تاملی در ماجرای وزیر اطلاعات
ساعت ٢:٤٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩٠ : توسط : مجید

به نام خدا

تو این چند روزه جنجال خبری سرقضیه استعفای وزیر اطلاعات و موافقت رئیس جمهور و مخالفت رهبری شده که حتما شنیدین ، تو این باب من چند کلمه حرف دارم که باید بزنم .

اولاً من هرچی گشتم متن استعفای جناب آقای مصلحی رو پیدا نکردم ! این چه جور استعفایی بوده که دو خط متن مشخص و رسمی نداشته ؟!! آیا واقعاً اصلا استعفایی در کار بوده یا یه جور عزل محترمانه بوده و بخاطر محذوریت هایی شایع شده که وزیر استعفا داده ؟! فکر می کنم اگه واقعاً استعفایی در کار بود متنش باید منتشر می شد که تا حالا نشده ، اگه هم برفرض مثال استعفایی واقعاً درکار باشه باید پرسید کار به کجا رسیده که وزیر تو این شرایط باید استعفا بده ؟ و چه اتفاقاتی افتاده که راهی جز استعفا نبوده ؟

دوم اینکه چرا باید رئیس جمهور از حق قانونی خودش مبنی بر انتخاب وزرا ( نص اصل 133 قانون اساسی ) محروم بشه ؟ این قضیه سر انتخاب معاون اول هم دوسال پیش اتفاق افتاد ( نص اصل 124 ) ، من سوالم از عزیزان اینه که اگه واقعاً این آقا 25 میلیون رای داره و واقعاً دوبار " مردم " انتخابش کردن چرا باید از بدیهی ترین حقش یعنی انتخاب همکاران مورد اعتماد محروم بشه ؟!

واقعاً با این شرایط پیش اومده الان این دونفر چطور می تونند بازهم تو دولت باهم کار کنند ؟اگه من بودم رک برمی گشتم می گفتم شما رو وزیر خودم نمی دونم یا استعفا می دادم چون طبق قسمی که بر اساس اصل 121 خوردم و همین طور اصل 122 در دنیا و آخرت در قبال تک تک کارهایی که مسئولیتشون با منه مسئول و پاسخگو باید باشم و نمی شه که از یک طرف آدم انواع و اقسام قسم ها رو بخوره و جلوی همه هم مسئول باشه اما دستش باز نباشه !!

اگه هم وجود بعضی ها در بعضی پست ها به" مصلحت " نیست ( نامه تیر88 ) آیا این شائبه پیش نمی آد که کسی که مصلحت خودش رو نمی تونه تشخیص بده چطور می تونه مصلحت یک کشور و یک ملت رو تشخیص بده ؟!!

این برای دومین باره که در مورد وزارت اطلاعات در دوسال اخیر این قضیه تکرار می شه ، باید دید وزارت اطلاعات چه اهمیتی برای جریان حاکم در دولت داره که برای تسلط بهش حاضرن تا اینجا جلو بیان ؟ البته جواب این سوال خیلی راحته و اگه کمی تفکر و تامل کنید به جواب خواهید رسید .

آیا وقت اون نرسیده که در مورد تبدیل چارت و عنوان سازمانی" وزارت اطلاعات "  به " سازمان اطلاعات و امنیت کشور " که رئیسش به پیشنهاد شورای عالی امنیت ملی و حکم رهبری منصوب بشه ( اصل 176 قانون اساسی ) و برداشته شدن شرط " اجتهاد " برای وزیر اطلاعات و رئیس بعدی سازمان احتمالی اطلاعات و امنیت کشور که دایره انتخاب ها رو بسیار محدود می کنه تجدید نظری صورت بگیره ؟ ما در دولت آقای خاتمی و دولت آقای هاشمی هم در مورد وزارت اطلاعات با حاشیه ها و مشکلات زیادی روبرو بودیم که هزینه های زیادی رو به نظام تحمیل کرد و معروف ترینش هم همون قتل های زنجیره ای بود .

هدایت چنین نهادهایی باید دست نیروهای ورزیده و با سابقه ای باشه که سالها تو این زمینه کار کردند و شناخت دارند و بهتره نیروهای حوزوی رو حداقل به شکل مستقیم درگیر چنین کارهایی نکنیم و عزیزی که 20 سال درس خارج مراجع معظم می رفته این چنین گرفتار مسائل سیاسی نشه و از حیثیت روحانیت مایه گذاشته نشه ، متاسفانه قبلا با یک روحانی دیگه ( آقای محسنی اژه ای ) هم چنین رفتاری شد که اونجا سریعاً با پستی بالاتر از طرف " مقامات عالیرتبه نظام "  جبران شد !

من به این رفتارهای آقای احمدی نژاد خرده ای نمی گیرم ، ایشون داره همون چیزی رو که هست بروز می ده و اتفاقاً خدا پدرش رو بیامرزه که فیلم هم بازی نمی کنه و خود خودشه !

ما از اول همه این چیزها رو می دیدیم و پیش بینی می کردیم منتها تعصب و ناآگاهی جلوی چشم بعضی ها رو گرفته بود و نمی خواستند قبول کنند که با چه حقیقت تلخی روبرو هستند و همین الان هم نمی خوان قبول کنند و بزور می خوان حقیقت رو بپوشونند !!

آدم نمی تونه از دور و بری ها ، همنشین ها و دوستانش تاثیر نپذیره ، این توقع خیلی غیر منطقی هستش و با واقعیت جور در نمی آد و بعضی ها انتظار بی جا دارند ، احمدی نژاد همینی هست که که دارین می بینین نه اونی که شما تو ذهن و رویاهاتون ساخته بودین و تازه این ها که خیلی خوبه منتظر غیر مترقبه تر و بدتر از اینها باید باشین !

چرا هنوز هم اجازه نمی دین احمدی نژاد اون طور که بود و هست نمود پیدا کنه ؟! چرا بزور می خواین با انتصابات تحمیلی حقیقت رو ماست مالی کنین ؟ چرا اجازه نمی دین با شفاف سازی انتصابات و سیاست ها و تفکرات و خط مشی ها نحله و عقبه فکری واقعی احمدی نژاد و یارانش روشن بشه و همه دقیقاً بدونند به چی رای دادند و چه طرز فکری الان حاکم به امور اجراییشون هستش ؟

و چرا روشن و شفاف موضع خودتون رو مشخص نمی کنین و دست دست و  یک بام و دو هوا می کنین ؟ اگه روندی که وجود داره خلاف مصلحت نظام و کشوره چرا برخورد نمی کنین و اگه نیست چرا این قدر محدودیت برای رئیس جمهور ایجاد می کنین ؟ همین تعارف ها و مصلحت اندیشی های کاذب بوده که پدرمارو در آورده و سرمنشا همه کینه ها و فتنه ها و اتفاقات ناگوار در کشور بوده .

اولین باری که من از جریان احمدی نژاد و یاران احساس خطر کردم برمی گرده به سال 84 و مناظراتی که در سطح نمایندگان کاندیداها در شبکه دو و برنامه گفتگوی ویژه خبری شبها انجام می شد ، برنامه ای بود با حضور آقای جوانفکر ( نماینده احمدی نژاد ) دکتر یاوری ( نماینده آقای قالیباف ) و یک نفر دیگه که حضور ذهن ندارم .. تو اون برنامه آقای جوانفکر خیلی تند رفت و نزدیک بود کار بیخ پیدا کنه و برنامه زنده هم بود که هر جور بود آقای حسینی مجری با تجربه برنامه جمع و جورش کرد .

از اون موقع احساس کردم با دار و دسته خاصی طرف هستیم و بعد که بیشتر تحقیق کردم و تو سخنرانی ها و کارهاشون دقت کردم پی بردم با کسانی که طرف هستیم که با اصولگرایان سنتی خیلی فاصله دارند و شاید بیشتر از اون که به اصولگرایان سنتی نزدیک باشند به اصلاح طلبان رادیکال نزدیک تر و شبیه تر هستند اما این حقیقتی بود که عزیزان سنتی که شماها با لقب حزب اللهی و احمدی نژادی بیشتر می شناسینشون تا این اواخر تحت عنوان مصلحت و خیرالموجودین و ولایت مداری و این چیزها سعی در پنهانش داشتند و تازه متوجه خیلی چیزها شدند و صداشون دراومده .. بعضی هاشون هم احساس می کنند سرشون کلاه رفته .

صحبت از امام زمان ( عج ) و انتظار فرج بسیار خوبه اما به شرط اینکه مطابق دستور خود امام زمان یا  معصوم ( ع ) جلو رفت و مو به مو به وظیفه ای که برامون مشخص شده عمل کرد نه اینکه سرخود نشست حدیث و روایت تفسیر کرد و فیلم ساخت ! موقعی که امام زمان ( عج ) در توقیعش خطاب به اسحاق بن یعقوب تاکید کردند که در " حوادث واقعه " یا مسائل روز به " رواه حدیثنا " یا راویان حدیث ما که مراجع معظم و علمای اعلام  باشند رجوع کنید که حجت ما برشما هستند کنار گذاشتن مرجعیت و خودسر عمل کردن و حدیث تفسیر کردن و فیلم ساختن کاملاً با اون ادعای عشق به امام زمان ( عج ) و انتظار فرج تناقض پیدا می کنه و می شه کاری خلاف برجهت دستور صریح امام ( ع ) و آغاز یک انحراف .

 

به نظرم کم کم داره خیلی چیزها روشن می شه ، قربون خدا برم که گاهی وقتها سریع جواب کسی رو نمی ده و بعد مدتها و گذشت زمان می ذاره جوری جوابش رو می ده که به صلاح نزدیک تر باشه و خیلی بهتر حقایق آشکار بشه ، دوسال پیش چه قبل و بعد انتخابات خیلی ناراحت بودم اما با خودم می گفتم خدا جای حق نشسته و بالاخره یه روزی این جماعت خواهند فهمید که از کی حمایت کردند و به کی رای دادند و پشیمون خواهند شد و امروز همون روزه ... تقریبا پیش خودم هم تخمین دوسال رو می زدم که دقیقاً همین هم شد هرچند این قصه سر دراز دارد !!

از قدیم گفتند بار کج به منزل نمی رسه.. احمدی نژاد با نامردی تو مناظرات و زدن تهمت ها و حرفهای عمدتاً خلاف واقع که بعضی هاش اتهام مستقیم به بنیانگذار جمهوری اسلامی و زیر سوال بردن سی سال حاکمیت نظام بود و همین طور استفاده هوشمندانه ولی نادرست از بیت المال درست شب انتخابات ( سهام عدالت و افزایش حقوق ها ) تونست رئیس جمهور بشه ( از دور اول و اون انتخابات معروف 27 خرداد 84 و خواب آقای کروبی عبور کنیم  .. یه روزی مطمئنم حقایقی از اون انتخابات هم رو خواهد شد چون من به دوم شدن احمدی نژاد تو اون انتخابات باور ندارم ) اما از ماه بعد یعنی تیرماه و انتخاب معاون اول مشکلش با حاکمیت بالا گرفت و تا امروز هم ادامه داره و هر روز هم که می گذره ریزش بیشتری از طرفدارانش مشاهده می شه و اون هواداران سینه چاک بیشتر پی به شخصیت واقعی و عمق نحله و عقبه فکری اش می برند .

به نظرم اگه بخواد همین جوری ادامه پیدا کنه ممکنه این مسئله از سطح هواداران هم فراتر بره و کار به مسئولین هم بکشه و اگه احساس خطر کنند ممکنه اقدامات جدی تری رو در مقابله انجام بدن و بنای غلطی رو که خودشون گذاشتند خودشون هم خراب کنند .. تا همین الان هم برای نگه داشتن احمدی نژاد حاکمیت خیلی هزینه داده ولی توقعاتش برآورده نشده و من مطمئنم بعضی مقامات کشور بینی و بین الله تو وجدان خودشون هم به این نتیجه رسیدند که در محاسبات و پیش بینی هاشون دچار اشتباه شدند .

به نظرم اصلاح طلبان تندرویی که تفکرات ناسیونالیستی و سکولار دارندباید از احمدی نژاد و مشایی خیلی ممنون باشند که با کمترین هزینه ، گفتمان و خواسته های اونها رو بدون اینکه کفن پوشی به خودش زحمت حضور مجدد رو بده احیا و پیگیری کردند ! واقعاً باعث تاسفه که امروز بجایی رسیدیم بجای اینکه نامه حضرت علی ( ع ) به مالک اشتر الگوی منشور حقوق بشر و حکومتی ما باشه باید دست به دامن منشور کوروش بشیم !! کوروش در جای خودش محترم اما کوروش برای زمانی بود که هنوز اسلام و الگوهای کامل تری مثل علی ( ع ) نبودند و این طبیعیه که با اومدن الگوهای کامل تر ملاک عمل و رجوع اونها قرار بگیرند .. من واقعا معنی این اصرار به ملی گرایی افراطی رو متوجه نمی شم ، به نظرم تو مردم یه جور لجبازی با اسلام یا جمهوری اسلامی باشه تا ملی گرایی واقعی ! تو دولت هم یه جور اعتقاد نادرست یا سیاست حساب نشده برای جذب مخالفان به هر قیمت !!

 

جا داره در آخر هم یادی از مهندس موسوی و آقای کروبی بکنم .. قطعاً چون این عزیزان و آقای هاشمی و خاتمی معصوم نیستند اشتباهاتی داشتند که منکر اونها نیستم اما به نظرم اعتراض اونها بعد انتخابات بیشتر از اون که بخاطر قدرت و پست و مقام باشه در اعتراض به شیوه ها و روشها بود و اول از همه هم اینها بودند که با تجربه و شم بالاشون متوجه خطری که از جانب گروه حاکم بر دولت متوجه کیان نظام جمهوری اسلامی و میراث امام خمینی بود شدند و هشدار دادند اما اعتنایی نشد .

دیگه بعد هفتادسال عمر ، پست و مقام چه ارزشی داره ؟ آدم بیاد با سی میلیون رای هم رئیس جمهور بشه جز اینه که باید از 6 صبح تا 1٢ شب کار کنه و حتی از روزهای تعطیلش هم بزنه ، نه مهندس موسوی و نه آقای کروبی هم هیچ کدوم مقام ندیده نبودند که ولع پست و مقام و میز رو داشته باشند و نیاز مالی هم که نداشتند ولی به نظرم براشون ادامه راه و حفظ میراث امام خیلی مهم بود که حاضر شدند تو این سن و این شرایط به میدون بیان و بازم می گم احساس خطری رو کرده بودند که امروز از زبون اصولگرایان سنتی داریم می شنویم ولی متاسفانه ظاهراً نظر حاکمیت نگه داشتن احمدی نژاد به هر قیمتی یادفاع غیر واقع بینانه و چشم پوشی از اشتباهات آشکار و بی قانونی ها بود و اون حوادث پیش اومد .

در حال حاضر تنها راه اینه که همه چیز شفاف بشه و از پیله تعارف و مصلحت اندیشی های کاذب بیرون بیاییم و اشتباه رو با اشتباه نپوشونیم و بپذیریم که جلوی ضرر رو از هر جا بگیری منفعت هستش ، دستگاههای نظارتی باید بدون تعارف و با جدیت سر اصول و قانون بیاستند و تحت عنوان مصلحت اندیشی همه چیز لاپوشونی نشه .