فکسوفنادین
ساعت ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٦ خرداد ۱۳٩٠ : توسط : مجید

به نام خدا

اول از همه که روز پدر و میلاد حضرت علی ( ع ) مبارک باشه ،تو مطلب امروز می خوام یه نکته ای رو راجع به یک آنتی هیستامین جدید بگم ، اسم این آنتی هیستامین فکسوفنادین هستش .

از حضرت علی ( ع ) که امروز میلاد با برکت ایشون هم هست حدیثی داریم با این مضمون که " هرچه که برای خودت می پسندی برای دیگران هم بپسند و هرچه که برای خودت نمی پسندی برای دیگران هم مپسند " .

حکایت ما تو این دارو هم همینه .. راستش چند نفر که از من راجع به فکسوفنادین سوال کردن هم بهشون گفتم که من خودم به شخصه که حساسیت فصلی هم دارم در مواقع نیاز از لوراتادین استفاده می کنم که با شکم خالی یک بار در روز باید مصرف بشه و خیلی هم راضی ام .

آنتی هیستامین های دیگه مثل سیتریزین و کتوتیفن هم خوب هستند ، هرچند کتوتیفن خواب آوره اما در مجموع خوب اند .

ولی من خودم به شخصه برای خودم فکسوفنادین استفاده نمی کنم ! مشابه این آنتی هیستامین چند سال پیش بنام ترفنادین اومده بود که باعث ایجاد عارضه قلبی شده بود ( هرچند می گن فکسوفنادین چنین عارضه ای نداشته ) و با بعضی داروها مثل اریترومایسین و کتوکونازول و آنتی اسیدها هم تداخل زیادی داشت و کلاً داروی خیلی پر دردسری بود و تا جایی که شنیدم از بازار جمع شد یا اگه هم هست اکثراً دیگه تجویزش نمی کنند ، تا جایی که من مطالعه کردم و می دونم این فکسوفنادین هم دست کمی از اون نداره .

این لوراتادین تو خانم های شیرده که حساسیت ( آلرژی ) دارند داروی سالمیه و تجویز می شه ولی به هر حال کلاً اگه از من می شنوین من خودم به شخصه برای حساسیتم آنتی هیستامین های دیگه مثل لوراتادین رو به فکسوفنادین ترجیح می دم ، حالا دیگه خود دانید !

 

پی نوشت : امروز پنجمین سالگرد عموی عزیزمه ، 26 خرداد 85 روز تلخی بود .. خیلی تلخ .. از اون تلخ تر شب تا صبح بود که هممون نتونستیم درست بخوابیم و حالمون خیلی بد بود .. چون بعد سه ماه جدال با سرطان معده عموم  علاوه بر انتشار سرطان در بدن دچار مشکلی تنفسی هم شده بود و 25 خرداد عصری بود که بردنش بیمارستان و 4 صبح 26 خرداد تو آی سی یوی بیمارستان تهران کلینیک فوت کرد .. من که تا صبح نتونستم درست بخوابم و همش از خواب می پریدم و از بازی اون شب جام جهانی هم هیچی نفهمیدم .

4 صبح بود که زنگ زدند و خبر فوتش رو به بابای مرحومم دادند و بابام خیلی صبور و محکم و خونسرد از زحماتشون تشکر کرد و رفت پایین تا خبر رو به بقیه بده و بعدش .............

عموهام و عمه ام که برده بودنش بیمارستان می گفتند فقط می گفته منبر .. منبر .. و انگار چیزهایی رو می دیده که دیگران نمی دیدند ، قبل و اوایل انقلاب خیلی مذهبی بود اما بعد انقلاب دیگه اون آدم سابق نبود و اخلاقش یه مقدار تند شده بود و دیگه هم هیچ وقت اون آدم سابق هم نشد ولی قلب مهربونی داشت و هم در حق من خیلی لطف کرد ( مثل خریدن این کامپیوتر تو تیر 81 ) هم چون قبلاً دبیر زبان بود تو دوران مدرسه از بابت زبان خیلی هوای ما رو داشت و سنگ بنای یادگیری زبان تو دوران دبستان ما رو هم گذاشت .. اسم من رو هم اون خواب دیده بود که باید مجید باشه .

خدا ان شالله اموات همه شما رو بیامرزه ، من هر سال خودم رو موظف می دونم یادش کنم و براش سنگ تموم بذارم و ان شالله فردا هم مراسم خوبی داشته باشیم .

 

 

 

پیامبر اسلام ( ص ) : هرکس در روز جمعه ماه رجب صد مرتبه " قل هوالله احد"  را بخواند برای او نوری باشد در قیامت که اورا به بهشت کشاند .


 
از همه جا ، از همه چیز ، از همه کس - 3
ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ خرداد ۱۳٩٠ : توسط : مجید

به نام خدا

محسن رضایی

بعد از انتخابات 88 یه مطلب نوشتم تحت عنوان " محسن رضایی سردار رشید اسلام " ، بعد از نوشتن اون مطلب خیلی ها انتقاد کردن که با توجه به رویکرد محافظه کارانه آقا محسن رضایی نباید در موردش این جوری می نوشتی و تعریف می کردی .

حرف من تو اون مطلب اول و آخر این بود که محسن رضایی تو مناظرات از همه بهتر ظاهر شد و هم خیلی خوب صحبت کرد هم تونست برنامه هاش رو بخوبی تبیین کنه و هم اخلاق رو رعایت کرد ولی منتها چون من در مورد بعضی برنامه هاش مثل فدرالیسم اقتصادی قانع نشدم و احساس کردم در مقابل فدرالیسم اقتصادی برنامه های مهندس موسوی مثل تقویت و اصلاح شوراهای شهر و روستا بهتر و در مدت کوتاه تری جواب می ده و البته امتحانی که مهندس موسوی در دوران جنگ در عرصه مدیریت بخوبی پس داده بود و بعضی مسائل دیگه مهندس موسوی رو اصلح دونستم و بهش رای دادم .

ولی دوستان ، توجه داشته باشین که همین امثال آقا محسن رضایی و دکتر قالیباف تو شرایط فعلی و بین اصولگرایان غنیمت هستند ، در روزگاری که همه تلاشهای امنیتی و قضایی و نظارتی شده و می شه که اصلاح طلبان بطور کامل از صحنه سیاست کنار زده بشن و حتی به اصلاح طلبان منتقد ولی معتقد به اصول هم اعتماد نمی شه و ظاهراً برخلاف شعار جذب حداکثری دفع حداقلی تمام تلاشها ( حداقل تا نزدیکی انتخابات ! ممکنه نزدیک انتخابات که بشیم دوباره یه خورده فضا رو باز کنند تا رای همه اقشار و سلایق رو بگیرند و به حساب خودشون واریز کنند بعدش دوباره همون آشه و همون کاسه ! ) می شه که انتقام اون هشت سال رو از اصلاح طلبان بگیرند وجود چنین افرادی که قطعاً مثل بقیه اصولگرایان در حاشیه امنیت خوبی از همه لحاظ هستند ولی به نسبت بقیه آدم های شایسته و سالم تر و با سابقه تری هستند یک نعمته و نباید همین جوری دستی دستی اینها رو هم با بقیه شون یکی بدونیم .

شاید اگه من و شما هم جای آقا محسن رضایی بدونیم همین مواضع رو اتخاذ می کردیم و یک محافظه کارانه قدم بر می داشتیم ، نباید قضیه پسر آقای محسن رضایی ( احمد ) رو که اوایل دهه هفتاد اتفاق افتاد فراموش کرد .. به نظرم این قضیه مثل چماقی همیشه بالاسر آقا محسن بوده و تو اتخاذ محافظه کارانه قدم برداشتنش بی تاثیر نبوده ، حتی قبل مناظره آقایان احمدی نژاد و رضایی این احتمال مطرح شد که ممکنه احمدی نژاد اون قضیه رو پیش بکشه که ظاهراً چون سهمیه احمدی نژاد پر شده بود و به حد کافی افشاگری ! کرده بود و فرداش تذکر هم گرفته بود منتفی شد و آقا محسن اینجا حسابی شانس آورد !!

نکته بعد هم برمی گرده به آینده سیاسی آقای رضایی ، به هر حال هرکسی باید به فکر حفظ موقعیت حال و آینده اش باشه و نمی تونه بی گدار به آب بزنه .. به نظرم آقای محسن رضایی با توجه به سن و سالش و انتخابات های آینده احساس کرد که هنوز جا داره و نمی تونه بخاطر یک انتخابات همه چیز رو زیر پا بذاره و رو در روی حاکمیت قرار بگیره و از مواجهه شخصی پرهیز کرد و خواست همرنگ جماعت حاکم فعلی بشه که البته یه عده از تندروها همون رو هم برنتافتند و هنوز هم که هنوزه من می بینم تو بعضی نظرات سایت های اصولگرا مثل جهان نیوز بهش حمله می کنند و بی بصیرتی اش !! رو بهش یاد آور می شن ! شاید اگه من و شما هم بودیم یه کم که فکر می کردیم به همین نتیجه می رسیدیم و همین کار رو می کردیم .

یکی از نقاط تاریک و مبهم انتخابات 88 که توضیحات رئیس وقت ستاد انتخابات و وزیر علوم فعلی هم نتونست برطرفش کنه همین رای آقای رضایی بود ، واقعاً هم چطور می شه رای یک کاندیدا ساعت 2 بعدازظهر بعد شمردن پنج میلیون رای دیگه از رای 10 صبحش صد و خورده ای هزارتا کمتر بشه ؟!! اونم در صورتی که آرای کاندیداها باهم و در یک فرم اعلام و تجمیع می شه و بعدش هم به قول خود ستاد انتخابات آقای رضایی 900 هزار نفر همون موقع با دادن کد ملی تو سایت اعلام کرده بودند که به ایشون رای دادن !! در صورتی که کل رای اعلام شده آقای رضایی بیشتر از ششصد و خورده ای هزارتا نبود !

در هر صورت آقای رضایی اولش فکر می کرد در یک فضای آروم و بی طرف حتماً به شکایتش رسیدگی خواهد شد و خیلی جدی هم بود اما بعدش که دید موسوی و کروبی ول کن نیستند و حسابی شلوغ شده و حاکمیت هم در نگه داشتن احمدی نژاد مصره بی خیال شد و شکایتش رو پس گرفت !

اون موقع من احساس کردم ظلمی که به آقای رضایی شد خیلی ناجوانمردانه بود که نه قدر فداکاری ها و رشادت های زمان جنگش رو دونستند – که اون موقع معلوم نبود دارو دسته مهرورز فعلی و حامیان تواب فعلی شون کجا بودند ! – و اون اعتمادی که امام بهش داشت و نه ارزشی واسه برنامه هاش و شخصیتش و رعایت آداب و اصولش قائل شدند و احمدی نژاد رو بهش ترجیح دادند و به نظرم این اوج بی بصیرتی مدعیان بصیرت بود ... حتی اگه صحبت بله قربان گویی و کم حاشیه بودن و بفرموده عمل کردن هم بود قطعاً امثال آقای رضایی صد و هشتاد درجه بهتر بودند و کشور رو به نابسامانی و حاشیه های نامبارک فعلی نمی کشوندند ، کسانی که با محاسبات غلط خودشون مرتکب چنین بی بصیرتی شدند و احمدی نژاد رو روی کار آوردند در آخرت باید جوابگوی خدا و یک ملت باشند ( در دنیا که فکر نکنم عمراً چنین چیزی اتفاق بیافته ! )

برای همین هم بود که اون مطلب رو با اون تیتر نوشتم و خواستم به نوعی حداقل ارزش گذاری به آقای محسن رضایی کرده باشم و از ظلمی که بهش رفت دفاع کنم والا شاید من هم به ایشون انتقاداتی داشته باشم و دوست داشته باشم فردی با چنین سابقه و چنین سطح فکر بیشتر طرف مردم و حق باشه و کمتر به فکر آینده سیاسی خودش باشه ولی مطمئنم که آقای رضایی هم مثل خیلی از ماها از وضع موجود راضی نیست و شاید هم بیشتر از این نمی تونه جلو بره و محدودیت هایی داره اما از حق نگذریم دوستانش تو سایتهای تابناک و آینده خوب دارن جورش رو می کشن و شاید خیلی حرفها رو که آقای رضایی مستقیم نمی تونه بزنه اونا می زنند .

راستی پیام تسلیت آقامحسن رضایی به مناسبت درگذشت آیت الله منتظری یادتون هست ؟عین پیام رهبری منتها منهای اون قسمت ... !

تعطیلات چهارده پونزده خرداد

صدبار گفتم ، برای صد و یکمین بار هم می گم این تعطیلات چهارده پونزده خرداد که امسال پنجشنبه جمعه هم اومده تنگش ! هیچ توجیه عقلی و منطقی نداره و علاوه بر اینکه به ضرر کشوره باعث نوعی بی حرمتی و دهن کجی و تمسخر بنیان گذار فقید جمهوری اسلامی و پونزده خرداد هم هست .

متاسفانه شاهد این هستیم که عده زیادی از همون چهارشنبه گذاشتند رفتند شمال پی تفریح و عشق و حال و در حقیقت به نوعی از این تعطیلات سوء استفاده کردند و این رو من یک دهن کجی آشکار به این دو مناسبت بزرگ می دونم .

اگه قراره مناسبتی تعطیل باشه باید تعطیلی توجیه عقلی و منطقی داشته باشه ، مثل تعطیلی تاسوعا و عاشورا که ما صراحتاً از معصوم ( ع ) حدیث در مذمت کسب و کار تو اون روز داریم والا تا جایی که امکان داره نباید بی جهت مردم و بخصوص جماعتی که شغل آزاد یا روزمزد دارند رو از نون خوردن انداخت.

مراسم ارتحال امام رو می شه در نزدیکترین جمعه به 14 خرداد هر سال برگزار کرد و نماز جمعه هم اون روز در حرم امام به امامت رهبری انجام بشه ، دولت می تونه تسهیلاتی قائل بشه و بخشنامه هایی کنه تا اون عده از شهرستانی هایی که می خوان در مراسم شرکت کنند روز قبلش رو از مرخصی ( با ارائه مدارک لازم جهت اعزام به تهران ) استفاده کنند یا حرکت اکثر کاروان ها از عصر پنجشنبه اش باشه و هواپیمایی و راه آهن جهت اعزام به تهران از ظهر پنجشنبه که اکثر ادارات هم تعطیل می شن سرویس های ویژه و اختصاصی داشته باشند تا نیازی به حتی گرفتن مرخصی هم نباشه .

برای بزرگداشت 15 خرداد هم که اصلاً نیازی به تعطیلی در این روز بزرگ نیست ! تو سطح رسانه های گروهی و ادارات و نهادها براحتی می شه با برنامه های ویژه و برگزاری مسابقات این روز گرامی داشته باشه و به نظرم اتفاقاً این جوری خیلی تاثیر گذار تره تا اینکه بخوایم این جوری تعطیل کنیم ملت برن جاده ها رو شلوغ کنند و تو شمال عشق و حال کنند و به ریش مسئولان کشور بخندند !

البته تا جایی که یادمه فوت امام ساعت ده و نیم شب سیزده خرداد بود و چهارده خرداد صبح زود هم اعلام رسمی شد ، حتی ما صبح چهارده خرداد رفتیم امتحانمون رو هم دادیم برگشتیم خونه و تعطیل نبودیم .. حالا چطور سال امام رو چهارده خرداد می گیرند من متوجه نمی شم ؟!

استیضاح وزیر کشور

شنیدم قراره عده ای از نمایندگان وزیر کشور رو استیضاح کنند ، درسته که وزیر فعلی کشور در شرایط عادی گزینه بیستم مناسب هم برای این پست نبوده و نیست اما امیدوارم نمایندگان مجلس این کار رو نکنند و در زمین بقول خودشون " جریان انحرافی " ! بازی نکنند .

بعد از عزل ناکام وزیر اطلاعات شنیده شد که رئیس جمهور از وزیر کشور خواسته استعفا بده اما ظاهراً با دخالت بالا اونم حداقل فعلاً به جایی نرسیده ، اما احتمال اینکه نزدیک انتخابات و بخصوص دو سه ماه مونده به انتخابات وزیر کشور توسط جریان انحرافی ! برکنار بشه و سرپرستی نزدیک به خودشون تعیین بشه تا عوامل خودشون انتخابات رو بگردونند و مجلس رو بگیرند خیلی زیاده و در چنین شرایطی همین وزیر فعلی کشور - با تمام انتقادات وارده - باید حفظ بشه و با مطرح کردن استیضاح و امثال این کارها بی جهت آتو دست جریان انحرافی داده نشه .

به هر حال آقایون در مجلس که به استیضاح ُمصِر هستند باید فکر اون روزی رو که این برکناری احتمالی اتفاق بیافته رو هم بکنند تا اگه اعتراض کردند بعداً بهشون گفته نشه شماها هم که به ایشون انتقاد داشتین و ازش راضی نبودین و استیضاحش هم کردین ! چون خیلی بعیده حتی در صورت مطرح شدن استیضاح وزیر کشور اون استیضاح رای بیاره .

فعلاً بهتره با مدارا و گفت گو و گذاشتن جلسه توسط نمایندگان با وزیر قضیه حل بشه و خود نمایندگان هم خوب می دونند که وزیر کشور در بسیاری از قضایای اتفاق افتاده مثل داستان استانداری فارس که هنوز هم ادامه داره تقریباً هیچ کاره ست .

ناصر حجازی

با اینکه استقلالی نیستم اما همیشه از ناصر حجازی خوشم می اومد ، هم بخاطر شخصیتش هم بخاطر شیک پوش بودنش و هم بخاطر سوابقش .. هم سن و سال پدر مرحوم من هم بود و با اینکه پنج سال بعد پدرم هم فوت کرد اما واقعاً نسبت به خیلی ها جوون بود و خیلی زود از میون ما رفت ، تقدیر الهی این بود و تسلیمش هستیم .

در برهه ای ( مثل سالهای 76 و 77 ) هم واقعاً حقش بود سرمربی تیم ملی ایران بشه و شاید هم در عرصه ملی مربی موفقی می شد اما چون آدم رکی بود هیچ وقت به حقش نرسید ، من یکی زمانی که سرمربی استقلال بود و بازیهای استقلال رو می دیدم مثل باقی زمانها خیلی از ته دل دوست نداشتم استقلال ببازه ! واقعاً دوست نداشتم زیر سوال رفتن شخصیت و شکستن غرور و ناراحتی اش رو ببینم و سه سال پیش هم زمانی که تحت فشار بود و استقلال خیلی خوب نتیجه نمی گرفت اصلاً خوشحال نبودم .

در هر صورت خدا رحمتش کنه ، من که خیلی ناراحت شدم و بی اختیار اشکهام هم جاری شد  .. چون قطعه نام آوران نزدیک قبر بابامه هر موقع برم حتماً می رم براش یه فاتحه می خونم .

فیلم های سینمایی دهه هفتاد !

خنده ام گرفته از یه طرف به آقای هاشمی و خاتمی و مهاجرانی فحش می دن و انواع و اقسام اتهامات رو بهشون می زنند که سیاستهای فرهنگی شون فلان و بسار بوده از طرف دیگه خودشون تو رسانه ملی ناچاراً فیلم های سینمایی دهه هفتاد رو پخش می کنند و می گن خیلی از این فیلم های چند سال اخیر قابلیت پخش از تلویزیون رو ندارند !! فیلم هایی که همشون در دوران حاکمیت خودشون و عواملشون ساخته شدن و پروانه نمایش گرفتند !! واقعاً هم راست می گن !

به نظرم فیلم های سینمایی دهه شصت خیلی بهتر از دهه هفتاد بود ، من که اون موقع عادت داشتم  پنجشنبه ها عصر با بابام برم سینما و بابام هم معمولاً خوابش می برد ! ولی من فیلم رو تو آخر می دیدم و حسابی هم حال می کردم ! بعضی فیلم ها مثل افق ، ترن ، کشتی آنجلیکا رو که فکر کنم همون موقع دو سه بار رفتیم سینما !

البته حسابی از بالکن سینما وحشت داشتم ، چون یه بار وسط فیلم کشتی آنجلیکا رفتیم سینما شهرقشنگ و پایین هم جا نبود بهمون بلیط بالکن دادن و تاریک هم بود و نزدیک بود دوتا پله رو یکی کنیم بیافتیم ! دیگه بعد از اون همیشه تاکید می کردم بلیط بالکن نگیر و خودم هم برای اطمینان خاطر دوباره از گیشه سوال می کردم !

الان هم بیشتر با فیلم ها و سریال های قدیمی حال می کنم که با هرکدومشون کلی خاطره برام زنده می شه ولی فیلم های امروزی رو هم با خانواده می بینم ولی اگه تنها باشم قدیمی نگاه می کنم و خیلی هم لذت می برم .

یه نکته جالب دیگه هم اینه که امروز وزیر ارشاد شخصیه که اردیبهشت 78 خودش از استیضاح کنندگان وزیر وقت ارشاد بود !! و چقدر به مهاجرانی می توپید ! من اون روز از صبح پای رادیو بودم ( 11 اردیبهشت 1378 ) و فقط یه ساعت رفتم مدرسه امتحان میان ترم زمین شناسی دادم برگشتم دوباره نشستم پای رادیو !

سیستم حوزه

چند روز پیش داشتم با مادرم که صحبت می کردم بهش می گفتم که سیستم حوزه به لحاظ علمی از سیستم دانشگاه خیلی بهتره که تو خبرها اومد یکی ازمراجع ( آیت الله سبحانی ) خواستار بازنگری تو سیستم و از بین بردن مادام العمری تحصیل شد !!

ولی خداییش به لحاظ علمی سیستم حوزه خیلی بهتره ، چون شما می ری پای درس مراجع می شینی و ماهانه یه چیزی به عنوان شهریه هم بهت برحسب اینکه متاهل باشی یا مجرد می دن و بیست سی سال بعدش هم برای خود عالم و مدرس و مجتهد می شی ، هم پول می گیری هم درس می خونی و کار علمی می کنی .

البته این قسمتش رو نمی دونم که تا چندتا شهریه رو مجازی بگیری ؟ یعنی مثلاً از سه تا مرجع می شه همزمان شهریه گرفت ؟چون یه طلبه سطح 3 متاهل چیزی حدود 300 تومان در ماه شهریه داره و اگه از دو یا سه تا مرجع شهریه بگیره معادل حقوق یه کارمند رو در برج داشته و به لطف دولت آقای خاتمی بیمه هم که هستند و با این حساب شما هم داری درس می خونی و به کار علمی و بحث و تحقیق مشغولی هم درآمد داری و این خیلی خوبه .. البته اگه فقط اجازه گرفتن شهریه از یک مرجع باشه اون وقت کار سخته و یه آدم متاهل با 300 تومان نمی تونه زندگی کنه .. این قسمتش رو نمی دونم و شک دارم ولی در مجموع به نظرم سیستم خوبیه .

چون شما اگه از نظر روحی و ذهنی دغدغه نداشته باشی و مسیر و تکلیفت مشخص باشه راحت تر می تونی درس بخونی و جلو بری ولی اگه غیر از این باشه خیلی سخته و اصلاً تمرکز لازم رو برای درس خوندن و کار علمی نداری .  

من خودم به شخصه بعد اینکه کارشناسی ام رو گرفتم دیگه نتونستم ادامه بدم ، چون احساس کردم امنیت مالی و شغلی ندارم و پدرم رو هم که از دست داده بودم دیگه بدتر ! همه می گفتند و می گن که تو استعداد خوبی داری و حتماً ادامه بده و برو بالاتر اما متاسفانه از مشکلات آدم که خبر نداشتند و ندارند.

خودم هم همیشه خیلی دوست داشتم کار علمی بکنم و ادامه تحصیل بدم و دکترا بگیرم و تو دانشگاه تدریس کنم اما فعلاً که نشد ، هرکسی خودش رو بهتر می شناسه و توانایی هاش رو بهتر می دونه و من خودم همیشه احساس می کنم تو کارهای علمی – فرهنگی – آموزشی یا کارهایی مثل نویسندگی و خبرنگاری و این چیزها استعدادهای خوبی دارم اما تو این چند ساله هرچقدر گشتم یک جا ندیدم یه نشریه یا سایت نیرو بخواد و آگهی داده باشه و دستمون هم به جایی بند نبوده و پارتی هم نداشتیم .

هیچ وقت به کارهای تجاری یا فروش و کارهای اینچنینی علاقه نداشتم اما متاسفانه بخصوص برای ما که گروه علوم پزشکی هستیم و چون پارتی نداریم همه فقط به مدرک مون نگاه می کنند و ناچاریم فقط تو اون خط حرکت کنیم کار بهتری فعلاً نیست و ناچاریم بسوزیم و بسازیم .

 به نظرم برای سنجش توانایی آدم ها نباید صرفاً به مدرک شون نگاه کرد و باید خیلی چیزهای دیگه رو هم در نظر گرفت ، مثلاً خود من کارشناسی گروه علوم پزشکی دارم و کارشناس بیماریها هستم اما احساس می کنم در یک سایت یا نشریه سیاسی یا اجتماعی فرهنگی و حتی علمی خیلی خیلی موفق تر هستم و روحیاتم بهتر و بیشتر ارضا می شه .

خیلی سخته که آدم به کاری بپردازه که بهش هیچ علاقه ای نداره یا اصلاً براش ساخته نشده ! یه جورایی شما فشار قبر اون دنیا رو همین جا حس می کنی .. چون واقعاً روحت تو فشاره و اصلاً از زندگی ات لذت نمی بری و مثل یه مرده متحرک می مونی که فقط برای اینکه یه پولی دربیاره و بیکار نباشه و انگ بیکاری روش نباشه ناچاره به کاری بپردازه که به دلش نمی شینه و با روحیات و توانایی هاش هم اصلاً جور نیست .

من خودم به شخصه تو زندگی مسیری که برای ادامه راهم در نظر گرفتم یه هدف و مسیر کاملاً علمی و بقولی زندگی طلبگی هستش .. اون قدر که تو کار ساعت کار و نوع کار برام مهم بوده حقوق و درآمد بالا هیچ وقت اهمیت نداشته و همیشه هم به کسانی که پرسیدن گفتم برای من مسائل مالی در درجه دوم اهمیت قرار داره .. هیچ وقت هم اعتقاد نداشتم که آدم برای کار و دو زار درآمد بیشتر خودش رو تا خرخره ببره زیر بار قسط و قرض و از صبح تا شب خودش رو بی جهت درگیر کنه ( پست های مدیریتی یا کلان یا مشاغلی که با روحیات آدم سازگاری دارند استثنا هستند )  همیشه دوست داشتم و دارم که ساعتهای فراغتم جوری باشه که بتونم به کارهای علمی ام برسم و حتی غیر حضوری بتونم درس بخونم و بالاتر برم .

به نظرم آدم باید تا زنده هستش از زندگی لذت ببره .. مگه ما چقدر می خوایم زندگی کنیم که همین دو روز رو هم با فشار و سختی و ناراحتی سپری کنیم ؟ به مادرم که صحبت ازدواج کرد گفتم که من این مسیر رو برای زندگی آینده ام انتخاب کردم و بعید هم می دونم کسی حاضر باشه این جوری زندگی کنه و منم اصراری ندارم ..روحیات و اخلاق و اهدافم جوریه که با شرایط و خواسته های خیلی ها و خانواده هاشون یکی نیست و موقعی هم که این جوریه آدم باید واقعیت رو قبول کنه و بی جهت یکی دیگه رو بدبخت نکنه و تعهدی نده که نتونه بهش عمل کنه .. ولو اینکه خانواده آدم خیلی آرزوها داشته باشند ولی آدم باید به خودش و شرایطش و واقعیات پیرامونش نگاه کنه .

معمولاً خیلی از این طلبه ها که زود ازدواج می کنند و تو سن و سال من بچه دبستانی هم دارند ! با کسانی و خانواده هایی وصلت می کنند که خیلی شبیه خودشون هستند و معمولاً هم ازدواج های ساده ای دارند و خیلی از این خرج و مخارج هایی که دیگران می کنند یا می تراشند رو ندارند و معمولاً هم دخترهای این جور خانواده ها خیلی بساز و معقول و کم توقع هستند و این جور بار اومدن اما برای امثال ما چنین شرایطی فراهم نیست و چون حداقل از نظر دیدگاه های سیاسی خیلی با عمده این قشر اختلاف داریم نمی تونیم باهاشون وصلت کنیم .

ضمن اینکه تا کسی از زندگی لذت نبره لذتی رو هم نمی تونه به دیگران منتقل کنه و انگیزه ای هم برای ادامه راه نمی تونه داشته باشه که بخواد زندگی جدیدی تشکیل بده ، آدمی که شب می خوابه به امید اینکه صبح بلند نشه و صبح که بلند می شه می بینه زنده ست ناراحت می شه چون از زندگی اش لذت نمی بره و روحیاتش بخاطر مشغول نشدن در زمینه مورد علاقه اش ارضا نشده و زندگی فاقد رنگ و بو و روحی داره اصلاً نمی تونه به ازدواج و این چیزها فکر کنه چه برسه به اینکه اقدامی هم بکنه .

یادش بخیر .. دانشگاه که می رفتیم گاهی وقتها پنج صبح تو تاریکی بلند می شدم می رفتم هفت و هشت شب باز تو تاریکی می اومدم ! بجز ساعات حضور در کلاس بقیه اوقات تو کتابخونه و مشغول مطالعه بودم و خیلی پر از انگیزه و شور و نشاط بودم چون از کار علمی خوشم می اومد ولی حالا از اون آدم فقط یه اسم برام مونده و بس !

بگذریم .. به نظرم اگه سیستم دانشگاه هم مثل حوزه می شد و راه برای اونهایی که علاقه مند به علم و دانش هستند باز می شد تا بدون دغدغه – علی الخصوص مالی - درس بخونند و جلو برند یا حداقل ایده شرکت های دانش بنیان شکل عملی می گرفت و فضا از این حالت خشک تجاری خارج می شد خیلی خوب بود اما متاسفانه سیستم دانشگاهی ما خیلی خشک و بی خروجی مناسب و متناسبه و به نظرم یه بازنگری جدی لازمه .

یه نکته آخر هم بگم که دکتر ولایتی رو می شناسین ، ایشون فوق تخصص عفونی اطفال داره اما شهرتش نه بخاطر پزشکی بلکه بخاطر وارد بودن در سیاست و مطالعه در دین و تاریخ و فرهنگ کشوره و حتماً برنامه هاش رو در کانال چهار دیدین ، منم یه همچین روحیاتی دارم و زمانی که صحبت می کنه کاملاً درکش می کنم منتها اگه ایشون " دکتر ولایتی"  نبود تو تلویزیون بهش برنامه علوم انسانی می دادن ؟! مطمئن باشین نه ! چون نگاه به مدرکش می کردند و می گفتند شما باید بری برنامه سلامت باشید !!

به هر حال شانسی که ایشون آورده اینه که با توجه به ارتباطاتش به بقیه جنبه هاش هم توجه می شه و باعث شده اونها هم بروز و نمود پیدا کنند و شکوفا بشن و این خیلی خوبه .

من که به سرم زده تو یکی از رشته های علوم انسانی ادامه بدم ، چون هم احساس می کنم در حال حاضر با روحیاتم بیشتر منطبق هستند هم بازار کار و جای مانور و ارتقا و پیشرفت بهتری دارند ، الان سیستم علوم پزشکی ما بشدت پزشک محور و متخصص محور شده ، بطوری که حتی اداره یک بخش یا مرکز یا سیستم رو حتماً باید به پزشک بدن و کلی فارغ التحصیل رشته مدیریت بهداشت و درمان و اقتصاد بهداشت بیکار موندن یا فرصت ادامه تحصیل تو رشته های خوب برای کسی که یه دکترای حرفه ای داره – ولو دامپزشکی !! – بیشتر فراهمه !!

الان یه گرایشی داره تو علوم پزشکی شکل می گیره بنام فارماکوژنتیک که حرفش اینه که برحسب سیستم ژنتیکی شما دارو باید تجویز بشه و دوزش مشخص بشه یا مثلاً در مورد کافئین به این نتیجه رسیدن که اثرش ممکنه تو بعضی ها خیلی مفید یا تو بعضی های دیگه مضر باشه که اونم باز برمی گرده به سیستم ژنتیکی افراد .. ای کاش روزی بیاد که در مورد تحصیل و کار افراد هم همین سیستم پیاده بشه !!

 

 

امام کاظم ( ع ) : هرکس یک روز از ماه رجب را روزه بدارد آتش جهنم یک ساله راه از او دور شود و هرکه سه روز از آن را روزه بدارد بهشت او را واجب گردد .


 
پزشکی در اسلام - قسمت سیزدهم
ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ خرداد ۱۳٩٠ : توسط : مجید

به نام خدا

 

پیامبر اسلام ( ص ) : به چیزی برتر از یک شربت عسل درمان جسته نشده است .

قرار شد از این به بعد از کمیت بخش پزشکی در اسلام کم کنیم و به کیفیتش اضافه ، برای همین در این قسمت و با توجه به حدیث بالا فقط یک خاصیت شناخته شده در پزشکی امروز در مورد خاصیت خواب آوربودن و آرامش بخشی عسل یا شربت عسل رو می گیم و ان شالله اگه عمری باشه در آینده به مرور در مورد بقیه خواص عسل و غیر عسل هم در قسمت های مختلف و کوتاه صحبت می کنیم.

عسل اسید آمینه ای ( اسیدهای های آمینه پیش ساز پروتئین ها هستند و در بعضی فعل و انفعالات داخلی بدن هم نقش مهمی دارند ) بنام اسید گلوتامیک داره ، این اسید گلوتامیک پیش ساز اصلی یه نوع دیگه از اسیدهای آمینه فرعی ( نه اصلی ) بنام  GABA یا گاما آمینوبوتیریک اسید به شمار می ره .

GABA توی مغز کاری که انجام می ده اینه که یه خاصیت بازدارندگی یا مهاری داره ، یعنی باعث آرامش و تسکین می شه و این اسید گلوتامیک ( گلوتامین ) که تو عسل هم وجود داره بعد اینکه بخصوص از راه دهانی خورده بشه براحتی از سد خونی مغزی ( که هر ماده ای ازش رد نمی شه تا وارد مغز بشه ) عبور می کنه و وارد مغز که می شه تبدیل به GABA می شه سطح GABA رو تو مغز بالا می بره و باعث آرامش بخشی و تسکین درد می شه .

مکانیسم اثر قرصهایی مثل دیازپام ( والیوم ) ، کلردیازپوکساید ( لیبریوم ) و آلپرازولام و لورازپام هم برهمین مبنای اثر مهاری GABA هستش که باعث کاهش اضطراب و آرامش و خواب می شن ، جالبه بدونین این GABA تو افزایش IQ یا ضریب هوشی و درمان صرع هم نقش مثبتی برعهده داره  .

تو حدیث از شربت عسل یاد شده ، شربت عسل از اضافه کردن یک تا دو قاشق غذاخوری عسل طبیعی به یک لیوان شیر گرم یا آب گرم درست می شه و تو پزشکی امروز به عنوان یکی از راه حل های مشکل بی خوابی و اختلالات خواب و استرس و درد مورد توصیه پزشکان هستش و  همون طور که اشاره شد قرن ها قبل توسط اسلام و پیشوایان اسلامی بهش اشاره شده .

از جمله این تحقیقات در پزشکی امروز می شه به تحقیق دکتر ورتمن پژوهشگر موسسه تکنولوژی ماساچوست آمریکا ( MIT ) و دکتر بونی اسپرینگ استاد روانشناسی دانشکده پزشکی شیکاگو اشاره کرد که البته تحقیق اولیه اونها بطور کلی در مورد مواد قندی و شیرین و اثرشون روی خواب و آرامش بخشی بوده اما می تونه به همین بحث خودمون هم تعمیم داده بشه .

البته از نقش تبدیل تریپتوفان ( اونم یه اسید آمینه است ) به سروتونین ( که یه ماده میانجی آرامش بخش شیمیایی عصبی هستش ) تو خوراکی های شیرین و موز  نباید بسادگی گذشت و اونم تاثیر داره، علی الخصوص بعد یه ناهار سرشار از کربوهیدرات و بدون پروتئین که باعث احساس بی حالی و خواب آلودگی در ساعات بعد ناهار می شه اما به هر حال نقش GABA هم نقش مهمی به شمار می ره .

ضمن اینکه اون خاصیت معروف شیرگرم شیرین شده قبل خواب نباید فقط محدود به همین قضیه سروتونین بشه که من دیدم اکثر جاها فقط رو همین تاکید کردند ، در صورتی که با گرم شدن شیر پروتئین های کازومورفین شیر تجزیه می شن و تبدیل به مورفین طبیعی یا سایر آرامش بخش های طبیعی شده و اثر این فعل و انفعال رو هم نباید نادیده گرفت ولی در کل نقش شربت عسل بخصوص قبل خواب تو القای خواب و آرامش بخشی و تسکین نقش ثابت شده ای هستش .

در مورد عسل صحبت بسیاره که ما فعلاً فقط به یک نمونه بسنده می کنیم و ان شالله اگه مجالی و عمری باشه کم کم به جنبه های دیگه هم خواهیم پرداخت .