عکسهای نوروز 1391 ما
ساعت ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٠ : توسط : مجید

به نام خدا

 

سلام ، کمتر از دوازده ساعت به شروع سال نو مونده و دلم می خواد یک بار دیگه پیشاپیش سال نو و عید باستانی و ایرانی - اسلامی نوروز رو به همه شما و خانواده های گرامی تون صمیمانه شادباش و تهنیت عرض کنم .

ان شالله سال جدید برای همگی ما سالی خوب و موفق توام با شادی و سلامتی و دل خوش باشه و از سال 1391 خاطرات خوبی برای همه مون بجا بمون، واسه منم خیلی دعا کنین تو سال جدید وضعیتم متفاوت از امسال بشه .

همون طور که وعده داده بودم عکسهای مربوط به سفره هفت سین و کادوهای فامیل رو آماده کردم ، پیشنهاد می کنم عکسها رو از لینک مستقیم شون یعنی اینجا و اینجا و اینجا و اینجا ببینید چون عکسهایی که تو وبلاگ گذاشتم حجمشون خیلی کوچیک شده و کیفیت لازم رو ندارن .

 

 

 

 

 

 


 
عکس عیدی های امسال فامیل !
ساعت ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ اسفند ۱۳٩٠ : توسط : مجید

به نام خدا

سلام .. فعلا همین رو داشته باشین تا کاغذکادوهاشون رو هم بخرم کادو کنم اگه زنده بودم روز اول عید عکس کادو شده شون رو هم بذارم

 

اگه نتونستین ببینین اینجا رو کلیک کنین 

 


 
نوروز می آید !
ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ اسفند ۱۳٩٠ : توسط : مجید

به نام خدا

 

سلام ، شما رو نمی دونم اما ما که نود درصد کارهای خونه تکونی مون تموم شد ! من معمولا عادت ندارم کارهام رو به دقیقه آخر بندازم و معمولا جوری برنامه ریزی می کنم که شب تحویل سال هم همه کادوها آماده ست هم خونه تمیز و مرتب شده ست و فقط برای بررسی اجناس حراجی ها بیرون می رم .

معمولا آقایون خیلی از کار تو خونه استقبال نمی کنند و منم از این قاعده مستثنی نیستم ولی با توجه به اهمیت بسیار زیادی که برای نوروز به عنوان یکی از مظاهر هویت ایرانی – اسلامی قائل هستم از هرچیزی که مربوط به نوروز باشه استقبال می کنم و با جون و دل انجام می دم .

من خیلی خوشم نمی آد کسی بیاد خونه ما رو تمیز کنه و معتقدم لذت خونه تکونی به اینه که آدم خودش انجام بده و واقعاً هم اگه شما با علاقه و برنامه ریزی عمل کنین و کارها رو جوری تقسیم کنین که در زمانهای متعدد انجام بشه هم می تونین از این سنت حسنه لذت ببرین هم بهتون فشار نیاد .

تازه کار خیلی ها از ما راحت تره ، چون اکثرا آپارتمان نشین هستند و خیلی خونه های بزرگی ندارن اما ما باید از انباری کنار پشت بوم یه خونه دو طبقه سی و چند سال ساخت شروع کنیم بیاییم پایین! دیگه نمی دونم بعضی ها چطور واسه یه آپارتمان پنجاه شصت متری کارگر می گیرن ؟!!

من خیلی برام کامل برگزار کردن مراسم نوروز اهمیت داره ، چون هم وجه ملی داره هم مذهبی ، بخش مهمی از هویت و فرهنگ و آداب و سنن ما رو شامل می شه و جنبه های روانشناسی و روانشناختی بسیار مثبتی هم داره ، من اون قدر که از بی تفاوتی نسبت به نوروز می ترسم از حمله نظامی به کشور وحشت ندارم چون معتقدم با توجه به پیشرفت قدرت دفاعی کشور و موقعیت سوق الجیشی و استراتژیک کشور حمله به ایران دیوانگی محضه و مهاجمین قطعاً جوری گرفتار خواهند شد که تا سالها گرفتار خواهند بود و به اهدافشون هم نخواهند رسید و فقط ضرر می کنند .

اما بی تفاوتی به سنن ملی مذهبی مثل نوروز باعث خواهد شد به مرور زمان اختلاف و شکاف و جدایی بین همه برقرار بشه و کم کم این بی تفاوتی عمیق و عمیق تر بشه و اولش یه خانواده و فامیل و بعدش یه ملت رو از هم بپاشونه ... هر جوری هست نباید بذاریم این اتفاق بیافته و دو دستی باید رسوم قشنگ نوروز رو بچسبیم و حفظ کنیم .. وقت برای مسافرت همیشه هست اما اینکه درست اول سالی بجای اینکه به دیدن بزرگترها و اقوام بریم در خونه رو قفل کنیم بریم سفر کار جالبی نیست و به نظرم یکی از زشت ترین کارهاییه که یک نفر می تونه انجام بده ، من که خداییش خیلی خیلی از این کار ناراحت می شم .

 اصلاً یکی از دلایل تنفر من از مسافرت شمال همین سفرهای بی موقعی هست که بعضی ها انجام می دن ، اول نوروز و ایام وفات و شهادت و ارتحال ! به نظرم نوعی حرمت شکنیه و برای مسئولین و همین طور حوزه علمیه هم متاسفم که با بی تفاوتی و تعصب بی جا نسبت به تصحیح روزهای تعطیلی اقدام نمی کنند و همین طور بنزین رو تک نرخی و با نرخ مثلاً 1000 تومان عرضه نمی کنند تا حداقل هزینه این حرمت شکنی ها بالا بره و طرف که می خواد مسافرت مثلاً شمال بره به اندازه پول دوتا عید خرجش در بیاد ! اون وقت اگه این جوری بشه و طرف حسابگر باشه می شینه سرجاش !

یا اگه مثلاً بیاییم تعطیلی روز شهادت فلان معصوم ( ع ) رو لغو کنیم و بجاش اون روز تو همه ادارات ونهادها و کل کشور مابین وقت اداری یا آخر وقت مراسم برگزار کنیم بهتره یا تعطیل کنیم ملت برن شمال عشق و حال ؟!! قبلا در این رابطه مطالبی نوشتم که تو آرشیو موجوده ولی خداییش تو این زمینه از مراجع معظم و حوزه ها خیلی گله دارم ، برای بزرگداشت یک روز حتما نباید اون روز رو تعطیل کرد که !

نمی دونم چرا به جایی رسیدیم که مردم این قدر از همدیگه و حتی اقوام خودشون فرار می کنند ، این همه بددلی و فاصله عاقبت کار دست هممون نده شانس آوردیم .. باید تا می تونیم از این روزها و مناسبت ها برای نزدیکی و محبت بیشتر استفاده کنیم نه اینکه به بدترین شکل ممکن سوء استفاده بشه .

اینکه شما یکی رو سال به سال نمی بینی اما تو نوروز ممکنه چند بار ببینی نکته منفی نیست ، من نمی دونم چرا بعضی ها نیمه خالی لیوان رو می بینند اما به نظرم که اگه خیلی هم مثبت نباشه حداقل اینه که منفی نیست ، تا فرصت هست باید همدیگه رو ببینیم و باهم رفت و آمد کنیم و مشکلات همدیگه رو در حد توان رفع کنیم حالا هرچقدر بیشتر بهتر .. قطعاً اونی که سالی یه دفعه می آد می ره کار درستی نمی کنه اما همین که بازم تو بهترین روزهای سال می آد و ارتباط برقرار می کنه یا شما ارتباط برقرار می کنین از هیچی بهتره و یه نکته مثبته و نباید لوثش کرد .

مثلاً خود ما امشب یه عروسی دعوت هستیم ، عروسی دختر پسرخاله بابام ... کجاست ؟ بیست کیلومتر خارج تهران ! اونم از اون عروسی ها که اصلاً دوست ندارم برم .. این پسرخاله بابام هم به سالی یه بار رفت و آمد هم معروفه ! البته بنده خدا تولیدی داره سرش حسابی شلوغه اما من خیلی ندیدم بجز نوروزها خیلی بیاد به مادربزرگم که خاله اش باشه سر بزنه اما خودش رو مقید می دونه نوروزها خونه همه بره !

خونه ما جوریه که همه اول می آن پایین پیش عمه و مادربزرگم بعد می آن بالا خونه ما ، بقول معروف دوجا رو یکی می کنند ولو بزرگتر باشند تا دیگه دوباره نرن بیان ، چه زمانی که بابام بود و چه حتی در این چهار نوروزی که بابام هم نیست ، این بنده خدا پسرخاله بابام با اینکه از ما خیلی بزرگتره اما تو همین چهارساله هم خودش رو موظف دونسته بالا هم بیاد ( البته ما هم چند روز بعد خونه شون می ریم ) و این برای ما خیلی ارزشمنده ، حتی نوروز 90 با اینکه همیشه عادت کرده بودیم روز دوم فروردین ساعت دوازده یک ظهر !! منتظرش باشیم امسال اولین مهمون ما روز اول عید اونم ساعت 3 ظهر بود !! چون هنوز فامیل نیومده بودن کادوها رو بگیرن اومدن بالا کادوها رو که دیدن دخترش که امشب عروسه خیلی تعریف کرد و حتی پرسید چقدر زمان برای خرید خود کادوها و کاغذکادوهاشون گذاشتی ؟! عکس کادوهای نوروز 90 رو که حتما اینجا دیدین ؟

من به کسی که به سنت های نوروز احترام بذاره احترام می ذارم و با اینکه اصلاً با این جور عروسی ها حال نمی کنم اما برای چند دقیقه هم که شده می رم ، بنده خدا علاوه بر اینکه کارت داده زنگ زده تک تک هم دعوت کرده !

همه می دونند که خرج اصلی من اسفندماهه ، از سال 77 تا 80 به بزرگترها عیدی تقویم و پول نوی امضا شده و کارت تبریک و بعضا قرآن جیبی ( نوروز 78 ) می دادم و از سال 80 هم به بچه ها که البته بخشی از اون بچه ها دیگه الان بزرگ شدن ولی همچنان سهمیه عیدی شون برقراره ! از پارسال هم مجدد عیدی عمه ها و دایی ها و عموها رو برقرار کردم منتها فقط جنس کادو می دم !

به همه از اول بهمن اعلام می کنم یک ماه فرصت دارن عیدی های پیشنهادی شون رو اعلام کنند تا حق انتخاب شون هم محفوظ باشه و از اول اسفند خریدها رو شبها که بعد نماز بیرون می رم شروع می کنم و تقریبا تا هفته آخر همه عیدی ها خریداری می شه و فقط کادو کردنشون با کمک مامان و داداشم دو سه روز مونده انجام می شه و شب تحویل سال تو اتاق مهمونی چیده می شن و ازشون عکس گرفته می شه که روز اول عید تو اینجا هم می ذارم .

تقریبا یه سیصد چهارصد تومانی برام تموم می شه اما فوق العاده کار جالبیه و همه خیلی استقبال می کنند و همه چه نزدیک چه دور هم می گن ما عید رو تو خونه شما کامل احساس می کنیم !

من اگه می خواستم ده جلسه پیش یه روانشناس برم تا روح و روانم دچار نشاط بشه هم باید معادل این هزینه رو می کردم خب چه بهتر که خودم برای خودم روانشناسی کنم و دیگران رو هم شاد کنم و خاطره خوبی از نوروز تو ذهنشون باقی بذارم و این سنت قشنگ رو هم به بهترین شکل ممکن پاس بدارم ؟!

همین که اون بچه خاطره خوبی براش بجا بمونه و بزرگ که شد در خونه اش رو قفل نکنه اول عید بذاره بره شمال و این سنت رو پاس بداره و به دید و بازدید بره برای من کافیه ، کار فرهنگی کارفرهنگی که می گن همینه ... من امیدوارم این کار فرهنگی من جواب بده .

کادوها از اول فروردین تا دوازده فروردین قابل تقدیمه ... به همه هم گفتم نه قبل تحویل سال عیدی می دم نه می گیرم ولو عیدی طرف رو با خودش برم بخرم ! مثل امروز که با یکی از پسردایی ها رفتیم منیریه براش شلوار دروازه بانی و قلم بند با سلیقه  خودش گرفتم منتها به خودش ندادم بلکه آوردم کادو کنم عید که اومدن بهش بدم !

یا دوتا دختر کوچولو که دخترهای دخترعمه هام هستند تو خانواده هستند که براشون عروسک می گیرم ، پارسال یه اشتباهی که کردم این بود که سه هفته مونده رفتم بازار عروسک ها رو گرفتم آوردم یکی شون دید منتها گفتم اول عید بهت می دم .. مادرش می گفت تا تحویل سال بشه این چه زجری کشید ! چند بار نصفه شب از خواب بلند شده بود عروسکش رو خواسته بود ! امسال یه هفته مونده نشونش می دم بنده خدا زیاد زجر نکشه ! کلاً همه چون از محتوای عیدی شون خبر دارن دوست دارن زودتر عید دیدنی اتاق پایین رو تموم کنند بدوند بالا !!

البته برعکسش هم هست .. یکی از عموهای من بدجور عشق شماله ، خانمش هم شمالیه و تو زمینی که متعلق به خانمشه نزدیکیای رشت ویلا ساختن ، پارسال آخرهای اسفند بود که اومدن به خیال خودشون عیدی ما رو بدن از دو سه روز مونده برن شمال من عیدی شون رو پس زدم و قبول نکردم ! چون با اصول من سازگار نبود و چون گفت ما صبح سیزدهم حرکت می کنیم برای خودش و پسرش عیدی هم تهیه نکردم و حتی تو عید زنگی هم برای تبریک بهش نزدم ... چون وارد خط قرمزهایی شده بود که برای من خیلی اهمیت دارن ، کسی که واسه خانواده اش ارزشی قائل نباشه و از سه چهار روز قبل عید قفل کنه بره سیزدهم بیاد ( سیزدهم جزو بدترین روزهای ایرانیهاست پارسال توضیح دادم ) نه شایسته تبریکه نه احترام و عیدی .

امسال هم داره ساز برم برم می زنه ، بهش هم گفتم اصول من فرقی نکرده و حتی اگه عیدی تون رو تهیه کنم و شما برین قطعا بیایین هم به شما نمی دم ! یا خودم استفاده می کنم یا کسی رو پیدا می کنم بهش می دم یا نهایت می ریزم تو جوی آب ! ولی بی احترامی به نوروز و خانواده رو تحمل نمی کنم .

اگه پارسال قبل عید عیدی شون رو قبول می کردم و عیدی شون رو می دادم این می شد یه بدعت ! بدعت شومی که کم کم همه هم همین جور رفتار می کردند و دید و بازدید نوروزی از بین می رفت و گندزده می شد به این سنت قشنگ ایرانی – اسلامی !! نوروز در کنار خانواده و با خانواده ست که صفا داره .

امسال اولین سالیه که شوهر عمه ام در بین ما نیست ، جاش واقعا خالیه اما هم ما هم خانواده عمه ام عید نوروز رو کامل و باشکوه برگزار خواهیم کرد و اسیر خرافات نخواهیم شد ، نوروز86 که اولین نوروزی بود که بابام نبود بعضی مهمانان آشنا و غریبه که اومدن انتظار داشتن ما رو گرفته و ملول و روی میز فقط خرما ببینند اما اون سال به ابتکار من یکی از باشکوه ترین نوروزها برگزار شد! خیلی حال کردم زمانی که تونستم با این رسوم جاهلانه و خرافی مبارزه کنم و هنوزم که بهش فکر می کنم احساس پیروزی بهم دست می ده !

چون اسفندماه ها آخر شبها به یاد نوروزهای گذشته سریال های قدیمی نوروزی رو می بینم تا یه جورایی بیشتر آماده نوروز باشیم جاداره از سریال جایزه بزرگ مهران مدیری که این شبها داریم می بینیم هم یاد کنم ، سریالی که نوروز 84 پخش شد و به نظر من که خیلی اهل دیدن طنز نیستم یکی از بهترین طنزهای فاخرانه این سالها بود و هرگز دیگه سریالی مثل اون رو من ندیدم ، طنز این سریال خیلی سنگین و خوب و خالی از جلف بازیه و بازیهای خیلی قوی و موضوعش هم خیلی خوبه .

البته سریال هایی مثل قرارگاه مسکونی ، عید امسال و چاردیواری هم خوب بودن اما این سریال جایزه بزرگ به نظر من از همشون بهتربود .. جای چنین سریالی با چنین ساختاری و چنین بازیگرانی هر سال خالیه .

ولی سروش امسال یه کار خیلی خوب کرد و اون این بود که ویژه برنامه های تحویل سال 90 رو هم در قالب یه پکیج داد بیرون که خیلی حال داد ، من کلا در ایام غیر اسفند و نوروز که سریال ها و فیلم ها و ویژه برنامه های نوروزی رو نگاه می کنم  اگه گریه هم نکنم قطره اشکی در گوشه چشمم جمع می شه .. بخصوص برنامه هایی که در کنار گذشتگان مون می دیدیم .

یه نکته غیر نوروزی هم بگم ! من تصمیم ندارم تو انتخابات مجلس رای بدم چون احساس می کنم رای دادن ما رو بعضی ها به حساب تایید کارهای خلاف شرع و اخلاق و قانون خودشون خواهند گذاشت اما شماها اگه خواستین تو تهران رای بدین پیشنهاد می کنم به علی مطهری ، حمیدرضا کاتوزیان ، احمد توکلی و علی رضا محجوب رای بدین چون تو شرایط فعلی اینا از همه اصلح تر به نظر می آن .

باقی مطالب نوروز و اسفند رو هم که قبلا گفتم می تونین اینجا و اینجا و اینجا و بخونین .