پنجمین سالگرد بابا
ساعت ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠ : توسط : مجید

به نام خدا

 

جمعه پنجمین سالروز درگذشت باباست ، دوم دی ماه هر سال برای خانواده ما روزی سخت و فراموش نشدنی هستش که تو پیامکی هم که برای دعوت اهل فامیل تنظیم کردم و براشون فرستادم به همین نکته اشاره کردم و ازشون خواستم با حضور در کنار ما و سفره احسان ما برامون مایه آرامش باشند .

در زمینه وقایع اون روز تلخ اینجا بطور کامل توضیح دادم که اگه تازه خواننده این وبلاگ شدین می تونین مطالعه اش کنین ، هنوزم که هنوزه - بخصوص به این ایام که می رسیم – همه چیز حالت تازگی داره و انگار تازه اتفاق افتاده یا قراره اتفاق بیافته ، من خودم به شخصه از آبان ماه می رم تو اون حال و هوا ، بخصوص روزهایی که صبح زود از خواب پاشی می بینی هوا گرفته ست و یه بارونی هم داره می آد ( امسال سالروز قمری بابا یعنی دوم ذی الحجه که یکشنبه هشتم آبان ماه بود و اتفاقاً چهلم شوهر عمه ام هم بود ) دقیقاً همون حال و هوا رو داشت و همه چیز شبیه شنبه دوم دی 85 بود .

تو این جورموقع ها تنها چیزی که مایه آرامش ماست همینه که فامیل رو دورهم جمع کنیم و یادبود کوچیکی برگزار کنیم و این روز سخت و فراموش نشدنی رو تنهایی رد نکنیم ، این جوری خیلی بهتره ، حداقل من یکی این جوری آرامش بیشتری پیدا می کنم تا زمانی که دور و برمون تو این روز خلوت باشه .

خود بابام هم از این دور هم جمع کردن ها خیلی استقبال می کرد و تا جایی که یادمه همیشه دوست داشت صلح و صفا باشه و همه هر از چند گاهی دور هم جمع بشن ، این جوری به اون چه که می پسندید هم عمل می شه .

ضمن اینکه به هر حال حق طبیعیشه تو خونه خودش از مال خودش ( به هر حال مال ما هم باشه اول و آخر برمی گرده به اون ) تو روز خودش براش یادبودی برگزار بشه ، حالا می خواد پنج سال گذشته باشه یا پنجاه سال .. امیدوارم در آینده هم چنین توفیقی داشته باشیم همون طور که به خواست و کمک خدا تو این پنج ساله داشتیم .

ضمن اینکه این کار حس نوستالژیک قشنگی هم داره ، درسته که اصل واقعه تلخ بوده اما همین که بعد گذشت چند سال دقیقا تو سالروز همون واقعه همه اونهایی رو که تو چنین روز یا روزهایی مستقیم یا غیر مستقیم درگیر این درگذشت بودن و البته چشمشون هم به این بود که بعد بابام سرنوشت ما چی می شه و به نوعی نگرانی بی خودی داشتند رو فرا می خونیم و می آن می بینند که الحمدالله نگرانی هاشون بی مورد بوده و وضع ما هیچ وقت بد نشد و محتاج کسی هم نشدیم خیلی خوبه .

این کار یه خوبی دیگه ای هم که داره اینه که نشون می ده ما در اون شرایط احساسی و خرافی عمل نکردیم ولی هیچ گاه هم پدرم رو از یاد نبردیم و جدای از خیرات ها و نمازها و دعاها و قرآن های همیشگی اهدایی در سالروز رفتنش هم به یادش بودیم اما هیچ وقت خود من اسیر خرافه نشدم ، همون طور که تو روایت امام صادق ( ع ) اومده بیشتر از سه روز عزا نگه نداشتم ( یعنی مشکی همون سه روز پوشیدم .. کلاً روال من همیشه همین طور بوده ) از همون صبح تشییع جنازه قبل اینکه عازم پزشکی قانونی کهریزک بشیم صورتم رو اصلاح کردم و عید نوروز خودم رو هم بطور کامل و باشکوه تر از همیشه در نوروز 86 برگزار کردم ، خود بابام هم دقیقاً اعتقاداتش این طوری بود و من حتی یک روز هم ندیدم مشکی بپوشه یا ریشی بذاره ، من کلاً از افراط تو این کارها خیلی بدم می آد.

البته بجز فامیل که جمعه در کنار ما هستند ما فقرا و نیازمندان رو هم هیچ وقت از یاد نمی بریم ، اونها هم فردا شب  شام مهمان ما هستند منتها تو خونه های خودشون ! این جدای از اون کمک هاییه که تو طول سال می کنیم .. این رو گفتم تا جوابی باشه برای اونهایی که ممکنه بگن همه خرج رو بدین فقرا .. به نظر من بحث سالگرد و سالگردها که یکبار چندماه پیش اینجا گفتم کاملاً متفاوته و فقط موضوع خرج و خرج کردن و خرج دادن نیست ، سالگردها از نظر من جنبه های مختلف مادی ، معنوی ، نوستالژیک ، مذهبی و ... دارند که توشون به نظر من یه کار سمبلیک و نمادین هم لازمه .

من فکر می کردم اگه بعد بابام مرگ دیگه ای تو خانواده اتفاق بیافته سالگرد بابام دیگه مثل سابق نشه و کمرنگ تر بشه ( همون حکایت نو و کهنه ) اما واقعا این طور نشد ، پنج سال طول کشید تا عزیز دیگه ای رو از دست بدیم ولی بعد از دست دادن شوهر عمه ام هم اوضاع هیچ فرقی نکرده چه برای ما و مادربزرگم چه  حتی برای عمه و بچه های عمه ام !!

فکر کنم علتش این باشه که مرحوم شوهرعمه ام یه ده پونزده سالی از بابام بزرگتر بود و موقع مرگش 74 سال داشت ولی بابام 57 ساله از دنیا رفت ، مرحوم شوهر عمه ام عروسی بسیاری از بچه هاش رو دید و همین طور چندتا نوه و البته مرگ مرحوم شوهر عمه ام هم ناگهانی نبود ، چند سال بود وضع قلب و ریه اش خراب بود و حتی پارسال سالگرد بابام که اومده بود یا حتی خردادامسال  سالگرد عموم  حالش چندان تعریفی نداشت ، قبل مرگش هم هیجده روز تو آی سی یو تو حالت شبه کما بود و خلاصه همه از مدتها قبل یه جورایی آماده شده بودن ولی در مورد بابام قضیه خیلی فرق می کنه .

دو شب قبل مرگ بابام شب جمعه اش شب یلدا بود و همه دور هم بودیم ، آخرین فیلم موجود از بابام هم مال همون شبه و خیلی از اعضای خانواده آخرین دیدارشون با بابام همون شب بود ، الان عمه کوچیک من که به بابام وابستگی زیادی داشت و خودش رو خیلی مدیون بابام می دونه چند شب مونده به شب یلدا حالت ناراحتی و افسردگی اش شدیدتر می شه و دیروز عصری هم دوباره داشت گریه می کرد .. دیگران هم از اون موقع تاحالا نسبت به شب یلدا حس خوبی ندارند .

به طور ظاهری هم بابام بیماری خاصی نداشت و سالم به نظر می رسید هرچند بهش از یکی دوماه قبلش هشدار داده بود بخاطر اینکه قلبش کمی مشکل داشت داروهاش رو که سرخود بخاطر گرفتن روزه ماه رمضون کم و زیاد کرده بود بموقع بخوره و دوباره نوار قلبی و اکو انجام بده اما نمی دونم چرا نرفت .

روز جمعه هم یعنی روز قبل مرگ ناهار همه دور هم بودیم و حتی شبش نشست اخبار رو مثل همیشه نگاه کرد و باهامون شام خورد و همه چیز خیلی عادی بود ، صبح شنبه یعنی اون روز کذایی چون من یک ساعت دیرتر می رفتم دانشگاه هوا گرفته بود و بارونی می اومد ، بلند شد چایی هم دم کرد و صدای ماشین ریش تراشیش رو هم حتی می شنیدم و تو خواب و بیداری بودم که دیدم اومد اتاق حاضربشه ، لحظه ای که نشست جورابهاش رو بپوشه چون تاریک بود چهره اش رو ندیدم اما یه نگاهی از همون رختخواب بهش کردم و رفت و دیگه هم برنگشت .

خلاصه اون روزهای پنج سال پیش که بعد دوم دی شروع شد ایام راحتی نبود و خیلی سخت گذشت ، تمام کارهای اداری و غیر اداری هم افتاده بود رو دوش من که بخاطرش تا مدتها درست و حسابی درس هم نتونستم بخونم و ترکش هاش تا همین الان هم ادامه داره هرچند الحمدالله اون دوره سخت رو خیلی خوب تونستیم پشت سر بذاریم ولی اول و آخر هیچ وقت اون روز و اون روزها رو نمی تونیم فراموش کنیم ، حالا بازم من چون در این زمینه ها کم مطالعه نداشتم و ندارم بجز جنبه نوستالژیک و عاطفی اش خیلی اذیت نمی شم اما اینجا خیلی بحث ایمان و اعتقاد و صبر و این حرفها مطرح نیست چون اون قضیه اش جداست فراموش کردن اون روز و روزها و بی خیالی و بی تفاوت رد شدن از کنارش واقعاً امکان پذیر نیست .

 

 


 
گریه کردن در اطفال
ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ آذر ۱۳٩٠ : توسط : مجید

به نام خدا

 

مقدمه :

 

گریه کردن شایعترین راهی است که شیرخوار یا کودک خردسال بدان وسیله ابراز ناراحتی یا نیاز می کند . در کل هرچه کودک کم سن و سال تر باشد ، توجیه گریه او دشوار تر است .

 

- گریه کردن نوزاد ممکن است نشانگر گرسنگی ، تشنگی یا احساس ناراحتی باشد . ممکن است شیرخوار پس از دوتا سه ماه یاد بگیرد که مکیدن شست باعث آرامش شده و خندیدن باعث جلب توجه می شود . تا 6 ماهگی گریه کردن جهت جلب توجه به کار می رود ، پس از 6 ماهگی عوامل مهمی که باعث گریه می شوند عبارتند از : تنها ماندن ، محروم شدن و خستگی .

 

-در کودکانی که بصورت مداوم گریه می کنند ، خطر سوء استفاده فیزیکی ( Physical Abuse ) بیشتر است . مقدار گریه کردن از کودکی به کودک دیگر متغیر است اما کودکانی که بیشتر گریه می کنند ممکن است در برابر هر نوع موقعیتی حساستر باشند . در این صورت اضطراب والدین بیشتر شده و لذا ممکن است گریه کردن کودک نیز بدتر شود ، لذا لازم است که این سیکل معیوب شکسته شود.

 

- در برخورد با گریه کردن کودک دو مشکل اساسی وجود دارد :

1 : تشخیص و درمان بیماری یا آسیب فیزیکی ( این بیماریها مشخصا با گریه کردن حاد تظاهر پیدا می کنند )

2 : کمک به والدین در مورد طرز رفتار با گریه مزمن یا طولانی مدت کودکان .

 

- ارزیابی بالینی کلی نه تنها جهت کنار گذاشتن مشکلات فیزیکی ، بلکه همچنین جهت برطرف کردن ترس والدین از بیماریهای خطرناک الزامی است . تعریف کردن گریه بیش از حد همیشه مشکل است و ممکن است در مورد هر کودک متغیر باشد .

 

 

تشخیص :

 

باید اصول کلی نحوه برخورد با یک کودک بدحال رعایت شود . به علاوه نکات زیر در تشخیص علت گریه مفید هستند :

 

سابقه و تاریخچه  ( هیستوری ) :

 

اخذ یک سابقه کامل ضروری است . باید سعی کرد که سابقه بصورتی مرتب اخذ شود .

 

1: مدت گریه کردن : اگر گریه کردن در 24 ساعت اخیر شروع شده است ، علل احتمالی شامل بیماری یا آسیب جدید می باشند . اگر گریه کردن از چندین روز تا چندین هفته قبل شروع شده ، احتمال فوق کم می شود .

 

2 : الگوی گریه کردن :

 

- حملات متناوب گریه تسلی ناپذیر ، همراه با تعریق و رنگ پریدگی مطرح کننده بیماریهایی چون درهم رفتن روده ها است ، این الگو مشخصا هر 10 دقیقه یک بار ظاهر می شود .

 

- گریه هنگام بلع یا تغذیه ممکن است نشانگر یک عفونت دستگاه تنفسی فوقانی مثل تانسلیت ( التهاب لوزه ها ) یا اوتیت میانی باشد .

 

- گریه ای که هنگام دراز کشیدن بوجود می آید ممکن است نشانگر ازوفاژیت ( برگشت اسید از معده به مری و التهاب مری ) باشد .

 

- گریه ای که هنگام قرار دادن بطری در دهان کودک ایجاد می شود ، ممکن است زخم های دهانی یا برفک را مطرح کند .

 

- گریه در هنگام حرکت ، ممکن است مشکلات عضلانی اسکلتی از قبیل مشکلات مفصلی یا استخوانی مثل شکستگی یا عفونت را مطرح نماید .

 

- گریه هنگام باز شدن روده ، ممکن است یبوست یا فیسور ( شقاق ) آنال ( مقعد ) را مطرح کند ، گریه هنگام عبور ادرار ممکن است مطرح کننده یک UTI ( عفونت دستگاه ادراری ) باشد .

 

- گریه هنگام لمس کردن کودک نشانگر تحریک پذیری بوده و ممکن است نشانگر مننژیسم ( نوعی اختلال حاد عصبی مغزی ) باشد ، در اینگونه موارد ممکن است گریه بلند یا جیغ مانند باشد .

 

3 : رفتار کودک در زمانی که گریه نمی کند :

 

باید از والدین پرسید که درزمانی که کودک گریه نمی کند رفتارش چگونه است . احتمال اینکه یک کودک هوشیار بدحال باشد کم است ، اما کودکی که در بین حملات گریه در حالت دیسترس ( ناراحتی ) یا خواب آلودگی به سر می برد ممکن است شدیدا بدحال باشد .

 

4: نشانه های همراه :

 

در مورد هرگونه نشانه اختصاصی پرسش عمل آورید چراکه ممکن است تشخیص خاصی را نشان دهد مثلا : استفراغ ، اسهال ، سرفه و یا اشکال در تغذیه .

 

5 : سابقه قبلی :

 

سابقه ایمونیزاسیون می تواند مهم باشد ، ممکن است شخص پس از واکسن سیاه سرفه دچار حملات جیغ زدن شود که اگر بیشتر از 24 ساعت طول بکشد ممکن است کنتراندیکاسیونی ( منع مصرفی ) برای تزریق واکسن بعدی باشد . سابقه عفونت جدید در خواهر و برادران کودک ممکن است با گریه کردن او مرتبط باشد ، باید در مورد سابقه ترومای ( ضربه یا آسیب ) جدید از والدین سوال شود ، باید درمانهای قبلی انجام شده توسط والدین و پزشکان مشخص و ثبت شود .

 

6 : سابقه فامیلی :

 

نظر والدین را در مورد گریه کردن کودک نسبت به کودکان بزرگتر در خانواده جویا شوید .

 

معاینه :

 

هیچ جایگزینی برای یک معاینه دقیق وجود ندارد . حتی در بیمارانی که باتوجه به سابقه هیچ گونه بیماری ارگانیکی را مطرح نشده است انجام یک معاینه کامل باعث اطمینان پزشک و والدین خواهد شد .

مشاهده کودک در حالت گریه کردن و تسلی دادن مفید است  ، به منظور جستجوی علائم مطرح

کننده یک تشخیص اختصاصی ، باید تمام سیستم ها رابه ترتیب بررسی کرد . باید در هر کودک

مبتلا به گریه مزمن و پایدار ، شاخص های رشدی ارزیابی شوند .

 

جدول علل گریه حاد :

 

 

عفونت ها :

ENT یا گوش و حلق و بینی : اوتیت میانی ، تانسلیت

GU یا سیستم تناسلی ادراری : مثل عفونت های دستگاه تناسلی ادراری UTI

CNS : مننژیت ، آنسفالیت

سیستم تنفسی : پنومونی

سیستم عضلانی اسکلتی : عفونت استخوان و مفاصل

پوست : خارش ناشی از گال ، راش ناشی از کهنه بچه

سیستم گوارشی : استوماتیت ( التهاب حلق و دهان ) ، گاستروآنتریت ( التهاب معده و روده )

بیماریهای غیر عفونی :

ENT : زخم های حلق ، انسداد بینی

سیستم قلبی عروقی : بندرت نارسایی قلبی ، آریتمی ها ( بهم خوردن ریتم طبیعی قلب )

سیستم گوارشی : رفلاکس مری ، فتق مری ، فیسور آنال ، یبوست ، درهم رفتگی ( انواژیناسیون ) روده ها

سیستم ادراری تناسلی : انسداد و احتباس ادراری

سیستم عضلانی اسکلتی : هماتوم ( خون لختگی ) ، شکستگی ، التهاب مفصل

پوست : خارش ناشی از اگزما یا کهیر

CNS : افزایش فشار داخل جمجمه ( ICP ) مثل تومور و هماتوم ها

موارد دیگر : افتادن بند در اطراف انگشتان

علل شایع گریه حاد

 

 

 

- اگر شک به عفونت وجود دارد و کودک شدیدا بدحال است ، ممکن است یک Septic Screen

یا غربالگری از نظر عفونت خونی کامل ضروری باشد . در کودک تبداری که با گریه حاد تظاهر پیدا

کرده است و دارای ناخوشی خفیف تا متوسط است ، حداقل باید یک بررسی ادراری انجام شود .

 

- اگر شک به تروما یا اختلال اسکلتی باشد انجام رادیوگرافی ضروری است .

 

- اگر شک به مشکلات داخل شکم وجود داشته باشد ، ممکن است انجام گرافی یا سونو مفید باشد ، بویژه اگر شک به درهم پیچیدگی روده ها وجود دارد . می توان در تشخیص و درمان این بیماری از انمای ( تنقیه ) با باریوم یا هوا هم استفاده کرد ، به شرطی که امکانات جراحی کافی در آن مرکز وجود داشته باشد .

 

درمان و ارجاع :

 

درمان به تشخیص وابسته است اما باید به خاطر داشت که یک کودک مبتلا به ناخوشی حاد باید بدون توجه به اینکه تشخیصی قطعی دارد یا نه احیا شود و درمان تسکینی مناسب دریافت کند .

 

- در بسیاری موارد معاینه کاملا طبیعی است و بیماری وجود ندارد ، در این موارد تنها می توان از توصیه های کلی استفاده کرد ، مثلا والدین در می یابند با حرکت ماشین کودک تسلی پیدا می کند یا تغییرات تغذیه ای باعث بهبود کودک می شوند . باید به خاطر داشت که اکثر این موارد خودبخود برطرف می شود .

 

- در برخی موارد که استرس والدین وکودک و خستگی آنها شدید است و حمایت اجتماعی زیادی هم از آنها نیست بهتر است تا بهبودنسبی شرایط بستری شوند .

 

- یک تشخیص اختصاصی که نیازمند توجه ویژه ای است کولیک ( قولنج ) گوارشی شیرخواران است . این بیماری یک سندروم رفتاری است که با گریه کردن حمله ای بویژه در غروب همراه با جمع کردن زانوها درشکم بدون علت قابل شناسایی بروز می کند ، این تشخیص را بعد کنار گذاشتن اختلالات جدی تر مطرح می کنند . شیرخوار مبتلا به این بیماری مشخصا چندهفته تا چندماه ( کمتر از 3 ماه ) سن داشته و از دیگر جهات سالم است . گاها بعد کارکردن شکم بهبودی رخ می دهد و بعد 3 ماهگی هم شیوع بیماری کم و کودک بهبود می یابد . در مورد علت این بیماری تئوری های زیادی مطرح شده و آن را به آلرژی غذایی ، حرکات غیر طبیعی روده و بلع هوا هنگام شیرخوردن نسبت می دهند اما هیچ کدام به اثبات نرسیده است ، داروی خاصی توصیه نشده اما می توان از قطره دایمتیکون 2 قطره به ازای هرکیلو وزن شیرخوار استفاده کرد ، شربت های ضدنفخ و بادشکن گیاهی جدید هم موثر هستند اما به هیچ عنوان در زیر 6 ماهگی نباید از دی سیکلومین استفاده کرد چون باعث آپنه یا قطع تنفس شیرخوار می شود .

 

قدیمی ترین دارو در این بیماری شربت گریپ میکسچر ( معادل ایرانی اون کاراوی میکسچر )  است که هنوز هم به کار می رود ولی درمجموع هنگام بروز حملات باید شیرخوار را در آغوش گرفته و در اتاق گرداند ، با موسیقی حواس وی را پرت کرد و اگر موثر واقع نشد یک بطری آب گرم در مجاورت شکم بچه قرار داد ؛ باید درمورد بهبودی زودهنگام و بی خطر بودن به والدین اطمینان داد .

 

 

پی نوشت : این مطلب رو حدود شش سال پیش تهیه کردم ، اون موقع استاد درس بیماریهای کودکان من رو مامور کرد برای یک درس دوواحدی جزوه و خلاصه ای از کتاب نلسون که منبع اصلی درس بیماریهای کودکان هستش تهیه کنم و منم این کار رو کردم ولی اکثر اون مطالب رو تو ایمیل خودم هم ذخیره کردم تا به تدریج تو وبلاگم بذارم و حتما تو فرصتهای مناسب این کار رو می کنم .


 
پزشکی در اسلام - قسمت هفدهم
ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳ آذر ۱۳٩٠ : توسط : مجید

به نام خدا

 

امام صادق ( ع ) : پنیر و گردو هرگاه با هم باشند دوا هستند و هرگاه از هم جدا باشند درد می شوند .

تو اولین قسمت بخش پزشکی در اسلام که آذرماه 88 بود به یک چرایی بابت این حدیث پرداختیم ، حالا به یه علت دیگه که مورد نظر کارشناسان و متخصصان تغذیه ست می پردازیم .

ما یه چیزی داریم به اسم نسبت کلسیم به فسفر ، این یعنی چی ؟ یعنی اینکه بهترین حالت جذب برای کلسیم و فسفر زمانیه که نسبت مشخصی بین اونها برقرار باشه ، اگه این نسبت ایجاد بشه تراکم معدنی در استخوان ها بهتر صورت می گیره و بقول قدیمی ها استخون ها محکم تر می شن !

این نسبت چه مقدار باید باشه ؟ بهترین حالتی که عنوان کردن نسبت 2: 1 ( دو به یک ) بوده یعنی اگه شما در روز 1000 میلی گرم کلسیم دریافت کنی بهتره 440 میلی گرم هم فسفر بگیری ، این داستان تو بچه ها خیلی خیلی بیشتر از بزرگسالان حائز اهمیته و معمولا این نسبت تو تغذیه بچه ها لحاظ نمی شه و روند معدنی شدن و تراکم استخون ها یا خوب صورت نمی گیره یا به کندی و ضعف انجام می شه .

اگه تعادل این نسبت به هم بخوره باعث می شه که جذب خوب صورت نگیره یا مختل بشه ، مثلاً اگه شما دریافت کلسیم تون زیادی از اون حد مشخص با توجه به سن و وضعیتتون باشه یا نوشابه که فسفرش زیاده ، زیادبخوری این اثر منفی رو این قضیه که براتون گفتم داره ، مثلاً اگه مقدار فسفر بیشتر از کلسیم باشه این مقدار زیادی می ره با همون کلسیم  پیوندمی شه و ترکیبی بنام فسفات تری کالسیک ایجاد می کنه که غیر قابل جذبه و از مدفوع دفع می شه .

کارشناسان و متخصصان تغذیه می گن اگه پنیر و گردو با هم خورده بشن این نسبت کلسیم به فسفر خیلی خوب برقرار می شه و کلسیم سریعتر و بهتر جذب بدن و استخون ها می شه و در مجموع ترکیب غذایی خوبی رو با هم می سازن .

البته به نسبت هایی مثل 1: 1 ( یک به یک ) هم اشاره شده یا برای نوزادان نسبت 3/1 به 1 عنوان می شه ( که شیر مادر خودش نسبت مناسب رو اتوماتیک داره ! ) اما در مجموع بهترین نسبت همون 2 به1 هستش که گفتیم .

در مورد فسفر نمی خواد زیاد زحمت بکشین و دنبال رژیم خاصی باشین ! غذاهای غنی از کلسیم و پروتئین از نظر فسفر هم غنی هستند مثل شیر و لبنیات ، مغزها مثل همین گردو ، غذاهای دریایی و حبوبات و گوشت ها ، همین که به اندازه از این مواد غذایی مصرف کنین و زیاد نوشابه نخورین کفایت می کنه ولی این چیزی که گفتیم که پنیر و گردو رو باهم بخورین تا جذب بهتر بشه بیشتر می تونه یه تکنیک تغذیه ای باشه .

حالا که صحبت پنیر شد بذارین یه چیزی رو هم آخرکاری بهتون بگم و اون اینه که امام صادق ( ع ) در حدیث دیگه ای مصرف پنیر رو شبها توصیه کردن که می تونه بخاطر پیشگیری از پوسیدگی دندون ها که تو شبها خیلی روندش سریعتره و همین طور جلوگیری از خواب آلودگی روزانه باشه ، البته این نیاز به تحقیق و مطالعه بیشتر داره .