برای بعد از انتخابات
ساعت ۱:٤٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩٢ : توسط : مجید

به نام خدا

 

تبریک به رئیس جمهور منتخب

در ابتدا اعتماد مردم ایران به حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای دکتر روحانی رو خدمت ایشون تبریک عرض می کنم و ان شالله امیدوارم در مسیر خطیر پیش رو موفق باشند و با بهره گیری از مدیران باتدبیر ، کارآمد و با تجربه سامانی به اوضاع کشور بدهند .

چرا دکتر روحانی رای آورد ؟

اگه خاطرتون باشه چند هفته پیش در اولین قسمت از مباحث انتخابات ریاست جمهوری خدمتتون عرض کردم کسی برنده انتخابات خواهد شد که بتونه هفته آخر موج احساسی ایجاد کنه و آرای سرگردان و خاموش رو به سمت خودش بکشونه که خوشبختانه این بار اصلاح طلبان تونستند بعد از دوم خرداد 76 و 29 بهمن 78 موج ایجاد شده رو به نفع خودشون مصادره و با استفاده ازش نتیجه انتخابات رو به نفع خودشون رقم بزنند .

اشتباه محاسباتی قالیباف در مناظره آخر که باعث شد خودش در چاهی که برای روحانی کنده بود بیافته ، فن بیان مناسب دکتر روحانی در مناظرات که ناشی از منبری بودن ایشون می باشه، تشتت اصولگرایان در مناظره سیاسی و رعایت نکردن برخی مسائل از سوی جلیلی که باعث بحث هایی شد که در نهایت به ضرر اصولگرایان و به سود دکتر روحانی شد ، کنار کشیدن دکتر عارف و هدایت حداقل پنج میلیون رای دست نخورده و ثابت ایشون به سمت دکتر روحانی و در نهایت دفاع تمام قد آقای هاشمی و آقای خاتمی از دکتر روحانی که این ریسک رو پذیرفتند و به شکل علنی از ایشون حمایت کردند باعث شد موج عظیمی ایجاد بشه که هم تحلیل های بسیاری از کارشناسان رو بهم بزنه هم نتیجه نظر سنجی های معتبر رو زیر سوال ببره و هم باعث شکست اصولگرایان بشه .

البته در این بین نباید از شخصیت مثبت دکتر روحانی هم غافل شد ، من اولین باری که ایشون رو دیدم شهریورماه 76 بود که کابینه آقای خاتمی قرار بود رای اعتماد بگیره و بجای آقای ناطق نوری ایشون ریاست جلسه رو برعهده داشت ، حوالی ظهر بود که نمایندگان می گفتند جلسه رو تعطیل کنیم و بریم نماز ! اونم فکر کنم نیم ساعت یا یک ساعت قبل اذان ! دکتر روحانی اونجا با کنایه و خنده بهشون گفت که قبل اذان نمی شه نماز خوند ! از اینکه آدم خشکی نبود خوشم اومد .

ایشون تحصیلکرده حوزه و دانشگاه در داخل و خارج کشوره ، سالها در کنار مسئولین عالیرتبه بوده و مسئولیت های مهمی برعهده داشته و بعد از روی کار اومدن آقای خاتمی هم مورد اعتماد اصلاح طلبان قرار گرفت و هشت سال کامل امور شورای عالی امنیت ملی به ایشون واگذار شد ولی به معنای رایج عرفی هیچ وقت جزو دارو دسته اصلاح طلبان نبوده و تقریباً میانه حرکت کرده ، هرچند نزدیکی گفتمانی و سیاسی زیادی با آقای خاتمی داشته و همین هم در نهایت باعث اقبال عمومی به ایشان شد .

جالبه بدونید که ایشون روز سوم خرداد 76 اولین کسی بود که به آقای خاتمی تبریک گفت .

من با اینکه سر قضیه 23 تیر 78 از ایشون دلخوربودم و انتظار داشتم ایشون در اون سخنرانی معروف به ریشه های قضیه بیشتر می پرداخت و از حقوق دانشجویان بیشتر دفاع می کرد و محکم تر جلوی لباس شخصی ها می ایستاد و از خون پایمال شده مرحوم عزت ابراهیم نژاد هم براحتی نمی گذشت ولی با این حال در نهایت تصمیم گرفتم به انتخاب آقای هاشمی و آقای خاتمی اعتماد کنم و به ایشون رای بدم .

 این اولین بار بود که برای رای دادن بجای نظر خودم نظر جمع و بزرگان جناحی رو که بهش بیشتر نزدیک هستم لحاظ کردم وگرنه همیشه یکی دوماه قبل از انتخابات گزینه یا گزینه های مورد نظرم رو انتخاب و به همون ها هم رای می دادم و تغییری هم از اول تا آخر نمی دادم ولی خب توسعه و بلوغ سیاسی حکم می کنه گاهی اوقات تابع مصالح و منافع حزبی بود بویژه در این هنگام که فشار شدیدی روی اصلاح طلبان وجود داشت و چهارسال بود کیهان شریعتمداری و افراطیون صاحب تریبون تحقیرها ، توهین ها و تهمت های فراوانی که بیشتر لایق خودشون بود نثار این طرف می کردند ولازم بود جواب دندان شکنی بگیرند که گرفتند !

 رای من بیشتر از رای به دکتر روحانی دفاع از اصلاح طلبی و نفی مرده سیاسی پنداشتن اصلاح طلبان بود ، ما نشون دادیم که هنوز می تونیم تعیین کننده باشیم و حرف آخر رو بزنیم .

برخلاف برخی ، من بسیار به دولت دکتر روحانی امیددارم چون نیروهای باتجربه ای که تلفیقی از دولتهای اصلاحات و سازندگی هستند در این دولت مسئولیت خواهند داشت ، درسته که شاید دکتر روحانی یک اصلاح طلب تمام عیار دو آتیشه نباشه اما خودش اعلام کرده که راه دولت سازندگی و اصلاحات رو ادامه خواهد داد و این خیلی نکته مهم و قابل تاملی محسوب می شه .

من رئیس جمهور غیر روحانی ( غیر ملبس ) رو به روحانی ترجیح می دم اما به روحانیون تحصیلکرده ، روشنفکر ، خوش پوش ، مرتب و معتدل هم علاقه مندم که به نظرم دکتر روحانی می تونه برامون آقای خاتمی رو تداعی کنه چون از این نظرها خیلی شبیه آقای خاتمی هستش و از نظر فکری و سیاسی هم اگه مورد قبول آقای خاتمی نبود هشت سال مسئولیت اداره شورای عالی امنیت ملی و مذاکرات هسته ای رو در دولت اصلاحات عهده دار نبود و آقای خاتمی هم اینچنین تمام قد از دکتر روحانی حمایت نمی کرد و همه طرفداران خودش رو برای رای دادن به دکتر روحانی تهییج نمی کرد .

اینکه الان اصولگرایان سعی می کنند پیروزی اصلاح طلبان رو لوث و کمرنگ کنند بی فایده ست .. اگر آقای خاتمی به عارف دستور کنارکشیدن نداده بود و تمام قد از دکتر روحانی حمایت نمی کرد الان رای دکتر روحانی از رای قالیباف هم کمتر بود .

ضمن اینکه چقدر تو این ده ساله همین شیخ دیپلمات رو سر توافق 29 مهر 82 سعد آباد و بروکسل و پاریس کوبیدند ولی حالا اون رو از خودشون می دونند ؟!! عجیباً قریبا !!

آقایون بدانند و آگاه باشند که اینه بخشی از توان و قدرت اجتماعی و سیاسی اصلاح طلبان ! موقعی که یکی از مدیران هاشمی و خاتمی با یک اشاره ظرف 48 ساعت هجده میلیون رای می آره مطمئن باشید اگه خودشون بودند بالای بیست و پنج میلیون رای می آوردند و از همین می ترسیدند که اجازه ندادند خاتمی بیاد و اون جور هاشمی رو رد صلاحیت کردند اما بنازم قدرت خدا رو که خوب جوری تو کاسه شون گذاشت ! حالا باید چهارسال یا به عبارتی هشت سال تحمل کنند چون رفتار انتخاباتی مردم معمولاً جوریه که رئیس جمهور رو بعد چهارسال دوباره انتخاب می کنند !

به نظرم الان عزیزان اصولگرا به این نتیجه رسیده اند که نباید هاشمی رو رد می کردند چون با اومدن هاشمی قطعاً یکپارچه می شدند و در مناظرات هم می تونستند از همون تاکتیک معروف ضد اشرافی گری احمدی نژادی ! استفاده کنند ولی روحانی و عارف رو خیلی جدی نگرفتند و بیشتر به خودشون پریدند تا اصلاح طلبان و خب نتیجه اش همین شد .

گاف خبرگزاری فارس در اعلام خبر احتمال رد صلاحیت روحانی دو سه شب قبل انتخابات که با اهداف خاص طراحی و شبانه روی سایت قرار داده شد تا جلوی انصراف دکتر عارف گرفته بشه ولی نتیجه عکس داد هم در اقبال عمومی به دکتر روحانی بی تاثیر نبود .. البته چندساعت بعد خبر رو برداشتند ولی خب کاری که باید نمی شد اتفاق افتاد .

اشتباه دیگه اصولگرایان تایید جلیلی بود که باعث شد "جلیلی هراسی " مردم و تجربه تلخ سال 84 از احمدی نژاد سبد رای دکتر روحانی رو پر و پیمون کنه و کارقالیباف بخت برگشته حتی به دور دوم هم نکشه .. شورای نگهبان در تایید جلیلی اشتباه بزرگی رو مرتکب شد که به نفع هاشمی و روحانی و اصلاح طلبان شد و آرای سرگردان و خاموش و بخشی از آرای قالیباف به سبد رای دکتر روحانی ریخته بشه .

دفاع تمام قد و متعصبانه آقای حداد از نظام و دولت که بیشتر هم بخاطر همین کار اومده بود و سکوت سایراصولگرایان در مناظرات هم وضعیت اقبال عمومی رو به اصولگرایان بدتر کرد ،قالیباف و جلیلی در مناظره آخر بدکاری کردند با ولایتی درافتادند که عملاً به نفع دکتر روحانی تموم شد .

چیزی که الان باعث خوشحالیه اینه که اصلاح طلبان به بلوغ سیاسی خوبی رسیدند و از ناکامی های گذشته درس گرفتند و از شکست ها پیروزی ساختند ، مرجع قراردادن هاشمی و خاتمی به عنوان فصل الخطاب و کار سیاسی مدبرانه و منظم و با برنامه و استفاده از تشتت در اردوگاه رقیب و در نهایت تن دادن به خروجی نهایی جبهه سیاسی و یکپارچگی خوبی که ایجاد شد باعث شد ثمره شیرینی  داشته باشه .. درسته ما حزب به معنای مصطلح غربی نداریم اما حرکتی که انجام شد کم از حرکت های منسجم حزبی معمول در همه جای دنیا نداشت و تمرین خوبی برای موفقیت های آینده بود .

ولی خودمونیم اینم نکته قابل تاملیه که تو بین 6 نفر که فقط یک نفرشون روحانی بود مردم با اختلاف بالا اون شخص روحانی رو برگزیدند ، این نشون دهنده اینه که مردم هنوز از لباس روحانیت منزجر نشدن و کاری با صنف و لباس ندارند بلکه از تحجر و جمود و تعصب بیزار هستند و هنوز هم روحانیون تحصیلکرده و روشنفکر در بین مردم جایگاه دارند .. این یکی از دستاوردهای مهم 24 خرداد بود و روحانیت می تونه از این بابت به خودش بباله ، اعتبار خدشه دار شده روحانیت با این انتخاب ترمیم شد  .  

 

دغدغه هایی برای آینده

با اینکه عقل سلیم می گه باید به آینده دولت دکتر روحانی خوشبین بود ولی راستش رو بخواین من خیلی احساس پیروزی ندارم و دغدغه هایی دارم که برام باعث نگرانی شده و امیدوارم در آینده نزدیک برطرف بشه .

اول اینکه الان توقع جدی از دکتر روحانی ایجاد شده که دکتر عارف رو به عنوان معاون اول انتخاب کنه ، شاید هم این اتفاق رخ بده ولی نباید شان و شخصیت بالای دکتر عارف رو تا این حد پایین آورد و در مقابل نباید برای رئیس جمهور منتخب تعیین تکلیف کرد .

طبق اصل 124 قانون اساسی این حق مسلم رئیس جمهوره که هر کس رو می خواد معاون خودش کنه و شاید دکتر روحانی با تیم خودش مثل نعمت زاده ، ترکان یا نوبخت راحت تر باشه و با این مطالبات احساسی تو محذوریت گیر کنه و اگه هم چنین انتصابی انجام بده بعداً عواقب ناخوشایندی داشته باشه و نتونند باهم کار کنند .. بهتره اگه دل دکتر روحانی برای معاون اولی با کس دیگه ست همون فرد انتخاب بشه و خاطره فداکاری دکتر عارف که نه بخاطر شخص بلکه بخاطر جریان اعتدال و اصلاحات بود برای همیشه در اذهان باقی بمونه و خراب نشه .

اگه هم دکتر عارف معاون اول نشه از همین ابتدای کار طرفداران احساسی اصلاحات که به دکتر روحانی رای دادن دچار سرخوردگی خواهند شد و شاید نشه کنترلشون کرد و همین اول کاری با دولت و رئیس جمهور سر لج می افتند و این اصلاً خوب نیست .

ضمن اینکه شاید خود دکتر عارف ترجیحش این باشه که معاون اول نشه یا وزارت علوم یا ارتباطات برای دکتر عارف درنظر گرفته بشه .. خلاصه این قضیه رو باید اول کاری یه جوری مسالمت آمیز با تدبیر جمعش کرد ، امیدوارم دوستان طرفدار اصلاحات هم درک کنند که رئیس جمهور حق داره مدیران کابینه اش رو خودش بدون محدودیت و فشار تعیین کنه و نباید بخاطر رای ما منتی سرش باشه یا تو محذوریت قرار بگیره ... رای ما به شخص نبود بلکه به یک جریان و مقابله با جریان دیگه بود .

نکته دوم اینکه جناب آقای دکتر روحانی ! ما بخاطر رای مون منتی بر شما نمی گذاریم و توقع هم نداریم کابینه تبدیل به شرکت سهامی بشه و علی رغم میل باطنی تون از کسانی استفاده کنید که باهاشون راحت نیستید و همین که مدیرانی سالم ، کارآمد ، دلسوز و با تجربه روی کار بیارید تا خیری برای مردم و کشور داشته باشند برای ما کافیه اما از شما توقع داریم هیچ گاه از یاد نبرید که جایگاه فعلی تون رو مدیون حمایت تمام قد آقای خاتمی و اصلاح طلبان و بسیج رای این قشر برای شما هستید و دوست داریم دکتر روحانی ورژن 92 رو در قامت رئیس جمهوری منتخب ببینیم .

از شما انتظار داریم الان که با حمایت اصلاح طلبان در این جایگاه قرار گرفتید مطالبات برحق و قانونی اصلاح طلبان رو پیگیری و در حد مقدورات به سرانجام برسونید و مبادا روزی بیاد که ما احساس کنیم از اسم خاتمی و اصلاح طلبان در همایش ها و سخنرانی های انتخاباتی استفاده تبلیغاتی کردید که در اون صورت اولین رئیس جمهوری بعد از سال 60 خواهید بود که بیشتر از چهارسال ریاست جمهوری رو تجربه نخواهد کرد چون حداقل ده میلیون رای خودتون رو از جبهه اصلاحات دارید و نباید این رو هیچ وقت فراموش کنید .. اگر بجای جنابعالی روی دکتر عارف یا حتی کس دیگه اجماع می شد هم نتیجه ای چنین بدست می اومد ولی بزرگان ، شما رو انتخاب کردند و ما هم پذیرفتیم و منتی نداریم ولی در مقابل توقع داریم که نگذارید جریانات تندرو و شکست خورده اصولگرا که ده سال شما رو کوبیدند و در مبارزات انتخاباتی هم  قصد تخریب شما رو داشتند و شما رو از خودشون نمی دونستند به شما نزدیک بشند و جریان اصلاحات رو که در موفقیت شما نقش غیر قابل انکاری داشت کنار بزنند .

جناب آقای دکتر روحانی ! امروز خواست قاطبه مردم ایران و بویژه جوانان پایان دادن به فضای ایجاد شده در هشت سال اخیر بطور اعم و چهارسال بعد 88 بشکل اخص است ، همان طور که خود در جشن های خیابانی جوانان و مردم ملاحظه کردید مردم از فضای موجود به تنگ آمده و گشایش را در شما که روحانی تحصیلکرده و روشنفکری هستید می بینند و به تدبیر و امید شما امید دارند پس امیداست امید این مردم را ناامید نکنید و در کنار آنها قرار گرفته و پیگیر مطالبات برحق آنها باشید ، بویژه با ارتباط خوبی که می توانید با مسئولین عالیرتبه نظام داشته باشید .

خوانندگان محترم بدانند که به این دلیل گفتم فقط یک رای دهنده به دکتر روحانی هستم نه حامی و همین رو در پیامکی به دوستان و آشنایان که لطف دارند و نظر ما براشون مهمه عرض کردم که از آنچه که ممکنه در آینده در دولت دکتر روحانی اتفاق بیافته مطمئن نیستم و نمی توانستم با صراحت و تمام قد از ایشان دفاعی داشته باشم و زمان همه چیزرا مشخص خواهد کرد که درست بوده یا نه .

مثلاً در کنار نام مدیرانی که به عنوان اعضای کابینه مطرح هستند نام هایی وجود دارند که از کفایت و سلامت آنها اطمینان لازم رو ندارم مثل آقای ع برای بانک مرکزی ! که فرد چندان خوشنامی نیست ولی برای همون پست آقای ق یا د رو کاملاً می پسندم ، در انتخاباتهای گذشته هم رای دهنده بودم هم حامی و با شور و شوق همه رو به رای دادن به گزینه مورد نظر تشویق می کردم ولی در این انتخابات فقط رای دهنده بودم و بعد اعلام نتیجه هم چندان احساس شعفی نداشتم ولی امیدوارم این بار این احساس شعف در آینده و در ادامه کار دولت به من دست بده .

باید منتظر موند و دید در ادامه چقدر این رئیس جمهور و دولت قدرشناس اصلاح طلبان خواهد بود و آیا خاتمی و اصلاح طلبان برای اینها فقط یک ابزار تبلیغاتی بودند یا نه و در این مورد الان نمی شه قضاوتی کرد ، فعلاً باید خوشبین باشیم که رئیس جمهوری با شخصیت و تحصیلکرده حوزه و دانشگاه ، کاملاً دیپلمات و سیاستمدارو با سابقه مناسب در انقلاب و جنگ و طول فعالیت نظام انتخاب شده و مورد حمایت بزرگان هم هست .

در زمینه کابینه چون تقریبا مشخص و قابل حدسه نمی تونم خیلی ورودی کنم ولی به عنوان پیشنهاد عرض می کنم که چه خوبه وزبر فرهنگ و ارشاد اسلامی از بین روحانیون خوشفکر تحصیلکرده حوزه و دانشگاه انتخاب بشه ، من حسام الدین آشنا مشاور فرهنگی دکتر روحانی و از گزینه های احتمالی رو نمی شناسم اما یک انتخاب خوب می تونه حجت الاسلام والمسلمین رسول جعفریان باشه .

در زمینه وزارت آموزش و پروش بهتره وزیر از بین فرهنگیان و خود آموزش و پرورشی های با سابقه برگزیده بشه که می شه به رحیم عبادی یا دکتر فانی اشاره کرد و مثل سال 80 وزیر آموزش و پرورش سیاسی انتخاب نشه .. سال 80 تا آخرین روزهای معرفی کابینه دوم آقای خاتمی معرفی مرحوم علاقه مندان ( بهمن 83 فوت کردند ) بجای آقای مظفر قطعی بود که در آخرین روزها آقای حاجی گزینه نهایی شد که به نظرم انتخاب جالبی نبود .

برای وزارت تعاون ، رفاه ، کار و امور اجتماعی هم که چند ساله هرکی رو که باهاشون همفکره و پست دیگه ای رو پیدا نمی کنند اونجا رو بهش می دن معتقدم آقای محمد شریعتمداری گزینه خیلی مناسبیه ، ایشون هشت سال وزیر بازرگانی بودند و کارنامه قابل قبولی در دولت آقای خاتمی داشتند ، اواخر دهه هفتادزمانی که کشور از نظر گندم در مضیقه جدی بود و جز ایشون و آقای خاتمی و رهبری کس دیگه ای در جریان نبود بخوبی تونستند مدیریت کنند و مدیر اقتصادی توانایی هستند و این گمشده امروز ما در این وزارتخونه ست که به نظرم از پسش برمی آن .

باقی وزارتخونه ها هم که تکلیفشون تقریباً مشخصه و نیازی به پیشنهاد نیست ، فقط یه پیشنهاد دیگه هم مونده و اون اینه که بجای آقای دکتر روحانی می شه دکتر محسن رضایی رو در ریاست مرکز تحقیقات استراتژیک بکار گرفت چون به نظرم توانایی این رو دارند که اونجا رو اداره کنند و اگه می خوان هشت سال دیگه رئیس جمهور بشن نباید تو دبیرخونه مجمع تشخیص درجا بزنند .

آقا محسن آدم خوب و دلسوز و با پشتکاریه منتها از یه طرف از نگاه برخی کاریزمای ریاست جمهوری رو نداره از طرف دیگه همیشه بین دو قطبی اصلاح طلب – اصولگرا گیر می کنه و کسی بهش توجه نمی کنه ، شانس آقا محسن زمانیه که در انتخابات عقلانیت جای احساس رو بگیره وگرنه همین دور باطل ادامه خواهد یافت .

قالیباف جان از اصولگرایان بکش بیرون !

خداشاهده این روزها بیشتر از اونکه از پیروزی نامزد اصلاح طلبان خوشحال باشم بابت قالیباف و آینده کاری و سیاسیش نگران و ناراحتم ، حق این مرد این نبود .. می ترسم انگیزه های قوی خدمتش رو به افول و استعدادهاش هرز بره .. ایشون یک معاون اول یا وزیر کشور خوب برای هر دولتی می تونه باشه هرچند بعید می دونم در دولت روحانی پست آنچنانی داشته باشه ولی امیدوارم ازش به بهترین نحو استفاده بشه .

قالیباف مدیری قوی ولی با شم سیاسی پایینه و برخلاف دکتر روحانی سیاس نیست و همین یکی از علل ناکامی اش در دو انتخابات 84 و 92 بوده ، اون از سال 84 که با مطرح کردن " رضاخان حزب اللهی " گند زد به رای خودش و اینم از الان که بی جهت در مناظره آخر پای حواث 82 رو وسط کشید و خواست روحانی رو بندازه تو هچل که مقهور فن بیان و سخنوری دکتر روحانی شد و رای هاش ریزش شدیدی کرد .

حتی از روحانی گذشته به ولایتی هم رحم نکرد و مصالح حزبی رو رعایت نکرد و احتمالاً خشم مقامات بالاتر رو هم برانگیخت که احتمالاً بزودی جواب حرفهاش به ولایتی رو خواهند داد ، من نمی دونم این ائتلاف سه گانه واقعاً فلسفه اش چی بود ؟!! اینها که این قدر باهم اختلاف نظر داشتند و جلوی چشم میلیونها نفر به هم می پریدند واسه چی از اول قراری رو گذاشتند که می شد حدس زد عاقبتش چی می شه و حداد هم با کنارکشیدنش کار خاصی نکرد چون رای هاش فقط یه کم از غرضی بالاتر بود !

من فکر می کنم قالیباف تو محذوریت گیر کرد و ورود به ائتلاف رو پذیرفت چون دکتر ولایتی مطرح کرده بود احتمالا فکر کرد نظر بالا هم همینه و از طرفی چون در نظر سنجی ها اول بود مطمئن بود خروجی ائتلاف خواهد بود ، جالبه در جلسه ائتلاف گفتند که اگه ائتلاف شکست خورد باید در دینداری ما شک کنید ، حالا ما باید شک کنیم یا نه ؟!!

ورود قالیباف از اول به ائتلاف و اصلاً جرگه اصولگرایان اشتباه محض بود ، اصولگرایان بیشتر از ده میلیون در این مملکت رای ندارند و قالیباف اگه می خواد در آینده رئیس جمهور بشه باید روی رای این جبهه هیچ حسابی باز نکنه چون رای تعیین کننده مال این جبهه نیست .

سال 76 اصولگرایان یا جناح راست اون موقع خودشون رو کشتند و از هر جایی و هرکاری مایه گذاشتند تا آقای ناطق رای بیاره که نهایت سرجمع 7 میلیون بیشتر رای نیاورد و با احتساب رای مرحوم زواره ای و آقای ری شهری 8 میلیون و خورده ای رای داشتند .

اون موقع حتی آقای ناطق با بی بی سی مصاحبه کرد ، جواد لاریجانی با نیک براون انگلیسی دیدار کرد ، مهدوی کنی رسماً اعلام کرد حدس می زنیم نظر رهبری ناطق نوری باشه  ( اون انتخابات آخرین انتخاباتی بود که رهبری رای خودش رو جلوی دوربین نوشت چون سر همون نوشتن هم حرف و حدیث پیش اومد که کی رو نوشت ! ) و در نهایت پنج روز مونده به انتخابات حماسه سازان 9 دی 88 ! در 27 اردیبهشت 76 و عصر عاشورا یه عده دختر پسر رو اجیر کردند با عکس آقای خاتمی برن شهرک غرب تو خیابون بزنند برقصند !! که اگه ورود رهبری نبود و از خاتمی رفع اتهام نمی کردند با راه انداختن یه چیزی شبیه 9 دی و تحریک احساسات مذهبی عوام همون موقع کار خاتمی رو تموم می کردند .. البته بعدها معلوم شد که کارناوال عصر عاشورا کار چه کسانی بوده ولی آقای خاتمی پرونده رو پیگیری نکردند و از خیرش گذشتند .

تو همین انتخابات هم رای جلیلی به اضافه بخشی از آرای ولایتی و رضایی و قالیباف متعلق به رای دهنده های اصولگرا بود که سر جمع حدود همین ده میلیون می شه .

آقای قالیباف مشاوران خوبی هم نداشت وگرنه حتماً بهش توصیه می کردند که کاری به کار دیگران نداشته باشه و چاهی رو نکنه که عاقبت خودش توش گرفتار بشه ، من چند توصیه به آقای قالیباف دارم تا ان شالله ایشون رو که از مدیران خوب و کارآمد کشور هستند روزی در قامت رئیس جمهور ببینم .

اول اینکه بره تشکل یا حزبی تاسیس کنه بنام اصولگرایان اصلاح طلب یا اصلاح طلبان اصولگرا یا هر چیز دیگه و جمعی از مدیران کارآمد و خوب پلیس و شورای شهر و شهرداری و ... رو دور خودش جمع کنه و حضور پررنگی در عرصه سیاست داشته باشه و خودش رو از اصولگرایان سنتی بکنه ، از کسانی که قالیباف رو با عمربن سعد مقایسه می کنند یا اون رو تکنوکرات یا ساکت فتنه یا هرچیز دیگه می دونند آبی گرم نمی شه .

دوم اینکه از مشاورین سیاسی کارکشته و آگاه استفاده کنه تا بدونه هر حرفی رو کجا باید بزنه و کجا نزنه ! سوم اینکه خودش رو بیشتر به اصلاح طلبان و آقای خاتمی و هاشمی نزدیک کنه که اگه می خواد رئیس جمهور بشه اینها براش بیشتر فایده دارند تا دیگران .

خداشاهده من فقط منتظر یک جمله از قالیباف بودم که بطور کامل خودش رو از اصولگرایی بکشه بیرون و رای به خودش رو رای به اصولگرایان ندونه تا بهش رای بدم .. من قالیباف رو به دکتر روحانی و تیمش بیشتر ترجیح می دادم ولی نگفت که نگفت ! ما هم که چهارسال بود داشت بهمون توهین می شد و اگه به یک اصولگرا رای می دادیم توهین ها و تحقیرها شدت می گرفت و لازم بود با رای به نامزد اصلاح طلبان جواب دندان شکنی به حضرات داده بشه و این وسط قربانی قالیباف بود !

اینکه می گن اصولگرایان مجموع رای شون کمتر از روحانی بود رو من قبول ندارم چون این مسئله ورای جمع و تفریق های ساده ریاضی هستش .

بیست سی درصد کسانی که به روحانی رای دادن آرای سرگردان بودند که در هر انتخاباتی هستند و تا روز آخر معطل هستند که به کی رای بدن و به جهت تشتت اصولگرایان و موجی که کناره گیری دکتر عارف راه انداخت و حمایتی که آقای هاشمی و خاتمی از دکتر روحانی کردند به سمت آقای روحانی سرازیر شد و اگه جلیلی و ولایتی کنار می رفتند بخشی از این آرا نصیب قالیباف می شد چون دیگه جلیلی هراسی منتفی می شد و حداقل انتخابات به دور دوم می کشید .

ضمن اینکه بخشی از آرای دکتر ولایتی و دکتر رضایی رو هم اصلاح طلبان معتدل تشکیل می دادن که قالیباف رو هم قبول دارند و با کنار رفتن دکتر ولایتی بخشی از آرا به قالیباف می رسید ، آقای قالیباف باید این شعر رو بنویسه بزنه به دیوار که من از بیگانگان هرگز ننالم ......... !!

انتخابات 88

این روزها جریان بازنده اصولگرا که با اختلاف سه برابری رای دومین نفر با شخص پیروز شکست سختی خورده دلخوشیش این شده که دویست سیصد هزارتا رای روحانی رو که اگه نبود انتخابات به دور دوم می رفت با اختلاف یازده میلیونی سال 88 مقایسه می کنه و نتیجه گیری می کنه که انتخابات 88 سالم و کسانی که نظام رو متهم کردند دروغگو هستند .

برمنکرش لعنت ! ما هم امیدواریم همین طور بوده باشه و ما که دخالتی در جریان انتخابات نداشتیم نمی تونیم راجع به صحت و سقم برگزاری این دو انتخابات حرفی بزنیم ولی شواهدی هست که باعث شک و تردید می شه و جوابی بهش داده نشده .

میزان مشارکت در انتخابات 88 حدود 85 درصد با تعداد 40 میلیون و در سال 92  72 درصد با تعداد 36 میلیون اعلام شد ولی نمی دونم چرا همین جوری که چشمی نگاه می کنم فکر می کنم میزان مشارکت امسال بالاتر بوده یا دستکم اندازه سال 88 بوده ؟!! نمی دونم شما هم این احساس رو دارید یا نه ولی احساس من می گه تو این انتخابات بین 40 تا 42 میلیون شرکت کردند ولی خب باید به آمارهای رسمی اعتماد کرد .

همین باعث می شه همون قضیه شایعه 8 میلیون رای اضافه سال 88 ناخودآگاه تو ذهنم بیاد که نکنه ... ؟!!

نکته بعد نرم افزار تجمیع آرای سال 88 هستش که هنوز جزو رازهای حل نشده ست .. برخلاف انتخابات امسال که صورتجلسه شعب ملاک تجمیع بودند اون سال نرم افزاری طراحی شد که از شعب نتیجه وارد اون نرم افزار می شد و به ستاد انتخابات ارسال می شد و ستاد مهندس موسوی اعتراض داشت که این نرم افزار مبهمه و تعریف نشده ست و شایعاتی درباره مرگ مشکوک طراح این نرم افزار که می گفتند از نخبگان کامپیوتر بوده ( بنام محمد اصغری یا همچنین چیزی ) مطرح شد که من نمی دونم واقعاً درست بود یا نه و همچنین شخصی اصلاً وجود داشت یا نه .

یک اعتراض ستاد آقای موسوی هم این بود که در اتاق تجمیع آرا نمایندگان کاندیداها رو راه نمی دادند و فقط محصولی و دانشجو و یکی دونفر دیگه حق ورود داشتند ، تو اون انتخابات احمدی نژاد یک پای ماجرا بود و برگزار کنندگانش محصولی و دانشجو ولی این انتخابات قضیه اش فرق داشت .

حوالی ساعت 9 شب جمعه بود که خبرگزاری فارس و ایرنا خبر پیروزی 63 درصدی احمدی نژاد رو دادند ! در صورتی که تا اون موقع فقط نتیجه خارج از کشور اونم حوزه شرق آسیا اومده بود که نشون دهنده برتری موسوی بود ، بعد آقایون ایراد می گیرن چرا موسوی ساعت یازده شب اعلام پیروزی کرد ؟!!

ساعت دوازده - دوازده و نیم شب بود هم که سایت الف وابسته به احمدتوکلی خبر از پیروزی احمدی نژاد داد ! ولی امسال تا پنج صبح ملت رو معطل کردند تا یه میلیون رای رو اعلام کنند ! من حساسیت های امنیتی رو درک می کنم ولی مگه نباید از قبل این چیزها پیش بینی بشه ؟!! واقعا دلیل تاخیر اعلام نتایج علی رغم وعده های قبلی چی بود ؟

یه نکته جالب هم اینکه فرداش ده صبح شنبه 23 خرداد که داشتند رای ها رو اعلام می کردند پنج میلیون رای شمردند رای محسن رضایی ساعت دو بعد از ظهر صدهزارتا کم شد !! و بعدها هم که سایت الف می خواست شبهه زدایی کنه و از شورای نگهبان می خواست جواب سوالات خوانندگان رو بده این سوال بی جواب موند !

نصفه شب هم زمانی که مهندس موسوی آقای فاتح رو فرستاده بود بیت رهبری یکی از اعضای مشهور اومده بود گفته بود کار تموم شده و احمدی نژاد پیروز شده ! سه چهار روز قبل انتخابات حکم دستگیری جمعی از حامیان اصلاح طلب موسوی صادر شده بود که از شنبه 23 خرداد اجرا شد و چندین مورد دیگه !

پس عزیزان بدانند که هنوز هم راجع به انتخابات 88 ابهاماتی هست که پاسخی براش داده نشده و شاید روزی تاریخ و گذشت زمان جواب اونها رو بده ، در این انتخابات هم اگه همون دویست سیصد هزارتا رای روحانی رو کم می کردند و کار به دور دوم می کشید تعدادی از اون چهارده میلیون نفری که رای نداده بودند به اضافه بخشی از آرای رضایی هم ممکن بود برای شکست اصولگرایان به میدان بیان و شکست اصولگرایان از این هم سنگین تر بشه !! پس عزیزان لطف کنند اگه واقعاً به سلامت انتخابات در سال 88 معتقد هستند جواب شبهات حل نشده اون انتخابات رو بدن ... همون موقع حامیان مهندس موسوی فایل سیصد چهارصد صفحه ای رو تهیه کرده بودند که به شکل مستدل نشون دهنده شبهاتی بود که برای اون هم پاسخ خاصی ندیدم .

یک نکته دیگه هم اینه که سال 84 بعد از پیروزی احمدی نژاد رهبری در پیام تبریکشون از نامزد پیروز خواستند هواداران رو به خیابون نیاره و سال 88 هم به بهانه تولد حضرت زهرا ( س ) تو میدون ولیعصر جشنی گرفتند که جنجالی شد اما امسال بعد اعلام نتایج انتخابات ملت انگار دارن می رن عروسی یا از بند آزاد شدن و جشنی گرفتند که من تا حالا ندیده بودم !! اینها همش نکات قابل تامل برای دوستان اصولگرا و حزب اللهی می تونه باشه !

در هر صورت برای ریاست محترم جمهوری منتخب جناب آقای دکتر روحانی آرزوی موفقیت در خدمت به نظام جمهوری اسلامی ایران ، ملت شریف و ایران پهناور اسلامی دارم و ان شالله با ایشون روزهای خوبی در پیش داشته باشیم .. صعود تیم ملی فوتبال ایران به جام جهانی فوتبال رو هم خدمت همه شما تبریک و تهنیت عرض کنم و پیشاپیش میلاد یگانه منجی عالم بشریت حضرت صاحب الامر ( ع ) رو هم خدمت شما و خانواده های محترم تبریک می گم ... به امید روزهای شاد

 


 
حرف مرد دوتاست !
ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ خرداد ۱۳٩٢ : توسط : مجید

به نام خدا

 

با توجه به انصراف قابل پیش بینی دکتر عارف  از کاندیداتوری که تحت فشارهای آشکار و پنهان و قراردادن ایشان که آدم محجوبی هستند در محذوریت صورت گرفت و با توجه به مناظره آخر من از کسی حمایت نمی کنم و در انتخابات صرفاً یک رای دهنده هستم و بس !

چون با توجه به اینکه سالهاست در عرصه سیاست مطالعه و رصد دارم از بین جمع حاضر فقط دکتر عارف رو به لحاظ اخلاقی و مدیریتی تایید می کردم و حاضر بودم ایشان را به بقیه توصیه کنم و بقولی یقه گیر بدم ولی الباقی رو خیر ! نمی گم آدمهای بدی هستند ولی هر کدوم در برهه ای فراز و فرودهایی داشتند و نقاط ضعف و قوت و دیدگاههایی دارند که همه اش مورد تایید من نیست و از هر کدوم مسائلی رو به یاد دارم که باعث می شه در رای دادن بهشون دچار تردید بشم !

بنابراین هنوز معلوم نیست که روز جمعه به چه کسی رای بدم و این برای اولین باره که در طول عمر من رخ می ده چون من نه قالیباف رو اصولگرا می دونم نه روحانی رو اصلاح طلب ! برای من فقط این مهمه که جلیلی بالا نیاد و بس ! بقول آقای قالیباف چون حرف مرد دوتاست در ارتباط با رای دادن به رضایی هم که هفته گذشته خدمتتون عرض کردم به شک افتادم ولی احتمال اینکه گزینه نهایی من باشه هنوزم بیشتر از بقیه ست .

بجز سال گذشته که در مرحله دوم انتخابات مجلس شرکت کردم و فقط به علی مطهری رای دادم همیشه رای من به اصلاح طلبان بوده و همیشه هم حداقل از یکی دو هفته پیش از انتخابات می دونستم به کی رای خواهم داد و در نهایت به همون هم رای می دادم ولی این دفعه چون دیگه اصلاح طلبی وجود نداره کاملاً گیج شدم ! البته هنوزم مثل پارسال معتقدم قالیباف به اصلاح طلبی مورد نظر من نزدیک تره و اگه انتخاب بشه می تونه در جهت اهداف اصلاح طلبانه ما پیش بره چون فاکتورهای لازمه رو داره .

بعد از مناظره آخر که دکتر ولایتی برای اولین در عمرش محافظه کاری رو کنار گذاشت و هماهنگ شده یا نشده با مطرح کردن سخنرانی احمدی نژاد تو مهر 86 در تریبون نماز جمعه روز قدس و دیدار خودش با سارکوزی و ژان دیوید ِلویت که سارکوزی بدون اجازه اش آب نمی خورد و یه جورایی واقعاً نفر دوم فرانسه بود ( قابل توجه جناب جلیلی که لویت رو در حد یک کارشناس پایین آوردند ! ) و کارشکنی دولت در نرسیدن به توافق هسته ای که یه جورایی به احمدی نژاد تیرخلاص رو شلیک کرد و من مطمئنم دکتر ولایتی سرخود این حرفها رو نزد به دکتر ولایتی هم نظر داشتم اما وقتی دیدم دیشب در فیلم تبلیغاتی دوم ایشان تصویر موسوی رو ماسکه کردند بیخیال ایشان شدم !

در مورد آقا محسن رضایی هم دو به شک هستم و نمی توانم تضمینی درباره تناسب برنامه های تئوریک ایشان با عملیاتی شدن اونها اونم ظرف چهارسال بدم ولی رای آقا محسن تو روستاها و شهرستان ها رشد خوبی داشته و شانسش برای رفتن به مرحله دوم کم نیست .

شایدهم برای اینکه اصلاح طلبان ضایع نشن و با اونچه که پیروزی اصولگرایی در بیانه حدادعادل شد مقابله کنم به دکترروحانی رای دادم اما اگر هم این کار رو کردم فقط یک رای دهنده هستم و بس ! حتی در صورت موفقیت دکترروحانی هم به اونچه که بعدش اتفاق خواهد افتاد خوشبین نیستم و به نظرم شاید اون جور که اصلاح طلبان می خوان پیش نره ، من هنوز سخنرانی جناب روحانی رو در 23 تیر 78 که پخش مستقیم هم می دیدم فراموش نکردم ، اصلاح طلبان یا باید پشت عارف می ایستادند یا باید از قالیباف حمایت می کردند که به نظر من از روحانی اصلاح طلب تره !

اما به نظرم هم آقای عارف هم آقای خاتمی یه جورایی تو محذوریت آقای هاشمی گیر کردند وگرنه هر کسی که از پونزده سال گذشته به این طرف مطالعه داشته می دونه که دکتر روحانی هیچ وقت اصلاح طلب نبوده و هرگز حرف از اصلاح طلبی نزده .. ان شالله در دو روز باقی مونده محض رضای خدا چهارکلمه هم از اصلاح طلبی بگه که حداقل اون اصلاح طلبانی که می خوان به ایشون رای بدن دلشون خوش باشه ! برای اصلاح طلبان شکست با عارف بهتر از پیروزی با روحانی بود .

در هر صورت هنوز نمی دونم به چه کسی باید رای بدم و شاید تا زمانی که برگه رای رو نگرفتم و ننوشتم هم مشخص نباشه ! اگه به نتیجه قطعی رسیدم تو قسمت نظرات همین مطلب بهتون می گم ولی بعید می دونم .

اما برای شورای شهر تهران لیست مورد نظر خودم رو بستم و به قطعیت رسیدم ، به نظرم این آقایون که همه مدیران با سابقه کشوری و شهری هستند برای شورای شهر تهران مناسب هستند و می تونند مفید باشند : حسن غفوری فرد ، مرتضی طلایی ، احمد مسجد جامعی ، احمد دنیا مالی ، سید مناف هاشمی ، رضا تقی پور ، عباس شیبانی ، وحید نوروزی ، محمد مهدی مفتح ، محمد هادی موذن

من نگاهم به مدیریت شهری از نوع سیاسی و اصلاح طلب و اصولگرا نیست و تجربه و کارآمدی تو مدیریت شهری مهمتره ، هر چند شاید با رئیس جمهور شدن قالیباف چند نفرشون که از تیم قالیباف هستند به دولت برن .

 


 
به چه کسی رای می دهم ؟
ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ خرداد ۱۳٩٢ : توسط : مجید

به نام خدا

 

طبق بررسی هایی که تا الان انجام دادم و رصدهایی که کردم می تونیم کاندیداها رو در سه دسته تقسیم کنیم :

دسته اول شامل دکتر عارف ، دکتر رضایی و دکتر قالیباف هستند که در بین کاندیداهای موجود قویترین تیم ، برنامه ، سابقه و توان اجرایی رو دارند .

دسته دوم دکتر ولایتی و دکتر روحانی هستند که در حد متوسط می تونیم طبقه بندی شون کنیم .

دسته سوم هم دکتر جلیلی ، دکتر حداد عادل و مهندس غرضی هستند که قابل اعتنا ظاهر نشدند و ضعیف نشون دادند .

بعد از عدم احراز ناجوانمردانه صلاحیت آقای هاشمی که چیزی جز تسویه حساب شخصی و سیاسی با ایشون نبود و ما هم رو همین بیشتر اعتراض داشتیم و ضمن اینکه با توجه به سوابق مبارزاتی و انقلابی و مدیریتی ایشون بویژه در بازسازی کشور بعد از جنگ برای شخص ایشون احترام و منزلت خاصی قائل هستیم ولی ایشون و اطرافیانشون رو معصوم نمی دونیم تصمیم نداشتم درباره انتخابات مطلبی بنویسم و حتی در شرکت یا عدم شرکت در روز رای گیری هم دچار تردید شده بودم اما با تحرکاتی که اخیراً مشاهده و احساس کردم به نظرم اومد سکوت نکنم و دچار انفعال نشم چون به نظرم جریانی قصد داره اونچه که در سال 84 بوجود آورد و درش ناکام موند رو این بار با موفقیت به سرانجام برسونه و این نه مطلوب ماست و نه کشور .

انتخاب اول من ان شالله  بدون شک دکتر محمدرضا عارف خواهد بود چون ایشون جزو سالم ترین و پاکدسترین کاندیدهاست ، از نظر نخبگی درسطح بسیار بالایی قرار داره و در دانشگاه استنفورد آمریکا دوره های عالی تحصیلی رو طی کرده ، در دانشگاه تهران ریاست کرده و هم اکنون استاد تمام دانشگاه صنعتی شریف هستند که می دونید مثل دانشگاه تهران دانشگاه محل تحصیل نخبگان علمی ما (در رشته های ریاضی و فنی) هستش و شاید قطب اول علمی  کشور از لحاظ فنی و صنعتی بتونیم بحسابش بیاریم .

دکتر عارف از نظر مدیریتی هم مسئولیتهای مهمی داشته که می تونیم به ریاست شرکت مخابرات ، وزارت پست و تلگراف و تلفن سابق ، معاونت وزارت علوم ، ریاست سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور و در نهایت معاونت اولی رئیس جمهور اشاره کنیم که همه می دونند معاون اول رئیس جمهور در هدایت نهادهای دولتی و بحث بودجه و برنامه و حتی اموردیپلماتیک چقدر نقش کلیدی و مهمی داره و طبق قانون اساسی اگه رئیس جمهور فوت کنه یا معزول بشه یا دوماه نتونه سرکارش حاضر باشه رهبری این اجازه رو به معاون اول می ده که تا تعیین رئیس جمهور جدید وظایف ریاست جمهوری رو انجام بده .

یعنی یه جورایی می تونیم معاون اول رو رئیس جمهور درسایه بنامیم که دستش خیلی بازه و برتمام امور قوه مجریه می تونه اشراف داشته باشه و اگه کسی که معاون اول بوده در جایگاه ریاست جمهوری قرار بگیره در کوتاهترین زمان ممکن می تونه برکار مسلط و سوار بشه .

من هم تیم دکتر عارف رو تیم قوی و باتجربه ای دیدم  (که بیشترشون تیم دولت اصلاحات هستند ) و اشخاصی مثل دکتر طیب نیا که حتی بعد دولت اصلاحات تا چند وقت در دولت احمدی نژاد هم حفظ شد در تیم اقتصادی دکتر عارف هستند و هم برنامه خوب و واقع بینانه تری بخصوص در زمینه استفاده از ظرفیت های گردشگری کشور و کنترل نقدینگی و بحث سهم سلامت و ایجاد اشتغال در برنامه کاری دکتر عارف وجود داره و به نظرم بسیاری از حرفهای ایشون عملی می آد چون این رو تیم ایشون با نفت ده دلاری در دوران اصلاحات ثابت کرده که قابل انجام هستش .  

جالبه بدونید که تنها کسی که تونست در اون به اصطلاح مناظره ! که به مسابقه هفته مرحوم نوذری بیشتر شبیه بود استفاده از ظرفیت گردشگری اون دره ای رو در یوتا آمریکا ! که درش معدن بود تشخیص بده دکتر عارف بود ( اینجا رو حتما ببینید ) ولی کسانی که خیلی اطلاعی نداشتند شروع به تمسخر کردند و این نشون دهنده دید باز و هوش بالای ایشون محسوب می شه .

دکتر عارف در مجموع آدم آرومیه اما به نظرم مثل باقی اصلاح طلبان چون سالهاست در صدا و سیما تریبون و پایگاهی نداشته نگرش و پس زمینه جالبی نسبت به صدا و سیما و مدیریت سیاسی و جناحی اون نداره و علت برآشفتگی ایشون رو هم می تونیم زمینه اش رو همین نکته ببینیم ، ضمن اینکه اگر کسی امروز نتونه از شخصیت خودش و جایگاه ریاست جمهوری که اینچنین سخیف شد دفاع کنه آیا فردا خواهد توانست از حقوق حقه یک ملت دفاع کنه ؟ ولی بطور کلی ایشون از نظر سلامت کاری و پاکی نفس و عاطفه بسیار انسان قابل احترام و شریفی هستند .

متاسفانه فشارهای زیادی داره می آد که دکتر عارف به نفع دکتر روحانی کنار بره یا اعلام طرفداری اصلاح طلبان از دکتر روحانی بشه که من این رو نمی پسندم و معتقدم اگر قراره کسی به نفع کسی کنار بره این آقای دکتر روحانی هستند نه دکتر عارف !

من آقای دکتر روحانی رو اصلاح طلب نمی دونم و هنوز سخنرانی ایشون در جمع راهپیمایان 23 تیر 78 در دانشگاه تهران رو فراموش نکردم و برخی اطرافیان ایشون رو هم افراد مناسبی برای اداره کشور نمی دونم  و حتی اگر اجماع اصلاح طلبان بر ایشون باشه هم رای من ایشون نخواهد بود .. برخلاف تصور ، اصولگرایان معتدل هم در این انتخابات به ایشون اقبالی نخواهند داشت چون به حد کافی خودشون نامزد جورواجور دارند .

در این روزگار که هرکس رئیس جمهور بشه باید برای وزارت اطلاعات از گزینه هایی مثل طائب و پورمحمدی و مصلحی استفاده کنه به نظرم دکتر روحانی می تونه وزیر اطلاعات خوبی باشه و بهتر بیشتر از این خودش رو خراب نکنه و به نفع دکتر عارف کنار بره ، نه اصلاح طلبان واقعی و نه اصولگرایان واقعی رای اولشون ایشون نیست و یقین بدونید دکتر عارف از ایشون سر تره .

دکتر عارف جزو معدود اصلاح طلبانی هستش که رابطه خوبی با رهبری دارند و رهبری هم نسبت به ایشون هیچ وقت دید منفی نداشته ، دو سه سال پیش که پدر دکتر عارف از دنیا رفت رهبری پیام تسلیت دادند و از دفتر ایشون هم در مراسم ترحیم مشارکت داشتند ، ضمن اینکه دکتر عارف از جمله اندک اصلاح طلبانی هستند که با حکم رهبری در مجمع تشخیص مصلحت نظام عضویت دارند و در تصویب بسیاری از برنامه های بالادستی مشارکت داشتند .

به نظر من نه آقای هاشمی و نه آقای خاتمی هیچ کدوم نباید به شکل علنی از دکتر عارف یا دکتر روحانی حمایت کنند چون واقعیت اینه که با ائتلاف یا بی ائتلاف نه دکتر عارف نه دکتر روحانی هیچ کدوم بالای ده درصد شانسی ندارند و در بهترین حالت سوم یا چهارم خواهند شد ( هرچند من امیدوارم این طور نشه اما باید احساسات رو کنار گذاشت ) .

با این روندی که من می بینم رتبه اولی آقای قالیباف حتمی خواهد بود و بقیه باید برای رتبه دومی و رفتن به مرحله دوم تلاش کنند ( اگر ترکیب کاندیداها کاهش پیدا نکنه ) که متاسفانه در اینجا هم اصلاح طلبان شانسی ندارند و بین رضایی یا ولایتی احتمالاً یکی با قالیباف به دور دوم خواهند رفت .

در فاصله دور اول و دور دوم هم تنها شانس کسی که با قالیباف دور دوم رفته اینه که در مناظره دو به دو که ممکنه تلویزیون ترتیب بده طوفانی عمل کنه و یه کم بخش احمدی نژادی قضیه رو بیشتر کنه وگرنه بازم شانسی نداره و احتمال ریاست جمهوری قالیباف بسیار بالاست .

دکتر عارف به این دلیل شانس اول نیست که فقط در بین نخبگان وتحصیلکرده ها رای داره و برای بیشتر عوام خیلی شخصیت شناخته شده ای نیست و عوام چون کارهای قالیباف در چندساله اخیر جلوی چشمشونه و بیشتر اون رو دیدند به قالیباف تمایل بیشتری دارند ، موقعی که اصلاح طلبان گله می کنند که چرا تلویزیون بهشون تریبون نمی ده و امثال دکتر عارف رو هم از سمت های اجرایی کنار می گذارند اینجا مشخص می شه که در مسئولیت بودن و تو چشم بودن چقدر موثره .

ضمن اینکه بخشی از پایگاه رای دکتر عارف در بین معترضین و منتقدین وضع موجود هستش که ممکنه اصلاً در انتخابات شرکت نکنند ، بنابراین این رو بدونید که من در شرایطی به دکتر عارف ان شالله رای خواهم داد که خودم هم می دونم خیلی شانسی نداره اما برای اینکه با توجه به اطلاعات چندین ساله ام ایشون رو از نظر سلامت کاری و مالی و مدیریت و برنامه و نخبگی اصلح تشخیص دادم و پایگاه سیاسی اصلاح طلبان خالی نمونه ( که بجز علی مطهری رای من همیشه به اصلاح طلبان بوده ) به ایشون رای می دم هرچند با برخی تفکرات اصلاح طلبان درباره مسائل زنان که سمت و سوی فمنیستی داره موافقتی ندارم ، الان حفظ آبروی اصلاح طلبان مهمتره تا پیروزی بیست و چند میلیونی اونها .

مردم ما عادت تاریخی دارند قدر نخبگانی چون دکتر عارف رو ندونند و احساسی رای بدن و توقع بالاتری هم من ندارم ، اونهایی که در دوم خرداد 76 و 29 بهمن 78 اصلاح طلبان رو به پیروزی رسوندند خیلی هاشون الان دیگه انگیزه ای برای اومدن مجدد بپای صندوق های رای ندارند ولی رای دهنده های سنتی اصولگرایان بخاطر ادای تکلیف و وظیفه شرعی و این حرفها همیشه حضور ثابت دارند !

یه توصیه دوستانه هم به طرفداران دکتر عارف که اکثرا دوستان اینترنت نشینی هستند که در پایگاههای اینترنتی مثل بهار نیوز و امیدنامه و امثال اینها مطلب و نظر می گذارند یا دانشجویان نخبه در دانشگاهها عرض کنم که خودتون رو برای رای نیاوردن ایشون بیشتر آماده کنید تا رای آوردن ، چون واقعیت جامعه رای دهنده با واقعیت جامعه نخبه و اینترنتی خیلی فرق داره و مبادا احساساتی بشین و چون رای دکتر عارف تو اکثر نظرات و نظر سنجی های اینترنتی بعضی سایتهای همسو و شاید غیرهمسو بالاست این رو به کل جامعه تعمیم بدین و از الان رئیس جمهورش فرض کنید و اگه نشد دچار سرخوردگی بشین و فرافکنی کنید .  

واقعیت جامعه رای دهنده اینه که اگه دکتر عارف سوم و یا چهارم هم بشه باید این رو یک پیروزی تلقی کنیم ، ضمن اینکه در حال حاضر در درجه اول رئیس جمهور نشدن جلیلی و حدادعادل برای ما پیروزی محسوب می شه و اولویت ما باید همین باشه .

اگر فشارها به دکتر عارف افزایش یافت و ایشون ناچار به کناره گیری شد یا مورد اجماع اصلاح طلبان قرار نگرفت و خلاصه در روز رای گیری جزو کاندیداها نبود من به محسن رضایی رای خواهم داد چون هم برنامه و سابقه ایشون رو در بین بقیه بعد از دکتر عارف بهتر دیدم  هم ایشون رو فرد امتحان پس داده ، دلسوز و پخته ای یافتم و البته برای حذف جلیلی باید یا به ولایتی رای بدیم یا رضایی که بیشترین شانس رو برای رفتن به دور دوم دارند و ترجیح من بعد از دکتر عارف آقای محسن رضایی خواهد بود و به روحانی هرگز رای نخواهم داد حتی اگر هاشمی و خاتمی هم بیانیه مشترک در حمایت از روحانی بدن !

بین محسن رضایی و قالیباف خوبی محسن رضایی اینه که ضعف های اخلاقی قالیباف رو نداره و چه خوبه که آدم ثبات اخلاقی داشته باشه و یک رو بیشتر نداشته باشه و احمدی نژادی درونش پنهان نباشه ، البته به احتمال قوی در صورت ریاست جمهوری محسن رضایی دکتر دانش جعفری معاون اول خواهد بود و دکتر رویا طباطبایی رئیس کل بانک مرکزی که من چون خیلی به مدیریت خانم ها اعتقاد ندارم دومی رو نمی پسندم اما چون آقا محسن بالاسرش خواهد بود بی خیال می شم !

دکتر محسن رضایی از جمله کسانی بود که بشدت مورد توجه امام خمینی قرار داشت و امام خمینی هم اعتقاد و علاقه زیادی به ایشان داشت و این در تاریخ ثبت شده .

 الان هم یکی از عروس های آقای رضایی از نوادگان امام خمینی هستش و پیوند محکمی بین ایشون و بیت امام وجود داره ، یادمون نره ایشون در 27 سالگی فرمانده سپاه شدند و در هشت سال یک جنگ نابرابر و سخت توانایی و کفایت و لیاقت خودشون رو ثابت کردند و به نظرم رئیس جمهور موفقی هم خواهند بود .

برنامه ، پشتکار و مطالعات ایشون در امور خرد و کلان کشور و ایجاد سایتی مثل ویکی رضایی هم در نوع خودش جالب و قابل تحسینه ، درسته که هیچ کدوم مثل دکتر عارف که نخبه بوده و قبل انقلاب از دانشگاه برجسته ای مثل استنفورد دکترا گرفته دکترا نگرفتند و دکترای امثال قالیباف و رضایی به موازات مسئولیت هایی که داشتند بوده اما به هر حال خود تلاش برای ارتقای علم و دانش هم قابل احترامه و هم اینکه کار کردن با نخبگان رو پذیرفتند .

فقط می مونه کاریزمای ایشون بخصوص در بعد بین المللی که فکر می کنم قابل حل باشه و در مجموع بعد از دکتر عارف من دکتر محسن رضایی رو بیشتر می پسندم .

اما در مورد دکتر قالیباف که بدون شک شانس اول هستند باید بگم من همیشه آرزو داشتم رئیس جمهوری با شخصیت و پرستیژ و کاریزمای ایشون داشته باشیم و اصلاً جز این هم از یک رئیس جمهور نمی پسندم اما باید بگم که چون از ایشون دلخور شدم رای اول من نیستند .

ایشون سال 78 ( یا 77 ) به همراه بعضی فرماندهان جنگ به آقای خاتمی نامه اعتراضی نوشتند که به نامه " صبرمان صبر رسیده " معروف شد و یه جورایی نامه تهدید به کودتا بود که همون موقع هم تو روزنامه ها خیلی سر و صدا کرد ولی چندماه بعد که بعد قضایای کوی دانشگاه نظام به این نتیجه رسید سرتیپ هدایت الله لطفیان رو از فرماندهی نیروی انتظامی کنار بذاره و هرکسی هم نیروی انتظامی رو قبول نمی کرد ایشون شدند فرمانده نیروی انتظامی و با همون رئیس جمهور و دولت همکاری کردند .

حتی آقای خاتمی در سال 83 هم به ایشون حکم نماینده رئیس جمهور و رئیس ستاد قاچاق کالا و ارز دادند و به نوعی می تونیم آقای قالیباف رو عضوی از اعضای دولت اصلاحات  هم بدونیم و چند سال بعد در عروسی علیرضا دبیر که هم آقای خاتمی دعوت بود هم آقای قالیباف ، رفتند و کنار آقای خاتمی نشستند و در همین به اصطلاح مناظره اخیر تنها زمانی رو که صنعت رشد خوبی داشت دوران اصلاحات خواندند .

پس امثال ما که به اصلاح طلبان گرایش داریم آقای قالیباف رو غیر خودمون نمی دانیم و ایشون همکاری نزدیکی با اصلاح طلبان داشته و هرجایی هم بوده مدیریت های خوبی اعمال کرده و پارسال هم من تو مطلبی پیشنهاد دادم که اصلاح طلبان بهتره در این انتخابات با قالیباف بیان چون من مطمئنم ایشون می تونه بخشی از خواسته های اصلاح طلبان رو بدون هزینه برآورده کنه و اصلاً یک اصولگرای سنتی و مطلق نیست .. ایشون یک اصولگرای اصلاح طلبه .

در این انتخابات هم قطعاً بخشی از رای طرفداران و رای دهندگان اصلاح طلبان به سمت آقای قالیباف خواهد رفت و از طرفی عدم حمایت جبهه پایداری از ایشون و تمایل اعضای جامعه مدرسین و اصولگرایان سنتی به ولایتی هم سند افتخاری برای آقای قالیباف محسوب خواهد شد که باعث نزدیکی بیشتر اصلاح طلبان به ایشون می شه .

پس من از ریاست جمهوری آقای قالیباف ناراحت نخواهم شد و خوشحال هم خواهم شد که یک اصولگرای اصلاح طلب خواهد اومد ( البته اگه مثل سال 84 دوباره توکارش نذارند ! ) ولی چون در منابع مالی ستادهای ایشون و سفرهای انتخاباتی سازمان یافته و پرهزینه ایشون کمی تردید دارم  - که ان شالله حتماً بخاطر برنامه ریزی قوی و از قبل تعیین شده ستادها هستش -  و همین طور در دکترعارف و محسن رضایی بیشتر صداقت و یکرنگی دیدم تا ایشون متاسفانه به ایشان رای نخواهم داد ولی ریاست جمهوری ایشون را هم به نفع کشور می دونم و افق روشن و روزهای خوبی رو ان شالله با ایشون در پیش خواهیم داشت .

برای شورای شهر تهران هم فعلا دکتر حسن غفوری فرد و مرتضی طلایی رو انتخاب کردم و احتمالا اگه چند نفر دیگه هم اضافه بشن ان شالله در قسمت نظرات همین مطلب یکی دو روز قبل انتخابات اطلاع رسانی خواهم کرد .

در مورد بقیه هم باید بگم برنامه های دکتر ولایتی رو ضعیف تر و غیر واقعی تر از حد تصور دیدم و تیم ایشون رو تیم خوبی نمی دونم ولی به هر حال ایشون با اقبال بخشی از جامعه سنتی رای دهنده به اصولگراها روبروست که همیشه رای می دن و رای این بارشون هم به دکتر ولایتی خواهد بود .

 مهندس غرضی رو هم آدم دلسوزی دیدم که خیلی در قید و بند برنامه و علمی کار کردن و این چیزها نیست ( تورم منفی مشکلات دیگه ای درست می کنه ..تورم در حد سه چهار درصد لازمه )  و یکسری حرف تکراری رو هرجا می ره تکرار می کنه و به نظرم آدم دنیا دیده ای می آد ولی تیم و برنامه قوی نداره ( من ایشون رو از اوایل دهه هفتاد رو جلد کاریکاتورهای مرحوم گل آقا یادمه ! )  ان شالله آخر نشه و حداقل از حداد عادل بیشتر رای بیاره ! به نظرم تفکرات ایشون چندان سازمان یافته و علمی نیست و بیشتر مبنای تجربی داره .

در مورد حداد عادل و جلیلی هم چون در درجه اول ضوابط باید بر روابط غالب باشه که در مورد اینها این طور نیست وارد بررسی برنامه و سابقه و این چیزها اصلاً نمی شم ، این اصلاً در شان نظام جمهوری اسلامی نیست که افراد بواسطه وصلت خانوادگی خودشون یا اطرافیانشون با بزرگان و بالاترها تا اینجاها بالا بیان .

یک خواهش هم از عزیزان صاحب تریبون که درس فقه و علوم اسلامی خوندند دارم و اون اینه که رای من رو بحساب تایید عملکرد خودشون علی الخصوص جاهایی مثل شورای نگهبان نگذارند که من شرعاً راضی نیستم ... رای من تایید اشخاص و عملکرد برخی ها نیست ، رای من وظیفه و تکلیف شرعی هم نیست .. رای من فقط استفاده از حقی هستش که به موجب قانون و دموکراسی و مردم سالاری دینی ازش برخوردار شدم .. والسلام ! 


 
همگام با یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری - قسمت پایانی
ساعت ۱:٠۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢ خرداد ۱۳٩٢ : توسط : مجید

به نام خدا

 

چون الان دیگه در " اصل شرکت کردن  " در انتخابات تردید دارم لزومی نمی بینم این بخش جدید وبلاگ رو که دو قسمت ازش گذشته بود و حداقل پنج شش قسمت دیگه باقی مونده بود رو بیش از این ادامه بدم و برای گرمابخشی تنور انتخاباتی احتمالااز قبل مهندسی شده هیزم فراهم کنم .

کسی با " حاکمیت قانون "  مشکلی نداره اما خیلی ساده انگاریه که شرایط پیش اومده ناشی از عدم احراز صلاحیت ! آقای هاشمی  رو منطبق بر قانون بدونیم و شک نکنید جز اعمال سلیقه و تسویه حساب های شخصی و سیاسی که شاید از سالها پیش وجود داشته چیزدیگه ای نیست .

من هیچ وقت حامی سفت و سخت ایشون نبودم اما هاشمی کسی نیست که با این کارها خراب بشه و عزتش روهم از آقایونی که امروز همه کاره اند نگرفته که حالا بخوان این جوری خرابش کنند .. آدم بزرگ همیشه بزرگه آدم کوچیک هم همیشه کوچیک و با خراب کردن کسی نمی شه بزرگی کرد و یا بزرگی رو کوچک کرد .

زمان ثابت خواهد کرد که آقایون در خراب کردن هاشمی دچار اشتباه محاسباتی شدن ، اگه حسن نیتی در حاکمیت وجود داشت قطعاٌ قبل ثبت نام محترمانه به آقای هاشمی منعکس می شد و ایشون هم برای ثبت نام نمی رفت اما ظاهرا برنامه این بوده که برای ثبت نام چراغ سبز داده بشه و بعد در مرحله بررسی صلاحیت ها خرابش کنند هرچند اینها به کمتر از خارج کردن هاشمی از حاکمیت راضی نیستند اما زهی خیال باطل !

ای کاش آقای هاشمی هم این قدر برای نظامی که واسه برپا کردن و حفظش خون دل خوردند و متحمل مصائب شدند دلسوزی نمی کردند و به صحنه نمی اومدند و در زمین عزیزان بازی نمی کردند هرچند ان شالله در پیشگاه خدا روسفید و سربلند خواهند بود که تکلیف خودشون رو در هر حال انجام دادند و کسانی که سالهاست با کج سلیقگی و نگرش غلط به مقوله مدیریت اجرایی ، کشور رو به این روز درآوردند باید روزی در آخرت و شاید هم دنیا پاسخگو باشند ، حق الناس چیز کمی نیست .

هرچقدر هم آقایون از هاشمی کینه و نفرت داشتند و هر پدرکشتگی هم که داشتند بازهم نهایت ناجوانمردی بود که اینگونه برخورد کنند و می شد قبل ثبت نام جوری عمل کرد که شان یکی از یاران اصلی بنیانگذار جمهوری اسلامی و از انقلابیون ریشه دار و اصیل که نزدیک نیم قرن زندگی خودش رو وقف انقلاب و نظام کرده حفظ بشه .

ضمن اینکه توانایی جسمی و سنی چیزی نیست که در قانون اساسی بهش اشاره صریحی شده باشه و صرف برداشت آقایون از واژه " مدیر"  نمی شد چنین عمل پرهزینه ای برای کشور انجام بشه .. مردم خودشون بعد دیدن برنامه های تلویزیونی می تونستند تصمیم بگیرند حال و اوضاع جسمانی آقای هاشمی مناسب ریاست جمهوری هست یا نه ؟!

در هرصورت باید عاجزانه از خدا و حضرت ولی عصر ( عج ) بخواهیم عاقبت این کشور و نظام رو با این تفکرات و سلایق حاکم ، ختم بخیر کنند ان شالله ... اگر برای " مهر شناسنامه " ناچار به شرکت در انتخابات شدم به عارف یا قالیباف رای خواهم داد که البته خیلی مطمئن نیستم قالیباف رو هم تا آخر اجازه بدن باشه و شاید با وعده معاون اولی در محذوریت قرارش بدن و ناچار به کناره گیری بشه .

این بار هم اصولگرایان مثل همیشه با " دوپینگ انتخاباتی " موفق شدند رقیبی قدرتمند رو که ده روزی بود بدجور آشفته شون کرده بود از میدون بدر کنند و قهقهه مستانه سربدن .. ولی با زیر پا گذاشتن حرمت یکی از بزرگان انقلاب و نظام این بار قبل از انتخابات " اخلاق "  رو باختند .

شما هم نگران انتخابات نباشید ، بجز جلیلی و حداد عادل و غرضی پنج نفر دیگه که شانس بیشتری برای ریاست جمهوری دارند ( البته اگه نظر حاکمیت به جلیلی یا حداد نباشه که به دومی خیلی بعیده ) گزینه های بدی نیستند و هرکدوم توانمندی هایی دارند که در صورت رئیس جمهور شدنشون کشور رو به عقب نخواهد رفت و وضع حداقل بدتر از این نخواهد شد و شاید تحولات مثبتی هم در کوتاه مدت یا بلند مدت رخ بده ، باید امیدوار بود و با امید زندگی کرد .

 

یارب مباد که گدا معتبر شود                گر معتبر شود زخدا بی خبر شود

 

 اللّهُمَّ اجْعَلْ عَواقِبَ امُورِنا خَیْراً