پیش درآمدی برانتخابات ریاست جمهوری آینده
ساعت ۱:٤٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٩ خرداد ۱۳٩۱ : توسط : مجید

به نام خدا

 

اگه اتفاق غیرمترقبه ای رخ نده دقیقاً یک سال تا انتخابات ریاست جمهوری باقی مونده ، احساس کردم گرچه زوده ولی بد نیست یه پیش درآمدی به انتخابات ریاست جمهوری داشته باشیم و ان شالله اگر عمری بود به وقتش هم بیشتر صحبت خواهیم کرد .

به نظرمن انتخابات آینده ریاست جمهوری یکی از حساس ترین و در عین حال پرشورترین انتخابات های تاریخ ایران و حتی شاید دنیا خواهد بود ، من حتی حدس می زنم هیچ بعید نیست رکورد مشارکت 85 درصدی و 40 میلیونی انتخابات قبلی شکسته بشه و درصد زیادی از مردم پای صندوق های رای خواهند اومد بخصوص اگه صدا و سیما تنگ نظرانه عمل نکنه و فضای باز و هیجانی رو بر جو انتخابات مستولی کنه .

با اینکه رئیس جمهور آینده هرکی که باشه و از هر جناح و گروهی می خواد باشه کار فوق العاده سختی پیش رو خواهد داشت و باید خودش و تیمش اون قدر قوی باشند که هم دسته گل ها و شاهکارها و خرابکاری های دولت فعلی و رئیسش رو جمع وجور کنند هم بتونند برنامه های خودشون رو پیاده کنند و هم جلوی بهانه جویی ها و زورگویی های غربی های پرمدعا و توخالی بیاستند و هر احتمالی چه شدت گرفتن تحریم ها چه درگیری نظامی یا سایبری و ... رو هر لحظه مد نظر داشته باشند و بتونند مملکت رو در شرایط سخت مدیریت کنند اما فکر می کنم با همه این اوضاع و احوال حداقل شیش هفت نفری کاندیدا داشته باشیم ! به نظرم رقابت خیلی سخت و میلیمتری خواهد بود و احتمال به دور دوم کشیدن انتخابات هم زیادمگر اینکه یک شخص قوی که فاصله زیادی با بقیه داشته باشه و بتونه هم از طرفداران اصولگرایان رای جمع کنه هم از هواداران اصلاح طلبان وارد عرصه بشه .

یک طرف قضیه قطعاً دارو دسته دولت فعلی خواهند بود که هرکاری خواهند کرد تا یکی از بین خودشون رئیس جمهور بشه و همچنان بتونند قدرت رو حفظ کنند و مطمئن باشین برای رسیدن به این مقصود از هیچ کوششی دریغ نخواهند کرد و حتی تا پای تغییرات گسترده از خود وزارت کشور گرفته تا ستاد انتخابات و استانداری ها و فرمانداری ها هم خواهند رفت و سعی خواهند کرد آدمهای خودشون رو که بیشتر از فعلی ها حرف شنو و تابع هستند تو مناصب حساس مربوط به انتخابات بچینند ، مشابه کاری که سال 87 کردند و زمانی که نتونستند مرحوم کردان رو تو وزارت کشور قرار بدن محصولی و دانشجو رو انتخاب کردن .

برای همین من خودم به شخصه خیلی تمایلی ندارم تا بعد از انتخابات سال دیگه ریاست جمهوری ( البته این " سال دیگه " رو خیلی با اطمینان نمی گم !! ) حصر مهندس موسوی و کروبی برداشته بشه چون به احتمال قوی دارو دسته دولت فعلی این بار همون  " مهندسی " رو که قبلا کردن این بار سر خود اصولگراها درخواهند آورد یا حداقل تلاش خواهند کرد که دربیارن و خیلی حقایق انتخابات 88 این بار برای " مدعیان بصیرت "  و " دشمنان فتنه  " ! روشن خواهد شد ، ماه برای همیشه پشت ابر نخواهد موند .. من نمی گم حتما تو انتخابات سه سال پیش تو خود صندوق ها دست برده شده اما اگه کسی بخواد می تونه جریان انتخابات و آرا رو به نحوی مهندسی و هدایت کنه که از هزاربار تقلب تو خودصندوق ها هم اثرش بیشتر باشه و خیلی هم قابل اثبات نباشه .

جریان احمدی نژاد خیلی دوست داره از بین رحیمی و بقایی و مشایی یکی شون رئیس جمهور آینده بشه اما چون احتمال ردصلاحیتشون توسط شورای نگهبان خیلی بالاست به نظرم این ریسک رو نخواهند کرد که فقط به همین ها اکتفا کنند مگر اینکه بعد رد صلاحیت احمدی نژاد جنگ روانی راه بندازه و به رهبری نامه بنویسه و رهبری رو در محذوریت قرار بده تا از طریق حکم حکومتی تاییده اینها رو بگیره که اونم درصدش بالا نیست .

به احتمال قوی این جریان به گزینه هایی مثل باقری لنکرانی ، نیکزاد ، حاجی بابایی و صالحی رو خواهد آورد ، همه این گزینه ها گزینه های ضعیفی هستند که شاید وزارت هم براشون زیادی باشه ولی اگه دولت واقعا بخواد در انتخابات دخالت کنه هیچ بعید نیست گزینه مورد نظر دولت رئیس جمهور بشه ، نظام و برادران اصولگرا باید بدونند که اگه قراره این دولت برگزار کننده انتخابات باشه باید پیه همه چیز رو به تنشون بمالن و خودشون رو برای شنیدن هر خبری آماده کنند !

به برادران دولت و طرفداران دولت هم توصیه می کنم اگه واقعاً می خواین رو کسی سرمایه گذاری کنید و از الان آماده اش کنین دکتر صالحی وزیر امورخارجه رو انتخاب کنید که از همه گزینه های مد نظرتون بهتر و درست حسابی تره !

حکایت برادران اصولگرا از همه جالب تره ! شونصدتا گزینه بالقوه دارن ولی اینکه چندتاشون بالفعل بشن و چطور بیان که رای اصولگرایان رو نشکنند واسه خودش معضلیه ! دکتر ولایتی ، قالیباف ، سعید جلیلی ، محسن رضایی ، علی لاریجانی و حداد عادل از جمله گزینه های محتمل و شاخص برادران اصولگرا هستند .

طبق رصدهایی که من کردم داره کم کم از سعید جلیلی یک احمدی نژاد دوم ساخته می شه ، همون تبلیغاتی که در مورد ساده زیستی و ولایتمداری و دیانت احمدی نژاد در سال 84 می کردن الان دارن واسه سعید جلیلی می کنند ، من برای سعید جلیلی به عنوان یک نیروی ارزشی و مومن و یک جانباز جنگ تحمیلی احترام زیادی قائل هستم اما به نظرم حد سعید جلیلی حداکثر قائم مقامی وزارت امور خارجه ست ، جایی که توش هم تحصیلات داره هم تجربه و امیدوارم فریب این دوستی های خاله خرسه رو نخوره و وارد این عرصه نشه که حتی اگه رای هم بیاره بخاطر اینکه تجربه اجرایی در زمینه اقتصاد و مدیریت نداره ممکنه آخرت خودش رو به خطر بندازه و این برای یک نیروی حزب اللهی و جانباز محترم خوب نیست ، ساده زیستی یک مسئول عالیرتبه خوبه اما برای پست حساسی مثل ریاست جمهوری کافی نیست همون طور که پژوی 504 سفید احمدی نژاد واسه مردم نون و آب نشد و روز بروز وضع مردم بدتر شد و فرصت های طلایی کشور هدر رفت پراید سفید سعید جلیلی هم دردی رو از مردم دوا نخواهد کرد ..مملکت ما الان نیاز به یک مدیر قوی اجرایی داره ، حالا اگه ساده زیست باشه چه بهتر .

البته سعید جلیلی قطعاً در بین به اصطلاح متدینین ! و تندروهای مذهبی و جاهایی مثل قم رای خوبی خواهد داشت و این قابلیت رو هم داره که از بالا بهش حسابی حال داده بشه ولی به نفع آخرت خودشه که وارد این عرصه نشه .

مشکل علی لاریجانی اینه که الان رئیس مجلسه و اگه رای نیاره همون اتفاقی که تو مجلس پنجم واسه حاج آقا ناطق نوری افتاد در انتظارشه ! زمانی که رئیس مجلس رقیب رئیس جمهور باشه و رای نیاره خودبخود مجلس در مقابل دولت فشل خواهد شد و توانایی نظارت و برخورد در مواقع لازم رو نخواهد داشت و مجلس خیلی جاها مجبور به کوتاه اومدن خواهد شد مثل مجلس پنجم که به همه وزرای آقای خاتمی از جمله عبدالله نوری و مهاجرانی رای داد ! ولو برای یک مدت کوتاه مجبور شد تحملشون کنه ! به نظرم آقای لاریجانی به همین ریاست مجلس بسنده کنه کار عاقلانه ای انجام داده چون فکر نمی کنم حتی در بین خود اصولگرایان هم رای چندانی داشته باشه .

برخلاف تصوراتی که راجع به دکتر ولایتی می ره من فکر نمی کنم با این اوضاع احوال موسوم به بیداری اسلامی درست باشه دکتر ولایتی بیاد کاندیدای ریاست جمهوری بشه ، در این حال و اوضاع منطقه و خاورمیانه وجود یکی مثل دکتر ولایتی در کنار رهبری لازمه تا در مواقع ضروری پیغام پسغام ببره بیاره ، همایش راه بندازه و با شخصیت ها دیدار کنه و ریاست جمهوری باعث خواهد شد بخش اعظمی از توان دکتر ولایتی صرف امور داخلی بشه و این شاید خیلی مطلوب نظام ! نباشه ، ضمن اینکه برخلاف تصور برادران تندرو که تو بعضی پایگاه های بسیج مساجد واسه دکتر ولایتی تبلیغ می کنند و همه رو می زنند دکتر ولایتی از ارادتمندان آقای هاشمی هستش و سال 84 به شرطی کاندیدا شد که اگه آقای هاشمی بیاد کنار بکشه و این کار رو هم کرد ، آقای هاشمی هم دکتر ولایتی رو خیلی قبول داره و این شاید به مذاق خیلی تندروها خوش نیاد .

دکتر ولایتی در صورتی کاندیدای مطلوبی خواهد بود که تنها کاندیدای اصولگرایان باشه و بقیه نباشند و اگه هم واقعاً می خواد رئیس جمهور بشه بالاغیرتاً برای مسائل داخلی و اقتصادی وقت بذاره !

من فکر نمی کنم محسن رضایی بیاد ، اخلاق محسن رضایی جوری نیست که اگه ببینه چندتا کاندیدای اصولگرا هستند بیاد و به شکستن بیشتر آرای این جماعت کمک کنه ، محسن رضایی در صورتی خواهد آمد که تنها کاندیدای اصولگرایان باشه یا کاندیدای دیگری در حد خودش یا از خودش بالاتر نبینه ، اگه این جور بشه می تونه گزینه خوبی باشه به شرط اینکه در برنامه هاش تجدید نظر اساسی بکنه و مثلاً همون بحث فدرالیسم اقتصادی رو در قالب شوراهای شهر و روستا یا در قالب های کوچک و آزمایشی اجرا کنه و از همون اول نخواد کل سیستم رو بریزه بهم !

حدادعادل هم گزینه قابل مطرح کردنی نیست ، حدادعادل حتی تو یه مجلس دویست و خورده ای نفری با اکثریت اصولگرا هم رای چندانی نداره چه برسه به انتخابات ریاست جمهوری ! حداد عادل می تونست وزیر آموزش و پرورش خوبی باشه اما هیچ وقت یک سیاستمدار خوب نبود و اصرار بی جهتش به موندن در عرصه سیاست هم دلیل همین نوعی بی سیاستیشه .

حدادعادل اگه رایی داشته و داره بخاطر همین وجهه فرهنگی بوده که مردم ازش می شناسن وگرنه کسانی که اهل سیاست هستند و مطالعه ای در عالم سیاست دارند مدتهاست که دیگه اون احترام سابق رو برای حدادعادل قائل نیستند ، ای کاش حدادعادل همون حدادعادل فرهنگستان و کتابهای درسی باقی می موند ، نمی دونم چرا همش فکر می کنم حدادعادل بعد از اون وصلت خانوادگی با بالا به یکباره در عالم سیاست سیر صعودی رو طی نمود ؟!! من جای حداد عادل بودم حتی با وجود پیوند با بالا و احتمال حمایت از جانب اقوام با نفوذ هم وارد عرصه ریاست جمهوری نمی شدم چون متعلق به این عرصه نبوده و نیستم ، آدم ترجمه قرآن کنه و نهج البلاغه هم درس بده اما برخلاف احادیث و روایات مسئولیتی رو قبول کنه که از خودش اصلح تر هم هست فایده ای هم داره ؟ نسبت ها و حمایت های فامیلی شاید این دنیا جواب بده ولی اون ور نه ! آقای حداد عادل باید مواظب باشه نیروهای نامرئی ! که تو عرصه سیاست دارن بزور هلش می دن جلو یه وقت آخرش هلش ندن وسط آتیش جهنم !!

اما قالیباف ! بدون شک در حال حاضر و در بین اصولگرایان و شاید حتی کل سیاسیون اصلح ترین فرد برای اداره کشور محمد باقرقالیباف باشه ، آدمی که هم پرستیژ و شخصیت پست ریاست جمهوری رو داره هم در حد خودش حزب اللهی و مومن و ولایتمدار که رو این حساب می تونه بدون حاشیه با بالا هم کار کنه هم به حد کافی تجربه کافی اجرایی داره و مدیر عملگرا و کاربلدی هم هست که بیشتر از اون که حرف بزنه عمل می کنه و هرجا رفته منشا تحول بوده و اقداماتش هم برای همه قابل حس بوده .. به نظرم اگه در بین اصولگرایان ذره ای عقل و دور اندیشی باشه همه به نفع قالیباف کنار خواهند کشید چون قالیباف برخلاف خیلی دیگه از کاندیداهای اصولگرایان این قابلیت رو خواهد داشت که رای بسیاری از طرفداران اصلاح طلبان رو هم به خودش جلب کنه و در بعضی شهرهای بزرگ مثل تهران و مشهد هم رای خوبی خواهد آورد ، حتی برای خود اصلاح طلبان هم قالیباف می تونه یک گزینه ایده آل باشه ، اصلاح طلبان باید بدونند با وجود قالیباف هر کاندیدایی معرفی کنند احتمال موفقیتش بسیار پایینه .

و درنهایت هم اصلاح طلبان ! من حرف اول و آخر رو تو همین خط بالایی گفتم ... اصلاح طلبان در صورتی شانس موفقیت خواهند داشت که کاندیدایی مثل قالیباف در عرصه نباشه ، حتی خود آقای خاتمی هم در مقابل قالیباف شانس زیادی نخواهد داشت چه برسه به بقیه اصلاح طلبان .

اصلاح طلبان اگه قالیباف نیاد در صورتی موفق خواهند بود که اولاً یک کاندیدای درست و حسابی مثل خود آقای خاتمی یا دکتر عارف رو داشته باشند و سر یک کاندیدا اجماع کنند و جلوی رای شکن های احتمالی مثل جهانگیری ، کواکبیان یا مهرعلیزاده و حتی حاج آقا رحمانی رو بگیرند و بعدش هم در شهرستان ها و روستاها توان تبلیغاتی شون رو دوچندان کنند و در شهرهای بزرگ هم انگشت رو مشکلات اقتصادی ملت بذارن و دوران فعلی رو با دوران اصلاحات مقایسه کنند و این باور رو در ذهن مردم بوجود بیارن که در دوران اصلاحات زندگی بهتری داشتند ولی در شهرستانها و روستاها در زمینه های کشاورزی و دامداری و باغداری بیشتر مانور بدن .. کار اصلاح طلبان خیلی سخته و اگه می خوان موفق بشن باید هرچه زودتر شروع کنند هرچند باید این احتمال رو هم در نظر داشته باشند که شاید نظام اونها رو فقط برای گرم کردن تنور انتخابات بخواد و بعد انتخابات دوباره روز از نو روزی از نو .. اصلاح طلبان باید وارد عرصه بشن ولی خیلی دلشون رو خوش نکنند که حتما حتی اگه رای هم بیارن نظام بهشون در باغ سبز نشون خواهد داد و احتمال هر واکنشی رو بدن .

اصلاح طلبان باید از فضای شبه روشنفکری و فمنیستی و گفتمان آکادمیک گذشته فاصله بگیرن و خودشون رو به توده مردم نزدیک کنند و با مردم به زبون خودشون و اون جور که مردم دوست دارن حرف بزنند ، کسانی رو که گفتمان های مغایر دین و باورهای مذهبی مردم دارند طرد کنند و مرز اصلاحات و براندازی رو روشن کنند و از اپوزیسیون فاصله بگیرند ، بطور کلی اصلاح طلبان نیازمند یک بازسازی اساسی هستند که بزرگانی چون آقای خاتمی باید این کار رو انجام بدن .

در هر صورت خدا ان شالله خدا آخر و عاقبت ما و این نظام و این مردم رو ختم بخیر کنه !