نوروز 1392 مبارک !
ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩۱ : توسط : مجید

به نام خدا 

فرارسیدن سال نو و نوروز 1392 رو به همه شما و خانواده های محترمتون تبریک عرض می کنم و براتون بهترین ها رو در این دقایق و لحظات عزیز از درگاه خداوند یکتا مسئلت می کنم . 

لینک اصلی عکس اول 

 

لینک اصلی عکس دوم 

 

 

 

 


 
عکس کادو نشده عیدی های نوروز 92
ساعت ٦:٥٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩۱ : توسط : مجید

به نام خدا 

 

سلام ، همون طور که قول داده بودم مثل پارسال عکس عیدی های نوروز 92 فامیل رو که هنوز کادو نشده اینجا گذاشتم ، لینک اصلی اینجاست

به هر حال اینها ثمره یک سال صرفه جویی و قناعت ما مال این روزهاست که هم باعث تحکیم وحدت و صمیمیت بین ما و بقیه خواهد شد هم اینکه نوروز رو به بهترین شکلش پاس می داریم ، یه جورایی از ثمرات مجردی ما هم محسوب می شه !! در هر صورت خدا رو شکر که بازهم توفیق چنین کاری رو پیدا کردم . 

ان شالله تا روز تحویل سال عکس کادو شده شون رو هم اینجا خواهم گذاشت . 

نوروز 76 از تلویزیون کلیپی پخش می شد با عنوان آفتاب نوبهار که من خیلی دوستش دارم و خیلی برام خاطره انگیزه ، برای همین این کلیپ رو به عنوان عیدی به شما تقدیم می کنم که امیدوارم لذت ببرید ، از اینجا گوش کنید و اگه خواستین دانلود کنید . 

یه خواهشی هم دارم و اون اینه که اگه عیددیدنی جایی رفتین هر چیز بازی رو که نخواستین بخورین ورندارین تو پیشدستی تون بذارین !! مثل شیرینی .. والله بالله فهمیدیم کلاستون بالاست !! 

همون طور که می بینید عیدی ها خیلی متنوع و برحسب نیاز و یا درخواست افراد فامیل تهیه شده ، از صندلی نماز گرفته تا قرص تقویتی چشم و پیرهن و شلوار و بیشتر هم عطر و اسپری .. امسال نسبت به پارسال چند نفر کل عید رو نیستند و به خاطر همین شاید تو تعداد عیدی ها کاهشی ملاحظه می شه . 

 راستی هر کی تونست بگه رو کارت هدیه چی نوشته شده ؟

 


 
از حال و هوای اسفندماه
ساعت ۳:٠٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٤ اسفند ۱۳٩۱ : توسط : مجید

به نام خدا

 

راجع به اسفندماه و شورو حالش و وضع و حال من تو این ماه به حد کافی تو این چند ساله صحبت شده و مطالب موجود در آرشیو وبلاگ و ماه اسفند سالهای اخیر تایید کننده این ادعاست .

قصد تکرار مکررات ندارم ، اسفندماه امسال یه فرقی که با اسفندماههای گذشته از دید من داره اینه که بعضی مغازه ها که ازشون خرید می کردم یا به نوعی فعال بودند بسته شدن یا تغییر شغل دادن یا دارن می دن ! که نشون دهنده اوضاع اسف بار اقتصادی کشور می تونه باشه ، اونم تو محل ما که تقریبا مرکز شهر تهران واقع شده و نه شمال شهره نه جنوب نه غرب نه شرق ! و جزو مراکز خرید معروف تهران حساب می شه .. شاید این تغییر و تحولات همیشه بوده باشه و غیر طبیعی نباشه اما امسال خیلی به چشم من می آد ! اون مغازه هایی هم که فعال هستند یه جورایی خالی احساس می شن و مثل سابق خیلی پر جنس به نظر نمی آن !!

چون علاوه بر شبهای اسفندماه ، تو بقیه ایام سال بعضی غروبهای پنجشنبه و شبهای عید هم عادت دارم برم یه یکی دوساعتی قدم بزنم و مغازه ها رو چشمی بازدید کنم و برای چنین مواقعی ! اجناس مورد نظر رو زیر نظر داشته باشم و نشون کنم یه جورایی سیر تحولات مربوط به مغازه ها رو هم مطلع هستم ! برای همینه که می گم امسال این قدر داره این موضوع به چشمم می آد ! نمی دونم ! شاید تو محل ما این جوری باشه و جاهایی مثل شمال و غرب تهران که مراکز عمده خرید هستند این جوری نباشند .

نکته بعد اینه که تو این چند شبی که بیرون رفتم شور و حال مردم بیشتر بوده ! و یه جورایی پیاده رو شلوغ تر از چنین ایامی در اسفندماههای گذشته بوده !! مغازه ها هم بخصوص مغازه های مربوط به پوشاک بچه ها و خانم ها شلوغ تر بوده ، فکر نمی کنم وضع اقتصادی مردم بهتر شده باشه ، شاید مردم به امید یارانه و عیدانه اومده باشند خرید شاید هم می ترسند آخرسر گرون تر بشه !

معمولا محل ما از بیست اسفند شلوغ می شد و یکی دوروز آخر که جای راه رفتن تو پیاده رو نبود و بیست و نه اسفند و چند ساعت مونده به تحویل سال که دیگه رسما خیابون رو می بستند و حراجی ها اجناسشون رو عرضه می کردن و چون می خوان زودتر بفروشن برن بهترین فرصت برای اونایی که می خوان از حراجی خرید کنند همون موقع هستش !! یکی از اقوام ما یکی دو ساعت مونده به تحویل سال یکی از سالهای قبل مانتو خریده بود هزار تومان !!

البته پیشنهاد می کنم تا جایی که می تونین مایحتاج اصلی تون رو از حراجی نخرین ، بعضی اجناس که کاربرد خونگی و دم دستی دارن مسئله ای ندارن اما چیزهایی مثل پیرهن مردونه و عطر به هیچ عنوان نخرید ! من که خودم به شخصه یکی دوساله پشت دستم رو داغ کردم این چیزا رو از کنار خیابون بخرم ! چه واسه خودم چه بخصوص واسه دیگران ... پیراهن های مردونه شون دوزار ارزش ندارن و نخریدنشون بهتر از خریدنشونه !!

یه نکته دیگه اینه که طلا فروشی ها خیلی خلوت تر از اسفندماههای گذشته ست !! تو محل ما یه پاساژ وجود داره بنام پاساژ الماس که یه طبقه اش فقط طلا فروشیه و تو بقیه نقاط هم چندین طلا فروشی وجود دارن ، من خیلی علاقه ای به توقف کنار طلا فروشی ندارم و اعتقاد دارم کسانی که خیلی به طلا و جواهر اهمیت می دن خلاء های معنوی ناجوری دارن که می خوان اونها رو با طلا بپوشونند یا افق فکری شون گسترده نیست ولی گذری که رد می شم و نگاه می کنم این تفاوت محسوس نسبت به گذشته تو چشم می آد.

نکته بعدی اینه که چون بیشترین خرید عیدی برای فامیل اختصاص به عطر و اسپری داره افزایش قیمت این قلم اجناس ناجور حس می شه !! افزایش سه چهاربرابری نسبت به سال گذشته بخاطر افزایش قیمت دلار باعث شده حکایت سال به سال دریغ از پارسال حکایت ما باشه !! مثلا تو بخش عطرهای زنونه عطر کاترین که زمانی 7 تومان بود بشه 30 تومان عطر چی چی شده 35 تومان و چاستیتی هم همین حدودها !! البته خرید عطر زنونه ما یکی واسه عمه کوچیکه هستش یکی هم واسه پسرعموم !! چون جز چی چی زنونه چیزی نمی زنه !! من خودمم عطر تند دوست ندارم و عطرهای زنونه بیشتر می پسندم ولی روم هم نمی شه عطر زنونه بزنم برم این ور اون ور !!

تو بخش عطر و اسپری آقایون هم وضع بهتر نیست ! شاید بدتر هم باشه .. اسپری که پارسال 5 تومان بود امسال شده 10 تومان و مام ژیلت همین طور و باقی مسائل !! تازه خیلی از این خریدهای من مربوط به عطر اصل نیست که هشتاد نود تومان به بالا شده و معمولا محصولات بازارمشترک یا مشابه که کیفیت پایین تری دارن می خرم چون چاره ای جز این نیست و تازه همینم خیلی راحت نیست ، ثمره یک سال صرفه جویی و مدیریت اقتصادیه !!

معمولا شیوه من اینه که اول بهمن به افراد مورد نظر از طریق پیامک یا خانواده اطلاع می دم که یک ماه فرصت دارن راجع به عیدی شون فکر کنند و سی بهمن دوباره بهشون یادآوری می کنم فقط 24 ساعت فرصت دارند و اول اسفند تقریبا واسه همه مشخص شده و اونایی که متاهل می شن یا کل عید رو مسافرت می رن از عیدی محروم می شن !!

معمولا تهیه عیدی ها و کاغذ کادوهاشون رو جوری برنامه ریزی می کنم که تا تقریبا بیست و پنج اسفند طول می کشه و یک روز مونده به عید هم عیدی ها کادو می شه و باقی ماجرا که می دونید !! هر کسی هم عیددیدنی بیاد عیدی بگیره با عیدیش عکس می گیره ( که البته این کار 4 ساله داره می شه ) و دست آخر هم هر خانواده با ما عکس می گیره !! اتفاقا سی دی عکس های عید 89 به این طرف رو که داشتم نگاه می کردم تغییرات چهره و بلوغ  بعضی از فامیل کاملا محسوس بود !! با اینکه زمان زیادی هم نگذشته اما خب به چشم می آد .

خلاصه اگه این اسفند و عید و عیدی دادن ما نبود نمی دونم من چی می شدم !! خودم که فکر می کنم با این فشارها و مشکلات شخصی حتما دق می کردم ! یک سال لحظه شماری می کنم تا این روزها بیاد و ثانیه به ثانیه و دقیقه به دقیقه این روزها واسم خیلی ارزشمنده .. نمی دونم اگه در آینده ازدواج کنم چی می شه و آیا بازهم می تونم این لحظات و این کارها رو تجربه و لذت ببرم یا نه ؟! یکی از دلایلی که باعث می شه به ازدواج با تردید بنگرم و مطمئن نباشم همینه .. لذت این کار رو با هیچی دوست ندارم عوض کنم ... البته در اون صورت به لیست عیدی بگیران هم اضافه خواهد شد و لذت ما شاید دوچندان بشه !!

یکی از کارهایی که من رو ناراحت می کنه اینه که احساس می کنم بعضی ها تو محذوریت قرار می گیرن و می خوان تلافی کنند گرچه خیلی اعتقادی هم به عید و عیدی ندارن !! و با زور عیدی می دن ! فقط هم واسه اینکه احساس می کنند منتی رو سرشون نباشه یا بدهکار نباشند ! به نظرم این جور عیدی دادن از صدتا فحش هم بدتره !! من خودم به شخصه هدفم از عیدی دادن علاوه بر علاقه به افراد و شگون اهداف بالای ملی و فرهنگی هستش و با این کار به نوعی دارم کار فرهنگی می کنم منتها بعضی ها درک نمی کنند !! و عیدی دادن رو یه هدیه دادن ساده می بینند .

بعضی ها تو همون عید تلافی می کنند بعضی ها تیرماه تولدم و بعضی ها هم خدا خیرشون بده حواله می دن به زمان عروسی !! به نظرم این آخری از همه بهتره ! چون در شرایط فعلی یه چیزی تو مایه های همون نخودسیاه معروفه !! و زمانش خیلی معلوم نیست .. شاید یه ماه دیگه شاید یه سال دیگه شایدم هیچ وقت !!

من عیدی دادن رو از نوروز 77 شروع کردم ، اون موقع 16 ساله بودم ،  تو اون نوروز فقط به بزرگترها یه تقویم کوچیک هنر ، یه اسکناس نو بیست تومانی امضا شده و یه کارت پستال می دادم که از یه مغازه بزرگ تو میدون بهارستان می خریدم .. این رویه تا نوروز 80 ادامه داشت که اون موقع بچه ها اضافه شدن و از نوروز 90 به این طرف دوباره بزرگترها اضافه شدن منتها نه دیگه با اسکناس نو و تقویم و کارت پستال !! الحمدالله تو تمام این سالها برکت جاری بوده که پیشرفت داشتیم !! از کجا به کجا رسیدیم !!

ان شالله هفته آخر اسفند عکس کادو نشده عیدی ها رو مثل پارسال تو وبلاگ می ذارم و تا روز اول سال نو هم عکس کادو شده عیدی ها رو به روال این چند ساله اخیر در وبلاگ قرار خواهم داد .. اگه عمری باشه و خدا همراهی کنه .

اینها همه شیرینی های اسفند و نوروز بود اما به هر حال بعضی وقتها یاد پدرم ، عموم ، پدربزرگهام ، مادربزرگم و شوهر عمه ام و بقیه رفتگان که می افتم و تحویل سالها و نوروزهای خاطره انگیزی که کنارشون داشتم و خاطراتی که باهاشون دارم مثل حالا اشک تو چشمهام جمع می شه و دلم می خواد یه دل سیر گریه کنم ... یادش بخیر ..قبلا راجع به برنامه اول عیدمون تو یکی از اسفندماههای گذشته نوشتم .. واقعا یادش بخیر .. به هر حال زندگی ادامه دارد و اگه بخوام بشینم فقط به اون وقتها فکر کنم حتما دیوونه می شم پس باید حال رو دریابیم .

در هر صورت امیدوارم از خونه تکونی هم لذت وافر رو ببرید .. پریروز اتاق خودم رو تکوندیم که بی تردید با توجه به حجم کتابهام و کتابخونه و کامپیوتر و بقیه چیزا سخت ترین جای خونه ماست و یک روز کامل طول کشید و شب از درد خوابم نمی برد و هنوزم یه کم درد دارم اما همیشه بعد تموم شدن خونه تکونی هر قسمت از خونه دلم واسش تنگ می شه و با خودم می گم کی می دونه سال دیگه هم می شه یا نه !! چون کار خونه ما زیاده تقسیم کردم هر چهار پنج روز یه کار انجام بدیم تا هم لذت ببریم هم فشار نیاد !! فکر می کنم خونه های خیلی از شماها آپارتمانی باشه و به نظرم در مقایسه با خونه تکونی ما هیچی نباشه !! سعی کنید خودتون انجام بدین و کسی رو نیارین ... ولی خداییش این دستمال های میکروفیبر و پودر ماشین پرسیل معجزه می کنند ما که خیلی راضی هستیم !! ایام به کامتون باشه و همیشه شاد و خوش باشید ان شالله .