بازهم پزشکی از لیسانس !
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٢ آذر ۱۳۸٦ : توسط : مجید

به نام خدا

 

 

 

پنجشنبه 22 آذرماه 1386

  توضیح : الان که دارم این مطلب رو می نویسم چهارم آذرماه 90 هستش و چهارسال از این حرفها گذشته ، از همه دوستانی که با جستجو وارد این مطلب می شن خواهش می کنم سوالی نپرسن چون مدتهاست که دیگه پیگیر نیستم و برام هم مهم نیست .. حق مون رو ضایع کردن رفت پی کارش .. این مطلب رو هم حذف نکردم چون خواستم یادگاری بمونه .

 

 

جدیدترین خبر از طرحپذیرش دانشجوی پذیرش پزشکی از لیسانس این که دکتر امامی رضوی رئیس دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهرانشنبه صبح اعلام کردش که حداقلمعدل لیسانس برای ورود به آزمون 16 تعیین شده ( که خدارو شکرمن مشکلی ندارم ) اما برخلاف دکتر حسین کشاورز از معدل دیپلم چیزی نگفته!! واقعا هم انصاف نیست بیانمعدل دیپلم رو هملحاظ کنند و با عقل و منطق هم جور در نمی آد اما از اینها بعید نیست ،هفته قبلهم که توضیحات کاملش رو دادم. آزمونهممشابه آزمون علوم پایه پزشکی با مواد درسیکه مشخص همشدهگرفته می شه واز بین پذیرفته شدگان آزمون کتبی تا چندبرابر ظرفیت گزینشصورت می گیره و باید تو مصاحبه علمی که شفاهی هم هست شرکت کنند و اگه اون جا رو هم به سلامت رد کردند می شن دانشجوی پزشکی .اگه وزارت بهداشت نتیجهموافقت خودش رو زود به دانشگاه اعلام کنه ( در حال حاضر تو وزارت بهداشت دارند آیین نامه مصوب دانشگاهرو بررسی و ارزیابی می کنند) که امتحان رو با همکاری سازمان سنجش تا بهمن برگزار می کنند والا ممکنه ترم بهمن پذیرش نداشته باشند و پذیرش به تعویق بیافته ( هرچند وزیر بهداشت دیروز اعلام کرد نتیجه رو بزودی به دانشگاه اطلاع می دیم و تعویقی هم در کار نیست ) ، با این حساب اگهتاثیر معدل دیپلم رو جناب دکتر کشاورز که هفته پیش ذکر خیرشون رو کردمروش اصرار نکنند من می تونم تو امتحان شرکت کنم ولی تا زمانی که این دکتر کشاورز هست من نمی تونم تو زندگیم یهنفس راحت بکشم!!! بهتون گفته بودمکه شرط مدرک از امتحان ارشد وزارت بهداشت جز برایبعضی رشته ها مثل پرستاری و مامائی برداشته شد ؟از چند سال قبل من برای این کار تلاش کردم و نامه نوشتم و از بچه های دانشگاه امضا ء جمع کردم و وزارتخونه بردم !! و البته چون این جناب دکتر کشاورز تشریف نداشتند رو میزکارشون گذاشتم!! و تو دانشکده بهداشت هم چون عضو گروه انگل شناسی هستند کپی همون نامه رو تو کازیه شون و البته تو اتاق شون هم انداختم ! و البته تو دفتر معاونت آموزشی هم به منشی شون تحویل دادم ( منشی فرمودند دکتر دانشجوها رو به حضور نمی پذیرند !) خلاصه در عرض یک روز نامه بارون شدند !!! جالبه ایشون اینجا هم یکی از مخالفین آزاد شدن شرکت همه تو ارشد وزارت بهداشت ولحاظ شدن شرط مدرک بود ! ولی بازماز بالا تصمیم دیگه ایگرفتند !!! خلاصه به همین خاطر و چون رشته های مجاز ما چندان من رو راضی نمی کرد و بالینی بالینی نبودشرکت تو یکی دوتا امتحان ارشد وزارت بهداشترو همبه همین خاطر از دست دادم ، خلاصه این آقای دکتر کشاورز همیشه یکی از کسانی بوده که ناخواسته به زندگی علمی و شخصیمن خیلیضربه زده و عقبم انداخته و همچنان هم داره می زنه ! دوشنبه ای سریال جالب و خوش ساخت دکتر قریب رو داشتیم نگاه می کردیم و تخمه می شکستیم !تو اون سکانسکه یهبچه ای روبا تببدون علت شناخته شده و بزرگی طحال و درد شکم از جنوب آورده بودند بعد اینکه پرستار به دکتر شرح حالش رو گفت به مامان گفتم کالاآزاره ( حالا اصلا مامان نمی دونستچی بید !) و بعد اینکه رزیدنت اومد به دکتر قریب شرح حال و نتایج آزمایش ها روهم گفت با قاطعیت به مامان گفتم همونه که گفتم و تشخیص نهایی هم همون دراومد ! مامان مونده بود !! برگشتگفت تو چطور تونستی غیبی ! تشخیص بدی ؟!!! به مامان گفتم خداوکیلی حق من نیست وارد پزشکی بشم ؟ حالا فهمیدی چرا اعصابم ریخته بهم ؟چرا دارم می سوزم ؟ مامان هم حق رو به من داد ، ولی تا زمانی که تو این مملکت امثال این دکتر کشاورز مسئول و تصمیم گیرنده هستند دیگه توقعی ندارم و هیچ کس هم نباید سرجای خودش باشه !!!!!!!

 

 

 

 

 

 

 

یه نکته دیگه راجع به طرح پذیرش دانشجوی پزشکی از لیسانسهم اینه که بههمه رشته هایی که به نوعی با بهداشت و پزشکی مرتبط هستند اجازه شرکت داده شده اما اگه منطقی بخواهیم نگاه کنیم اصلا رشته هایی مثل بهداشت عمومی ، علوم آزمایشگاهی ، پرستاری و حتی مامائیکه چه تو واحدهای درسی چه تو مسائل کاریو حتی بالینی basic تر و همه جانبه تر و گسترده از بقیه رشته ها نسبت به پزشکی و سلامتهستند با رشته هایی مثل مدارک پزشکی ، مدیریت خدمات بهداشتی درمانی ، تغذیه ، رشته های توانبخشی و شیمی و بهداشت محیط و حرفه ای که خیلی یک بعدی هستند و فقط تو یک زمینه مشخص و عمدتا دورتر از مسائل پایه و بالینی بهداشت و پزشکی قدرت مانور دارندیکی نیستند و حتی در صورت بالا بودن معدل و قبولی تو امتحان کتبی و حتی شفاهی ( البته بعید می دونم تو امتحان شفاهی سلامت بیرون بیاد ولی ممکنه طرف یه دختری باشه که چه تو دبیرستانچه دانشگاه فقط خونده باشه و خونده باشه! مثل یه ماشین ! و نمره و معدل و رتبه آورده باشه ولی چندان کیفیت علمی بالایی نداشته باشه و تو زمینه پزشکی هم کارعلمی و تحقیقاتی نکرده باشه ولی به لطف دکتر کشاورز و تصمیم گیری های عجیب غریب ایشون و دوستان و همکارانگرامی شون در وزارتخونه و دانشگاه شرایط رو احراز کنه ! ) و ورود به پزشکیهم بیشتر از تحصیلکرده هایاون رشته ها که اسم بردم مشکل داشته باشند و دیرتر بتونند خودشون رو با شرایط پزشکی بالینی و کلاس و همکلاسیهاآداپته کنندوباید خیلی زحمت بکشن تا به یه سطج قابل قبولی از معلومات اولیه و سازگاری با علوم پایه و بالینی برسند و کلا کلاس حالت یکپارچه ای نخواهد داشتو تفاوت ها خیلی بیشتر از بقیه کلاسها خواهد بود ، شما حسابش رو بکنید اون لیسانسه پرستاری با لیسانسه شیمی که تو یه کلاس کنار هم هستند می تونند یکی باشند ؟

 

 

 

 

 

 

 

یکی از خانم های جوون همسایه که با مامان دوستهگفته شوهرم لباسهاش رو می آره من اتو کنم!!!!!!!!! این درسته که اول و آخر یه زن مهم ترین وظیفه شحتی با وجود ژست های الکی مدرنیزم و قرن 21 در هر حالیخونه داری و بچه داریهو یه واقعیته که که باید پذیرفت و زیاد جلوش مقاومت بیهودهنکرد ولیهمون خونه داری رو هم می شه مشترک و با کمک هم انجام داد و موقعیت هم دیگه رو بخصوص اگه خانم زیادی دور ورنداشته باشه و واقعا از نظر تحصیلی و کاری مشتاق و علاقه مند به پیشرفت باشه و البته راجع به خونه داری و بچه داری و این مسائلهمه چیز رویکجا بااین ژست احمقانه قرن 21 ! انکار نکرده باشه وبه هر حال واقعاَنرسه همه کار رو انجام بده درک کرد و باهم جریان زندگی رو که متعلق به هردو نفره جلو برد ، واقعا خجالت داره که یه مردی بیاد لباسهاش رو بندازه جلوی خانمشبرای اتو کردن !! البته شاید این عزیزبرعکس ما اون موقع همکه مجرد بوده مامانشلباسهاش رو اتو می کرده ! (البته بابام که بود چون جمعه ها صبح برنامه اتوکاری داشت ماکه خواب بودیم لباسهای مارو هم برمی داشت اتو می کرد ! ) و حالا بد عادت شده ولی به چنین مردی باید حالی کرد فرق بین زن و کلفت چیه!!!!!!البته تقصیر صدا و سیما هم هست که مرتب داره خانم ها رو در حال اتو کردن لباسهای شوهرانشون نشون می ده ! به قول آقا فرزاد چارخونه : زشتههههه ....... زشتهههههههههههه

 

 

 

 

 

 

 

نکته بهداشتی پزشکی :

 

 

 

@ یکی از دلایل افزایش بیماریهای قلبی عروقی ، سرطان ها بخصوص سرطان های گوارشی، دیابت و از این دست بیماریهای غیرواگیر اینه که تو دوره ما مردم به سمت غذاهای آماده و سوسیس و کالباس و پیتزا و امثال این fast food ها رو آوردن و مصرف این جور غذاها واقعا زیاد شده ، البته به قول یکی از متخصصین و اساتیدقلب و عروق که آشنای ماست مردم ما بزرگترین تفریحشون رستوران رفتن وپیتزا خوردنه !!!هیچ کس نمی گه اصلا نباید ساندویچ و پیتزا و سوسیس کالباس خورده بشه که همچینچیزی محاله ولی می شه برای همون fast food رفتن و پیتزا خوردن هم برنامه داشت و کاملا کنترل شده عمل کرد چون مصرف زیاد و مداوم این جور مواد غذایی ضرر داره و اگه هر چند وقت یکبار برای تنوع تو افراد سالم که براشون منع مصرفی وجود نداره ( فشار خونی ها ،چربی خونی ها ، بیماران قلبی عروقی و دیابتی ها و زخمو ورم معده ای هاجزو منع مصرفی ها هستند)ازشون استفاده بشه مشکلی نداره ، به شخصه توصیه می کنم از پیتزا هر دو تا سه ماه یک بار استفاده کنید و اگه شب پیتزا می خورین مینی سفارش بدین چون هضم مواد غذایی پیتزا برای دستگاه گوارش خیلی سخته و علاوه بر سوء هاضمه یا رفلاکس معدی مروی( همون GERD ) حتی تو خواب شب هم ممکنه اختلال ایجاد کنه و خوابهای بد بد ببینین !! از سوسیس و کالباس هم ماهی یک بار می تونین استفاده کنین و سعی کنین فلفل دلمه ای و قارچ و سبزیجات قاطی شون کنین و بعد مصرف کنین تاعوارضشون به حداقل برسه و از میوه های تازه هم حتما به حد کافی به عنوان دسر و در طول روزاستفاده کنید ، جالبه بدونین تاریخچه پیتزا برمی گرده به زمانهایقدیم که یه نون گرد رو روش روغن می مالیدن می دادن دست بچه تا هم سیر بشه هم ساکت بشه !!! بعدها بعضی ها رو اون نون رب می مالیدن و می خوردن !!!! خلاصهتوروخدا ناهار و شامتون نشه پیتزا و سوسیس وکالباس !!! بخصوص مغازه دارها و کسانی که ناهار خونه نیستند و اگه دقت کرده باشین برای ناهار اونم مثلا 3 یا 4 عصر ساندویچ و غذاهای آماده سفارش می دن که خدا می دونه بعد یه مدت چه بیماریها و سرطان هایی علی الخصوص از نوع گوارشی که خیلی بد قلق و پردردسرهم هستند تهدیدشون می کنه و این عزیزان بهتره جای ناهار با شام رو عوض کنند و ناهار عوض اینکه مجبور باشن سوسیس کالباس بیرون بخورند یه چیز خیلی سبک بخورند . قبلا هم گفتم اینکه ناهار رو با دوستت بخور شام رو با دشمنت بخور حرف کاملا مزخرفیه و دقیقا از نظر علمی برعکسه ! البته صبحانه کامل توصیه می شه ولی ناهار مضر تر از شامه و بیشتر چاق می کنه ،اگه به روزه گرفتن هم دقت کرده باشین می بینین اون وعده ای که تو روزه خدا حذف کرده ناهاره نه شام !! ولی برای پیشگیری از سوء هاضمه بهتره بین شام و خواب حتما 2 تا 3 ساعت فاصله باشه و این نباشه که طرف ساعت 10 شب بیاد خونه قرمه سبزی بخوره 11 بخوابه !!!!

 

 

 

 

 

@واقعا فلسفه این فرت و فرت !!! چایی ( چای سیاه )خوردن ها و چایی ریختن هاتو مهمونی ها و خواستگاری و ادارات و حتی خونه چیه ؟!!! بعضی ها که دیگه رسماشورش رو درآوردن و باید حتما بعد غذا چایی بخورند ( مثل عزیزان تُرک !! ) و خلاصه زیاد چایی خوردن و سماور جوشیدن برای بعضی هاحسابی مایه افتخاره !! اگه شماها بدونین چایی چقدر مضره اصلا طرفش نمی رین ، فلسفه آفرینش چای اینه که برگهای چای تو مزارع سموم هوا رو به خودشون می گیرن ! و اگه شما برگهای چای رو جلوی الاغ و گاو بندازین لب بهش نمی زنند !!و در ثانی سرطان زا هم هست و اگه بعد غذا هم مصرف بشه ممکنه در جذب مواد معدنی غذا مثل آهن ، کلسیم ، روی و غیره موجود تو غذا اختلال ایجاد کنه ..... به شخصهخودم در روزاگهبخوام چایی بخورمیه استکان بیشتر نیست و همون هم خیلی کم پیش می آد بخورم !!!و تو خانواده و مهمونی ها همه می دونند که اهل چایی نیستم و موندم اگه یه زمانی خواستگاریبرم (به جان خودم نکته صد در صد بهداشتیه !! دوباره پشت سر ما حرف نزنین ها!! ) با اون تعارف چایی معروف چَکار کنم!! چون مثل اینکه می گن اگه برنداری یعنی طرف نپسندیدی!!ولی ما سعی می کنیم قبلش طرف روهم ببینیم وهم بپسندیم که اون موقع راحت بتونیم چایی رو مطابق عادت همیشه تو مهمونی ها برنداریم !!!!! فوقش هم مجبور شدیم برمی داریم اما لب نمی زنیم ! البته اگه بازم حرف درنیارن !!!!!! ولی بازم بستگی به شرایط داره ! تنها نکته مفید چای سیاه اینه که اگه یه روز صبح از خواب بلند شدین دیدین چشمتون ترشح زیادیداره و از شدت ترشح ( همون قِی مصطلح ! البته معنای واقعیقِی استفراغه ! ) پلک ها بهم چسبیده با صاف کرده چای سیاه چشمتون رو بشورین چون تو چای سیاه یه ماده ای به اسم تانن هستش که با ترشحات چشم که از جنس موکوپروتئین هستند ترکیب می شه و با تشکیل کمپلکسی باعث خروج ترشحات و ضدعفونی شدن چشم و ملتحمه می شه ، یه استفاده صددرصد موضعی !پس قرارمون شد یک تا دو استکان چای درروز و نه بیشتر !

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نکته تغذیه ای :

 

 

 

@ برای تقویت حافظه بخصوص تو ایام امتحان ها( قابل توجه کنکوری ها !!!)و پیشگیری از آلزایمر سعی کنید از روغن کنجد یا حتی خود کنجد استفاده کنید ، این روغن کنجد تو پایین آوردن کلسترول و تری گلیسرید هم معجزه می کنه .استفاده از ارده همراه با عسل یا شیرهبخصوص صبح همراه صبحانه هم خیلی مفیده ، عزیزان کنکوری و اونهایی که دارند برای امتحان های مختلف می خونند یادشون باشه نوشابه رو کلا حذف کنند و از مواد غذایی کلسیم دار هم زیاد استفاده کنند .

 

 

 

@ برای رفع یبوست می شه پنج تا هفت انجیر خشک رو تو آب انداخت و خیس کرد و بعد یکی دوساعت که خوب خیس خوردند تو مخلوط کن انداخت و با دولیوان آب و یک قاشق غذاخوری سرخالی روغن زیتون خوب مخلوط کرد و حاضر که شد صبح ناشتا همراه کمی آب ولرم میل کرد .

 

 

 

 

 

 

 

نکته دارویی :

 

 

 

@ اگه کسی اسهال شد و داروهای متوقف کننده اسهال مثل دیفنوکسیلات و لوپرامید و بیسموت هم در دسترسش نبود می تونه یک قاشق مرباخوری اسپند ( همون اسفند خودمون که دود می کنند چشم نخوریم !! ) بخوره( همین تجویز رو در مورد دانه های قهوه هم می کنند )و پشت سرش هم یک لیوان آب بنوشه ، تو اسپند یه ماده مخدر شبه تریاکی هست که حرکات روده رو کند می کنه ،اگه اسهال با استفراغ همراه بود می شه علاوه بر اون یک قاشق مرباخوری اسپند یک قاشق مرباخوری گلپر هم به یک لیوان آب ولرم مایل به گرم اضافه کرد و به بیمار داد ولی اگه اصلا کسی درمان خوراکی رو تحمل نکنه و بالا بیاره باید درمان تزریقی و سرم در موردش اجرا بشه . تو بعضی مواقع نباید اسهال رو بند آورد مثل اسهال خونی ، تب همراه با اسهال و درد شکم و تو این مواقع نیاز به درمان حمایتی تر و اساسی تری هستش .

 

 

 

@ عزیزانی که برمی دارین برای آرتروز مادربزرگ ها ( استئو آرتریت البته ! ) چون ضدالتهاب های غیر استروئیدی مثل دیکلوفناک و ناپروکسن و ایندومتاسین و این چیزا براشون هزار تا ضرر داره استامینوفن کدئینه تجویز می کنین !!! به این که ممکنه همون بابابزرگیا مامان بزرگ شبی نصفه شبی خواب آلود بشه و موقع مثلادستشویی رفتنبیافته و استخوانهاش بشکنه هم بی زحمت فکر کنید !! والبته در ادامه همون بخصوص اگه شکستگی تو لگن و ران باشه فکر آمبولی چربی احتمالی و اکسپایر شدن ( به رحمت ایزدی پیوستن !! ) اون عزیز رو هم بکنید .

 

 

 

 

 

 

 

مورد – بالین :

 

 

 

خانم 42 ساله ای مراجعه می کنه و می گه صبح ها که از خواب پا می شه تو مفاصلش یه خشکی همراه با درد حس می کنه که تایکی دوساعت هم ادامه داره و با فعالیت هم تشدید می شه ، مدتی هم هست مچ دست ها و زانوهاش هم زیاد درد می کنه ، محتمل ترین تشخیص چی می تونه باشه ؟

 

 

 

بعد از رد کردن سایر تشخیص های افتراقی محتمل ترین تشخیص آرتریت روماتوئید ( شماها به اسم روماتیسم مفصلی می شناسینش ) می تونه باشه ، آرتریت روماتوئید یک بیماری مربوط به مفاصله که طی اون سیستم ایمنی بدن که وظیفه دفاع از بدن رو داره سرکش می شه و علیه خود بافتهای بدن و مفاصل و غضروف و استخوان ها حمله می کنه و اونها رو تخریب می کنه ، حدود 1 % تو جمعیت شیوع داره و بیشتر هم تو خانم ها بخصوص تو میانسالی رخ می ده ، معمولا این بیماران دچار خشکی صبحگاهی مفاصل هستند که بیشتر از یک ساعت طول می کشه ، درد مفاصل دست و پا دارند و معمولا مفاصل به شکل قرینه گرفتار می شن و بیشتر از سه مفصل هم درگیر می شن ، درد با حرکت بدتر می شه و با استراحت بهبود پیدا می کنه و معمولا همه این علائم بالای شش هفته هم طول می کشند . ممکنه بیمار علائم و ناراحتی های قلبی ، پوستی ( مثل خشک و سخت شدن پوست ، وجود ندول ها یا گره های زیر پوستی ) ، چشمی ، ریوی و خونی مثل کم خونی ( از نوع نرموکروم نرموسیتیک که فقط تعداد گلبولهای قرمز تو CBC افت می کنه ) هم داشته باشه که باید بهشون توجه بشه . معمولا تو آزمایش خون فاکتور روماتوئیدی یا RF مثبت و بالا ( تو 75 % بیماران ) گزارش می شه و سدیمان خون یا ESR هم بالاست . تو گرافی که بخصوص از مچ دست گرفته می شه خوردگی استخوان و برداشته شدن کلسیم مشاهده می شه و اگه بیمار علائم ریوی داشته باشه CXR یا عکس قفسه سینه هم سالم از آب در نمی آد ! اگه از مایع مفصلی مقداری با سرنگ کشیده بشه و آزمایش بشه معمولا تعداد گلبولهای سغید یا WBC دو تا پنج هزار تا و گلبولهای سفید چند هسته ای یا پلی مورفونوکلئرها PMN ها حدود 50 تا 70 درصد و افت گلوکز این مایع مشاهده می شه . اگه آرتریت روماتوئید درمان نشه ممکنه مفاصل دچار دفورمیتی یا بدشکلی بشن ( مثلا انگشتان دست ممکنه شکل گردن قو بشن ! ) و باید زیر نظر متخصص روماتولوژی بیمار درمان خودش رو آغاز کنه، بخشی از درمان غیر دارویی هستش مثل گرما درمانی ، استراحت دادن به مفصل و حتی ثابت نگه داشتن اون ، فیزیوتراپی و کاهش وزن و درمان دارویی هم معمولا از داروهای ضدالتهاب غیر استروئیدی که خط اول درمان هستند شروع می شه ( مثل ناپروکسن ، دیکلوفناک ، ایندومتاسین ، پیروکسیکام ، تولمتین یا داروهای مهار کننده سیکلواکسیژناز که اونها هم اثر ضدالتهابی دارند مثل سلوکوکسیب ) و اگه موثر نبودند یا پزشک متخصص ترجیح و تشخیص داد از همون اول داروهای قویتری باید استفاده بشه و اون سیستم ایمنی سرکش سرجاش نشونده بشه از کورتون ها ، ترکیبات طلا ، متوترکسات ، هیدروکسی کلروکین ، آزاتیوپرین ، کلشی سین و امثال اینها باید تجویز بشه ، تو حملات حاد و دردناک مفصلی می شه داخل مفصل کورتون تزریق کرد اما باید مطمئن باشیم که عفونتی درکارنیست و ریسک ابتلا به عفونت هم پایینه .

 

 

 

 

 

 

 

سوار لایق تر محکم تر از دیگران به زمین می خورد ( مثل ایرلندی )