پزشکی در اسلام - قسمت نهم ( دلایل حرمت الکل در اسلام )
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸٩ : توسط : مجید

به نام خدا

 

پنجشنبه بیست و دوم مهرماه 89

 

 

" لیسئلونک عن الخمر والمیسر قل فیهما اثم کبیر و منافع للناس و اثمهما اکبر من نفعهما " ( سوره بقره، آیه 219 )

 

درباره شراب و قمار از تو می پرسند، بگو: در آن دو گناهی بزرگ و سودهایی برای مردم است ولی گناهشان از سودشان بزرگتر است.

 

 

* این مقاله تحقیقی رو حدود دوماه پیش به سفارش یکی از آشنایان که برای مطالعه جامع و کاربردی و افزایش اطلاعات برای نصیحت جوانان  شیطون ! و مردان ناقلا !بهش نیاز داشت از طریق مطالب اینترنتی تهیه کردم و احساس کردم این قابلیت رو داره که به عنوان یکی از مطالب بخش " پزشکی در اسلام " تو وبلاگ قرارش بدم و فایل رو نگه داشتم تا زمانش برسه و فکر کنم حالا زمان مناسبی باشه .. اگه احساس می کنین خیلی لفظ قلم و رسمی نوشته شده به همون خاطره که گفتم !! اگه حال و حوصله و وقت داشتم هیچ وقت این طوری نمی گذاشتمش تو وبلاگ !

 

تاریخچه

 

نخستین بار، ابوبکر محمدبن زکریای رازی پزشک و شیمیدان ایرانی از تقطیر شراب در قرع و انبیق ، ماده‌ای بدست آورد که آن را " الکحل "  نام نهاد؛ پس از مدتی "دکتر واندیک" آمریکایی واژه الکحل را به"  الکل (alcohol) "  تبدیل کرد.

 

 در فرانسه اغلب الکل را از شراب بدست می‌آورند ، شاید علت نام برده شدن از شراب در قرآن هم به همین علت باشد که پایه ای مناسب برای تهیه الکل باشد .  علاوه بر این روش ، مقدار زیادی الکل صنعتی و نوشابه الکلی را از راه تخمیر بدست می‌آورند. عمل تخمیر بر روی هگزوزها (قند شش کربن‌دار) انجام می‌گیرد، ولی چون در این قندها ماده اولیه گرانبها است اغلب از چند قندیها (پلی ساکاریدها) مانند نشاسته ، سلولز و ... به عنوان ماده اولیه بهره می‌گیرند. از دی ساکاریدها مانند ملاس کارخانه‌های قند و... هم به عنوان ماده اولیه می‌توان برای تهیه اتیل الکل بهره گرفت.

 

تمایل به نوشیدن الکل بسیار زودتر از آنی شکل گرفته که تاکنون حدس زده می‌شد. نتایج تحقیقات پژوهشگران می گوید  در عصر حجر حدود ۹ هزار سال پیش ساکنین دهی در چین نوعی نوشیدنی با ۱۰ درصد الکل درست می‌کردند. این نوشیدنی که به انگلیسی به آن مید (Mead) و در آلمانی مت (Met) می‌گویند، عمدتا از عسل و آب درست می‌شود. در آلمانی اصطلاح دیگری هم به کار می‌رود که ترجمه آن “شراب عسلمی‌شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز  ، محققین می گویند الکل به انسانها کمک می‌کرده تا در شرایط سخت آن دوران زندگی راحت‌تری داشته باشند. برای همین هم در دوران نوسنگی تولید ابتدایی نوشیدنی‌های الکلی در مناطق مختلف دنیا رواج یافت.

 

بررسی شیمیایی

 

 

امروزه این ماده ، به نام اتیلن الکل ، الکل معمولی ، الکل اتیلیک ، روح الخمر ، الکل شراب ، اتانول ، نتیل کربینول ، جوهر شراب ، الکل کشمش ، ئیدروکسیل و... مشهور است.

 

 الکل  آب‌گونه‌ای است فرار ، بی‌رنگ ، با بوی ویژه و مزه سوزان ، رطوبت گیر و از آب سبکتر است. وزن ویژه یا جرم حجمی آن 0.795 تا 0.8 ، در فشار متعارفی ، نقطه جوش آن 78.53 تا 78.5 درجه سانتی‌گراد و نقطه انجماد آن  114درجه سانتی‌گراد است.


از این‌رو  آن را در دماسنجهایی که برای سنجش سرما بکار می‌رود استفاده می‌کنند. الکل جامد در 130درجه سانتی‌گراد گداخته می‌شود. قابلیت حل شدن اتیل الکل در آب بسیار زیاد است و به هر نسبت با آب مخلوط می‌شود.

 

از آمیختن آب و الکل ، کمی گرما هم تولید می‌شود، الکل یکی از حلال‌های بسیار خوب است ، ید ، کافور ، عطرها ، عسل و ... را در خود ناپدید می‌کند.


الکل به غیر از آب ، در اغلب حلال‌های آلی محلول است. الکل خاصیت گندزدایی دارد و آلبومین‌ها ( نوعی پروتئین )  را منعقد می‌کند.

 

اتانول مورد استفاده در همه موارد، به جز در تهیه مشروبات الکلی، مخلوط 95% اتانول و 5% آب است که معمولآ آن را به عنوان الکل 95% میشناسند. در غلظت 95% چه چیز خاصی وجود دارد؟ روش تهیه اتانول هرچه باشد این ترکیب ابتدا به صورت مخلوط با آب به دست می آید،سپس این مخلوط را با تقطیر جزء به جزء غلیظ میکنند.


الکل خالص را الکل مطلق مینامند. این الکل گرانتر از الکل 95% است و فقط به هنگام ضرورت مصرف میشود. الکل مطلق با سود جستن از وجود یک آزوئوتروپ دیگر، یک آزئوتروپ سه تایی با دمای جوش 64.9 درجه سانتی گراد تهیه میشود، این آزئوتروپ شامل 7.5% آب، 18.5% اتیل الکل، و 74%بنزن است.

 

 محلولهای الکلی که از تخمیر بدست می‌آید از نظر مقدار الکل تفاوت دارند. درصد الکل در شرابها  10% و در آبجو 6% و در عرق بیش از 30% تا 50% است.

 

اتانول به طور طبیعی وبه مقدار بسیار کم(  5%درصد )  در نان ، مغز انسان وگیاهان وجود دارد .علاوه برمخمر وبعضی باکتری ها،بدن انسان نیز مقدار چشمگیری الکل تولید می کنند .

 

الکل بهترین حلال آلی است ولذا درآزمایشگاه ها وصنایع داروسازی کاربرد بسیار زیادی دارد .در مواردی نیز الکل جهت ضدعفونی کردن ابزارهای طبی وغیره به به کار گرفته می شود .به علاوه قطعات تشریحی رابه خوبی می توان درالکل ازگندیدن وعفونت محافظت نمود .هم چنین الکل درساختن ادکلن ها ولوازم آرایشی نیز کاربرد فراوان دارد .

 

پس بطور خلاصه :

 

روشهای تولید الکل متفاوت می باشند که شامل :


1- از تخمیر حبوبات و میوه ها (مانند آبجو)
2- از تقطیرحبوبات و میوه ها (مانند ودکا، ویسکی، جین)
3- از تـغـییر شـیمیایی در سوختـهای فسـیلی هـمچـون گاز، زغال سنگ و نفت ( الکل صنعتی )
4- از ترکیـب شیـمیـایی مـنوکســید کربن و هیدروژن (مانند متانول و الکل چوب).

الـکـل موجود در مشروبات الکلی از نوع اتیل الکل (اتانول) می بـاشد. مـیـزان اتـانـول در برخی مشروبات الکلی این چنین است:

آبجو: 4 الی 6 درصد
شراب: 7 الی 15 درصد
شامپاین: % 8 الی 14 درصد
مشروبات الکلی تقطیر شده همچون جین، ودکا، ویسکی:40 الی 95 درصد

 

 

عملکرد فیزیولوژیک الکل

 

افراد تحت تاثیر الکل خجالتشان ازبین می رود وزیاد حرف می زنند ،به علت اثر تحریکی الکل برمغز نیست بلکه به دلیل ازبین رفتن کنترلی است که مراکزعالی مغز درمیانه روی واعتدال شخص ازخود انجام می دهند .


به هر حال ,تمامی مشروبات الکلی ,حاوی مقداری الکل می باشند وهر گونه آثار تخدیری که ازمشروبات الکلی بروز می کند مربوط به وجود این ماده درآن هاست .میزان این تخدیر که مارازآن به مستی تعبیر می کنیم بستگی به درصد الکل موجود دراین گوشه مشروبات دارد که بالا گفتیم .  

 

چنان چه شخص مقداری الکل بنوشد قریب 15 درصد آن فوراً به وسیله جدار معده داخل درخون وبقیه درسایر نقاط گوارشی وارد می گردد ، مقداری هم ممکن است به وسیله ریتین یا با ادرار خارج شود .ولی قسمت اعظم آن در هر حال دربدن می ماند ودرآن جامتدرجاً اکسید شده واحتیاجی به هضم وگوارش ندارد


کبد انسان قادر است درهر ساعت 8گرم الکل رااکسید کند ، مقادیر زیادتر درجریان خون ظاهر شده ولی غلظت کمتر از پنجاه درصد علامتی درشخص به وجود نمیآورد . هرچند مقدار کشنده آن برحسب افراد می کند

 

پیتر کوپر نیز دراین زمینه چنین می نویسد:" الکل ازتمام راه ها جذب بدن می شود ولی جذب آن از راه دهان ومعده بسیار کم است .  روده کوچک 80%یا بیشتر مقدار خورده شده را جذب می کند .کم تر از 10%بی تغییر ازراه ادرار وتنفس دفع می شود " .

 

الکل دربافت ها به سرعت منتشر شده ودرحدود 8 گرم درساعت اکسید وبه گاز کربنیک وآب تبدیل می شود ، مهم ترین اثر الکل تضعیف دستگاه اعصاب مرکزی است .

 

الکل درنتیجه تاثیر برروی اعصاب ,واکنش دررگ هاایجاد نموده وخون را به سطح بدن جریان می دهد واز این طریق پوست راقرمز می کند وابتدادربدن ایجاد حرارت می نماید اما این اثر دیری نمی پاید چرا که پس ازمدت کوتاهی بدن حرارت خود راتا دو برابر از دست می دهد .


شخص که الکل می نوشد ابتدا فعالیت اوبیش ازحد معمول می شود وبه ترتیبی که ذکرشد درجه حرارت بدن بالا رفته وتنفس شدید می شود .آن گاه مرکز تکلم درمغز تحت تاثیر الکل قرار گرفته وشخص پرچانگی می کند .

سپس مرکز سمعی مغز متاثرشده وشخص صداهای بیخود می شنود .بعد مرکز بینایی مغز دچار اختلال گشته وشخص تصاویر موهوم میبیند وبالاخره مرکز حفظ تعادل تحت تاثیر الکل قرار گرفته وکسی که مشروب الکلی نوشیده توازن اعمال فیزیکی راازدست می دهد . بدین ترتیب با نوشیدن الکل خویشتن داری شخص که به عنوان منشا حجب درانسان پایه گذاری شده است تقریباًازبین رفته وباعث بروز اعمال نا هنجار می شود.

 

هنگامی که یک نوشیدنی الکلی نوشیده می شود ،ازطریق معده عبور کرده وبه روده کوچک وارد می شود .روده کوچک جایی است که اتانول سریعاً جذب و در سراسر بدن پخش می شود .

 

اتانول دربافت های بدن وارد شده وبه نسبت های مختلف باآب بافتها ترکیب می شود ,بنابر این اتانول رامیتوان بیشتر درخون ومغز یافت واین نسبت دربافتهای ماهیچه ای وچربی کمتر ازخون ومغز است . اتانول به شدت توسط مایعات بدن رقیق می شود .

 

پـس از مـصرف الـکـل در حـدود 15 الی 20 درصـد آن از طـریق معـده جذب شده و 75 الی 80 درصد مابقی در روده کوچک جـذب بـــدن میگردد. سرعت جذب الکل و میزان قدرت مست کنندگی آن به عوامل زیر بستگی دارد:



1- پر و خالی بودن معده: چون بیشتر الکل مصرفی ازطـریــق روده کوچک جذب بدن می گردد، بنابراین اگر مـعـده شـما از غذا پر باشد، دریچه معده برای هضم غذا بـستـه شـده و عبـور الـکل بـه روده کــوچک کند می گردد و مـدت بیشتری الکل در معده باقی می ماند.



2- وزن بدن: هـر چه فرد وزنش بیشتر باشد ، دیرتر تحت تاثیر الکل قرار می گیرد زیرا الکل پس از ورود به جریان خون در آب کل بدن حل شده و در واقع توزیع می گردد. بـنـابـراین افراد سنگین وزن تر به خاطر آب بیشتر در بدنشان، دیرتر تـحت تاثیر الکل واقع می شوند.


3- چربی بدن: به علت آنکه الکل قادر به حل شدن در چربی نمی باشد هـر چـه مـیزان چربی بدن بیشتر باشد، فرد بیشتر تحت تاثیر قرار می گیرد. عـکس مـوضـوع نـیز صـدق میکند افراد عضلانی دیرتر تحت تاثیر قرار می گیرند.



4- جنـســیت:

 

 زنـان زودتـر از مـردان تـحـت تـاثـیـر قــرار می گیـرند حـتـی اگـر وزنشـان بـرابر باشد. علت آن این اسـت کـه میـزان چـربـی بــدن زنان بیشتر از بدن مردان میباشد.

 

 همچنین بافت عضلانی در زنان کمـتر از مردان اسـت. زنـان هـمچنین فاقد آنزیم تجزیه کننده الکل بوده (دی هیدروژناز) که به عنـوان سـد محـافظ در معده عمل کرده و نقش تجزیه الکل را برعهده دارد. همچنین زنانی که از قرصهای ضد بارداری استفاده می کنند، بیـشتر تحت تاثیر الکل هستند بـه عـلت آنـکـه قرصـهای ضـد بارداری متابولیسم الکل را کاهش می دهند.



5- غلظت الکل: هر چه غلظت الکل بیشتر باشد، جـذب آن بیـشتـر و سـریـعتر است.



6- سرعت نوشیدن، محـیط مـصرف (خانه، میـهمانـی، محل کار)، خـستگی ( چون کبد آنزیم کمتری تولید میکند)، نوع مشروب (مشروبات گازدار جذب الکل را افزایش میدهند) نیز در سرعت جذب الکل و تاثیر آن، موثر می باشند.



7- اگر الکل همراه با دیگر قرصهای روانگران (اکستازی) مـصرف گـردد قدرت سرکوبگری الکل افزایش یافته و می تواند بسیار خطرناک باشد.



8- افراد الکلی: افرادی که بطور مستمر الکل مصرف می کنند، نسـبـت به آن مقاومت پیدا کرده و در واقع بدنشان به مصرف الکل سازگاری پیدا می کند. بـنابـراین بـرای ایـجاد حالت مستی به الکل بیشتری نیاز دارند زیراکبدشان در پی سازش، آنزیم تجزیه کننده بیشتری ترشح می کند و فعالیت نورونهای دستگاه عصبی و مغزشان افزایش می یابد .

 

راه های دفع الکل

الکل از ۴ طریق دفع میگردد:

کـلیـه ها ۵ درصـد الـکل را از طریق ادرار از بـدن خارج می کنند ، ششـهـا ۵ درصـد الـکـل را از طـریـق بـاز دم خـارج می کنند ، مقدار بسیاراندکی از طریق تعریق دفع میگردد قسمت اعظم الکل توسط آنـزیمـهای کـبد اکسید شـده و به اسـیـد استـیـک، دی اکسید کربن و آب تبدیل می گردد . بطور متوسط یک انسان معمولی قادر است ۱۵ میلی لیـتـر الـکل را در طـی یـک ساعت دفع کند.

 

 

 

اسلام و مشروبات الکلی

 

قرآن کریم شراب و قمار را از اعمال شیطانی خوانده است. چنانچه می فرماید: 


"  یا اَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اِنَّما الخَمرُ وَ المَیسِرُ وَ الاَ نصَابُ وَ الاَزلاَمُ رِجسٌ مِن عَملِ الشَّیطَانِ فَا جتَنِبُوهُ لَعَلَکُم تُفلِحُونَ "  ( سورۀ مایده آیۀ: 93- 90)

 

 
" ای مؤمنان! شراب نوشی و قماربازی و بتان (سنگی که در کنارآنها قربانی میکنید ) وتیرها (وسنگها و اوراقی که برای بخت آزمایی وفال زنی وغیبگویی به کار می برید، همه وهمه ازلحاظ  معنوی) پلیدند وازعمل شیطانی می باشند. پس از(این کارهای) پلید دوری کنید تا اینکه رستگار شوید.  "

 

معنی شراب:

 

درقرآن کریم اطلاق خمربرشراب گردیده است.  خمردر لغت: به معنای پنهان کردن است شراب نیزعقل انسان را پنهان می کند ، شراب نام برای هرمُسکر(سستی آرنده)است و در قرآن اشاره به شراب علاوه براینکه اشاره نزدیک بوده و به معنی شراب رایج مصرفی در آن روزگار می باشد اشاره دوری هم به هر نوع ماده مست کننده سکر آور در زمانهای آینده دارد .. ضمن اینکه فراموش نشود شراب پایه مناسبی برای تهیه الکل است .    

 

برای همین پیامبرصلی الله علیه وسلم شراب را اُم الخبائث فرموده  که " در رأس همۀ حرام ها "  قرار دارد و در جای دیگر می فرمایند : هرمسلمان که شراب بنوشد در آن وقت  " ایمان از وی مرتفع "  می گردد.

 

از نظر پیامبر گرامی اسلام تمام کسانی که درترتیب وتنظیم شراب شامل اند، شرکای جرمی شراب خوانده شده و مورد  لعنت الهی قرارمی گیرند:

 

" لَعَنَ اللهُ الخَمرَ  وَشَارِبَهَا  وَ سَاقِیهَا وَ مُبتَاعَهَا  وَبَائِعَهَا  وَعَاصِرَهَا  وَمُعتَصِرَهَا  وَ حَامَلَهَا وَ المَحمُولَةِ إلَیهِ "

 

خداوند شراب را لعنت ونفرین کرده است وهمچنین کسی را که شراب را می نوشد وکسی را که به عنوان ساقی به دیگران شراب می دهد وکسی را که شراب را می خرد، کسی را که شراب را می فروشد ، کسی را که شراب را می سازد ، کسی را که برایش ساخته می شود ، کسی را که شراب را می بردارد ، کسی را که شراب به سویش حمل می شود ، لعنت و نفرین کرده است .

 

و به روایتی دیگر پیامبر عظیم الشان اسلام (ص) در رابطه با شراب 10 نفر را لعنت کرده : 1- غُرس کننده درخت 2- نگهبان آن 3- فشار دهنده انگور 4- ساقى 5-خورنده 6- حمل کننده 7- تحویل گیرنده 8- خریدار 9- فروشنده 10- دریافت کننده پول .

 

به حضرت على امیرالمؤمنین (ع) عرضه داشتند : شما فرمودید شراب از دزدى و زنا بدتر است ؟ فرمود: آرى زنا کننده ممکن است گناه دیگرى مرتکب نشود ، دزد ممکن است گناه دیگرى مرتکب نشود . ولى شرابخوار چون مست شد زنا مى کند ، آدم مى کشد و نماز را رها مى سازد .

 

امام باقر(ع) میفرماید : شرابخوار با روى سیاه و دهان کج و زبان بیرون آمده و ناله و فریاد از شدّت تشنگى وارد قیامت مى گردد و به او از چاهى که در آن چرک بدن زنان زناکار ریخته شده مى آشامانند .

 

جمعى از طایفه قریش در مسجدالحرام نشسته بودند که حضرت امام محمد باقر ( ع ) وارد شدند ،  یکى از آن میان اشاره به آن حضرت کرد و به دیگران گفت : این مرد پیشوای مردم عراق است ، گفتند یک نفر برود و از او مسئله اى بپرسد .

 

 جوانى برخاست و خود را به امام باقر (ع) رسانید و پرسید : در میان گناهان کبیره چه گناهى بزرگترین گناهان است ؟ امام باقر (ع) فرمود : شرابخوارى ، آن جوان برگشت و به دوستان خود اطلاع داد که آقا فرمود شراب انسان را به زنا و دزدى و آدم کشى و شرک به خدا مى کشاند و گناهانى که مترتب بر شراب هستند از تمام گناهان بزرگترند .

 

امام صادق(ع) می فرماید: " کسی که یک جرعه شراب بیاشامد، خدا و پیغمبران و مؤمنین او را لعنت میکنند، اگر به مقداری بخورد که مست شود، روح ایمان از او دور میشود و به جایش روح کثیف شیطانی جایگزین میگردد، پس نماز را ترک میکند و ملائکه او را سرزنش میکنند و خدای تعالی او را خطاب میکند: «ای بنده من کافر شدی، بدا به حال تو». پس امام فرمود: «بدا به حالش، بدا به حالش، به خدا سوگند یک سرزنش الهی از هزار سال عذاب سخت‏تر است " .

 

مردى خدمت امام صادق (ع) مشرّف شد و پرسید : چرا خداوند شراب را حرام کرده با این که لذّتش فوق لذّات است ؟ امام صادق ( ع ) فرمود : خدا شراب را حرام کرد زیرا ریشه ى تمام بدیها و ناپاکیها است .


شرابخوار در حال مستى عقلش را از دست میدهد و خداى خود را نمى شناسد هر گناهى مرتکب مى شود و هتک حرمت مى کند ، قطع رحم مى کند و به ناپاکیها و هرزه گیها آلوده مى شود .

 

شخص مست اخطارش در دست شیطان است . اگر شیطان به او دستور بدهد که در برابر بت سجده کن سجده مى کند و به هر سو او را بکشاند مى رود .

 

علی بن یقطین ( وزیر شیعه دربار عباسی )  روایت می‌کند که روزی مهدی خلیفه عباسی از امام کاظم علیه السلام پرسید: آیا شراب در قرآن حرام شده است؟


امام فرمود:"  بله، شراب در قرآن حرام شده است. خداوند در قرآن فرموده  " انما حرم ربی الفواحش ما ظهر منها و ما بطن و الاثم "  ( پروردگار فواحش ظاهری و مخفی و گناه را حرام نموده است.)

 

 در این آیه منظور از فواحش ظاهری، زنای علنی است. (در دوران جاهلیت بدکاره ها پرچم مخصوص بر سر در خانه خود داشتند.) و مراد از فواحش باطنی ازدواج پسران با نامادری خویش است. (در دوران جاهلیت، پسران پس از مرگ پدرانشان با نامادری خود ازدواج می‌کردند) و منظور از گناه، شراب است .

 

به دلیل آیه‌ی دیگری در قرآن که در آن شراب و قمار را گناه معرفی فرموده (  و یسالونک عن الخمر و المیسر قل فیهما اثم کبیر)  ( از تو درباره شراب و ... می‌پرسند. بگو در آنها گناهی بزرگ نهفته است )  
مهدی عباسی به علی بن یقطین گفت: به خدا قسم این فتوای هاشمی رسول خداست.
علی بن یقطین می‌گوید: گفتم آری، الحمدلله که خدا علم به این موضوع را به شما خاندان عطا کرد.  
مهدی با کنایه گفت: راست گفتی ای شیعه .  

 

حضرت رضا (ع) فرمود : هر کس از شیعیان ما است باید بپرهیزد از خوردن فقاع که شراب دشمن ما است. و فرمود اوّل کسى که اختراع فقاع نمود یزید لعنة الله علیه بود و فرمان داد همیشه سر سفره آبجو بگذارند و فرمود هر کس آبجو را دید متذکّر جدّم حضرت امام حسین ( ع) شود و لعن کند بر یزید و آل یزید لعنة الله علیهم تا اینکه خداوند محو کند گناهان لعن کننده را و لو به اندازه ى ستارگان آسمان و برگ درختان باشد.

 

بازهم از روایتی از امام رضا علیه السلام نقل شده است که فرمودند : " خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نکرد، مگر آنکه شراب را در شریعت اوحرام نمود "  .

 

 

قرآن و تحریم شراب در چهار مرحله

 

در شبه جزیره عربستان شراب‌خواری یک عادت عمومی بود و مبارزه قطعی و اصولی به زمان نیاز داشت. به همین جهت خداوند در قرآن کریم در چند مرحله حکم قطعی تحریم شراب را بیان فرمود:


در مرحله اول، فرمود:« شما از خرما و انگور، شراب درست می‌کنید و روزی نیکو نیز به دست می‌آورید » (سوره نحل آیه 67) و به این صورت به مسلمانان فهماند که شراب، روزی نیکو نیست و حساب شراب را از " روزی نیکو "  جدا کرد .  


در مرحله بعد، در سوره بقره آیه 116 فرمود نفع شراب در برابر مضرات بی‌شمارش اندک است.


در مرحله بعد نیز در سوره نساء آیه 46 تصریح فرمود که چون مسکر و شراب، هوشیاری و متانت و هوش و وقار انسان را سلب می‌کند، کسی نباید در حال مستی به نماز بایستد.


و سرانجام در مرحله چهارم تصریح فرمود که شراب و قمار و بت‌ها و ازلام (نوعی ابزار بخت آزمایی) پلید و نحس‌اند و باید از تمام آنها اجتناب کرد ). با این آیه، حکم قطعی تحریم شراب صادر شد و یکی دیگر از محرمات دین اسلام به صورت صریح و شفاف به مسلمین ابلاغ گردید.

 

یعنی برای حرام کردن قطعی شراب نوعی شیوه روانشناسانه و کاهش مرحله به مرحله یک امر مضر تا قطع کامل آن با توجه به مصرف بالای شراب در آن زمان و احتمال مقاومت و جبهه گیری حتی در برابر دین نوظهور اسلام توسط اکثریت مردم در صورت به یکباره تحریم کردن شراب وجود داشت توسط خداوند متعال به کار گرفته شد .

 

دلائل حرمت  مشروبات الکلی در اسلام

 

برخى از احکام اسلامى با این‏که تعبّدى ‏اند، نوعى استدلال عقلانى در آنها نهفته است، چرا که وقتى اصول دین و مهم‏ترین فروع اصلى یک مذهب با دلایل عقلانى و حکمت برهانى روشن گردید، خردمندان به حکم قیاسِ فروعاتِ جزیى بر فروع و اصول کلىِ دین احکام تعبّدى را مى ‏پذیرند.



به همین دلیل پذیرش چنین مسائلى را باید تعبّدى و تعقلى نام نهاد، زیرا این نوع تعبّد، ریشه در عقلانیت دارد. مشروبات الکلى بر خلاف بسیارى از منکرات، به پنج دلیل از محرّمات و خبائث شمرده مى شود:

دلیل اول - کتاب ( قرآن )


در قرآن کریم آیات فراوانى وجود دارد که حرمت مشروبات الکلى را به زبان کنایه و یا موردى بیان مى کند و در مطالب بالا به آنها اشاره کردیم .


دلیل دوم - احادیث نبوى و علوى ( سنت )


در مجامع شیعه و سنّى، این حدیث معروف است که پیامبر اکرم (ص) ده گروه را لعنت کرده است که به گونه مستقیم یا غیر مستقیم در شراب سازى دخالت دارند که بالا حدیث کامل را بیان کردیم .


در اسلام هیچ گناهى تا این حد نکوهیده نشده است. پیامبر (ص) به حضرت على (ع) فرمود: "  اگر همه گناهان را در خانه اى جمع کنند، کلید آن شراب است." امام على (ع) مى فرماید: " خداوند شراب و مى گسارى را براى سلامت عقل حرام کرده است "  امام صادق (ع) نیز فرمود: " اگر کسى دخترش را به شراب خوار بدهد مانند این است که او را در آتش انداخته است.احادیث هم در این زمینه بسیار هستند که برخی از آنها هم در مطالب بالا آورده شد .

 

دلیل سوم - عقل


برخى از عقلاى جهان به خصوص پزشکان متعهد بر اساس موازین عقلى و علمى و بلکه مشاهدات حسى معتقدند الکلِ مسکِر انسان را از حالت عادى خارج مى سازد و براى مدت زمانى او را در مستى و بى خبرى نگه مى دارد و در این حالت هرگونه عمل خطرناک و یا شرم آورى از وى امکان صدور مى یابد.

دلیل چهارماجماع


به اجماع فقهاى شیعه و سنّى، شراب، نجس و حرمت آن محرز است. اکثر عالمان دینى مشروبات را حتى به نام دارو نیز تجویز نمى کنند، چرا که خداوند متعال شفایى در حرام قرار نداده است و در حدیثی هم از امام صادق ( ع ) عنوان شده که خداوند شفا را در چیزهای حرام قرار نداده است .

 

تنها اثر ثابت شده مفید الکل در پزشکی افزایش اندکی در سطح چربی خوب یا HDL است که آن هم طبق حکم قرآن در مقابل عوارض بی شمار الکل ناچیز است و تاثیر زیادی در جلوگیری از بیماری قلبی ندارد و تو کتاب معتبر فارماکولوژی کاتزونگ که منبع اصلی فارماکولوژی پزشکی هم هست خیلی به این مقوله پرداخته نشده و در حد یک خط و عبارت " ممکن است " اومده که متاسفانه مورد سوء استفاده بعضی ها قرار گرفته .  

 

تمام فقهای اسلامى براى شراب خوار اجراى حد شرعى (هشتاد ضربه شلاق) را واجب نموده اند.



دلیل پنجم - علوم طبیعى (علم پزشکى)


از نظر علم پزشکى نیز حرمت شراب، محرز است، زیرا کتاب هاى متعددى درباره زیان هاى آن از سوى پزشکان دلسوز نوشته شده است و ماهم به تفضیل در این مقاله در این باره سخن گفته ایم .  

 

تصور این که حرمت شراب فقط مربوط به دین اسلام است، تصوری نادرست می‌باشد و اینکه امروزه در برخی ادیان شرب خمر را حلال می‌شمارند این خود یکی از نشانه‌های تحریف‌هایی است که در آیین‌های الهی به دست بشر صورت گرفت .که نمونه بارز آن را می‌توان در دین یهود، و همین طور در تحریفاتی که در دین مسیح توسط پولس قدیس صورت یافت پی‌گرفت.

 

الکل و شراب

 

 

 مقدار فراوانی از الکل در شراب وُجود دارد، البته مقدار بسیار کمی ازالکل  برای هضم قند خون به طورطبیعی در بدن انسان آفریده شده است، و وُجود الکل دراین حدّ برای جسم مفید است، ولی به هیچ وجه نباید بر میزانی که خداوند به طور طبیعی آن را در بدن آفریده است اضافه شود.

 

 زیرا مضرات و زیانهای فراوانی را به وجود می آورد ، مخصوصاً اگر برای مدت طولانی ادامه داشته باشد، شراب باعث ایجاد تشنج شدید درسیستم اعصاب وکِلیه میگردد و شرایین ورگها را خشک و سفت می نماید، وکبد را سفت وسخت می سازد وموجب ضعف قلب می شود.     

                                                        
شراب با مواد دیگرفرق می کند ، حتی کمترین مقدار آن بر اراده و تصمیم و قضاوت انسان اثر می گذارد و آنها را تضعیف می نماید، و تشنجات روحی را ایجاد میکند که این امر، خطری است  بسیار جدی،
زیرا شخص به کلی عوض می شود وبه صورت دیگر در می آید و اراده و تصمیماتش تحت تأثیر قرار می گیرد وبه حالت طبیعی باقی نخواهد ماند .

 

 تا جائی که شرابخوار درحالت عادی یقین دارد که شراب برای اومضر وزیان آور است، ولی اراده اش ضعیف گشته و نمی تواند نفس خود را از خوردن آن مقدار کم منع نماید وقتی تحت تأثیرآن مقدار کم قرار گیرد و نتواند ازآن دوری نماید اکثر در این حد کم، باقی نمی ماند و میزان و اندازۀ مشخص را رعایت نخواهد کرد وهر اندازۀ که مقدور باشد می نوشد .

 

 از طرف دیگر مقدار شراب و ألکُل هر اندازه هم کم باشد لرزش و ارتعاش را در اعصاب ایجاد می نماید ، وبدترازهمه ارادۀ انسان است که به اندازه ای ضعیف میشود که او را به صورت بردۀ ذلیل در مقابل عادت میخوارگی درمی آورد.    

                          

 هر گاه دراثرخوردن شراب، ده گرم (گرام) اَلکُل وارد خون انسان شود اثرات نا مطلوب آن آشکار میشود، آزمایش های انجام شده در این مورد نشان می دهد که یک پیاله شراب (ویسکی) یا (کنیاک) بیش از ده گرم اَلکل به همراه دارد، گاهی میخوار با خوردن پیاله ای به حالت مستی درنمی آید، ولی به طور کلی برخصوصیات جسمی و عقلی او تأثیر می کند.

 

عوارض الکل در نسل :

 

کسی که درحین انعقاد نطفه مست است 35 درصد عوارض الکلیسم حاد را به فرزند خود منتقل می کند و اگر زن و مرد هر دو مست باشند، صد در صد عوارض حاد در بچه ظاهر می شود برای اینکه به اثر اَلکل در فرزندان بهتر توجه شود آماری را در اینجامی آوریم:  

  
 کود کانی که زود تر از وقت طبیعی به دنیا آمده اند از پدران ومادران اَلکُلی ( 45 درصد ) ، و از مادران اَلکُلی ( 31 در صد ) ، و از پدران اَلکُلی ( 17 درصد ) ، بوده اند.     

            
 کود کانی که هنگام تولد توانائی زندگی را ندارند،ازپدران اَلکُلی (  6 درصد ) ، و از مادران اَلکُلی ( 45 درصد ) ، کود کان که کوتاه قد بوده اند ازپدران و مادران اَلکُلی ( 75 درصد ) ، و ازمادران ( 45 درصد ) بوده است، کود کانی که فاقد نیروی کافی عقلانی و روحی بوده اند از مادران و پدران اَلکُلی نیز( 75 درصد )  بوده است.

 

عوارض الکل از نظر پزشکی

 

در عصر حاضر ثابت شده است که مصرف الکل حتی مصرف کم آن به خصوص اگر همراه با دیگر مواد اعتیاد آور باشد به مهارت رانندگی صدمه و آسیب می رساند. پس از ۸ تا ۱۲ ساعت که از مصرف زیاد آن بگذرد، سردرد، تهوع، لرزش و استفراغ ایجاد می شود.

  مصرف خیلی زیاد آن ممکن است موجب فلج شدن فعالیتهای مغزی و دستگاه تنفسی و در نتیجه مرگ گردد. به طور کلی این اثرات چنانچه همراه با مصرف آرام بخشها و دیگر داروهای تضعیف کننده باشد، تشدید می گردد.

 مصرف زیاد آن همراه با داروهای ضد افسردگی از جمله باربیتورات ها اغلب ممکن است، موجب مرگ فرد گردد. مصرف منظم و مستمر حداقل ۴ بار نوشابه های الکلی در روز ممکن است در بلند مدت و به تدریج موجب آسیب کبد، مغز، قلب، و دیگر اعضای بدن گردد.

مصرف مداوم نوشابه های الکلی موجب سیروز کبدی ( تخریب و اضمحلال بافت کبد ) ، پانکراتیت ( التهاب لوزالمعده )  و اختلالات کیسه صفرا، ناراحتی های گوارشی، زخم معده و اثنی عشر، گاستریت ( ورم معده )  و برخی از سرطانها در دستگاه جهاز هاضمه می گردد.

نقشهای دستگاه عصبی از جمله نارسایی های اعمال هوشی، حرکتی و بی ثباتی هیجانی، کاهش ادراک حسی و سرانجام از دست دادن حافظه و فراموشی، تیرگی بینایی در بیشتر افراد معتاد به الکل دیده می شود.

شایع ترین اختلال سیستم عصبی در الکلیسم مزمن، آسیب قرنیه و اعصاب چشم است. آسیب به مغز و ضایعات نسوج مغز، ناراحتی های قلبی از جمله آریتمی و تاکیکاردی ( بهم خوردن و تند شدن ریتم طبیعی ضربان قلب )  از عوارض سوء مصرف است. الکل، رگهای کرونری قلب را کاهش می دهد.

این ماده در مردان موجب ضعف قوای جنسی می گردد و قدرت باروری آنان را کاهش می دهد. مصرف مزمن و زیاد مشروبات الکلی موجب اضطراب، عصبانیت و تند خویی، تحریک پذیری دلیریوم، ترمنس و دپرسیون سیستم اعصاب مرکزی می گردد که انواعی از اختلالات مغزی هستند که از هذیان گویی و پریشان احوالی تا اغما طیف متغیری دارند .

 از هم پاشیدگی زندگی خانوادگی ، شغل و اجتماعی به طور کلی اعمال ضد اجتماعی و زوال ابعاد شخصیتی در نتیجه ادامه مصرف مشروبات الکلی پدیدار می گردد.

الکل اتانول یکی از داروهای اعتیاد آور محسوب می شود که به عنوان ماده آرام بخش برای خواص نشاط آور آن مصرف می شود. افزایش مقدار مصرفی آن به منظور ایجاد اثر مطلوب، ممکن است موجب ایجاد تحمل و وابستگی فیزیکی گردد.

 مصرف کنندگان مزمن یا افراد معتاد به آن ممکن است به مقدار ثابت مشروب بنوشند بدون اینکه مست شوند، در این صورت احتمال دارد که یک نوع وابستگی جسمی و روانی در آنان به الکل به وجود آید که قطع مصرف آن، نشانه های ترک را به صورت تحریک پذیری زیاد، تشنج، دلیریوم ترمنس ( لرزش توام با هذیان گویی و مشکلات مغزی ) ، حالات بی قراری یا عصبانیت، بی خوابی، بد اشتهایی، عرق کردن و استفراغ ظاهر می سازد.

در کشورهای پیشرفته ، الکل از علل شایع تصادف است چون زمان پاسخ دهی عصبی را کاهش می‌دهد.استفاده زیاد از الکل می‌تواند به کبد آسیب بزند و ایجاد هپاتیت الکلی باشد و یا بیماری کبد چرب را ایجاد کند.

یک کبد چرب می‌تواند به سیروز کبدی تبدیل شود و سیروز کبدی مرحله نهایی بیماری کبد است که در آن کبد عملکرد خود را از دست می‌دهد و بافت کبد جمع و چروکیده و استحاله می شود .

الکل ، ریسک ابتلا به سرطانهای مری، گلو، حنجره، دهان و سینه را افزایش می‌دهد. نوشیدن الکل می‌تواند به مخاط روده باریک و معده آسیب بزند و این آسیب می‌تواند توانایی بدن را در جذب مواد غذایی تحت تاثیر قرار دهد.

 خانمهای باردار نباید الکل بنوشند. نوشیدن الکل در دوران بارداری می‌تواند جنین را به سندرم چنین الکلی مبتلا کند.

استفاده بیش از اندازه الکل علاوه بر اینکه انسان را به کمبود ویتامین ب 1 ( تیامین )  مبتلا می‌کند، باعث آسیبهای مغزی برگشت ناپذیر هم می‌شود  که سندروم ورنیکه – کورساکوف نامیده می شه .

در افرادی که از الکل استفاده می‌کنند یکی از مشکلات این است که این افراد سیگاری باشند، استفاده همزمان از سیگار و الکل باعث چند برابر شدن خطر ابتلا به سرطان مری می‌شود.

میزان غلظت الکل خون

با اندازه گیری میزان الکل موجود در خون فرد میتوان تعیین کـرد چه میزان فرد تحت تاثیر الکل می باشـد. در زیــر حالات ایجاد شده در فرد بر اساس میزان درصد الکل درون خون بیان گردیده است:

مرحله نشاط آور (%۰٫۱۲-۰٫۰۳): افزایش اعتماد بنفس و شجاعت فرد، فرد پر حرف تر و اجتماعی تر می شـود، دقـتـش کـاهش مـی یـابد، چـهره افـروخته، قضاوتش مختل می گردد، معمولا اولین جمله ای که به ذهنش میـرسـد را بـیان میکند، در حرکات ظریف مانند نوشتن دچار مشکل می شود.

مـرحله برانگیختگی (%۰٫۲۵-۰٫۰۹): خـواب آلـوده، در درک و بـخـاطـــر آوردن موضوعات گذشته دچار مشکل می گردد، واکـنش وی در بـرابـر مـحرکات کاهش می یابد، حرکات بدن ناهماهنگ می شـود، بـیـنایـی مخـتـل مـی شــود. حـس چشایی و شنوایی کاهش می یابد.

مرحله سرگشتگی (%۰٫۳۰-۰٫۱۸): فرد گیج و مـبهوت است، شـایـد نـدانـد کجاست و مشغول چه کاریست، سرگیجه دارد و تلوتلو می خـورد، بـیـش از حد احـساساتی، خشن و یـا مـهربان مـی گـردد، خـواب آلـوده اسـت و درد را دیـرتـر احسـاس میکند، حرکات ناهماهنگ است، قادر به گرفتن شیئ که به سـمتـش پرتاب میگردد نیست.

مرحله بهت (%۰٫۴-۰٫۲۵): قادر به حرکت نیست، به محـرکات واکنش نشان نمی دهد، قادر به نشستن و ایستادن نیست، استفراغ می کند، مـمکن است بیهوش گردد.

مرحله کما (%۰٫۵۰-۰٫۳۵): فرد بیهوش است، احساس شدید سرما،تنفس کم عمق و آهسته میگردد، ضربان قلب کاهش می یابد، امکان مرگ وجود دارد.

مرحله مرگ: میزان ۵۰ درصد و یا بیشتر الکل در خون سبب مرگ می گردد.


اثرات کوتاه مدت الکل بر بدن

ارتـباطهای بین سلولهای عصبی تداخل کرده و فــعـالـیـت گـذرگاه های مـحـرک عـصبـی را ســرکـوب و گـذرگاه هـای بازدارنده عصبی را افزایش می دهـد. در کـل یک سرکوبگر دستگاه عصبی می باشد.

 اتساع مردمک چشم، افزایش ضـربان قـلب، بـی خـوابـی، تـهـوع و اسـتفراق، سرگیجه،احـساس بـی قـراری، خستـگی و اضطراب، جـریـان خـون ســطحی افزایش یافته که موجب تعریق بدن میـشود امـاجریان خون عضلانی را کاهش داده و موجب درد عضلانی میـگردد. اعتـماد بنفس و شجاعت فرد افزایش می یـابـد.

کنترل رفتاری کاهش یافـتـه و مـمـکن اسـت فرد دست به عملی زده و یا حرفی بزند که بعدا پشیمان گردد. فرد اجتماعی تر می شود. تـعادل بدن کاهش می یابد، قوه تشخیص فرد کاهش می یابد، واکنش های کند به محرکات. چـون سبب دفع آب بدن میگردد، ایجاد تشنگی و نیاز به دفع ادرار افزایش مییابد. مـیـدان دیـد فرد کاهش یافته و گویی دچار نزدیک بینی می گـردد و تنـها اشـیـاء و افراد نزدیک بخود را دیده و به آنها توجه می کند.

اثرات بلند مدت الکل بر بدن

از دست دادن حافظه، تغییر شخصیت، اختلال در سیستم عصبی،مشکلات پوسـتـــی، اسهال، سوء تـغـذیـه، مشـکـلات مـالی و خـانـوادگـی، رفتـار خـشونت آمـیــز، اضـطـراب و افسردگی شدید، آسیب به مخاط بینی، آسیب دائمی به کبد و مغز، سرطان سیـنه، حنجره، لب و مری، سقط جنین، ناباروری، بی میلی جنسی، زخم معده، فشـار خــون بالا و سکته قلبی، کم خونی، تورم کبد، اختلال در سیستم ایمنی بدن.

نکته: در صورت مسمومیت فرد به الـکل، نه نـوشیـدن قـهـوه و یـا دوش آب سـرد و دیــگر اعمال کارساز نمی بـاشد. تـنها زمان نیاز است تا الکل بطور کامل از بدنشان دفع گردد. این زمان معمولا ۱۰ ساعت بطول می انجامد. در صورت مسمومیت شدید حتما بیمار را به بیمارستان منتقل کنید.

به خاطر بسپارید که الکل یک سم میباشد و نه یک نوشیدنی نشاط آور.

 نوشیدن الکل بی ضر است ؟

الکل یک ماده مخدر شبیه به نیکوتین یا هروئین است . بر خلاف غذا که باید جذب شود الکل مستقیما وارد جریان خون می شود ، از آنجایی که نوجوانان از بالغ ها کوچکتر هستند تاثیر الکل روی مغز و بدن آنها بیشتر است . جمعی که الکل وابسته می شوند و به وجود آن در خونشان احتیاج پیدا می کنند به این گروه الکلی می گویند .

الکل روی بخش های کنترل مغز اثر می گذارد . هماهنگی بدن را مختل می کند ، موانع بازدارنده و کنترل کننده را رفع می کند و احساس کاذب از اعتماد به نفس در اشخاص تولید می کند و اینگونه است که بسیاری از کسانی که الکل نوشیده اند هنگام رانندگی با سرعت زیاد رانندگی می کنند و باعث تصادف می شوند .

الکل مشکلات را بر طرف می سازد ؟

الکل احساسات را تندتر می کند و اشکال این جاست که معلوم نیست کدام یک از احساسات ما آزاد می شوند . هر کس نسبت به مصرف الکل به شکلی واکنشی نشان می دهد . از آن گذشته یک شخص واحد نیز در هر بار مصرف الکل واکنش نشان می دهد . از آن گذشته نوشیدن الکل باعث شدت مشکلات می شود .

 الکل انسان را اجتماعی می کند ؟

هر کس در مواقعی احساس خجالت دارد . این امر به ویژه در میهمانی هایی که اشخاص همه را لزوما نمی شناسند بیشتر است . در این شرایط بعضی ها احساس می کنند با خوردن الکل راحت تر می شوند ، اما این راه حل مشکل نیست ، بعد از مصرف چند بار الکل فرد دچار اعتیاد می شود و دیگر بدون مصرف الکل نمی تواند در چنین مجالسی شرکت کند .

 

 

امام صادق ( ع ) فرمود : از آن جا که دعای"  اَللهُمَ صَلَ عَلی محمدٍ و آله و عَلی اَهل ِ َبیتِهِ " همواره مستجاب می شود هر دعایی که پس از آن بشود خداوند آنها را نیز مستجاب می کند .

 

 

 

 

 

 


 
چند دقیقه خودمونی
ساعت ٤:۱۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۸ مهر ۱۳۸٩ : توسط : مجید

به نام خدا

 

پنجشنبه هشتم مهرماه 89

 

خدا رو شکر که بعد از مدتها فرصتی شد تا فارغ از نوشتن مطالب علمی و کلان یه مطلب خودمونی هم داشته باشیم !  اصولاً سیاست و هدف این وبلاگ از ابتدای سال 88 بر این قرار گرفته تا از نوشتن مطالب شخصی و بی حاصل خودداری بشه و تمام ظرفیت وبلاگ در راستای اهدافی بالاتر بکار گرفته بشه تا هم خلق الله از ورود به این وبلاگ ضرر نکرده باشند و با دونستن ولو یک کلمه اضافه تر و متعالی کردن گنجینه دانششون که ان شالله همین جوری عالی هستش امروزشون بهتر از دیروزشون بشه و بتونند از مطالبی که یادمی گیرند تو زندگی شخصی خودشون استفاده کنند یا تو جمع های خانوادگی و دوستانه بتونند حرفی واسه گفتن داشته باشند و در زمینه نکات کاربردی بهداشتی پزشکی ، مسائل تحلیلی روز اجتماعی ، سیاسی ، مذهبی و .. اونچه که می دونند با دیگران به اشتراک بگذارند و از هم یادبگیرند و  این وسط هم ثوابی نصیب ما بشه .

 

البته در اتخاذ این رویه ، رشد شخصیتی و تکامل روحی روانی خودم هم بی تاثیر نبوده ، الان که به گذشته نه چندان دور – مثلاً  اوایل دهه 80 – نگاه می کنم می بینم که خیلی کامل تر و پخته تر شدم و به قضایا با دید واقع بینانه تری نگاه می کنم و شاید اگه یک بار دیگه زمان به عقب برگرده و مثلا رو مهر 1380 قرار بگیره و قرار باشه از اونجا شروع کنم مطمئناً خیلی از کارهایی که از اون موقع کردم رو نمی کنم و خیلی حرفها رو نمی زنم و خیلی مطالب رو هم تو وبلاگم نمی نویسم !

 

البته که چنین نخواهد شد و شاید هم طبیعت اون موقع و اون سن و سال و اون شرایط این طور اقتضاء می کرده و خیلی هم غیرطبیعی نبوده و ماشین زمانی هم برای بازگشت به گذشته درکار نیست ( که اگه بود برای من نوستالژیک چی می شد ! )  و ما فقط حق داریم از گذشته درس بگیریم و نقاط ضعف رو شناخته و برطرف کنیم و بعضی اشتباهاتی که در گذشته کردیم رو حداقل دیگه از این به بعد تکرار نکنیم و گذشته رو چراغ راه آینده کنیم .

 

حالا بازم این خوبه ! بازم جای جبران حداقل بعد از این هست اما امان و صد امان از وقتی که انسان از این دنیا می ره و وقتی به اعمالش که بهش عرضه می شه نگاه می کنه ملتمسانه خواهش می کنه که اجازه بدن فقط برای چند لحظه به این دنیا برگرده تا جبران کنه ولی دیگه خیلی دیر شده .. خیلی دیر و فقط برزخی هستش که تا روز حساب در پیش رو داره و خدا می دونه اون روز درباره آدم چطور قضاوت بشه و چه حکمی از طرف دادگر عادل صادر بشه .. فقط باید پناه برد به خود خدا از اون روز .. این حکایت ما فقط ماکتی کوچیک از حال اون دنیای ماست که دیگه دست ما اونجا به هیچ جا بند نیست .. شاید هم یه جور هشداره  برای اینکه حالی مشابه رو همین جا تجربه کنیم تا به خودمون بیاییم و اونجا دیگه مثل اینجا که به گذشته نگاه می کنیم آه نکشیم .  

 

بنابر رویه وبلاگ از ابتدای سال 88 بنا ندارم خیلی مطالب شخصی و خصوصی و حرفهای خودمونی بنویسم و سعی ما بر اینه که این وبلاگ ان شالله تا حد ممکن جای طرح مباحث کلان و کاربردی باشه چون شخصیت واقعی من هم حول و حوش همین چیزها دور می زنه اما حتما شما هم موافق هستین که هر از چندگاهی ایراد نداره و به جایی بر نمی خوره  ما هم چند کلمه خودمونی و شخصی بنویسیم !

 

به هر حال گاهی وقتها برای تنوع لازمه ، ضمن اینکه بعضی از خوانندگان عزیز ما هم که ان شالله حتماً غرضی ندارند و در وجودشون هم مشکل خاصی نیست و چیزی وول نمی زنه خیلی به این جور مطالب علاقه دارند و ظاهراً این همه مطلب علمی و کلان خیلی  به چشمشون نمی آد که طرح مباحثی خاص از یک موضوع خاص هر شیش ماه یکبار تو این وبلاگ توجه شون رو به سرعت جلب می کنه !! خدا ان شالله همه ما رو هدایت کنه !

 

دلیل اصلی اینکه چرا از طرح مباحث شخصی اجتناب می کنم رو بالا گفتم اما دلایل دیگه ای هم داره ، از جمله اینکه متاسفانه احساس کردم خیلی جنبه و ظرفیت بالایی برای طرح این مباحث تو محیط عمومی مثل وبلاگ وجود نداره و کلا تو این مملکت خیلی نمی شه همه جا صادق بود و صادقانه همه چیز رو رو کرد و عده ای همیشه مترصد هستند که از آدم یه آتو بگیرند و همون رو بکنند چماق و بکوبند تو سرآدم !

 

من اگه اینجا تمام سال رو مباحث کلان و علمی و از این دست مطالب بنویسم و فقط یک مطلب هر شیش ماه یه بار مسائل شخصی و خصوصی بنویسم و اون چه رو که در دل دارم صادقانه عنوان کنم عده ای هستند که همون مطلب بیشتر به چشمشون می آد !

 

و جوری رفتار می کنند که انگار ما همیشه خدا نشستیم داریم به این موضوعات فکر می کنیم و از خواب و خوراک افتادیم ! من اصلا دوست ندارم کسی در مورد من این جوری فکر کنه چون واقعا در واقعیت این جور نیست و برای همینه که دوست ندارم دیگه خیلی وارد این مباحث حتی در جمع های خانوادگی بشم .

 

اگه هم بشم حق دارم هر حرف یا نظری دارم تو وبلاگ خودم یا یه جمع عنوان کنم و هیچ کس نمی تونه بیاد بگه تو چرا چنین مطلبی رو نوشتی یا ننوشتی و اگه دلم بخواد هرروز روزی شیش تا مطلب شخصی هم تو وبلاگ بذارم مطمئن باشین حتماً این کاررو می کنم و اون چه که برام مهمه تشخیص خودمه نه اینکه قرار باشه به حرف  مفت دیگران اعتنایی کنم چون اصلا هیچ وقت چنین اخلاقی نداشتم و همیشه در نهایت به اون چه که خودم خواستم عمل کردم !

 

هیچ کس هم مجبور نیست اگه از مطالب وبلاگی خوشش نمی آد یا یه جورایی دلش رو بهم می زنه و مطابق میلش نیست بازم به اون وبلاگ سر بزنه ، من خودم به شخصه این طور هستم و اگه از جایی خوشم نیاد امکان نداره برای بار دوم اونجا برم حالا می خواد وبلاگ یا سایت باشه یا یه مکان یا خونه یا شهر و هیچ وقت هم خودم رو مجبور نکردم چیزی رو که خلاف میلم هستش قبول کنم .

 

اما از عجایب روزگار اینه که بعضی ها ظاهراً نشون می دن که مثلا از مطالب وبلاگ یا فلان مطلب خاص خوششون نیومده و کلی هم دری وری می گن اما بعد که IP بازدیدکننده ها رو چک می کنی می بینی پای ثابت بازدیدهای روزانه هستند !

 

به نظر من اگه آدم واقعاً از جایی خوشش نیاد یا مطلبی برخلاف میلش باشه حتی نباید وقت خودش رو بابت نظر گذاشتن یا ایمیل زدن و آف گذاشتن هم تلف کنه و صفحه رو که بست دیگه نباید بازش کنه .. من که خودم این جوری هستم اما متاسفانه بعضی ها حرف و عمل شون یکی نیست ، البته بعضی ها به لحاظ روحی روانی واقعاً بیمار هستند و طبیعیه که با یک بیمار خیلی نباید کاری داشت و ازش به دل گرفت.  

 

نکته بعد درباره اینکه بهتره خیلی مطالب شخصی و خصوصی خیلی باز نشه اینه که متاسفانه بعضی ها خودشون رو تحصیلکرده و روشنفکر و امروزی و .. می دونند اما هیچ گاه حاضر نیستند به اعتقادات و اخلاق دیگران احترام بگذارند ، مثلا اگه من بیام از خصوصیات اخلاقی خودم و اون چه که دوست دارم در زندگی آیندم باشه بنویسم و دوست داشته باشم نوشته باشم تا دیگران هم بدونند و بخونند بدون اینکه نظر خاصی از کسی خواسته باشم  سریع بعضی ها می آن از سر تعصب بیجا یا بیدار شدن نوعی حس قشری گرایی کور یا ژست ناصحانه از موضع بالا می گن که این جوری باشی تا آخر عمر مجرد می مونی و چه و چه !!

 

خب اگه واقعاً هم همین طور باشه این مشکل من خواهد بود و من خودم بهتر می تونم مشکلم رو حل کنم و خودم رو بهتر می شناسم و نیازی به دلسوزی یا نصیحت کسی ندارم و بهتره آدم تو این جور موارد که شناخت کاملی از کسی نداره اظهار نظر بیجا نکنه و اصولاً لازم نیست آدم همیشه اظهار نظر کنه بخصوص زمانی که نه ازش در اون مورد بخصوص نظرخواهی شده و نه اصلاً در حال یا آینده اون قضیه بهش ارتباطی پیدا می کنه !

 

هرکس می تونه برای زندگی خصوصی خودش و اینکه چطور زندگی کنه و با چه کسی و با چه خصوصیات اخلاقی مورد دلخواهی زندگی کنه تصمیم بگیره و اگه کسی چنین اخلاق و مرام و خصوصیاتی رو دوست نداره به نظر من حتی جای اینکه وبلاگ طرف رو هم بخونه نداره چه برسه به باقی موضوعات .

 

ضمن اینکه برای یک آدم درون گرا مثل من اگه هزارسال هم بگذره و همینی باشم که الان هستم و تغییر اساسی تو زندگی ام حاصل نشه آب هم از آب تکون نمی خوره و لزومی نیست کسی واسه ما دلش بی خود بسوزه !

 

دو سه هفته پیش مادرم و برادرم سه چهار روز رفتند شمال اما از اونجا که من هیچ وقت از شمال خوشم نیومده و بهم خوش نگذشته و هیچ احساس خاصی اونجا بهم دست نمی ده و همیشه سفر به شمال از دوران بچگی جزو خاطرات بد من بوده و از فرهنگ  و اخلاق مردمان اون نواحی – ضمن احترام به همه خوانندگان عزیز این وبلاگ که مال اونجاها هستند و امیدوارم درک کنند – خیلی خوشم نمی آد نرفتم و  تک و تنها خونه موندم و اون سه چهار روز تنهایی جزو بهترین روزهای زندگی من شد !

 

موندن در کنار کتابخونه و کامپیوترم و استفاده از اونها برام خیلی لذت بخش تره و از اول هم تا جایی که خودم یادم می آد یا دیگران من رو می شناسند زندگی من همین جوری بوده و همیشه دنبال علم و یادگیری بودم و حتی در بچگی سرغذا خوردن باید حتما همراه غذا خوردن کتاب یا روزنامه یا مجله می خوندم ! والا از گلوم پایین نمی رفت !

 

می گن لحظه جون دادن شیطان باارزش ترین چیزهای مادی رو که آدم خیلی دوست داره می آره جلوش جوری که آدم نمی خواد ازشون دل بکنه و از دنیا بره و خدا می دونه من چطور می خوام از کتابخونه و کامپیوترم دل بکنم با خیال راحت ارتحال کنم !!

 

اونهایی که من رو از دوران کودکی تو دنیای واقعی می شناسند می دونند و معروفم که از اول هم آدم ساکت و آرومی بودم و هیچ گاه در بچگی به شیطنت های مرسوم دوران کودکی مشهور نبودم و یادم نمی آد شیطنت خاصی انجام داده باشم و همیشه یه گوشه می نشستم یا کتاب می خوندم یا جدول حل می کردم یا به هر حال ولو یه ورق پاره تو دستم برای مطالعه وجود داشت !! و سرم به کار خودم گرم بود و هیچ وقت دنبال ماجراجویی و وحشی بازی و کارهای خطرناک نبودم و مطمئناً الان هم اگه بخاطر ضعیفی چشم معافیت پزشکی نمی گرفتم و از بچگی به ماشین علاقه داشتم هیچ وقت سراغ ماشین و رانندگی نمی رفتم چون نه اعصابش رو دارم و نه  معتقدم بلانسبت شما مردم ما بخصوص تو تهران از نظر رانندگی بسیار آدمهای وحشی و بی قانون و لاابالی هستند که بیشتر از نصفشون صلاحیت گواهینامه ای که دستشونه رو ندارند .

 

الان هم مثل بچگی هستم و خیلی تفاوتی نکردم و همون اخلاق و خصوصیات رو دارم و اکثر اوقات فراغتم یا مطالعه ست یا پشت کامپیوتر و برای خالی نبودن عریضه و تنوع یه تلویزیون و فیلم و سریالی هم شبها با خانواده تماشا می کنیم که نگن کلا از ما بریده !

 

برخلاف بسیاری از جوونهای امروزی که سریال و فیلم LOST و فرار از زندان و 24 تماشا می کنند من از سریال ها و فیلم های قدیمی و خاطره انگیز خوشم می آد و از هزاربار دیدن  کمال الملک و هزاردستان و اجاره نشین ها و از این دست سیر نمی شم که نمی شم !! با دیدن سریال پدر سالار می رم به خاطرات سال 74 و با دیدن سریال خودروی تهران یازده روزهای پاییزی سال 76 و ایام مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه برام زنده می شه  ، خانه سبز رو که می بینم یاد زمستون 75 و آخرین روزهای حیات پدربزرگم و شب عید 76 می افتم و با سریال جایزه بزرگ مهران مدیری ایام عید 84 برام زنده می شه .

 

تو محله نازی آباد که می رم و خونه پدربزرگ مادربزرگ مرحومم رو می بینم که امروز مسکن دایی بزرگترمه و اون دوتا پارک و اون حسینیه و اون محل و اون افراد رو که می بینم خاطرات دهه 70 برام زنده می شه و می خوام های های گریه کنم ! خاطراتی که حداقل هفته ای یکی دوروز پنجشنبه جمعه ها و عیدها رقم می خورد و اون موقع چیزی بنام اتوبان نواب نبود که ده دقیقه ای اونجا برسی و باید یه مسیر طولانی یک ساعته رو از خیابون نواب اون موقع و پل امام زاده معصوم و سینما کیهان و تیسفون و هلال احمر و راه آهن و کشتارگاه ( میدون بهمن ) می رفتی تا برسی اونجا !!

 

ذره ذره اون مسیر و محل و پارک ها بخصوص پارک قدیمی اونجا بنام سردار جنگل - حتی بیشتر از محل خودمون – برام خاطره ست ، مراسم های ترحیم  پدربزرگ مادربزرگم هم برام خاطره ست و اخیراً هم که الحمدالله تو اون خونه شادی بوده و دو تا دختر دایی هام نیمه ازدواجی کردند و مراسم هایی بود از ته دل و با همه وجود کار کردم و تو مراسم ها ننشستم  هم بخاطر دایی بزرگم هم بخاطر اون خونه که جای جای اش از در ورودی گرفته تا طبقه سوم و پشت بومش واسه من و خیلی های دیگه خاطره ست و بقول پسر خاله ام که تو بخش اعظمی از خاطرات اون خونه شریک ماست و الان خارجه از خاطرات اون خونه باید یه فیلم ساخت ... تلخی ها و خاطرات بد اون خونه هم الان برامون شیرین می زنه !  الان که دارم این مطالب رو می نویسم اشکهام داره همین جور می آد و جلوگیری از اومدنشون نمی کنم و خیلی خوبه دارم سبک می شم .. من خودم به شخصه تا چند وقت پیش نمی دونستم آدم نوستالژیکی هستم ..  تازه فهمیدم !

 

به هر حال درست یا غلط ، عجیب یا واقعی من همینی ام که هستم ،  راه زندگی خودم رو پیدا کردم و متوجه علائق ، تواناییها و خصوصیات خودم شدم و دوست دارم زندگی و برنامه زندگی ام رو متناسب با اونها تنظیم کنم و جلو برم و قرار نیست در این مسیر من خودم رو با کسی هماهنگ کنم و پا روی علائقم بذارم و کارهایی کنم که بهشون اعتقادی ندارم یا هیچ وقت ازشون خوشم نیومده و با روح و درون مایه من سازگار نیستند و  نیازی هم ندارم بخوام آویزون کسی بشم یا جواب کسی برام تعیین کننده باشه  یا اصلاً کسی این قدر ارزش داشته باشه که بخوام بخاطرش از خیلی چیزها بگذرم .

 

در تمام عمرم هم هیچ وقت این قدر راحت نبودم و قرار هم نیست بخاطر حرف این و اون این راحتی رو بهم بزنم و زیربار هر کاری و هر شرطی برم .. شاید اگه پنج شیش سال پیش بود چرا شرایط خیلی فرق می کرد اما حالا دیگه تجربه هایی رو که لازم بود بکنم کردم و چیزهایی رو که لازم بود ببینم دیدم و حرفهایی رو که قرار بود بشنوم شنیدم و به حدی از شناخت رسیدم که نذارم تحت هر شرایطی شخصیت و غرورم خدشه دار بشه .. دیگه بسه .. حالا دیگه خیلی فرق کرده و حاضر نیستم زیربار هر حرف و شرایطی برم و منم برای خودم حرفها و علائق و شرایطی دارم و هرکس می خواد در ادامه راه با من همراه باشه باید خودش رو با همه اونها چه غلط چه درست و چه عجیب و چه واقعی وفق بده و هیچ کس هم مجبور به چنین کاری نیست همون طور که من مجبور نیستم  اون طور که دوست ندارم زندگی کنم  و هیچ کس نمی تونه من رو مجبور کنه زندگی رو انتخاب کنم که قلباً دوست ندارم و با روحیات و خصوصیات و علائق من سازگار نیست .

 

بنابراین لزومی نداره نه کسی بیخود دلسوزی کنه نه تو چیزی که بهش قراره مربوط نباشه وارد بشه و نفیاً یا اثباتاً اظهار نظری کنه و نه لزومی به اینه که ما بیایم اونچه رو که تو دل داریم صاف و پوست کنده عنوان کنیم تا کسی مجبور نباشه زحمت اظهار فضل به خودش بده !

 

درضمن با توجه به اینکه ما تو آخر هر مطلب نکات آموزشی مذهبی داریم و همین طور بخش " پزشکی دراسلام "  داریم و بعضی مطالبمون هم بوی مذهبی می ده من دوست ندارم اونچه رو که در دل دارم و بهش اعتقاد دارم تماماً عنوان کنم چون ممکنه اثر همه این مطالب مذهبی رو خنثی کنه و بعضی عزیزانی که خیلی امروزی فکر می کنند اون رو سریع بپای دین و افراد متدین ( اگه ما هم باشیم ! ) بگذارند و گناه بدبینی شون هم صاف بیافته گردن ما !! از این بابت فضا مهیا نیست .

 

در مورد بخش " پاسخ سوالات رایج بهداشتی پزشکی "  در مطلب قبلی و مطالب قبل مربوط به این قسمت توضیحات کافی رو دادم و فقط به این بسنده می کنم که دنبال راهی می گشتم تا هم مطالب مشکل پزشکی و بهداشتی که خیلی مورد نیاز مردم هستند مطرح بشن هم اینکه حالت کلیشه ای نداشته باشه که یه جور کپی کاری صورت بگیره و عین یه مطلب راجع به مثلاً یه بیماری مثل آبله مرغان رو لفظ قلم بیاییم اینجا از ب بسم الله تا آخر بذاریم که خیلی هاش به درد مردم نمی خوره و هم وقت ما گرفته می شه هم وقت ملت !

 

در نهایت به این رسیدم که مطالب کاربردی و در حین حال تخصصی بهداشتی پزشکی ریز بشه و اون چه که بدرد یک فرد زیردیپلم تا دکترای فیزیک هسته ای که می تونه خواننده این وبلاگ باشه بخوره مطرح بشه و برای خود من هم جمع و جور کردنش راحت تره و صلاح رو در این دیدم که مطلب این قسمت به شکل پرسش و پاسخ و طرح مسئله بالینی باشه تا درکش برای همه راحت تر باشه و حتی عزیزان علوم پزشکی هم بتونند ازش استفاده کنند .

 

تنها مشکل این قضیه اینه که ممکنه کسی که از این قضیه آگاه نیست و می آد چنین مطلبی رو می بینه این تصور براش پیش بیاد که ما داریم اینجا سوالات پزشکی مردم رو جواب می دیم و مطب مجازی باز کردیم داریم طبابت می کنیم در صورتی که دفعه قبل هم توضیح دادم نه اون سوالات ، سوالات مردمه و نه ما به طبابت از پشت کامپیوتر و از راه دور اونم بعضاً مواجهه با سوالات فوق تخصصی ! که اصلا در حیطه ما هم نیست اعتقاد داریم و این کار رو کار درستی می دونیم و ممکنه باعث ایجاد توقع کاذب و نابجا بشه و عزیزان از ما برنجند .

 

خدا می دونه که این طور نیست و من اصلا دوست ندارم کسی ازم دلخور بشه و حتی مثل دنیای واقعی گفتم که حاضرم به سوالاتی که جنبه آگاهی بخشی و مشاوره و آموزش در زمینه های بهداشتی پزشکی دارند جواب بدم چون از پونزده سالگی کارم این بوده و همیشه تو فامیل و آشنا هرکس تو این زمینه ها کاری داشته یا سوالی ابهامی چیزی داشته زنگ زده و بهش راهنمایی های لازم رو دادم حتی اگه سر غذا بوده باشم یا حالم خوب نبوده باشه یا تو مترو و اتوبوس بوده باشم یا مشغول تماشای فوتبال بوده باشم ! بعضی وقتها هم که ما رو از خواب بیدار کردن !

 

تو اینترنت هم از سال 81 که وارد شدم تا الان ایمیل ها و آفلاین ها و تو قسمت نظرات سوالات زیادی واصل شده که تا حد مقدور جواب دادم اما دوستان عنایت داشته باشند که در این زمینه سعی کنند فرق بین"  مشاوره و آموزش و بالا بردن اطلاعات "  با " طبابت "  رو متوجه باشن و توقعاتشون رو در حد مقدورات موجود تنظیم کنند ، باور کنید بعضی سوالات که جنبه تخصصی و فوق تخصصی دارند رو حتی یه فوق تخصص هم از اینترنت نمی تونه جواب درست حسابی بده و نیاز به بررسی های حضوری بیشتری هستش که اونم به هر حال هزینه و ویزیت می طلبه !

 

من یه اخلاقی که دارم اینه که خیلی خیلی خوشحال می شم بتونم برای هرکس هر کاری از دستم برمی آد انجام بدم و منتی ندارم و تا جایی که تونستم حتی وقت گذاشتم کارهای دیگران رو هم انجام دادم و دریغ نداشتم و از جیبم هم هزینه کردم اما در این زمینه باید به محدودیت های من و همین طور بعضی مسائل اخلاقی عرفی توجه بشه .

 

 بعضی عزیزان تو قسمت نظرات سوالی مطرح می کنند که مارک خصوصی خورده و هیچ آدرس و مشخصاتی هم ازشون موجود نیست خب واقعاً  چطور می شه به چنین سوالی جواب داد ؟! جوری که محدودیت های سوال کننده هم رعایت بشه ؟!! بعضی دیگه از عزیزان می آن سوالی مطرح می کنند و می گن بهمون جواب رو ایمیل بزن !

 

با یه ایمیل زدن چیزی از آدم کم نمی شه و انگشتهای آدم هم ورم نمی کنه ( هرچند ظاهراً در مورد سوال کننده چنین نیست چون اگه بود خودش ایمیل می زد !! ) اما هر چیزی یه قواعد و اصولی داره ، این کار ظاهراً هیچ مشکلی نداره اما باطناً هزار تا نکته درونش نهفته ست .

 

ما تو بین دوست و آشنا و فامیل یه قاعده ای داریم که اگه مثلاً عموی من بهم کاری شخصی مربوط به خودش رو بسپره انجام بدم و قرار باشه راجع به اون کار بهش زنگ بزنم و خبری بدم یا سوالی کنم و با تلفن خودم بهش زنگ بزنم می گه قطع کن من خودم می گیرم ( چون کار مربوط به اونه راضی نیست هزینه تلفن از جیب من بره ) یا بعضاً اصلا گوشی صدتا زنگ هم بخوره جواب نمی دن تا آدم قطع کنه خودشون زنگ بزنند !

 

البته این چیزیه که به سطح فرهنگ و درک و شعور و تربیت افراد هم بستگی داره و شاید کسی که همه از اول زندگی جلوش دست به سینه بودن و هرچی خواسته براش فراهم کردن و بهش هیچ وقت " نه " نگفتن و میلیون میلیون هزینه شهریه و کلاس های جورواجور بپاش ریختن تا اگه " آدم "  نمی شه " حاکم " بشه ( همون حکایت معروف ) و یه مدرکی بگیره باهاش تو سر دیگران بزنه و دک و پز بده  براش این چیزها قابل درک نباشه و بهش بربخوره و هرچی لایق خودشه بار دیگران کنه و فکر کنه داره با باباش صحبت می کنه و دیگران مثل باباش هستند که لی لی به لالاش بذارن  .

 

البته لحن درخواست افراد هم خیلی مهمه و گاهی بوده طرف درخواستش رو این قدر مودبانه و متین مطرح کرده که آدم خجالت می کشه اجابت نکنه ! و کارش رو راه انداختم چون یه نقطه ضعفی که دارم اینه که اگه بخصوص از طرف جنس مخالف باهام مودبانه و متین و برابر صحبت بشه کم می آرم اساسی !!

 

 اما اگه از موضع بالاتر و ناصحانه و دستوری یا با ژست روشنفکرانه یا با لحن پرخاشگری و تند و طلبکارانه باشه کم که نمی آرم هیچ بدجور قاط می زنم و اگه تو دنیای واقعی باشه شاید ملاحظه هیچ چیز رو هم نکنم ! و تیریپ مثبت و محرم و نامحرم و بقیه چیزها رو هم بذارم کنار دست به حرکتی غیر معقولانه بزنم !

 

 اینجا که خب از ضعفشونه بعضی وقتها می آن ناشناس یه فحشی از راه دور می دن در می رن ، اتفاقاً این نکته مثبتیه و آدم رو به خودش امیدوار می کنه که رسماً در مقابل آدم کم آوردن ! ولی بقول بعضی ها اگه همسرم ( البته اگه همسری درکار باشه ! )  تو آینده این نقطه ضعفم رو بدونه و زرنگ باشه و سیاست داشته باشه هرشب با کمال میل ظرفها رو هم می شورم !!! هرچند الان هم گاهی وقتها ظرف می شورم و بسیار هم لذت می برم !!

 

قاعده کلی ما تو این زمینه می گه اگه کسی کاری با آدم داره بهتره خودش تماس رو برقرار کنه نه اینکه با یک لحن نه چندان جالب توقع داشته باشه حتما هر چیزی که اون می خواد دقیقاً همون بشه !! اینجا از این خبرها نیست و منم آدمی نیستم که زیر بار این چیزها برم .

 

در زمینه اینکه بروز رسانی وبلاگ یه مقدار دیر به دیر انجام می شه باید خدمتتون عرض کنم همین رو هم به زور انجام می دم چون واقعاً وقتم محدوده و خیلی فرصتی برای اینکه مثل گذشته با حوصله بشینم مطلب بنویسم نیست الا جمعه ها و یا در اوقات خاصی در طول هفته که تیکه تیکه یه چیزهایی مثل همین مطلب در عرض چند روز بنویسم  و برای همین جا داره از این بابت عذرخواهی کنم .

 

 اعتقادی به تعطیلی وبلاگ ندارم و هر وقت ، وقت کنم یا لازم بدونم حتما تو وبلاگ مطلب خواهم گذاشت و اونهایی که تو یاهو مسنجر ID من رو Add کردن مطلع می شن و بقیه هم بدونند که مطابق گذشته اگه قرار باشه مطلب جدیدی تو وبلاگ گذاشته بشه روزهای پنجشنبه خواهد بود و اگه پنجشنبه تا آخر شب مطلب جدیدی نیومد یعنی تا هفته دیگه پنجشنبه منتظر نباشند ، درسته که آمار بازدید از وبلاگ روزهای پنجشنبه و جمعه در حد پایینی قرار داره و اولین روز کاری به اوج می رسه ! اما من ترجیح می دم پا روی علائقم نذارم و بخاطر دوست داشتن روز قشنگ پنجشنبه این روز رو ، روز ثابت برای بروز رسانی وبلاگ قرار می دم .

 

یه خواهشی از دوستانی که از طریق موتورهای جستجوگر اینترنتی و با جستجوی عناوینی مثل "  لیسانس  به پزشکی "  یا " پزشکی از لیسانس "  و از این قبیل چیزها وارد وبلاگ می شن دارم و اون اینه که تقاضامندم تو این زمینه ها سوالی نفرمایند و داغ دل ما رو دوباره تازه نکنند .

 

برای من اون قضیه تموم شده ست و مدتهاست که دیگه بهش فکر نمی کنم ، هرچی هست و نیست و دوستان با جستجوی اون به اینجا رسیدن مربوط به مطالب نیمه دوم سال 1386 یعنی حدود سه سال پیش می شه و مدتهاست دیگه نه اخبارش رو پیگیری می کنم نه اطلاعات تازه ای ازش دارم چون دیگه فایده ای نداره .

 

حق ما رو بخاطر معدل دیپلم و با شرایط عجیب غریب  و من درآوردی ضایع کردند رفتند پی کارش و امروز ظاهراً حتی به لیسانسه های سایر رشته ها – حتی رشته های مهندسی ! – هم اگه معدل دیپلمشون بخوره حق شرکت تو آزمون رو دارند اما یکی مثل من که رشته کارشناسی کاملاً مرتبط داشته و سوابق پژوهشی زیاد تو علوم پزشکی و بهداشت اونم تو مرکز مورد تایید خود آقایون و تو دانشگاه مجری این طرح ! و کاملاً از سه چهارسال قبل دانشگاه در زمینه علوم پزشکی مطالعات گسترده داشته بخاطر معدل دیپلمش ( و سن ! ) حق شرکت حتی تو آزمون رو نداره اما یه لیسانس مهندسی صرف معدل دیپلم و سن اجازه داره امتحان بده ! واقعاً این عدالت بود ؟ !

 

اون سالی که ما برای کنکور می خوندیم مثل حالا نبود که احتمال قبولی تو کنکور این قدر بالا باشه و این همه دانشگاه مثل قارچ سبز شده باشه ، همه تو دوره پیش دانشگاهی حاضر بودن معدلشون ده یازده بشه اما کنکور قبول بشن ! و در درجه اول خوندن برای کنکور مهم بود تا گرفتن معدل بالا و کف دستمون رو هم بو نکرده بودیم که روزی چنین طرحی می گذارند و برای این طرح و امتحان دادنش معدل دیپلم بالا رو ملاک قرار می دن چون همه جای دنیا در درجه اول برای چنین طرح هایی ملاک براشون آزمون ورودی و مصاحبه تخصصی هستش و الکی استعدادهاشون رو مثل اینجا محدود و سرکوب نمی کنند .

 

خدا با اون همه بزرگی اش تا آخرین لحظات درهای توبه رو روی انسان خطاکار باز گذاشته و برای آدم فرصت جبرانی هست اما متاسفانه آقایونی که تو شورای سیاستگذاری وزارت بهداشت و دانشگاه علوم پزشکی تهران نشستند با این شرایط هیچ فرصت جبرانی برای گذشته نگذاشتند و حتی حاضر نشدن امتحانی برگزار کنند که مدعیان بیان تو شرایط برابر مواد علوم پایه پزشکی رو امتحان بدن از رو اون صلاحیت افراد رو تشخیص بدن .. اگه تو امتحان شرکت می کردم و بهم اجازه شرکت می دادن مطمئن باشین به احتمال خیلی زیاد قبول می شدم چون هم معلوماتش رو داشتم هم تمام اهداف نهایی که از ایجاد این طرح آقایون داشتند تو من بود ! چه به لحاظ علمی چه پژوهشی  و ... !! منتها روشی که برای سنجش در پیش گرفتند غلط بود و تعیین کننده اون چیزی که می خواستند نبوده و نیست .  هیچ وقت این حق خوری رو فراموش نمی کنم و از این آقایون نمی گذرم .

 

البته چند وقت پیش خانمی ایمیل زده بود و مطالب نیمه دوم 86 رو که دیده بود دلداری داده بود که مهم نیست و غصه نخور و وعده داده بود پشت پرده این امتحان و گذاشتن این شرایط رو افشا کنه و تو ایمیل جداگانه ای همه چیز رو بگه که دیگه ازش خبری نشد و منم پیگیر نشدم چون دیگه برام همه چیز تو این قضیه تموم شده ست و دوست ندارم حتی بهش فکر کنم و از عزیزان هم خواهش می کنم اگه در این زمینه سوالی دارند به سایت معاونت آموزشی دانشگاه علوم پزشکی تهران مراجعه کنند .

 

در زمینه ادامه تحصیل هم باید یه جورایی منتظر باشم ببینم آیا اوضاع کاریم و رفت و آمد و ... که به احتمال قوی خارج تهران خواهد بود اجازه می ده حتی از طریق مجازی ادامه بدم یا نه ؟!برای ادامه تحصیل و گرفتن مدرک دکترا خیلی نقشه ها داشتم اما الان اوضاع جوریه که در درجه اول باید موقعیت کاریم رو تثبیت کنم و بعد دنبال این باشم که اصلا امکان ادامه تحصیل هست یا نه ؟ امیدوارم که بشه .

 

در زمینه بخش " پزشکی در اسلام " باید بهتون بگم که هدف از ارائه این بخش ارائه چهره تازه و جدیدی از دین اسلام و مذهب تشیع هستش اونم تو این آشفته بازاری که بیست و یک ساله بنام اسلام ، انقلاب ، نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه بخاطر بی کفایتی عده ای از دست اندرکاران خواسته یا ناخواسته تمام کاستی ها و مشکلات داره بنام اسلام تموم می شه و مردم نسبت به گذشته خیلی نسبت به همه چیز بدبین شدند و ایمان ها خیلی سست شده و دین گریزی بیشتر شده و  این خیلی خطرناکه .

 

شماها مطمئن باشین اگه اسلام واقعی و اونچه که حضرت امام از تشکیل حکومت اسلامی با رهبری ولایت فقیه در سر داشتند به مرحله عمل می رسید و واقعاً پیاده می شد وضع مملکت الان این نبود و خواهش می کنم اونچه رو که دارین الان می بینین بپای اسلام و حکومت اسلامی و معصومین ( ع ) و حتی اصل ولایت فقیه نگذارین و مطمئناً اگه حضرت امام امروز در قید حیات بودند نسبت به خیلی کارها و تصمیمات راضی نبودند و اجازه نمی دادند برخی افراد نالایق ولو برای یک لحظه در مسئولیت هایی که شایستگی اش رو ندارند قرار داشته باشند .. این رو ما از اونچه که در 10 سال حکومت از امام دیدیم و شنیدیم و خوندیم با اطمینان می گیم .

 

متاسفانه هنوز تو این کشور حق مطلب در مورد حضرت امام ادا نشده و خیلی ها ایشون رو مسبب همه مشکلات می دونند ! در صورتی که این طور نیست و ایشون با نهضت انقلاب اسلامی و برچیدن حکومت مشتی آدم فاسد و نالایق و ایجاد حکومت اسلامی و در صدر اون ولایت فقیه نقش اساسی در احیای حاکمیت دینی و قوانین اسلامی داشتند و اگه به همه اونچه که آرمانها و اهداف ایشون بود عمل می شد و آدمهای باکفایتی در وسط کار قرار می گرفتند قطعاً صاحب کشوری نمونه و منحصر به فرد از لحاظ مدیریت می شدیم .

 

متاسفانه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایشون اول گرفتار حرکات مسلحانه و گروهک های داخلی و زیاده خواهی ها و سهم خواهی ها و تحرکات مشکوک عده ای از مسئولین و گروهها قرار گرفتند و بعدش هم که موج ترورهای شخصیت های درجه اول – که اگه بودند شایدجایی برای به مسئولیت رسیدن بقیه افراد نبود و شاید هم امروز اونها هم گوشه زندان بودند – و جنگ شروع شد و تا چندماه مونده به وفات امام ادامه پیدا کرد و عاملاً ایشون فرصت مناسبی نداشت که منویات و آرمانهای خودش رو پیاده کنه و فقط تونستند جنگ رو با موفقیت کامل و بدون اینکه حتی یک وجب از خاک پاک ایران رو برخلاف حکام نالایق گذشته از دست بدن با مدیریت خوب تموم کنند و قطعاً تعبیر نوشیدن جام زهر به معنای شکست نبود بلکه بخاطر عدم وجود امکانات برای ساقط کردن صدام ملعون در کوتاه مدت و نجات دو ملت ایران و عراق بود که بعدها وعده الهی محقق و پیش بینی امام درست از آب در اومد و صدام با ذلت سرنگون ، دستگیر و به درک واصل شد .

 

جای تاسف داره که عده ای تازه از راه رسیده تصمیم امام رو که تصمیم عقلا و مسئولین بلندپایه کشور هم بود و تاریخ و گذشت زمان نشون داد بسیار مدبرانه بود و صدام در نامه ای به ایران صراحتاً پیروزی ایران رو اعتراف کرد  به باد انتقاد می گیرند و نوک پیکان حملاتشون رو هم متوجه فرماندهان و مسئولین وقت – الا یک نفر که اگه می تونستند و جرات یا رویی داشتند اون رو هم مستثنی نمی کردند ! – می کنند ، اینها اون موقع کجا بودند و چه می کردند الله اعلم !!

 

اما مدیریت امام در همون ده سال سخت هم در جای خودش نمونه بود ، برخلاف ادعاهای مطرح شده حمایت امام از مهندس موسوی و دولت وقت حمایت هایی از جنس " جوار دادن " یا حاشیه امنیت ایجاد کردن کامل و بی قید و شرط نبود هرچند ممکن بود در جزئیات و مصادیق ایرادات و انتقادهایی مطرح بود اما مطمئن باشین دولت حق اشتباهات فاحش در زمان جنگ نداشت که در اون زمان اولین اشتباه می تونه آخرین اشتباه هم باشه و اگه بود قطعاً امام اجازه نمی داد دولت و نخست وزیر وقت حتی یک روز هم اضافه تر روی کار باشند .

 

همون طور که زمانی که ما بعد از 2500 سال صاحب رئیس جمهور شدیم و اولین رئیس جمهور با آرای نسبتاً بالا نامتجانس با کلیت نظام و مسئولین دراومد امام اصراربی جهت مبنی بر نگه داشتنش به هر قیمتی تا پایان دوره نداشت و بخاطر کم کردن روی بی بی سی یا حرف این و اون و تحت عناوینی چون " مصلحت "  و " وحدت "  هم هرگز حاضر نشد اجازه بده یک روز اضافه تر برمسند بمونه و با سرنوشت یک ملت و یک نظام اسلامی بازی بشه و  نمایندگان مجلس تونستند بر طبق قسمی که روز اول به قرآن  خورده بودن با آزادی کامل به وظیفه خودشون و بدون هیچ گونه توصیه و فشاری عمل کردند .

 

مدل امام از ولایت فقیه و نقش و اختیارات ولی فقیه با اونچه که بعداً از جانب امثال شهید مطهری و شهید بهشتی تبیین شد مدل قابل تامل و جالبی بود که کاملاً همانند طراحی " نظام جمهوری اسلامی " به شرایط ایران می خورد و عزیزان دقت کنند که ما از مدل ها و الگوها دفاع می کنیم نه از عملکردها و اشخاص ، امام هیچ گاه به جایگاه ولی فقیه به عنوان سپر بلا و توجیه کننده خطاهای دیگران و به عنوان مقامی برای محدود شدن اختیارات نظارتی و تخصصی نهادها نمی نگریست و شان ولایت فقیه رو تا این حد پایین نمی دونست بلکه نقش کاملاً عالی و فراجناحی و اصولی برای ولی فقیه قائل بود که با اصول مدیریت هم انطباق داره .

 

امام هیچ گاه دفاع بیجایی از کسی نمی کرد و هیچ وقت شان نهادهایی مثل مجلس رو پایین نیاورد و در نهایت خود مسئولین بودند که مخیر به انتخاب بودند و از هیچ جهت اعمال فشاریا تکلیفی متوجه شون نبود ، امام هیچ وقت مدیریت های نادرست و غیر اصولی ، بهم ریختن اقتصاد و اظهارات سخیف و زشت مقامات و انحرافات گسترده فکری و فرهنگی و وجود عوامل مشکوک و مسئله دار و نفوذی در نظام و دولت ،  به ورطه نابودی کشوندن نظام و آسیب پذیرتر کردن مردم در برابر فشارهای زندگی رو جزو مسائل فرعی قلمداد نمی کرد ،  ادعای بصیرت نداشت ولی اون قدر بصیرت داشت که جلوی هرگونه انحرافی بدون تعارف از جانب هرکس بیاسته .

 

امام مدیریت و سیاست و مسائل جهانی رو هم علاوه بر علوم اسلامی بخوبی می شناخت و هرگز پرکاری و بی خوابی و خوب شعار دادن و خوب حرف زدن رو مساوی مدیریت ایده آل قلمداد نمی کرد چون درک واقع بینانه ای از مسائل و اصول مدیریتی داشت و سرنوشت یک ملت رو به این چیزها گره نمی زد و اداره کشور رو در حرف و شعار و سخنرانی خلاصه نمی دید .

 

امام فقیهی وارسته و مجتهدی بی نظیر و مدیری با کفایت بود ولی هرگز منتقدان و مخالفان و معترضان خودش رو باطل و بی بصیرت قلمداد نمی کرد و اکثر این افراد در حاشیه امنیتی برای انتقاد ولو در مجلس و از تریبون مجلس بودند ! امام به خودی خود فرد بزرگی بود و برای بزرگی و بزرگ شدن نیازی به تبلیغات و بزرگ نمایی و چاپلوسی و بگیر و ببند نداشت و مسئولین و ارباب رسانه ها رو هم از این امور نهی می کرد .

 

یقین بدونین که در عصر غیبت بهترین الگوی حکومت همین حکومت اسلامی با مدل نظام جمهوری اسلامی و بهترین شیوه اعمال رهبری و اداره کشور همین الگوی ولایت فقیه بوده و خواهد بود که اگه فرصتی بشه ان شالله یک روزی همون طور که در مورد اولی فروردین ماه توضیح دادم در مورد دومی هم توضیح خواهم داد .

 

منتها اونچه که امروز باعث ایجاد مشکل شده اصل اسلام و اصل نظام جمهوری اسلامی واصل  ولایت فقیه نیست بلکه عملکرد اشخاص و افراد هستش که خواسته یا ناخواسته بپای دین نوشته می شه و باعث بدبینی مردم به همه چیز می شه .

 

بعضی ها این قدر بی مطالعه و احساسی و بی جنبه هستند که تا اسم پیامبر ( ص ) و معصومین ( ع ) می آد بلافاصله قیافه بعضی مسئولین عالیرتبه کشور و بعضی روحانیون در اذهانشون تداعی می شه ! در صورتی که بین اینها خیلی خیلی فرق وجود داره و اگه مطالعه ای در تاریخ اسلام و سیره اون بزرگواران داشته باشیم می بینیم که بسیاری از کارهایی که امروز کسانی که یکه تاز کشور شدند و همه امکانات امنیتی و قضایی و تبلیغی هم براشون فراهمه دارند بنام اسلام و دین و حکومت اسلامی و ولایت فقیه انجام می دن هیچ تناسب و سنخیتی با سیره و سفارشات معصومین ( ع ) نداره .

 

 همون طور که با سیره و روش خمینی کبیر سلام الله علیه نداشته و نداره و امروز می بینید که اهل بیت آزاده اون بزرگوار و در راس اون بیت ، جناب حاج سید حسن آقا یادگار برومند امام که به تازگی به درجه اجتهاد هم نائل شدند و ان شالله خدا ایشون رو ذخیره ای برای آینده کشور قرار بده تا حرکت اصلاحی و بنیان بی بدیل امام رو که حدود بیست و پنج سال بابتش خون دل خوردند و هزاران شهید در این راه فدا شدند مجدداً به مسبر درستش هدایت کنند  چطور بخاطر ایستادگی در برابر جریان انحرافی از طرف تندروها و متحجرین مورد هتک و اهانت قرار می گیرند .

 

 شما در بیت امام یک نفر رو هم نمی تونید پیدا کنید که دل خوشی از جریان حاکم و روند اداره کشور داشته باشه و با کارهای اینها موافق باشه .. اینها برای اینه که خون امام در رگهای اینها جاریه و حاضر نیستند زیر باز ظلم و زور و  و تایید بعضی کارهای نادرست بنام اسلام و انقلاب و نظام برن .

 

خود امام هم تا زمانی که بودند بسیاری از اینهایی که امروز میاندار و همه کاره شدند رو خیلی قبول نداشتند و اکثر انتصابات ایشون هم افرادی بودند که امروز به عنوان فتنه گر ! یا حامی فتنه !  شناخته می شن و براحتی چهره هاشون تخریب می شه و شما فقط برین ببینین امام چه تجلیل هایی از اینها کردند و چقدر اینها رو قبول داشتند و اکثر پست های کلیدی رو به اینها می دادن و در مقابل بعضی ها رو یا اصلاً خیلی قبول نداشند و به حساب نمی آوردند یا خیلی تو امور کلیدی و مهم واردشون نمی کردند و اجازه یکه تازی بهشون نمی دادند .

 

بعضی ها هم که امروز مدعی همه چیز شدند اصلا معلوم نبود اون موقع کجا بودند !! یکی از همین آقایون به اصطلاح علامه که امروز چپ و راست سخنرانی و نظریه پردازی می کنند  این قدر مورد تایید امام بودند زمانی که پیشنهاد شد داماد ایشون بشه نماینده امام تو سپاه ، امام بخاطر این آقا حاضر نشد دامادش رو – که اتفاقاً آدم میانه رویی هم هست – قبول کنه !!! چون فکر می کرد ممکنه افکار این آقا رو دامادش هم تاثیر گذار بوده باشه !!

 

واقعاً چی شده که امروز از خود بیت امام گرفته تا خانواده های شهدای ارزشمند نظام و انقلاب مثل بهشتی ، مطهری ،  رجایی ، باکری ، همت و بسیاری از مسئولین درجه یک زمان امام و بعضی مراجع عظام تقلید و اشخاص متدین نسبت به وضع موجود معترض باشن ؟ آیا همگی باهم یک جا بی بصیرت شدند و بعضی تازه از راه رسیده ها با بصیرت ؟!! چرا تو این زمینه اونهایی که باید تامل کنند غور نمی کنند و بقول شخص رهبری برخلاف سیاست اصلی نطام یعنی جذب حداکثری و دفع حداقلی عمل می کنند؟ چرا فکر می کنند که هرکس معترضه یعنی اصول رو هم قبول نداره و سریع بهش انگ منافق و ضد ولایت فقیه می چسبونند ؟!!چرا بعضی ها حاضر نیستند مشکلات و سوء مدیریت ها و نارسایی ها رو قبول کنند ؟

 

خلاصه دوستان سعی کنین دیدتون رو نسبت اسلام ، انقلاب اسلامی ، اصل نظام جمهوری اسلامی ، اصل ولایت فقیه و شخص امام خمینی واقعی و منطقی کنید و مبادا بی کفایتی بعضی مسئولین و مشکلات فعلی کشور و این بی عدالتی ها و. ناجوانمردی ها باعث بشه نسبت به اصول هم بدبین بشین ، باور کنید اصول هیچ مشکل و هیچ تقصیری در بوجود اومدن وضع فعلی ندارند و مقصر کسانی هستند که بر اثر چاپلوسی ها و گزارشات نادرست و دید غیر واقعی امر بهشون مشتبه شده و خودشون رو در جایگاه " حق  " و بزرگی مثل علی ( ع ) و منتقدان و مخالفان و معترضان رو " باطل " و همردیف طلحه و زبیر می دونند !

 

البته مردم " متدین "  ما در هم بوجود آوردن این وضع بی تقصیر نیستند ، متاسفانه کم نیستند از مردم واقعاً با ایمانی که برداشت و نگرش درستی از مباحثی مثل اسلام و نظام و ولایت فقیه ندارند یا سطح سواد و اطلاعات بسیار کمی دارند و مومن بودن و اسلام رو در یک سری کارهای ظاهری خلاصه کردند و تمام اونچه که از اسلام درک کردند همین بوده .

 

در صورتی که ما چه در قرآن و دستورات صریح خدا و چه در احادیث و روایات معصومین ( ع ) توصیه های موکدی بر تعقل و تفکر و تلاش برای کسب معلومات بیشتر و اقامه دلیل و برهان پشت تمام اعتقادات و تصمیمات و ... داریم و هیچ وقت به سطحی نگری یا پیروی کورکورانه و تعصب نابجا توصیه نشده ، منتها بعضی ها با این شیوه های غلط و درک نابجا و سطحی نگرانه هم خودشون رو به انحراف کشیدن هم باعث بد شدن اسم اسلام و جماعت حزب اللهی و متدین می شن .

 

آره عزیزان ! همه اینها که گفتیم باعث شده نوعی دین گریزی و خراب شدن وجهه اسلام و معصومین ( ع ) در کشور و حکومتی که بنا و هدف تشکیلش دقیقاً برعکس بود پیش بیاد و در اصلاح این راه مهمترین کار اینه که ما بیاییم اول بین اصول و مقدسات با افراد غیر معصوم و عملکرد اونها تفکیک قائل بشیم ، یعنی بیاییم اصل اسلام و اصل چهره های معصومین ( ع ) رو اون طوری که هست و از ما برمی آد به مردم معرفی کنیم .

 

در بخش" پزشکی در اسلام "  این وبلاگ هم ما فقط از یک جنبه یعنی جنبه بهداشتی پزشکی قضیه که در تخصص اصلی ماست به تبیین احکام و دستورات اسلامی که حدود 1400 سال پیش داده می شه می پردازیم و ثابت می کنیم که دین اسلام اون قدر جامع و کامل بوده که حتی به ریزترین موارد هم که خیلی هاش حتی تا به امروز هم با پیشرفت علم ثابت نشده و البته بعضی هاش هم شده توجه کرده و دستوراتی داده که تازه امروز بهش در خیلی از جاهای دنیا و توسط دانشمندان غیر مسلمان رسیدن .

 

اگه ما می آییم اینجا از امام رضا ( ع ) حدیث می گیم که ادرار خودتون رو نگه ندارید ولو روی شتر سوار شده باشین بحث ما اینجا اینه که ایشون به عنوان یک امام معصوم که دارای علم الهی بوده و جانشین بحق پیامبر ( ص ) بوده و خلافت و ولایت بعد از پیامبر حق برگزیدگان این خاندان بوده 1400 سال پیش که هنوز تخصصی بنام اورولوژی وجود نداشته و رفرانس اورولوژی اسمیتی هم درکار نبوده و علم در میان مردم خیلی سطح بالا و پیشرفته  نبوده براحتی اومده مبحث " رفلاکس ادرار از مثانه به حالب " رو که می تونه سرمنشا بسیاری از ناراحتی ها از جمله عفونت ادراری بشه بیان کرده و راهکار رو گفته و بعد هزاران سال تازه دانشمندان پرادعا و پزشکان بهش رسیدن و چنین تخصصی هم خیلی نیست که ایجاد شده .

 

چنین دانش و علمی آیا از کسی که برگزیده خدا نباشه و علم الهی نداشته باشه و حق ولایت نداشته باشه برمی آد ؟ چطور بقیه مردم اون زمان و از جمله همین علمای اهل تسنن چنین بیاناتی ندارند ؟ یا اگر هم کسانی مثل جابربن حیان بودند که دانش زیادی داشتند که منطبق با علم پیشرفته امروزی هستش با واسطه یا بی واسطه بازم به نوعی شاگرد همین معصومین ( ع ) بودند و از اونها آموزش دیدند !

 

اینجاست که فرق یک معصوم با غیر معصوم مشخص می شه واین همون چیزیه که هدف ماست و ما می خوایم بگیم دین اسلام و مذهب تشیع خیلی جلوتر و پیشرفته تر و بالاتر و کامل تر از خیلی ادیان و مذاهب دیگه هستش و 1400 سال پیش چیزهایی رو گفته و پیش بینی کرده که تازه الان با پیشرفت علم و دانش و تکنولوژی یا دانشمندان دارن کم کم بهش می رسن یا هنوز نرسیدن ! دیگه برای اثبات حقانیت یک دین و چهارده تا معصوم باید چه کرد ؟!! تازه این فقط جنبه بهداشتی پزشکی قضیه ست که در مقابل این دریای عظمت قطره ای بیش نیست .

 

البته ممکن هم هست کسانی باشند که اصلا کاری با قضایای سیاسی نداشته باشند و واقعا در دل و از پایه آدمهای بی اعتقاد و لاابالی باشند که هیچ گونه محدودیت رو برنتابند و برای نماز و روزه هم دوست نداشته باشند به خودشون سختی بدن یا اصلا این چیزها براشون مفهومی نداشته باشه که بحث اونها جداست ، موقعی که طرف هنوز فرق شاه اسماعیل با شاه عباس رو نمی دونه و اطلاعات تاریخی مذهبی اش از صفر اگه کمتر نباشه بیشتر هم نیست نمی شه باهاش خیلی بحث کرد و احتیاج به گفتگوهای سازنده و درست از طریق افرادی هستش که تو این زمینه مهارت دارند و می تونند رو در رو چندین جلسه صحبت کنند و از راهش وارد بشن ..ما تو این وبلاگ بنای بحث با کسی نداریم ، ما فقط کُدها رو میدیم ... اصولا تجربه ثابت کرده بحث های اینترنتی در نهایت به هیچ جا نمی رسه !

 

 بعضی ها واقعاً دردشون دین و شیعه و این چیزها نیست بلکه ذاتاً از محدودیت و سختی خوششون نمی آد و بنام روشنفکری و امروزی شدن دین گریز هستند و دوست دارند به هیچ چیز پایبند نباشند و حتی گاهی این رو به دنیای غرب هم تعمیم می دن که دوست دارند مثل اونها آزاد باشن ، در صورتی که در همه جای دنیا و در همه ادیان محدودیت ها و مقرراتی برحسب شرایط اون کشور یا شرایط نزول اون دین وجود داره و داشته و حتی زمانی که امام زمان ( عج ) ظهور کنند نسخه های اصلی کتب آسمانی رو از غار انطاکیه بیرون می آرن و بوسیله اون کتب با یهود و مسیحی احتجاج می کنند و این طور نیست که تو کشورهای دیگه یا ادیان دیگه حتی با همین دین و کتب در دسترس فعلی هرکس هرجایی هرکاری دلش خواست بکنه و کسی چیزی بهش نگه و این بشه نمود روشنفکری ! هرجایی واسه خودش مقررات و قوانینی داره که حتی بعضاً از قوانین اینجا هم سخت تره که اگه قانون و مقررات نباشه دیگه سنگ روی سنگ بند نمی شه .

 

خلاصه دوستان ، ببخشید وقتتون رو گرفتم و بجای گذاشتن مطلب علمی بدرد بخور این توضیحات رو دادم ولی لازم بود این چیزها مطرح بشن تا افکار عمومی تنویر بشه !! ان شالله تنویر شده باشه !

 

 

امام خمینی زمانی که جوون بودند روزی تو حرم امام رضا ( ع ) مرحوم نخودکی رو می بینند ، از ایشون درخواست می کنند که علم کیمیا رو بهشون یاد  بدن مرحوم نخودکی می گن شما اطمینان می دی اگه یاد گرفتی ازش استفاده صحیح کنی که امام جواب منفی می دن .

 

مرحوم نخودکی می گن عوضش چیزی بهت یاد می دم که برتر از کیمیاست ، بعد از هر نماز آیه الکرسی رو تا علی العظیم بخون ، بعد تسبیحات حضرت زهرا ( س ) رو بگو ( سی و چهارتا الله اکبر ، سی و سه تا الحمدالله و سی و سه تا سبحان الله ) بعد سه مرتبه سوره توحید بخون و سه تا صلوات بفرست و در نهایت آیات دوم و سوم سوره طلاق رو هربار سه مرتبه بخون .( و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لایحتسب / و من یتوکل علی الله فهو حسبه / ان شالله بالغ امره قد جعل الله لکل شی قدرا )