آیا فرصتی هست ؟
ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ شهریور ۱۳٩٠ : توسط : مجید

به نام خدا

 

  عید همگی تون مبارک ، ان شالله طاعات و عباداتتون به درگاه خداوند مورد قبول قرار گرفته باشه و ما رو هم دعا کرده باشین ، مواقعی که دعا می کردم و بخصوص موقع سحر نزدیک نماز صبح خوانندگان وبلاگم رو هم فراموش نمی کردم امیدوارم اونها هم من رو فراموش نکرده باشند .

همیشه شب عید فطر یه احساس خاصی دارم ، یه جور احساس ناراحتی از اینکه مهمون عزیزی که خیلی دوستش دارین چند وقتی اومده خونه تون و حالا داره می ره .. خیلی احساس بدیه ، موقعی که رسماً اعلام می شه عید شده دلم می خواد بلند بلند گریه کنم اما خب بعضی معذوریت ها مانعه ولی اول و آخر چند قطره اشک رو نمی شه کاریش کرد ! عوضش روز عید آدم یه احساس خیلی خوبی داره ، یه جور احساس موفقیت و پیروزی .

من شاید یک سال نماز بدهکار باشم که اونم برمی گرده به اوایل سن تکلیف که البته قبل سن تکلیف مدتی هم نماز می خوندم هم روزه می گرفتم اما فکر کنم یک روز روزه هم بدهکار نباشم چون همه رو تاحالا گرفتم ، شانسی که ما آوردیم اینه که اکثر روزه هایی که ما گرفتیم موقعش افتاد به زمستون و سال به سال عقب اومد ، یادمه دبستان که بودم ماه رمضون زمستون بود و خیلی اذیت نمی شدیم و عصری حدود پنج افطار بود .

خودم فکر می کردم تابستون خیلی اذیت بشم اما اصلاً این طور نشد ، امسال بیشتر از همه سالهای گذشته اصول تغذیه رو رعایت کردم و همین باعث شد نه گرسنگی اذیتم کنه نه تشنگی ، مثلاً موقع سحر عادت کرده بودم آب یه لیموترش تازه رو بگیرم و با آب و عسل مخلوطش کنم و همون خیلی تاثیر تو جلوگیری از تشنگی که می ترسیدم خیلی اذیتم کنه داشت ، البته از نقش هندونه بجای وعده شام هم نباید گذشت !!

ماه رمضون امسال یه فرقی که با بقیه ماه رمضون ها برای من داشت این بود که تصمیمات مهمی توش گرفتم ( در حد تصمیم کبری ! ) و به خودم و خدا قول دادم دیگه اشتباهاتی رو که تا حالا داشتم و حسابی بیچاره ام کرده تکرار نکنم و این بار از فرصت هایی که سر راهم قرار می گیره بتونم درست استفاده کنم .

الان که به گذشته خودم در دهه هشتاد و ده سال گذشته نگاه می کنم می بینم که چه کارهای اشتباهی انجام دادم و چقدر بعضی جاها عجله کردم تا تدبیر لازم رو به خرج ندادم یا انتخاب های اشتباهی داشتم یا بیش از حد به اشخاص و مسائل با خوش بینی زیاده از حد نگاه کردم یا قدر فرصت های طلایی که متاسفانه دوتاش هم در پنج ماه اخیر پیش اومد رو ندونستم و الان فقط برام حسرت و پشیمونی داشته و بس !

نمی دونم ، شاید مقتضای سنم بوده یا بخاطر شرایط خاص زمانی و مکانی بوده اما هرچی بوده خیلی بهم ضربه زده و بهشون فکر که می کنم خیلی حسرت می خورم و ناراحت می شم که چرا اون موقع تصمیم بهتری نگرفتم و مدبرانه تر عمل نکردم اما هرچی بوده تو ماه رمضون امسال به خودم و خدا قول دادم دیگه اشتباهات گذشته رو تکرار نکنم و از این به بعد عاقلانه تر با مسائل پیش رو و فرصت های سر راه برخورد کنم و امیدوارم فرصت یا فرصت های مجددی در اختیارم گذاشته بشه تا از وضعیت نا بسامان فعلی بیرون بیام .

به نظرم اعتراف به اشتباه چیزی از آدم کم نمی کنه که هیچ باعث می شه آدم به خودش بیاد و از اون حالت غرور یا بی خیالی یا غفلت خارج بشه و جلوی خراب تر شدن کارها و تصمیمات احتمالی آینده اش رو بگیره و از همه مهمتر جلوی خراب شدن آخرتش رو بگیره ، بقول معروف جلوی ضرر رو از هر جا بگیری منفعته .

فروردین ماه امسال بعد عید تصمیمی گرفتم و فرصت طلایی رو از دست دادم که دو روز بعدش پشیمون شدم و این پشیمونی تا الان ادامه داره اما افسوس که دیگه راه برگشتی نبود و دقیقاً حال کسانی رو که از دنیا رفتند و می گن ما رو به دنیا برگردونید تا جبران کنیم اما بهشون گفته می شه که راه برگشتی نیست رو کاملاً درک کردم و البته خدا رو شکر با تمام مشکلاتش تو همین دنیا اتفاق افتاد !

خودم هم هنوز موندم که آخه چرا این جوری کردم و چنین تصمیماتی حداقل امسال گرفتم ؟!! حالا مثلاً اشتباه سال 80 رو می شه گفت سنم پایین بود و تجربه نداشتم و خام بودم اما سال 90 آدم تو 29 سالگی دو اشتباه کاملاً تاثیر گذار در روند زندگی اش کنه دیگه از اون حرفهاست ، البته شاید کور سویی مونده باشه که اونم آخر شهریور معلوم می شه اما درصد اونم کمتر از پنج درصده !

موضوع اینجاست که تو همه فامیل و آشنا اصلا از هر کسی کم خردی و بی گدار به آب زدن انتظار بره از من یکی هیچ کس انتظار نداره !! و حتی گاهی طرف مشورت هم قرار می گیرم اما نمی دونم چی شد که خودم در یک موقعیتی قرار گرفتم که تصمیم عجولانه ای گرفتم و شاید هم به یه جاهای دیگه خوش بینی بیش از حد داشتم که چنین تصمیماتی گرفتم اما هرچی بود تاوان بدی تا الان پس دادم و دارم می دم و معلوم هم نیست تا کی باید پس بدم ، فقط لطف خدا و دادن یه فرصت دوباره و دعای شماها می تونه نجاتم بده .. خودم به حد کافی متنبه شدم .

برکت دیگه ای که ماه رمضون امسال برام داشت این بود که بعد مدتی رخوت و بی انگیزگی به مطالعه و ادامه تحصیل در حیطه علوم پزشکی مجدد توفیق اجباری دست داد تا دوباره با یه انگیزه و هدف گذاری و انرژی بیشتر برگردم .. مدتی بود خیلی سراغ کتابها و مقالات علوم پزشکی نمی رفتم و حتی تصمیم داشتم زمینه ام رو عوض کنم و برم سمت علوم انسانی اما تو ماه رمضون بخاطر توفیق اجباری که ناشی از قرار گرفتن در یک محیط علمی – پزشکی بود احساس کردم دوباره دارم به ریل برمی گردم و اون انگیزه های سابق داره زنده می شه .

بازار کارنامناسب علوم پزشکی که عمدتاً در حیطه کاری حال بهم بزن بازاریابی خلاصه می شه ، ممنوعیت استخدام در تهران که از برکات دولت عدالت !! به شمار می ره ، ظرفیت پایین پذیرش کارشناسی ارشد ( که البته سه ماه بعد امتحان تازه یادشون افتاده ظرفیت ها رو باید بالا ببرند !! ) ضربه ای که سر طرح پزشکی از لیسانس چهار سال پیش خوردم و با شرایط من در آوردی به یکی مثل من با اون همه شرایط مناسب ( رشته کاملاً پایه و مرتبط ، معدل خوب لیسانس ، سوابق قابل قبول علمی پژوهشی در دانشگاه ، علاقه و زمینه و مطالعه  زیاد از گذشته ها ) صرفاً بخاطر معدل دیپلم حتی اجازه شرکت آزمون رو هم ندادند و الان حتی رشته های غیر مرتبط با پزشکی هم صرف بالا بودن معدل می تونند امتحان بدن باعث شده بود مدتی از این حیطه علوم پزشکی زده بشم اما ماه رمضون زمانی بود برای بازیابی و تفکر و ریختن استراتژی مجدد که باعث شد انگیزه هام دوباره زنده بشه و سعی کنم این راهی رو که از اول اومدم و الان به نیمه هاش رسیدم هرجور شده به پایان برسونم .

تو ماه رمضون امسال این توفیق هم دست داد تا اکثر شبها تا سحر بیدار باشم و نسبت به بقیه سالها بیشتر به قرآن و دعا و نماز بپردازم ، من قرآن خوندن به شیوه سریع رو خیلی قبول ندارم و معتقدم شما یک سوره رو انتخاب کنی و با معنی و تدبر بخونی خیلی بهتره تا حتماً خودت رو موظف کنی در عرض چند روز یه قرآن ختم کنی ! بدون اینکه بفهمی اصلاً چی نوشته و چی گفته !

کلاً امسال ماه رمضون ، ماه رمضون خیلی پربار و مفیدی برای من بود و امیدوارم از طاعات و عباداتمون رو خدا به بزرگی خودش پذیرفته باشه و گناهان ما رو بخشیده باشه و حالا هم که خود مون به اشتباهات گذشته مون معترفیم فرصت دوباره ای بده تا بتونیم جبران کنیم ، شما هم برام دعا کنین و از خدا بخواین این فرصت رو بهم بده ، به نظرم از شهریور 90 باید آدم دیگه ای بشم و دیگه اشتباهات گذشته رو تکرار نکنم .

__________________________________________________________________

 

پی نوشت  : یه خواهشی از همه دوستان عزیز دارم ، اول اینکه ما بارها گفتیم که هیچ جای وبلاگ ادعا نکردیم سوالات پزشکی مردم رو از عمومی تا فوق تخصصی !! جواب می دیم و من خودم اصلاً خیلی به این کار چه تو اینترنت چه صدا و سیما چه پشت تلفن اعتقاد ندارم و نمی دونم عزیزانی که تو قسمت نظرات یا با ایمیل سوالاتشون رو مطرح می کنند پیش خودشون چه فکری می کنند و از کجا به این نتیجه رسیدن که ما اینجا سوال جواب می دیم ( شاید هم مطالب پزشکی وبلاگ رو که برای آگاهی بخشیه دیدن ! ) اما حداقل اگه سوال هم می کنند یه اصولی رو رعایت کنند ، مثلاً اگه سوال جنبه خصوصی و محرمانه داره ایمیل بزنند که کنار صفحه ایمیل من موجوده ، اگه هم خصوصی نیست نیازی به زدن مارک خصوصی نیست و من همون جا در حد اطلاعاتم جواب می دم و همه هم اگه ببینند استفاده می کنند اما اگه کسی سوال می پرسه و مارک مخصوصی می زنه یعنی اینکه من باید برم تو وبلاگش جواب بدم !!

مثل اینکه من با شما کار دارم و به شما زنگ بزنم بگم سریع یه زنگ بزن و قطع کنم !! خیلی این کار از نظر اخلاقی درست نیست و خلاف اصول مرسومه و بهتره رعایت بشه .

 

_________________________________________________________


 

صلواتی که باعث پاک شدن از گناهان می شود و از امام صادق ( ع ) روایت شده است :

صلواتُ اللهِ و صلوات ملائکتهِ و انبیائهِ و رُسُلهِ و جمیعِ خَلقهِ علی محمد و آل محمد و السلامُ علیهِ و رَحمهُ الله و برکاته