درباره انتصابات اخیر در کابینه
ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۸ تیر ۱۳۸۸ : توسط : مجید

به نام خدا

یکشنبه بیست و هشتم تیرماه 88

اول که عیدتون مبارک ! بنا نداشتم تا معرفی کامل اعضای کابینه در این باره مطلبی بنویسم اما با توجه به انتصابات اخیر آقای احمدی نژاد ناچارم جداگانه این انتصابات رو بررسی کنم و ان شالله اگه عمری باقی بود بعد از معرفی بقیه اعضا و وزرا هم مطالب تحلیلی جداگانه ای داشته باشیم ، رویکرد ما هم مثل همیشه دلسوزانه  و درجهت تبیین واقعیت بدور از تعصب و گوشزد کردن نقایص و  کمک به بهبود و اصلاح کارها از راه درست و منطقی هستش  ولاغیر !

از دستیار ارشد شروع می کنیم ! آقای مجتبی ثمره هاشمی خواهرزاده آقای باهنر ( نایب رئیس مجلس و از اعضای موثر و پرنفوذ اصولگرا ) هستش که آقای احمدی نژاد شدیدا به ایشون و همین طور آقای مشایی وابستگی فکری و حتی شخصی داره جوری که من این وابستگی رو مثل وابستگی محمدرضاشاه به ارنست پرون سوئیسی  می دونم ( سوای مسائل اخلاقی فقط فکری رو عرض می کنم ) و خلاصه خیلی قبولشون داره .

این آقای ثمره هاشمی چند سال پیش یه اظهار نظر جالبی کرده بود که ببینید اگه کسی کفشش بندی بود اون نسبت به نماز و دین بی اعتناتره تا کسی که کفشش بند نداره ! ( به خودمون امیدوار شدیم ! ) یا درمذمت وجود میز ناهار خوری و مبل تو خونه حرفهایی زده بود ، چون برای سه چهار سال پیش بود دقیق یادم نیست اما همچین مضمونی داشت .

اما این نباید باعث بشه که رئیس جمهور مهرورز برای قرار دادن اینها در دولت به هر قیمتی دست به ابداع بزنه ! در 177 اصل و چهارده فصل قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ما پست یا عنوانی بنام " دستیار ارشد " نداریم و چنین جایگاهی اصلا وجود حقوقی نداره و معلوم نیست فرق بین معاون اول با دستیار ارشد چیه و شرح وظایف هر کدوم چطوره و آیا موازی کاری و همپوشانی بین این دو جایگاه هست یا نه ؟ شاید اگر حکم آقای ثمره هاشمی مثل قبل " مشاور ارشد " زده می شد پذیرفتنی تر و مطابق قانون تر بود تا ابداع جایگاهی که اصلا در قانون وجود خارجی نداره !

درباره انتصاب آقای زریبافان دیگر دوست آقای احمدی نژاد به ریاست بنیاد شهید و ایثارگران باید پرسید آیا ایشون جزو همین قشر عزیز و محترم بوده و هستند ؟ یا فقط برای اینکه باشند و این پست براشون خالی بوده چنین جایگاهی بهشون داده شده ؟ قانون نیست که رئیس بنیاد شهید حتما باید خانواده شهید یا ایثارگر باشه اما اگه باشه از هر لحاظ خیلی بهتره ،

آیا در بین اصولگرایان هیچ کس که واجد چنین شرایطی باشه و به دیدگاه های آقای احمدی نژاد هم نزدیک باشه نبود ؟! مثلا یکی مثل آقای حسین مظفر که هم جزو همین خانواده هاست ( اونم نه یک شهید چندتا ) و سابقه وزارت و نمایندگی مجلس ( اونم از طیف نزدیک آقای احمدی نژاد همون آبادگران ) رو هم داره گزینه مناسب تری برای این جایگاه نبود و نیست ؟

درباره آقای بذرپاش که خب حرفی نمی زنم چون به هر حال ایشون نزدیک ترین جوانیه که نزدیک به دیدگاه های رئیس جمهور هستش و چه در انتخابات گذشته و چه این انتخابات زحمات بسیاری برای آقای احمدی نژاد کشید و مزدش رو هم با اعطای مدیر عاملی پارس خودرو و سایپا !! گرفت در حالی که تازه سال دیگه 30 ساله می شه و تازه سازمان ملی جوانان کمش هم هست که البته خودش هم خیلی راضی نیست که حق هم داره چون سایپا به مراتب بهتر از سازمان ملی جوانان هستش ولی ظاهراً آقای احمدی نژاد بهش پیغام دادن یا اینجا یا هیچ جا !!

درباره آقای دکتر صالحی هم باید بگم از معدود انتصابات خوب آقای احمدی نژاد بود ، ایشون فردی دانشگاهی با سابقه روشن و مدرک تحصیلی مرتبط و سابقه کار در بالاترین سطح در آژانس بین المللی انرژی اتمی هستند و کاملا فردی مناسب چه به لحاظ سیاسی چه فنی برای سازمان انرژی اتمی به شمار می ره ، سیاست های کلان و تصمیمات اساسی نظام هم در زمینه مسائل هسته ای نه توسط ایشون اتخاذ می شه نه حتی رئیس جمهور که بخوایم حساسیتی رو این سازمان داشته باشیم ، این سازمان بیشتر کارش فنیه تا سیاسی .

اما می رسیم به جنجالی ترین و پر مسئله دار ترین انتصاب آقای احمدی نژاد یعنی انتصاب آقای اسفندیار رحیم مشایی به معاون اولی !! همون طور که می دونین آقای رحیم مشایی پدر الهام خانم عروس آقای احمدی نژاد و پدرخانم آقا مهدی پسر بزرگ رئیس جمهور مهرورزه و قبل از ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد در دوره شهرداری تهران ایشون ریاست سازمان فرهنگی هنری شهرداری رو عهده دار شد و سوابق قبلی ایشون خیلی روشن نیست و در این حد می دونیم که آقای احمدی نژاد ایشون رو خیلی قبول داره و دوستی نزدیکی با ایشون از گذشته داشته و داره .

بعد از انتخاب آقای احمدی نژاد به ریاست جمهوری ایشون به معاونت رئیس جمهور و ریاست سازمان گردشگری و میراث فرهنگی رسید و در طول این چهارسال بیشتر از اون که عملکردش به چشم بیاد حواشی و اظهار نظرهای عجیب و غریبش که مطابق با رویکرد و خط مشی نظام نبود و مورد اعتراض های مکرر رهبری ، مراجع تقلید و علما و اصولگرایان حتی تندرو بود قرار گرفت و الحق هم که آقای احمدی نژاد معروف به ولایت مداری و پایبندی به اصول چقدر خوب به نظراتشون اعتنا کرد !!!

شرکت در مجلس رقص زنان در ترکیه ( اینجا رو ببینید ) اظهار نظرهایی راجع به حجاب و اجباری نبودن اون ( اینجا رو ببینید )   ، صحبت از پایان اسلام گرایی ( اینجا رو ببینید ) ، رقص خانم ها با قرآن در مراسمی در برج میلاد که زیر نظر این سازمان بود ( اینجا رو ببینید ) ، صحبت از دوستی با مردم اسرائیل که واکنش رهبری در نماز جمعه ، علما و مراجع و مسئولین کشور مثل رئیس مجلس و اصولگرایان رو برانگیخت و درنهایت طرح ادغام سازمان حج و زیارت با سازمان گردشگری ! که بدون توجه به نظر نماینده ولی فقیه انجام شد و مراجع و علما نسبت بهش واکنش نشون دادند و بر طبق اطلاعیه رسمی دفتر رهبری ، رئیس جمهور احضار و به ایشان تذکر موکد داده شد بخشهایی از این عملکرد جنجالی آقای مشایی هستند .

درباره صحبتهای ایشون مبنی بر دوستی با مردم اسرائیل رهبری در نماز جمعه 29 مورخ  / 6/ 87 چنین واکنش نشون دادند :

" یک نفر پیدا می‌شود درباره مردمی که در اسرائیل زندگی می‌کنند یک اظهار نظری می‌کند، ‏البته این اظهار نظر، اظهار نظر غلطی است. اینکه گفته شود ما با مردم اسرائیل هم مثل مردم دیگرنقاط دنیا دوستیم این ‏حرف درستی نیست، حرف غیرمنطقی است‏.‏ مردم اسرائیل مگر چه کسانی هستند؟ همان کسانی هستند که غصب خانه، ‏غصب سرزمین، غصب مزرعه و غصب تجارت به وسیله همین‌ها دارد انجام می‌گیرد.‏‎ ‎سیاهی لشکر عناصر ‏صهیونیست همین‌ها هستند.‏ حالا کسی حرفی می‌زند اشتباه ، عکس العملی‌هایی هم در مقابل آن نشان داده می‌شود. خوب ‏مساله را باید تمام کرد. اینکه یک روز یک نفر از این طرف بگوید، یکی از آن طرف بگوید، یکی اینجور استدلال کند، ‏یکی از آن طرف حرف بزند، این درست نیست، این التهاب آفرینی است؛ حرفی بود گفته شد و اشتباه بود و تمام. ‏موضع جمهوری اسلامی و موضع دولت جمهوری اسلامی هم این نیست‏ .

علی رغم همه این حرفها آقای احمدی نژاد اعتنایی نکرد و همچنان پای ایشون واستاد و ازش حمایت کرد و حتی روز قبل از نماز جمعه اعلام کرد این موضع دولت است .

جالب اینجاست که نه کفن پوشی مشاهده شد و نه تحصنی بپا !! خدا می دونه اگه زمان اصلاحات یک صدم این حرفها زده می شه و این کارها انجام چه قشقرقی بپا می شد ! آقای خات علی رغم اینکه دوبار مجلس اصولگرا به آقای مهاجرانی رای اعتماد داد ولی زمانی که دید مراجع و علما و حتی رهبری ازش ناراضی هستند جابجاش کرد ولی آقای احمدی نژاد اصولگرا با مشایی  چه کرد ؟!!!

در زمان تبلیغات انتخابات هم اصولگرایان و بخصوص تندروهای اصولگرا که از آقای احمدی نژاد حمایت می کردند مرتب وعده می دادند که بزودی خواست متدینین و مردم محقق می شه و مشایی برکنار خواهد شد که البته همون موقع هم از جانب دولت تکذیب شد و این آرزو بر دل همون متدینین موند !!

بعد از انتخابات هم آقای احمدی نژاد علی رغم اینکه ایشون از نظر قانون رئیس جمهور دولت نهم هستند و هنوز به عنوان رئیس جمهور دولت دهم حکم ایشون تنفیذ نشده ( اصل 110 قانون اساسی که رهبری حتی می تونه حکم رو تنفیذ نکنه )  و تحلیف رو انجام ندادند با تکیه بر اینکه چهارسال دیگه هم هستند انتصابات خودشون رو شروع کردند که البته خلاف قانون نیست اما خلاف عرفی که تا الان بوده هستش  و همون شبهه قانونی بالا هم توش وجود داره .

ایشون با توجه به اینکه فکر می کنند حمایت قاطبه ملت رو دارند و چهارسال دیگه هم نیازی به رای و حمایت کسی ندارند دیگه همون یه ذره احتیاط رو کنار گذاشتند و سعی دارند افرادی کاملا همسو با خودشون و از بین رفقا و دوستان انتخاب کنند و در پست های مختلف قرار بدن و حالا خیلی هم اهمیت نداره که اصلا طرف به اون پست بخوره یا نه ! مهم اینه که طرف دور و بر ایشون باشه ! البته این حق رئیس جمهوره اما همه چیز حق و قانون نیست بلکه تدبیر و سیاست داشتن هم خیلی مهمه که آقای احمدی نژاد اصلا نداره .

در این چند روزه هم که از انتصاب آقای مشایی می گذره عمده واکنش ها و انتقادات از طرف حامیان سرسخت آقای احمدی نژاد بوده ، از روزنامه کیهان گرفته تا آقایان رسایی و احمد خاتمی  ( که دهن کجایی به مراجع تقلید این انتصاب رو عنوان کرد ) و بعضی اعضای جامعه مدرسین و اصولگرایان طرفدار ایشون مثل جمعیت موءتلفه و گروههای تندروی دانشجویی مثل بسیج  که با توجه به جایگاه مهم معاون اولی و سابفه آقای مشایی ایشون رو حتی برای چند سمت پایین تر هم مناسب نمی دونند و از اول خواستار خروج ایشون از کابینه بودند و حالا هم چپ و راست مصاحبه می کنند و بیانیه می دن ! خود کرده را تدبیر نیست آقایون !!

رئیس جمهور کار غیر قانونی مرتکب نشده ، برطبق اصل 124 قانون اساسی "  رئیس جمهور می تواند برای انجام وظایف قانونی خود معاونانی داشته باشد . معاون اول رئیس جمهور با موافقت وی اداره هیات وزیران و مسئولیت هماهنگی سایر معاونتها را به عهده خواهد داشت . "

و بر طبق اصل 131 همین قانون هم در نبود رئیس جمهور ( فوت ، عزل ، استعفا ، غیبت و  بیماری بیش از دوماه ) وپایان مدت ریاست جمهوری و عدم انتخاب رئیس جمهور جدید براثر موانعی این " معاون اول " هستش که با موافقت رهبری اختیارات و مسئولیتهای رئیس جمهور رو بر عهده می گیره که شخص آقای مشایی در اون صورت مشکل اصل 115 رو داره !!

معاون اول جایگاهی در حد نخست وزیر ( که در قانون جدید حذف شده ) داره به جز انتخاب وزرا و تشکیل کابینه که جزو اختیارات رئیس جمهور اومده .

 در دیدارهای رسمی بین المللی با معاونان اول روسای جمهور و همین طور نخست وزیران این معاون اول رئیس جمهور هستش که وظیفه انجام استقبال و تشریفات رسمی رو عهده داره و همین طور مذاکرات اولیه هم برعهده معاون اول قرار داره .

پس ملاحظه می کنید که این جایگاه ، جایگاه کوچکی نیست و باید در اختیار یک آدم بزرگ و باتجربه و با سابقه طولانی و مثبت و مورد قبول اکثریت باشه و واقعاً  هر کسی رو نمی شه تو این جایگاه گذاشت .

البته نه خود آقای رئیس جمهور ظاهرا خیلی نگاه کلان و جدی به سمت های دولتی دارند نه رای دهندگان به ایشون که اکثراً از عوام و مذهبی های تندرو بودند خیلی سواد و آگاهی درست حسابی درباره این چیزها دارند  و اونها فقط یک نفر رو اونم فقط در ظاهر و شعار نه اون حقیقت و جایگاهی که باید باشه و بهش بخوره فقط هم تک بعدی و بیشتر از نظر مذهبی می بینند ولی قطعا همگی در قبال همه این کارها و هرروزی که این افراد در این پست ها باشند مسئول شرعی هستند و من یکی که از حقم نمی گذرم بخصوص اینکه شنیده شده قراره برادر کردان ! هم در دولت از رئیس جمهور حکم بگیرند !! البته گفت می شه الان هم جزو مشاورین رده بالای رئیس جمهور هستند اما رسانه ای نشده ... ان شالله مبارک باشه !  

شما حساب کنید اگه من و شما جعل مدرک می کردیم باهامون چیکار می کردند و حالا با این آقا چه می کنند !! این چه عدالت و چه اسلامیه من موندم !

جالب اینجاست قشر مذهبی که دغدغه دین هم دارند یا سکوت کردند یا به نوع خیلی با حالی توجیه می کنند در صورتی که اینها با رای نابخردانه همون ها سرکار هستند و در صورتی که کارشون مشکل داشته باشه هرروز و ساعت که اینها در راس این مسئولیت ها هستند به پای این قشر به خیال خودشون مذهبی هم گناه نوشته می شه ... والله به ما و نظام و اسلام ظلم کردند .

در هر صورت براساس آخرین شنیده ها احتمالا ظرف چند روز آینده با توجه به مخالفت گسترده حامیان آقای احمدی نژاد و بزرگان نظام آقای مشایی یا استعفا خواهد داد یا کنار گذاشته خواهد شد البته اگه همه اینها یه بازی برای نشون دادن انعطاف پذیری دولت نباشه که اگه هم باشه خیلی هزینه داشت .

با توجه به وزارت کشور و شورای نگهبان همسو هیچ هم بعید نیست یه بازی سیاسی مشابه پوتین - مدودوف برای ریاست جمهوری یازدهم باشه هر چند خیلی دور از ذهن می آد .

اما دوستان توجه کنید که سلیقه آقای احمدی نژاد همینه و با این جور آدمها راحته و می تونه کار کنه و خیلی افراد قوی و مستقل رو نمی تونه تحمل کنه ، مردم عوام این چیزها رو ندیدند و ققط شخص رو دیدند که مشکل انتخاباتی مملکت ماست  اما شماها که می دونستین چرا ازش حمایت کردین ؟

اگه غیر از این بود که من خودم هم به احمدی نژاد رای می دادم !! ولی ما همین چیزها رو دیدیم و همین روزها رو پیش بینی کردیم که طرف آقای احمدی نژاد رو نگرفتیم ، تازه این روزهای خوبه و هنوز مونده تا دوستان آقای احمدی نژاد رو بشناسند ، بر آقای احمدی نژاد ابداً نکوهشی وارد نیست چون بنده خدا شخصیتش و نوع طرز فکرش همینه ولی  متناسب با جایگاهی که توش قرار گرفته نیست و خیلی فاکتورها رو برای ریاست جمهوری داره و خیلی هاش رو هم نداره که اونهایی که نداره بدبختانه خیلی مهم تر و تاثیر گذارتر هستند !  که البته  هزینه اش رو هم باید نظام و اسلام و مردم پس بدن ... دیگران باید عاقل و دور اندیش بودند .

درباره آقای بقایی که جای آقای مشایی رئیس سازمان گردشگری و میراث فرهنگی شدند چیز زیادی نمی دونم ولی می دونم معاون همین آقای مشایی بودند و خیلی هم از ایشون مثبت نشنیدم ولی اظهار نظر خاصی نمی تونم بکنم چون شناخت دقیق ندارم .

ان شالله خدا عاقبت همه ما رو ختم بخیر کنه .


 
برای عوض شدن حال و هوا !!
ساعت ۱:٢٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ تیر ۱۳۸۸ : توسط : مجید

به نام خدا

جمعه بیست و ششم تیرماه 88

برای اینکه کمی از سیاست دور بشیم و حال و هوا رو عوض کنیم مطلب این دفعه رو به مسائل شخصی اختصاص می دم ، خدا شاهده هیچ کس به اندازه خودم دوست نداره مثل گذشته اینجا مطالب علمی پزشکی گذاشته بشه اما اصلا حس و حال و انگیزه اش رو بعد انتخابات ندارم و احساس می کنم فعلا نیاز به گفتن مسائل سیاسی و مذهبی بیشتره ، به هر حال اینجا از اول هم یک وبلاگ  علمی - پزشکی صرف نبود که حالا باشه .

ماه پیش امتحان ارشد وزارت بهداشت و امروز هم امتحان استخدامی رشته خودمون رو دادم ، درباره امتحان ارشد باید بگم علی رغم همه زحماتی که کشیده بودم ماه آخر که مصادف با انتخابات بود و در فضای خاص انتخابات بودم  کم آوردم و هفته آخر هم که بعد از انتخابات بود می تونم بگم نابود شدم ! و با یک روحیه بسیار خراب سرجلسه رفتم و بخصوص زبانش رو خیلی خراب کردم ( هر چند واقعا سخت هم بود ) ، آخه تو ماه آخر برای زبان خیلی حساب باز کرده بودم که این طور شد ولی اختصاصی ها رو خیلی هم بد نزدم ولی با توجه به ظرفیت کم پذیرش احتمال قبولی برای خودم متصور نیستم .

امتحان استخدامی امروز رو هم مثل امتحان اسفند پارسال خیلی خوب دادم ، جوری که نیم ساعت مونده به پایان وقت پاسخنامه ام رو تحویل دادم ( یک ربعه اختصاصی ها رو زدم ) ولی چون تو ادبیات مشکل دارم دوسه تا سوال رو بلد نبودم بزنم ، متاسفانه برای استخدام هم ظرفیت بسیار کمه و سهمیه ها هم بسیار !!  ولی این بار علاوه بر تهران ( سه نفر )  ورامین رو ( که یک نفر می خواد ) هم زدم که فکر می کنم تاثیر داشته باشه .... برام خیلی دعا کنید .

برای کار به همه جا سپردیم و خودم هم برای چندین و چند شرکت عمدتاً هم دارویی هم رزومه فرستادم که البته زنگ می زنند یا قراره زنگ بزنند و خبر بدن ، همون کار نمایندگی علمیه ( ویزیت داروخانه ها و پزشکان ) که البته اصلا هم به روحیات درونی من نمی خوره اما اولا ً بعضی جاها حقوق و شرایط خوبی داره و ثانیا فعلا کار بهتری که متناسب با شرایط و روحیات من باشه وجود نداره و احتمال داره بالاخره  یکی اش رو قبول کنم و برم .

به هر حال چون من یک آدم درون گرا هستم و از بچگی هم همین طور بودم کارهایی که پشت میز نشینی و نوشتن و پشت کامپیوتر بودن و فضای بسته داشته باشه و صبح ساعت 7 بری عصر یا غروب برگردی رو بیشتر دوست دارم و خوشم می آد تا کاری که همش تو خیابون باشه و هی مجبور باشی زبون بریزی ! کار تو گرما و سرما و شرایط خاص خیابونها ( مثل بعد انتخابات ) هم که دیگه بماند !

البته خود کارش خوبه چون من تو هیچی به اندازه داروها مسلط نیستم و بلد نیستم حرف بزنم !! فقط کافیه یک بار تو این زمینه یه چیزی رو بهم بگن یا بخونم !

 اما به هر حال چاره ای نیست و ظاهرا باید قبول کنم چون از هیچی بهتره و به هر حال منم بیست و هفت سالمه و باید یه فکری به حال خودم بکنم و هرچند مثل بعضی ها آنچنان خدارو شکر گرفتاری مالی ندارم و به هر حال یه نفر آدمم و اموراتم می گذره اما تا ابد که نمی تونم همین جوری بگردم ؟!

گاهی وقتها شرایط جوریه که آدم باید پا رو نوع شخصیت و روحیات و کلا روانشناسی بذاره !! کار همیشه سخته و سختی داره و اونش مشکلی نیست و اگه مسئولین کشورم هم باشه من مشکلی ندارم  اما سختی کار با نوع شخصیت و روحیات  انسان که از اول بچگی با آدم بوده فرق داره ... اشتباه نشود !!

به هر حال من از اول آدم آروم و بی حاشیه ای بودم و خیلی با کار کسی کار نداشتم ، از اول سرم تو کار خودم بوده و دوست دارم همیشه همین طوری باشم و این جوری خیلی راحتم !! یه گوشه یه میز بهم بدن و بگن مطالعه کن و بنویس و تایپ کن و فلان و بسار !!

توروخدا برام دعا کنید این مشکل کارم حل بشه ، هرچند به هر حال توکل ما از اول به خدا بوده و تا الان دانشگاه و سربازی و خونه و همه چیزم هم به مرور زمان با لطف و عنایت خدا حل شده و امید بسیار دارم این قضیه هم به بهترین شکل حل بشه  ، کلا از بچگی کارهای من همین جوری بوده اول یه گره می خوره بعد به بهترین شکل حل می شه !! راستش خیلی نگران نیستم و راحت باهاش برخورد می کنم ... خیلی عوض شدم !!

درباره زندگی و ازدواج و این حرفها هم باید بگم که فعلا تو خانواده و دور و بر ما عروسی تو عروسیه !! دخترهای فامیل یکی بعد از دیگری دارند عروس می شن و ماهم مرتب می ریم بله برون جهاز برون و نامزدی و عروسی !! روز ولادت حضرت علی ( ع ) بله برون یکی از دختر دایی ها بود ، دیروز جهاز دختر عمه ام رو بردیم و تحویل داماد دادیم که عروسی شون ان شالله شب نیمه شعبانه  و دوشنبه ( مبعث ) هم عروسی یکی دیگه از دخترهای فامیل دعوتیم ! البته اگه خدا بخواد یکی دو تا عروسی دیگه هم در پیشه !!

برای عروسی دختر عمه ام هم یه پیرهن بنفش براق گرفتم با کراوات راه راه بنفش و مشکی و کت شلوار مشکی که  خیلی خوب شد ، برای عروسی دوشنبه هم کراوات سفید مشکی با بقیه تیپ یه دست مشکی !! تا ببینیم برای بقیه عروسی ها اگه زنده بودیم چه تیپی بزنیم !

در ارتباط با خودم هم خب تا قضیه کار حل نشه متاسفانه یا خوشبختانه کاری نمی تونم بکنم ، متاسفانه از این جهت که گهگاه موردهای خوبی که هم من به درد اونها می خورم هم اونها به درد من در سرراه آدم قرار می گیرند و خب چون آدم دستش بسته ست جلو نمی تونه بره و حتی مرام و شرایط  اونها و شاید خود منم اجازه رابطه عمیق تر و نزدیک تری نمی ده و خب دختر هم معمولا تا یه سنی مرتب براش می آن و می رن و نمی تونه خیلی صبر کنه و هر مورد خوبی رو از دست بده .  از این طرف هم وضع ما جوریه که نمی تونیم به کسی قول بدیم و زمان خاصی رو تعیین کنیم در نتیجه هیچی به هیچی !

خوشبختانه هم از این جهت که  ، من با توجه به خصوصیات و شناختی که از خودم دارم اینه که نمی تونم سراغ هر کسی برم یا هر کسی من رو قبول کنه یا تن به هر کار و رسم مسخره ای بدم و در نتیجه این جوری با آرامش دارم زندگی ام رو می کنم !!!

به هر حال هم خود من هم مادرم آدمهای مذهبی در حد متعادل هستیم و از ولنگاری و قرتی بازی خوشمون نمی آد اما از اون طرف هم از مذهبی های تندرویی که دفعه پیش براتون خصوصیاتشون رو شرح دادم هم خوشمون نمی آد و در نتیجه باید طرف من کسی باشه که مومن و مذهبی باشه اما تندرو و احمدی نژادی نباشه !! و یه تعادل و تفکرروشنی تو خودش و حتی خانواده اش باشه که متاسفانه علی رغم همه کدهایی که دوستهای  جلسه ای  مادرم بهش برای دخترهاشون می دن متناسب با اون چه که من می خوام نیستند و از اون طرف هم من از قرتی بازی و ولنگاری و این چیزها  اصلا خوشم نمی آد !! در نتیجه باید دنبال یه حد وسط باشیم که اگه هم باشه ( که حتما هم هست و یکی بود )  شرایطش برای جلو رفتن نیست !! پس همون بهتر که مثل آدم سرمون رو بندازیم پایین راحت زندگی مون رو کنیم !!

رو بقیه مسائل مثل اخلاق و رفتار و خواسته ها و این چیزها هم باید صحبت بشه که البته خیلی مشکلی نیست من چون خودم آدم منعطفی هستم اگه واقعاً احساس کنم طرف مناسبه خیلی مته به خشخاش نمی ذارم و معمولا اون دخترهایی که رو تیپ و فکر و مرام و اخلاق عمومی و اختصاصی  من خیلی مشکلی ندارند و براشون قابل تحمله اونها هم همچین آدمهایی رو می پسندند .ولی کلاً دخترهای امروزی ( تفسیر امروزی از دید من رو حتما می دونید ! ) یه آدمی مثل من رو نمی پسندند و منم خیلی به اونها راغب نیستم ... کلا من ساده پسندم و تیپ های ساده بیشتر توجهم رو جلب می کنند . پس به همین راحتی ها هم که فکر می کنید نیست .  

به هر حال با توجه به تجربیاتم ( رجوع به مطلب نوروزی ) نسبت به گذشته سخت گیرتر ، بی احساس تر و خشک تر و بی تفاوت تر شدم و دیگه مثل چند سال پیش حاضر نیستم به هر قیمتی و با هر کسی ارتباط برقرار کنم و بی گدار به آب بزنم ، اینکه مجرد باشم یا متاهل هم خیلی برام تفاوتی نداره مهم اینه که راحت باشم !!

مثل گذشته هم خیلی از این بابت خودم رو تحت فشار نمی گذارم و خیلی راحت دارم زندگی ام رو می کنم و همه چیز رو سپردم به خدا و گذشت زمان و حاضر نیستم به هر قیمتی هر کاری رو بکنم و خیلی احساس پختگی و تجربه می کنم !!

اوقات فراغت رو هم مطالعه می کنم و جدیدا به مطالعه تاریخ هم خیلی بیشتر علاقه مند شدم و ازش لذت می برم  یا با خانواده هستم یا مشغول فرستادن رزومه برای کار این ور و اون ور  و البته پی گیری آخرین اخبار روز !  بعد از گذشت چندسال درس خوندن بی وقفه به این نوع زندگی احتیاج داشتم و یک ماهیه دارم تجربه اش می کنم و کمتر مطالعه تخصصی دارم چون واقعا خسته شدم و به نوعی دارم استراحت می کنم !!

برای ادامه تحصیل هم بیشتر روی رشته های مجازی یا فراگیر ارشد و بعدش ان شالله Ph.D حساب باز کردم ولی اولویت اول من کاره و مطالعه و ادامه تحصیل در حین کار برام خیلی بهتره ولی احتمالا سال بعد اگه زنده باشم ارشد آموزش پزشکی  یا یه رشته دیگه شرکت می کنم .

خیلی هم سعی می کنم خودم رو وابسته به دنیا نکنم چون در اون صورت دل کندن از این دنیا برای آدم خیلی سخت می شه ، به هر حال ما هم مشکل داریم و روی ما هم فشار هست و زندگی مون خیلی یکنواخت و روزمره شده و همین باعث می شه آدم بیشتر یاد مرگ باشه و خیلی با این دنیا حال نکنه .

منم از خدا خواستم در صورتی که حتی صلاح می دونه بردن من و رفتن من از این دنیا بیشتر باعث حفظ جایگاه و شخصیت و آبروم و اون چه که همه از من می شناسند و با این وضعیتی که دارم روز بروز هم داره کمرنگ تر می شه ، می شه من هم راضی هستم و  خیلی با این دنیا حال نمی کنم .

دیگه خیلی هم مثل گذشته و البته بقیه  آرزوی دامادی و دکترا گرفتن و رسیدن به جایگاه های بلند رو هم ندارم  ولی اگه باشم تمام تلاشم رو خواهم کرد ( هر چند در این مملکت صرف تلاش خیلی کافی نیست ! )

به هر حال اینم یه مطلب  کاملا ً غیر سیاسی برای عوض شدن حال و هوا !! ان شالله که استفاده لازم رو برده باشین !!

 


 
محسن رضایی ، سردار رشید اسلام
ساعت ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ تیر ۱۳۸۸ : توسط : مجید

به نام خدا

سه شنبه شونزدهم تیرماه 88

مطلب بعدی : معلوم نیست !

انتخابات بعدی

خداکنه برای انتخابات بعدی یک چهره مورد قبول اکثریت طیف های فکری و مردم و البته  بعضی ها! که کارآمد و باشخصیت متناسب برای ریاست جمهوری در ایران ( بیایید واقع گرا باشید )  باسابقه و امتحان پس داده ( که همه اش واقعاً در دکتر محمد باقر قالیباف مشاهده می شه ) کاندیدا بشه و در کنارش سه چهار نفر دیگه هم البته بیان که باهاش زیاد فاصله داشته باشن واکثریت دکتر قالیباف رو انتخاب کنند که اون بعضی ها هم باهاش مشکل چندانی ندارند و دکتر قالیباف مورد توجه شون هم هست و دیگه شاهد این کشمکش ها و درگیری ها و مشکلاتی که قبلا توضیح دادم نباشیم .

مشکلی که تو این انتخابات و حتی بیشتر انتخابات های قبلی شاهدش بودیم اینه که کسانی که کاندیدا شدن یا خنثی بودند و برای فقط رسیدن به ریاست جمهوری نیومده بودند و انگیزه های دیگه ای هم داشتند و یا نماینده طیف های خاصی از جامعه بودند که بیشتر از اون که خردورزی ، اعتدال و واقع بینی در دستورکارش باشه تندروی و افراط و تعصب بوده و دیدیم ، روی صحبت من با هر دوطرفه .

مثلا در این انتخابات یا انتخابات سال 76 هرچی طیف خشکه مقدس و متعصب سرسخت به خیال خودشون مذهبی و با دغدغه دین ! و قشر ظاهربین و افراطی مذهبی و سنتی و عوام و کم مطالعه بود رفتند طرف احمدی نژاد و ناطق نوری و از اون طرف هم هرچی به اصطلاح روشنفکر و دگر اندیش و باسواد و تحصیلکرده و کلا آدم درست و حسابی تر بود رفتند این طرف ، پشت موسوی و خاتمی و کروبی !!!!

به نظر من و به گفته خود رهبری نظام این دوشقه شدن در کشور بسیار خطرناک و التهاب آفرین و به ضرر همه ست و من این مدل رو اصلا نمی پسندم که ما همه چیز رو سیاه مطلق یا سفید مطلق ببینیم ، هر چند سلیقه شخصی من هیچ وقت طیف اول نبوده ، نیست و نخواهد بود .

محسن رضایی

هرچند جفایی که دسته اول بالا به محسن رضایی این فرمانده پرافتخار و سردار رشید اسلام که لیاقت و متانت خودش رو علاوه برجنگ در عرصه مدیریت و اقتصاد و سیاست هم نشون داد که چه وجود پر باری داره خیلی بد و یک بی انصافی کامل بود که از بین رضایی و احمدی نژاد که به طیف و سلیقه شون نزدیک بود  دومی رو که از نظر سابقه و اخلاق و طرز فکر و شخصیت و خیلی چیزها فرسنگ ها با دکتر رضایی فاصله داشت انتخاب کردند ..اونم فقط  از سر احساسات خشک و ظاهر بینی و تحجر و افکار غلط  ... خیلی بی انصافی بود .

دلم به حال دکتر محسن رضایی خیلی می سوزه که این قدر مظلوم واقع شد و حتی مدعیان اسلام و انقلاب و امام و رهبری هم حاضر نشدند این وجود پربار رو ببینند و کمی منطقی فکر کنند ، اگه محسن رضایی شهید می شد امروز همین ها چه ها که براش نمی کردند ! و اگه یاران شهید محسن رضایی که امروز همین ها براشون آه و ناله و هزاران سوء استفاده ابزاری و سیاسی می کنند ( مثل شهید همت ، شهیدان باکری ، شهید زین الدین ، شهید باقری و... ) زنده بودند بدتر از جفایی که با " آقامحسن " امام و نظام و رهبری و شهدا کردند با اونها می کردند ، مطمئن باشین .

لعنت به این دنیا و این روزگار و این مردمی که فهم و درکشون از دین و ارزشها شده احمدی نژاد !! حقیقتاً بد اوضاعی شده .

الحمدالله آقامحسن رضایی نه موج سبز داشت نه طرفداران آنچنانی به زعم  حساسیت بعضی ها ( که معلوم نیست در پیشگاه خدا این به اصطلاح مذهبی ها از همون ها عزیزتر و گرامی تر باشند ) و نه آتویی که اگه داشت احمدی نژاد در رو کردنش تردید نمی کرد !

دیگه بهانه این به اصطلاح مذهبی ها و طرفداران نظام و انقلاب برای اینکه آقامحسن رضایی رو که با این شخصیت و اون سابقه درخشان و مورد اعتماد امام و رهبری و این سطح فهم و درک بالا از سیاست ، شرایط کشور ، مدیریت و اقتصاد قبول نداشته باشند چی بود الله اعلم !! ولی این خشکه مذهبی و تعصبات خشک بدجوری ذهن آدم رو خراب و پوسیده می کنه .

آقایون از اول شایعه کردند که محسن رضایی به توصیه آقای هاشمی به میدون اومده تا حداقل یک میلیون رای از احمدی نژاد کم کنه !! ( دور قبل که آقای هاشمی کاندیدا بود هم لابد محسن رضایی اومده بود رای اون رو کم کنه ؟!! که در نهایت هم فقط بخاطر یکی نبودن اصولگرایان انصراف داد ، این دور هم کاندیدا شدن محسن رضایی داستانهایی داشت که اهل مطالعه می دونند )

با این شایعه خواستند زمینه رو مهیا کنند که رای دکتر رضایی رو زیر یک میلیون اعلام کنند تا هم " آقا محسن " امام و رهبری و شهدا رو ضایع کنند و هم  به خیال خودشون آقای هاشمی رو !!

منتها یادشون رفت موقع اعلام نتایج به شکل تدریجی ، حداقل سه نکنند ! و ساعت ده صبح تعداد رای محسن رضایی رو بالای ششصد هزار و ساعت یک و نیم بعدازظهر رای ایشون رو پونصد و خورده ای هزار اعلام نکنند !!! ( دقت کنید تعداد رای نه درصد ! )

اما آقا محسن رضایی علی رغم اینکه بهتر از من و شما می دونست پشت پرده چی می گذره و چطور دارند از سکوت و مظلومیتش به اسم قانون سو ء استفاده می کنند برای اینکه آرامش کشور و مصلحت نظامی که با خون دل و خون رفقای شهیدش آبیاری کرده بودند و امروز احمدی نژادها سوار براحساسات پاک مذهبی این مردم و با هر روش و وسیله ای – ولو از نظر شرعی و اخلاقی و قانونی نادرست و ناپسند  - دارند ثمره اش رو می چینند و کیفش رو می برند و کردان ها و محصولی ها و علی آبادی ها شدند دلسوز اسلام و انقلاب و شهدا و مردم !!  بهم نخوره ترجیح داد از حقش بگذره .

منم اگه جای محسن رضایی بودم جز این نمی کردم .  اما در خلوت خودم ،  در پیشگاه خدای خودم ،  روبروی عکس رفقای شهید خودم و کنار مزار  یاران شهیدم از این همه جفا ،  این همه تظاهر ، این همه ریا و این همه دور شدن و استفاده ابزاری و سیاسی از ارزشهای انقلاب و شهدا خون می گریستم .

من بعید می دونم دور بعد آقای محسن رضایی کاندیدا بشه چون از اول هم تمایلی نداشت خودش بیاد و در جلسه ای که در منزل شهید مطهری به همراه چند نفر از بزرگان همفکر خودش (مثل قالیباف ، ولایتی ، لاریجانی ) ظاهرا بوده خواسته یکی از اونها رو جلو بندازه که نپذیرفتند و خودش به میدان اومد اما احتمالا دور بعد از قالیباف حمایت خواهد کرد ،قالیباف اگه این دور نیامد برای این نبود که خودش نخواست ، شاید درصدی هم اون باشه اما احتمالاً بیشترش این بوده که اجازه پیدا نکرده و بعضی ها نخواستند قالیباف رودروی احمدی نژاد رئیس جمهور قرار بگیره و با توجه به سن و سالش نگهش داشتند برای بعد .

 هر چند تغییر رویه عجیب دکتر لاریجانی که با اون لاریجانی صدا و سیما خیلی فرق کرده علامتهایی می ده که شاید دور بعد اونم به میدون بیاد و شاید هم از ما بهتران !! برای دور بعد و جایگزینی احمدی نژاد کسی مثل حداد عادل رو به عنوان آلترناتیو احمدی نژاد بیارند که بازم نشانه هاش مشاهده می شه .

 

عزیزان تندروی مذهبی و خشکه متعصب ها

من با بعضی از اینها حرف زدم و چه در دنیای واقعی چه در دنیای مجازی با اینها آشنا هستم ، از طریق مادرم هم با افکار دوستهای جلسه ایش که عمدتاً خانم هایی هستند که دیپلم هم ندارند و علاوه بر نداشتن سواد آکادمیک سواد و مطالعات سیاسی درست حسابی حتی اولیه هم ندارند و دین رو فقط به شکل ظاهری و سطحی شناختند و بدبختی اینه که تو همین زمینه دین هم که راه براه جلسه می گذارند و ختم انعام می گیرند و دعا می خونند هم خیلی شناختی ندارند !! آشنا هستم .

کلا این طور براتون بگم که این جماعت خیلی چیزی تو چنته ندارند ، قدرت استدلال و منطق و مباحثه اصولی و  مطالعات خیلی پایینی دارند و علاوه بر اینکه خیلی هاشون حتی سواد آکادمیک هم ندارند حتی از اطلاعات اولیه سیاسی ، تاریخی ، اجتماعی ، اقتصادی هم بی بهره هستند و هشتادنود درصدشون حتی یک بار هم به قانون اساسی نگاه نکردند تا حداقل ببینند اینهایی که این قدر سنگشون رو به سینه می زنند در قانون اساسی چه جایگاهی دارند و چه عملکردی دارند و  در موردشون قضاوت درستی داشته باشند و این طور در مورد رئیس جمهور فکر نکنند که اگه یکی بیاد روسری ها می ره جلو و اگه یکی دیگه بیاد کلاً می ره عقب !!

این طرز فکر نشون دهنده آگاهی غلط و نادرست از جایگاه رئیس جمهوری هستش که حتی برای انتخاب بعضی وزرای کلیدی مثل اطلاعات ، کشور ، امور خارجه و دفاع علی رغم نبودن هیچ قانون خاصی حتما باید با بالا هماهنگی کنه و ok بگیره ( یادمون نرفته که وزیر پیشنهادی اطلاعات آقای خاتمی انتخاب شونزدهمش بود ! ) و در جایگاه ریاست جمهوری هم در یک محدوده خاصی می تونه حرکت کنه چون از بالا و عرض تحت کنترل رهبری و مجلس هستش و هر کس هم که باشه چه اصولگرا چه اصلاح طلب چه تندرو چه میانه رو نمی گذارند خیلی هر کاری دلش بخوادبکنه ! چه برسه به مسائل اسلامی و اعتقادی اونم تو این نظام اسلامی ! توروخدا واقع بین باشین.

اگه هم بعضی هاشون از گشت ارشاد و حرفهای کاندیداها ناراحت شدند باید بگم که خود آقای احمدی نژاد هم به فرمانده نیروی انتظامی نامه نوشت و تو تلویزیون با صراحت اومد گفت که من با این کارها مخالفم ! اینها دلیل نمی شه به همین راحتی بیاییم به افراد مسلمان و با سابقه انقلابی انگ بزنیم .

این جماعت حتی بدیهی ترین بدیهات و چیزهایی که صد درصد تایید شده و تاریخی - سیاسی هستند رو هم نمی پذیرنند و انکار می کنند ! حتی موقع خوندن مطالب و شنیدن اخبار هم فاقد دقت کافی برای درک صحیح و برداشت مناسب هستند و به شکل عجیبی اخبار و مطالب رو وارونه و برعکس و ناقص متوجه می شن و منابع خبری شون هم صدا و سیما ( با این عملکرد یک طرفه و غیر منصفانه ) و چندتا روزنامه و سایت وابسته به یک جناح خاص تندروست .

به هر حال خیلی از اینها از اول تو همچین خانواده ها و جوی بزرگ شدند و خیلی مطالب بهشون به شکل یک طرفه و سنتی و بدون استدلال و منطق خاصی بنام اسلام و انقلاب القا و تزریق شده و حالا همین ها اصرار دارند همین مطالب رو به زور به همه بقبولونند اونم بدون منطق و استدلال خاصی !!

دغدغه دین دارند اما بزرگترین کسانی که به دین ضربه می زنند و یک ضد تبلیغ کامل برای دین هستند همین ها هستند ، برداشت خیلی ظاهری و سطحی از اسلام دارند و حقیقت و عمق دین رو اصلاً درک نکردند .

 فکر می کنند خودشون و هم تیپ هاشون صد درصد مذهبی و ماجور و نظر کرده پیش خدا هستند و اون دختر پسر امروزی چیزی بیش از یک سوسول و قرتی که نهایت جایگاهی جز آتش جهنم هم نداره نیستند ! که البته رهبری جوابشون رو داد ولی منم بهشون می گم شما مگه نظر خدا رو می دونید و از درون افراد مگه اطلاع دارین ؟ از کجا معلوم برعکس اینی که شما فکر می کنید نباشه و همون سوسول و قرتی از شمایی که فهم و درکت از اسلام به اندازه احمدی نژاده پیش خدا خدا عزیزتر نباشه ؟

امام ده سال رهبر این مملکت بود و سخنرانی های بسیاری کرد اما اینها رفتند دو جمله از امام رو که بازم همون دو جمله در زمان و شرایط خاصی و خطاب به افراد خاصی خطاب شده رو گزینش کردند و هی تکرار می کنند .

مگر همین امام نبود که خطاب به مهندس موسوی گفت که آقای موسوی ! مخالفین شما ( که همین دارو دسته امروزی هستند که همین جماعت براشون کف می زنند و مظهر دین می دوننشون ! ) توان اداره یک نانوایی رو هم ندارند ؟!!!

مگر همین امام نبود که بعد از داستان استعفای مهندس موسوی برای اونهایی که لازم بود پیغام داد که من مهندس موسوی رو فردی متعهد و در شرایط پیچیده کشور دولت ایشان را موفق می دانم ؟ چطور اینجا این عزیزان مدعی ولایت عشقشون نمی کشه از ولایت تبعیت کنند ؟

اینکه امام گفت ملاک وضعیت حال و فعلی افراده ( به کرات در دوران تبلیغات علیه مهندس موسوی استفاده کردند ، حالا حال فعلی ایشون چی بود الله اعلم !! ) کجا گفت ؟ جز این بود که این جمله در فرمان هشت ماده ای و مسائل قضایی و امنیتی بود و اصلا چنین کارکردی نداشت ؟

اینکه امام گفت هر موقع دشمنان و خارجی ها برای شما کف زدند به خودتون شک کنید آیا مصداق مهندس موسوی هستش ؟

من اتفاقا ً  از اول نظرات اونها رو هم رصد کردم و واقعا چنین چیزی نبوده چون مهندس موسوی از نظر سیاسی و شخصیتی اصلا آدمی نیست که حتی مورد سلیقه و پسند اصلی و اولیه حتی احزاب منتقد داخل کشور و نظام هم باشه ( بعد انصراف آقای خاتمی دیدین که نزدیک یک ماه طول کشید تا به نتیجه برسند از مهندس موسوی حمایت کنند ! ) چه برسه به دشمنان نظام !!

مهندس موسوی بیشتر از اون که اصلاح طلب باشه و به این گروه به اصطلاح اصلاح طلب گرایش داشته باشه یک اصولگراست با مواضع و نظریاتی حتی سخت تر درباره آمریکا و اسرائیل و مسائل هسته ای ( که حتی با تعلیق هم مخالف بود ) و  اصلا با آقای خاتمی یکی نیست .

آقای احمدی نژاد هم در مناظره به مواضع سخت مهندس موسوی درباره اسرائیل در اوایل انقلاب اشاره کرد و رهبری هم همون موقع دفاعی از ایشون کرد که تفکرات مهندس موسوی با ملی مذهبی ها و ... اصلا یکی نیست و در نماز جمعه هم ایشون رو جزئی از نظام و از خانواده نظام دونست .

اما به هر حال همون طور که رهبری روز ولادت علی ( ع ) اشاره کردند و هر کسی هم که شعور و درک سیاسی داشته باشه باید بفهمه که دشمن زمانی دشمنه که بتونه بین یک خانواده یا یک گروه واحد اختلاف بندازه و برحسب شرایط و برداشت سیاسی جانب یکی رو بگیره هر چند از ته دل اصلا قبولش نداشته باشه ! تا بتونه دیگران رو علیه اون طرف بسیج کنه که شرایط امروز جامعه ایران طوریه که دشمن حتما باید طرف گروه موسوم به اصلاح طلب و حامیان اونها رو بگیره تا بتونه مذهبی های تندرو و نهادهای قضایی امنیتی رو علیه اونها تحریک کنه و این خیلی واضحه والا باور کنید از نظر اونها هیچ فرقی بین خاتمی و موسوی و احمدی نژاد نیست .

جالب اینجاست که حتی این به ظاهر جانبداری ها هم چندان سفت و سخت نبود ! کاملا مشخص بود موسوی رو هم خیلی قبول ندارند و به زور دارند طرفش رو می گیرند !!

چند روز پیش هم که مسعود رجوی بر علیه مهندس موسوی و خاتمی اومد یه بیانیه تند و شدید صادر کرد ، پیشنهاد  می کنم بعضی ها شعور و درک سیاسی شون رو کمی بالاتر ببرند !

اما اون چه که ما دیدیم این بود که دشمن حسابی از آقای احمدی نژاد شاد شد ! و کف زدن های ضد انقلاب بیشتر برای آقای احمدی نژاد بود و الان می گن دیدین ما هر چی راجع به فسادمسئولین جمهوری اسلامی و تروریست بودنشون !!! می گفتیم عاقبت خود رئیس جمهورشون گفت ؟!!!

آمریکا و اسرائیل و مخالفان نظام باید چقدر هزینه می کردند تا به همین راحتی جلوی میلیونها نفر نظام رو به قصد در عمل تروریستی تو عربستان متهم کنند ؟ اونم نظامی که رهبرش امام و رئیس جمهورش رهبری فعلی بودند ! ولی آقای احمدی نژاد به اشتباه موسوی نخست وزیر رو نشونه رفت درصورتی که عملاً اون دو نفر مافوق و کل نظام رو زیر سوال برد .

چقدر باید توسط دشمنان هزینه می شد تا شخصیت های منصوب و مورد اعتماد رهبری ( البته دست بر قضا  همون دونفری که از آقای احمدی نژاد در جامعه روحانیت حمایت نکرده نبودند و نگذاشته بودند جامعه در حمایت از ایشون بیانیه بده !! والا در افشاگری های آقای پالیزدار به کسان دیگه ای هم اشاره شد که چون حامی آقای احمدی نژاد بودند دزدگیر محترم 88 !! حرفی از اونها نزدند ! و به همون دو تا دوتا گرفتن اکتفا کردند !! ) این طوری با حیثیت شون بازی بشه که  در حقیقت با حیثیت خود رهبری و قوه قضاییه منصوب ایشون هم بازی شد .

مگه همین آقای احمدی نژاد در مهر 75 که استاندار اردبیل بودند در سفر استانی آقای هاشمی به اردبیل نفرمودند که ایشون " سردار سازندگی " هستند و " تاریخ از ایشون به نیکی یاد خواهد کرد " !!! منی که اون موقع بچه مدرسه ای بودم همین شایعات معروف درباره خانواده ایشون رو شنیده بودم چطور ایشون اون موقع نمی دونستند و یا می دونستند و حاضر شدند در چنین دستگاهی بمونند و اینچنین در مدح ایشون سخن بگن ؟!

مگه ایشون در انتخابات دوم خرداد 76 از آقای ناطق حمایت نکردند ؟ اونم زمانی که گفته می شه حج رفته بودند و از اونجا دستور صادر می کردند ؟ چطور داماد آقای ناطق رو جزو اولین کسانی بود که تو کابینه آوردند ؟ ( آقای جهرمی وزیر کار که گفته می شه دیگه در دولت نخواهد موند و و با ریاست آقای صادق لاریجانی تو قوه قضاییه معاون اجرایی قوه قضاییه می شه ) و حتی بخاطر نظر ایشون در مورد کاهش دستوری سود بانکی دکتر مظاهری رو از بانک مرکزی کنار گذاشتند ؟!! مگه اون موقع در مورد آقای ناطق از این حرفها مطرح نبود ؟ چرا حالا که از ایشون حمایت نکردند یادشون افتاده اینها و خانواده شون چه جور آدمهایی هستند ؟

چطور چهار سال اسم مفسدین اقتصادی تو جیبشون موند و شب انتخابات که دیدند رای شون داره کم می شه ناچار شدند چهارتا اسم بگن تا این مردم به ظاهر مسلمان رو راضی کنند ؟ آیا ایشون به عنوان رئیس قوه مجریه و رئیس جمهور اگه سند و مدرکی داشتند و دارند نمی تونستند همه اینها رو به  رهبری و قوه قضاییه اعلام کنند و ارائه بدن ؟ چطور ایشون جایی که حاکم شرع و مجتهد وجود داره و کس دیگه ای هستش ( اول رهبری و بعد رئیس قوه قضاییه ) خودشون رو با علی ( ع ) مقایسه می کنند ؟!! مگه ما قانون نداریم ؟!

چطور پرونده نفتی استات اویل رو که می دونستند تخلف بوده به دادگاه ارسال نکردند ؟ تا دادگاه حکم نده فلان کس که تخلف کرده با من و شما چه فرقی داره ؟ چطور بعد تذکر رهبری که بعد از مناظره با مهندس موسوی بود در شبکه دو  با ناراحتی فرمودند " به من می گن چرا گفتی و اسم بردی ؟!! " آیا رهبری حرف بدی زدند که ایشون ناراحت شدند و بهشون برخورد ؟!!

ایشون که مدعی مبارزه با مفاسد هستند بیان گزارش کار بدن که دستور هشت ماده ای رهبری درباره مبارزه با مفاسد که چند سال پیش صادر شد الان در چه وضعیتی قرار داره ؟ آیا همین رهبری همون موقع نگفتند که نباید با مفاسد شعاری و تبلیغاتی برخورد بشه ؟ چرا دیگه جلسه سران سه قوه مثل زمان آقای خاتمی برای مبارزه با مفاسد و اجرای فرمان رهبری تشکیل نمی شه ایشون که ملقب به " دزدگیر " هم هستن باید بیشتر اهتمام داشته باشند؟!!

چطور مهندس موسوی برای آب خوردنش هم باید سند و مدرک داشته باشه و فراتر از قانون نره اما ایشون براحتی هر حرف و اتهامی رو که جایی ثابت هم نشده و حتی خودشون هم نتونستند از طریق قوه قضاییه پیگیری اش کنند  بدون سند و مدرک می زنند ؟ این کجاش اسلامیه ؟ آیا رای جمع کردن و استفاده ابزاری و شعاری از مفاسد معنی مبارزه با مفاسد رو می ده ؟

زیر سوال بردن همه ارکان نظام و همه کارهای نظام و دولتها اونم در سخت ترین شرایط جنگ و بازسازی که نه نفت 100 دلاری داشتیم و نه حساب ذخیره ارزی پر و نه خیلی چیزهای دیگه چه معنی داره ؟ این نفی دیگران برای اثبات خود نیست ؟ اینکه چون ما نبودیم پس همه چیز مشکل داشته ! حرف منطقی هستش ؟! در اون دوران ده سال امام رهبر بودند و رهبری فعلی هم هشت سال رئیس جمهور و در ادامه هم رهبری فعلی در جایگاه فعلی شون بودند ، آیا این حرفها و سیاه نمایی ها که به قصد حمله و کوبیدن  رئیس جمهورهای سابق و اسبق انجام می شه  زیر سوال بردن امام و رهبری و نظام  نیست ؟

دولت هایی که رهبری فعلی بخاطر یک اصل مدیریتی بدرستی همواره تاییدشون کردند و حتی با صراحت بیشتری نسبت به رئیس جمهور فعلی از رئیسان جمهور گذشته حمایت کردند ، حمایت های رهبری از آقای هاشمی چه  در دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی و چه در دوم خرداد 76 پای صندوق رای که " هیچ کس برای من آقای هاشمی نمی شود " و چه بعد از اون تا همین نماز جمعه اخیر بر کسی پوشیده نیست .

در دوران آقای خاتمی در نماز جمعه ای که چند ماه بعد انتخاب ایشون رهبری برگزار کردند و صریح ترین حمایت رو از ایشون کردند که " آقای خاتمی صد درصد مورد تایید من است " و بارها هم از اقدامات دولت حمایت کردند و از آقای احمدی نژاد  بارها حمایت کردند که خب اگه رهبری در مورد دولتها جز این بکنند ممکنه همه چیز بهم بریزه و سنگ روی سنگ بند نشه و حتما ایشون نسبت به عملکرد دولتها اعتراضاتی داشتند که نخواستند علنی بشه  و بقول خودشون حمایت رهبری ار دولتها وظیفه ایشونه .

متاسفانه این عزیزان تندرو و خشکه متعصب بعضی اطرافیان رئیس جمهور ( کردان ، محصولی ، علی آبادی و .. ) رو که صد برابر بیشتر از آقای هاشمی و خاندانش و دیگران در موردشون انواع حرف و حدیث ها وجود داره و خیلی هم واضح تر و جدی تره  نمی بینند ولی مطمئناً اونها هم با رایی که به احمدی نژاد دادند در قبال کارها و روی کار نگه داشتن اینها مسئولیت شرعی دارند .

ان شالله خدا به این جماعت  بصیرت و دانش و بینش صحیح عطا کنه تا متوجه بشن اسلام فقط امر ظاهری و کارهای سطحی نیست و اینهایی هم که  فکر می کنند عین اسلام هستند دورترین اشخاص به همین اسلام حقیقی هستند و جز خراب کردن اسلام از سر ناآگاهی و در بدبینانه ترین حالات سو ء استفاده از اسلام کار دیگه ای نمی کنند .

سخنی با عزیزان اصلاح طلب

دوستان عزیز ! بیایید واقعیت رو قبول کنید . درسته که اکثریت قشر تحصیلکرده و روشنفکر و باسواد و درست حسابی جامعه به شما گرایش دارند اما این کافی نیست . اولا شما باید بیایید ارزیابی از اشتباهات گذشته خودتون داشته باشید و ببینید کجای کارتون مشکل داشته که این قشر به اصطلاح سنتی – مذهبی خیلی از شما دل خوشی نداره ؟

 به نظر من شما باید در رفتار و گفتار دقت بیشتری می کردین و متوجه می شدین که اینجا جمهوری اسلامی ایران هستش نه آمریکا و اروپا !! و متناسب با همین جا و همین مسئولین رفتار و  صحبت می کردین و خیلی ایده آلیستی و فراتر از این سطحی که ما الان توش هستیم فکر نمی کردین .

باید گفتمان تون رو جوری کنید که قابل فهم و جذب برای عوام باشه و بیش از پیش خودتون رو به قشر به قول خودشون مذهبی جامعه و مردم عادی نزدیک کنید و تمام برنامه هاتون منحصر به دانشگاه ها و مراکز روشنفکری نباشه .

این رو هم بهتون بگم که دیگه تو هیچ انتخاباتی پیروز نخواهید بود ! یعنی اگه هم واقعا بشین اون چیزی که در نهایت اعلام می شه حتما غیر از این خواهد بود و دیگه به شما اجازه نمی دن اکثریت در مجلس داشته باشین و رئیس جمهوری هم بعیده دیگه از بین شما تاییداولیه یا نهایی بشه ، اینها با توجه به تجربیات تلخی که از دولت خاتمی و مجلس ششم دارند دیگه چنین مجالی به شما نخواهند داد .

پس بهترین کار اینه ضمن بازسازی سیاسی خودتون و نگاهی به گذشته برای درس گرفتن در آینده از همین الان با طیف میانه رو اصولگرایان وارد ائتلاف بشین و برای انتخابات های شوراها ( سال 89 ) مجلس نهم ( سال 90 ) و ریاست جمهوری ( سال 92 و ان شالله حتی زودتر ) خیز بردارید .

با توجه به اینکه به احتمال زیاد و اگه مشکل خاصی پیش نیاد و اتفاقی نیافته دکتر قالیباف گزینه بعدی اصولگرایان برای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم خواهد بود و مورد تایید اونهایی هم که باید تاییدش کننند هست ! و موسوی نه خواهد اومد نه اگه بیاد صلاحیتش رو تایید می کنند ! کروبی 75 ساله خواهد شد و خاتمی هم که همین الان اصلا تمایلی به حضورش نیست و اگه بیاد هم حتما خرابش خواهند کرد بیایید از الان با دکتر قالیباف و تیمش وارد مذاکره و گفتگو بشین ، مگه همین قالیباف نبود که تا پای وزارت کشوری دوره اصلاحات ( در اواخرش ) رفت ؟ در دوره اصلاحات هم فرمانده نیروی انتظامی بود و الحق و الانصاف هم خوب کار کرد و تحولات عظیمی ایجاد کرد که در شهرداری هم ادامه داد ، نسبت به بقیه شون آدم خوب و کارآمد و با شخصیتیه .  

گزینه های دیگه شما عزیزان اصلاح طلب که بیشتر ژست های دگر اندیشی و روشنفکری و این چیزها دارند نه مورد تایید اونهایی که اصل کاری هستند هستش نه اصلا مردم رای دهنده عوام که تعدادشون از قشر روشنفکر و نخبه به مراتب بیشتره اقبالی به اونها نشون خواهند داد ، پس خودتون رو خسته نکنید .

این طوری و با این ائتلاف حیات سیاسی خودتون رو هم حفظ می کنید ولی به تنهایی اگر هم بتونید نمی گذارند کاری پیش ببرین !

سخنی با خوانندگان گرامی

ضمن ابراز شرمندگی و تاسف مجدد از اینکه همچنان دستم به نوشتن مطالب پزشکی نمی ره و حرفهای دلم هم تمومی نداره ! و می دونم خیلی به مذاق شماها هم خوش نمی آد باید خدمتتون عرض کنم که ما تو این وبلاگ  و نوشتن مطالب اجتماعی و سیاسی و انتقادی قواعد خاصی داریم که حتما با هوش سرشار خودتون متوجه شدین .

من نه اون قدر کودن هستم که کسی رو علیه السلام بدونم و کورکورانه و با تعصب خشک طرفداری اش رو بکنم و واقعیات مسلمی رو که بدون تعصب بیجا راحت می شه دید نبینم نه مثل هواداران افراطی بعضی ها هستم که هواداریم از کسی فراتر از یک هواداری معمولی از یک شخص بره و به درخواست های ساختارشکنانه منجر بشه .

هردوش آفته ، من با میانه روی ، استدلال و واقع نگری موافقم و سیاستی که در پیش گرفتم برهمین مبناست . اما به هر حال اینجا وبلاگ و یک مکان عمومی هستش و همه جور آدمی از روشنفکر و امروزی و درست حسابی گرفته تا حتی از همون قشر تندرو و متعصب خشکه مذهب بهش رفت و آمد دارند و  ملاحظه مسائل امنیتی و سیاسی هم که جای خودش رو داره .

بنابراین حتی اگه نظر شخصی خودم خیلی صریح تر و واضح تر از این حرفها باشه و برحسب رصد اخبار اطلاعاتی بیش از اینها هم داشته باشم علی رغم همه این حرفها ناچارم مطالب رو با ملاحظاتی بنویسم و رعایت مسائلی رو بکنم تا مشکلی پیش نیاد ولی اون چه که مشخصه اینه که اکثرشماها بهتر می دونید که داره چی می گذره و ما در چه وضعیتی هستیم و نیازی به گفتن صریح تر نیست .

 


 
قربونت قانون !
ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٠ تیر ۱۳۸۸ : توسط : مجید

به نام خدا

چهارشنبه دهم تیرماه 88

مطلب بعدی : معلوم نیست !

مطلب پزشکی

امیدوارم کسی از من فعلا توقع نداشته باشه مطلب پزشکی و شخصی بنویسم ! اصلا حال و حوصله نوشتن  این یه قلم رو ندارم ! حتی اگه روز تولدم هم باشه که حقیقتا بدترین سالگرد تولد عمرمه ! چه از نظر شخصی و چه از نظر وضعیت اجتماعی و سیاسی .

 به هر حال این سرخوردگی جامعه و جوانان بعد انتخابات به ماهم یه جورایی سرایت کرده ! فراتر از نتیجه عجیب و تاسف بار انتخابات ، بازی با شعور ملت توسط بعضی مسئولین و از همه بدترجناح حاکم بر  صدا و سیما و ضایع شدن  وحق و عدالت  و نشنیدن صدای میلیونها نفر چیزیه که هر انسان منصفی رو ناراحت می کنه ... خدا خودش به دادمون برسه ، فکر به همه تون می گم مبادا این مسائل باعث بشه کوچکترین شبهه ای به اسلام پیدا کنید که این چیزهایی که می بینید اسلام حقیقی نیست .  

جام جهانی

در تمام عمرم فکر نمی کردم یه روزی برسه که به جام جهانی صعود نکنیم و من خوشحال بشم ! البته اول فکر می کردم که فقط خودم این جوری ام اما بعد دیدم که مردم همیشه در صحنه هم کم همراهی نمی کنند ! چهارسال پیش تو جام جهانی آقایون احمدی نژاد و علی آبادی نشستند حساب کردند که پرتغال ( که جزو 4 تیم شد و به فرانسه نایب قهرمان و آلمان میزبان و تیم سوم باخت ) رو می بریم ! برد آنگولا هم که اصلا رد خور نداره ! ( با چه بدبختی تو دقایق آخر مساوی کردیم بماند ! ) و با مکزیک هم مساوی می کنیم ( که آرژانتین تو مرحله حذفی با بدبختی تو وقت اضافه بردش ! ) و در نهایت با هفت امتیاز به عنوان تیم دوم از گروه صعود می کنیم !!!

وقتی رئیس محترم تربیت بدنی و معاون رئیس جمهور دیدش حساب کتاب هاشون درست درنیومد با تشکیل شورای معاونان ! دادکان رو که گفته بود بعد جام جهانی خودم می رم از همون آلمان برکنار کردند !! ( بعدها رئیس جمهور در گفتگوی زنده تلویزیونی اعتراف کرد که کار درستی نبود و حتی برادرش رو برای دلجویی از دادکان فرستاد ) نتیجه هم این شد که فیفا ایران رو به دخالت دولت در فوتبال متهم و فوتبال ایران رو تعلیق کرد .

بعدش هم که کمیته انتقالی فیفا به ریاست صفایی فراهانی تشکیل شد و یک سال و نیم فدراسیون رو هوا بود و تو اون برنامه نود معروف صفایی فراهانی اومد و علیه آقایون افشاگری کرد و همین کینه ای برای دولت شد تا تو مناظرات جبران کنه و اسم ایشون هم به عنوان مفسد اقتصادی برده شد ! البته آقایون برنامه نود رو هم تا آستانه تعطیلی بردند و مثل انتخابات ، سیستم پیامک برنامه رو هم از کار انداختند تا نشون بدن چقدر ظرفیت انتقاد دارند !

آره دوستان ! همون بهتر این تیمی که دولت محترم توقع داشت تو جام جهانی از گروه خودش صعود کنه الان از مرحله مقدماتی آسیا هم بالا نیومد و بین پنج تیم چهارم شد ! مقصرش هم جز این آقایون کسی نیست که با اشتباهات پیاپی خودشون از بعد جام جهانی تا آخرینش که انتخاب علی دایی و – بخصوص نحوه انتخابش که با دخالت دولت بود  – بود باعث این ناکامی بزرگ شدند .

اگه ما به جام جهانی می رفتیم همین ها که امروز صداشون در نمی آد همه چیز رو به پای خودشون می نوشتند و جزو آمارها و نمودارهاشون قرار می دادند پس همون بهتر که نرفتیم !

مگه همین ها نبودند که ماهواره امید رو که طراحی اش در سال 78 زمان دریابان شمخانی شروع شد امروز با عنوان " پیشرفت های فضایی " برای خودشون نوشتند ؟ همین ها بودند که IMOD رو ( داروی کمکی تقویتی برای ایدزی ها که به غلط به درمان ایدز هم معروف شده !!) که مطالعاتش در سال 77 توسط دکتر فرهادی شروع شد برای خودشون منحصر کردند و همین ها بودند که پیشرفت های هسته ای رو که از زمان مهندس موسوی شروع شده امروز برای خودشون ثبت می کنند .

در صورتی که اینها افتخارات ملی ما هستند و همیشه برقرار و با نظمی خاص جلو می رن و دولتهایی که می آن و می رن فقط می تونند به جلو رفتن و تکمیل این پروژه ها کمک کنند و یه گوشه کار رو بگیرند .  این خیلی بی انصافیه که از طرح های ملی بهره برداری شخصی و تبلیغاتی بشه که متاسفانه شد و می شه .

 

قانون

خوبی این انتخابات این بود که بالاخره فهمیدیم چیزی به اسم " قانون " هم در این کشور هست و این قدر هم عزیز و محترمه ! امروز کمتر شخص و گروهی رو می بینین که سخنرانی و مصاحبه نکنه و بیانیه نده و طی اون همه رو به  " احترام و رعایت قانون " دعوت نکنه که اگه یه حرف درست هم باشه همینه و شکی درش نیست .

اما من از این عزیزان یه سوال دارم و اون اینه که آیا شما همیشه و در مورد همه همچین نظری داشتین ، دارین و خواهید داشت ؟ یا فقط تلقی تون از قانون مداری اینه که چماقش کنین بکوبین تو سر دیگرانی که باهاتون اختلاف سیاسی دارند ؟  خطبه های حضرت آیت الله جوادی آملی در این باره روشنگرانه و منطقی هستش حتما اینجا رو ببینید  .

 یعنی واقعاً شماها اگه در طی چهارسال آینده هم تخلف و انحرافی از قانون بشه بازهم به برکت تریبون مفت و مجانی تون ( رسانه به اصطلاح ملی یا صدا و سیما ) همین جوری حرف می زنید و بیانیه می دین ؟ واقعا در طول چهارسال گذشته همه کارها قانونی و در مجرای قانون بوده ؟!!

خواهیم دید که آقایون چقدر سرحرفشون خواهند بود و واقعا به قانون و قانونی عمل کردن اعتقاد دارند یا اینکه ...

صحت انتخابات

همون طور که پیش بینی می شد و معلوم بود شورای نگهبان انتخابات رو تایید کرد . اگه جز این عمل می کرد جای تعجب بود چون با توجه به ترکیب شورای نگهبان و گرایشات سیاسی یک جانبه و علنی اعضا ( بماند که دو عضو حقوقدان شورا معاون و وزیر همین دولت هم هستند !! ) که اعتراض علما و مراجع بزرگواری مثل حضرت آیت الله جوادی آملی رو برانگیخت همین هم انتظار می رفت و این درخواست تمدید و این حرفها هم خیلی جدی نبود ، در عین تمدید سخنگوی محترم شورا پیشاپیش فرمودند که هیچ تخلفی نبوده ! خب اگه به نتیجه رسیده بودین برای چی هیات ( اونم با یه ترکیب جناحی تر از خود شورا !! ) تشکیل دادین و تمدید کردین ؟

طبق " قانون " صحت انتخابات باید به تایید شورای نگهبان برسه اما این صحت از فردای انتخابات در گفتارها و نوشتارهای " صائبی " پیشاپیش به تایید رسید و مشخص بود نظر شورا هم حتی اگه واقعا چیزی بود جز اون نمی تونست باشه .

اون چه که راجع به انتخابات محل شک و تردید بود هم چیزی فراتر از بازشماری صندوق ها بود که بالطبع بازشماری مشکلی رو حل نمی کرد ، اگه واقعا انصاف و عدالتی درکار بود باید یک هیات بی طرف با ترکیبی از سلایق مختلف سیاسی و نهادهای مسئول تشکیل می شد و در زمان کافی مشکلات و موارد اعتراض و تخلف  رو که حقیقتاً ریشه ای و تاثیر گذار و اتفاقاً " طبق همین قانون " هم بودند بررسی می کرد که چون نیست گفتنش هیچ فایده ای نداره و بهتره بیش از این خودمون رو خسته نکنیم ... واگذارشون می کنیم به خدا .  

آرا ء خاموش

ما در این دوره شاهد مشارکت 85 درصدی بودیم ، در بقیه دوره های انتخابات ریاست جمهوری و مجلس مشارکت بین 50 تا 70 درصد متغیر بوده یعنی ما با افزایش حدود بیست درصدی مواجه بودیم ، بالطبع کسی که رای نمی ده و کمتر به صحنه اومده ( اونم با توجه به تبلیغات گسترده در ایران از دو سه ماه قبل انتخابات ) موافق سیستم حاکم نیست و رویکرد اعتراضی داره و این طور نیست که بخاطر گل روی احمدی نژاد اومده و رای داده !!

اون چه که من خودم به شخصه دیدم و شنیدم رویکرد آرای خاموش حداقل دو یا سه به یک به نفع موسوی بود ، حتی چند نفری رو سراغ دارم که دفعه پیش به احمدی نژاد رای دادن اما این بار رای شون موسوی بود حالا چطور رای احمدی نژاد با این شرایط زد بالا عجیباً غریبا !!!

مهندس موسوی

شاید در نگاه اول به نظر بیاد که مهندس موسوی در مقابل قانون و نظام و همه چیز ایستاده و می گه حرف حرف خودم ! و یه عده دلسوز هم که تا دیروز در مقابل انواع و اقسام قانون شکنی و دور زدن قانون سکوت کرده بودند اومدن و به قانون گرایی دعوتش می کنند !

ولی دوستان بیایید خودتون رو جای مهندس موسوی بگذارین و انصاف داشته باشین ، روز انتخابات ساعت چهار بعداز ظهر می آن بهش می گن می خوان نتیجه رو 19 به 14 اعلام کنند که جلوشون می ایسته ، نصفه شب از داخل وزارت کشور بهش زنگ می زنند که نتیجه به نفع تو هستش و اون بنده خدا بیانیه پیروزی می ده و کنفرانس مطبوعاتی برگزار می کنه !!

 یک ساعت بعد برطبق آخرین برگ نوشت فاتح یکی از اعضای ستادش که تا الان تکذیب هم نشده از بیت رهبری بهش پیغام می دن که انتخابات یک مرحله ای و به نفع احمدی نژاده و فرداش هم اون رای رو اعلام می کنند  . من و شما هم بودیم چه حالی بهمون دست می داد؟!!

مهندس موسوی این حق رو داره که به خیلی موارد معترض باشه ، چه مسائل مربوط به قبل انتخابات ، چه مناظرات و این عملکرد ناعادلانه و یک طرفه صدا و سیما چه قبل انتخابات چه الان که حتی برای همین 13 میلیون هم ارزشی قائل نیست که از نماینده های این طرف هم در برنامه هاش دعوت کنه و کاملا یک طرفه و غیر منصفانه داره عمل می کنه و اگه این صداها رو پوشش می داد  و مردم می دیدند که حرف اونها هم داره زده می شه این اتفاقات رخ نمی داد و کسی به خیابون نمی اومد .

و چه مسائل فنی و تخصصی مربوط به رای گیری که توسط دو وزیر سابق کشور که نماینده های مهندس موسوی  هستند که اعلام شده و ترتیبی داده نشده ، حتی با محسن رضایی مظلوم هم همکاری نشد و مجبور شد انصراف بده .. به هر حال اینها خودشون دستشون قبلاً تو کار بوده و می دونند چه خبره .

ولی مهندس موسوی هم باید با توجه به جمیع جهات پیام هایی رو که به شکل غیر مستقیم و غیر مستقیم براش فرستادند درک کنه ، با کمی تامل تا آخرش رو همه مون می گیریم .

 و بدونه که برای اینها فرقی نمی کنه مهندس موسوی بیست میلیون رای داشته باشه یا سی میلیون یا حتی چهل میلیون ! موضوع اینجاست که اینها دوست ندارند مهندس موسوی رئیس جمهور باشه و مهندس هم اگه رئیس جمهور باشه اینها به رای اش نگاه نمی کنند و مثل دوران خاتمی شروع به کارشکنی می کنند و نمی ذارند کار کنه و این وسط چیزی که ضرر می کنه کشوره و مردم .

اینها کسی مثل احمدی نژاد می خوان که حرفهاشون رو از طریق اون بزنند و کمترین هجمه به خودشون وارد بشه و هر چی خسارت و تاوان و حمله  هست به اون بنده خدا وارد بشه و اگه جایی هم چپ رفت بلافاصله با دو تا تذکر محکم ، قاطع و شدید حالش رو بگیرند و سرجاش بنشوننش .

 پس بهتره مهندس موسوی که خودش درون این سیستم بوده و کار کرده اینها رو درک کنه و بکشه کنار چون اگه حقی هم باشه با این سیستم صداش به هیچ جا نمی رسه و بلافاصله از طریق صدا و سیمای در اختیار آقایون و عوام فریبی خنثی می شه و مثل حالا یه چیزی هم بدهکار می کننش !!

مهندس موسوی از علی ( ع ) که دیگه بالاتر نیست؟ اون بزرگوار که معصوم هم بود و از جانب خود خدا هم تایید شده بود برای مصلحت اسلام از حق مسلم اش که واضح تر از قضیه مهندس موسوی هم بود  گذشت و سکوت کرد مهندس موسوی  هم  همون طور که بعضی مراجع براش پیام دادند باید اینها رو به خدا و جد بزرگوارش واگذار کنه و بدونه که دیر یا زود هم جوابشون رو خواهند داد ، همه ما می دونیم که اگه از اول تا آخر روند سالمی در جریان بود نتیجه غیر از این بود ولی حتما صلاح خدا در این نبوده و به این وسیله خواسته بار گناه آقایون رو سنگین تر کنه .

مهندس موسوی با به صحنه اومدنش کاری کرد که نظیر نداشت ، من تا حالا این قدر شور و اشتیاق و امید در نسل جوان و حتی مردم ندیده بودم ! تبلیغات انتخاباتی یک جشن واقعی بود و مردم و بویژه نسل جوان رو با امام و شهدا و نظام آشتی داد و مهندس موسوی به عنوان کسی که جوانان بوی امام و شهدا رو ازش استشمام می کردند ( و مثل بعضی ها که اون موقع هیچ کاره بودند و حالا مدافع اسلام و امام و نظام شدند نبود و در متن امور کشور و جنگ در سخت ترین شرایط بود ) سمبل این آشتی و اعتماد ملی بویژه از جانب جوانان نسل امروز بود که بعضاً توسط متحجرین و تندروهای به اصطلاح مذهبی با بدترین الفاظ مثل سوسول و قرتی هم خطاب می شدند ... در صورتی که این یه موهبت الهی و سیاسی بود .

حتی رهبری هم در نماز جمعه به این موضوع اشاره کردند که همین جوانان رو با این تیپ و قیافه ها که می بینیم همین ها هستند که در مراسم های شب قدر و نماز عید فطر و...  حضور پرشوری دارند ، اینها هم فرزندان همین مملکت و مردم هستند و مسلمان ولی باید دید که چی باعث شده این قدر از اسلام و نظام فاصله بگیرند ؟ عملکرد بعضی ها بنام اسلام  !!

 ولی افسوس که تنگ نظران نتونستند ببینند و نظام هم نتونست از این موقعیت طلایی بهترین استفاده رو کنه که مطمئن باشین نتیجه اش رو تو انتخابات های بعدی و درصد پایین مشارکت خواهیم دید .

مهندس موسوی عزیز ! واگذارشون کن به خدا و جدت

 

مناظره رضایی و موسوی

بدون شک بهترین , عالمانه ترین و متین ترین مناظره ها بود جوری که مجری که کاملا مشخص بود اوامر گروه سیاسی حاکم در صدا و سیما رو اجرا می کنه ( که با اون قضیه من درآوردی  کاندیدای غایب در نهایت وقت احمدی نژاد رو برخلاف قرعه کشی زیاد کردند اونم در بهترین زمان  ) آخرش گفت که مناظره خوبی بود ، برنامه محور و کارشناسی .

واقعا همون موقع هر انسان عاقل و باسواد و منصفی بود بخوبی می تونست تفاوت اینها با احمدی نژاد رو درک کنه و اینکه چرا امام این قدر به این دو اعتقاد و اعتماد داشت ، ای کاش یکی شون رئیس جمهور می شد و هر موقع هم که یادم می افته اشک تو چشمهام جمع می شه .... معنی اصلح یعنی چی ؟!!

 

حداد عادل

جناب حداد عادل در میدون ولیعصر سخنرانی کردند و فرمودند که نامزدها از رفتار ایشون در ده سال پیش الگو بگیرند که موقع انتخابات مجلس ششم اعتراض نکردند ! و بعدش هم که مثل بقیه همفکران خودشون مشمول لطف رسانه به اصطلاح ملی قرار گرفتند و دعوت شدند و برنامه شون بازپخش هم شد ! گفتند که ابطال انتخابات اصلا معنی نداره !

انگار ایشون یادشون رفته که در انتخابات مجلس ششم ( 29 بهمن 78 ) جزو سی نفر تهران قرار نگرفتند ( آقای احمدی نژاد هم که هشتادم یا نودم شد هم چند بار اعتراض کرد ! که حالا جور دیگری به معترضین نصیحت می فرمایند ) چه اعتراض هایی که نکردند و در نهایت شورای نگهبان هم برای اینکه نفر سی ام که جزو ملی مذهبی ها بود ( علیرضا رجایی ) نره مجلس و شدیداً با وزارت کشور دوره اصلاحات چپ افتاده بود هفتصد هزار رای مردم رو باطل کرد و همین آقا رفت مجلس ششم شد رئیس فراکسیون اقلیت و دوره بعدی مجلس هم رئیس مجلس شد ! حالا ایشون یادشون رفته و آلزایمر سیاسی گرفتند بماند !! انصاف کیلویی چند ؟!!

آینده احمدی نژاد

متاسفانه من آینده سیاسی خوبی رو برای رئیس جمهور نمی بینم ، سالی که نکوست از بهارش پیداست .. همین اول کاری هنوز دو هفته از انتخابات نگذشته نزدیک بیست کشته و صدها زخمی و بازداشت فعالان سیاسی (برخلاف اصل  32 همین قانون اساسی ، قابل توجه اونهایی که قانون قانون می کنند !! )  و محدودیت های ارتباطی و اینترنت و .. نوید خوبی رو نمی ده .

با شناختی که از شخصیت آقای احمدی نژاد دارم فکر می کنم این چهارسال پیش رو ( حداکثر چهارسال که امیدوارم به چهارسال نکشه  ) با چهار سال قبل تفاوت هایی داشته باشه . آقای احمدی نژاد به احتمال زیاد تحت تاثیر این رای 24 میلیونی و رکورد شکنی که به لطف دوستان قدیم و جدید حاصل شد قرار خواهد گرفت و شاید غرور فرا بگیرتش و بیشتر از پیش با مجلس و رئیس مجلس و نهادها و حتی بالاتر دچار تنش و حاشیه بشه و بیشتر از قبل تذکر بگیره ... در همین چهارماه اول 88 فقط دوتا تذکر علنی شدید از رهبری گرفته .  

در تشکیل کابینه هم آقای احمدی نژاد اخلاق خاصی داره ، عده ای رو خیلی قبول داره و تحت هر شرایطی ( حتی مخالفت علما و رهبری و مجلس ) اینها رو به هر شکل که شده حفظ می کنه ( مشایی ، محصولی ، کردان ،  ثمره هاشمی ، سعیدلو ، علی آبادی ، بذرپاش ، علی احمدی  و .. ) و دور و بر خودش نگه می داره اما در عوض با افراد قوی و خوش فکر که مدیرانی قوی و مورد تایید نظام و رهبری هم هستند ( دانش جعفری ، مظاهری ، شیبانی ، وزیری هامانه ، منطقی و ... ) خیلی مشکل داره و تجربه نشون داده حتی اگه از این تیپ افراد رو بالاجبار قبول کنه در نهایت نمی تونه باهاشون کار کنه و یکی یکی کنارشون می گذاره .

متاسفانه از اون جایی که دید سیاسی مردم ( بویژه عوام و روستاها ) پایینه و فقط یک نفر رو می بینند و به یک نفر رای می دن و به حزب رای نمی دیم این مشکلات هست ، در صورتی که اطرافیان شخص خیلی مهم تر از خود شخص هستند . رئیس جمهور یک نفره و از بالا تحت کنترل رهبری و از عرض تحت کنترل مجلس و حتی قوه قضاییه هستش و خیلی نمی گذارند مانور بده و اون جاهایی که لازمه جلوش رو می گیرند ولی اطرافیان دستشون باز تره . همون طور که اشرافی گری برای خاندان فلان بده برای دور و بری های سیاسی و کاری  آقای احمدی نژاد هم بده!!

آقای احمدی نژاد باید فریب این بیست و چهار میلیون رای رو نخوره و خیلی حواسش جمع باشه ، همون هایی که آوردنش این قدر قدرت دارند که براحتی هم ببرنش . همین ها بودند که در انتخابات گذشته در عرض دوساعت کروبی رو پایین کشیدند و کاری کردند که حتی دور دوم هم نره ! و همین ها بودند که برای خراب کردن خاتمی و اصلاحات کاری کردند که این دوره حتما رکورد خاتمی توسط فردی مثل احمدی نژاد شکسته بشه تا حسابی از اصلاحات زهر چشم بگیرند .

آقای احمدی نژاد باید بیش از پیش به نخبگان ( از همه اقشار )  توجه کنه و زبون اونها رو هم متوجه بشه و این شکاف موجود رو ترمیم کنه ، این ابداً افتخار نیست که رئیس جمهور بین قشر تحصیلکرده و روشنفکر و باسواد جامعه خیلی طرفدار و پایگاهی نداره و از طرفی در شهرهای استراتژیکی مثل پایتخت ( تهران ) ، کلان شهرها و جاهایی مثل سیستان و بلوچستان و حتی کردستان و خوزستان خیلی پایگاه مستحکمی نداره و این خیلی خطرناکه و یه آفت سیاسیه  ... زمانی که یه جماعت یکی دو میلیونی تو پایتخت کاملاً خودجوش و بدون امکانات دولتی و تبلیغات وسیع دولتی به نشانه اعتراض راه می افتند یه زنگ خطره ، آقایون باید حساب کار دستشون بیاد .

متاسفانه آقای احمدی نژاد کاریزمای یه شخصیت سیاسی رو به عنوان رئیس جمهور نداره و بعضا در تصمیمات و اظهارات هم مثل یک رئیس جمهور عمل نمی کنه و خیلی سیاست تو کارش و حرفهاش نیست که باور کنید جرقه همه این اختلافات و اتفاقات هم از سخنان احساسی ایشون زده شد و رهبری و علما هم ابراز نارضایتی کردند و همین مایه اختلاف ایشون و قشر تحصیلکرده و روشنفکره ... باید بعد از این خیلی دقت کنه .

واقعیت آرا ء  

اگه بپذیریم که نتیجه اعلام شده رسمی واقعیت داره با توجه به نتایج ریزی که منتشر شده  این طور باید تحلیل کنیم که بخش اعظمی از آرای آقای احمدی نژاد در مناطق دورافتاده و شهرستان ها و روستاها بوده و در کلان شهرها هم بیشتر آراش بخاطر همون افشاگری معروف بود که خلاف شرع و اخلاق و قانون انتخابات و کاملا موثر در نتیجه و یک طرفه بود و رسانه به اصطلاح ملی هم با بی عدالتی ها و ناجوانمردی های خودش به این قضیه کمک کرد .

این کار باعث شد رای یه عده لُمپن که نه اخلاق حالیشونه نه قانون نه شرع و صرف حرف بقالهای سر کوچه و خاله زنکها براحتی مسئولین باسابقه و مورد تایید رهبری رو دزد می دونند که هیچ جاهم ثابت نشده و صرفا شب انتخابات بواسطه احساس خطر از کاهش آرا بیان شد به طرف احمدی نژاد جلب بشه ... این خلاف اخلاق و شرع و قانون بود و این جوری رای جمع کردن خیلی شیوه ناپسند و پستی هستش ولی افسوس و وای و صد وای بر این جامعه که این طوری نکوهش که نکرد هیچ کف هم زد ! باعث تاسفه که حتی قشری که خودش رو مذهبی هم می دونه با اونها همراهی کرد حالا کجای دین و مذهب چنین چیزی تایید شده ( که حتی رهبری و علما هم تایید نکردند و واکنش نشون دادند ) من موندم !!  

یکسری کمکهای دولتی و افزایش حقوق هایی که یک سال بود همین " قانون " گفته بود باید اجرا بشه اما آقایون به بهانه های مختلف سرباز می زدند و حتی با مجلس هم چند بار به مشکل برخوردند در شب انتخابات در جلب شدن رای عوام به احمدی نژاد موثر بود و البته از رای تندروهای سنتی - مذهبی و رای بازهم عوامی که به شکل سنتی  اعتقاد دارند رئیس جمهور برای یه دوره دیگه هم باید انتخاب بشه و " رفتار انتخاباتی " اینچنینی دارند همه و همه دست به دست هم داد تا فریاد قشر تحصیلکرده ، روشنفکر و باسواد و آگاه جامعه که از نظر کمی کمتر از این جمعیت رای دهنده هستند به جایی نرسه و چهار سال دیگه باید خون دل بخوریم و منتظر یه معجزه باشیم تا شاید فرجی بشه .

آقای هاشمی و عربستان

آقای احمدی نژاد تو مناظره با مهندس موسوی گفت که اوایل ریاست جمهوری اش آقای هاشمی به پادشاه عربستان ( ملک عبدالله ) پیام داده که ما دولت رو 6 ماهه سرنگون می کنیم !! آقای هاشمی فرداش تو حرم امام به احمدی نژاد گفته بود من هرگز پیامی برای پادشاه عربستان نفرستادم و به نظر منم درست می گه ، این از همون توهمات خاص رئیس جمهور مهرورزه که بر اساس یکسری اطلاعات غلط ایجاد شده .

آقای هاشمی اولا از نظر مقام  رسمی در موقعیتی نیست که برای پادشاه عربستان پیام بفرسته و بعدش هم به نظر من اگه کاری رو بخواد انجام بده حتما انجام می ده . البته تا جایی که یادم می آد اون موقع از طرف ایران پیامی به ملک عبدالله فرستاده شد که بعد کلی جستجو تو اینترنت هم بهش رسیدم ( اینجا رو ببینید ) که البته یک سال و نیم بعد شروع دوره احمدی نژاد بوده و این طور هم نبوده که زمین زدن دولت به عربستان اعلام شده باشه ! من خودم احتمال می دم بخاطر مسائلی که بعد احمدی نژاد در مورد شاهزاده بندر بن سلطان ( ولیعهد 60 ساله عربستان ) بوجود اومد و ناراحتی ملک عبدالله رو سبب شد ( من این طور شنیدم ، اطلاع دقیق ندارم ) از طرف بزرگانی که معمولا کم این ور و اون ور پیام می فرستند پیامی فرستاده شد که شما با ما طرف هستین و ... بازم می گم الله اعلم !

تاریخ

اگه اهل مطالعه تاریخ باشین (چه تاریخ ایران و چه تاریخ اسلام ) بین اوضاع فعلی و تاریخ شباهت های فراوانی رو می تونین پیدا کنین . مسائلی که بعد فوت پیامبر اسلام ( ص ) پیش اومد و سر بر آوردن عده ای که تا پیامبر ( ص ) زنده بود جرات ابراز وجود نداشتند و کارهایی بنام اسلام انجام دادند که جز خدشه دار کردن وجه نورانی اسلام در اذهان عمومی و انحرافات نتیجه ای نداشت ، مظلومیت علی ( ع ) و سکوت بیست و پنج ساله اش و ضایع شدن حق مسلم اش ، ایجاد تصویر بد و مخدوش  از علی ( ع ) در اذهان عمومی تا زمانی که بر منبرها لعن علی ( ع ) و فرزندان پاکش رسم بود !! و بعد ضربت خوردن  در محراب که منجر به شهادت شد  هم که بعضی ها با تعجب می پرسیدند مگر علی ( ع ) نماز می خواند ؟!!!!!!!!!

در تاریخ ایران هم دستگیری های گسترده فعالان سیاسی ، محدود کردن اطلاع رسانی و امنیتی کردن فضا ، آشوبگر و خارجی خواندن معترضین ( و نه اغتشاشگران ) و وارونه و یک طرفه و چاپلوسانه اطلاع رسانی کردن و ... همه مواردی هستند که اگه قرار بود نتیجه داشته باشه برای همون ها نتیجه بخش بود .

در پایان هم توجه شما رو به خطبه ای  از امام علی ( ع ) که خیلی پر معنی و جالبه جلب می کنم  :

" به خدا قسم اشتباه می کنید ، معاویه از من زیرکتر نیست ، او دغلباز است ، فاسق است ، من نمی خواهم دغلبازی کنم ، من نمی خواهم از جاده حقیقت منحرف شوم ، فسق و فجور مرتکب شوم . اگر نبود که خدای تبارک و تعالی دغلبازی را دشمن می دارد ، آنوقت می دیدید که زرنگترین مردم دنیا علی است . دغلبازی فسق است ، فجور است و این گونه فجورها کفر است و من می دانم که هر فریبکاری در قیامت محشور می شود در حالی که یک پرچمی دارد ( مقصود اینه که فریب خوردگان هم زیر پرچم فریب دهنده هستند )  "


 
دجال و موج سبز !!!
ساعت ٤:۳۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ تیر ۱۳۸۸ : توسط : مجید

به نام خدا

دوشنبه اول تیرماه 88

مطلب بعدی : مشخص نیست !

این روزها اون قدر حرف و حدیث و اتفاق وجود داره و پیش اومده  که فکر کنم برای اولین بار فاصله گذاشتن مطلب جدید  تو وبلاگم به دوروز کاهش پیدا کرده ! شاید اگه عمری باقی باشه بعدا هم این جوری باشه و برای تنویر افکار عمومی و جلوگیری از این خط انحرافی براه افتاده مجبور باشم هی مطلب جدید با فاصله کم بذارم ! مطلب پزشکی هم که پیشکش ! هرچقدر دوست دارم بذارم نمی شه که نمی شه !

حتی بعضی مطالب اون قدر مهم هستند که نمی تونم از حوادث روز شنبه و آتیش زدن مسجد محل مون که از همه کانال های تلویزیونی هم پخش شد و حسابی معروف شدیم هم صحبت کنم ! روز شنبه محل ما واقعا یک جنگ تمام عیار بود !

بگذریم ! تو ایام تبلیغات بعضی بدخواهان و کینه ورزان برای اینکه موج سبز تبلیغاتی رو یک حرکت کفرآمیز و مغایر با شئونات اسلامی جلوه بدن و یکی از کاندیداها رو که سید و  اولاد پیامبر ( ص )  هم هست  خراب کنند حدیثی از حضرت علی ( ع ) نقل کردند با این مضمون که یاران دجال شال ها و نمادهای سبز دارند ! به هر حال ظاهرا برای انتخابات ریاست جمهوری نفی دیگران برای اثبات خود برخلاف نظر رهبری حسابی مد شده و یکی از کاندیداهای محترم که خیلی اهل برنامه و طرح و این چیزها نیست در هر دو دوره بخوبی از این سیاست ناسالم استفاده کرده و تونسته رای مردم عوام و ناآگاه رو جلب کنه و طرفداران ایشون هم دست کمی از خودش ندارند .  

واقعا متاسفم که جامعه ما اون قدر سقوط اخلاقی کرده که بعضی ها برای خراب کردن انسانهای مومن و یه ریاست جمهوری به دخل و تصرف در حدیث معصومین ( ع ) هم متمسک شدند ! من چون چند سال پیش حدیث کامل رو تو الخرائج و الجرائح علامه قطب راوندی خونده بودم برام سخت نبود که برم و ته توی قضیه رو در بیارم .

در کتاب نجم الثاقب مرحوم حاج میرزا حسین طبرسی نوری که از کتب معتبر درباره امام زمان ( عج ) هستش و در بخشی از باب سوم کتاب چنین اومده که یکی از کارهایی که اون حضرت بعد ظهور موفورالسرور خودشون انجام می دن قتل دجال لعین هستش که از عذابهای الهی برای اهل قبله به شمار رفته .

در سوره انعام آیه 65 چنین می بینیم :  " قُل هُوَالقادرُ عَلیَ اَن یبَعثَ عَلیکُم عذاباً مِن فوقکم ... "  در تفسیر علی بن ابراهیم از امام باقر ( ع ) روایت شده که " عذاب " همون دجال هستش و هیچ پیامبری نیامد مگر آنکه ترساند مردم را از فتنه دجال .

 در کمال الدین هم از پیامبر ( ص ) روایت شده که چگونه فتنه نباشد ، با آن هیات و استعدادی که او بیرون می آید در سال قحط شدید و آفاق را سیر کند جز مکه و مدینه را . همین طور ایشان بعد از روایتی طولانی که از نافع بن عمر در الخرائج و الجرائح هم نقل شده درباره دجال چنین فرمودند : " او در حالی که سوار بر الاغی است که فاصله میان دو گوشش یک میل راه باشد خروج می کند ، بهشت و جهنم با اوست و کوهی از نان و نهری پر از آب دارد ، بیشتر پیروانش یهودی و زنان و عربهای بادیه نشین و بیابانی هستند ، او به جز مکه و مدینه و حومه آنها در همه جای زمین قدم گذاشته و وارد می شود " .

از امام صادق ( ع ) هم ( در همون نجم الثاقب ) نقل شده که خداوند تبارک و تعالی چهارده نور آفرید ، پیش از آنکه بیافریند خلق را ، به چهارده هزار سال و آن ارواح ماست . کسی پرسید : بابن رسول الله ! کیستند این چهارده تن ؟ فرمود : محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین و ائمه از فرزندان حسین ( ع ) که آخر ایشان قائم است که برمی خیزد بعد از غیبتش و می کشد دجال را و پاک می کند زمین را از هر جور و ستمی .

اما می رسیم به حدیثی که از حضرت علی ( ع ) تحریف شد !! از نزال بن سبره روایت شده که علی ( ع ) بعد از خواندن خطبه ای سه بار فرمود : َسلونی قبل اَن تَفقَدونی ( بپرسید قبل اینکه مرا از دست بدهید ) که صعصه بن صوحان بلند شده و عرض کرد : ای امیرالمومنین ! دجال چه وقت خروج می کند ؟

حضرت فرمود : سوال شونده در این مورد از سوال کننده داناتر نیست ( یعنی فقط خدا می دونه ) ولی برای خروج او نشانه ها و علاماتی است که پشت سر هم به وقوع می پیوندند :  هنگامی که مردم نماز را بمیرانند ، امانت را ضایع ، دروغ گفتن را حلال ، ربا بخورند ، ساختمانها را بلند و محکم بسازند ، دینشان را به دنیا بفروشند .

موقعی که سفیهان بکار گرفته شوند ، با زنان مشورت شده و پیوند خویش را پاره کنند ، از هواهای نفسانی تبعیت شود و ریختن خونها سبک و بی ارزش شمرده شود ، زمانی که بردباری و حلم در میان آنها نشانه ناتوانی حساب آید ، ظلم و ستم فخر باشد ، اُمرای فاجر و وزرای ظالم و سرکردگان دانای خائن و قاریان قرآن فاسق باشند و شهادت به دروغ آشکار گردد .

اعمال زشت و گفتار بهتان آمیز و گناه و طغیان و تجاوز علنی شود ، قرآنها آراسته و زینت شود و مسجدها نقاشی و رنگ آمیزی و مناره ها بلند شود و اشرار مورد احترام و عنایت باشند و صفها  ( صفهای نماز ) درهم بسته شوند و خواهشها مختلف ، عهد و پیمان ها شکسته و وعده ای که داده شود نزدیک شود .

زنها بخاطر حرص و میل شایان به دنیا در تجارت با شوهران شرکت جویند ، صداهای فاسقان بلند گردد و کلامشان مورد توجه ( آهنگهای مبتذل ! ) ، رذل ترین و بدترین هر قوم ، بزرگ آنها شود و از شخص فاجر بخاطر ایمنی از شرش تقیه شود و دروغگو تصدیق شود و خائن امین گردد .

زنان نوازنده و خواننده آلات طرب و موسیقی بدست گرفته و نوازندگی کنند و مردم پیشینیان خود را لعنت نمایند . زنها بر زینها سوار شوند و مردان و شبیه زنان و زنان شبیه مردان شوند . شاهد بدون اینکه از او درخواست شهادت شود شهادت دهد و دیگری بخاطر حفظ احترام ( یا دوستی ) برخلاف حق شهادت دهد و فقاهت را برای غیر دین بیاموزند و کار دنیا را بر آخرت ترجیح دهند .....

در این هنگام اصبغ بن نباته ( از یاران حضرت ) برخاست و پرسید : یا امیرالمومنین ! دجال کیست ؟ حضرت فرمودند: صائدبن صائد ( صید ) است . شقی است کسی که او را تصدیق کند و سعادتمند است کسی که او را تکذیب کند . از شهری که آن را  " اصفهان "  می گویند و از روستایی که معروف به  " یهودیه "  است خروج می کند ، چشم راست ندارد و چشم دیگرش در پیشانی اوست و مانند ستاره صبح می درخشد . چیزی در چشم اوست که گویی آغشته به خون است . در بین دو چشم او کلمه کافر نوشته شده که هر باسواد و بی سوادی می تواند آن را بخواند . داخل دریاها می شود و آفتاب با او در گردش است . پیش روی او کوهی از دود است و پشت سرش کوه سفیدی است که مردم گمان می کنند طعام ( گندم ) است .

او در زمان قحطی شدیدی خروج می کند ، بر الاغی سفید رنگ ( مایل به سبز و کبود ) سوار است که هر گامش به اندازه یک میل راه است . منزل به منزل زمین را طی می کند و هز هیچ آبی نمی گذرد مگر اینکه تا روز قیامت در زمین فرو رفته و خشکیده می شود . با صدای بلند به طوری که جن و انس و شیاطین از مشرق تا مغرب صدای اورا می شنود ندا می دهد که : ای دوستان من ! به سوی من آیید ، منم آن کسی که بشر را آفریدم و اندام آنان را معتدل و متناسب ساختم و هر کسی را قدر و اندازه ای داده و هدایت می کنم ! من آن خدای بزرگ شما هستم !

دجال دشمن خدا ، دروغ می گوید ، او یک چشم دارد و غذا می خورد و در کوچه بازارها راه می رود و حال آنکه خدای عزوجل یک چشمی نیست و فنا ناپذیر است و غذا نمی خورد و در کوچه بازار راه نمی رود .

  آگاه باشید که در آن روز اکثر پیروانش زنازاده اند و چیز سبزی بردوش دارند !  ( همون قسمت تحریف شده ! ) خداوند اورا در شام در گردنه ای که معروف به گردنه افیق است ، وقتی که سه ساعت از روز جمعه برآمد به دست کسی که عیسی بن مریم پشت او نماز می گذارد ( امام زمان عج ) به هلاکت می رساند ، آگاه باشید و بدانید که بعد از آن حادثه بزرگی روی می دهد. ( الخرائج و الجرائح قطب راوندی به نقل از بحار الانوار )

خب دوستان ! خودتون اصل حدیث و روایت رو خوندین و می بینین که چطور تحریفش کرده بودند ! پر واضحه که هر تفسیر و تاویلی در صلاحیت علمای دینی هستش و خیلی وارد اینکه دجال کیه نمی شیم که خیلی نظریات بیان شده .

 اما هر انسان عاقل و باسوادی  که یکبار کامل این مطالب رو بخونه چنین برداشتی نمی کنه که این موج سبز تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری همون یاران دجال هستند ! از نظر مکانی و زمانی هم مواردی که ذکر شده جور در نمی آد و احتمالا بخصوص پاراگراف آخر در زمان نزدیک متصل به ظهور حضرت و بعد  رخ دادن بعضی علامات حتمی  بوقوع خواهد پیوست که جز خدا کسی به اون عالم نیست .

البته موج سبز ابتکار جالبی بود اما با توجه به حساسیت قشر سنتی - مذهبی و البته تندروی جامعه روی این رنگ بهتر بود تو این قضیه احتیاط می شد و به همون میرحسین که سید هم هست بسنده می شد و خیلی گزک دست کسی نمی افتاد و این طوری عزیزان مجبور به تحریف حدیث نمی شدند !  از این طرف هم تندروی هایی انجام نمی شد .

به کسانی که این کار رو کردند هشدار می دم بهتره با این سو ء استفاده های کثیف و تحریفات حتی فرمایشات معصومین ( ع ) برای اغراض سیاسی آخرتشون رو به دوروز دنیا نفروشند چون کسانی هستند که بیان بطور کامل و مستند اصل قضیه رو تبیین کنند و مانع انحراف افکار عمومی و تحریف دین و احادیث بشن ..... من بهتون قول دادم از این راه وارد بشم و این تازه اول راهه ... البته اگه عمری باقی بود .