عکسهای نوروز 93 - قسمت دوم
ساعت ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۳ اسفند ۱۳٩٢ : توسط : مجید

به نام خدا 

 

چون احتمالا حداقل تا هفته دوم تعطیلات بروز رسانی ندارم همین جا از فرصت استفاده می کنم و فرا رسیدن سال 1393 هجری شمسی رو به همه شما همراهان باوفا و همیشگی و خانواده های ارجمندتان صمیمانه و از ته دل تبریک عرض می کنم و آرزو می کنم سال 1393 بهترین ، موفق ترین ، پربارترین و شادترین سالی باشه که تا حالا داشتین . 


 
عکسهای نوروز 93 - قسمت اول
ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ اسفند ۱۳٩٢ : توسط : مجید

البته این قدرها هم هول نیستیم !! فقط برای عکس گذاشتیم و بعدش تا اطلاع ثانوی جمع کردیم !! چشمک

 


 
چند خط برای اسفندماه
ساعت ٧:٥۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩٢ : توسط : مجید

به نام خدا

 

نمی دونم تو چه مرحله ای از خونه تکونی هستید ، ما که 90 درصد کارهامون رو انجام دادیم و عیدی ها رو هم کادو کردیم و ان شالله عکسشون رو هفته آخر اسفند تو همین وبلاگ خواهید دید .

به نظر من اگه آدم با برنامه جلو بره و به خودش فشار نیاره و کارها رو تقسیم کنه هم بموقع کارهاش رو انجام می ده هم از این رسم پسندیده لذت خواهد برد و هم کارهاش به دقیقه 90 نخواهد افتاد اما افسوس که بیشتر مردم ما متاسفانه دقیقه نودی هستند .

راجع به این برنامه عیدی دادن ما به این شکل تو سالهای گذشته خیلی ها سوال کردن و براشون جالب بوده برای همین چند خط لازمه توضیحاتی عرض کنم .

این برنامه که برای صغیر تا کبیر هدیه غیر پولی ! تهیه می کنم و بعد تو کادوهای قشنگ قرار می دم و موقع عید تو اتاق جلوی دید قرار می دم اولاً تقلیدی از درخت کریسمس نیست چون ماکه درخت نداریم ! بلکه نوعی ابتکار برای پررنگ جلوه دادن و تفاوت نوروز با بقیه مناسبت هاست بخصوص برای کسانی که سن و سال بالایی ندارند نوعی آموزش فرهنگی هم می تونه محسوب بشه تا از الان یه سری باورها در وجودشون نهادینه بشه .

دوم اینکه به لحاظ موقعیت خاصی که خونه فعلی ما داره و بزرگتری بنام مادربزرگم با نزدیک 90 سال سن در این خونه زندگی می کنه علاقه مندم خونه ما مثل گذشته که بزرگترهایی مثل پدربزرگم یا حتی پدرم درش بودند و همیشه یه جورایی برای فامیل محوریت داشته و مرکز ارجاع و رفع و رجوع مشکلات ،  غم ها و شادی های زیادی بوده همچنان اون " متفاوت بودن " و کارکرد قدیمی خودش رو حفظ کنه و اون دیدی که از گذشته نسبت به خونه ما دربین اقوام بوده به یکباره از بین نره و یه جورایی جلوی از هم پاشیدگی یکسری باورها نسبت به منزل ما در نبود پدربزرگ و پدرم گرفته بشه .

اینکه اقوام و بخصوص بچه ها در نوروز بخصوص "روز اول " که همیشه روز خیلی متفاوت و بسیار شادی در این خونه بوده دست پر از خونه ای که بنام " خونه مادر  " می شناسند خارج بشن هم برای من خیلی با اهمیت و در عین حال لذت بخشه ، اذعان به متفاوت بودن حال و هوای نوروز در خونه ما همیشه زبانزد خاص و عام بوده .

پس این برنامه خاص همین خونه فعلی ماست و قطعاً اگه در شرایط برخی ساکنین خونه تغییری حاصل بشه چون ترکیب مهمانان هم بهم خواهد ریخت و رفت و آمدها رنگ طبیعی تر و واقعی تری به خودش خواهد گرفت دیگه ضرورتی برای حفظ همین شیوه نخواهد بود ، از شما چه پنهون خیلی از رفت و آمدها بخاطر مادربزرگم صورت می گیره و شاید اگه مادربزرگم نبود خیلی ها رو سال تا سال هم نمی دیدیم و در پاره ای موارد ناچار به بازدید اجباری رفتن هم نبودیم !!

نمی دونم اگه روزی خونه مستقلی داشته باشیم یا داشته باشم – حالا چه زندگی مجردی چه اگه ناچار به ازدواج شدم - وضعیت این برنامه به چه شکل خواهد بود اما مطمئناً به شکل فعلی نیست و شاید مثل عامه مردم رفتار کنم اما اونچه که مشخصه اینه که دوست دارم تا جایی که امکان داره و مشیت الهی مقدر بداره کج دار و مریز شیوه فعلی رو ادامه بدم ، اگه تقدیر الهی هم براین قرار گرفت که ما زودتر از خدمت دنیا مرخص بشیم هم خیالم راحته که خاطره خوبی برای نوروز در اذهان فامیل از خودم دارم که تا ابد در ذهنشون خواهد بود و به لحاظ فرهنگی هم قدمی برداشتیم !!

سعی هم می کنم برای اینکه دلخوری یا تبعیضی پیش نیاد برای همه عیدی تهیه کنم وگرنه اگر قرار بود " دلی " عمل کنم پنجاه درصد کادوهایی که تو عکسهای سالهای گذشته و ان شالله پیش رو دیدید و خواهید دید وجود نداشتند !! اما چه کنیم که مصلحت هایی بزرگتر حکم می کنه که برای جلوگیری از یه سری حرفهای خاله زنکی و ناراحتی ها تفاوتی – که خداییش باید هم باشه ! کادو دادن زورکی دیگه از اون چیزهاست که فقط اینجا می شه دید !! – بین فامیل نگذاریم ... این نیز بگذرد .

ولی خیلی دوست دارم بالاخره یه روزی همون طور که من عیدهای خونه مون رو متفاوت کردم خودم هم نوروزی متفاوت از رویه خشک و مصنوعی و زورکی فعلی که سالهاست وجود داره تجربه کنم ، یعنی هرجا که دلم خواست با هروسیله ای که باهاش راحت بودم و هر زمان که دوست داشتم برم و با هرکس که دوست دارم در هر سطحی که تشخیص می دم ارتباط داشته باشم  ... اون موقع شاید تازه مزه روز دوم به بعد نوروز رو هم بچشم ، چیزی که سالهاست ازش محروم بودم و معلوم هم نیست تا کی قراره ازش محروم بمونم .... این نیز بگذرد .

 

پی نوشت اول : باقی مطالب رو از آرشیو اسفندماه های وبلاگ بخونید .

پی نوشت دوم : برای چندصدمین بار از خوانندگان عزیز خواهش می کنم اگه سوالی دارند یا تو قسمت نظرات مطرح بفرمایند یا ایمیل بزنند و مطمئن باشند در حد سوادم در خدمتشون هستم اما عنایت داشته باشند که ما مطلب اختصاصی برای پاسخ به سوال خاصی نمی تونیم داشته باشیم .

 ضمن اینکه من هرچقدر فکر می کنم نمی تونم درک کنم که برخی عزیزان پیش خودشون چه فکری می کنند که سوالی رو با اسم مستعار و بدون برجا گذاشتن هیچ نشانی و اونم در قالب " نظر خصوصی " بیان می کنند !! این همه محافظه کاری و احتیاط واقعاً چه دلیلی داره اونم در شرایطی که حتی آی پی اونها صرفاً برای مدیر وبلاگ قابل روئیته و در حد همون اسم مستعار و بدون داشتن آدرس وبلاگ یا ایمیلی می تونند مطمئن باشند که حریم اونها حفظ خواهد شد و دیگه این" نظر خصوصی " کردن چیه من موندم ! اگه هم بخوای نظر رو از حالت خصوصی دربیاری و جواب بدی هم ممکنه .......... بگذریم !! نمی دونم چرا مردم این طوری شدند !!