نوروز 95 مبارک !
ساعت ۸:۱٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۸ اسفند ۱۳٩٤ : توسط : مجید

به نام خدا 

 

سلام . امیدوارم سالی که پیش رو داریم سالی سرشار از موفقیت و شادی و بهروزی و سلامتی برای شما و خانواده محترم شما باشه ... سال نو مبارک . 

 


 
پیام بهداشتی برای عید دیدنی ها !
ساعت ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩٤ : توسط : مجید

به نام خدا 

 

جان هرکسی که دوست دارید اگه جایی عیددیدنی رفتین و خواستین واسه کلاس گذاشتن هر چیزی بهتون تعارف کردند بردارید اما نخورین خواهشا فقط به خوراکی های بسته ای اکتفا کنین !! و هر چیز بازی برداشتین حتماً میل بفرمایید ! 

چون بعضی چیزها مثل شیرینی ، دراژه و  بعضی کاکائوها باز و خارج از بسته بندی هستند و اگه برای کلاس گذاشتن بردارین و نخورین بعد از رفتن شما صاحبخانه مجبوره اونها رو دوباره از پیش دستی شما به ظرف اصلی برگردونه ! اونم دستمالی شده ! و این نهایت بی کلاسی طرف رو می رسونه ! 


 
درباره انتخابات 7 اسفند
ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩٤ : توسط : مجید

به نام خدا

 

بازهم مردم مثل همیشه همه رو غافلگیر کردند ! هفته گذشته همین موقع کمتر کسی فکر می کرد نتایج انتخابات در تهران و کل کشور اینگونه رقم بخوره و در خوشبینانه ترین حالت انتظار ده - پونزده درصدی تفاوت مجلس دهم با نهم می شد اما همون طور که در مطلب قبلی و پیش از انتخابات عرض کردم رفتار انتخاباتی مردم تا آخرین دقایق قابل پیش بینی نیست و این در انتخابات های 76 ، 84 و 92 هم که " واقعا "  رقابتی بودند ثابت شده .

من این جمله فرافکنانه که " تهران ، همه ایران نیست " رو اصلاً قبول ندارم ، وزن سیاسی نمایندگان تهران و رای دهندگان تهرانی قابل مقایسه با جای دیگه ای نیست چون اینجا پایتخت سیاسی ایرانه و همه مقامات عالیرتبه و نهادهای مهم در اینجا واقع شده اند و نمایندگان تهران قدرت لیدری بالایی برای نمایندگان شهرستانی و حوزه های انتخابیه کوچک دارند و یه جورایی همیشه شاهد بودیم رفتار سیاسی کلی مجلس تحت سایه نمایندگان تهران بوده و حتی رهبری فراکسیون اقلیت در مجلس ششم رو یک نماینده تهران اونم نفر 30 برعهده داشت و حتی در مواردی اقداماتی نظیر آبستراکسیون رو هم در اون مجلس رهبری کرد ، ضمناً ما تهرانی اصیل خیلی کم داریم و اکثر ساکنین تهران اصلیتشون به نقاط مختلف ایران برمی گرده و در حقیقت تهران نمادی از یک ایران کوچک هستش .

این درسته که رای استاد دانشکده علوم سیاسی دانشگاه تهران با رای یک پیرمرد یا پیرزن کم سواد در یک روستای مرزی دورافتاده برابری می کنه و این حرف کاملاً دموکراتیکه اما این رو هم در نظر داشته باشید که اون پیرمرد یا پیرزن کم سواد در روستای مرزی روز انتخابات می آد رای خودش رو می ده و می ره اما یک استاد دانشگاه یا یک منتقد روشنفکر حاکمیت قدرت لیدری سیاسی داره و می تونه جریان ساز باشه .

یادتون باشه این تهران بود که در نهایت روز 22 بهمن 1357 سرنوشت انقلاب اسلامی رو تعیین کرد و ارتش شاهنشاهی در همین تهران بود که اعلام بی طرفی کرد و در همین تهران بود که در اون روز و حتی روزهای قبلش درگیری های خونینی که در نهایت تعیین کننده هم بودند بوقوع پیوست .

 اگه روزی هم خطری حیات حاکمیت رو بخواد تهدید کنه از ناحیه همین تهران خواهد بود که سرنوشت  نهایی حکومت رو رقم خواهد زد ، پس نقش پایتخت های سیاسی پرجمعیتی مثل تهران رو نمی شه دست کم گرفت و با این بهانه شکست انتخاباتی یک جناح رو توجیه کرد .

اینکه از 5/8 میلیون واجد شرایط رای دادن در تهران با همه تبلیغات صدا و سیما و سخنرانی و درخواست مسئولین عالیرتبه برای شرکت در انتخابات در خوشبینانه ترین حالت 4 میلیون در شرایط فعلی و حدود 2 میلیون در ادوار گذشته پای صندوق های رای حاضر می شن یک زنگ خطر جدی نه برای دولت بلکه برای حاکمیت هستش و باید بپذیرند روی یک بمب ساعتی و آتش زیر خاکستر دارند زندگی و فعالیت می کنند و هر لحظه با کمی هیزم ریختن روی آتش یا تحریک امکان داره این آتش شعله ور بشه و مثل 78 و 88 با یک راهپیمایی و پنهان شدن پشت مقدسات نشه جمعش کرد ، اکثریت مردم از شرایطی که بخصوص در ده سال اخیر در اداره کشور پیش اومده راضی نیستند ، اینکه حالا ما بیاییم همیشه در دیدارهای عمومی و سخنرانی ها برای دلخوشی خودمون یه اقلیت ثابت ده – پونزده درصدی رو جمع کنیم  و فکر کنیم مردم همین ها هستند و چهارتا شعار هم به نفعمون بدن جز پاک کردن صورت مسئله نیست .

شکست یا پیروزی در انتخاباتهایی مثل مجلس رو هم صرفاً با شمردن تعداد نمایندگان راه یافته و اینکه من ده تا بیشتر دارم تو ده تا کمتر داری نمی شه بررسی کرد بلکه باید به تعداد کاندیداهای اختصاصی هر طرف ، مشترک ها ، وضعیت جناح ها در انتخابات های قبل و قبل تر و امکانات و تبلیغات و شرایط دیگه هم نگاه کرد و بعد اظهار نظر کرد و با توجه به جمیع جهات می شه گفت اگر بخواهیم یک پیروز برای این انتخابات از بین جناح های سیاسی تعیین کرد بدون شک اصلاح طلبان خواهند بود هرچند به نظر من در مجلس دهم ما اکثریت مطلق یک جناح سیاسی مثل مجالس قبلی نخواهیم داشت و لابی ها و رایزنی ها و چانه زنی ها در نتیجه نهایی رای گیری های این مجلس مثل انتخاب هیات رئیسه ، رای اعتماد به وزرا ، استیضاح ها و طرح ها و لوایح مهم تاثیر جدی خواهد داشت .

اینکه اصولگرایان مدعی هستند بیشتر نمایندگان راه یافته از شهرستان ها به مجلس از اونها هستند و برای همین فریاد پیروزی سر می دن هم معقول و درست نیست چون نمایندگان شهرستانی علی الخصوص شهرستان های کوچک برخلاف تهران و اصفهان و شیراز و این جور کلان شهرها در برابر مطالبات جدی و جزئی مردم حوزه انتخابیه خودشون قرار دارند و موقعی که در جریان عمومی مجلس قرار بگیرند نمی تونند خیلی جدی و سفت و سخت در برابر جریان اکثریت حامی دولت یا خود دولت قد علم کنند و در بیشتر موارد چاره ای جز همراهی نخواهند داشت ، ضمن اینکه در شهرستان های کوچک مردم بیشتر قومی و قبیله ای و ظاهری رای می دن تا سیاسی و جناحی و این چیزها خیلی اونجاها پررنگ نیست ولو اینکه جناح های سیاسی اونجا برای خودشون یارکشی کنند .

مشکل بعدی اصولگرایان در مجلس دهم هم اینه که نمایندگان بقول ما تندرو و افراطی شون شاید ده – بیست نفر بیشتر نباشند و بیشتر اصولگرایان راه یافته بطور بالقوه استعداد همراهی با طیف اصلاح طلب و مستقل – که برای من جالبه تو این دوره مستقل ها چقدر زیاد هستند – رو دارند و از همه مهمتر با حذف حدادعادل اصولگرایان سر یا لیدر پرقدرتی نخواهند داشت و ناچار هستند دوباره به سمت لاریجانی و کاظم جلالی مطرود ! برگردند که هر دو مورد حمایت دولت و اصلاح طلبان بودند و در این دو سال کمک های بزرگی بخصوص در قضیه برجام به دولت کردند و حتی اگه لاریجانی هم دوباره رئیس مجلس بشه اصلاح طلبان می تونند مدعی باشند که در لیست اونها بوده نه لیست اصولگرایان !!

بله ! ما در آینده با مجلسی متکثر از همه جناح ها و مستقل ها روبرو خواهیم بود که بسیاری از تصمیماتش غیر قابل پیش بینی هستش و بستگی به نحوه لابی کردن ها و رایزنی ها و چانه زنی ها درخود فراکسیون ها و فراکسیون ها با مستقل ها خواهد بود ، این هم امکان پذیره که مستقل ها بعد از ورود به مجلس جذب فراکسیون های  اصلاح طلبان یا اصولگرایان بشوند هرچند احتمال چرخششون به سمت حامیان دولت بیشتره .

با توجه به فضای حاکم بر کشور بعد از امام خمینی تا امروز و اونچه که شورای نگهبان بنام نظارت استصوابی می دونه و خودش رو محق در رد صلاحیت چهره ها که بسیاری هم بحق نبوده و صدا و سیمایی که تا امروز برای پیروزی اصولگرایان وکوبیدن اصلاح طلبان کم نذاشته و حتی تا شب انتخابات هم دست بردار نبوده خیلی از رای هایی که مردم و ماها تا حالا دادیم بیشتر از اونکه ایجابی باشه سلبی بوده ، یعنی رای ندادیم وضع بهتر بشه ( که اگه بشه ایده آله ) بلکه رای دادیم تا بدتر نشه !! نمونه بارزش هم انتخابات دوم خرداد 76 که خود فرد منتخب هم باور نمی کرد رای بیاره ! و با توجه به قلع و قمعی که قبلش در انتخاباتهای مجالس چهارم و حتی پنجم شورای نگهبان براه انداخته بود به اذعان خودش اومده بود برای جناح چپ اون موقع و اصلاح طلبان فعلی موجودیتی کسب کنه !

مردم هم اون موقع دیدند همه امکانات تبلیغی و حکومتی در اختیار نامزد نزدیک به حاکمیته و اصولگرایان یا راستی های اون موقع از هیچ کاری برای رای آوردنش دریغ نمی کنند و حتی حرمت روز عاشورا رو هم می شکنند ( دو سه روز قبل انتخابات دوم خرداد 76 عاشورا بود که یه عده دختر پسر با وضعیت ظاهری نامناسب عصر عاشورا ریختند تو شهرک غرب و با عکسهای آقای خاتمی بزن برقص کردند و فرداش کیهان و رسالت وااسلاما سردادند ولی رهبری با سخنرانی قبل انتخابات مانع سوء استفاده تبلیغی شد و بعدها معلوم شد اون کار و اجیرکردن اون عده ، کار هواداران نامزد اصولگرایان در داخل وزارت اطلاعات وقت و باند سعید امامی بوده ) اومدند و بدون اینکه شناخت چندان درستی از خود آقای خاتمی و برنامه هاش داشته باشند سلبی به آقای خاتمی رای دادند ، در انتخابات 84 و مرحله دوم هم بین احمدی نژاد و هاشمی و در انتخابات 92 هم بین روحانی و جلیلی این سلبی رای دادن تکرار شد و در انتخابات 7 اسفند هم ما هم سلبی رای دادیم !

 چون واقعیت اینه قدرت اصلی در کشور نه در مجلس و نه در دولته و اینها قدرت مانور محدودی دارند و نمونه بارزش رو می تونین در لوایح دوقلوی دولت اصلاحات که در مجلس هم تصویب شد ولی جاهای دیگه ای رد شد یا طرح اصلاح قانون مطبوعات دید ، ای کاش قانونی بود که اگر دو سوم کل مجلس طرح یا لایحه ای رو تصویب کرد نیازی به تایید شورای نگهبان نداشته باشه و این می شه مردمسالاری واقعی ، ایده ای که فکر می کنم بنیانگذار جمهوری اسلامی هم داشتند .

کلاً انتخابات 7 اسفند رو من یک وزن کشی سیاسی می دونم تا انتخاباتی که هدف اول و آخر این باشه که مشکلات حل بشه ! برای اینکه 6 سال تمام یک جریان با همه امکانات تبلیغی ، حکومتی ، قضایی و امنیتی جریان طرف مقابلش رو کوبید علی رغم اینکه در انتخابات 88 - که هنوز نمی شه در موردش صریح صحبت کرد و گذشت زمان و سالها خیلی واقعیت های اون انتخابات رو مشخص خواهد کرد ، زمانی که حاکمیت فعلی عوض شده باشه -  شروع کننده التهاب و احساسی کردن و متشنج کردن فضا رئیس جمهور وقت بود که باتوجه به نظرسنجی های نهادهای معتبر در یک قدمی شکست قرار داشت اما به جهت احساس خطر حاکمیت از مهندس موسوی تمام حاکمیت علی رغم رفتارهای فراقانونی و فراشرعی احمدی نژاد پشت اون قرار گرفت و حتی بیست دقیقه وقت اضافی طلایی هم دو دستی تقدیمش شد و کمک شد که پیروز بشه و جناح مظلوم و مقابل هم همیشه درصدد این بود که از زیر بار اون هجمه ها و فشارها بیرون بیاد و مشروعیتش رو ثابت کنه که در 7 اسفند کرد .

درایت و سیاست آقای هاشمی نشون داد که هنوز باید جلوش خیلی از مقامات و سیاسیون لنگ پهن کنند و خیلی صبورانه با همه ناملایمات و بی حرمتی ها ساخت و سرفرصت و در بزنگاه هم مخالفینش رو با دادن یک لیست و رای خیره کننده بالای دو میلیونی منکوب و بی آبرو کرد هم یکبار دیگه اقتدار و قدرت خودش رو به رخ اونهایی که باید می کشید کشید ! اینکه رئیس مجلس خبرگان رهبری و رهبر معنوی جبهه پایداری اصلاً رای نیارن و یکی دیگه از مخالفین هم آخر بشه واقعاً مایه ..... است !!

فقط خداکنه اونهایی که باید پیام انتخابات 7 اسفند – علی الخصوص خبرگان -  رو می گرفتند گرفته باشند و دست از این محدودیت سازی های بی دلیل اصلاح طلبان بردارند ، واقعاً چه دلیلی داره بعد از 5 سال تازه یادمون بیافته رهبر جریان اصلاحات در انتخابات 88 جزو فتنه گران بوده و ممنوع التصویر و ممنوع الخبرش کنیم ؟ آیا این کار در یک سال اخیر و در انتخابات فعلی نتیجه عکس نداشت ؟ با یک کلیپ سه چهار دقیقه ای و یه عبارت " تکرار می کنم به هر دو لیست کامل رای بدین " نتیجه انتخابات رو عوض کرد ولی در مقابل برخی از مسئولین هرچه نزدیک انتخابات گفتند برعکسش اتفاق افتاد و مردم در تهران و بسیاری از جاها به اونهایی که اونا دوست نداشتند رای دادند !! واقعا اینها چه پیامی رو می رسونه ؟ آیا وقتش نیست بعضی مسئولین و سیاسیون به خودشون بیان و با دید واقعی تری به جامعه نگاه کنند ؟

وقتی دیدند قافیه رو باختند سعی کردند لیست اصلاح طلبان رو در خبرگان و حتی مجلس به انگلیس و بی بی سی وصل کنند غافل از اونکه اونی که می خواست به اون لیست ها رای بده تصمیمش رو گرفته بود و اونی هم که نمی خواست رای بده و به طرف مقابل می خواست بده بازم تصمیمش رو گرفته بود ! ما نه با حرف بی بی سی به کسی رای می دیم  نه  با تخریب اون رای نمی دیم !الحمدالله امروزه با گسترش رسانه و فضای رسانه ای داخل  به حد کافی شناخت و اطلاعات راجع به مواضع و دیدگاههای افراد و احزاب وجود داره که نیازی به خط دهی خارجی نباشه .

زمانی که در دی ماه 57 و در کوران انقلاب اسلامی ژنرال هایزر آمریکایی برای متحد کردن فرماندهان ارتش شاهنشاهی برای جلوگیری از سقوط حکومت به ایران اومده بود یکی از گله و شکایت هایی که در دیدارهای روزانه اش با اونها همگی مطرح می کردند این بود که چرا بی بی سی رو خفه نمی کنید ؟!!!چون اون موقع مواضع و اخبار انقلابیون و رهبر انقلاب هم از بی بی سی پخش می شد ، اصولاً تصوری که ما در داخل از رسانه داریم با تصوری که در خارج دارند خیلی متفاوته و در خارج رسانه ها تا حدود زیادی مستقل هستند و تحت تاثیر مواضع و سیاستهای دولتها بطور کامل نیستند هرچند گاهی وقتها زیرآبی هایی می رن ! ولی غلام حلقه به گوش دولت ها نیستند .

حتی اگه حرفهای آقایون هم درست باشه و بی بی سی تونسته باشه لیست مورد علاقه خودش رو پیروز کنه این باید نقض تمام حرفها و مواضع حاکمیت در زمینه نظارت استصوابی ، جمع آوری ماهواره ها ، پیروی مردم از اخبار صدا و سیما و توجه به اون باشه ، باید دید چه کردید که مردم به تخریب های شما از مجلس ششم – علی رغم همه انتقاداتی که به اون مجلس ماهم داریم و آرمانگرایی روشنفکرانه بیش از حد اون مجلس – تا شب انتخابات اعتنایی نکردند و به لیستی رای دادند که مورد حمایت یا مشابه اون جریان فکریه ؟ زیر پوست شهر اونچه که می گذره با اونچه که جلوی چشم برخی مسئولین می گذره یا دوست دارند بگذره بسیار بسیار متفاوته .

در هر صورت امیدوارم نتیجه انتخابات 7 اسفند مقدمه ای باشه برای شناخت بهتر مسئولین از ترکیب و مطالبات جامعه علی الخصوص در زیر گوششون یعنی پایتخت سیاسی کشور : تهران .