رئیس جمهور یا نخست وزیر ؟
ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳ آبان ۱۳٩٠ : توسط : مجید

به نام خدا

 

در سفر رهبری به کرمانشاه بحث مهمی مطرح و سرصحبتش باز شد که به نظر من با منظور مطرح شد و شاید آینده دوری که ازش صحبت شد خیلی هم دور نباشه ، تو این سی و سه سال به شکل اعم و بیست و دو سال به شکل اخص تصمیم گیرندگان اصلی کشور متوجه این موضوع شده اند که در آن واحد رهبر و رئیس جمهور نمی تونند در کنار هم کار کنند و هر کس رئیس جمهور بوده به نوعی با بالا و اطرافیان رهبری که همیشه از قدرت و مصونیت بالایی در حاکمیت برخوردار بودند به مشکل خورده ، دهه شصت که رئیس جمهور منتخب خیلی قدرت اجرایی بالایی نداشت و حتی دستش در حد انتخاب یک نخست وزیر هم باز نبود و مجبور بود به حکم ولایی تن بده که نتیجه ای جز یک کینه چندین و چند ساله نداشت و عاقبت بدجور خودش رو نشون داد بعد از اون هم تا حالا هر رئیس جمهوری ولو با گرایشات مختلف تکنوکراتی ، اصلاح طلبی و اصولگرایی اومده برای نظام ولایت فقیه مشکل ساز شده و بجای اینکه سرش رو بندازه پایین در حد وظایف و اختیاراتش عمل کنه تبدیل به آلترناتیوی برای ولی فقیه شده و حتی باعث شده خیلی نقش ولی فقیه به چشم نیاد و از طرفی بدجور با اطرافیان رهبری به مشکل برخورده .

وقتش رسیده که تعارف و احساسات رو کنار بذاریم و راهی منطقی و منبطق با واقعیت فعلی ( نه الزاماً مطلوب ) برای نحوه اداره کشور پیدا کنیم هرچند لازمه این کار اصلاح قانون اساسی مطابق اصل 177 قانون اساسی هستش که در اون صورت رئیس شورای بازنگری رئیس جمهور خواهد بود و این خیلی مطلوب نیست و می شه این دو سال رو هم صبر کرد تموم بشه بعد اقدام کرد .

من خودم به شخصه به مدل رهبر – نخست وزیر – مجلس اعتقاد دارم و معتقدم با این شرایط واقعی ترین مدل اداره کشور همینه ، چون در حال حاضر اصل و نظریه ولایت فقیه از اون حالت حقیقی خودش خارج شده و اختیارات و قدرت نامحدودی داره و هیچ انتقاد و نظری نمی شه چه راجع به خود نظریه و اصل چه راجع به شخص مطرح کرد والا اگه قرار بود در یک فضای آزاد بحث بشه باید بحث از همین جا شروع می شد که می دونین نمی شه !

پس با این وضعیت بهترین کار اینه که ما اول بیاییم انتخابات مجلس رو از حالت بخشی و جزیی به حالت استانی دربیاریم تا نمایندگانی با دید کلان تر و با رای قویتر و بالاتر داشته باشیم ، مدل حزبی اینجا جواب نمی ده چون اول ما احزاب سازمان یافته و قوی نداریم دوم اینکه ما ایرانی ها خیلی روحیه کار و تصمیم گیری جمعی اونم از نوع تصمیم گیری های حزبی نداریم سوم اینکه ما اگه بخوایم انتخابات رو حزبی کنیم باید احزاب رو تشکیل و سازماندهی کنیم و مکانیسم انتخابات رو 360 درجه عوض کنیم و خیلی کارهای دیگه که ممکنه حالا حالاها جا نیفته یا زیاد طول بکشه و وقت و هزینه کشور رو بی جهت بگیره .

بهترین راه اینه که به هر استانی با توجه به جمعیت و وسعتش سهمیه تعداد خاصی نماینده تو مجلس تعلق بگیره و مردم اون استان چه تو مرکز استان چه دور افتاده ترین دهات استان انتخابهای یکسانی داشته باشند و کاندیداها در سطح استان باشند نه بخش و شهر .

بعد از تشکیل مجلس ، رهبری بین سه تا پنج نفر رو با برنامه های پیشنهادی و زندگینامه شون به عنوان نخست وزیر به مجلس معرفی کنه و در طی جلسه یا جلساتی صلاحیت و برنامه هاشون بررسی بشه و هم نمایندگان موافق و مخالف بیان صحبت کنند هم خود نخست وزیران پیشنهادی و در نهایت رای گیری بشه و کسی که بیشترین رای سفید یا موافق رو بیاره به عنوان نخست وزیر انتخاب بشه ، در شرایط یکسان بودن آرای موافق کمتر بودن آرای مخالف یا کبود یا حتی ممتنع ( زرد ) ملاک قرار بگیره .

این در شرایط فعلی بهترین شیوه برای اداره کشوره ، شاید بعضی ها بگن مگه ما جمهوری اسلامی نیستیم ؟ مگه اسم نظام ما جمهوری نیست ؟ پس چرا نباید ما رئیس جمهور داشته باشیم ؟!

باید عرض کنم الزامی نیست حتما در یک نظام سیاسی با عنوان جمهوری ما رئیس جمهور داشته باشیم ، در تعریف واژه جمهور اومده توده ، گروه ، جماعت مردم . جمع  جماهیر ، معظم از هر چیزی و در تعریف جمهوری هم داریم که نوعی از حکومت که رییس آن از سوی مردم کشور برای مدتی محدود برگزیده شود و آن انواع مختلف دارد که منافاتی با پیشنهاد ما نداره .

چون اول اینکه رئیس کشور همین الان هم رئیس جمهور نیست ! رئیس جمهور بالاترین مقام اجرایی کشور ولی دومین مقام رسمی کشوره و رئیس کشور کسیه که عالیترین مقام رو به همراه بخشی از اختیارات مهم مثل فرماندهی کل قوا داره و تو کشور ما رهبری رئیس کشور محسوب می شه که برخلاف جاهایی مثل انگلستان یا ژاپن یا اسپانیا که پادشاه یا ملکه دارند و خیلی قدرت اجرایی ندارند کاملاً دستش بازه و با یک اشاره هر کاری رو می تونه بکنه و حتی اگه خیلی منطبق با قانون هم نباشه تحت عنوان اختیارات ولایی یا حکم حکومتی بیان می شه .

تو بعضی کشورها مثل آمریکا بسیاری از همین اختیاراتی که الان تو کشور ما رهبر داره در اختیار رئیس جمهوره و رئیس جمهور رئیس کشوره ولی اینجا رهبر رئیس کشوره ، از طرف مردم هم انتخاب می شه چون مردم اعضای مجلس خبرگان رو انتخاب می کنند و اعضای مجلس خبرگان رهبر رو ( بماند که بسیاری از اعضای مجلس خبرگان تو جاهای دیگه منصوب خود رهبر هستند !! یه چیزی بنام دور مُضمَر تو علم منطق هم یعنی کشک ! ) بعدش هم مردم نمایندگان مجلس رو انتخاب می کنند و نمایندگان مجلس به مسئول اجرایی کشور که نخست وزیر خواهد بود رای اعتماد خواهند داد یا با استیضاح می تونند عزلش کنند پس خواست و رای مردم به هر حال لحاظ خواهد شد منتها این بار به شکل غیر مستقیم و این منافاتی با جمهوریت نداره .

فقط می مونه اون قضیه مدت محدود که با اصل و نظریه ولایت فقیه جور در نمی آد و نمی شه هر هشت سال یه بار ولی فقیه رو عوض کرد ! پس نوع جمهوری ما در همین حد که رای مردم به شکل غیر مستقیم در انتخاب رهبر و نخست وزیر و نمایندگان مجلس دخیل خواهد بود ( البته ظاهر قضیه رو عرض می کنم .. کاری با حواشی و شعبده بازی های خاص ندارم ! ) شکل خواهد گرفت و شاید بهتر می بود جور دیگه ای بود ! اما با واقعیتی که الان باهاش روبرو هستم بهترین و واقعی ترین مدل همینه .

این جوری هزینه سنگین یه انتخابات ریاست جمهوری از کشور حذف خواهد شد و دیگه بعضی ها مجبور نیستند برای جمع کردن رای همه اقشار یه مدتی مجبور بشن فضا رو برخلاف میلشون باز کنند و کسانی رو که دوست ندارند برای گرفتن یه ژست سیاسی بی طرفانه و آزاد وارد حلقه کاندیداها کنند و از طرفی تمام تلاششون رو بکنند تا انواع و اقسام افعال مکروه و حرام رو مرتکب بشن که شخص مورد نظر از صندوق ها در بیاد یا انتخاب بشه و هر وقت هم که نخست وزیر مورد نظر دست از پا خطا کرد یا خواست زیرآبی بره خیلی راحت با یه استیضاح ده بیست نفری که نیازی به امضای نود و خورده ای نفر هم نداره طرف رو بکشند مجلس و بدون نیاز به رای موافق حدود صد و هشتاد نفری با اکثریت آرا ( که ممکنه خیلی هم بالا نباشه )  کنارش بذارن و رهبر هم قطعاً این اختیار رو خواهد داشت که تا تعیین نخست وزیر جدید برای نخست وزیری سرپرست معین کنه و نه کار کشور لنگ خواهد موند نه هزینه سیاسی کنار گذاشتن نخست وزیر با رئیس جمهور یکی خواهد بود نه تصمیم گیرندگان اصلی کشور مجبور خواهند بود برخلاف میل باطنی شون عمل کنند و استرس بی جهت به خودشون راه بدن یا با کسانی که قلباً مایل نیستند همکاری کنند .

آره دوستان ! شاید اگه فضا آزادتر و بازتر بود من مدل دیگه ای رو که خیلی بهتر می دونم پیشنهاد می کردم اما حتما محدودیت ها رو درک می کنین که یه سری چیزها الان شده خط قرمز و خیلی نمی شه روشون مانور داد و بحث کرد ولی تو شرایط فعلی این مدل رو که عرض کردم با واقعیات نظام منطبق تر می دونم  حالا شاید بعضی ها که خیلی احساسی و تند هستند این مطلب رو خیلی برنتابند ولی من عادت ندارم خیلی تخیلی فکر کنم !

یه خوبی هم که انتخاب رئیس دولت یا بقول قدیمی ها رئیس الوزرا توسط مجلس داره اینه که انتخاب آگاهانه تر می شه ، یعنی اگه شما مجلس رو مجلس سالم و بدور از زد و بند و لابی و بیشتر تشکیل شده از آدمهای تحصیلکرده واقعی و با شرف بدونین یا فرض کنین ! قطعاً معیارها واقعی تر خواهد شد و کسی که به عنوان نخست وزیر معرفی شده دیگه براحتی نمی تونه برای جلب رای نمایندگان پول پخش کنه یا برنامه سرکاری بده یا اونچه رو که خودش و اطرافیانش اهل اون نیستند تظاهر کنه و غیر اون رو به دیگران نسبت بده و بتونه با شعار و تهمت و سوار شدن به موج شایعات و فضای احساسی روانی جامعه رای جمع کنه .

 

_________________________________________________________________

امام صادق ( ع ) : ظهور صاحب الامر تحقق نمی پذیرد تا اینکه هر صنفی از مردم به حکومت برسند تا نگویند اگر ما به حکومت می رسیدیم با عدالت رفتار می کردیم ! سپس قائم قیام می کند و با حق و عدالت حکومت می نماید .