از همه جا ، از همه چیز ، از همه کس - 8
ساعت ۱:٢٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩۱ : توسط : مجید

به نام خدا 

پیش دانشگاهی که بودیم دبیر زمین شناسی مون که مهندس عمران بود می گفت زلزله آدم رو نمی کشه این آواره که آدم می کشه ! خیلی اهل حرفهای کلیشه ای و تکراری نیستم و طبیعیه منم مثل همه ایرانیان و شاید جهانیان از واقعه اخیر در آذربایجان شرقی متاسف و متاثر هستم و در حد توانم خودم کمک مادی هم کردم و نمی تونم بگم ان شالله این آخرین مورد باشه - که قطعاً نخواهد بود -  ولی تنها چیزی که می تونم بگم اینه که مهمترین اولویت در مناطق روستایی و بعد هم شهرها بازسازی و نوسازی اصولی بافت فرسوده با وام های کم بهره باید باشه و مطمئن باشین اگه همین یه کار بجای سفرهای بی سرو ته استانی  و کارهای نمایشی دیگه به تدریج رخ بده ما دیگه شاهد تلفاتی با این وسعت اونم با زلزله درجه 6 ریشتری نخواهیم بود ، دولت اول باید با زبون خوش روستاییان و مردم  رو به این سمت هدایت کنه ولی اگه خبری نشد به نظرم یه کم اجبار و تهدید هم لازمه !! به هر حال پای آبروی کشور هم درمیونه و اتفاقات اینچنینی بازتاب خوبی در دنیا نداره و خودتون دارین می بینین چقدر تو این چند روزه هزینه های مادی و معنوی و روانی ناجوری به همراه داشته .. به هر حال چه ایرادی فکر کنیم که همیشه شب انتخاباته ؟!!

______________________________________________________________

اگه ما اینجا مطالب علمی می نویسیم و مثل ژورنال ها و مجلات علمی منبع و ماخذ ذکر نمی کنیم دلیلش اینه که ما اینجا کار رسمی علمی نمی کنیم و مراجعین اینجا هم همگی فارغ التحصیل علوم پزشکی نیستند که وقت یا حتی دسترسی داشته باشند برن منابع تخصصی پزشکی رو ببینند ! ولی خدا وکیلی من هیچ وقت مطلبی رو که ازش مطمئن نبودم حتی به یه بچه هم نگفتم چه برسه به اینکه بخوام تو یه وبلاگ اینترنتی بذارم ! ضمن اینکه تمام مراجعین اینجا هم آدمهای تحصیلکرده و عاقلی هستند و این طور نیستند که چشم بسته و همین طوری چیزی رو بخوان قبول کنند و من مطمئنم اگه جایی تردید کنند یا از خود من سوال می کنند یا می رن دنبالش تحقیق می کنند . 

یه دلیل مهمتر هم اینکه چه ما منبع و ماخذ ذکر کنیم چه نکنیم یه عده دنبال این می گردن که یه ایرادی از یه جایی بگیرند - بخصوص در مسائل مذهبی با توجه به اینکه الان ایمان خیلی ها سست شده و همه مشکلات مملکت رو از چشم مذهب و دین می بینند و بی کفایتی چهارتا آدم نالایق رو که پشت دین پنهان شدند بپای دین می ذارن - پس همون بهتر منبع ذکر نکنیم ! چون طرف ممکنه از سر حسادت یا بغض یا هرچیز دیگه یه دفعه بیاد یه رفرانس جهانی و معتبر یا قابل اتکا رو همین جوری کلاً زیر سوال ببره !!چون مثلا فلان مطلب به مذاقش خوش نیومده ! چندسال پیش یه مطلبی از کتاب بحارالانوار نوشته بودم یه خانمی مذهبی یه مطلبی با علائقش سازگار نبود صاف زد تو سر بحارالانوار که معتبر نیست ! درسته که علامه مجلسی خودش گفته فرصت نکرده همه احادیث و روایات رو از نظر صحت و سقم بررسی کنه اما دیگه اون جوری ها هم نیست که تا از هر حدیثی خوشمون نیومد کل کتاب رو زیر سوال ببریم !! 

_______________________________________________________________

صمیمانه برای هموطنان عزیز شمالی مون در تعطیلات پیش روی شهریورماه تهران به مناسبت اجلاس سران غیر متعهدها آرزوی صبر و خویشتن داری دارم ! یه مشت آدم بی درد تهرانی که پولشون رو احتمالا از سر راه آوردن تا دو روز تعطیل می شه بارو بندیل رو جمع می کنند راهی شمال می شن و ....  ! من نمی خوام همه رو متهم کنم که کار ناجور می کنند ولی کلاً آدم تو این جور مواقع اخبار خوشایند به گوشش نمی خوره و بعضی چیزها رو می بینه و می شنوه که ..............  !! بگذریم ! ان شالله شماها اهلش نباشین .

_______________________________________________________________

ای کاش خیلی از شما سالها قبل وبلاگ صددرد رو مطالعه می کردین .. وبلاگی که 14 بهمن 81 تو سایت کامپیوتر دانشگاه تهران متولد شد و آذرماه 85 به علت مطالب و کلمات علمی پزشکی بیش از حد در مورد یک موضوع خاص ! توسط فیل @ تر @ ینگ ! هوشمند بسته شد و بعد مدتی حذفش کردم و اینجا رو راه انداختم . 

تو اون وبلاگ و اون سالها مطالبی می نوشتم که اگه الان آرشیوش بود و می خوندین خیلی براتون جالب بود چون الان یکی یکی اون حرفها در حال وقوع هستش !! 

یکی راجع تداخل و مانع جدی بودن سربازی با ازدواج بود که خیلی راجع بهش صحبت می کردم و الان خود سایتهای رسمی اجتماعی و سیاسی دارن راجع بهش مقاله می نویسند .. اون سالها سرشار از انگیزه و شوق واسه زندگی مشترک و ازدواج بودم اما این مانع جدی واسم بود که البته اگه اطلاعات امروز رو داشتم مانع نبود ! چون سال 80 که دانشگاه قبول شدم در یک قدمی گرفتن معافیتی بودم که قسمت این بود 6 سال بعدش بگیرم اما چون دانشگاه قبول شدم رفتم صادقانه گفتم اونا هم پرونده رو بستن !! درصورتی که اگه اطلاعات امروز رو داشتم و یه خورده هم صداقت نداشتم می تونستم همون موقع معافیته رو بگیرم !! تازه سه سال بعدش هم سر امتحان کارشناسی ناپیوسته دوباره همین جریان تکرار شد ! خودم که اعتقاد دارم قسمت و خواست الهی این بوده چون فکر کنم اگه اون موقع کارت معافیته رو داشتم حتما ازدواج می کردم ! و صلاح نبود که حالا حالا این اتفاق بیافته و احتمالاً شاید دلیلش رو ماه دیگه این موقع بیشتر درک کنم ! 

در جواب اون خواننده عزیز که خواسته بودن متوجه بشن بالاخره سال 87 چی شد هم باید بگم از سال 87 متوجه شدم که باید خوشبینی رو نسبت به جامعه و جنس مقابل کنار بذارم و معیارهای سختگیرانه ای لحاظ کنم ، یاد گرفتم که باید خودخواه باشم و اول به خودم فکر کنم و دنبال علائق خودم مثل ادامه تحصیل باشم  بعد آخرسر از همه کهمجبور بودم دنبال ازدواج و این بساط ها برم چون الان اون قدرها ارزش نداره که آدم بخواد علائق خودش رو فدای یکی دیگه کنه . 

یکی از مطالبی که اون سالها می نوشتم و خیلی دغدغه ام بود بحث سبقت گرفتن دخترها از پسرها در دانشگاه رفتن و مدرک گرفتن بود و همون موقع که خاتمی عزیز رئیس جمهور وقت آمار 60 درصدی رو با افتخار می گفت من خیلی ناراحت بودم و انتقاد می کردم و علی رغم نزدیکی سیاسی با اصلاح طلبان با این یه موردشون و کلاً دیدگاهشون در مورد زنان نتونستم کنار بیام و بپذیرم . 

امروز همون مورد جوری باعث دردسر کشور شده که شاهد حذف و تعدیل تدریجی زنان در رشته های دانشگاهی هستیم و درست هم همینه ، این مورد نباید فقط به رشته هایی مثل معدن و مکانیک و کشاورزی محدود بشه بلکه باید یه نیازسنجی درست صورت بگیره و در همه رشته ها و همه مقاطع و حتی آزمونهای استخدامی تجدید نظر های جدی صورت بگیره . 

خداشاهده من مخالف علم آموزی و علم اندوزی هیچ کس نیستم و نگاهم در این مورد قشری نیست یعنی نمی تونه باشه .. کسی که از اول بچگی اش حتی موقع غذا خوردن هم عادت داشته کتاب و روزنامه بخونه ( عادت بدی بود مدتهاست ترک کردم ! ) نمی تونه با علم مخالف باشه بلکه مخالفت من با نحوه عملی این کار بود و اثراتی که تو جامعه گذاشت . 

یه خانمی که می ره دانشگاه درس می خونه مدرک می گیره توقعاتش هم اندازه مدرکش می ره بالا و این تو کار خواستن و ازدواج کردن و خیلی موقعیتهای دیگه هم اثر منفی می ذاره .. حالا هم پسرها بعد یکی دوبار کنکور دادن اگه قبول نشن باید برن سربازی اما خانم ها قبول نشن می تونند با خیال راحت بشینند و بازم بخونند .. تو مقاطع بعدی هم بازم درس خوندن یه خانم کمتر از یه آقا تو چشمه ... پسر ارشد قبول نشه باید بره سرکار و جامعه این رو خیلی نمی پذیره که هی بشینه و بخونه به امید سال بعد اما برای خانم ها این امکان همیشه وجود داره با خیال راحت تری بشینند و بخونند و جالب اینجاست برای کار توقعات از آقایون بیشتره و سخت تر بخصوص تو شرکت های خصوصی و کارهایی مثل بازاریابی پذیرششون می کنند اما برای خانم ها .... ! 

نکته جالب اینجاست بافت فرهنگی ما این جوریه که تو مجلس خواستگاری هیچ کس نمی پرسه عروس خانم چی کاره ست و چقدر حقوق می گیره ( مگر معدود کسایی که چشمشون دنبال مال عروس و بابای عروسه ) و توقعی هم نمی ره اما در مورد آقایون حتی گاهی متراژ محل کار هم مورد سواله ! ولی در عمل می بینیم در هر اداره و شرکتی رو باز می کنیم مثل .... خانم ریخته داره کار می کنه ! در شرایط نابرابر و با وجود خانم های نخبه و شایسته حرفی نیست اما آیا واقعا همیشه شرایط نابرابره ؟ جامعه ما جوریه که از آقایون توقع داره که حتما کار کنند و بیکار نباشد اما یه جورایی در شرایط برابر هم بخصوص شرکتهای گرگ صفت خصوصی این کار رو نمی کنند و برای منفعت بیشتر و دادن حقوق کمتر و جذابیت های ظاهری بخصوص تو کارهای بازاریابی ( مارکتینگ ) که الان فوق العاده زیاد شدن تمایل بیشتر به استخدام خانم ها دارند . 

برای دولت هم خیلی اشتغال خانم ها مقرون به صرفه نیست چون به هرحال خانم ها دوران بارداری و شیردهی ممکنه داشته باشند که یه سری مرخصی ها و حقوق قانونی براشون به همراه داره و خیلی منطقی نیست کار رو لنگ بذارن ... من از یکجانبه گرایی چه در زمینه ادامه تحصیل چه در زمینه کار دفاع نمی کنم اما معتقدم باید در حد نیاز و ضرورت باشه نه بیشتر و الان احساس می کنم دچار نوعی افراط شدیم ، به نظرم در این زمینه باید بررسی های جدی بشه تا به خانم ها ظلمی نشه . 

الان ما تو آشنایانمون هستند یه خانواده ای که تو شهری نزدیک تهران زندگی می کنند و سه تا دختر دارند .. دو تا دختر تحصیلات لیسانس دارند و یکی شون پزشک عمومیه و می خواد تخصص بگیره .. اون دوتا لیسانسه ها در آستانه ازدواج هستند و نامزدی یکی شون دو هفته دیگه ست ولی اون پزشک عمومیه که سنش هم همچین کم نیست ( 30 رو داره ) تا الان ازدواج نکرده و طبیعیه معیارهاش سختگیرانه تر از اون دوتا باشه و شاید به کمتر از متخصص و فوق تخصص راضی نباشه .. اون زمان هم که دانشگاه قبول شد باباش گفته بود من بجای جهاز به داماد مدرک دخترم رو نشون می دم ! منم خودم چندان اعتقادی به جهاز آنچنانی و تیر و تخته ندارم اما خداییش این حرف دیگه از اون حرفهابود !! 

همین جوری که معیارها بالاتر بره و سخت تر بشه سن ازدواج و بعد هم بچه دار شدن بالاتر می ره و این ممکنه سلامت مادر و جنین رو تهدید کنه ، این خیلی خوبه که بچه های آینده مادران باسوادی داشته باشند اما قبل از اینکه مادران باسوادی داشته باشیم باید همسران افتاده و موقعیت شناسی داشته باشیم که بایه مدرک دانشگاهی خودشون رو گم نکنند و نرخشون رو بی جهت بالا نبرند و بدونند توقع شوهرانشون در درجه اول اینه که واسشون همسر خوبی باشند و زن زندگی حالا هرمدرکی می خوان داشته باشند مهم نیست .. من خودم گیر کارم همین جاست ! 

چون معتقدم آدم هرچقدر بالاتر می ره و از نظر علمی ارتقا پیدا می کنه باید افتاده تر باشه و خودش رو گم نکنه و تو رفتارهاش با دیگران تغییر منفی پیدا نشه و متکبرانه رفتار نکنه .. خداشاهده یه بار رفته بودم از انقلاب کتاب بخرم چون کتابه تخصصی علوم پزشکی بود و اون روز کیف نداشتم تا برسم خونه تو خیابون و اتوبوس کتابه رو یه جوری گرفتم که معلوم نشه چیه ! اما آدم بعضی ها رو می بینه که یه کتابی اندازه هیکل خودشون دست گرفتن و جوری نمایش می دن که همه ببیند دانشجوی فلان رشته هستند !! 

این قسمت ها حل بشه من در اینکه همه برن دانشگاه و رشته های مورد علاقه شون رو بخونند و ارتقا پیدا کنند مشکلی نمی بینم چون نمی شه جلوی علائق و علم آموزی رو گرفت به شرط اینکه منطقی باشه و در توازن اجتماعی و فرهنگی جامعه خللی پیش نیاره .. البته جدیداً مد شده خانم ها موقع ازدواج حق طلاق و ادامه تحصیل و این چیزا می خوان که به نظر من اگه این حقوق منطقی بود شروع و قانون خودش می داد ولی در زمینه هایی مثل ادامه تحصیل وکار باید به رفتارهای طرف نگاه کرد و هرجا که آدم دید داره از زندگی کم می ذاره یا داره مغرور می شه باید جلوش رو گرفت وگرنه نباید مانع شد و نه باید همون اول هول شد تمام این حقوق رو داد ! به هر حال در خانم ها احساسات بر منطق برتری داره و آقایون باید بتونند این احساسات رو کنترل کنند .. کل حرف این سریال خداحافظ بچه هم به نظر من همین حرفهای بالاست چه در مورد اون دزدی و از دیوار خونه مردم بالارفتن چه قضیه زن صیغه ای آقا خسرو !!