عزاداری های ما و خرافات !
ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۸ آذر ۱۳۸٦ : توسط : مجید

به نام خدا

 

 

پنجشنبه 8 آذر ماه 1386

 

 

مامان من کم و بیش می دونه که من یه همچین وبلاگی دارم اما خب از یکسری جزئیات خبر نداشت ، مدتها بود می خواستم یه قضیه ای رو با مامان در میون بگذارم که به این وبلاگ هم یه ربطی داشت و برای همین راجع به وبلاگ هم براش توضیح کامل دادم و اون قضیه رو هم بهش گفتم و خوشبختانه نتیجه خوبی هم داشت و خوشحالم از اینکه چنین مادر روشنفکری دارم . مامان گفت حالا که تو همه چیزت رو تو وبلاگت می نویسی یه جمله ای هم از من راجع به خودت بنویس و اتفاقا جمله اش رو هم گفت ولی با دلیل بهش گفتم که اگه بنویسم ممکنه بشدتتتتتتتتتتت !!!! باعث سوء تفاهم بشه !! به حد کافی اسممون بد دررفته !!! خیلی خطرناکه حَسَن !!!!!!!!!

 

 

 

 

مردمی که خودشون رو با فرهنگ و معتقد به خدا و اسلام و قرآن می دونند باید همیشه و در همه حال و حتی در بدترین شرایط همین جوری باشند ، اگه می خواین اشخاص درست و حسابی و باکلاس وروشنفکر و با فرهنگ و فهیم رو بشناسین به نظر من بهترین جا تو این مملکت عزاداری هاست !! به هر حال همه ما یک روزی به این دنیا اومدیم و یک روز هم خواهیم رفت و نمی تونیم تعارف کنیم بگیم خدانکنه و بعد صد وبیست سال و غیره که همه با اینکه به زبون می آریم اما تو دلمون هم می دونیم که واقعیت غیر از اینه و به هر حال در طول زندگی مون شاهد خیلی از این رفتن ها خواهیم بود و چه خوبه که خوب و مفید برای خودمون و دیگران تا آخرین لحظه که خدا مقدر کرده زندگی کنیم و خوب بریم . تو مملکت ما زمانی که یکی می میره یک مرتبه عزیز می شه !! انگار که دیگه از اون بهتر اصلا دیگه تو دنیا نبوده !! اونهایی که باهم قهرند آشتی می کنند و روابطشون از حسنه هم یه چیزی اون ورتر می شه!!!( تو مرگ بابابزرگ و بابام به عینه مشاهده کردم ! ) و کسانی که سال تا سال نه طرف رو می دیدن نه خانواده طرف رو و اصلا اسمشون رو هم بر نمی داشتند !!! خودشون رو موظف می بینند تمام مراسم ها حضور فعال حداقل برای نشون دادن خودشون داشته باشند !! از همه بدتر خرافات و رسوم غلطیه که مثل خوره به جون ملت به اصطلاح مسلمان ایران !! افتاده ، اینکه یکی بمیره فامیل ها تا چهل روز صورتشون رو نزنند و مشکی بپوشند یا خانم ها تا چهل روز آرایشگاه نرن و تازه بعد چهلم و یه سری مراسم خاص دیگه !!!با من بمیرم تو بمیری دیگران از عزا دربیان !!! اینکه چهل روز چه مرد چه زن یه حالت ژولیده و غیر مرتبی داشته باشن کجاش با مسلمانی و النظافه من الایمان تطابق داره و چه احترامی برای اون مرحوم محسوب می شه ؟ واقعا این ظاهر شایسته یک مومن هستش ؟ یا اینکه عید اونم عید نوروز رو که جزو زیباترین و بهترین اعیاد بخصوص از نظر روحی روانی محسوب می شه به خاطر اینکه یک نفر مثلا سال قبلش مرده خراب کنند و بجای آجیل و کاکائو و شیرینی و غیره خرما بگذارند ؟!!!!!! مبادا که تخمه شکستن باعث خدشه به احترام روح اون مرحوم بشه !!!!! البته تقصیر مردم ما هم نیست ، اطلاعات مردم ما از واقعیت و حقیقت مرگ و روح خیلی کم و آمیخته با خرافات و اطلاعات غلطه و اگه هر کسی که خودش رو مسلمون می دونه می رفت در این رابطه ( معاد خیر سرمون یکی از اصول دین ماست !! ) مطالعه و تحقیق می کرد و حقیقت مرگ و روح رو درک می کرد متوجه می شد که به عنوان یک مسلمون داره تن به چه خرافاتی می ده و حتما شرمنده می شد . من هم به عنوان یک انسان از شنیدن خبر مرگ یه دوست یا فامیل و آشنا متاسف می شم اما تاسف از این جهت که فرصتش برای زندگی تو این دنیا و انجام اعمال خیر برای اون طرف خودش و دیگران به پایان رسید و حالا خودشه و اعمال خودش و تا حدودی هم بحث خانواده ش بخصوص اگه دستشون تنگ باشه ( هرچند خدا بزرگتر از این حرفهاست ) ولی هیچ موقع بابت این مسئله به خودم اجازه نمی دم مثل بعضی ها نعوذ بالله خدا رو سرزنش کنم!!!!!! و تو کار خدا دخالت کنم . اونهایی که تو این زمینه مطالعات علمی و مذهبی دارند می دونند به هر حال مرگ نه یک مسئله غیر طبیعی تو دنیا و زندگی بلکه جزئی از زندگی ماست و با مرگ زندگی ما نابود نمی شه که بخواهیم برای مردن کسی زار بزنیم بلکه فقط نوع زندگی ما عوض می شه چون این قانون آفرینش ماست. از ارتباطاتی که با ارواح تو جلسات احضار روحی برقرار شده و صحبتهای اونها که خب خیلی ها مسلمون هم نبودند می شه فهمید مرگ مترادف نابودی نیست و نوعی تکامله . به شخصه اعتقادی به این خرافاتی که ملت ما ناآگاهانه و از سر بی اطلاعی و کم دانشی نسبت به مرگ بعد مرگ عزیزانشون عمل می کنند به هیچ عنوان ندارم . صبح روز ختم بابام رفتم صورتم رو اصلاح کردم ، حموم رفتم ( بعضی جاها صاحب عزا تا هفت روز نباید بره حموم و بعد باید بیان ببرنش حموم !!!!) و عصرش تو مسجد هم یه دست کت شلوار درست حسابی با پیرهن مشکی پوشیدم و دم در واستادم ، البته اعتقاد چندانی به مشکی پوشیدن ندارم اما خب اون موقع به مصلحت دیدم بپوشم و تا هفت روز هم تنم بود و بعد درش آوردم ، به نظر من آدم تحت هر شرایطی باید تو جمع تمیز و مرتب و شیک بگرده . برای عید هم که همه فامیل می خواستند عید نگیرند بهشون گفتم ما امسال باشکوه تر از همیشه عیدمون رو برگزار خواهیم کرد و اگه ما نمی گرفتیم شما هم می تونستین نگیرین اما ما درجه یک هستیم و می گیریم پس دلیلی نداره شماها کاسه داغ تر از آش بشین و به دخترعمه هام هم گفتم که شما غلط می کنین عید نگیرین !! ( بابام تابستون که بخاطر عموم این بحث رو خانواده برای عید 86 پیش کشیده بودند دقیقا همین حرف رو بهشون زده بود !!! ) همه هم گوش کردند و همه چی هم گذاشتند چون می دونستند اگه من برم و ببینم نگذاشتند خیلی ناراحت می شم و حتی بهشون گفته بودم اگه این کاررو کنین قید همه تون رو می زنم!!! از نظر من روح این کار بشدت مشکل داره و با هیچ عقل و منطقی جور در نمی آد . اتفاقا عید 86 ماهم چه عید باشکوهی بود ! تو خونه که ما برخلاف هرسال که بابام خودش رو موظف می دونست همه چی بگذاره حتی تا تخمه ژاپنی که خودش خیلی دوست داشت !!و زحمت من که باید جمع می کردیم بیشتر می شد !!به سلیقه و ایده من فقط آجیل چند کیلو پسته درجه یک خریدیم و یه نوع کاکائو و شیرینی و میوه و مثل هرسال که بابام الکی شلوغش می کرد و همیشه بحث داشتیم من نذاشتم اون جوری بشه و مامان همه چی رو دست خودم سپرد و روز اول عید و روزهای بعدش که همه حتی تا همسایه ها هم اومدن دیدن یه پیرهن آستین کوتاه هم پوشیدم و کراوات هم زدم و خیلی شیک و پیک و با کلاس از مهمانان عزیز !! پذیرایی کردم و چقدر هم خوش گذشت و اجازه ندادم خرافات وارد منزل ما بشه ، من الان نزدیک به 7 ساله تو اسفندماه برای بچه های زیر 18 سال فامیل کادو می خرم و یه کاغذ کادوی خوشگل می کنم و عید که می آن خونه مون سوای عیدی خانواده از طرف خودم بهشون می دم و چقدر هم خوشحال می شن چون می دونم کی چی می خواد و دوست داره ، عید نوروز خیلی عید قشنگیه و باید بچه ها رو شاد کرد و روح شادی نوروز نباید خدشه دار بشه و نباید با این خرافات عید رو تبدیل به عزا اونم بخاطر یه امر کاملا طبیعی کرد ، یه نکته دیگه هم مداحی ها یا بهتر بگم ترویج خرافات و به گریه انداختن صاحبان عزا به هر قیمتیه !! ، من با مداحی مخالف نیستم اما مداح اگه واقعا مداح درست و حسابیه باید خودش رو در زمینه زبان عربی تقویت کنه تا بتونه دعاها و ِاعراب اونها رو درست تلفظ کنه و اگه قراره ذکر مصیبتی هم بشه ذکر مصیبت معصومین و ائمه اونم به شکل واقعی و نه من درآوردی باشه و تا یه حد مشخصی هم باشه که صاحب عزا رو تا مرز سکته نبرند !!! روز دفن بابام مداح خیلی خوبی اومده بود و موقع دفن زیارت عاشورا رو شروع کرد به خوندن ( خیلی دوست دارم برای من هم همین کاررو کنند ) و یه حال و هوای معنوی به مراسم داد که چون من مرتب داشتم مامانم و داداشم و عمه ها و دختر عمه هام رو می گرفتم (خیلی بی تابی می کردند) اون حال معنوی رو نتونستم درست و حسابی ببرم ولی همه تعریف می کردند . اما چشمتون روز بد نبینه برای چهلم یه مداح اومده بود باعث کرکر خنده همه شده بود!! داشت می خوند یک مرتبه گفت پاشو ببین وحیدت اومده پیشت !!!! حالا ما هرچی فکر می کنیم به نتیجه نمی رسیم این وحید دیگه کیه ؟!!! بابای ما کل یوم دوتا پسر داشت : مجید و محسن!! آخر سر هم داشت از طرف صاحبان عزا تشکر می کرد گفت از طرف مثلا همسر مرحوم ، فرزندان ، عروسها !!!!!!!!!!!! و نتیجه این شد که ما تا آخرشب تو خونه داشتیم به کل مهمونها و فامیل جواب پس می دادیم !!! مامان اینا از یه طرف سر قبر داشتند گریه می کردند از یه طرف خنده شون گرفته بود !!!به هر حال آدم باید تو هرکار و زمینه ای که هست ، حالا که هست باید کامل یا بقولی PERFECT باشه و کارش رو درست و کامل و صحیح انجام بده . سال بابا هم نزدیکه و دوم دی ماه اولین سالشه که می افته یکشنبه ، فکر کردم دیدم صلاح نیست وسط هفته که همه سرکار و زندگی شون هستند همه رو بکشونیم بهشت زهرا و غیره و گفتم دوروز قبلش جمعه سی آذر سال رو بگیریم ، چون شبش شب یلداست و با اینکه با توجه به شب یلدای پارسال تو خانواده دیگه هیچ کس از شب یلدا خاطره خوشی نداره ( پارسال شب یلدا تو خونه ما همه دور هم به صرف شام و غیره جمع بودیم و عموم از بابام فیلم هم گرفت اما کسی چه می دونست پس فرداش چه اتفاقی می افته . ) ولی گفتم همه شب خونه هاشون باشند و شب یلداشون خراب نشه ( ایضا خرج ما هم سوبله نشه !!!) و صبح جمعه با یه اتوبوس همه بریم سرخاک و کسی ماشین نیاره بنزین بسوزونه !!! یه مداح آشنا بیاریم زیارت عاشورا بخونه( به داییم که آشنا داره تاکید کردم فقط همین و خودم هم توجیه اش خواهم کرد ، هم ثواب داره هم کار مفیدیه ) و یه تاج گلی هم براش سفارش می دیم که البته بیشتر جنبه تظاهر و دنیوی داره تا اینکه بدرد اون مرحوم بخوره !! و بعدش از اونجا یک راست بریم رستوران یه ناهاری بدیم و اتوبوس همه رو تا خونه ما بیاره و هرکی از اونجا بره خونه خودش ، خب کسانی که وضع مالی خیلی خوبی دارند خیلی گسترده تر مراسم می گیرن اما ما خودمون رو که حساب کردیم ( عموها و عمه ها و دایی ها و بچه ها و نوه ها و دامادهاشون ) دیدیم دقیقا پنجاه نفر می شیم !!و دیگه بیشتر اگه می خواستیم دعوت کنیم نه امکانش هست نه درسته نه اصلا بابام راضیه ، در مورد بابام هم قبلا گفتم ( آرشیو وبلاگ دی 85 ) اصلا با این چیزها مخالف بود و اصلا انجام هم نمی داد چه مشکی پوشیدن چه ریش گذاشتن چه مراسم فلان گرفتن و نوعید گرفتن و سر قبر رفتن وبرای هرکی که زنده بود هرکاری که از دستش برمی اومد انجام می داد اما می گفت بعد مرگ فقط این کارها برای زنده هاست و راست هم می گفت ، با ارواح که صحبت شده گفتند که این غذا دادن ها و مراسم سر قبر گرفتن ها بیشتر باعث ناراحتی شون می شه تا اینکه روحشون شاد بشه !! اما خب وضعیت ما الان یه جوریه که بنا به دلایلی نمی تونیم اصلا هیچی نگیریم . به هر حال ما هم تو این مملکت به ظاهر اسلامی با افکار خرافی زندگی می کنیم دیگه!!!!!!

 

 

 

 

نکته بهداشتی پزشکی :

 

 

@ تو زمانهای قدیم برای پیشگیری از کاتاراکت ( آب مروارید ) که طی اون پروتئینهای عدسی چشم دناتوره می شن ( تغییر ماهیت می دن و به سمت اضمحلال پیش می رن ) آب لیموترش تو چشمشون می ریختند !! امروزه نقش ویتامین C برای پیشگیری از کاتاراکت یا آب مروارید ثابت شده و توصیه می شه همه بخصوص افرادی که سنشون بالا می ره ( بخصوص پدربزرگ مادربزرگ ها ) از مرکبات و میوه های تازه که حاوی ویتامین C بالایی هستند حتما حتما در روز میل کنند ، هرچقدر میوه ترش تر و سبز تر باشه ویتامین C بالاتری داره . حتی تو فرانسه هم قطره ویتامین C درست کردند که تو چشم می چکونند .

 

 

 

 

نکته تغذیه ای :

 

 

@ یکی از زیباترین و قشنگ ترین و رمانتیک ترین کارها اینه که آدم آخر هفته ها برای تنوع هم که شده دست خانمش یا نامزدش یا دوست دخترش یا به هر حال خانواده اش رو بگیره ببره رستوران ، ولی جان هرکی دوست دارین رستوران که رفتین سفارش سالاد ندین !!!! یه استاد داشتیم که متخصص عفونی تو بیمارستان امام بود و توصیه می کرد تحت هیچ شرایطی تو رستوران سالاد نخورین ، چون شما که از بهداشت محتویات سالاد و درست کننده سالاد که برای خودشون اصول خاصی از مرحله تهیه تا سر میز دارند مطلع نیستین ، هستین ؟ پس دستی دستی خودتون رو به انواع و اقسام عفونتهای گوارشی مبتلا نکنین تا هرچی خوردین و حال کردین از دماغتون بریزه !!!!!!

 

 

 

 

نکته دارویی :

 

 

@ به عزیزانی که برای کار کردن شکمشون !!!!!!!! پودر پسیلیوم مصرف می کنند یه نکته رو می گم و سعی کنند بهش عمل کنند ، بعد اینکه مقدار توصیه شده رو تو یک لیوان آب پخش کردین و مصرف کردین بلافاصله پشت سرش یک لیوان دیگه آب بخورین و تا 2 ساعت هیچ داروی دیگه ای نخورین ، اگه این پودر رو قبل غذا مصرف کنین اشتهاتون کور می شه ها !

 

 

 

 

پاسخ به پرسشهای شما :

 

 

@ عزیزی در رابطه با احتمال انتقال هپاتیت C طی دوره پ # ر#ی#و #د سوال کرده بودند ، تو جواب ایشون باید عرض کنم که اولا تو دوره پ # ر#ی#و #د احتمال انتقال هر عفونتی در صورت تماس فلان !! بالاست و برای هر دو نفر ضرر داره و از نظر پزشکی و شرعی جایز نیست و بهتره یه چند روز بی خیال شین ، انتقال هپاتیت C هم از طریق انتقال و تزریق خون هم ج #ن #س #ی هم مادر به کودک امکان پذیره اما ریسک انتقال هپاتیت C از طریق ج # ن # س # ی حداکثر یک درصده و این ویروس بیشتر از طریق انتقال خون سرایت می کنه ، و توصیه می شه این مطلب به دو طرف گوشزد بشه و تصمیم نهایی برای استفاده از وسیله پیشگیری مثل ک # ا # ن # د # و # م به خودشون واگذار بشه .

 

 

@ سحر خانم عزیز ، چون اگزالات یکی از متابولیت های ( پس مانده ها) ویتامین C محسوب می شه زیادی مصرف ویتامین C به شکل قرص جوشان و جویدنی و غیره باعث تشکیل سنگهای اگزالاتی تو کلیه می شه ، در مورد قرصهای جوشان کلسیمی هم باید بگم اگه کسی واقعا نیاز به کلسیم مکمل داره و پزشک براش برای مدت مشخصی تجویز کنه و آب هم به حد کافی در طول روز مصرف کنه مشکلی پیش نمی آد اما اگه یکی همین جوری از پیش خودش ورداره قرص جوشان مصرف کنه اونم در حالی که هدف بهداشتی درمانی پشتش نیست و مدت زمان مشخصی هم نداره می تونه براش باعث دردسر بشه ، ولی من موندم چرا تا زمانی که می شه لبنیات برای تامین کلسیم و میوه ها و سبزیجات تازه برای تامین ویتامین C مصرف کرد آدم باید رو به مکمل ها و قرص جوشان بیاره ؟!!!!!!!!!!!!!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مورد – بالین :

 

 

مادری همراه دختر بچه 2ساله اش به شما مراجعه می کنه و می گه تو مدفوع دخترش یه کرم ریز سفید رنگ دیده و دختر بچه مدام مقعدش رو بویژه شبها می خارونه ، چه باید کرد ؟

 

 

شاید بهترین راه این باشه که مدفوع بچه رو آزمایش کنیم و از نوارچسب های ویژه تو خارج مقعد بچه صبح زود استفاده کنیم ولی بدون این کار با توجه به شرح حال بیمار می شه حدس زد پای کرمک یا آنتروبیوس ورمیکولاریس در میونه و می شه با توجه به شواهد درمان تجربی یا empirical treatment هم کرد ، البته با یک بار آزمایش مدفوع فقط تا 50 درصد ، با سه بار آزمایش تا 95 درصد و با پنج بار آزمایش مدفوع تا 99 درصد ممکنه مشاهده بشه و از نوار چسب های سلوفان ( اسکاچ ) هم می شه استفاده کرد که شب تو اطراف مقعد می چسبونند و صبح زود قبل حمام کردن می کَنَند و زیر میکروسکپ مشاهده می کنند ، رعایت بهداشت خیلی مهمه و ناخن های بچه حتما حتما باید کوتاه و تمیز نگه داشته بشه و بهداشت فردی هم از طرف همه اعضای خانواده که با بچه در تماس هستند و خود بچه رعایت بشه . لباس زیر بچه بهتره نخی باشه و از وان حمام هم استفاده نشه ، بهتره فرد آلوده جدا بخوابه و لباسهای زیرش و ملافه هاش شسته بشه و نباید هم گذاشت بچه انگشتش رو تو دهنش بگذاره . برای درمان باید برای بچه سوسپانسیون پیروینیوم ( پیرانتل ) پاموآت تجویز کرد که دوزش 11 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بچه محاسبه می شه ( ماکزیمم یک گرم ) و دوهفته بعد درمان رو تکرار می کنیم . برای بالغینی هم که با بچه زیر یک سقف زندگی می کنند و سر یک سفره می شینند ( بجز خانم های باردار ) مبندازول 100 میلی گرم تک دوز تجویز می کنیم که چون قرص جویدنی هستش باید کامل جویده بشه و اونها هم درمان رو باید دوهفته بعد تکرار کنند .

 

 

 

 

توانگر واقعی کسی است که چشمش بدست دیگران نباشد ( پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله )