از همه جا ، از همه چیز ، از همه کس - 2
ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٠ : توسط : مجید

به نام خدا

 

دلیل حذف بخش پاسخ سوالات بهداشتی پزشکی

خیلی دلم می خواست این بخش ادامه پیدا می کرد ، بخشی بود که خودم طراحی کرده بودم و سوالات و جوابها رو هم خودم به زبون ساده که احساس می کردم سوال خیلی هاست می نوشتم اما متاسفانه هربار که این بخش تو وبلاگ گذاشته می شد سیل سوالات شخصی پزشکی از عمومی گرفته تا فوق تخصصی ! از طریق قسمت نظرات و آفلاین و ایمیل سرازیر می شد !!

و همه توقع داشتند بدون رعایت نکات و اصول مهم در پزشکی که برای تصمیم گیری و حل مشکل گاهی لازم و گاهی واجب هستند ( مثل تاریخچه ، معاینه فیزیکی و تست های پاراکلینیکی ) مشکلشون غیر حضوری حل بشه که خب این نشدنی بود و همون طور که قبلاً هم گفتم حتی از یک فوق تخصص هم این توقع رو نداشته باشید که این جوری مشکلتون رو حل کنه چون واقعاً درست نیست .

احساس کردم بهتره کلاً این بخش حذف بشه و ان شالله از این به بعد مطالب علمی رو فقط در بخش پزشکی در اسلام خواهیم داشت با این تفاوت که از کمیت این بخش خواهیم کاست و به کیفیتش خواهیم افزود تا پربارتر بشه .

اضافه کردن واحدهای مربوط به بازاریابی

به مسئولین محترم امور آموزشی وزارت بهداشت پیشنهاد می کنم با توجه به اینکه کلاً بی خیال استخدام تحصیلکرده های علوم پزشکی شدن و به اندازه خواب اصحاب کهف باید بگذره تا یه اطلاعیه استخدامی صادر کنند و اگه بکنند هم برای هر رشته دو سه نفر بیشتر پذیرش نمی شن و با این حساب انتخابی جز وارد شدن به شرکت دارویی و تجهیزات پزشکی و کار بازاریابی و Marketing برای تحصیلکرده های علوم پزشکی نمی مونه حداقل بیان تو دوران تحصیل این قشر تو دانشگاه چهار واحد درس بازاریابی و مدیریت فروش بذارن تا طرف یه مرتبه که از یک محیط علمی وارد یک محیط غیر علمی و کاملاً تجاری می شه خیلی بهش سخت نگذره و یک زمینه و آمادگی ذهنی از قبل داشته باشه .

هرچند کار بازاریابی و Marketing علاوه بر علم نیاز به یک زمینه و استعداد درونی و ذاتی هم داره که ممکنه با خصوصیات روحی روانی و ذاتی خیلی ها تطابق نداشته باشه و خیلی ها ناچاراً به این کار تن در داده باشند ولی چقدر خوب می شد روزی فرامی رسید و شرایط طوری مهیا می شد که هرکس متناسب با روحیات و علائق و استعدادهاش کار متناسبی پیدا می کرد و این جوری بازده کارش هم بالا می رفت چون اگه کار به دل آدم بشینه و متناسب با روحیات و ظرفیت ها باشه قطعاً با میل و رغبت بیشتری انجام خواهد شد و کیفیتش هم به نظرم بالاتر خواهد رفت و خروجی مثبتی خواهد داشت .

حالا من رشته های علوم پزشکی رو می دونم ولی شاید این مسئله که گفتم عمومیت داشته باشه و بهتر باشه این پیشنهاد به همه رشته ها تسری پیدا کنه .

پادگان قلعه مرغی

اگه این روزها از دم پادگان قلعه مرغی سابق و بوستان ولایت امروز عبور کرده باشین متوجه می شین که شکل و ظاهرش با چهارماه پیش بسیارفرق کرده و یک اکیپ زحمتکش دارن سه شیفته کار می کنند تا برای افتتاح فاز اول تو هفته آینده آماده اش کنند .

من مدیرانی مثل آقای قالیباف رو خیلی دوست دارم که بیشتر از اون که شعار بدن عمل می کنند و نحوه مدیریتشون جوریه که شما کاملاً برات محسوسه کارهایی داره می شه و خیلی خوب تغییرات رو حس می کنی .

فکر کنم به این جور مدیران تو اصطلاح علوم سیاسی ها پراگماتیست یا تکنوکرات می گن ، صدالبته خیلی هم خوبه چنین مدیرانی پایه ارزشی اعتقادی محکمی هم داشته باشند و هم واقعاً مدیر به معنای واقعی کلمه باشند .

به نظرم آقای قالیباف توی جماعت موسوم به حزب اللهی یا اصولگرایان یک نمونه ست ، چون معمولا از اصولگرایان مدیران خوبی درنیومده و کار اصلاح طلبان در مدیریت رو بیشتر می پسندم ولی حقاً و انصافاً آقای قالیباف فرد اصلحی برای مدیریت در سطحی بالاتر مثل ریاست جمهوری هستش و اصولگرایان باید خیلی بدسلیقه باشند که در انتخابات یازدهم در موردش به اجماع نرسند ، آقای قالیباف تو این چند ساله هرجا رفته واقعاً منشا تحول بوده و کارهای بزرگی انجام داده و اگه دستش بازتر بود و کمتر خرابش می کردند به نظرم حتی قادر بود کارهای مهمتری هم انجام بده .

خلاصه .. پادگان قلعه مرغی هم رفت جز ء بخشی از خاطرات و نوستالژی ما در راه رفتن به نازی آباد که در مطلب قبلی توضیحات کافی رو دادم .. جز ء همون نوستالژی که زمانی سینما کیهان و تیسفون بودند و بعدش میدون بهداری و سینما توسکا و شیرین شد و حالا هم از پادگان قلعه مرغی که می تونم بگم نوستالژی دهه هشتاد ما می شد فقط یه خاطره تو ذهن ما باقی موند .

البته این کار خیلی خوبیه که فضاهای سبز و فرهنگی تفریحی بخصوص در جنوب شهر گسترش داده بشن و به نوعی از نظر روحی روانی هم تاثیر مثبتی رو مردم داره اما از یه طرف هم با خراب شدن بخشی از بافت کهنه انگار بخشی از زندگی و خاطرات گذشته آدم خراب می شه و یه حس خیلی بدی به آدم دست می ده .

سه شنبه هفته پیش عصری رفته بودم خیابون انبار نفت که یه خیابونیه کنار بیمارستان بهارلو نزدیک راه آهن که مثل مولوی مرکز عمده فروشهای غذاییه برای سال خاله ام که جمعه بود و بهتر از هر سال برگزار شد ساندیس بگیرم ، برای پیدا کردن اون چیزی که مد نظرم بود مجبور شدم کل خیابون رو یه بار با اصلی فرعی هاش بالا پایین کنم ، اونجا یه چلوکباب اسلامی هست که خیلی معروفه و اون ساعت بسته بود اما با دیدنش یاد اون دورانی افتادم که بخشی از مسیربرگشتمون از نازی آباد از اونجا بود و خاطراتی برام زنده شد ، هیچ بعید نیست اون خیابون هم عنقریب بدست شهردار توانامون خراب بشه و جاش مجتمع فرهنگی چیزی بنا بشه !!

مختار نامه

در اینکه گروه تولید سریال مختارنامه بسیار زحمت کشیدن و نیت خیری داشتند شکی نیست و واقعاً هم باید ازشون تشکر کرد اما ای کاش بجای چهل قسمت بیست قسمتش می کردن منتها واقعاً همون چیزی رو به تصویر می کشیدند که تو روایات و داستانهای تاریخی اومده و دیگه خیلی ازخودشون مد در نمی آوردند و بیش از حد لازم چیزی رو که تو تاریخ هم واقعاً نبوده بهش اضافه نمی کردند .

مثلاً داستان مجازات حرمله که از شخصی بنام منهال بن عمرو نقل شده خیلی معروفه ، گرچه شاید یه مقدار وحشتناک باشه و به تصویر کشیدن همه اش در یک رسانه عمومی خیلی جالب نباشه اما بهتر از این بود که مجازات حرمله حالت وسترن و فیلم های کابویی بگیره !!

یا به تصویر کشیدن بعضی صحنه ها مثل لگدکوب کردن پیکر امام ( ع ) توسط اون دوازده تا حرامزاده خیلی درست نبود و حداقل موقعی که به تصویر کشیدن درست هم اشاره می شد که چه مجازاتی بعد دستگیری اون دوازده نفر براشون تعیین شد تا مردم بدونند اون چه که در تاریخ در این باره اومده و اهل مطالعه و تحقیق می دونند چی بوده و کمی از داغ اون صحنه جگرسوز کمتر می شد .

بازم می گم من به اصل کار احترام می ذارم و واقعاً از زحماتشون خیلی متشکرم اما بهتره اگه قراره سریال تاریخی ساخته باشه اولاً از کمیت کم بشه و به کیفیت اضافه و بعدش هم دخل و تصرف نویسنده و کارگردان حد و حدود مشخصی داشته باشه و دیگه از یه حدی فراتر نره که آدم احساس کنه دیگه خیلی من درآوردی شده !

مایه گذاشتن از زن رئیس جمهور !

همه می دونین من راجع به آقای احمدی نژاد چه نظری دارم ، اما اینجا اخلاق و شرع و انصاف حکم می کنه که نکته ای رو گوشزد کنم و اون اینه که اگه ما با کسی مشکلی داریم یا به کسی انتقادی داریم باید از حدود عقل و انصاف و استدلال خارج نشیم و کاملاً همه مراتب اخلاقی رو رعایت کنیم .

این خیلی زشته که یک روحانی ساده دل ( البته بی غل و غش ) که کاملاً مشخصه چیزی از سیاست هم نمی دونه بیاد در یک جمعی چه به نقل از خودش یا از وزیر رئیس جمهور !!اعلام کنه که ولی فقیه می تونه زن رئیس جمهور رو بهش حرام کنه و اون وقت دیگه رئیس جمهور به زنش دست نمی تونه بزنه!

آخه این چه حرفیه ؟!! اینهایی که این حرفها رو می زنند غیرمستقیم اعتراف می کنند که چیزی از اصل و نظریه ولایت فقیه و حرفهای بزرگانی مثل امام خمینی و آیت الله جوادی آملی متوجه نشدند والا هیچ وقت نمی اومدند این جوری حرف بزنند و متاسفانه فعلاً هم که به این جور اشخاص انواع و اقسام تریبون هاداده می شه ، کجا در نظریه امام خمینی که بنیانگذار اصلی این نظام و این اصل بوده چنین چیزی اومده ؟!! آیا واقعا کتاب ولایت فقیه امام خمینی رو نگاه کردین که دارین این جوری حرف می زنین ؟!

ولی فقیه چه کار داره با زندگی شخصی مردم ؟!! اصلاً موقعی که داشتین تو حوزه درس می خوندین باب نکاح و طلاق و این چیزها هم جزو مطالعاتتون بوده یا جا انداختین ؟!! این چه جور دفاع کردن از ولایت فقیه هستش من موندم به خدا !!

البته شاید این به نوعی جواب همون کاری بود که آقای احمدی نژاد در مناظره با آقای مهندس موسوی کرد و اون بگم بگم ها ! و قضیه ادامه تحصیل خانم دکتررهنورد که اتفاقاً همون سوال بیشتر در مورد خود ایشون مطرح بود و هنوز هم برای من مطرحه که چطور می شه کسی یازده دوازده سال لیسانس باشه و بعدش که استاندار یک استان می شه ارشد و بعدش هم دکترا تهران قبول می شه و پنج ساله دکترا می گیره !! حالا تداخل پست دولتی با تحصیل بماند اینکه چطور سرکلاسها حاضر می شده خیلی عجیبه! به هر حال اینجا آقای احمدی نژاد به نوعی جواب اون مایه گذاشتن ناجوانمردانه اش از زن رقیبش رو گرفت ولی به نظرم نه اون کار درست بود نه این کار .

ده نمکی و اخراجی ها

خیلی ها از ده نمکی بدشون می آد و چشم ندارند ببیننش ، خیلی ها می گن اخراجی ها اگه تو هرسه تا فیلمش فروش کرده بخاطر این بوده که حمایت های دولتی و نظامی داشته ، خیلی ها می گن ده نمکی از اول تحت حمایت های ویژه از بالا بوده والا تا اینجا نمی رسیده و اصلاً نمی ذاشتند برسه بخصوص اگه یه آدم عادی بود ولی من می گم همه اینها درست ولی با این حال من مسعود ده نمکی رو تحسین می کنم .. می دونید چرا ؟

چون چماق رو کنار گذاشته و دوربین دستش گرفته و داره حرفش رو با کار فرهنگی می زنه و تونسته رونقی هم به سینما که داشت ورشکست می شد بده و مردم رو با سینما آشتی داده .

شما مطمئن باشین همین الان هم اگه ده نمکی دوربین رو کنار بذاره  و دوباره چماق دستش بگیره همون حمایت های ویژه از بالا و همون مصونیت آهنین قضایی رو داره اما اینکه علی رغم اینها راه خودش رو که به نظرم راه درستی هم هستش پیدا کرده خیلی ارزشمنده و یک قدم رو به جلوست و در مورد گذشته اش هم ما نمی تونیم قضاوت کنیم .. اون چیزیه بین خودش و خدا و فقط خداست که می تونه درموردش قضاوت کنه ، گرچه مثل قضیه کوی دانشگاه در سال 78 حق الناس هم کرده و به نظرم بهتره یه جورایی جبرانش کنه اما من حرکت و مسیر رو خوب و قابل قبول می دونم و امیدوارم تداوم هم داشته باشه .

به هر حال اخراجی ها واقعیت باشه یا لوده بازی ، تحریف باشه یا درست اینه که توده مردم از چنین فیلم هایی خوششون می آد و حاضرن برای اینکه دوساعت بخندند یا به هوای خندیدن برن و از روزمرگی هابیان بیرون براش هزینه کنند ، بخصوص حرکت کردن رو خطوط قرمز که به هر کسی اجازه چنین کارهایی رو نمی دن و طرف باید خودی باشه تا بتونه اون چه که شاید حرف فروخورده جامعه ست این طوری علنی کنه .

بازنگری قانون اساسی

من خودم به شخصه هم معتقدم که قانون اساسی ما نواقص و خلاهایی داره که اتفاقاً بعضی هاش خیلی هم جدی هستند و در این زمینه مطالعاتی هم کردم و پیشنهادهایی هم دارم اما از همه جریانات سیاسی و صاحبنظران خواهش می کنم فعلاً در این زمینه سکوت کنند چون شرایط برای بازنگری اصلاً مهیا نیست وممکنه بدتر بشه که بهتر نشه !

به هر حال اصل 177 قانون اساسی مشخص و گویاست و اگه شما برین این اصل رو بخونین و ترکیب اعضای هیات رو ببینید خودتون دلیل خواهش من رو متوجه خواهید شد !!

افشاگری های سایت های اصولگرا

یکی دوهفته ای می شه که بعد قضیه وزیر اطلاعات و دورکاری ده دوازده روزه رئیس جمهور محترم در منزل ! و فعال تر شدن جریان دور و بر آقای احمدی نژاد که هدف کوتاه مدتش هم تصرف حداقل دو سوم کرسی های مجلس در انتخابات اسفند ماه امسال هستش سایت های نزدیک به آقای توکلی ( الف ) و آقای قالیباف ( شفاف ) شروع کردند به افشاگری در زمینه اطرافیان رئیس جمهور و تخلفات قانونی و اقتصادی که داره می گذره و منتشر کردن نامه های کاملاً اداری و گردش کارهای انجام شده ، در کنار اونها هم نیروهای اصولگرا چپ و راست دارند مصاحبه می کنند و مقاله می نویسند و همه اینها نوعی غیرمستقیم هشدار به آقای احمدی نژاده که یا مطیع باش و سرت رو بنداز پایین کارت رو بکن این دوسال تموم بشه یا اقدامات جدی تری خواهیم کرد و تا پای دادگاه کشیدن و برکناری ات هم خواهیم رفت .

من شک ندارم این افشاگری ها و این مقاله نوشتن ها و مصاحبه ها همش با هماهنگی و شاید اشاره و چراغ سبز از بالاست والا خیلی از این چیزهایی که عنوان می شه اگه یک درصد هم غلط باشه بار حقوقی بالایی داره و می تونه درصورت شکایت طرف مقابل گرفتاری های جدی ( البته اگه مصونیت قضایی درکار نباشه ! ) ایجاد کنه .

ای کاش این قدر شهامت و شجاعت بود که رک و راست می اومدند می گفتند ما محاسباتمون در مورد آقای احمدی نژاد درست نبود و اون چیزی که فکر می کردیم نشد .. واقعیت اینه آقای احمدی نژاد اصلاً از اول شرایط ابتدایی مندرج در اصل 115 قانون اساسی رو نداشت ( رجل سیاسی ، مدیر و مدبر ) و امروز شما کاملاً بخوبی می تونین این رو که حتماً هم این دوستان بهش رسیدن می تونین حس کنین ، قضیه انتخابات نهم و رای آقای کروبی رو هم که دیگه نگم خودتون می دونین .

همون طور که من دوسال قبل همین موقع گفتم آقای احمدی نژاد با توجه به تحصیلات و ویژگی های روحی و اخلاقی گزینه مناسبی برای وزارت راه و ترابری یا مسکن می تونست باشه یا حتی یه مدیرپروژه خوب هم می شد که مثلا من رئیس جمهور بیام پروژه آزادراه تهران – شمال رو بدم دستش به عنوان نماینده ویژه خودم بره مشغول باشه اما قطعاً ویژگی های لازم رو برای ریاست جمهوری نداشت و این اشتباهی بود که آقایون کردند و حالا هم نمی خوان بیان قبول کنند و ناجوانمردانه از زنش مایه می ذارن یا بی جهت تخریبش می کنند و ذهن جامعه رو مشوش می کنند .

الان هم اگه واقعاً اعتقاد به این تخلفات و بی قانونی ها و قدرت گرفتن جریان انحرافی دارند باید بیان از راهش که به نظر من دیوان عالی کشور هستش وارد بشن و کار رو یکسره کنند والا به همون مصلحت اندیشی های معروف و خانه خراب کن این چندین و چند ساله بسنده کنند و بذارن این دوسال هم تموم بشه بره پی کارش ... هرچند من معتقدم اگه برگزاری انتخابات مجلس نهم و ریاست جمهوری یازدهم دست خود گروه آقای احمدی نژاد باشه نه تنها اصلاح طلبان بلکه اصولگرایان سنتی و منتقد هم کمترین شانسی نخواهند داشت و همون طوری خواهد شد که خودشون می خوان .

ولی سوال و استیضاح رئیس جمهور در شرایط فعلی اصلاً درست نیست و من معتقدم حرفش رو هم نباید زد و تریبون نباید به آقای احمدی نژاد داد چون اولاً چیزی حدود هفتاد هشتاد نماینده بعیده به عدم کفایت که رای دو سوم کل مجلس رو می خواد رای بدن و بعدش هم آقای احمدی نژاد کسی نیست که بخواد بیاد راست و حسینی تک تک سوالات رو جواب منطقی و صحیح بده ! و به همون شیوه ای که در مناظرات داشت عمل خواهد کرد و دست آخر رهبری و مجلس و ملت یه چیزی هم بدهکار خواهند شد!!

نکته ای که خیلی من رو داره ناراحت می کنه اینه که چطور زمانی که همه این حرفها رو ما از چند سال پیش می زدیم و امروز خود اصولگرایان دارند می زنند اسمش می شد فتنه و کارشکنی و خط گرفتن از استکبار جهانی ! اما حالاخود اینها دارند می گن کک کسی هم نمی گزه ؟!

یادتون هست که مهندس موسوی اومد تو مناظرات گفت کشور رو با رمالی و کف بینی نمی شه اداره کرد عزیزی در نماز جمعه بعد انتخابات اومد گفت که رئیس جمهور کشور رو به رمالی متهم کردند ؟!! پس حالا قضیه این دستگیری های چندتا رمال و جن گیر معروف که با بعضی اعضای دولت و نزدیکان رئیس جمهور ارتباط داشتند چیه ؟!! الان که از آیت الله مصباح یزدی تا آقای حدادعادل و حاج حسین فدایی و جناب مرتضی نبوی هم همون حرفها رو می زنند چرا صدایی بلند نمی شه و کسی اعتراضی نمی کنه؟ مگه چه فرقی بین حرف مهندس موسوی با اونها بوده ؟ تازه این چیزهایی که اینها می گن که بدتره!!

یادتونه چقدر در رقابتهای انتخابات 88 صحبت از بی قانونی های رئیس جمهور شد ؟ الان که خود اصولگرایان دادشون دراومده ! بابا پس فرق این حرفها با اون حرفها چیه ؟! خداکنه بعضی ها حداقل در خلوت خودشون و پیش وجدان خودشون از اینکه این قدر به گروه اصلاح طلبان منتقد ولی معتقد به نظام  ظلم کردند و تهمت زدند شرم کنند .. نمی خوایم علنی بیان بگن !

بصیرت با جزوه و دوره و سخنرانی و شعار بدست نمی آد ، بصیرت یعنی اینکه شما اولاً تعصب بیجا نداشته باشی بعدش اطلاعات و معلومات تاریخی و سیاسی و اجتماعی داشته باشی و هر روز هم بهش اضافه کنی و در نهایت تا عمق یک مسئله ای رو بتونی ببینی و سطحی نگر نباشی و قدرت تحلیل و تفسیر وقایع رو داشته باشی .. امروز که تازه خیلی مسائل هم هنوز روشن نشده و تازه بخشی از حقیقت رو شده و خود دوستان اصولگرا هم غیر مستقیم دارن بهش اعتراف می کنند می شه فهمید چه کسانی بصیرت داشتند و چه چیزهایی رو می دیدند که بعضی ها یا نمی دیدند یا اگه هم می دیدند تحت عنوان مصلحت اندیشی سکوت می کردند ! و مدعیان بصیرت چه کسانی بودند و چه دیدگاههای داشتند و ثمره انتخابشون چی بوده و کشور رو به کجا رسوندند !

متاسفانه بعضی ها که دم از اسلام و اصول و بصیرت می زنند خطرشون برای همین اسلام و نظام خیلی بیشتره و با جهل و سطحی نگری شون بیشتر به اسلام و نظام ضربه می زنند ، ما از امام خمینی جمله ای داریم که مصداق بارز این روزهای ماست که نگذارید این نظام دست نااهلان بیافتد که بدبختانه با بصیرت آقایون ! مدتهاست افتاده و خودکرده را تدبیر نیست .. این بساطیه که خودشون راه انداختند و با اشاره و چراغ سبز و افشاگری و سند و نامه و تهدید غیر مستقیم هم کاری پیش نمی ره ، اگه واقعاً احساس خطر می کنند خودشون هم باید این بساط رو جمع کنند .

والا این همه حاشیه برای کشور درست کردن باعث می شه کارها به مشکل بربخوره و از نظر داخلی و بین المللی هم اصلاً برای موقعیت کشور خوب نیست ، بهترین کار در شرایط فعلی عمل کردن به نص صریح قانون و کنار گذاشتن تعارفاته و بس ! والا پس فردا اگه باب قانون شکنی و رو آوردن به مسائل ماورایی برای حل مشکلات و کنار زدن دین و روحانیت باز بشه خود این عزیزان مصلحت اندیش هستند که اول ضرر می کنند ، ضمن اینکه خود آقایون هم بهتر در جریان هستند که فساد و انحراف این گروه بسیار گسترده ست و حتی تا موارد اخلاقی و امنیتی رو هم شامل می شه و به نظرم اصل نظام جمهوری اسلامی و میراث امام خمینی بدجور در معرض خطره و باید فکری اساسی و اقدامی عملی بشه ، ضمن اینکه باید از همه دلسوزان نظام هم کمک گرفته بشه و این بساط حصر و زندان و محدودیت هم برچیده بشه .

ما امروز اصلاً با مسئله فرعی طرف نیستیم و کاملاً قضیه جدیه و اگه جلوش گرفته نشه و به حرف دلسوزان نظام بازهم بی اعتنایی بشه و با تهمت فتنه بودن و وابستگی به بیگانه و این چیزها بازهم بعضی مدعیان بصیرت بخوان ازش عبور کنند این بار با همون پیل هم نمی تونند جلوی این سرچشمه نامبارکی رو که شاید قبلاً با بیل هم می شد گرفت و نخواستند بگیرند و خون شهدا پایمال خواهد شد .. از ما گفتن بود .

 

 

پیامبر اسلام ( ص ) : تا عقل کسی را نیازموده اید به اسلام آوردن او وقعی نگذارید .