بررسی کابینه پیشنهادی احمدی نژاد
ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٩ امرداد ۱۳۸۸ : توسط : مجید

به نام خدا

پنجشنبه بیست و نهم مردادماه 88

با توجه به معرفی کابینه از طرف رئیس جمهور ( البته با یک روز تاخیر ! )  در مطلب امروز تک تک اعضای کابینه پیشنهادی رو مورد بررسی و تحلیل قرار می دیم وحساب می کنیم ببینیم با توجه به شخص معرفی شده و ترکیب مجلس هر کس چقدر شانس رای آوردن داره .  

این درصدهایی که ما گذاشتیم و این حدسیات برمبنای ترکیب مجلس متشکل از اصولگرایان ، وکیل الدوله ها یا احمدی نژادی ها ، اصلاح طلبان و مستقل ها هستش ، مثلا اگه یه جا گفتیم شانس فلانی بیست درصده رای بیاره این بیست درصد همون احمدی نژادی ها هستند که بهش رای می دن و حتی شانس رای اصولگرایان هم براش خیلی ضعیفه ... خواستم پیشاپیش بگم اونهایی که خیلی ادعاشون می شه می دونند و سرشون تو اخباره  اما بدیهی ترین مسائل رو هم نمی دونند و فقط بلدند  از این و اون ایراد بگیرند در جریان باشند !

من اگه اینجا حرفی می زنم بهش مطمئنم و قطعاً کذب نیست ، اگه هم حرفی نمی زنم و در همین حد بسنده می کنم یعنی اینکه بیشتر از این نمی شه جلوتر رفت و نوشت ... دلیل بر ندونستن نیست .

این حرفها و حساب کتاب ها براین فرضه که همه چیز عادی جلو بره و نمایندگان مجلس بینی و بین الله و نه از سر ملاحظات خاص سیاسی و جناحی و اتفاق نیافتادن اصل 136 قانون اساسی و کاملاً منطقی رای بدن والا در غیر این صورت باید بساط تحلیل و بررسی رو جمع کرد چون اون وقت معیارهای دیگه ای می آد وسط .  

نکته مهم دیگه هم اینه که تو رای مجلس برنامه هایی که وزرا ارائه می دن و همین طور سوابقشون و  آتوهای احتمالی ! گذشته  و حرفهایی که تو کمیسیون ها می رن می زنند خیلی مهمه و شاید حتی تعیین کننده باشه و اینهایی که ما می گیم همش پیش فرضی مبنی بر اون چه که تا الان بوده و می دونیم  هستش نه اون چه که خواهد بود . 

اونم با توجه به اینکه بعضی چهره های معرفی شده ، خیلی چهره های شناخته شده و مطرحی نیستند و مثل هندونه در بسته می مونند و حتی اسم بعضی هاشون به گوش نمایندگان مجلس هم نخورده !!

 مهم ترین بخش هم موقع رای اعتماد و تو صحن علنی خواهد بود که ممکنه وزیری هوشیاری به خرج بده و با توجه به بافت مجلس دست روی احساسات مذهبی نمایندگان بذاره ( مثل استیضاح مهندس محلوجی وزیر معادن و فلزات دولت آقای هاشمی که تو نطق پایانی گفت من تو مسجد شهرمون مُکبر بودم !! یا سخنوری بالای  آقای دکتر مهاجرانی که دوبار از یک مجلس اصولگرا رای اعتماد گرفت ) و در نهایت رای نمایندگان رو تحت تاثبر قرار بده .

 به هر حال درک کنید که تو این مملکت فقط تخصص و کفایت و شایستگی و سوابق ملاک نیست! گاهی وقتها خوندن یه شعر یا یه حدیث و آیه از طرف یک وزیر پیشنهادی حتی وزارتخونه تخصصی بیشتر تو رای اش موثره تا حرف زدن پیرامون برنامه ها و مسائل تخصصی حوزه وزارت !!

و در نهایت هم رایزنی ها و تغییر و تحولات و پیغام پسغام هایی که ممکنه از جاهای مهم به مجلس برسه هم در رای نمایندگان تاثیر گذار خواهد بود ، این حرفهای ما و حساب کتاب های ما بیشتر منوط به اینه که مجلس بخواد تخصصی و با وجدان و در جهت منافع ملت عمل کنه ... باقیش دیگه از دست ما خارجه !

 

نگاه کلی

من این کابینه رو در مقایسه با کابینه چهارسال قبل آقای احمدی نژاد ضعیف تر ارزیابی می کنم ، در کابینه قبلی وزن کیفی وزرا چه از نظر سابقه و چه از نظر شناخته شده بودن و چه از نظر کارایی و آشنایی با حوزه وزارتی  خیلی بیشتر و بهتر بود ( نسبت به این کابینه )  و کابینه سر موقع و بدون زیر پا گذاشتن قانون و تجاوز از مهلت قانونی ( دو هفته بعد از تحلیف ) معرفی شد اما در این دوره آقای احمدی نژاد رعایت نکردند و تا دقایق آخر در بعضی پست ها علی رغم حدود چهل روز وقت مونده بودند که باعث تاسفه .

محسنی اژه ای ، دانش جعفری ، پورمحمدی ، جهرمی ، طهماسبی ، صفار هرندی ، سعیدی کیا و ... افراد شناخته شده ای بودند که نسبت به جانشینان امروزی شون بهتر بودند ( من مواضع سیاسی ام رو دخالت نمی دم ، دارم کلی و فراجناحی حرف می زنم والا ممکنه بعضی آقایون رو قبول نداشته باشم  ) .

نکته بعدی حضور زنان برای اولین بار در کابینه ست ، امری که حتی در دولت آقای خاتمی که شعارش روشنفکری و این چیزها بود هم انجام نشد و بنده خدا آقای خاتمی شاید اگه دلش هم می خواست جرات این کار رو نداشت چون ممکن بود به اصطلاح مذهبی ها و کفن پوشان قشقرق به پا کنند و شلوغ کنند  ولی خب آقای احمدی نژاد نظر کرده ست و هر کاری بکنه حتی اگه ایستادن جلوی حکم رهبری هم باشه کک کسی هم نمی گزه و به چشم کسی نمی آد  ، خدا به امثال آقای خاتمی ذره ای شانس و به این به اصطلاح مذهبی ها ذره ای انصاف عنایت کنه ، ان شالله !

من ترجیح می دم راجع به دیدگاه های خودم راجع به وزارت خانم ها حرفی نزنم ، این طوری بهتره .  البته این خانم هایی که به عنوان وزیر معرفی شدند هم نماینده کل خانم ها نیستند بلکه نماینده یک قشر خاص هستند و اگه مدعیان امروزی بودن و روشنفکری و احقاق حق خانم ها  راجع به این خانم ها و نظرات و دیدگاه هایی که دارند بیشتر بدونند همون وزیر مرد رو ترجیح می دن ! مطمئن باشین ! هر چند دوتاشون واقعا هم ضعیفند .

نکته دیگه در مورد کابینه هم اینه که بازهم آقای رئیس جمهور ترجیح دادند در حلقه بسته دور و بر خودشون که متشکل از تیم استانداری اردبیل ، شهرداری تهران و همکاران علم و صنعتی و چند تن از رفقاست بمونند و همگرایی و هماهنگی ( همون حرف گوش کنی ! ) رو به کارآمدی و تخصص ترجیح دادند که این به ضرر مردم و کشوره ، البته ایشون قطعاً در مصاحبه تلویزیونی خلاف اینها رو خواهد گفت و مثل همیشه یه جورایی سعی می کنه توجیه کنه و با همون قدرت بیان و زبون ریختن و سوار شدن به احساسات ملت این کابینه رو تا حد اعلا بالا ببره.

واقعیت اینه که ایشون با نخبگان و مدیران قوی و شناخته شده نظام و مورد تایید رهبری نمی تونند کار کنند و دوست دارند تحت هر شرایطی حرف خودشون رو پیش ببرند و ماهم چاره ای جز تحمل نداریم . به هر حال رای دهندگان ایشون که از کمیت بالا اما وزن کیفی پایین در کشور برخوردارند خیلی به این چیزها فکر نمی کردند و اصلاهم براشون مهم نبود و شاید اکثرشون از این چیزها سر در نمی آرن که ترکیب دولت باید چطور باشه و این حرفها ... فقط یک شخص و  ظاهر و البته منافع شخصی و توهمات خودشون به اسم دین و یه سری شعارهای قشنگ رو دیدند و بس .

حقا که چنین کابینه ای به چنین رای دهندگان و چنین رئیس جمهوری کاملاً  هم می خوره ! این تازه اولشه ! لیاقت شون هم همینه و جز این نیست . اگه ما هم کابینه رو داریم تحلیل می کنیم و می گیم فلانی خوبه این خوب متناسب با این رئیس جمهور و این دولته ...با این وضعیت نباید ایده آل گرا باشیم .

در هر صورت ان شالله خدا خودش این دوره رو بخیر کنه ، ما می خوایم خوش بین باشیم اما حقیقتاً نمی شه ! شما نگاه کنید در همین چند ماه بعد انتخابات چقدر کار ناشیانه از رئیس جمهور سرزده که حتی صدای عقلای اون طرفی هم در اومده .  به هر حال ای کاش ما هم مثل این رای دهندگان آقای احمدی نژاد خیلی اطلاعات درست و حسابی نداشتیم و از هیچی سر در نمی آوردیم ، باور کنید این طوری راحت تر زندگی می کردیم و این قدر حرص نمی خوردیم .

فقط امیدوارم با این کابینه ای که معرفی شده و ان شالله مجلس هم با دقت و وسواس بررسی اش خواهد کرد برای اولین بار در تاریخ نظام جمهوری اسلامی بعد از رای اعتماد ،  کابینه مشمول 136 قانون اساسی نشه ! و دوباره کارش به رای گیری مجدد برای همه نرسه و وزرای پیشنهادی کمتر از حد نصاب رای عدم اعتماد بگیرند ... به هر حال خیلی برای دولت جمهوری اسلامی زیبا نیست .

 

 

وزارت آموزش و پرورش ، دکتر سوسن کشاورز  :

دکترای فلسفه تعلیم و تربیت و از تیر ماه گذشته معاون وزیر و رئیس آموزش و پروش استثنایی که قبل از اون هیچ سابقه اجرایی و سیاسی و .. خاص و مهمی نداشته و حتی خبرنگاران عکس ایشون رو هم به زحمت پیدا کردند!! و نمایندگان مجلس هم گفتند نمی شناسنش ! ضعیف ترین وزیر معرفی شده اونم برای یه وزارتخونه عریض و طویل و مهم و با هزاران هزار مشکل !

یادخانم جوادی معاون آقای احمدی نژاد و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست افتادم که چهارسال پیش نهایت آرزوش مدیر گروهی گروه آموزشی مربوطه در دانشگاهشون بود اما به یکباره با پیشنهاد معاونت رئیس جمهور مواجه شد ! واون قدر خوشحال شده بوده که از اطرافیانش صحت و سقم مسئله رو می پرسیده !  چون در دولت آقای خاتمی  رئیس سازمان حفاظت محیط زیست زن بود در دولت بعدی هم باید همین طور می بود تا کم نیارن ! بعد هم منتش رو سر خانم ها می گذارند ! این دیگه چطور توجه به زنانه من موندم !!

با توجه به حساسیت وزارت آموزش و پرورش و مدیریت قوی و با سابقه و شناخته شده ای که باید بالاسر این وزارتخونه باشه من شانس رای اعتماد به ایشون رو حتی بدون توجه به جنسیت صفر می دونم .

 

وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات ، رضا تقی پور  :

کارشناس ارشد صنایع و با سابقه نزدیک بیست سال کار مدیریتی در صنایع مخابرات ، معاون وزیر ارتباطات و رئیس سازمان فضایی کشور ، مدیریت کلان پروژه های ماهواره های کوچک از جمله پست های ایشون به شمار می ره .

خوشبختانه فردی باسابقه و کارکرده در این عرصه هستش و می تونه جانشین خوبی برای سلیمانی پیر باشه ، نمایندگان مجلس باید برنامه ها و سوابق ایشون رو در روزهای آینده بررسی کنند و اگه مشکلی نداشته باشه بهش رای اعتماد بدن . من شانس ایشون رو برای اخذ رای اعتماد در شرایط عادی و اگه آتوی خاصی ازش پیدا نشه و سو ء مدیریتی ازش دیده نشه  بالای هفتاد هشتاد درصد می دونم .

وزارت اطلاعات ، حجه الاسلام حیدر مصلحی :

اون چه که می شه در مورد وزیر پیشنهادی اطلاعات بیان کرد اینه که ایشون سابقه نمایندگی ولی فقیه در سپاه و بسیج رو داشتند ( در قرارگاه های خاتم الانبیا و کربلا و نیروی زمینی ) که البته کار اطلاعاتی نیست  و در حال حاضر هم مشاور رئیس جمهور و رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه هستند ، سال گذشته هم بعد از برکناری کردان جزو گزینه های مطرح برای وزارت کشور بودند.

به نظر می رسه علت معرفی ایشون هماهنگی و اعتقاد خاصیه که رئیس جمهور به ایشون داره ، متاسفانه بعد از قضیه مشایی و عدم تمکین رئیس جمهور از حکم رهبری که اعتراض بعضی وزرای ولایت مدار  مثل محسنی اژه ای که ازافراد مورد تاییدرهبری هم هستند رو برانگیخت که در نهایت در فاصله یک هفته مونده به پایان دولت منجر به عزلش شد ،  احمدی نژاد خودش سرپرستی وزارت اطلاعات رو برعهده گرفته ( مجید علوی معاون اژه ای حکم سرپرستی رو نپذیرفت و الان قائم مقام سرپرسته ) و تغییرات گسترده ای در سطح معاونان وزیر که جملگی هم آدمهای با سابقه و امین رهبری بودند ایجاد کرده و حتما هم توقع داره وزیر آینده اطلاعات هم همگام با اوامر و خواسته هاش و این تغییرات باشه .

که البته همین هم جای سوال داره که اساساً آیا رئیس جمهور می تونه خودش سرپرستی وزارتخونه رو عهده دار باشه ( حالا هر وزارتخونه ای ) و اصل 135 قانون اساسی که تعیین سرپرست رو به عهده رئیس جمهور گذاشته در این مورد مبهمه ( در قانون اساسی قبلی نخست وزیر طبق نص صریح قانون می تونست )  و بعدش هم بطور خاص در مورد وزیر اطلاعات که طبق ماده واحده تعیین وزیر اطلاعات مصوب 29/2/1362 مجلس شورای اسلامی باید حتما مجتهد ، اشتهار به عدالت و تقوی ، داشتن سابقه روشن سیاسی و مدیریت و عدم وابستگی به احزاب و جریانات سیاسی هم دارا باشه ، حالا زمانی که وزیر باید این شرایط رو داشته باشه سرپرست هم نباید واجد این شرایط باشه ؟

با توجه به تاثیر پذیری احمدی نژاد از مشایی و اینکه مشایی سالیان گذشته جزو نیروهای وزارت اطلاعات بوده و ظاهرا دل خوشی از بعضی معاونان و نیروهای داخل وزارت نداشته و می خواستند به نوعی " خودی " هاشون رو به محسنی اژه ای تحمیل کنند که نپذیرفت ( بنابر اظهارات خود رئیس جمهور ) و الان هم این تغییرات بر همین اساسه و می خوان کاملا اونجا رو تو دست بگیرند  ، بخصوص اینکه از اونجا راحت تر می تونند علیه نیروهای مخلص و مومن و بزرگان و منتقدینشون پرونده و پاپوش درست کنند و سرشون رو به سقف بکوبند!

ولی با همه این حرفها و تغییرات نه چندان مدبرانه و دلسوزانه ، بازهم نیروهای مخلص وزارت اطلاعات نجابت به خرج دادند و بیانیه صادر کردند و از رسانه ها خواستند اسمی از افراد و مسئولین و پست های در حال تغییر نبرند ( که البته برده شده بود و کار از کار گذشته بود  )  که خلاف اصول حفاظت اطلاعاته ... خدا عاقبتمون رو بخیر کنه .

در هر صورت من وزیر پیشنهادی اطلاعات رو قویتر از کسی مثل دکتر روحانی که من علاقه مند بودم ایشون وزیر باشه اما خب در دولت احمدی نژاد امکانش نیست یا رئیسی ( معاون اول قوه قضاییه ) که چهار سال پیش هم جزو گزینه ها بود و یونسی که جزو نیروهای معتدل و میانه رو و مورد تایید رهبری هم هستند نمی دونم و البته به نظر بهتر از گزینه هایی مثل حسینیان و تائب هستش که اسمشون مطرح بود ، ولی بر اساس ملاحظاتی احتمال رای آوردن ایشون رو هم کم نمی دونم و بالای پنجاه درصد حساب می کنم هر چند امیدوارم در مجلس با حساسیت بیشتری در مورد این وزارتخونه و بخصوص تغییر و تحولات اخیر بحث بشه و اگه مجلس بخواد تخصصی تر و منصفانه تر به قضیه نگاه کنه احتمال اینکه ایشون رای نیاره هم هست ولی اگه قراره که با رای نیاوردن ایشون گزینه های نه چندان خوش نام و ضعیف تر مطرح بشن همون بهتر که رای بیاره !!

وزارت امور اقتصادی و دارائی ، دکتر  شمس الدین حسینی  :

از بهترین و قویترین وزرای معرفی شده ( کلاً  تو این چهارسال )  توسط احمدی نژاد ایشونه ، فردی جوان ، کاملاً تحصیلکرده و کار کرده در رشته اقتصاد که سوابق خوب آموزشی و پژوهشی دانشگاهی هم داره  و شاگرد دکتر پژویان یکی از اساتیدبرجسته اقتصاد ایران هم بوده ، حتی ایشون می تونست با توجه به اینکه سالها در وزارت بازرگانی بوده یک گزینه خوب و قوی برای وزارت بازرگانی هم باشه .

مطمئناً اگر دکتر حسینی مافوقی غیر از رئیس جمهور مهرورزمون داشت بیشتر می تونست قدرت مانور داشته باشه و کارهاش به چشم بیاد  اما خب سیستم کاری آقای احمدی نژاد جوریه که خودش رو کارشناس ارشد می دونه و در نهایت هم حرف خودش رو پیاده می کنه اما با همه این اوصاف همین آقای دکتر حسینی برای وزارت اقتصاد و در همچین دولتی خیرالموجودینه ، حتما عزیزان می دونند که بحث تورم و گرانی و این حرفها ففط به وزیر اقتصاد مربوط نمی شه و تابع سیاستهای جمعی و کلان دولته .

با توجه به اینکه نزدیک یک سال هم از شروع به کار دکتر حسینی در وزارت اقتصاد نمی گذره ابقاش منطقی بود هر چند می شد ازش به عنوان وزیر بازرگانی هم استفاده کرد ، من صد در صد پیش بینی می کنم و بسیار امیدوارم که ایشون رای خوب و البته بالایی از مجلس بگیره هر چند شاید در ادامه کار به سرنوشت بعضی وزرای دولت نهم دچار بشه که ان شالله نمی شه . 

وزارت امور خارجه ، منوچهر متکی  :

با توجه به گزینه هایی که مطرح بودند ( سید احمد موسوی ، سعید جلیلی و پرویز داوودی ) همین آقای متکی رو باید بچسبیم ! به هر حال از همه با سابقه دارتر در عرصه سیاست خارجی و البته خوش تیپ تره هرچند شاید اگه به احمدی نژاد بود این دور متکی معرفی نمی شد چون در این چهار سال باهم بالا پایین داشتند .

البته سعید جلیلی هم که شانس خوبی داشت با اعتراض به احمدی نژاد سر قضیه اجرا نکردن حکم رهبری  در مورد مشایی عملاً شانس خودش رو از بین برد .

در مورد متکی حرف و حدیث هایی مطرحه ، از جمله مدرک تحصیلی اش و سر کار گذاشتن همه اعضای خانواده و حتی دوستان همسرش در وزارت خارجه که خیلی این حرفها به جایی نمی رسه ، چون این کارها فقط از طرف اصلاحات و موسوی و خاتمی و هاشمی بده !!

متکی با توجه به اینکه حامی قدزتمندی به اسم دکتر علی لاریجانی در مجلس داره ( در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 رئیس ستاد انتخاباتی لاریجانی در تهران بود ) به احتمال صد درصد با رای خوبی به کار خودش ادامه خواهد داد .

 

وزارت بازرگانی ، مهدی غضنفری  :

‌معاون وزیر بازرگانی درتوسعه روابط اقتصادی و رییس کل سازمان توسعه تجارت ایران که اصلا اسمی ازش در بین گزینه ها نبود و روز چهارشنبه یعنی روزی که رئیس جمهور باید کابیته رو معرفی می کرد و چند ساعت قبل معرفی کابینه ،  آقای احمدی نژاد زحمت کشیدند باهاش حرف زدند !

این خیلی بده که یه رئیس جمهور سی چهل روز وقت داشته باشه اعضای دولت رو تعیین کنه و تا دقایق آخر انتخاب بعضی وزرا هنوز رو هوا باشه یا در عرض چند ساعت یکی رو برای وزارت در نظر بگیرند !

در دولتهای قبل هم همین مشکل بود و مثلا آقای حاجی ( سال 80 ) که در دولت اول آقای خاتمی وزیر تعاون بود و قرار بود در دولت دوم به وزارت کار بره در عرض چند ساعت شب معرفی کابینه قرار شد به وزارت آموزش و پرورش بره !! اونم در حالی که انتخاب مرحوم زنده یاد علاقه مندان برای آموزش و پرورش نهایی شده بود . با این سیستم انتخاب وزیر توقع دارین مملکت درست و حسابی هم اداره بشه ؟!! واقعا متاسفم .

در مورد وزیری که همون روز معرفی و آخرین دقایق مهلت رئیس جمهور باهاش صحبت می شه چه می شه گفت؟!! جز اینکه برنامه هاش ( که ان شالله تا هفته آینده آماده بشه ! )بررسی بشه و  در سوابقش هم تفحصی بشه و باهاش جلسه گذاشته بشه و ایده هاش شنیده بشه و بعد تصمیم گرفته بشه .

وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی ، خانم دکتر مرضیه وحید دستجردی :

ای کاش دکتر لنکرانی که در مناظرات توسط رئیس جمهور نخبه نامیده شده بود حالا در عین جوانی با تجربه هم شده سر قضیه مشایی بابت عمل نکردن به حکم رهبری اعتراض نمی کرد و الان وزیر می موند ، این طوری برای کشور بهتر بود ... با عوض شدن وزیر هیچ مشکلی از بهداشت و درمان حل نمی شه ، باید نگاه دولت عوض بشه و نگاه هزینه ای نباشه .

درباره وزیر پیشنهادی : هیچ وقت یادم نمی ره ،  چند سال پیش یه روز تو معاونت پژوهشی دانشگاه نشسته بودیم و منتظرش بودیم ( ایشون مدیر سمینارها و همایش ها و بین الملل دانشگاه ماست ) که لبخند به لب با یه گونی برنج و یه حلب روغن وارد شد و سلام و علیک گرمی هم باهامون کرد !  برخلاف ظاهرش خیلی خوش خنده و خوش برخورد به نظر می اومد . این تنها برخورد از نزدیک من با ایشون بود .

ایشون فرزند رئیس فقید هلال احمر جمهوری اسلامی ایرانه ، متخصص زنان و زایمان و در حال حاضر ریاست بیمارستان آرش رو عهده داره و فکر کنم هنوزم تو معاونت پژوهشی باشه ، سوابق طولانی و قابل تاملی در بخش بهداشت و درمان و در سمت های مختلف آموزشی چه در سطح دانشگاه و چه در سطح کلان عهده دار بوده و دو دوره هم نماینده مجلس بوده . 

در مجلس هم از حامیان قدرتمندی مثل دکتر مرندی برخورداره و کلا اگه با این سوابق یه مرد بود حتما از مجلس رای اعتماد می گرفت اما شاید بخاطر زن بودن کارش گیر کنه ! و خود منم ترجیح می دم وزیر بخصوص وزیر بهداشت با توجه به حجم سنگین کار مرد باشه ولی احتمال رای آوردن ایشون رو بالای هفتاد هشتاد درصد می دونم و تنها و تنها همین قضیه جنسیت می تونه مانع وزیر شدن ایشون بشه .

وزارت تعاون ، آقای محمد عباسی  :

یادمه زمانی که ایشون می خواست وزیر بشه تو رسانه ها صحبت از این شد که مدرکش رو از دانشگاه غیر قانونی هاوایی ( وابسته به دانشگاه آزاد ) گرفته و الان هم همزمان با وزارت دانشجوی دکتراست که البته آخرسر هم نفهمیدیم چی شد ؟!!

ایشون قبل از وزارت نماینده مجلس ( گرگان و آق قلا ) بود و تو تنها بخشی که کار نکرده بود همین تعاون بود که متاسفانه بهش توجه زیادی نمی شه ، در صورتی که طبق اصل 44 یک پایه مهم اقتصادی کشور رو که می تونه اشتغال زا هم باشه تشکیل می ده .

بیشتر سوابق آقای عباسی در زمینه های فرهنگی مثل آموزش و پرورش و مطبوعات و ارشاد بوده و من تعجب می کنم که چرا با وجودی که اصرار بر استفاده از ایشون بود تو آموزش و پرورش و ارشاد ازش استفاده نشد ؟! در هر صورت اگه راستش رو بخواین درستش اینه که ایشون رای نیاره چون برای وزارت تعاون نیاز به فرد قویتری هست و بر اساس گفته نمایندگان مجلس  بعضی وعده هایی هم که موقع رای اعتماد داده بود عملی نشده اما من بعید نمی بینم با توچه به ترکیب مجلس ایشون هرچند با رای نه چندان بالا ولی در هر صورت ادامه کار بده ، من درصد وزیر شدن ایشون رو پنجاه درصد می بینم .

وزارت جهاد کشاورزی  ، دکتر صادق خلیلیان :

دکترای اقتصاد منابع طبیعی دانشگاه تربیت مدرس - معاون و قائم مقام وزیر جهاد کشاورزی - عضو هیأت علمی و استاد دانشگاه تربیت مدرس - عضو کمیسیون شورای اقتصاد کشور - معاون موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع کشور -سرپرست دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی دانشگاه تربیت مدرس از جمله سوابق علمی و اجرایی ایشونه .

در مورد ایشون هم برنامه هاش و سوابقش باید به دقت بررسی بشه و اگه مشکلی نبود بهش رای اعتماد داده بشه ، شانس ایشون هم در شرایط عادی بالای هفتاد درصده چون هم در این زمینه صاحب تحصیلاته و هم کار کرده ، کلا در زمینه های تخصصی ، باید تخصصی برخورد کرد .

نکته مهم اینه که طرف تو این جور موارد آتویی از گذشته نداشته باشه ، اگه نداشته باشه رای آوردنش خیلی سخت نیست .

 

وزارت دادگستری  ، مرتضی بختیاری :

طبق قانون اساسی وزیر دادگستری توسط رئیس قوه قضاییه به رئیس جمهور معرفی می شه ، وزیر دادگستری برخلاف بیشتر جاها در کشور ما نقش خیلی پررنگی نداره و بیشتر نقش یک رابط بین قوای سه گانه رو بازی می کنه و بود و نبودش خیلی تاثیری نداره ،  وزارت دادگستری یک وزارت کاملا مالی و  اداری محسوب می شه و بس . همین که وزیر دادگستری مورد تایید قوای سه گانه باشه کافیه و اینکه کی وزیر باشه خیلی تاثیری تو اوضاع احوال مملکت نداره .

شاید اگه یه روزی قانون اساسی رو اصلاح کنند برای وزیر دادگستری هم که اتفاقا تنها وزیریه که تو قانون اساسی هم شرح وظایفش اومده ! ( اصل 160 )  یه فکری بکنند و بقول آقای شوشتری موقع رای اعتماد سال 80 ( تو سه چهارتا کابینه وزیر دادگستری بود )  یا اختیارات بدن یا حذفش کنند !

بنابراین نمایندگان مجلس نباید خیلی رو وزیر معرفی شده حساسیت به خرج بدن و مته به خشخاش بذارن ، تنها نکته مهمی که باید رعایت کنند اینه که با وزیر پیشنهادی صحبت کنند ببینند نحوه تعاملش با دولت و مجلس چطور خواهد بود و چه تدابیری در این زمینه اندیشیده .

آقای بختیاری رئیس دادگستری و رئیس سازمان زندانها و همین طور استاندار اصفهان بوده ، صحبت از این بود که بجای مرتضوی دادستان تهران بشه اما ظاهرا منتفی شد ، نکته تاسف بار اینه که درسته که آیت الله لاریجانی تازه دو سه روزه رئیس قوه قضاییه شده اما از چند ماه پیش انتصاب ایشون قطعی شده بود و حتی در یکی از ساختمون های قوه قضاییه برای آشنایی با گردش کار و چارت و ... مستقر شده بود ، واقعا نمی شد بعد انتخابات با ایشون یه هماهنگی بشه و تکلیف وزیر دادگستری به روز آخر موکول نشه ؟!!

 

وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح ، سردار سرتیپ پاسدار احمد وحیدی  :

معاون طرح و برنامه وزارت دفاع در دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی و وزارت آقای شمخانی ، جانشین وزیر دفاع در دولت احمدی نژاد ، نماینده نیروهای مسلح در تدوین برنامه پنجم توسعه با حکم رئیس جمهور و رئیس کمیسیون سیاسی – دفاعی – امنیتی مجمع تشخیص مصلحت نظام ، ایشون جزو افراد معتمد مقامات بالا هم هستند و دارای سوابق خوب و در سطح کلان در حوزه معرفی شده می باشند .

من معتقدم ایشون صد درصد از مجلس شورای اسلامی رای اعتماد خواهند گرفت ، چون کاملا فردی متعهد و متخصص و امین نظام و مقامات بالا هستند .

 

وزارت راه و ترابری  ، دکتر حمید بهبهانی :

معاون برنامه ریزی و اقتصاد حمل و نقل  وزارت راه در زمان وزارت مهندس رحمتی ، وزیر فعلی ، دکترای عمران با گرایش  حمل و نقل و از همه معروف تر استاد راهنمای احمدی نژاد در دوره دانشجویی که می گن در جلسه دفاع از پایان نامه دکترای احمدی نژاد خیلی سخت نگرفته  ( و نگرفتند ) و با یه صلوات قضیه فیصله پیدا کرده و قاعدتاً بسیار هم محبوب رئیس جمهوره .

در دوران کوتاه وزارت بازدیدهای گاه و بیگاه و سر زده از مجموعه های تحت نظرش توجه همه رو جلب کرده ولی در این دوره شاهد اتفاقات تلخی مثلاافزایش مشکلات هوایی مثل سقوط و تاخیر و ... بودیم که خیلی نمی شه یقه وزیر رو گرفت چون در تحریم هستیم ( همون که به فرموده رئیس جمهورمون کاغذپاره ای بیش نیست و اثری در زندگی مردم نداره ! ) و ناوگان مون هم روز بروز رو به فرسودگی بیشتر می ره و باید دعا کنیم بدتر از این نشه !

دکتر بهبهانی تخصص این کار رو داره اما از نظر اخلاقی خیلی ازش خوب نمی گن که ما واردش نمی شیم ، اگه آتویی ازش مجلس نگیره یا نمایندگان نداشته باشند که شاید حتی به مصلحت نباشه  به عنوان مخالف هم عنوان کنند به احتمال بالای هفتاد درصد رای اعتماد خواهد آورد .

وزارت رفاه و تامین اجتماعی ، خانم فاطمه آجرلو  :

به نظر من از ضعیف ترین وزرای پیشنهادی ایشونه که اصلا به وزارت رفاه نمی خوره ، ایشون در زمینه روانشناسی تحصیل کرده و طلبه سطح 2 حوزه علمیه ست . سابقه عضویت در بسیج و سپاه و نمایندگی مجلس ( کرج ، اشتهارد و آسارا ) مهم ترین سوابق کاری ایشون رو تشکیل می ده و سابقه اجرایی خاصی نداره .

 در صورتی که برای پستی مثل وزارت رفاه با این حساسیت و گستردگی و تعامل با وزارت بهداشت و زیر مجموعه های مالی تحت نظر مثل شستا ( شرکت های سرمایه گذاری تامین اجتماعی ) و  ... چنین تحصیلاتی و چنین سابقه ای اصلاً کافی نیست .

بحث هایی مثل نظام ارجاع ، پزشک خانواده ، بیمه ایرانیان ، تامین اجتماعی و بهزیستی و امثال اینها حقیقتاً شوخی نیست و به داشتن مدیریت و سابفه قوی و درک صحیح از شرایط و ریزه کاری های موجود بستگی داره که من واقعا تو ایشون نمی بینم ، ایشون از جمله نمایندگانی بود که موقع استیضاح کردان ازش دفاع کرد و ظاهرا بلیتش حسابی برده ! در پرونده افشاگری عباس پالیزدار مدیرکل سابق بازرسی کل کشور  اسم خانم آجرلو هم که معرفش به مجلس بود برده شد و حتی یک شب ساعت یازده شب برای تفتیش خونه اش ریختند ! ظاهرا یه حکم محکومیتی هم براش صادر شد .

ایشون در زمینه مسائل زنان دارای نظریات جالبی هستند که قطعاً خیلی به مذاق خانم های امروزی خوش نیست مثل دفاع از طرح سهمیه بندی جنسیتی و محدود کردن ورود دختران به دانشگاهها و طرح عفاف ( چادری کردن خانم ها ! ) و موارد اینچنینی ، البته با مورد اولی خود منم همچین مخالف نیستم هر چند باید کار کارشناسی بیشتری بشه و ریز جزئیات دربیاد و خیلی کلی نمی شه عمل کرد و باید ببینیم کجاها لازمه  ... پس خانم ها – بخصوص امروزی ها – خیلی از معرفی ایشون ذوق زده نشن !

اگه مجلس ، مجلس باشه و ملاحظه همکار بودن و غیره رو نکنه احتمال رای آوردن ایشون رو من صفر می بینم اما اگه هم رای بیاره از نظر من یکی اصلا عجیب نیست ولی امیدوارم که نمایندگان مجلس حساسیت های موجود درباره همین وزارت رو به انحلال رو هم درک کنند و منافع کشور و  ملت رو در نظر بگیرند .  

با توجه به اینکه هماهنگی بین وزارت بهداشت و رفاه حقیقتا لازمه و هرگونه اختلاف باعث می شه دودش تو چشم مردم بره بازم می گم بهتر بود دکتر لنکرانی که آقای احمدی نژاد در مناظره با محسن رضایی نخبه نامیدش در وزارت بهداشت باقی می موند ( که در نهایت چوب ولایت مداریش رو سر قضیه مشایی خورد ) بخصوص اینکه حالا در عین جوانی صاحب تجربه هم شده بود و کسی که با ایشون هماهنگ بود مثل دکتر علویان که در زمینه نظام ارجاع و پزشک خانواده و ... هم اطلاعات کافی داشت  که به کابینه احمدی نژاد هم می خورد وزیر رفاه می شد .

وزارت صنایع و معادن  ، مهندس علی اکبر محرابیان :

از علم و صنعتی هایی که همکار احمدی نژاد در اردبیل و شهرداری تهران هم بود ، مدیریت فروشگاه های شهروند و رفاه و سیما چوب و ستاد تبصره 13 از جمله سوابق ایشونه  . سر قضیه پروژه ای به اسم  " اتاق امن " یکی دو ماه پیش دادگاه تجدید نظر تهران حکم به محکومیت ایشون داد !

 قضیه از این قراره که سال 82 شخصی به اسم فرزاد سلیمی ( و محمود حسینی )  طرح یا ایده ای  با این عنوان برای مقابله با آثار ناشی از زلزله به شهرداری دادند ، طرحی که ظاهرا ثبت شده هم بوده ( اون رو دقیق نمی دونم ، اطلاعات ضد و نقیضه )  و سال بعدش در مطبوعات هم چاپ شده اما ظاهرا این بنده خدا دو سه سال بعد می بینه طرحش توسط انتشارات دانشگاه علم و صنعت ( شاید هم شهرداری )  و بنام همین آقای محرابیان ، موسی مظلوم و البته رئیس جمهور مهرورزمون !  منتشر شده !

می ره شکایت می کنه و دو نفر اولی هم در دادگاه بدوی و همین تجدید نظر محکوم می شن اما این هفته معاون دادستان تهران در آستانه معرفی ایشون اعلام کرد که حکم باطل شده ! و استناد به ماده ای هم شد ( ماده 18 اصلاحی دادگاه های عمومی و انقلاب مصوب سال 85 )  که به مسائل شرعی ارتباط داره تا مسائل تخصصی اینچنینی !

بگذریم ! من و خیلی از شماها بهتر می دونیم چه خبره و چی به چیه ، خدا هم خودش ناظر و شاهد همه چیزه و همین کافیه . نمایندگان مجلس اعلام کرده بودند اگه محرابیان معرفی بشه سر این قضیه تامل خواهند کرد و تو مصاحبه ها و گفتگوها هم خیلی از وضعیت صنایع راضی نیستند و من بعیدمی دونم با این وضعیت  ایشون رای بیاره و حداکثر شانسش رو برای رای اعتماد بیست سی درصد می دونم .

وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری ، دکتر کامران دانشجو :

 از هم دانشگاهی های رئیس جمهور مهرورز ( دکترای مکانیک با گرایش هوافضا )  و استاندار تهران و قائم مقام و معاون سیاسی وزارت کشور و رئیس ستاد انتخابات کشور که برگزار کننده انتخابات ریاست جمهوری هم بود ، رئیس جمهور بهش علاقه خاصی داره و این علاقه بعد از این انتخابات اخیر باید مضاعف هم شده باشه .

اسم ایشون برای وزارت کشور مطرح بود ولی اینکه چطور یک مرتبه به عنوان وزیر علوم مطرح شده جای شگفتی داره که البته از رئیس جمهور محترممون این کارها چندان بعید نیست ! جالبه که بعضی اصولگرایان ایشون رو جزو دوستان نزدیک دکتر جاسبی رئیس دانشگاه آزاد می دونند ، ایشون بیشتر از اون که یک چهره دانشگاهی باشه یه چهره سیاسیه و انتخاب مناسبی برای وزارت علوم نبود .

من در شرایط عادی احتمال وزیر شدن ایشون رو خیلی نمی بینم و حداکثر سی درصد شانس براش قائل هستم .

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، دکتر سید محمد حسینی  :

دکترای فقه و حقوق اسلامی ، نماینده دوره پنجم مجلس ، مدیر عامل شرکت سروش ، معاونت صدا و سیما ، معاون و قائم مقام وزارت علوم و ریاست دانشگاه پیام نور از جمله سوابق ایشونه .

اگه قرار بود ایشون در کابینه باشه برای وزارت علوم نسبت به فرد پیشنهادی گزینه بهتری بود ولی برای برای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی خیلی گزینه مناسب و قوی نیست و موندم رو چه حسابی ایشون به عنوان وزیر ارشاد معرفی شده ، وزارت ارشادی که طیف فعالیت های گسترده ای داره و نیازه حتما فردی از جنس خود اهالی فرهنگ و هنر سکان این وزارت رو به دست بگیره ، البته دیدگاه های ایشون به جبهه اصلاحات نزدیک تر از وزیر قبلیه !  

شانس رای ایشون هم در شرایط عادی حداکثر بیست سی درصد بیشتر نیست ولی شاید در مورد ایشون مجلس با ملاحظاتی دست بالا عمل کنه و بهش رای بده .

وزارت کار و امور اجتماعی ، عبدالرضا شیخ الاسلامی  :

یار دیرین احمدی نژاد از شهرداری تهران ( شاید هم اردبیل ، نمی دونم ) که در دولت احمدی نژاد به استانداری هرمزگان ، ریاست دفتر رئیس جمهور ، ریاست گروه مشاوران جوان رئیس جمهور و دستیار ارشد رئیس جمهور در امور نیروی انسانی ؟!! رسید و با توجه به اعتقاد خاصی که احمدی نژاد بهش داره هر طوری بود باید در کابینه و در پستی می بود که در نهایت وزارت کار بهش رسید !

ایشون هیچ سابقه خاصی که مرتبط با کار و کارگر و امور اجتماعی و این حرفها باشه نداره ( دکترای مهندسی عمران ) و مدت کوتاهی هم در سطح کلان مدیریت کرده ( استانداری ) . چنین کسی در شرایط عادی بعیده  حتی یک درصد هم رای بیاره اما تو سیاست و این مجلس هیچ چیز قابل پیش بینی نیست و اگه رای آورد من تعجب نمی کنم . 

وزارت کشور ،  سردار سرتیپ پاسدار مصطفی محمد نجار  :

حقیقتاً سر در نمی آرم علت معرفی یک نظامی برای وزارت کشور چیه ؟! ایشون عمده مسئولیتهاشون در بخش صنایع دفاع و سپاه بوده و اگه علاقه ای به حضورشون در دولت بود چرا در همون وزارت دفاع که به تخصص و سابقه شون هم می خوره و چهارسال گذشته رو هم در اون سمت بودند ابقا نشدند ؟!! هر چند شنیده می شه ستاد کل نیروهای مسلح با ادامه وزارت ایشون مخالفت کرده ، حالا آیا درسته و چرا ، من نمی دونم .

برای وزارت کشور شخصی باید انتخاب بشه که سیستم اداری کشور و استانداری ها و فرمانداری و شهرداری ها و شوراهای شهر رو بشناسه و در حد لزوم هم از مسائل امنیتی اطلاع داشته باشه تا در صورت تفویض جانشینی فرماندهی کل قوا در نیروی انتظامی مشکلی نداشته باشه اما اینکه یک نظامی ِصرف رو بیاییم در این سمت بذاریم خیلی وجهه خوشی نداره و اصلا درست نیست ، حتی اگر در جای خودش خوب بوده باشه .  

در شرایط عادی ایشون هم خیلی برای پست وزارت کشور شانسی نداره ولی اگه برای وزارت دفاع معرفی می شد قطعاً رای بالایی می آورد ، من حداکثر شانسش رو برای رای آوردن پنجاه درصد می دونم .

وزارت مسکن و شهرسازی  ، علی نیکزاد :

 رئیس سازمان مسکن و شهرسازی استان اردبیل - معاون عمرانی استانداری اردبیل - استاندار اردبیل - معاون هماهنگی امور عمرانی و رئیس سازمان شهرداری‌ها و دهیاری‌های وزارت کشور - عضو کارگروه توسعه حمل و نقل عمومی و مدیریت مصرف سوخت - دارای مدرک تحصیلی مهندسی عمران از جمله سوابق ایشونه .  ایشون در دولت آقای خاتمی هم معاونت عمرانی استانداری لرستان رو برعهده داشت .

معتقدم برای وزارتخونه های اینچنینی باید از سیاسی کاری پرهیز کرد و کاملا تخصصی عمل کرد ، باید دید چه سوابقی ( سوابق که می گم منظور اینهایی که نوشتم نیست ) داره و تو جاهایی که بوده چطور عمل کرده و چه برنامه هایی داره ، تو این وزارتخونه نوع برنامه هایی که ارائه می شن چه از نظر قابلیت اجرا و چه از نظر زمان اجرا و سیاست هایی که باید پیاده بشن خیلی مهمه .

اگر برنامه هاش خوب باشه و تو سابقه اش آتویی نباشه به احتمال قریب به یقین رای خواهد آورد ولی اگه نتونه برنامه هاش رو خوب برای نمایندگان جا بندازه یا تو سابقه اش مشکلی باشه کارش به مشکل برمی خوره ، همین طور باید بتونه از نظر سوابق مدیریتی و کارهایی که کرده نمایندگان رو قانع کنه .

 

 

وزارت نفت ، دکتر سید مسعود میرکاظمی  :

دکترای مهندسی صنایع ، ریاست مرکز مطالعات بنیادی سپاه ، مدیر عامل اتکا ،  ریاست دانشگاه شاهد و وزارت بازرگانی از جمله مسئولیت های مهم ایشون به شمار می ره .

یکی از کسانی که در دانشگاه علم و صنعت دانشجوی ایشون بوده تعریف می کرد که خیلی از نظر علمی آدم قوی نیست ولی به هر حال جزو همکاران احمدی نژاد در دانشگاه بوده ، در این چهار سال وزارت بازرگانی هم ما چیزی جز نوسانات و عدم تعادل بازار ندیدیم که حتی کار به پودر رختشویی و ماکارونی و ... هم کشید !  در بحث صادرات واردات هم حتما می دونید که واردات ناشیانه و بی رویه  و بیش از حد چه بلایی سر کشاورزی و تولید و .. آورده و عمده صادرات ما هم محصولات پتروشیمی بوده که یادگار دوران دولت اصلاحات به شمار می ره . من این چهارسال وزارت بازرگانی ایشون رو مثبت نمی بینم و حتی این اواخر تا پای استیضاح هم رفت .

برای وزارت نفت هم ایشون رو گزینه مناسبی نمی دونم ، چون وزیر نفت باید توان مدیریت بالا ، درک اقتصادی قوی و درک مسائل فنی در حد نیاز و آشنایی با زیر مجموعه عظیم نفت  داشته باشه که در مجموع در ایشون نیست .

من در شرایط عادی شانس ایشون رو برای کسب رای اعتماد بیشتر از بیست درصد نمی بینم ، بخصوص با حساسیت هایی که مجلس رو وزارت نفت داره و دوست داره از داخل خود وزارت کسی انتخاب بشه ولی از این طرف هم احمدی نژاد نشون داده که می خواد هر جور شده نفت دست نزدیک ترین افراد به خودش باشه .

وزارت نیرو ، مهندس محمد علی آبادی  :

مهندس عمران ، رئیس سازمان تربیت بدنی و معاون عمرانی شهرداری تهران در زمان احمدی نژاد و از رفقای احمدی نژاد ! هر چقدر در ساخت و ساز تبحر داره در زمینه های دیگه خیلی قوی نیست و دیدید که ورزش ایران تو این چهارسال ( جز در ساخت و سازهای اماکن ورزشی ) به چه روزی افتاد !!

اگه برای وزارت راه و ترابری یا مسکن و شهرسازی معرفی می شد سنگین تر بود چون بیشتر به تخصصش می خورد ! با توجه به اینکه نمایندگان مجلس خیلی از عملکردش در ورزش راضی نیستند و این اواخر قضیه پسرش هم تو محافل پیچید کارش برای گرفتن رای اعتماد خیلی سخته .

من حداکثر شانسش رو برای رای اعتماد چهل درصد ارزیابی می کنم که اونم بیشترش بخاطر اینه که وجهه عمرانی داره و شاید سر همین بتونه نمایندگان رو قانع کنه ولی در مجموع انتخاب خوبی نبود ، کارش خیلی سخته.

 

 

 

 

 


 
آسیاب به نوبت !
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٢ امرداد ۱۳۸۸ : توسط : مجید

به نام خدا

پنجشنبه بیست و دوم مردادماه 88

توی فامیل و آشنا عروسی که می شه هم طبیعتاً خوشحال می شم هم یه جورایی منتظر یه داستان تکراری و خسته کننده می مونم که حتما هم رخ خواهد داد ، این روزها هم که توی فامیل ما دختر عمه و دختر دایی و چند تا از بچه های دیگه فامیل که از هم بازیان دوران بچگی بودند یکی یکی داره بختشون باز می شه و یه روز بله برون اینه یه روز نامزدی اون و یه روز دیگه عروسی و تو پسرهای فامیل هم تقریبا همچین وضعی – حداقل به شکل زیر زمینی - !! و نه هنوز رسمی  وجود داره و حتی کوچیکتر از من هم دارند جلو می زنند همین حرفها هست ویه جورایی آدم حس عقب موندگی وخُسران هم بهش دست می ده !  

جاتون خالی ! شب جمعه عروسی دختر عمه ام بود ، خیلی رویاییه که عروسی هم شب جمعه و هم شب نیمه شعبان باشه ، چون ما از اول با دختر عمه ها و دختر دایی ها بزرگ شدیم خیلی نگاه ازدواجی وجود نداشته و بیشتر نگاه برادر خواهری بوده و یه راحتی متقابلی بین ما وجود داشته و برای همین بهترین رابطه ها رو هم با شوهرهاشون داشتم و دارم

 به هر حال از پارسال هم برای این عروسی خیلی منتظر بودیم.  به شخصه تو تمام مراسم های این دختر عمه ام  ( که همسن خودمه )  از حرف زدن و بله برون تا نامزدی و .. شرکت کردم و حتی جهاز برون که جزو تحویل دهندگان جهاز به داماد بودم !  

 تو همه مراسم ها همه صحبتها از آرزوی تکرار عین این مراحل برای من بود و موقع عروسی و آخرش و بعد پاتختی هم که دیگه به اوج رسید ! (( من موندم اگه یه روزی ازدواج کنم دیگه چه سوژه ای می تونه این قدر تو فامیل داغ  باشه ؟!! چون چندین ساله که این حرفها هست  ) تعارف های شابدالعظیمی در خون ما ایرانی هاست اما این دفعه دیگه خیلی جدی تر شده !

من حقیقتاً نمی دونم چرا همه به عروسی من یه جور دیگه نگاه می کنند ؟!! و سالهاست منتظرند ، یه شب خوابم نمی برد نشستم حساب کردم که اگه الان با این شرایط بخوام عروسی بگیرم از طرف خودمون چندتا مهمون داریم؟ بجز خودی ها ( عمه و عمو و دایی و برو بچه هاشون ) که پنجاه نفرند حداقل دویست تا مهمون رو شاخشه ! این البته فقط از این وره از اون ور رو خدا عالمه ! همه هم می گن باید حتما ما رو دعوت کنین ها !!  البته اگه اجل مهلت بده و قسمت این طوری باشه .

جالب اینجاست که چند مورد هم تو خود همین عروسی ( و کلاً  مراسم های چندوقت اخیر ! ) تو زنونه پیدا کردند که یکی شون همکار دختر عمه ام ( عروس ) بودش و عروس با مامانم صحبت کرده بود و یه سری آمار هم بهش داده بود !!

مامانم هم این روزها حسابی جو گرفتتش و  احساسی شده و حرفهاش جدی تر شده ! بقیه خانواده هم از مادربزرگ گرفته که می گه عاقبت حسرت به دل می مونم تا عموها !! ( معمولا این بحث ها مربوط به خانم هاست !! ) و عمه ها و دختر عمه ها و ... دست کمی از مامانم ندارند !! خلاصه از این طرف ما روز بروز داریم سردتر و بی انگیزه تر می شیم از اون طرف ... !!

تجربه نشون داده معمولا بعد عروسی ها و این جور مراسم ها تا یه مدت چنین جوی وجود داره ولی چون فعلا پشت سر هم چندتا مراسم داشتیم و داریم!! فعلا این قصه سر دراز دارد ! بدبختی هم اینجاست که اون چیزی که من می خوام و دوست دارم وراحتم با اون چیزی که اینها می بینند خیلی فرق داره و نوع نگاهها یکی نیست .

البته از این تعارفات و آرزوها بگذریم اگه به عمل برسه من هیچگاه اجازه نمی دم در این مسائل کسی برای من تعیین تکلیف کنه یا خودسرانه کاری کنه ( چهارسال پیش روز معرفی کابینه احمدی نژاد قضیه اون دختره که خودسرانه عمل شد و تا پای خواستگاری رسید و فکر کنم فروردین یا اردیبهشت 86 براتون گفتم رو که یادتونه ؟ همون باعث شد دوستی مامانم با خانمی که معرفش بود بهم بخوره ! )

 موضوع اینجاست که چیزهایی برای من اصل و در درجه اول اهمیته که اینها خیلی نمی بیینند و حتی نمی دونند و حتی فکرش رو هم نمی تونند بکنند .

فکر می کنند همه چیز خیلی راحت و معمولیه  اما من چون خبر دارم اون کسانی که اینها در نظر گرفتند و بعضی هاشون رو دورادور می شناسم فاقد اون اصول هستند دیگه حتی اگه فرشته هم باشند در نظرم هیچ اهمیتی ندارند ، منتها خیلی حوصله ندارم اون اصول و معیارها رو بهشون عنوان کنم .

مثل سابق هم دیگه اون شور و انگیزه کافی رو ندارم و روز بروز هم دارم از جنس مخالف سردتر می شم و ترسی از دخترهای امروزی به سراغم اومده که تا حالا سابقه نداشته و یه جور بی اعتمادی جای خوشبینی سابق رو گرفته و بخصوص کسی که از من شناخت نداشته باشه که واقعا جلو رفتن ریسکه و احتمال به سرانجام رسیدن خیلی نیست و وفقط وقت تلف کردنه ، در گذشته شاید فرق می کرد اما متاسفانه الان این طور نیست .

برخلاف من ، دخترهای امروزی خیلی پیچیده هستند و اکثرا ایده آل و رویایی فکر می کنند و دنبال یه  آدم فوق العاده هستند که من نیستم ، من یه آدمی ام کاملا ساده و ساده پسند ( که یکی از موارد اختلاف و سردشدن من همینه ، همیشه تو ذهنم یه دختر کاملا ساده و معمولی و با کمترین این جنگولک بازی ها و بزک دوزک ها  و خواسته هاترسیم کردم ، حتی اگه به من بود به طرف می گفتم اصلا دست به صورتش هم نزنه ! چون یهو  یه جور خاصی می شن و تو ذوق می زنند ) و با زندگی عادی و معمولی و این طوری خیلی راحت ترم و دوست دارم همین طوری ادامه بدم .

از اول سرم تو کتاب و مطالعه بوده و خیلی دنبال آرتیست بازی و ماجراجویی نبودم و دوست دارم رو یه روالی جلو برم که کمترین تنش و حاشیه و دردسری داشته باشه  ولی خب به هر حال دخترهای امروزی معمولاً این طوری دوست ندارند .

احساس می کنم بعضی چیزهایی  که تو جنس مخالف طبیعیه و وجود داره و برای خودشون خیلی اهمیت داره رو  من نمی تونم درک کنم و دقیقاً برعکس اون رو دوست دارم ، به هر حال سلیقه من این طوریه .

 تو زندگی ام همیشه نظم و دیسیپلین خاصی همیشه وجود داشته و عقایدی ویژه خودم دارم .  پس حق بدین که حتی برای یه پاپیش گذاشتن ساده هم واهمه داشته باشم و دیگه اون شجاعت سابق رو دیگه نداشته باشم  .

این رو همه نمی تونند متوجه بشن ، اونهایی که چندین ساله من رو می شناسند می دونند من چی بودم و الان چی شدم ، به هر حال قبلا یه شور و حال خاصی داشتم و انگیزه های زیادی در درونم برای یه زندگی مشترک وجود داشت و بیش از اون حدی که باید به همه چیز و همه کس خوش بین بودم و اعتماد داشتم و فکر می کردم همه هم مثل خودم هستند  ولی حالا خیلی عوض شدم ، تجربیاتم بیشتر شده و شناخت بهتری کسب کردم .  هر چند شاید اگه زودتر از اینها کارم ردیف شده بود  و قال قضیه زودتر کنده می شد الان اصلا این حرفها مطرح نبود .

فعلا هر چند قولهایی از این ور و اون ور دادند و جدی تر شده ولی با این همه بازم کارم گیره و روهواست و اصلاً در مرام من نیست تا کارم قطعی نشه به صرف نداشتن مشکل مسکن و این چیزها و سر این حرفهای احساسی و آرزوی این و اون  جلو برم ، بر فرض مثال هم اگه مورد خوبی پیدا بشه و خودم هم بپذیرم  هیچ آدم عاقل و دور اندیشی از اون طرف حاضر نیست قبول کنه ... که کار درستی هم می کنه ، مطمئن باشین .

هر چند سر همین قضیه یک مورد بسیار خوب رو از دست دادم ، موردی که به جرات می تونم بگم بالای نوددرصد بهم می خورد و منم بهش می خوردم ، خانواده هم مرتب می گن حالا اگه مورد خوبی بود بذار ما قدم اول رو برداریم بعد کارت هم حل می شه اما من به شخصه چون آدم محتاط و محافظه کاری هستم حاضر نیستم چیزی رو به احتمالات بسپارم و جاهایی که سر آبرو و قول دادن به مردم در میونه اهل ریسک نیستم و خوشم نمی آد کاری رو بکنم که بعداً براش جواب نداشته باشم ، یک بار پارسال درست همین موقع  نصفه و نیمه این کار رو کردم و نتیجه اش رو هم دیدم  و شاید تنها حرکت نامعقول و غیر آینده نگرانه ای بود که از من در زندگی ام سر زد که اگه شد یه روزی کل داستان رو تعریف می کنم .

فعلا با بهانه کار می تونم یه جورایی از زیر بار این حرفها فرار کنم ، اما نمی دونم در آینده نزدیک که اونم درست بشه دیگه چه بهونه ای می تونم داشته باشم ؟ چون دیگه مشکلی باقی نمی مونه ! به هر حال منم خودم ته دلم بدم نمی آد اما باور کنید خیلی می ترسم و دیگه اون اعتماد سابق رو نمی تونم داشته باشم و با خوش بینی و انعطاف جلو برم .

به هر حال قبلا فکر می کردم هستند کسانی که ارزشش رو داشته باشند آدم از یه سری چیزها بگذره و راه بیاد ولی الان خیلی اون جوری فکر نمی کنم ، یا قبلاً فکر می کردم حتماً هستند کسانی که ارزشش رو داشته باشند آدم این زندگی راحت خودش رو کنار بذاره زیر بار فشار زندگی ببره و از صبح تا شب برای خودش و اونها و زندگی شون تلاش کنه و از خیلی چیزهاش بگذره ولی حالا شک دارم .

به هر حال آدم تو چنین شرایطی دوست داره درکش کنند ، دورش نزنند و مکان و زمان و واقعیات رو درک کنند و متناسب با اونها ازش توقع داشته باشند و بهش احترام بگذارند چیزی که خیلی تو خانواده های ما به بچه ها آموزش تئوری و عملی داده نمی شه .

به هر حال من تو این چند ساله با افراد نه چندان کمی صحبت کردم و موارد زیادی رو دیدم که بیشتر باعث این ترس و دودلی من شده ، رفتارهایی دیدم که خیلی متشخصانه و عاقلانه و مدبرانه نبود و خیلی نظرم رو تغییر داد ، هر چند شاید اگه در یک شرایط بهتر حداقل از طرف من بود جور دیگه ای می شد ... نمی دونم !

البته این نظر اطرافیان رو که خانم احتمالی آینده من " نمونه ست "  رو کاملا قبول دارم ! البته از یه دریچه دیگه ! حقیقتا ً کسی که شرایط من رو بپذیره و با من بتونه زندگی کنه نمونه ست ! من اصلا اخلاقم بد نیست و هیچ مشکل خاصی هم ندارم اما به هر حال برای خودم اعتقادات و دیسیپلینی دارم .

از یه طرف نمی تونم سراغ خانواده های صد درصد به ظاهر مذهبی و تندرو و احمدی نژادی برم که در اون صورت یه سری ضرر می کنم که از یه بابت هایی یه شباهت هایی با اونها دارم و داریم  از این طرف هم با دخترهای امروزی به جایی نمی رسم چون حتما سر یه مسائلی خیلی یکسانی دیدگاه وجود نداره ولی بدبختی اینه که از یه بابت هایی هم با اینها تفاهم داریم !! ولی اگه ناچار بشم دومی رو انتخاب می کنم ...شک نکنید

از یه طرف هم دوست دارم خودم پیدا کنم و همش قضیه رو کش می دم و خانواده رو می پیچونم و  چشم به آینده  و خیلی امید دارم که کارم درست بشه و در آن واحد یا به موازات یکی تو مایه های همون موردی که از دست رفت و بیشترین شباهت و کمترین اختلاف رو داره صاف بیاد جلوی ما سبز بشه ! حالا چطوری اش مهم نیست .  و از طرف دیگه سنتی عمل کردن هم یه سری مزایا برای خودم داره و جنگ اعصابش به مراتب کمتره و آدم در موضع برتر قرار می گیره ولی تو این دوره زمونه و بخصوص برای یکی مثل من ندیده و نشناخته   مشکلات و ریسکش هم بالاست .

خلاصه دعا بفرمایید در درجه اول مشکل کار ما حل بشه که حتی اگه نخوایم ازدواج هم بازم لازمه ، بعد دعا کنید این قضیه ما یه جورایی ختم به خیر بشه و یکی گیرمون بیافته که هر کی می خواد باشه فقط رو اعصاب ما نباشه و این روال و آرامش رضایتبخش فعلی زندگی ام رو بهم نزنه و مثل آدم سرش رو بندازه پایین زندگی اش رو بکنه .

باور کنید من خیلی چیز زیادی نمی خوام و خیلی هم چهارتا تیر و تخته طرف و وضع مالی بابای طرف برام مهم نیست و اصلا بهش فکر هم نکردم و این آرامشه برام از هر چیزی مهمتره ، به هر حال هر کسی قسمتی داره و قسمت ما هم معلوم نیست چیه ، شاید هم اصلا عمر من به این چیزها کفاف نده ولی چون فعلا مشیت الهی بربودن ماست نمی تونیم همین طوری بشینیم و تماشا کنیم ، حداقل حرفش رو که می تونیم بزنیم ؟!!!

 

 

 

 

 

 


 
راهکارهایی برای اصلاح امور - قسمت اول
ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ امرداد ۱۳۸۸ : توسط : مجید

به نام خدا

پنجشنبه چهاردهم مردادماه 88

مبلاد با برکت منجی عالم بشریت ، امام زمان ( عج ) بر همه شما مبارک

خواننده عزیزی فرموده بودند که علاوه بر تحلیل مسائل جاری ، راهکار و راه برون رفت از مشکلات و مسائل  ( و البته همراه ارزیابی منصفانه وضع موجود ) رو هم برای بهتر شدن اوضاع کشور ارائه بدیم ،  متاسفانه فضای خاصی  حاکمه و انتقادهای دلسوزانه و صحبتهای غیر مغرضانه رو هم عده ای به حساب دشمنی می گذارند و خیلی راحت هر تهمتی می خوان به دیگران می زنند و هر کاری می خوان بکنند ، می کنند.

  در چنین شرایطی ارائه تحلیل و راهکار حتی دلسوزانه و منطقی (  و کلاً زدن حرف سیاسی ) خیلی جرات می خواد و کاری کردند که حتی کار سیاسی در چهارچوب قانون و نظام هم هزینه زیادی داشته باشه و ازطرفی ادعای وجود آزادی مطلق هم می کنند ! ولی هیچ گونه صدای مخالف که چه عرض کنم  ، منتقد رو هم برنمی تابند !

بنابر فرمایش حضرت علی ( ع ) که از ابن زریر غافقی نقل شده  " قاصه "  و  " بزاره "  فقط در دوران حکومت جهانی امام زمان ( عج ) و بعد از ظهور موفورالسرور اون حضرت به مسلمانان باز می گرده ، از حضرت سوال کردند قاصه و بزاره چیست ؟ حضرت علی ( ع ) فرمودند : امام زمان ( عج ) حکومت را به دست می گیرد بگونه ای که کسی هر چه خواهد بگوید و از چیزی نهراسد ( نسخه خطی ابن حماد صفحه 96 ) .

الان تمایل بر اینه که یک جناح و طیف سیاسی کشور که چند سال پیش به تعبیر رهبری " یک بال " کشور نامیده شد با زدن انواع تهمت ها و پرونده سازی ها کلا حذف بشه که خب برای نظام چنین کاری خیلی آفت زاست و در دراز مدت مشکلات  رو بیشتر خواهد کرد و موجب رادیکالیسم سیاسی و تبدیل منتقد و خودی به اپوزیسیون می شه .  

اما در احترام به نظر این عزیز و علی رغم هزینه زا بودن این جور مطالب و با توجه به اینکه من در حال حاضر چیزی برای از دست دادن و دلخوش بودن هم ندارم و هر بلایی هم سرم بیاد خیلی تو حال و اوضاعم تفاوتی نمی کنه  در چند قسمت که شاید پیوسته هم نباشند تحلیل و راهکاری منصفانه و بر پایه اون چه که واقعیت داره بدون افراط و تفریط و دستخوش احساسی شدن ( که از روحیات من که همواره برحرف و استدلال منطقی بدور از تنش و احساسات و گفتمان در آرامش تاکید دارم بدوره )  از وضع موجود و مسئولین و چه باید کردها و نکردها و ارائه پیشنهادات جداگانه در هر بخش ارائه می دیم و از بالاترین رکن نظام شروع و ان شالله اگه بودیم و عمری هم باقی بود به بقیه اشخاص و نهادهای حقیقی و حقوقی خواهیم رسید .  

رهبری

با توجه به وضع موجود تو این زمینه خیلی نمی شه باز و آزاد حرف زد و همه واقعیت ها رو گفت ، اما اون چه که می شه گفت اینه که در مورد شخص آقای خامنه ای در طول این سی ساله هیچگاه انصاف رعایت نشده و اون چیزی که واقعاً باید گفته بشه گفته نشده و حق مطلب ادا نشده ، همواره در مورد ایشون افراط و تفریط وجود داشته و داره و اونهایی که می گن رهبری مظلومه چندان هم بیراه نمی گن !

آقای خامنه ای آدم بدی نیست ، از نظر شخصی آدم خوب و سالمیه و سوابقش می گه جزو روحانیون روشن محسوب می شه ، این خوب بودن به معنی معصوم بودن نیست .

از نظر قدرت بیان و سخنوری هم خیلی قویه .  اگه واقعا خودش بود و خودش ، خیلی خوب  می شد اما متاسفانه ایشون رو هم مسئله ای تهدید می کنه که در طول تاریخ خیلی از بزرگان و سران کشورها و ایران رو دچار مشکل کرده و هزینه های سنگینی رو دوششون گذاشته و  اون اطرافیان و منصوبینی هستش که خیلی آدمهای موجه ، خوش نام ، خوش سابقه و نخبه ای نیستند .

البته شاید به لحاظ شخصی نشه ایرادی گرفت که خب این سلیقه شخصی یه نفره که با هرکسی دوست داره کار کنه اما از دیدگاه کلان بهتربود و هست زمانی که شخصی در چنین جایگاهی قرار گرفته سیاست به خرج بده و بقیه افراد و شخصیتها و فعالان سیاسی و علمی و اقتصادی و ... طیف های مختلف رو هم تو کار بیاره و از اونها هم استفاده کنه .

 وگرنه به مرور زمان افراد بدنام و بی صلاحیت دور و بر ، از سر چاپلوسی یا غرض یا بی تدبیری و افکار تند و متحجرانه  اطلاعات غلط یا در بهترین فرض مطابق با خواسته و جایگاه فکری خودشون رو القاء می کنند و ممکنه خیلی واقعیت های جامعه به شخص مسئول منعکس نشه و شخصی که در راس کاره بر مبنای اطلاعات غلط و یک طرفه ای که بهش می دن تصمیم گیری کنه یا حرفی بزنه که مطابق خواست و واقعیت عمومی نباشه و موجب ایجاد سو ء تفاهم هایی بشه که نه رهبر و نه ملت هیچ کدوم مقصر نیستند .

رهبری در نظام باید در  " جایگاه پدری "  باشه و به همه یکسان نگاه کنه ، ظاهرشاه پادشاه سابق افغانستان بعد از حمله آمریکا و انگلیس به افغانستان و روی کار اومدن دولت حامد کرزای زمانی که بعد از سالها از ایتالیا برگشت و شاه هم نبود از طرف رئیس جمهور این کشور " بابای ملت " لقب گرفت و امام خمینی ( ره ) هم تا آخرین لحظه چنین جایگاهی داشت و افراد مختلفی با سلیقه های مختلف فکری و سیاسی دور و برش بودند و همه رو به یک چشم می دید و البته خودش هم بی طرف بود ولی در مورد رهبری فعلی این مسئله خیلی مشاهده نمی شه که همین یه مایه شکاف و ناراحتی و دلخوری یه قشر خاص بخصوص ازنخبگان و قشر روشنفکر جامعه ست .  

و متاسفانه نه اونهایی که رهبری خیلی بهشون اعتقاد داره و دور و برش می پلکند  همشون علیه السلام هستند و نه همه اونهایی که همواره با دید بدی بهشون نگاه می شه خائن و مزدور استکبار به شمار می رن ، در هر دو قشر هم عناصر میانه رو هم رادیکال و هم بعضاً مشکل دار وجود دارند .

هم اونهایی که نسبت به آقای خامنه ای دشمنی دارند و بجز توهین و افترا کار دیگه ای بلد نیستند اشتباه می کنند هم اونهایی که بشکل افراطی و متحجرانه ازش دفاع می کنند ، هر دو گروه اشتباه می کنند و تعادل رو رعایت نمی کنند .

مخالفان باید بدونند که جایگاه رهبری مثل رئیس جمهور یا وزیر نیست که هر چند وقت یکبار قابل تغییر باشه ، همین الان هم با احتساب خود آقای خامنه ای و بر حسب شرایط مندرج درقانون اساسی کسانی که در کشور بتونند در این جایگاه قرار بگیرند از تعداد انگشتان یک دست هم کمتر هستند  .

با توجه به سوابق طولانی مبارزاتی ایشون قبل از انقلاب و سوابق اجرایی و مدیریتی بعد از انقلاب که دارند در مجموع گزینه قابل اعتنایی برای این پست هستند و اون چه که مورد اختلاف نظر من و شاید بعضی شماها و بعضی از مردم با ایشون هستش بیشتر از اونکه به خود ایشون برگرده متوجه اطرافیان ایشونه و کسانی که به ایشون مشاوره  و اطلاعات می دن که متاسفانه افراد موجهی نیستند و از صحبتهای ایشون می شه این رو کاملاً برداشت کرد و باور کنید اگه شرایطی مشابه امام خمینی رو داشتند خیلی چیزها تغییر می کرد .  

وگرنه با شناختی که از من شخص ایشون دارم مواضع اصلی و خالصش باید به مراتب معتدل تر و منطقی تر باشه ، ولی اگه من و شما هم در چنین شرایطی بودیم هیچ بعید نبود ما هم این جوری بشیم ، شما خودتون یه مدت فقط کیهان بخونین و فقط هم سایت های انصارنیوز و رجا نیوز و ثانیه نیوز رو ببینین ( یا بالعکس از این طرف ) بعد یه مدت به جهت یک طرفه بودن منابع اطلاعاتی تون و نشنیدن صدای اون ور ببینین چه بلایی سر افکارتون می آد !!

به هر حال باید این دسته ، چه مخالفان و چه اونهایی که با ایشون اختلاف نظر دارند  جایگاه قانونی ایشون رو قبول کنند و حداقل در نقدها و ابراز اعتراض ها و بیان اختلاف نظرها چه نسبت به ایشون و یا هر کس دیگه از دایره ادب و احترام خارج نشن که از اصول کار و اظهار نظر سیاسیه .

به هر حال ما هم اون چه رو که داره می گذره مثل شما می بینیم و از بسیاری از این ظلم ها و بی عدالتی ها و لاپوشونی مشکلات مردم و نحوه اداره کشور و سو ء استفاده از دین ناراحتیم اما نباید فقط یک نفر رو ببینیم و همه تقصیرها رو گردن یک نفر بندازیم ، به هر حال شرایط اون یک نفر رو هم باید درک کرد .  

حمایت قاطعانه از دولتها وظیفه رهبری برحسب سیاست و منطق و قانون هستش  و اگه نباشه سنگ روی سنگ بند نمی شه و هر کسی هم رهبر باشه نمی تونه مثل یک منتقد یا مخالف ابراز عقیده کنه و باید طوری حرف بزنه که شائبه اختلاف نظر یا شکاف بین سران کشور در اذهان پیش نیاد و جایگاه دولت در کشور ضعیف نشه والا ممکنه خودش بخصوص از طرف افراطیون طرفدار دولت متهم و مورد هجمه قرار بگیره .  

 امروز هم همینه . رهبری برای کسی مثل احمدی نژاد آبروش رو گذاشته و این دلیل برای موافقت بی چون و چرای بخصوص باطنی با هر کار دولت نیست ، هر چند مواضع احمدی نژاد از ُبعد مسائل خارجی به نوعی فشار رو از رهبری بر می داره و روی دوش رئیس جمهور می ندازه و تمام تیرها سمت رئیس جمهور پرتاب می شه و  برای رهبر خیلی بد نیست  که  اتفاقاً مورد تاکید در حکم تنفیذ هم بود ولی شما برین حکم 4 سال پیش احمدی نژاد و حکم امسالش رو مقایسه کنید و ببینین آقای احمدی نژاد چهار سال پیش از جانب رهبری به چه صفاتی موصوف بودند و امسال به چه صفاتی ! خیلی با مفهومه .

کلاً امروز رهبری بدجوری تو محذوریت قرار گرفته و ایشون هم مثل من و شما خیلی چیزها رو می دونه و می بینه و درک می کنه اما از نظر قانونی امکان عزل مستقیم  رئیس جمهور رو نداره و حتی نمی تونه براحتی بیاد و جبهه گیری کنه .

 این رو اگر کسی ذره ای درک سیاسی داشته باشه متوجه می شه که نباید به این چیزی که ظاهراً  دیده و گفته می شه اکتفا کرد و هر از گاهی هم مسائلی به شکل رسمی و علنی بیرون درز می کنه که صحت حرف من رو تایید می کنه ( ماجرای ادغام حج و زیارت با گردشگری  ، معاون اولی مشایی ، بحث ورود زنان به ورزشگاهها  و ... )  

برای آقای خامنه ای کلاً کار کردن با کسایی مثل قالیباف یا محسن رضایی و لاریجانی و ناطق نوری به مراتب قابل تحمل تر و راحت تر از کار کردن با خاتمی و موسوی و احمدی نژاده ،  اگه آقای خامنه ای خودش به تنهایی و با اختیار تام ، قدرت انتخاب رئیس دولت رو داشت از چنین افرادی استفاده می کرد . این رو از من قبول کنید .

شخص رهبری بر حسب سیاست و اصولی که داره و حدود هشت نه سال پیش در دیدار دولت آقای خاتمی هم به اون اشاره کرد با " نقد غیر منصفانه " و " دفاع غیر واقع بینانه " از دولت مخالفه و بارها براین موضوع تاکید کرده .  

برای آقای خامنه ای حفظ آرامش در کشور و بهم نخوردن اوضاع خیلی مهمه و خیلی با به خیابون اومدن ها حتی برای جشن پیروزی انتخابات ( مثل پیام رهبری در چهارم تیر 84 ) میونه خوبی نداره ، بماند که یکی از عزیزان تندروی مذهبی از پیام تبریک  رهبری به احمدی نژاد و ملت که  " انتخابات جشن ملی بود "  این طور برداشت کرده بود که رهبری گفته توی خیابون بریزین و جشن بگیرین !! این قشر کلاً درکشون و نحوه گفتار و نوشتارشون خیلی غلط و آشفته ست !! باور کنید همین بیست روز تبلیغات رو هم مجبور بودند تحمل کنند چه برسه به اینکه حتی خودی ها بریزن تو خیابون و جشن بگیرن ! در نماز جمعه هم به صراحت از به خیابون اومدن هواداران هر دو طرف انتقاد کردند .  

این رو هم بدونید که کسی مثل آقای خامنه ای به مراتب بهتر از مصباح یزدی ( یا امثال اینها ) هستش که احمدی نژاد همه جوره بهش ارادت داره ! مدافعان دو آتیشه رهبری بدونند همه این برنامه ها و افشاگری ها و ...  در نهایت جایگاه رهبری رو نشانه رفته نه چیز دیگه  رو .

 اگر امروز پشت آقای خامنه ای خالی بشه هیچ بعید نیست روزی برسه که حسرت امروزمون رو بخوریم و بگیم سال به سال دریغ از ... ! متاسفانه نشانه هاش هم ظاهر شده ( قضیه نصب مشایی و اون نامه احمدی نژاد با اون لحن خاص به رهبری و کنار گذاشتن دونفر از وزرایی که جزو خواص رهبری بودند ) که بسیار نگران کننده ست .

 رهبری برحسب حدیثی که از پیامبر ( ص ) در بحارالانوار ( جلد 7 ، صفحه 213تا 216 )  نقل شده " کسی که تدبیر امور قومی را به عهده گیرد خداوند بر  تعداد روزهایی که او مسئولیت داشته است بر لبه جهنم توقیفش می نماید که هرروزش معادل هزارسال خواهد بود و در قیامت در حالی محشور می شود که دستانش برگردنش بسته شده است . پس اگر در میان آنها بر امر خدا قیام کرده باشد خداوند او را آزاد می کند و اگر ستمگر بوده باشد در آتش افکنده می شود "  و بخصوص با این بساطی که می بینیم و شاهکارها و بی عدالتی هایی که نیروهای انتظامی و قضایی و .. انجام دادند به حد کافی  اون دنیا گرفتار هست ، مخالفان درک کنند که مسئولیتی اونم با این عظمت  همین جوری اش هم چقدر سنگینه و نگاه به این دوروز دنیا و این برو بیاها نکنند و از قانون فراتر نرن .

دسته دیگه هم که در مورد رهبری دچار افراط هستند جماعت مدافع سرسخت و متعصب و طرفداران دو آتیشه ایشون هستند که بقول مرحوم دکتر شریعتی ( که مورد تایید خود همین رهبری هم هست )  با دفاع بد و افراطی از ایشون در حقیقت در حقش دشمنی می کنند .

البته بخش اعظمی از این طرفداران به شکل محیطی و بدون یا با کمترین مطالعه و تعقل و تفکر جزو مدافعین شدند و من خیلی در این طرفداری ها بصیرت و آگاهی نمی بینم ، طرف مثلا پدر و مادرش طرفدار بودند و جو اطرافش این طوری بوده اونم تاثیر پذیرفته والا  این گروه خیلی اطلاعات و درک دقیق و درستی از مسائل سیاسی و ... ندارند و بشدت تحت تاثیر ظواهر هستند .

خود همین رهبری در انتخابات های مختلف بارها گفتند که " من مسئول و پاسخگوی  رای خودم هستم و شما هم مسئول و پاسخگوی رای خودتان و به تشخیص خودتان عمل کنید "  اما بعضی ها که آدم واقعا شک داره اینها از چیزهایی به اسم فکر و سواد و درک و فهم سیاسی  ( و شاید هم عقل ) با بهره هستند یا نه نگاه می کنند و منتظرند که ببینند نظر " آقا " کیه و صاف برن به اون رای بدن !! اینها دیگه کی هستند ؟!!

در صورتی که در کنار کتاب خدا و سنت یکی دیگه از منابع اسلامی " عقل " معرفی شده و از قول معصوم ( ع )   " یک لحظه تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت  " عنوان شده ، استناد به  اون آیه معروف  " اطیعوالله و اطیعواالرسول و اولى الامر منکم " هم در اینجا جایگاهی نداره چون اولابحث عقلی و تصمیم گیری شخصی و سیاسی درکاره که عواقب و پاسخگویی اش هم طبق گفته رهبری متوجه هر شخص هستش و بعدش هم در این آیه درباره اولی الامر منکم شواهدی وجود داره که  منظور حضرت علی ( ع ) بوده که با توجه به شرایط خاص سیاسی وقت این جوری بیان شده .

 و البته بطور اعم درباره همه ائمه معصومین علیه السلام  هم صدق می کنه و دیگرانی که بقول امام زمان ( عج ) " واَما الحوادث الواقعه فاَرجِعوا فیها ِالی رُواهِ حَدیثِنا فَاِنَهُم حُجَتی عَلیکُم و اَنا حُجَتهُ اللِه عَلَیهِم "  یا بقول امام باقر ( ع )  " مَجاری الامُور ِبیَد العُلماء ِبالله الاُمَناء عَلی حلاله و حرامه  "  هستند و شخصیت حقیقی آقای خامنه ای هم جزو اونهاست جایگاهی متفاوت از اولی الامر منکم دارند و در حقیقت علما و رواه حدیث هستند و می تونند اولی الامر منکم باشند یا نباشند و اگه باشند هم باز یه سری بحث ها وجود داره که دایره اختیار و مانورشون تا کجاست که ما واردش نمی شیم ولی اون چه که مسلمه قضیه  اون طوری نیست که این جماعت تندروی مذهبی تصور می کنند و در ضمن " نیابت خاص "  هم وجود نداره و معنی " نیابت عام "  از جانب معصوم ( ع )  داره .

ولایت پذیری و ولایی بودن به معنی دفاع بد و پیروی  کورکورانه و متعصبانه از یک نفر نیست ، ولایی بودن این نیست که انسان از دایره عقل و منطق خارج بشه و نقش عقل  و مطالعه و بصیرت رو در زندگی به فراموشی بسپاره ، ولایی بودن به معنی اطاعت چشم بسته از کسی نیست و ولایی بودن به معنی درک سطحی از اسلام و ولایت نیست .

 مهم ترین پیام ولایت پذیری و ولایی بودن پیشی نگرفتن از خدا و رسولش هست که مطابق دستور صریح خداوند هم هستش ( یا ایها الذین آمنوا لا تقدّموا بین یدی الله و رسوله و اتّقوا الله انّ الله سمیعٌ علیم ) که اشاره به ماجرای فرماندهی اُسامه بن زید از جانب پیامبر ( ص )  داره و می شه ماجرای صلح حدیبیه رو هم بهش نسبت داد که در هر دو حالش عُمَر یک پای ماجرا بود !!  

ولایت پذیری یعنی اینکه اگه مافوق ما نسبت به شخصی نظر مساعد نداره و بر مصلحت نمی دونه که این شخص در پست حساسی باشه و ماهم می دونیم اصلا حتی قبل از اینکه بهمون بگن خودمون حساسیت ها رو درک و ازش استفاده نکنیم و کاری نکنیم که کار به دستور کتبی برسه و همون رو هم زمین بگذاریم ، این اطاعت مدبرانه ست نه کورکورانه .

عزیزان ! ولایت پذیری به حرف و شعار نیست ، شاید اگه پاش بیافته  و موقع امتحان عملی برسه کسی که هیچ تصوری برای ولایی بودنش نیست سربلندتر از اونی باشه که ادعای ولایت پذیری و ولایت مداریش گوش فلک رو پر کرده ، شما فقط برین نامه مهندس موسوی به امام ( بعد از قضیه استعفا ) و نامه آقای احمدی نژاد به رهبری سر قضیه مشایی رو بخونید و لحن و متن نامه ها رو با هم مقایسه کنید و ببینید کدومش از صمیم قلب بوده .

نکته دیگه هم اینکه ، این عزیزان در مورد شناخت حق و باطل خیلی دچار مشکل هستند ، حق رو نباید با افراد سنجید بلکه افراد رو باید با حق سنجش کرد ( کلام معصوم علیه السلام )  و اصولا سیستم های سیاسی و انتخاباتی و امثال اینها معیار خوبی برای سنجش حق و باطل نیستند و فقط یک رقابت سیاسی یا یکسری قواعد و قراردادهای سیاسی هستند و بس.

حق و باطل زمانی آشکار خواهند شد که امام زمان ( عج ) ظهور کنه ، که در موقع ولادت اون حضرت آیه "  جا ء الحق و زهق الباطل ، ان الباطل کان زهوقا  " بر بازوی راست اون حضرت نقش بسته بود و ایشون هستند که بر حسب تفسیر امام صادق ( ع ) از آیه  " یَومَ یُعرَف الُمجرمون ِبسیماهُم ، فَیوَخذُ ِبالنوَاصی و الاقَدام "   که  از سیمای اشخاص ، مجرمان و گناهکاران رو می شناسند ( چه اونهایی که قابل اصلاح هستند یا نیستند و با داشتن کرامات ویژه و چشم برزخی حقیقی خیلی هم غیرقابل باور نیست ) والا خدا که همیشه عالمه .

و در نهایت حق و باطل در روز قیامت و در پیشگاه عدل الهی مشخص می شه نه در یک انتخابات و عالم سیاست  !

پس توصیه می کنم عزیزان تندروی مذهبی در زمینه حق و باطل و معیارهایی که دارند و صزف یه مسئله سیاسی کسانی رو حق و دیگران ( عمدتاً مخالفان و منتقدان رو !! ) باطل می دونند تجدید نظر کنند و از چنین مسائلی سو ء استفاده  یا برداشت غلط نکنند .

اگه این قشر می خوان از رهبری دفاع کنند ایراد نداره منتها مواظب باشند از حد و حدود معمول و منطقی دفاع و قبول داشتن خارج نشن و کاری نکنند که دفاع شون بدتر یک ضد تبلیغ باشه ، احترام همه افراد و شخصیتها رو هم نگه دارند ، این هم نیست که همه حرفهای رهبری وحی مُنزل باشه و همه باید بپپذیرند چون ایشون معصوم نیستند و از مشاوران و دور و بری های قابل اطمینان و نخبه ای هم برخوردار نیستند و اینجا هم حکومت عدل علی ( ع ) نیست .  

ضمن این دفاع و قبول داشتن هم برن در تاریخ انقلاب تدبر و مطالعه ای بکنند که چرا امام خمینی ( ره )  بین آقای مهندس موسوی که امروز منفور این عده شده و حسابی دارند عقده های اون چند سال رو سرش خالی می کنند و ازش انتقام جویی می کنند با رئیس جمهور وقت که رهبری فعلی باشند همیشه جانب نخست وزیر مهندس موسوی رو می گرفتند و مانع تغییر ایشون می شدند و اصرار عجیبی بر موندن مهندس موسوی داشتند و مهندس موسوی رو خیلی قبول داشتند ، خیلی پیام ها داره .

اینکه چرا امام مخالف رئیس جمهور شدن روحانیون بودند و برای همین مانع کاندیدا شدن شهید بهشتی  در دوره اول ریاست جمهوری شدند ولی بعدا با شرایطی که پیش اومد با کاندیداتوری آقای خامنه ای موافقت کردند شاید یکی از پاسخهایی باشه که بشه برای جواب بالا داد، هر چند کُلیت رو در بر بگیره .  

 یادتون نره رهبری فعلی شاگرد امام بودند و کسانی که دم از ولایی بودن و فرزند انقلاب بودن و مدافع نظام بودن می زنند قاعدتاً باید بیشتر امام رو با اون شخصیت خاص و بالایی  که داشتند قبول داشته باشند و اسیر تبلیغات ناجوانمردانه ای که علیه یاران امام به راه افتاده نشن .  

کسانی هم که به اسم دفاع از رهبری به آقای هاشمی می تازند بد نیست علاوه بر مرور نظرات رهبری درباره آقای هاشمی در این چند سال اخیر ، برن مشروح مذاکرات خبرگان رو بعد از فوت امام درباره انتخاب رهبر بخونند ، من چون خودم روزنامه کیهان همون موقع رو خوندم برام خیلی جالب بود و توصیه می کنم مدافعان رهبری و مهاجمان به آقای هاشمی هم حتما مطالعه بفرمایند .

 

اما در این بخش راهکارها و پیشنهادات چیه ؟

 

 تو این زمینه هر کس باید به نوبه خودش به مسائلی توجه داشته باشه . اگه شخص رهبری لطف و محبت کنند و در زمینه اطرافیان و معتمدین و منصوبین تجدید نظری بفرمایند خیلی خوب می شه  ، از اساتید دانشگاه و نخبگان و کارشناسان کمک و مشورت های بیشتری بگیرند و با توجه به اینکه دولت در ارائه آمار و گزارش هایی که در نوع خودش با شرایطی که همه مون می بینیم و درک می کنیم خیلی تفاوت داره  خیلی ماهره حتی می تونند مرکزی رو تحت نظر خودشون متشکل از این اساتید و کارشناسان و نخبگان که یا جملگی از نظر سیاسی بی طرف باشند یا از گرایشات مختلف تاسیس کنند که بخش های مختلفی مثل کشاورزی ، صنعت ، اقتصاد ، مسکن و سلامت و  ... داشته باشه و به موازات گزارش های دولت این مرکز هم گزارشی از وضع موجود و بسته های پیشنهادی خودش تهیه کنه و مسئول راستی آزمایی گزارشات دولت هم باشه و کلیه موارد در دیدارهای حضوری یا به شکل کتبی موارد به رئیس جمهور منعکس بشه .

در ضمن سیستم بازرسی و کسب اطلاع از وضعیت مردم و واقعیت های کشور رو فعال تر و قوی تر کنند و برای این کار حتی گروههای داوطلبی وجود داشته باشند که از همه اقشار و طیف ها توشون باشه و مثل چشم و گوش رهبری باشند .  

ملت ایران شریف تر از اونی هستند که کسی فقط برای رای شون یا راهپیمایی اونها رو بخواد و اگه امروز ما به حضور 40 میلیونی و 85 درصدی افتخار می کنیم جز به این خاطر نیست که خیلی ها برای تغییر وضع موجود اومدند نه برای تثبیت اون !

و حتی در بین رای دهندگان آقای احمدی نژاد چنین کسانی کم نبودند منتها خواسته ها و صداها با هم فرق داره ، باید خواسته ها و صدای  همه مردم و مشکلات اونها رو شنید و به اون توجه کرد و زیر سبیلی ردش نکرد ، هیچ مصلحتی بالاتر از توجه به خواست مردم نیست و انکار اون فقط به ضرر مسئولین در راس کاره و مشکلات و تنش ها رو بیشترمی کنه و شکاف وبدبینی بین ملت و حکومت رو افزایش می ده .

تشبیه خواسته های نه چندان غیر منطقی مردم یا حداقل بخش قابل ملاحظه ای از مردم به مسجد ضرار که داستانی سوای حال و اوضاع ما داشت جز اینکه تنش ها رو بیشتر کنه و بهانه دست یه عده تندرو بده فایده دیگه ای نداره ، این افتخاره که مردم ما اون قدر با حیا هستند که در بیان اعتراضات هم از قالب های مذهبی خارج نشدند و مسجد ضرار و خوارج رو باید در جای دیگه ای جستجو کرد . باید صدای مردم رو شنید و با سیاست عمل کرد که تنش ها بخوابه .

رهبری باید خودش سردمدار پیگیری مطالبات مردم باشه و عنان اختیار رو از کف دشمن و مخالفان خارج کنه و اجازه سو ء استفاده رو نده و خودش محور قرار بگیره و مردم حس همراهی رهبری رو هم به شکل واقعی داشته باشند .والا مقابل بخش اعظمی از مردم قرار گرفتن مسئولین خیلی وجهه خوشی نداره و مشکلات رو بیشتر و دشمن رو شادتر می کنه و به نفع خود مسئولین هم نمی تونه باشه .

 اگه اهمیت داده نشه این دو شقه شدن و دور شدن مردم از حاکمیت و افزایش شکاف ها روز بروز بیشتر خواهد شد و به جایی خواهیم رسید که این نمایش های استقبال و این چیزها هم دیگه چاره ساز نخواهد بود  ، باید کاری کرد که قدرت جذب مردم و نخبگان به رهبری و نظام بیشتر بشه نه اینکه هرروز ریزش بیشتری داشته باشیم و حتی دوستان رو هم حتی بر فرض خطا از خودمون برانیم  ،  این کار جز با اصلاح و تجدید نظر بعضی رفتارها و تفکرات و روابط میسر نمی شه .

در مقابل نخبگان سیاسی و علمی و ... که با رهبری اختلاف نظر و شکاف دارند باید ببینند کجای کار مشکل داشته که نتونستند اعتماد رهبری رو جلب کنند و همواره دید بدبینانه ای نسبت بهشون وجود داشته و یک گروه مورد توجه بیش از حد و یک گروه مورد بی مهری بیش از حد بودند ، شاید سلیقه و نوع بینش رهبری و اطرافیان رهبر هم موثر باشند اما خود نخبگان هم مقصر بودند و رفتارشون خیلی با اون چه که واقعیت هست متناسب و متعادل نبوده و خیلی ایده آل و رویایی و فراتر از ظرفیت و چهارچوب نظام فکر می کردند و در صدد عبور از خط قرمزهایی بودند که در نظامی اسلامی خیلی مثبت بهش نگاه نمی شه .  

مردم هم چه مخالفان و چه مدافعان متعصب باید شان و جایگاه رهبری رو درک و مطابق اون چه که هست رفتار کنند و نگاه صفر و صدی یا سیاه مطلق و سفید مطلق نداشته باشند که هر دو حالتش درست نیست و طوری رفتار کنند که هم جا برای تعریف از ویژگیها و کارهای مثبت باقی بگذارند و هم به موقع  نقش منتقد دلسوزی رو ایفا کنند.

 

ان شالله اگه مجال و عمری بود در مطالب بعدی ( پیوسته یا ناپیوسته ) به سایر افراد و نهادهای حقیقی و حقوقی خواهیم پرداخت .

 

 

 

 


 
آیا گوش شنوایی هست ؟
ساعت ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸۸ : توسط : مجید

به نام خدا

یکشنبه یازدهم مردادماه 88

در قسمتی از وصیت نامه شهید بزرگوار حمید باکری چنین اومده است :

" دعا کنید که خداوند شهادت را نصیب شما کند که در غیر اینصورت زمانی می رسد که جنگ تمام می شود و رزمندگان اسلام سه دسته می شوند : یک – دسته ای به مخالفت با گذشته خود بر می خیزند و از گذشته خود پشیمان می شوند . دو – دسته ای راه بی تفاوتی را بر می گزینند و در زندگی مادی غرق می شوند و همه چیز را فراموش می کنند . سه – دسته سوم به گذشته خود وفادار می مانند و احساس مسئولیت می کنند که از شدت مصائب و غصه ها دق خواهند کرد . پس از خدا بخواهید که با وصال شهادت از عواقب زندگی بعد از جنگ در امان بمانید چون عاقبت دو دسته اول و دوم ختم به خیر نخواهد شد و جزء دسته سوم ماندن نیز بسیار سخت خواهد بود . "

به نظر من همین یه پاراگراف مطلب که به شکل هوشمندانه و مدبرانه ای به آینده اشاره کرده به اضافه احادیثی از پیامبر (ص ) و ائمه معصومین ( ع ) مثل حدیث پیامبر ( ص ) خطاب به علی ( ع ) که فرمودند :   " هر کس در حکومت اسلامی، مسئولیتی بپذیرد، در حالی که می‌داند افراد دیگر از او شایسته‌تر هستند، خائن است. " یا حدیث دیگه ای از پیامبر ( ص ) که زمانی خواهد رسید که از اسلام جز نام باقی نخواهد ماند گویای خیلی چیزها در جامعه امروز ما هستند .

امروز امثال ما که سرشون تو مطالعه و حساب کتابه و به اصول پایبند و خواهان اصلاح هستند و دارند این وضعیت و کارهایی که به اسم اسلام و وجود مقدس امام زمان ( عج ) داره انجام می شه و جز خراب کردن وجهه مقدس اینها و تبلیغ منفی حاصلی نداره رو می بینند و از طرفی دستشون به هیچ جا بند نیست و خون داره خونشون رو می خوره و موندن براشون خیلی سخته و دیر نیست که از غصه دق کنند و دارند این همه انحراف و ناآگاهی از اسلام و تاریخ رو ملاحظه می کنند فقط به استناد این حرفها کمی آروم می شن .

با این توجیهات خودمون رو آروم می کنیم که در تاریخ صدر اسلام هم حتی در موقع حضور شخص پیامبر ( ص ) و ائمه اطهار ( ع ) که برگزیدگان برحق خداوند در روی زمین بودند بودند تندروها و متحجرین و البته قدرت طلبانی که برخلاف آیه صریح قرآن و دستور صریح خداوند از پیامبر و اولیاش پیشی می گرفتند !! و برای اون بزرگواران در اجرا یا عدم اجرا و نحوه اجرای  اسلام تعیین تکلیف می کردند ! هم بودند .  

بودند کسانی که در پوشش دین و مقدسات هر دروغ و یاوه و عوام فریبی رو انجام می دادند و خجالت هم نمی کشیدند چون دارای روح و روان بیمار و مریضی بودند و حقیقت واقعی و عمق  اسلام رو درک نکرده بودند و اسلام  رو سطحی  متوجه شده بودند و جز قدرت و مقام و حفظ اون دنبال چیز دیگه ای نبودند ولی مردم عوامی که دین رو سطحی درک کرده بودند شیفته اونها بودند ! و به تذکرات و نصایح اولیا الله ( ع ) و یاران مورد تاییدشون توجهی نداشتند .

رسید روزی که یزید فاسق بوزینه باز شرابخوار شد امیرالمومنین و امام حسین ( ع ) شد خارجی !!! رسید روزی که مامون مکار به ناحق بر تخت ولایت مسلمین !  نشست و وجود مقدس امام علی بی موسی ( ع ) شد نفر دوم !

قاضی شریح ها هم بودند ، جای متهم و شاکی عوض بود و بجای دادگاه ، بیدادگاه داشتیم .  یک گروه هر کاری می خواستند می کردند و کسی کاری به کارشون نداشت چون دارای نفوذ زیاد در دستگاه قضاوت و قدرت بودند ، اون موقع هم تریبون های انحصاری عمومی  وجود داشت که حقایق رو وارونه و گزینشی جلوه می دادند و خودشون رو حق و مخالفان و منتقدین رو باطل می دونستند .

اون موقع هم یازداشتهای سیاسی  و زندان کردن ها  بود ، نه از سر جرم و گناه  بلکه بخاطر ترس دستگاه  از بی آبرویی خودش ( برین  گفتگوی هارون با مامون رو بخونید ) و حق بودن ائمه اطهار ( ع ) و ایجاد  اختناق   که نمونه بارزش زندان کشیدن های طولانی وجود مقدس امام کاظم ( ع ) در زندان هارون و تبعید و تحت نظر قرار گرفتن های وجود مقدس امام هادی ( ع ) و امام حسن عسکری ( ع ) توسط دستگاه جور رو می تونیم اشاره کنیم .

اون موقع هم شاهد قتل عام های مظلومانه یاران اسلام بودبم ، برین بخونین که چطور که امام کاظم ( ع ) رو در زندان به شهادت رسوندند و چطور یه عده رو جمع کردند و گواهی گرفتند که ایشون به مرض طبیعی فوت کرده ! و چطور گندکاری خودشون رو با عوام فریبی پوشوندند و چطور غریبانه ائمه و معصومین ما دفن می شدند و خیلی اجازه عزاداری و این حرفها داده نمی شد و حکومت حتی از خاک قبرستون هم وحشت داشت ،  چون قدرت حاکمه و دستگاه تبلیغی رو در اختیار داشتند و می تونستند حتی ضد تبلیغ هم انجام بدن .  

درد دلها و خون دل خوردن های پیامبر ( ص ) و ائمه اطهار ( ع ) بسیار بیشتر از ما بود ، مشکلات ما در برابر رنجها و مشکلات اونها هیچه و اصلا به حساب نمی آد ، خدا می دونه که چه کشیدند ، چه از دست دستگاه جور و ستم چه از دست متحجرین و تندروهای مذهبی و چه از دست دشمنان دوست نما و دشمنان خارجی و این میراث گرانقدر رو حفظ کردند ، امروز حتی رنجهای اون بزرگواران هم برای مایک درس بزرگه و البته تتا حدودی تسکین بخش دردهای ناچیز خودمون .  

در تاریخ معاصر ما هم امام خمینی ( ره ) وضعیتی مشابه داشتند ، امام حداقل حدود چهارده پونزده سال زندگی خودشون رو برای مبارزه با یک رژیم فاسد و یک شاه بی لیاقت و سرسپرده و فاسد با یک دستگاه عظیم اطلاعاتی – امنیتی صرف کردند .

رنج دوری از وطن و خانواده و تبعید ، شهادت جانسوز  یاران   ( که تا بعد از انقلاب هم ادامه پیدا کرد ) و دستگیری های گسترده نیروهای انقلابی توسط ساواک  و بی اعتنایی به اعتراضات به حق مردم مسلمان  از جانب شاه و آشوبگر و خرابکار خطاب نمودن اونها از طرف دستگاه سرسپرده تبلیغاتی فقط و فقط بخشی از رنج های امام از دست دستگاه جور و ستم رو تشکیل می داد .

فقط دستگاه جور نبود ! فقط صدام ملعون نبود ! امام خمینی هم از متحجرین و تندروهای مذهبی خون دل خوردند ! کسانی که امروز جرات ابراز عقیده و وجود پیدا کردند و دم از حکومت اسلامی و نه جمهوری اسلامی می زنند ، کسانی که مراد دولت و مسئولین دولت مهرورز هستند و کسانی که امروز دلسوز انقلاب و نظام جمهوری اسلامی شدند  در زمان مبارزه برای امام پیام می فرستادند که در زمان غیبت هیچ حرکتی جایز نیست ! و ایشون رو از ادامه مبارزه علیه حکومت ستمشاهی برحذر می داشتند !

همین ها زمانی که مرحوم آقا مصطفی پسربچه امام  از کوزه ای آب نوشیدند کوزه رو آب کشیدند چون پدرش فلسفه می گفت ! همین ها بودند که بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی رو وادار کردند که بگه " خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورد  از رژیم شاه نخورد " و اگه امام با اون صلابت و بی طرفی و بلند نظری خاصش که لازمه رهبری و ولایته امروز بود اینهایی که زمانش جرات قد علم کردن رو نداشتند و امروز شدند همه کاره و دلسوز انقلاب و نظام و اسلام ! و کاری دلشون بخواد دارند انجام می دن و هیچ اعتراض و نقدی رو بر نمی تابند صداشون در نمی اومد .

ما که کاره ای نیستیم و کاری تو این شرایط ازمون برنمی آد ، فقط می تونیم نظاره گر باشیم و خون دل بخوریم و  با خدا و ائمه ( ع ) درددل کنیم و در خلوت خودمون از اونها یاری بخواهیم که خودشون دین رو از جمیع آفات حفظ کنند ، نگذارند اقدامات عده ای قدرت طلب و متحجر و بی تدبیر بنام اسلام تموم بشه و مردم رو نسبت به همه چیز بدبین کنه و خون امثال باکری ها پایمال بشه .

الان اوضاعی شده که همه چیز بهم قاطی شده ! شاید برای امثال ما سخت نباشه که بفهمیم کی راست می گه و کی دروغ ولی برای مردم عامی و بی خبر از همه جا و بایک فطرت پاک و حق طلبانه دینی خیلی راحت نیست ، آقایون حقیقتاً دارند برای ظهور زمینه سازی می کنند !!

این وسط بدجوری گیر کردیم ! نه به قول خودشون روشنفکرها و امروزی ها راضی می شن کوتاه بیان و زمان و مکان رو درک کنند و مدبرانه رفتار و عمل کنند و دست کسی بهانه ندن و به اسم امروزی شدن و روشنفکری هر تئوری و خواسته ای رو مطرح نکنند نه به قول خودشون متدینین و مذهبی ها حاضرند بپذیرند که همه چیز رو سفید مطلق یا سیاه مطلق نبینند و دین و تحقق شعارها و اهداف دین رو در کسانی که اصلا ظرفیتش رو ندارند خلاصه نکنند والکی کسی رو بزرگ نکنند و اگه کسی حدش چهل پنجاه بیشتر نیست تا صد بالا نبرنش !

این وسط چیزهایی که باید اصل باشه حفظ نظام اسلامی ( چون نظام دیگه ای با بافت خاص مردم ما جواب نمی ده و اگه اعتراضی هست بیشتر به مجریانه تا خود نظام ) و اصلاح عیوب اون و پذیرفتن ضعف ها و اشتباهاته ، اصل باید بر همکاری و وحدت و تعامل باشه ، اصل باید غفلت نکردن از یاد خدا بخاطر غرق شدن در تجدد و سیاست و دعواها باشه ، اصل باید بر حفظ خون شهدایی باشه که در راه این آرمان از سال 42 تا الان از حان خودشون گذشتند .

روی صحبتم با همه ست ! همه و هر کس به نوعی در اون چه که تا الان گذشته مقصر بودند . تعارف هم نداریم ! اگه از مسئولین کشور تا دستگاه ها و کاندیداها هر کدوم  کمی درایت و شرح صدر و تحمل به خرج می دادند ما شاهد خیلی از مشکلات و ناآرامی ها و فجایع و پرپر شدن جوانهای مردم نبودیم ، مقصر دونستن یک نفر یا یک ارگان خطاست .  

  الان هم اگه همه کمک نکنند و بخوان بر سیاسی کاری ها و مثلاً زرنگ بازی ها و سو ء استفاده از مقام و موقعیت و قربانی کردن اخلاق و منافع مردم ادامه بدن نه برای خودشون عاقبت خوشی می شه تصور داشت نه حتی ُکلیت مجموعه و این وسط فقط و فقط این مردم بی پشت و پناه و رنج کشیده هستند که میون این دعواها قربانی می شن  و بس .  

به همه علی الخصوص مسئولان توصیه می کنم تاریخ رو بخونند ، چه تاریخ صدر اسلام و چه تاریخ ایران بویژه از رضاشاه به بعد که خیلی جالب و آموزنده ست و نگذارند تاریخ دوباره تکرار بشه . اصل باید رضایت مردم باشه و با عوام فریبی و وارونه جلوه دادن حقایقی که خود مردم حتی عامی هم می تونند  با تمام وجود حسش  کنند نمی شه رضایت مردم رو جلب کرد .

مردم ایران صداقت می خوان ، شفافیت می خوان ، می خوان کسی به شعورشون توهین نکنه و اون رو به بازی نگیره ، می خوان که مسئولین به دور از هرگونه تنش و حاشیه بهشون خدمت کنند ، می خوان که خدمتگذارانشون آدمهای متخصص و متعهد واقعی باشند و با شایسته سالاری روی کار اومده باشند ، می خوان که این وسط دین خدشه دار نشه و از دین برای سیاسی کاری ها مایه گذاشته نشه . مردم ایران از هر اغتشاش و ناامنی بیزار هستند و اگه این چیزها رو در مسئولین ببینند دلیلی بر خیابون اومدن و تجمع و تظاهرات ندارند .

و در نهایت اینکه همه ما در پیشگاه خدا مسئول هستیم و باید پاسخگو باشیم ، هر کس به اندازه ظرفیت خودش ولی به هر حال عمومیت داره . شاید امروز بشه یه جورایی اذهان عمومی رو منحرف کرد ، از کسانی که شایستگی کاری رو ندارند و در مسئولیت های مهم هستند دفاع غیر واقع بینانه کرد و اصرار بیجا  بر نگه داشتنشون کرد  ، شاید بشه که براحتی به منتقدین تهمت و انگ زد و بی آبروشون کرد ، شاید بشه که حق رو از سر مصلحت و سیاسی کاری پوشوند ، شاید بشه که آدم خودش رو مذهبی و فرزند انقلاب و با دغدغه دین  بدونه و از سر ناآگاهی یا تعصب از یک شخص یا گروه کورکورانه دفاع کنه ، شاید بشه که آدم در مسندی باشه و بوسیله اعمال نفوذ و قدرت ناشی از اون هر کاری رو دلش بخواد پیش ببره اما در قیامت صغری و کبری چی ؟

شب اول فبر آدم خودشه و خودش ! خودشه و اعمالش  ، بی هیچ یاوری ، بی هیچ  قدرت و نفوذی جز همون اعمالش ، صحرای محشر و دم پل صراط همین همین طور ، در پنجاه عقبه صراط که هر کدوم هزار سال هستند هم همچنین ... اون موقع و در پیشگاه خداوند ما چه کنیم ؟

این زندگی ما دیر یا زود تموم می شه و واقعاً ارزش فروختن آخرت مون رو نداره و اگه کسی واقعا در زندگی اش و در کارها و اعمال مسئولیت هاش جز خدا و آخرت رو در نظر نگیره دنیا گلستان می شه اما دو سوال اساسی اینجاست که آیا اولا همه مردم و مسئولین چه در قبل و چه در مسائل انتخابات و بعد اون واقعا خدا و آخرت شون رو لحاظ کردند ؟ و دوم اینکه اگه هم لحاظ کردند این شناخت شون از خدا و دین و آخرت تا چه حد عمیق و علمی  و درست بوده؟

هنوز هم دیر نشده ... می شه همه چیز رو هرچند سخت ولی جبران کرد ...... به شرطی که گوش شنوایی باشه.

 


 
فاین تذهبون جناب پرزیدنت ؟!!
ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ امرداد ۱۳۸۸ : توسط : مجید

به نام خدا

دوشنبه پنجم مرداد ماه 88

حقیقتا تصمیم نداشتم تا هفته آینده مطلب جدیدی در وبلاگ بگذارم و خودم دوست دارم فاصله بین دو مطلب حداقل یک هفته باشه اما متاسفانه بعد از انتخابات اون قدر روند اتفاقات سریع و پرشتاب شده و اون قدر رئیس جمهور محترم بی تدبیری به خرج می دن که واقعا آدم نمی تونه بی تفاوت بشینه و همین جوری نگاه کنه .

اول از اتفاقات دیروز شروع می کنیم ، همون طور که در یکی از مطالب اردیبهشت ماه گفته بودم بواسطه تغییرات پیاپی وزرا ، دولت نهم در صورت تغییر یک یا دو وزیر دیگه ( فوت ، عزل ، استعفا ء ، برکناری با استیضاح ) مشمول اصل 136 قانون اساسی می شد که متاسفانه به شکل غیر رسمی در فاصله هفت روز مونده به پایان دولت نهم تا پاش هم رفتیم و به شکل قانونی هم اگه مصلحت سنجی ها نباشه و تفسیر درستی از این اصل ارائه بشه همین الان هم دولت رسمیت نداره و باید برای همین چند روز باقی مونده هم از مجلس رای اعتماد بگیره!!که دلیلی جز بی تدبیری و اخلاق خاص رئیس جمهور مهرورز نداره .

اصل 136 قانون اساسی می گه " رئیس جمهور می تواند وزرا را عزل کند و در این صورت باید برای وزیر یا وزیران جدید از مجلس رای اعتماد بگیرد و در صورتی که پس از ابراز اعتماد مجلس به دولت نیمی از هیات وزیران تغییر نماید باید مجدداً از مجلس شورای اسلامی برای هیات وزیران تقاضای رای اعتماد کند "

بر طبق این اصل و استفساریه شورای نگهبان در سال 62 در پاسخ به مهندس موسوی نخست وزیر وقت ، ملاک تغییر دفعی یا تدریجی نیست و به هر شکل که به این نصاب برسه دولت مشمول رای اعتماد مجدد می شه و ملاک تغییر تعداد وزارتخانه ها هم نیست و مهم تعداد وزارتخانه ها در زمان به نصاب رسیدنه نه ابتدایی که دولت  رای اعتماد می گیره .

در دولت آقای احمدی نژاد از سال 84 تا الان وزیر دادگستری که فوت شده ، وزرای آموزش و پرورش ، رفاه ، تعاون ، نفت ، صنایع و معادن ، راه و ترابری ، امور اقتصادی و دارایی ، کشور ( دو بار ) ، اطلاعات رسماً تغییر کرده اند که با این حساب اگر تغییردر وزارت کشور رو یک بار حساب کنیم ده تغییر حاصل شده و چون تعداد وزارتخانه ها بیست و یکی هستش با این محاسبه دولت نیازی به رای اعتماد مجدد نداره .

 اما نکته مهم اینجاست که بر اساس همین اصل 136 به نظر می رسه نباید وزارت کشور رو یک بار حساب کنیم ، چون اون وزیری که از مجلس رای اعتماد گرفته هم جزو  " هیات وزیران " محسوب می شه دیگه ! حالا برای یک وزارتخونه دوبار هم باشه به هر حال طرف انسانه و رفته مجلس رای گرفته ولی خب یا به مصلحت نیست این جوری حساب بشه ! یا شورای نگهبان واقعا چنین برداشتی نداره که طبق اصل 98 قانون اساسی نفسیر قانون اساسی فقط به وسیله اونها و با تصویب سه چهارمشون انجام می شه .

البته دیروز عصر برای ساعاتی دولت از رسمیت افتاد و مشمول 136 شد و اون موقعی بود که علاوه بر برکناری وزیر اطلاعات ، برکناری وزیر ارشاد هم حتی توسط خبرگزازی ها و پایگاه های اطلاع رسانی و شبکه پیامکی خود دولت اعلام شد ( والبته وزیر کار و  وزیر بهداشت که ظاهرا جدی نبود )  و برای وزارت ارشاد سرپرست هم تعیین شد  و خود سرپرست هم تایید کرد که حکم گرفته ولی ظاهرا آقایون بعدش تازه فهمیدن که مشمول اصل 136 می شن و بلافاصله حکم رو پس گرفتند و برکناری وزیر ارشاد رو تایید نکردند .

وزیر ارشاد هم که چنین دید حدود ساعت نه دیشب در نامه ای به احمدی نژاد اعلام کرد که از فردا در محل کارم حاضر نمی شم و فقط از نامم می تونین به عنوان  " عدد " استفاده کنید تا دولت از رسمیت نیافته که اگر رئیس جمهور این نامه رو به عنوان استعفاء بپذیره دولت از رسمیت خواهد افتاد والا در غیر این صورت و با تفسیری که دو سه تغییر وزارت کشور یکی حساب شده اگه خدای ناکرده اتفاقی برای بقیه وزرا تو این چند روز باقی مونده نیافته دولت می تونه به کارش ادامه بده و این دوره رو بدون رای اعتماد مجدد تموم کنه .

پر واضحه که آقای احمدی نژادکه دولتش اینچنین لب مرزه می تونست این چند روز رو هم دندون رو جیگر بذاره و صبر کنه بعد مراسم تنفیذ و تحلیف و شروع دولت دهم  وزرا رو عوض کنه و این همه هم جنجال و مشکل برای کشور درست نکنه ولی ظاهرا تحمل این عزیزان حتی برای یک روز هم برای رئیس جمهور دشوار بوده !!! و به نوعی با این کار خواسته بشکنتشون و خردشون کنه .

گناه این وزرا هم جز پشت سر رهبری واستادن چیز دیگه ای نبوده ! ظاهرا در جلسه چهارشنبه دولت احمدی نژاد به نوعی از رهبری بابت دستور عزل مشایی  گله کرده و این وزرا که نزدیکی  و ارادت خاصی به رهبری دارند ( و همین طور بعضی وزرای دیگه مثل بهداشت و کار ) به عدم اجرای دستور رهبری اعتراض کردند و جلسه رو که ظاهرا بعدش به ریاست مشایی هم تشکیل شده ! ترک کردند و این طوری هم جوابشون رو گرفتند .

آقای مشایی در پنجشنبه 25 تیر در مشهد به عنوان معاون اول انتخاب شد ، شنبه 27 تیر رهبری دستور لغو حکم و کان لم یکن شدن حکم مشایی رو صادر کردند که من یکشنبه شب  غیر مستقیم به اطلاعتون رسوندم ،  آقای مشایی همون شب تو سایتشون شایعه استعفاء رو ساخته " دشمنان ولایت و دولت کریمه " خوندند و بعدش هم مخالفان رو  " حسود ، نادان و سهم خواه "  خطاب کردند .

چند روزی آقای احمدی نژاد که معروف به ولایت مداری هم بودند ! مقاومت کردند و امید داشتند که سر و صداها بخوابه ( نامه ایشون به مشایی رو بخونید  ) و در گفتگو با واحد مرکزی خبر عنوان کردند مشایی معاون اول می ماند و در جلسه تودیع مشایی از میراث فرهنگی به بهترین شکلی از ایشون تمجید کردند و از کسانی که به ایشون اعتراض دارند گله کردند و آخر هفته هم که رسما مشاور مطبوعاتی ایشون وجود چنین نامه ای رو که همه سایتهای اصولگرا تایید کردند زیر سوال بردند و دفتر رهبری مجبور به انتشار عمومی نامه شد .

البته در نهایت هم دستور رهبری اجرا نشد ( کان لم یکن بودن و لغو حکم مشایی خواست رهبری بود که باید از جانب انتصاب کننده یعنی احمدی نژاد انجام می شد که نشد ) و آقای مشایی که دید هوا پسه و حتی دانشجویان بسیجی و اصولگراها هم علیه اش موضع گرفتند در یک اطلاعیه یک خطی که اصلا معلوم نبود خطاب به کی هستش ! و شکل یک استعفای اداری رو نداشت کنار کشید ( البته بعدش یه نامه هم به احمدی نژاد داد و سر نظام منت گذاشت که من از اول مایل نبودم بپذیرم و چون شما اصرار کردی قبول کردم ! )

 و آقای احمدی نژاد هم با جو حاکم و علنی شدن قضیه چاره ای جز پذیرش نداشت و در یک نامه دو خطی خشک و کم سابقه به رهبری که خیلی هم مودبانه نبود گفت که خواست شما اجرا شد ( که واقعا هم نشد ، عزلی در کار نبود ) و در عوضش هم یک نامه عارفانه – عاشقانه به مشایی نوشت و ازش تقدیر کرد و فردای همون روز هم مشایی مشاور و رئیس دفتر احمدی نژاد شد !!

البته همون طور که رهبری گفتند اگه کسی برای پستی صلاحیت نداشت دلیل نمی شه برای بقیه پست ها هم صلاحیت نداشته باشه ( مثل آقای احمدی نژاد که برای حداکثر وزارت راه و ترابری صلاحیت داره ) ولی باید دید که حوزه اختیارات رئیس دفتر و مشاور رئیس جمهور چقدر خواهد بود چون با شناختی که از احمدی نژاد دارم هیچ بعید نیست دست دوستانش رو که به هر قیمتی باید حتما باشند ! حتی از وزیر هم بازتر بگذاره ، چون به هر حال باید حرف خودش رو پیش ببره !!  

آره دوستان ! اینهایی که دارین می بینین تازه اول ماجراست ! هنوز نه حکم رئیس دولت دهم تنفیذ شده و نه تحلیف صورت گرفته که آقای احمدی نژاد دارند گرد و خاک می کنند . من از اردیبهشت این روزها رو می دیدم و اگه برین مطالب اون موقع رو ببینین به حرف من می رسین و حالا هم می گم اگه جلوی این وضعیت هر چه سریعتر از جانب عقلا و بزرگان گرفته نشه روزهای بدتری هم در انتطار خواهد بود که عملاً باعث می شه این بی تدبیری ها و لجاجت ها که امروز به ایستادن جلوی رهبری هم کشیده شده باعث بشه کشور دچار مشکل بشه و  فقط هم مردم ضررمی کنند .

سقوط احمدی نژاد زودتر از اونی که فکرش رو می کردم شروع شد ( رجوع به مطالب بعد انتخابات ) چون احمدی نژاد امروز دیگه علناً با رهبری و حامیان و دور و بری های رهبری روبرو شده نه با هاشمی و میرحسین و اصلاح طلبان و اونهایی که به ماهیت و خصوصیات شخصیتی ایشون پی نبرده بودند کم کم دارند به حرف ما می رسند .

این روبرو شدن هم آخر و عاقبت خوشی نداره و اینها این قدر قدرت و نفوذ دارند که احمدی نژاد هیچ کاری ازش بر نیاد .

ولایت مداری فقط به حرف و ادعا نیست ، ولایت مداری به شعار نیست ، ولایت مداری به ظاهر افراد نیست ، ولایت مداری یعنی اینکه آقای احمدی نژاد ، زمانی که رهبری سال گذشته اومده در نماز جمعه از دوست صمیمی شما گله کرده شما که دست به عزلت خوبه بذاریش کنار نه اینکه بیایی علی رغم اینکه از نظر و سلیقه رهبری ( حتی مراجع و علما و همفکران خودت )  مطلع هستی بهش ترفیع هم بدی !! این لجبازی های بچه گانه اول و آخر فقط به خودت و جایگاهت ضربه می زنه نه اونها !

من واقعا سوال می کنم که بعضی ها مگه ولایت سنج دارند که به این نتیجه رسیدند که آقای احمدی نژاد ولایت مداره و خاتمی و موسوی و هاشمی و کروبی در خط ضد ولایت ؟!! رو چه حسابی و با چه معیاری این خط کشی ها رو کردند ؟

مگه همن آقای هاشمی نبود که زمان ریاست جمهوری اش وقتی دید رهبری وزیری رو تایید نمی کنه به مجلس معرفی اش نکرد ؟ مگه همین آقای هاشمی که سابفه دوستی و همکاری پنجاه ساله با رهبری رو داره از پای صندوق رای در دوم خرداد 76 گرفته تا دیدارهای عمومی و تربیون نمازجمعه مورد حمایت کامل و قاطع رهبری قرار نگرفت ؟

مگه همین آقای خاتمی نبود که وقتی دید اعتراض ها به مهاجرانی زیاد شده عوضش کرد ؟ مگه همین آقای خاتمی نبود که مورد تایید صد درصدی رهبری در تربیون نماز جمعه قرار گرفت ؟ مگه همین آقای خاتمی نبود که دو سه روز بعد انتخابش پیش رهبری رفته بوده  و رهبری بهش گفته بود که ببین رسانه های خارجی دارند در موردت چی می گن و آقای خاتمی گفته بوده در کنفرانس مطبوعاتی جوابشون رو می دم و در کنفرانس مطبوعاتی امبدشون رو ناامید کرده بود و بعداً هم به رهبری گفته بود من چون حرف شما یادم بود حرفهای خودم یادم رفت !! ( به نقل  از رهبری در یکی از تریبون های نماز جمعه چند سال پیش گفتم )

مگه آقای کروبی نبود که در مجلس ششم زمانی که حکم رهبری مبنی بر از دستور کار خارج کردن طرح اصلاح قانون مطبوعات رسید بلادرنگ طرح رو از دستور کار خارج کرد و جلوی اعتراضات یه عده هم ایستاد ؟ چطور اینها شدند ضد ولایت و آقای احمدی نژادی که بعد یک هفته از دستور رهبری بازم مقاومت می کنه و ابراز نارضایتی می کنه و حتی پیام می فرسته که اگه قراره مشایی نباشه منم نیستم !  دستور رو هم شخصاً  اجرا نمی کنه و اون جوری به رهبری نامه می نویسه و بعدش هم حامیان رهبری رو از دولت کنار می ذاره تا خرابشون  کنه ولایت مداره؟!! مگه رهبری چند روزپیش نگفت که این قضایا موجب اختلاف نشود پس چرا آقای احمدی نژاد گوش نکرد ؟

من حداقل 12 ساله به شکل مستقیم روزانه آخرین اخبار رو از طرق مختلف پیگیری می کنم و در مورد قبلش هم مطالعات زیادی دارم ولی کسانی که هیچی از سیاست و قانون و ... نمی دونند و حتی درک و اطلاعات عمومی اولیه ای در این باره نداشتند به من ایمیل می زدند که احمدی نژاد خوبه و فلان و بسار و فکر می کردند که منم اون قدر ساده و بی اطلاعم که بر اساس چهارتا خاطره و یه سری ظاهرسازی های غیر مرتبط با جایگاه ریاست جمهوری بیام رئیس جمهور انتخاب کنم و جایگاه ریاست جمهوری رو این قدر پایین ببینم !!

هر چند خود آقای احمدی نژاد هم ظاهرا شناخت درستی از کار اجرایی و دولت ندارند که تغییرات در دولت رو مثل تعویض فوتبال می دونند ! در صورتی که بین این دو فرق وجود داره و حتی در یک بازی رسمی فوتبال هم سقف تعویض وجود داره ! چه برسه به وزرا که تو کشور ما تعویض یه وزیر باعث می شه گاهی تا آبدارچی هم عوض بشه و ثبات مدیریت که لازمه توسعه و پیشرفت هستش مخدوش بشه .

متاسفانه آقای احمدی نژاد زده به سیم آخر و داره یه جورایی تلافی می کنه ، بعد از اینکه امثال پورمحمدی و دانش جعفری و مظاهری رو کنار گذاشت حالا هم محسنی اژه ای و صفار هرندی رو عزل کرده که همگی این اقایون بالاتفاق از نزدیکان رهبری هستند و به هر حال این جوری عزل دوست نزدیک خودش رو تلافی کرد !

زمانی که رای یک روستایی و شهرستانی که جز به دنبال منافع و جیب و شکم خودش نیست و با گرفتن چندرغاز شب انتخابات به اسم سهام عدالت رای اش تحت تاثیر قرار گرفته می شه ، رای یک آدم به اصطلاح خودش مذهبی و با دغدغه دین و ولایت ! که هیچی هم از جایگاه ریاست جمهوری و سیاست و اقتصاد و ..  نمی دونه و معیارش برای انتخاب شخص دوم مملکت و شخص اول اجرایی کشور با یه اللهم عجل لولیک الفرج و چهارتا شعار و حرف قشنگ تامین می شه ، رای یه آدم لمپن مخالف نظام که از آبروریزی و بردن آبروی اشخاص و مسئولین نظام که اتهامشون هیچ جا ثابت نشده خوشحال می شه و کف می زنه و سر لج و لجبازی رای می ده و رای یه آدم عامی و بیسواد که فکر می کنه حقوقش که باید طبق مصوبه مجلس یک سال پیش زیاد می شد و شب انتخابات معجزه شد و زیاد شد !! با رای امثال اساتید دانشگاه و کارشناسان و نخبگان که از نظر کمی و تعدادی کمتر هستند یکی هستش وضع می شه همین که می بینین !! این طوری و با این معیارها رئیس جمهور انتخاب کردن همین مسائل و مشکلات رو هم به دنبال داره ، اونهایی که به احمدی نژاد رای دادن حالا باید بکشند و اون دنیا هم باید جوابگو باشند .

اونهایی که نمی دونند بدونند احمدی نژاد بیشتر از اون که رهبری رو قبول داشته باشه دل در گروی شخص دیگه ای داره و بعضی اطرافیان و دوستانش مثل ثمره هاشمی یا همین مشایی از تربیت شدگان مکتب اون روحانی هستند که این قدر اصرار بر حضورشون هست ، اون روحانی هم که زمان انقلاب به امام پیغام می داد که مبارزه در زمان غیبت جایز نیست ! بعد انقلاب هم جرات نداشت در حضور امام حرفی بزنه و حالا هم شده دلسوز انقلاب و اسلام ! هر چند رهبری هم خیلی بهش محل نمی ذاره .

امام گفتند جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه بیش ولی آقایون به کمتر از حکومت اسلامی راضی نیستند ! با این وضعیت آقایون قصد دارند از یکی یکی انقلابیون واقعی مثل هاشمی ، رهبری و ... عبور کنند و باید مراقب بود . علی رغم همه اختلاف نظرهایی که ممکنه خیلی از ماها با رهبری داشته باشیم اما باید امروز محکم پشت ایشون بیاستیم و نگذاریم این دارو دسته متحجر و تندرو بر شئون مملکت قالب بشن ، چون با این وضعیت فتح  قدم به قدم ر اون طور هاشمی رو تخریب کردند و امروز جلوی رهبری ایستادند ......  خیلی مواظب باشید .

احمدی نژاد تومانی صنار با اصولگرایی و اصولگرایانی مثل لاریحانی ، ولایتی ، قالیباف و محسن رضایی فرق داره و اصلا با اینها یکی نیست ، اشتباه نکنید ! احمدی نژاد مطلقا با گروه اصولگرا میونه ای نداره و متعلق به جریان دیگه ای هستش ، حمایت رهبری از رئیس جمهور و دولت هم طبق گفته خود رهبری در مشهد عادیه و باید باشه و درست هم هست  و ما هم بودیم چاره ای نداشتیم چون در غیر این صورت سنگ روی سنگ بند نمی شه اما هر چیزی حدی داره و نباید از این حمایت برداشت غلط یا سو ء استفاده بشه و برای هر چیزی از رهبری مایه گذاشته بشه  و محبت های رهبری به دولت و رئیس جمهور این طوری جواب داده بشه .  

واقعا کسی که بر طبق دستور رهبری  " مصلحت خودش و دولت "  رو نمی تونه تشخیص بده واقعا می تونه رئیس جمهور خوبی باشه ؟ کسی که ادعای ولایت مداری می کنه باید بعد رسیدن دستور فی الفور دستور رو اجرا کنه و شک نکنه نه اینکه این طوری بخاطر یک نفر جلوی همه و حتی رهبری هم بیاسته .

آقای احمدی نژاد اگه می خواد رئیس جمهور باشه باید هر چه زودتر اصلاحات اساسی در نوع رفتار و کارهاش بوجود بیاره ( هر چند بعید می دونم ) و شرح صدرش رو بالا ببره ، حلقه دور خودش رو بازتر کنه و دست از لجبازی برداره ، اخلاق رو به معنای واقعی کلمه رعایت  و گذشته رو جبران کنه و سعی کنه الکی برای کشور تنش و حاشیه درست نکنه ، واقعیت های موجود در کشور رو درک کنه و دست از تک روزی و خودمحوری برداره ، مصلحت ها رو در نظر بگیره و قبل از هر کاری اول فکر کنه بعد مشورت و  در نهایت عمل کنه و مدبرانه و اون طور که شایسته یک رئیس جمهوره عمل کنه و الکی روز بروز مخالف برای خودش زیاد نکنه .

ما که خیلی وقته ایشون رو شناختیم ولی خداروشکر که موافقین دوآتیشه ایشون هم کم کم دارند ایشون رو می شناسند و ماهیت حقیقی اش داره کم کم برای همه نمایان می شه ، این همون  " سپردن به خدا و زمان "  بود که من بارها بهش اشاره کردم و این تازه اول کاره ، منتها تاوانش رو باید همه مون پس بدیم ... خدا خودش رحم کنه .  

 

 


 
اطلاعاتی درباره کمردرد
ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۳ امرداد ۱۳۸۸ : توسط : مجید

به نام خدا

شنبه سوم مردادماه 88

امروز می خوایم راجع به کمردرد صحبت کنیم ، در ارتباط با مطالب پزشکی از این به بعد هر وقت مطلب پزشکی تو وبلاگ داشته باشیم به قول شما یک Post کامل خواهد بود تا کیفیت کار بالاتر بره و بزن دررویی نباشه .  در ارتباط با مسائل شخصی و اجتماعی و مذهبی و سیاسی و .. هم روال همین طور خواهد بود ،  ان شالله .

کمردرد ( Back pain یا Lumbago ) یکی از شایعترین شکایات مردم هستش که بیشتر از اون که یک بیماری باشه یک نشانه یا Symptom به شمار می ره و بقول معروف مثل سرنخی برای کارآگاهان هستش که باهاشون می تونند قاتل رو شناسایی کنند !!

80 درصد مردم در طول عمر خودشون برای یک بار هم که شده کمردرد رو تا 60 سالگی تجربه می کنند و50  درصد هم تا 20 سالگی به این تجربه  مهم دست پیدا می کنند ! جالبه بدونید که بعد از سرماخوردگی کمردرد دومین علت مراجعه معمول مردم به پزشک هستش !

کمردرد به خودی خود خطرناک نیست اما هنر یک پزشک اینه که بتونه موارد خطرناک و اورژانس رو از موارد معمول افتراق بده ، چون کمردرد فقط به علت بیماریهای اسکلتی ایجاد نمی شه و بعضی بیماریهای عمومی مثل سل ( توبرکلوزیس ) تب مالت ( بروسلوزیس ) یا سرطان ها هم می تونند باعث کمردرد بشن .

علل مفصلی ( مثل استئوآرتریت یا آرتروز ، روماتیسم مفصلی و .. ) مکانیکی ( لیزخوردن مهره ای یا اسپوندیلولیستیزیس ، فتق یا بیرون زدگی دیسک بین مهره ای که خیلی شایعه ) پوکی استخوان یا استئوپروزیس ، گرفتگی یا اسپاسم عضلات اطراف مهره ها ( پارااورتبرال یا پارااسپاینال ) علل عفونی ( تب مالت و سل و استئومیلیت یا عفونت مهره ) ، اختلالات غده پاراتیروئید ، بدنشستن ، بدخوابیدن ، باد خوردن به عضلات که بر اثر سرما یه مکانیسم دفاعی می گیرن و اسپاسم می کنند یا بقولی می گیرند  ،  بعضی تومورها  و بیماریهای خونی ، علل روانی مثل هیستری و دردهای انتشاری (مثل زخم معده ، النهاب لوزالمعده ، سنگ کلیه ) از جمله علل مهم کمردرد هستند .

در برخورد با یک کمردردی حتما باید تاریخچه و سوالاتی از شخص به عمل بیاد و معاینات و پاراکلینیک لازم ( عکس ساده ، MRI و ... ) هم اگه لازم بود انجام بشن .

تمام بیماران کمردردی باید ازجهت علامت پرچم قرمز ( Red flag )  بررسی بشن تا اگه خدای ناکرده بیماری جدی وجود داره مشخص بشه ، علائم پرچم قرمز عبارتند از :

 تب ، سابقه تروما یا ضربه ، سن بالای 50 سال یا کمتر از 20 سال ، کاهش وزن ( بخصوص اگه با سدیمان خون بالا یا ESR همراه باشه ) عدم کنترل ادراری ، راجعه نسبت به درمان ، ناتوانی جن ## سی !! ، سوء مصرف دارویی ، تاریخچه وجود سرطان ، اختلالات عصبی پیشرونده و درد هنگام شب و در حالت استراحت .

معمولا اونهایی که علائم پرچم قرمز رو ندارند حداکثر یک ماهه خوب می شن ولی اونهایی که دارند رو باید مورد بررسی های بیشتری قرار داد ، کمردردهایی که کمتر از یک ماه شروع شده باشند حاد (Acute )، بین یک تا شش ماه تحت حاد ( sub acute) و بالای شش ماه مزمن ( chronic ) نامیده می شن و تو سوالات ما مدت زمان شروع هم حتما باید پرسیده بشه .

پرسیدن از شغل طرف هم مهمه ( مثل رانندگان و کارگران ساختمانی که بیشتر کمردرد می گیرند ) ، دردهای مکانیکی ( مثلا ناشی از عضلات و دیسک  ) با خم و راست شدن کم و زیاد می شن و معمولا به پایین زانو هم انتشار پیدا می کنند ولی دردهای غیرمکانیکی ممکنه شب تو وضعیت دراز کش هم وجود داشته باشند و خیلی پایین تر از زانو  رو افتخار نمی دن !

اصولاً دردهای مکانیکی با فعالیت تشدید می شن و با استراحت بهتر ولی دردهای التهابی معمولاً برعکس ! موقع استراحت بیشترند و با یه خورده تحرک بهتر می شن !

با معاینه کامل  ( نگاه ، لمس ،دق کردن و معاینات تخصصی تر که خیلی واردش نمی شیم و خیلی خیلی مفصل هستند ) می شه تکلیف رو تا حدود زیادی روشن کرد ، برخلاف اون چیزی که تو کشور ما مُد شده و هر کی کمردرد می گیره یه راست می فرستنش MRI !!!!! چنین کاری اصلا علمی و درست نیست و فقط خرج بی خود رو دست بیمار می گذاره ، حداکثر یه رادیوگرافی ساده کافیه مگر مواردی که واقعاً نیاز باشه .

در صورتی که به بیماریهای عمومی هم شک داریم باید یه سری آزمایشات ( خون )  رو هم از بیمار به عمل بیاریم ولی خب اینکه چه آزمایشی و چه اقدام تصویر برداری از بیمار باید به عمل بیاد رو وضعیت و شرایط بیمار ،  معاینات و تاریخچه و نتیجه سوال جوابهای ما تعیین می کنه نه اون چیزی که تو کتابهای پزشکی ذکر شده .

در زمان دردحاد هیچ حرکت درمانی و ورزشی ( و حتی بعضی تکنیک های فیزیوتراپی ) نباید انجام بشه و حتی تو مواردی که  دیسک کمر  وجود داره  ( دیسک های بین مهره ای یه هسته ای ژلاتینی دارند و یه حلقه فیبری که دور و بر این هسته ژلاتینی قرار داره ، تو دیسک کمر یا همون هرنیه شدن یا فتق دیسک بین مهره ای این حلقه فیبری پاره و هسته ژلاتینی بیرون می زنه و به اعصاب مجاور بخصوص سیاتیک که به پاها هم می ره فشار وارد می کنه و باعث انتشار درد به پاها و گزگز و سوزش و مور مور شدن پاها یا همون پارستزی هم می شه ) تراکش یا کشش که همون بستن بیمار و یه وزنه چند کیلویی به تخته !! دیدن خیلی اثری نداره .

تو کمردردهای حاد و حتی تحت حاد  استراحت مطلق  ( لگن بذاره ، غذا رو دراز کش و یک پهلو بخوره و نماز رو دراز کش با تیمم بخونه اینه معنی استراحت مطلق ! ) بیشتر از دوروز ضرورتی نداره و خیلی نباید تو این موارد برای تجویز کورتیکواستروئید یا همون کورتون و تزریق موضعی تو کمر و ...  عجله کرد ، تو کمردردهای مزمن یا با انتشار به ساق پا هم حداکثر تا دو هفته بیشتر استراحت مطلق ضرورتی نداره .  

بهترین وضعیت قرار گرفتن بیمار دراز کشیدن به پشت ( روی یه پتوی ملافه شده بخوابه ، تشک خیلی ضرر داره ) زانوها خم یک بالش بزرگ زیر گودی زانوها و اگه گودی کمر خالی موند یه بالش کوچیک هم زیر گودی کمر بذاره .  

درباره جراحی هم باید بگم آخرین راهکاره و تا مجبور نشدیم و همه راهها رو نرفتیم جراحی خیلی ضرورتی نداره ، هر چند این چرک کف دست گاهی وقتها .... !! معمولاً کار کسانی به جراحی می کشه که اولاً با MRI یا شبیه این تایید شده باشه که دیسک اینها بیرون زده ، درد بیمار هیچ جوره ساکت نمی شه و خیلی اذیتش می کنه (برای مدت طولانی عرض می کنم ) و خب فشار به عصب و ریشه عصبی هم وجود داشته باشه ( یعنی علاوه بر دیسکوپاتی ، رادیکولوپاتی هم داریم ) .

اگه بیمارمنع مصرف نداشته باشه ( بخصوص زخم معده ) درمان باید با داروهای ضدالتهاب غیر استروئیدی ( NSAIDs ) شروع بشه ( مثل بروفن ، مفنامیک اسید ، ناپروکسن ، دیکلوفناک و .. ) که معمولا سه یا چهار نوبت در شبانه روز  یک یا دو عدد تجویز می شه و اگه درد شدید باشه برای مدت کوتاه یه مسکن مخدر هم اضافه می شه که نباید خیلی مصرفش طول بکشه .

در صورت نیاز داروهای شل کننده عضلانی و کورتون ها هم بسته به وضعیت بیمار برای مدت مشخص تجویز می شن و از ژل ها و پمادهای موضعی مسکن هم می شه استفاده کرد و گرمادرمانی ( چه تو خونه چه تو فیزیوتراپی ) هم تو این ایام مفیده ، مالیدن روغن زیتون هم توصیه می شه .

بسته به وضعیت و شرایط بیمار داروهای ضد افسردگی و بعضی انواع ویتامین B هم ممکنه تجویز بشن یا بیمار به ارتوپد ، روماتولوژیست یا روانپزشک و متخصص مغز و اعصاب ارجاع بشه .

بعد از استراحت مطلق ، باید بیمار با استراحت نسبی که از چند قدم راه رفتن شروع کنه و به تدریج افزایشش بده کم کم به حالت عادی برگرده ، در تمام طول عمر باید از توالت فرنگی استفاده کنه و برای مدت طولانی نشینه و به ازای هر نیم ساعت که می شینه حداقل پنج دقیقه قدم بزنه .

تو اداره که نشسته یه تخته مایل زیر پاش بذاره و جوری بشینه که گودی کمرش خالی نمونه ، برای بلند کردن چیزی از زمین از کمر خم نشه بلکه زانوهاش رو خم کنه وصاف بشینه و برش داره .

 اگه چمدونی  چیزی هم می خواد بلند کنه اون جسم رو به بدنش نزدیک کنه و بلندش کنه ( کلا بلند کردن جسم سنگین برای کمردردی ها و دیسک کمری ها توصیه نمی شه ) .

بعد از اینکه دوران درد تموم شد با راهنمایی فیزیوتراپیست یه سری ورزشها رو انجام بده ، نرمش ، پیاده روی ، شنا و تا حدی دو ورزشهای خوبی برای این افراد هستند علی الخصوص استخر رفتن و حتی تو آب راه رفتن براشون خیلی خوبه .

اگه شکم هم داره باید سعی کنه با رژیم غذایی و ورزش شکمش رو ببره تو که خیلی تو اصلاح وضعیتش موثره ، موقع بلند شدن از رختخواب نباید یک مرتبه بلند شه بلکه باید به راست و چپ حرکت کنه و بعد با ستون کردن دستها به زمین بلند شه ، اگه صندلی اش ایراد داره حتما عوضش کنه ( صندلی حتما دسته دار باشه ) و تشک هم نباید نرم باشه.