پزشکی در اسلام - قسمت بیستم
ساعت ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ امرداد ۱۳٩۱ : توسط : مجید

به نام خدا

 

بنای ما تو این وبلاگ این نیست که عین مطالب رو از تو اینترنت کپی و اینجا پیست کنیم اما چون قبلا به شکل مفصل راجع به فواید شناخته شده روزه داری از نظر علوم پزشکی امروز مطلب نوشتیم فقط به دوتا مطلبی که به تازگی برخوردم اشاره می کنم و اینجا عین مطالب رو واستون می ذارم تا ملاحظه بفرمایید :

آمریکایی‌ها فواید بیشمار روزه را کشف کردند

محققان آمریکایی در تحقیقات تازه خود فواید بیشمار روزه گرفتن برای سلامت انسان و تاثیر پیشگیرانه و درمانی آن در بسیاری از بیماریها را کشف کردند.

 

به گزارش جهان به نقل از فارس به نقل از مجله “Pham – Octoal” فرانسه، گروهی از محققان آمریکایی و ایتالیایی تحقیقاتی را در زمینه چگونگی استفاده از روزه برای درمان برخی از بیماریها مثل بیماریهای مغزی نظیر آلزایمر و پارکینسون را انجام داد.


این تحقیقات نشان داد: روزه گرفتن به مدت 2 روز باعث کاهش کالری‌ها می‌شود که این امر به افزایش مقدار سلولهای عصبی منجر می‌شود که اعصاب را فعال می‌سازد.

 

در این تحقیقات آمده است: روزه گرفتن به مدت 10 روز پیاپی همراه با دنبال کردن یک رژیم غذایی مبتنی بر سبزی به بیماران دچار التهاب مفاصل در کاهش میزان درد ناشی از آن کمک می‌کند و همین وضعیت درباره بیماریهای مربوط به قلب نیز صدق می کند.


بر اساس این تحقیقات، روزه گرفتن به مدت 12 روز نیز فواید خودش را در بیماران دارای فشار خون بالا نشان می‌دهد.

 
در بخش دیگری از این تحقیقات آمده است: روزه گرفتن به مدت یک ماه کامل خطرات بیماری دیابت را به میزان 40 درصد کاهش می‌دهد زیرا بدن به جای گلوکز، کلسترول ترشح می‌کند که از چربیها به عنوان منبع انرژی استفاه می‌کند و این وضعیت سلولهای چربی در بدن را کاهش می‌دهد.

 
بر اساس این تحقیقات، روزه گرفتن همچنین از برخی از بیماریها پیش‌گیری می‌کند و نقش درمانی آن در سرطانهای پوست، سینه و مغز به همان اندازه شیمی درمانی است و گرفتن روزه به مدت 5 روز به کاهش رشد تومورهای سرطانی کمک می‌‌کند.


محققان ژاپنی نیز تحقیقاتی را روی 380 بیمار دچار برخی از بیماریهای روانی مثل افسردگی و فروپاشی عصبی انجام دادند و یک برنامه روزه گرفتن به مدت 110 روز را برای آنها اجرا کردند که باعث شد آنها به میزان 87 درصد از این علائم رهایی یابند.

 

روزه، دکمه «ری‌ست» دستگاه گوارش است

 

یکی از متخصصان سرشناس طب طبیعی در آمریکا تاکید کرد: روزه داری که بخشی مهم از آداب مذهبی در اکثریت ادیان جهان است، علاوه بر تاثیرات روحانی سودمند در واقع کلیدی برای تنظیم مجدد کل فیزیولوژی بدن است

به گزارش سرویس «سلامت» ایسنا، دکتر لائورن دیویل در این مقاله می‌نویسد روزه داری درعین حال که راه کاری سودمند برای خاموش کردن و آرام سازی ذهن و نیز مقابله با خواسته‌های نفسانی است، مزایای بسیاری برای سلامت جسم و فیزیولوژی بدن دارد.

به گزارش سایت اینترنتی «توکسون سیتی زن» دکتر دیویل می‌گوید: روزه گرفتن عامل افزایش فعالیت نوع خاصی از گلبولهای سفید خون است و در نتیجه ظرفیت بدن را در شفا یافتن، بالا می‌برد.

دیویل تصریح کرد: ترجیح می‌دهم تاثیر روزه داری را به «دکمه ری‌ست» کامپیوتر بویژه برای دستگاه گوارش و روده‌ها تشبیه کنم چون دستگاه گوارش شما نیز مانند سایر اعضای بدنتان نیاز به استراحت دارد و اگر دائم در حال کار کردن و هضم غذا باشد، فرصتی برای بازسازی و ترمیم شدن پیدا نمی‌کند. پس اگر قادر به روزه گرفتن هستید و پزشک به دلایلی شما را از این کار مفید، منع نکرده است پس از روزه داری و امساک از پرخوری از اثرات شگفت انگیز آن بر جسم و روانتان بهره مند خواهید شد و به سلامتی خود کمک خواهید کرد.

لینک مطالب قبلی این وبلاگ درباره روزه داری از منظر علوم پزشکی امروز :

 

پزشکی در اسلام - قسمت های هفتم و هشتم

 

از همه جا ، از همه چیز ، از همه کس - 4

 

راستش رو بخواین خیلی چشمم آب نمی خوره اکثریت مردم روزه بگیر باشن ، هم ایمانها سست شده هم طاقت مردم کم و سعی می کنند با انواع و اقسام توجیهات و بهانه های عجیب غریب علمی ! یه جورایی روزه نگرفتن خودشون رو توجیه کنند ، به عنوان آدمی که تو زمینه های تغذیه ای و پزشکی مطالعه و تحصیل کردم به جرات می گم تو افراد سالم اگه اصول تغذیه افطار تا سحر به درستی رعایت بشه مشکلی برای روزه گرفتن وجود نداره و اگه کسی می بینه مشکل داره باید به خودش شک کنه وگرنه ما هرگز به آفریننده عالم و آگاه خودمون شک نخواهیم کرد ، از جمله توصیه هایی که با توجه به فصل و شرایط می تونم داشته باشم اینه که حتما سحری کامل بخورین و غذایی بخورین که مخلوطی از پروتئین و کربوهیدرات و چربی های مفید باشه ، مثلاً اگه چلوگوشت می خورین یه مقدار روغن زیتون هم رو برنجتون بریزین ، بعد سحری چندتا دونه بادوم و پسته و فندق میل کنید و آب لیموترش تازه رو بگیرین با یه کم آب و اگه دوست داشتین کمی شکر قاطی کنین بخورین ، سبزی خوردن و ماست هم همراه سحری حتما باشه .

از فاصله افطار تا سحر هم هندونه و طالبی و میوه بیشتر از قبل میل کنید ، من خودم به شخصه اصول تغذیه رو که رعایت می کنم تا افطار مشکل خاصی ندارم و کم هم تو گرما بیرون نبودم و پیاده روی نکردم ، ان شالله که شما هم مشکلی نداشته باشین و ما رو هم از دعای پرخیر و برکتتون بی نصیب نذارین که خیلی خیلی بهش تو این شرایط محتاجم .

 

دعای مستجاب

 

در جلد دوم طرائف الحکم چاپ اول صفحه 21 از حضرت علی ( ع ) روایت شده است که پیامبر اسلام ( ص ) هر موقع غم و اندوهی برآن حضرت روی می داد این دعا را می خواند و می فرمود هیچ یک از مسلمین این دعا را سه بار نخوانده مگر آنکه درخواست خود را بدست آورده جز درخواستی که درباره گناهی یا قطع رحم باشد .

بسم الله الرحمن الرحیم یا حَیُ یا قَیوُمُ یا حَیاً لا یَموتُ یا حَیُ لا ِاله الا اَنتَ کاِشفُ الهَمِ مُجیبُ دَعوَهِ المُضطَرین اَسئلُکَ ِباَنَ لَکَ الحمدُ لا اله الا انت المَنانُ بَدیعُ السماوات و الارض ذوالجلال والاکرام رحمانُ الدنیا والاخره و رَحیمَهُما رَبِ ارحَمنی رَحمَهً تُغنینی ِبها عَن رَحمَهِ مَن ِسواکَ یا اَرحم الراحمین

 

*تو بعضی جاها مثل سماوات و رحمان تو متن اصلی الف مقصوره بوده که من این جوری نوشتم

* نمی دونم چطور تشدید می ذارن ! ببخشید که ما این قدر بی سوادیم ! این دعا تو کتابهای کوچیک هدیه احمدیه هست .

 


 
این روزهای مبارک
ساعت ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩۱ : توسط : مجید

به نام خدا

عید شما مبارک ، بالاخره بعد مدتها این وبلاگ برای دوهفته پشت سرهم بروز شد ! من خیلی شب و روز نیمه شعبان رو دوست دارم و شاید حسم تقریبا شبیه حسی باشه که تو اسفندماه و اول نوروز دارم ، یه جور احساس خوشحالی واقعی و از ته دل و نه تصنعی و ساختگی .

جا داره به همه اونهایی که این شب و روز رو برای انجام کارهای خیر مثل عروسی یا یکی از مراسم های مربوط به اون انتخاب می کنند تبریک بگم و از حسن انتخابشون تشکر کنم و صمیمانه براشون آرزوی موفقیت و خوشبختی کنم .

با اینکه مدتها و شاید بهتر بگم سالهاست دیگه مثل سابق تو فکر ازدواج نیستم و تمایلی هم ندارم راجع به این موضوع نه چیزی بگم نه بنویسم و نه دیگران بگن ( که این آخری رو نمی تونم جلوش رو بگیرم .. البته بندگان خدا حق هم دارند اما فعلا شرایط هیچ جوره ایجاب نمی کنه بخوام کاری بکنم ) اما این روزها که می شه گاهی وقتها بهش فکر می کنم و بقولی احساسات بر منطق غلبه می کنه اما الحمدالله بعد منطقی ما اون قدر قوی شده که بتونیم احساسات رو سرکوب کنیم و چاره ای هم جز این نیست .

ولی اگه یه روزی موقعیت طوری شد که باید اقدام کنم ترجیح می دم حداقل یکی از مراسم های چندگانه ! رو تو چنین شب و روزهایی بندازم .. البته معمولا هزینه ها تو ایام خاص مثل این روزها بالاتره ولی به نظرم در مقابل خرجهای مسخره و الکی دیگه که بیشتر از طرف خانواده های ندید بدید درخواست می شه ارزش داره آدم یه قرون دوزار بیشتر خرج کنه اما برنامه اش تو چنین مناسبت هایی بیافته و بشه یه خاطره خیلی خوب و یه تقارن باشکوه که برای همیشه تو خاطره ها بمونه .. سه سال پیش عروسی یکی از دخترعمه هام شب جمعه مصادف با شب نیمه شعبان برگزار شد و عروسی خیلی خوب و جمع و جوری بود که هنوزم که هنوزه ازش به عنوان یه خاطره خوب یاد می شه .. البته من با روز نیمه شعبان بیشتر موافق هستم چون شب نیمه شعبان اعمال خاصی داره که حیفه از دستش داد .

البته همون طور که بالا گفتم خیلی وقته تو این فکرها نیستم و فقط شاید همین یکی دوروز در سال یه مقدار دوباره اون حال و هوا رو پیدا کنم چون موانعی فعلاً سر راه وجود داره که البته شبیه موانع دیگران نیست که لازم به ذکر نیست و می دونید و الحمدالله از اون بابت ها خیلی مشکلی نیست اما جنس موانع و مشکلات از نوع دیگه ای هست که شاید اگه بدتر نباشه بهتر هم نیست .

یکی از موانع اینه که فعلا مصلحت های مهمتری در زندگی من وجود دارند که بر منافع شخصی ام غلبه دارند و طبیعیه که همیشه باید مصلحت رو بر منفعت ترجیح داد ، این مصلحت اندیشی ها دیر یا زود تموم خواهند شد اما زمانش اصلا مشخص نیست و شایدم اصلاً عمر ما کفاف نده اون موقع رو ببینیم ولی در هر صورت من که راضی ام و مطمئنم ان شالله خدا هم راضیه .

نکته بعد هم اینه که من معتقدم اولین قدم برای ازدواج اینه که شما از زندگی خودت رضایت شخصی داشته باشی و راضی باشی( این رضایت به اون رضایت بالایی ربطی نداره ها ! ) تا بتونی این حس رضایت و راحتی و انرژی مثبت رو به طرف مقابل که با هزار امید و آرزو وارد زندگی شما شده منتقل کنی وگرنه از همون اول زندگی شما یه چیزی تو مایه های جهنم خواهد شد و تا آخر هم یه روز خوش تو زندگی نخواهید داشت ... امیدوارم روزی این اولین قدم رو بردارم تا بعد سرچیزهای دیگه بشینیم صحبت کنیم .. این نکته ایه که اطرافیان خیلی بهش توجه ندارند و فقط یه سری چیزهای مادی و ظاهری رو می بینند در صورتی که به نظرم خیلی مهم تره و مثل پله اول می مونه .

من خودم به شخصه اون چیزی که در زندگی می خوام و به دنبالش هستم در درجه اول موفقیت و پیشرفت از نظر علمی و تحصیلی هستش ، بخش اعظمی از اون رضایت شخصی در وجود من هم برمی گرده به همین نکته که البته قطعاً برای دیگران شاید متفاوت باشه و اونها دنبال چیزهای دیگه ای از زندگی باشند که این احساس خوشبختی و رضایت رو درشون ایجاد کنه که البته برای من قابل احترامه ولی توقع دارم اونها هم به خواسته های من احترام بذارند که متاسفانه در بین اطرافیان کسانی هستند که خیلی این موضوع رو درک نمی کنند و احساسشون بر منطقشون غلبه داره و البته من درک می کنم که هم خودشون دوست دارن عروسی من رو ببینن هم خوشبختی من رو می خوان اما خب واقعیت چیز دیگه ایه .

شاید بعضی ها بتونند در آن واحد در دوجبهه فعالیت کنند و هم ادامه تحصیل بدن هم خرج زندگی بدن اما واقعا سخته بخصوص با این گندی که هفت ساله برادران اصولگرا و دولت مهرورز به مملکت زدن کار خیلی راحتی نیست ، من خودم به شخصه ترجیح می دم تمرکزم رو یه محور باشه و توانایی خودم رو در این می بینم و خیلی فوریتی مبنی براینکه حتماً لازمه دوکار روباهم انجام بدم احساس نمی کنم .. البته آینده رو کسی ندیده .. چون شاید شرایط در آینده جوری رقم بخوره که این امکان پیش بیاد که بتونم در کنار درس خوندن زندگی جدیدی رو هم شروع کنم اما فعلاً شرایط جوری نیست که بشه رو احتمالات حساب جدی باز کرد .

بحث بعدی هم برمی گرده به انتخاب مناسب .. این روزها انتخاب واقعا سخت شده .. البته من دید منفی نسبت به قضیه ندارم چون کاملاً معیارها و ملاک هام با بقیه تفاوت اساسی داره ! هیچ کدوم از معیارها هم جنبه ایده آل گرایی نداره و به نظرم خیلی معمولیه منتها متفاوت با بقیه ! به شخصه دوست دارم اصول و نکاتی در زندگی آینده ام رعایت بشه که به چهارچوبی که تا الان بهش اعتقاد داشتم و انجام می دادم و راضی هم هستم لطمه ای نزنه ، کلاً ازدواج برای من اون قدرها هم مهم و ارزشمند نیست که بخوام کلاً طرز فکر و نوع زندگی ام رو 180 درجه عوض کنم .

به نظرم شما اگه بخوای یه تغییر وضعیت اساسی تو زندگی ات بدی باید این تغییر وضعیت در جهت مثبت باشه و از یک درجه به درجه بالاتری ارتقا پیدا کنی نه اینکه بخوای بدتر واسه خودت با دست خودت الکی الکی مشکل درست کنی و جنگ اعصاب بخری و یه عمر به غلط کردن و احساس پشیمونی بیفتی ! از قدیم گفتن واسه سری که درد نمی کنه مسکن نمی خورن ! البته قبلاً شرایط بهتر بود و کمتر مشکلی بود اما هرچی جلوتر می ریم داره بدتر می شه .

یه نکته ای که در طول سالیان طولانی وبلاگ نویسی خیلی شنیدم این بوده که دخترخانم هایی که مطالب من رو با دقت خوندن به این نتیجه رسیدن که من شخصیت جالب و متفاوتی دارم ! واقعا هم درست تشخیص دادن و تازه فقط وبلاگ من رو خوندن و خود من رو هم ندیدن که اگه از نزدیک آشنا بودن خیلی بیشتر از اون چه که نوشتاری دیدن به این متفاوت بودن واقف می شدن .

من خودم به شخصه نکته دیگه ای که همیشه به اطرافیان مشتاق ازدواجم می گم اینه که اگه روزی به این نتیجه برسم که ازدواج موفقی خواهم داشت و حداقل موقعیتی فراهم بشه و اون مصلحت اندیشی ها هم کمرنگ باشه حتما این کار رو می کنم و هیچ وقت ازدواج رو نفی نکردم و نخواهم کرد اما بطور جدی در به انجام درست رسیدن این موضوع تردید دارم و خیلی چشمم آب نمی خوره با این حال و اوضاع این قضیه به خوبی و خوشی پیش بره .

معتقدم با شناختی که از خودم و دخترهای امروزی پیدا کردم شاید فقط 20 درصد دخترهای امروزی کسی مثل من تو ذهنشون باشه و بتونند یه عمر با من سر کنند و بالعکس .. منم ملاک ها و روحیاتم و اون چه که از زندگی می خوام جوری نیست که بتونم با هرکسی زندگی کنم و شاید همون 20 درصد بالا صدق کنه ، بقولی دختر زیاده اما زن زندگی خیلی کمه .

گاهی خنده ام می گیره که اطرافیان می آن پیشنهادمی دن که فلان دختر فلان خصوصیات و مشخصات رو داره و خیلی مورد خوبیه !! از دستش نده ! در صورتی که توصیفاتی که تحت عنوان خوب و مناسب می کنند دقیقاً همون چیزهاییه که من ازشون بدم می آد !!!! حالا اینکه فلانی خوبه ما منکرش نیستیم ان شالله که هست ولی با اون چه ما به دنبالش هستیم کاملاً فرق داره .

خیلی تمایلی ندارم معیارهایی که دارم رو باز کنم هرچند چندسال قبل چندبار تو نوشته هام این کار رو کردم و شاید از رو مطالب آرشیوی بشه چیزهایی رو حدس زد ولی بطور کلی بگم من الگوی زن سنتی برام قابل قبول تر و قابل رضایت تره تا الگوهای امروزی .. هرچند شاید امروز دیگه نشه مثل سابق این جوری تقسیم بندی کرد و کار ما از انتخاب خوب و بد گذشته ! حالا بین چی و چیه بماند ولی اگه یه روزی بخوام اقدامی کنم باید دنبال نزدیکترین به اون چه که دوست دارم باشم نه اون چه که از اول دوست داشتم چون الان دیگه وضع خیلی فرق کرده .. کلاً ملاک ها و معیارهام مادی نیست و شایدم نقطه مقابل اون باشه! به هر حال این حق یه مرده که اگه خواست زندگی تشکیل بده خیلی پا رو علائق و اعتقادات قبلی اش نذاره و الکی واسه خودش دردسر درست نکنه و به معنای واقعی کلمه اگه زندگی قراره تشکیل بشه یه زندگی قابل تحمل و درست حسابی به لحاظ معنوی و روحی باشه وگرنه ادامه زندگی کنونی به نظرم بهتره .

این حق در طرف مقابل هم وجود داره ، می تونه هرجور خواست زندگی کنه و از زندگی اش لذت ببره چه با ادامه تحصیل تا مقاطع بالاتر و عالی چه کار کردن از صبح تا غروب چه ماشین خریدن و تو خیابونها ویراژ دادن چه انواع و اقسام خریدهای تزئینی و انواع و اقسام مانتوهای تنگ و کوتاه و آرایش کردن و  این قبیل برنامه ها ... کسی حق طرف مقابل رو نادیده نمی گیره اما به نظرم نباید اصراری باشه که آدم بی جهت آرامش زندگی اش رو دستخوش تغییر کنه و هرکس باید هر جور دوست داره و راحته زندگی کنه .

یه نکته دیگه هم برمی گرده به تفاوت افکار و اندیشه ها و روحیات که البته لازمه خلقته و اون خیلی مشکل عمده ای نیست و قابل رفع شدنه ، البته به شرطی که آدم خود خودش باشه و فیلم بازی نکنه و ادا اطوار الکی درنیاره ، خیلی سخته شما با کسی زندگی کنی که علائق و روحیات کاملا متفاوتی از شما داره مثلا همین الان من خودم با مادرم آبمون در یک جوی ! نمی ره ولی به نظرم این مشکل خیلی مشکل اساسی نیست و قابل رفع و رجوعه .

یا همین طور تفاوت در دیدگاه ها ، من خودم به شخصه یه دختر با حجاب خوب و ساده و بدون آرایش که می بینم بیشتر خوشم می آد و اون حس احترام بهش بیشتر بهم دست می ده تا یه دختر با آرایش و مانتوی تنگ و کوتاه و نصف مو بیرون ! در صورتی که این تفکر در طرف مقابل برعکسه و فکر می کنه این جوری بیشتر بهش احترام می ذارن و تو چشمه ، حتی تو مجالس زنونه مثل قسمت زنونه عروسی و مجالسی که اینچنینیه هم که جنس مخالفی وجود نداره این تفکر وجود داره .. گاهی وقتها شما نزدیکترین فامیل و آشناتون رو هم نمی شناسین از بس .... !!!!!!!!من خیلی با این جور کارها راحت نیستم .

و نکته آخر از موانع هم این که من به شخصه آدمی نیستم که هر شرطی و هر خواسته ای رو قبول کنم و برم تو یه مجلس خواستگاری بشینم مثل بز سرتکون بدم و هرچیزی گفتن بپذیرم و کارهایی رو که بهشون اعتقادی ندارم یا خواسته هایی که در توانم نیست قبول کنم و به کسی قول الکی بدم .. یعنی برای من این قضیه اون قدرها ارزش نداره که بخوام کاری رو کنم که دوست ندارم و قلبا اصلاً بهشون اعتقادی نداشتم .. نمی دونم در آینده چی قراره بشه و اوضاع بر چه روالی پیش خواهد رفت فقط امیدوارم خدا خودش کمک کنه اگه قراره چنین موضوعی در آینده رخ بده جوری باشه که خیلی اذیت کننده نباشه و همه چیز خوب پیش بره و کشمکش خاصی رخ نده .

با اینکه خیلی تمایلی نداشتم در این باره تو وبلاگ صحبت کنم و خیلی تو این جور افکار نیستم اما احساس کردم لازمه این نکات مطرح بشن ولی امیدوارم همه اونهایی که تو این روزهای عزیز دارن جشن پیوندشون رو برگزار می کنند زندگی های پایدار موفقی داشته باشن و هیچ وقت هم از انتخابشون پشیمون نشن و بدونند که درسته فعلا دست ما خواسته و ناخواسته از این جور بساط ها کوتاهه اما ما هم این روزها از شادی اونها و خانواده هاشون شادیم و ما رو هم در شادی خودشون شریک بدونند .

به امید روزی که همه ما یک یاری کننده برای امام زمانمون باشیم و باری از رو دوش اون حضرت برداریم و خاری در پیش پای مبارک ایشون نباشیم ... ان شالله !

 

  

 

 


 
دانستنیهای کاربردی بهداشتی پزشکی تغذیه ای - قسمت دوم
ساعت ۳:٠٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٩ تیر ۱۳٩۱ : توسط : مجید

به نام خدا

 

سردرد بعد از خوردن بستنی

حتما تا حالا تجربه اش کردین ، چه بعد از خوردن بستنی چه بعد از نوشیدن یه لیوان نوشابه تگری یا هرچیز سردی یه مرتبه یه درد تیرکشنده تو پیشونی آدم می آد که البته بیست سی ثانیه بعد هم خودبخود رفع می شه ، گاهی وقتها هم ممکنه درد فقط محدود به پیشونی نباشه .

علت این درد رو عکس العمل شاخه ای از عصب پنجم جمجمه ای در مقابل سرما می دونند ، برای پیشگیری هم می گن مواد خیلی سرد رو باید آهسته آهسته بخورین و مثلاً یه تیکه کوچیک بستنی رو که خوردین جلوی دهانتون نگه دارین تا سقف دهانتون کم کم سرد بشه و بعد می تونین آروم بلعیدن رو شروع کنین ، این جوری اون شوک سرد دیگه به عصب وارد نمی شه .

WBC

حتما تا حالا تو برگه های آزمایش این واژه مخفف رو دیدین که منظور همون white blood Cell یا گلبولهای سفید خون که سربازان دفاعی بدن هستند هستش ، حد طبیعی اون حدود 4000 تا     10000 سلول در هر میلی متر مکعب باید باشه ( البته 1000 تا بالا پایین بسته به نوع آزمایشگاه و کیت بکار رفته هم خیلی نگران کننده نیست ) ، افزایش بیش از حد نرمال گلبولهای سفید یا WBC ها رو لکوسیتوز و کاهش کمتر از حد نرمال اونها رو لکوپنی می گن .

معمولا علت اصلی افزایش WBC ها عفونت هستش ولی در بیماریهای التهابی و سرطانی ، روماتیسم و بیماریهای خانواده روماتیسم ، درد ، ترس  ، تصادفات ،  استرس ، و حتی ورزش هم ممکنه تو آزمایش بالا نشون داده بشن .

کاهششون هم ممکنه در اثر کمبودهای تغذیه ای ، نارسایی های مغز استخوان ، شیمی درمانی و پرتودرمانی تو بیماران سرطانی و بعضی بیماریهای خودایمنی و حتی عفونت های خیلی شدید  باشه .

لازم به ذکره تو نوزادان میزان WBC ها تا 30 هزارتا و تو بچه های زیر دوسال تا 17000 تا هم ممکنه طبیعی باشه .

فروس فومارات

حتما می دونین که خیلی از خانم ها که به علت کم خونی یا عادت ماهیانه یا بارداری و شیردهی ناچار به استفاده از آهن هستند خیلی با ترکیبات سنتی آهن که معمولا فروس سولفات هستند مشکل دارند و دچار مشکلات گوارشی می شن و نمی تونند تحمل کنند و یا مجبور هستند باشکم پر قرص آهن بخورن که در اون صورت جذب آهن دارو پایین می آد .

به تازگی ملح فومارات آهن توسط کارخونه های داروسازی داخلی و خارجی به بازار اومده و تو داروخانه ها هم موجوده که مشکلات گوارشی  ملح سولفات رو نداره و برای خانم ها قابل تحمل تره و درصد جذب و آزاد کردن آهن المنتالش هم بیشتره ، فقط یادتون باشه سعی کنین ملحی از فروس فومارات رو بگیرین که همراه با اسید فولیک باشه ، به نظر من این جوری بهتره ولی اگه گیر نیاوردین ایراد نداره ، رفتین داروخانه بگین فروس فومارات دارین ؟ اگه گفتن داریم بگین با اسید فولیک یا بدون اسید فولیک ؟!!!

 

پی نوشت : این روزها خیلی گرفتاری خانوادگی داریم ، یکی دوتا بیمار سکته ای اعم از مغزی و قلبی داریم که حسابی همه خانواده ما رو ناراحت کردن ، خانواده ما هم که از اون خانواده های همه بهم وابسته !!  همه هم چپ و راست هم از من تا جزئی ترین مسائل پزشکی رو بارها و بارها حضوری ، تلفنی و پیامکی می پرسن تا اون چه رو که خودشون دوست دارند بشنوند ( نه واقعیت رو ) از دهن من بشنون ! که البته شدنی نیست ، این رو هم بگم اوضاع بیماران ما الحمدالله اون قدرها هم ناامید کننده نیست و راه شفا و نجات براشون بازه منتها صبر اطرافیان کمه .

نمی دونم همه اونهایی که تحصیلاتشون در زمینه علوم پزشکی هستش هم این طوری هستند یا فقط واسه من این طوریه که این قدر اطرافیان ازش خواسته های عجیب غریب دارند ! گاهی وقتها هم همه دوست دارند دکتر که می رن منم باهاشون برم با دکتر حرف بزنم ! کاری که ازش خیلی بدم می آد و معتقدم باید اجازه داد کادر پزشکی با آرامش کارشون رو بکنند یا جایی که به شخصه سوالی ندارم فشار می آرن برم با کادر پزشکی صحبت کنم !! بقولی عجیباً غریبا !!! بی زحمت دعا یادتون نره، التماس دعا داریم .