پزشکی در اسلام - قسمت پانزدهم
ساعت ۳:۳٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : مجید

به نام خدا

 

وَاللّهُ خَلَقَکُمْ ثُمَّ یَتَوَفَّاکُمْ وَمِنکُم مَّن یُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْ لاَ یَعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَیْئًا إِنَّ اللّهَ عَلِیمٌ قَدِیرٌ

و خدا شما را آفرید سپس [جان] شما را مى‏گیرد و بعضى از شما تا خوارترین [دوره] سالهاى زندگى [فرتوتى] بازگردانده مى‏شود به طورى که بعد از [آن همه] دانستن [دیگر] چیزى نمى‏دانند قطعا خدا داناى تواناست ( سوره نحل آیه 70 )

اگه کمی تو این آیه تدبر کنیم متوجه می شیم این آیه به یکی از مشکلات شایع امروز روانپزشکی سالخوردگی که اختلالات زوال عقل و در راس اونها بیماری آلزایمر هست اشاره کرده .

البته اختلالات زوال عقل فقط منحصر و محدود به آلزایمر نیست و اختلالات دیگه ای مثل دمانس عروقی یا بیماری جسم Levy و چند تای دیگه رو هم شامل می شه ولی معروفترینشون همون آلزایمره .

اگه بخوایم اشاره کلی به این اختلالات زوال عقلی کنیم و وارد جزئیات نشیم باید بگیم از جمله علل ایجاد این اختلالات عوامل ژنتیکی ( بویژه موارد زودرس ) ، سابقه ضربه مغزی بخصوص همراه با بیهوشی ،  رخ دادن یک حادثه مغزی که باعث می شه خونرسانی به مغز مختل بشه ( مثل سکته های مغزی ) ، کمبود بعضی ویتامین ها و مواد مغذی ، بعضی اختلالات مغزی مثل تومورها ، کم کاری تیروئید ، کم خونی های شدید ، نارسایی های کلیه ، اختلالات فشار خون و خونریزی های مغزی و  سابقه عفونت های مغزی هستند که اگه هر کدوم بموقع تشخیص داده بشن شاید بشه پیشرفت بیماری و شدت علائم رو تا حدود زیادی عقب انداخت .

علاوه بر فراموشی که همه می دونیم باید به سایر علامت های هشدار دهنده این دسته اختلالات در افراد مسن توجه کنیم که شامل اختلال جهت یابی ، تغییرات خلق ، اختلالات خواب ، اختلالات رفتاری ، تغییرات شخصیتی و اختلالات گفتاری و عدم کنترل ادرار و مدفوع هستند .

بعضی فرضیه ها مثل مصرف زیاد آلومینیوم یا ویروس های آهسته اثر یا واکنش های ایمنی هنوز به طور قطعی ثابت نشدن اما به هر حال احتیاط شرط عقله و بهتره برای کنترل اسید معده در دراز مدت از داروهایی غیر از ترکیبات آلومینیوم استفاده بشه و چون ترکیبات ضد عرق ( که زیر بغل می زنیم )  هم توشون آلومینیوم بکار رفته و در یک مطالعه ارتباطشون با آلزایمر اثبات هم شده تا حد ممکن ازشون حداقل در سن بالا اجتناب بشه ، ظروف آلومینیومی هم که دیگه جای خود دارند .

می گن سیگار کشیدن ، استفاده از مشروبات الکلی و مواجهه زیاد با حلال ها و مواد آلی هم در ایجاد این اختلالات زوال عقل در سنین بالاتر بی تاثیر نیست .

تو این اختلالات زوال عقل مثل آلزایمر معمولاً سلولهای عصبی یا نورون های بخش های خاصی از مغز از دست می رن و الیاف عصبی مغزی هم یه حالت درهم برهم می شن ، یه سری پلاک ها و رسوبات خاصی هم در مغز تشکیل می شه و به این روند زوال کمک می کنه ، یه آنزیم مغزی بنام کولین استیل استراز هم که به تشکیل ماده کولین مغزی کمک می کنه فعالیتش کم می شه .

ترکیباتی مثل تیروزین ، تریپتوفان و کولین به عنوان پیش سازهای میانجی های ناقل عصبی شیمیایی یا نوروترانسمیتر در مغز عمل می کنند و اگه کم بشن ممکنه خطر بروز آلزایمر یا حتی پارکینسون بالا بره .

معمولا آلزایمر بعد 65 سالگی شروع می شه و پیش می ره ولی شروع زودترش هم منتفی نیست بخصوص تو کسانی که هم زمینه ژنتیکی قوی دارند و هم بعضی فاکتورهای مستعد کننده محیطی مثل سابقه ضربه مغزی توام با بیهوشی یا سکته ها و اختلالات عروقی مغزی رو دارا هستند .

یکی از مواردی که من خودم به عینه دیدم خیلی تو بروز و پیشرفت سریع آلزایمر موثر بوده افسردگی و ضربه های روحی رو می شه نام برد ، خاله بابای من سال 80 پسرش رو از دست داد حدود یکی دو سال بعد زن و بچه های پسر مرحومش پاشون رو کردند تو یه کفش که ما سهم بابامون رو از خونه پدری اش می خوایم و کار بالا گرفت .

خاله مرحوم پدرم هم که دید این جوری شده علی رغم اینکه بقیه وراث خیلی سفت و سخت نبودن برای حفظ آبرو مجبور شد موافقت کنه که خونه مرحوم شوهرش که سالهای سال اونجا زنذگی می کرد و به اون خونه و محله و همسایه ها و مسجد محل خو گرفته بود و حسابی عادت کرده بود فروخته بشه و سهم اونها رو بذاره کف دستشون .

بعد فروختن خونه هم مجبور شد بره با دخترش زندگی کنه و یه اتاق بهش دادن اونجا سر کنه و البته خیلی آبش با دامادش هم تو یه جوب ( جوی ) نمی رفت و این خاله بابام که قبلش زن زرنگ و دست و پا داری بود از این رو به اون رو شد و روز بروز اختلال زوال عقلی اش شدیدتر شد و پیشرفت کرد و چون سالها قبلش سابقه یه مننژیت هم داشت همین به شدت و پیشرفت سریعتر بیماریش کمک کرد و در نهایت هم در بیستم آذر 85 دو هفته قبل فوت بابام به رحمت خدا رفت .. خدا رحمتش کنه .

برای پیشگیری از زوال عقل و آلزایمر می تونیم حداقل عواملی رو که دست ماست با تغییر شیوه زندگی و رعایت یه سری نکات کنترل کنیم ، بعضی هاش رو بالا گفتیم و علل ایجاد کننده رو هم همین طور و باید برای هر علت ایجاد کننده استراتژی جداگانه برای پیشگیری داشته باشیم تا بتونیم موفق بشیم ، مثلاً با کنترل فشار خون می شه جلوی بروز خیلی از سکته های مغزی و به دنبال اون خونریزی رو گرفت .

ولی نکته مهم و مشترک و عمومی که خیلی راحت تره رعایت بعضی نکات تغذیه ای هستش ، اساس کار هم استفاده از مواد غذایی هستش که سرشار از آنتی اکسیدان ها ( ویتامین های E و C )  و ویتامین های گروه B می باشند ، میوه های بنفش و ارغوانی مثل آلوسیاه ، انگور سیاه و گروه توت ها مثل شاه توت ، توت فرنگی  ، تمشک و تمشک آبی در پیشگیری نقش مهمی دارند .

 

_________________________________________________________________

 

امام صادق ( ع ) : هر کس خشم خود را فروخورد در حالی که می توانست آن را اجرا کند خدا روز قیامت دلش را از رضای خود پر می کند .


 
از همه جا ، از همه چیز ، از همه کس - 4
ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۸ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : مجید

به نام خدا

 

معده ام ناراحته !

همیشه به ماه رمضون که می رسیم به یکباره شیوع ناراحتی معده تو جامعه می ره بالا ! هرکس نخواد روزه بگیره یه چیزی واسه خودش علم می کنه تحت این عنوان که ناراحتی معده دارم !! و خودش رو از روزه راحت می کنه !! بازم گلی به گوشه جمال بعضی ها که به بهانه کارهایی که بنام دین تو مملکت شده و می شه حسابی بی اعتقاد و لجباز شدن و کلاً نماز و روزه رو بوسیدن گذاشتند کنار !!

واقعیت اینه که برای روزه نگرفتن صرف " ناراحتی معده داشتن " کافی نیست ، بلکه حدت و شدت مشکل گوارشی خیلی مهمه و اینکه اصلاً این ناراحتی معده که یه عنوان کُلی هستش چی هست ؟ زخم فعال معده ست ؟ یه کولیک یا رفلاکس ساده ست ؟ ورم معده ست ؟ یا چیز دیگه ؟ و برحسب ایناست که باید تعیین بشه طرف می تونه روزه بگیره یا نه ولی بعضی ها کلاً جای پزشک و مجتهد نشستن و خودشون می برند خودشون هم می دوزند !

واقعاً هم تو تابستون روزه گرفتن خیلی سخته ، ساعات بیشتری تا افطار هستش و از طرفی ملت این قدر گرفت و گیر مالی دارند که باید دوسه جا کار کنند تا بتونند دخل و خرجشون رو باهم جور کنند در صورتی که درستش اینه که تو ماه رمضون شرایطی از طرف حاکمیت فراهم بشه که ساعات کارکمتر و فرصت استراحت و عبادت ( بخصوص در فصل گرما ) بیشتر بشه ولی متاسفانه این قدر تو کشور مشکل هست که نمی شه ، یعنی اگه بشه هم فقط واسه دولتی ها می شه و بخش عظیمی که دولتی هم نیستند تغییری تو وضعیتشون حاصل نمی شه .. تو این زمینه خیلی جدی باید فکر کرد و کاری کرد .

اون قدر که تو تابستون تشنگی آدم روزه دار رو اذیت می کنه گرسنگی نمی کنه ، الان خیلی ها به همین بهانه دیگه صحبتی از ناراحتی معده هم نمی کنند و رک می گن روزه نمی گیریم !! به هر حال روزه گرفتن دستور خداست و موارد منع شده از روزه هم کاملاً مشخص بیان شدن و نمی شه به همین سادگی ها دستور خدا رو زیر پا گذاشت .. اگه کسی روزه گرفت و واقعاً براش مشکلاتی جدی پیش اومد اون وقت می شه نشست راجع بهش صحبت کرد اما اولاً آدم نباید قبل از شروع کاری حکمی کلی صادر کنه و پیش داوری داشته باشه و دوم اینکه تا جایی که می تونه و به خودش مربوطه سعی کنه بی جهت از دستور الهی تمرد نکنه و این رو تبدیل به یه عادت نکنه ، حالا چه با یه سری توجیهات بی دلیل چه با ژست روشنفکری چه از سر لجبازی و بدبینی نسبت به دین بخاطر رفتارهای ناپسند بعضی سیاسیون و مسئولین بنام دین و هر چیز دیگه .

خدایی که ما رو آفریده خودش به سیستم بدنی ما بهتر واقفه و بهتر هم می دونسته که ماه رمضون همیشه تو زمستون نمی افته ! به نظرم نوع تغذیه آدم هم تو ماه رمضون و فاصله افطار تا سحر خیلی مهمه و خیلی ها که دچار مشکل می شن تو این بخش مشکل دارند وگرنه اصل روزه داری مشکل نداره .

مثلاً اگه همه عادت کنند روزه شون رو با یک مایع گرم مثل آب جوش یا چای کمرنگ یا شیر ولرم و دو تا دونه خرما باز کنند نه با آش رشته و ماء الشعیر و آب یخ و شله زرد ! ناراحتی های گوارشی ناشی از روزه داری به حداقل خواهد رسید یا اگه از فاصله افطار تا سحر از میوه و سبزیجاتی که باعث تامین آب بدن می شن استفاده بشه ( هندونه ، طالبی ، خیار بی نمک ، کاهو ) هم تو طول روزه کمتر تشنه می شن هم خیلی مشکلات مثل یبوست براشون پیش نمی آد ، یه عده هم که کلاً قید سحری رو می زنند و روزه بی سحری می گیرند که همین سرمنشاء بسیاری از مشکلات گوارشی و غیر گوارشی براشون خواهد بود و تو روایات و احادیث هم به خوردن سحری تاکید بسیار شده یا سحری شون رو درست انتخاب نمی کنند که اینم بازم خیلی بده .

یه سری هم خواب آلود پنج دقیقه مونده به اذان پا می شن هول هول سحری رو می خورن نماز خونده و نخونده !! باز دوباره شیرجه می رن تو رختخواب !!! و رفلاکس معده به مری می گیرن می ندازن گردن روزه !!

در صورتی که درستش اینه که حداقل نیم ساعت مونده به اذان پاشین سحری رو بخورین مسواک بزنین و یه دهانشویه حتی طبیعی استفاده کنین و نماز رو بخونین و اگه خواستین بخوابین تا این جوری بین خوردن و دراز کشیدنتون حداقل اون فاصله نیم ساعت توصیه شده رعایت بشه تا رفلاکس نگیرین ولی خیلی ها این نکته رو رعایت نمی کنند و خود من هم زمانی که سنم کم بود همین مشکل رو داشتم .

ای کاش شرایطی فراهم بشه تا ساعت کاری در کشور حداقل تو ماه رمضون دو ساعت بعد اذان صبح شروع بشه ( مثلا حدود 45/6 صبح ) و از اون طرف زودتموم بشه ( مثلاً حدود 13 یا یک ظهر ) و این طوری دیگه هم ملت بی جهت بعد سحری نمی خوابن و سرحال تر می رن سرکار و بخش عمده ای از کارشون رو با نشاط بیشتری می گذرونند هم فرصت کافی برای عبادت و استراحت براشون پیش می آد .. هرچند من شخصاً قائل به زود شروع شدن ساعت اداری حتی در غیر ماه رمضون هم هستم .. خواب بعد نماز صبح که متاسفانه خیلی هامون بیشتر وقتها گرفتارش هستیم برای بدن فوق العاده ضرر داره .

پارسال در ارتباط با فواید بهداشتی پزشکی روزه مطلبی نوشتم که اینجا می تونین ملاحظه کنین ، از همگی تون التماس دعا دارم .. ما رو وقت سحر و افطار فراموش نکنین که خیلی کارمون لنگه و محتاج دعای همگی شما هستیم .

 

تعطیلی پنجشنبه ها

من با این نظر آقای احمدی نژاد مبنی بر تعطیل کردن پنجشنبه ها کاملا موافقم .. البته این کار ممکنه خیلی به ضرر بعضی مشاغل آزاد تموم بشه اما در مجموع ایده خوبیه .

اول اینکه صرفه جویی تو هزینه های دولت می شه دوم اینکه باعث تقسیم تعطیلات در کل سال می شه یعنی دیگه اگه سه روز تعطیلی پشت سر هم تو تقویم بیافته مثل سابق جاده شمال کیپ نمی شه و زحمت ماموران راهنمایی رانندگی زیاد ! این جوری طرف حق انتخاب داره و می تونه هر وقت دلش خواست زمان مسافرتش رو تعیین کنه و مثل یه عقده واسش جمع نمی شه یه مرتبه سه روز که تعطیل می شه بترکه !

حتی می تونه چهارشنبه یا شنبه اش رو هم مرخصی بگیره دو روز رو سه روز کنه ! سوم اینکه کل کشور یه دست می شه و از نظر تعطیلی پنجشنبه ها فرقی بین تهران و بقیه جاها که خیلی هاشون پنجشنبه ها تعطیل نیستند نمی مونه .

مشکلاتی هم این ایده داره ، یکیش اینه که آیا بخش خصوصی هم راضی می شه زیر بار تعطیلی پنجشنبه بره یا نه ؟ و آیا می شه وادارش کرد ؟ یا این تعطیلی فقط مختص دولتی ها خواهد بود که اگه این جور باشه خیلی تبعیض بدی خواهد بود دوم اینکه این تعطیلی به ضرر بعضی مشاغل روز مزد که حقوق ثابت ندارند خواهد بود مثل پیک موتوری ها یا مسافرکش ها سوم اینکه اگه تو کشورهای خارجی دو روز تعطیلی دارند تو بقیه روزها واقعاً کار می کنند و بهره وری بالایی دارند ولی اینجا این طور نیست و طرف اداره که می آد یه ساعت طول می کشه صبحونه بخوره ! ( که عادت خیلی زشتیه ، نیم ساعت خونه اش زودتر پاشه صبحونه هم می تونه بخوره پاشه بیاد سر کار ! ) و از اون طرف هم بعد نماز و ناهار ( اگه ناهاری در کار باشه ! ) عملاً دیگه اداره حالت تعطیلی داره و کار مفیدی انجام نمی شه یا سرعت کارها کند می شه ( که البته بالا گفتم راهش اینه که ساعت اداری زود شروع بشه ! ) و چون طبق قانون مدیریت خدمات کشوری ساعت کار نباید کمتر از 44 ساعت در هفته باشه یا باید قانون رو عوض کرد یا 4 ساعت پنجشنبه ها رو تو بقیه روزهای هفته پخش کرد ، ضمن اینکه در قانون اساسی هم ذکر شده تعطیل هفتگی روز جمعه ست !! برای این هم باید فکری کرد .

خارجکی بلغور کردن !

یه نکته ای که من روش خیلی حساسم و تا جایی که بشه ازش دوری می کنم اینه که زمانی که دارم با یه هموطن صحبت می کنم مدام لغات و اصطلاحات خارجی بپرونم ! بعضی ها حتی فارسی هم که می خوان حرف بزنند یه ته لهجه خارجی به خودشون می دن ! به نظرم این کارها نشون دهنده کلاس بالا و سطح سواد و شان و شخصیت آدم نیست و کسی که این جوری رفتار می کنه واسه هویت ملی خودش ارزشی قائل نیست و دچار نوعی خود کم بینی و بی هویتی و غرب زدگی کورکورانه ست .

یه وقتی هست شما می ری یه کنفرانس تخصصی علمی که همه در زمینه های مرتبط تحصیل کرده هستند و اونجا مثلاً بجای بیماری فنیل کتونوری می گی PKU که اینجا در حقیقت داری با زبون علمی تخصصی با همکارانت صحبت می کنی و این مانعی نداره ولی اینکه شما بیای از ساده ترین اصطلاحات هم نگذری و همه رو خارجکی بلغور کنی خیلی درست نیست ، مثلا طرف می میره بجای gift بگه یادبود یا هدیه ؟!! یا امثال این که تو فارسی معادل دارند و در حین صحبت کردن با یک ایرانی بهتره تا جایی که امکانش هست از معادل فارسی شون استفاده بشه و این خیلی قشنگ تره .

گشت ارشاد

چند روز پیش کنار متروی انقلاب با یکی از دوستان قرار داشتم ، چون معمولاً همیشه زود سر قرارها می رسم تا دوستم برسه برای یک ربع بیست دقیقه ای عملکرد گشت ارشاد رو که اونجا مستقر بود زیر نظر گرفتم و خوب بهشون دقت کردم ببینم دقیقاً چی کار می کنند .

تا جایی که من دیدم بیشتر از اونکه به مو گیر بدن به مانتو گیر می دادن ، عمده گیرشون به کسایی بود که یا مانتوهاشون خیلی کوتاه یا تنگ بود یا آرایش غلیظی داشتند ، به نظرم عملکرد گشت ارشاد باید فقط محدود به مواردی بشه که خیلی افتضاح و تابلو هستند و با بقیه باید از راههای دیگه ای مقابله بشه .

مثلاً همین مانتو ، خب این مانتویی که این خانم پوشیده و شما بهش گیر دادین از آسمون که براش نیومده ! رفته تو یکی از همین مغازه ها خریده ، اگه ترتیبی بدین که چنین مانتوهایی تولید نشه و جمع آوری بشه قطعاً بخش عمده ای از موارد حذف می شن .

یکی از سخت ترین کارها امروزه اینه که شما با خانمی که دوست نداره مانتوی تنگ و کوتاه بپوشه برین مانتو بخره !! من خودم به شخصه هر وقت می خوام بامادرم برم خرید این مشکل رو دارم ! تنها چیزی که باعث می شه برم هم همون قضیه اسفند و عیده که می دونین وگرنه در غیر اسفند ماه حقیقتاً سه ساعت گشتن و صدجا رفتن غیر قابل تحمله !!

اگه برای موارد مثبت تولیدی ها سیاست های تشویقی لحاظ بشه و با موارد تولیدی نابهنجار و مسئله دار برخورد قاطع بشه و جمع آوری و سوزونده بشه یکی از اساسی ترین گیرهای اخلاقی هم مرتفع خواهد شد .

یکی دیگه از کارهایی که باید بشه ورود پلیس امنیت اخلاقی به شکل نامحسوس و محسوس به شرکت ها وموسسات خصوصی و آموزشگاه های آزاد هستش ، عمده این تیپ های مشکل دار رفت و آمدشون به این جور جاهاست و حتی از رو آگهی های روزنامه ها هم می شه بعضی موارد تابلو رو پیدا کرد .. آگهی هایی که توشون تاکید به دوشیزه بودن ! خانم بودن منشی یا کارمند ، محیط زنونه و آزاد ! روابط عمومی بالا و ظاهر آراسته ! و امثال اینها شده باید در درجه اولویت بررسی و برخورد باشند .. بطور کلی مسئولین کشور شرکت های خصوصی رو خیلی آزاد گذاشتند و اصلاً توجهی به اون چه که داره تو این جاها می گذره نمی کنند و نظارت درست و حسابی روشون نیست ..شماوارد  شرکت های خصوصی که می شی که انگار وارد یه دنیای دیگه یا یه کشور دیگه متفاوت تر از جمهوری اسلامی ایران شدی ! به نظرم تو شرکت های خصوصی اخلاق و معنویت زیر صفره .

اگه این کارها و نظارت ها و برخوردها درست انجام بشه به نظرم وظیفه گشت ارشاد خیلی کمرنگ خواهد شد و بدبینی ها هم کمتر می شه و اثر برخوردها هم بیشتر خواهد شد .. من می دیدم خیلی از خانم هایی که تذکر می گرفتند بعد اینکه می اومدن لب و لوچه شون رو کج می کردن و یه جور با مسخرگی برخورد می کردن و به نظرم این بدتر یه یه حالت ضد تبلیغ و بدبینی برای نظام و اسلام به همراه خواهد داشت ولی اگه غیر مستقیم  که مثال هاش رو بالا گفتم بشه جلو رفت هزینه هاش کمتر خواهد شد .

 ______________________________________________________________

 

امام صادق ( ع ) : هرکه مومنی را اطعام کند تا سیر شود هیچ یک از مخلوق خدا اجر اخروی آن را نداند نه فرشته مقرب نه پیامبر مرسل جز خداوند جهانیان .