری گلیسیرید بالا تجویز می شه ، اسید نیکوتینیک هم برای چربی خون داروی خوبیه که داستانهای خاص خودش رو داره و دوتا دارویی که الان بیشتر رو بورس هستند داروهای خانواده استاتین ها و ِازتیمایب هستند . داروهای خانواده استاتین ها ( سیمواستاین ، لواستاتین ، آتورواستاتین و ... ) معمولا یه آنزیمی رو مهار می کنند که  در نهایت باعث ساخت کلسترول می شه ، این داروها تو بارداری مصرفشون خیلی خطرناکه و زمان مصرفشون هم مهمه مثلا سیمواستاتین غروب با شکم خالی و یک لیوان آب ، لواستاتین شب بعد شام و آتورواستاتین که خیلی فرقی نمی کنه اما چون ساخت کلسترول شب بیشتره شب بهتره مصرف بشه و اِزِتیمایب که مانع جذب چربی می شه .

اما می رسیم به رژیم غذایی ! عزیزان اول باید لطف کنند بجای اینکه کوچه بازاری و جواتی غذا بخورن  مدیترانه ای تغذیه بفرمایند ! یعنی دل و جیگر و قلوه و خوش گوشت و خوئک و کله پاچه و این چیزها نداریم !! کُلُ یوم اجمعین  حذف ! کره و مارگارین و سس و روغن جامد هم َپر ! شیرینی و شکلات و آجیل نه پرَ  ! ولی خیلی کم ، خامه و بستنی و سرشیر پرَ  ! و گوشت قرمز هم حداکثر دوبار در هفته ، میگو هم چربی بالایی داره پس حرفشم نزنین !

مرغ رو که پختین قبل میل کردن حتما پوستش رو بکنین ولی قبل پختن این کاررو نکنین چون بدتر سرطان زا می شه!! رفتین بقالی شیر و ماست بخرین حواستون باشه کم چرب بخرین یعنی روش درصد چربی دیگه حداکثر 5/1 % نوشته باشه ، تخم مرغ هم حداکثر هفته ای یکی دوتا ایراد نداره اما بیشتر رو شرمنده ! سرخ کردنی ها هم محدود!  مثلا اگه طرف قبلا دو سه برش کتلت و کوکو می خورده می شه یکی ! غذاهای آماده هم که بی خیال !

اما در عوض ! سالاد که خواستین بخورین مخلوطی ار  کاهو ، خیار ، گوجه فرنگی و هویج و پیاز و کرفس باشه ، البته سبزیجات هر چقدر بیشتر بهتر . ولی حداقل هویج و پیاز و کاهو به شکل رنده شده یا خرد شده باشن و چون سس نمی تونین و نباید روش بریزین می تونین از آبلیمو و روغن زیتون استفاده کنین یا مثل خود من پودر آماده سبزیجات ( من از تجریش می گیرم ، آلمانیه ) رو با روغن زیتون و آبلیمو قاطی کنین و رو سالادتون بریزین و قاطی کنین باور کنین از سس مایونز که من مدتهاست حذفش کردم خوشمزه تره .

میوه های تازه زیاد مصرف کنین . به ، سیب و پرتقال و گلابی و هویج در راس اونها بسیار مفید  برای چربی خونی ها هستند . روزی سه تا هویج متوسط ، مخلوط آب کرفس و آب سیب یا هویج برای چربی خونی ها خیلی مفیده ، سیر و پیاز به مقدار کم با غذا بخورین یا از قرص سیر ( به کنار صفجه مراجعه شود ! ) استفاده کنین .

غذاها چرب و چیلی نباشه ، ته دیگ ممنوع ! ( ایشالله من هیچ وقت چربی خون نگیرم ! )  موقعی که می خواین ماکارونی درست کنین بجای گوشت چرخ کرده از سویا یا سویا و قارچ استفاده کنین ، گوشت مرغ و ماهی براتون بهتر از گوشت قرمزه ، کدو و شوید (  عرق شوید هم خیلی خوبه  ) به شکل خام یا رنده شده و خرد شده تو ماست خیلی خوبه ، نون سعی کنید سبوس دار بخورین و از حبوبات بیشتر استفاده بفرمایین .

غذا هم که خواستین درست کنین به ازای هر پیمانه برنج یک قاشق غذاخوری روغن مایع ( روغن کنجد یا روغن هسته انگور باشه که دیگه محشره ، قیمتشون یه خورده بالا هست ولی برای چربی خونی ها خیلی خوبن ) اضافه کنید .

 

 

کسی که صبح می کند و اهتمام به امور مسلمانان نداشته باشد او مسلمان نیست و کسی که بشنود که کسی استغاثه می کند و از مسلمانان اعانت می طلبد و اجابت نکند او مسلمان نیست . ( پیامبر اسلام صلی الله و علیه وآله )