شش سال شد !
ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ آذر ۱۳٩۱ : توسط : مجید

به نام خدا

 

شنبه آینده دوم دی ماه صبح که بشه شش ساله که بابام برای همیشه از بین ما رفته ، تقویم امسال هم مثل سال 85 شده و مثل همون سال دوم دی افتاده شنبه و برای همین یه جورایی آزاردهنده تر شده ، اگه نمی دونین در دوم دی 85 بر ما چه گذشت اینجا رو بخونید متوجه می شین .

البته من مشکلی با مرگ و این چیزا ندارم و خیلی راحت قبول می کنم و شش ساله که تسلیم خواست خدا بوده و شصت سال هم که بگذره بازهم خواهیم بود اما یه حس قوی نوستالژیک تو وجود من جریان داره که ناخودآگاه تو شادی و غم من رو به گذشته می بره و باعث مرور خاطرات می شه ، مثلا نزدیک یه تاریخ مناسبتی که می شیم ناخودآگاه می رم تو حس اون موقع و یه تورق ذهنی به حال و هوای اون روزها می کنم و یه حال عجیبی بهم دست می ده .

الحمدالله تو این شش سال گذشته حتی یک سال هم نشده در سالگرد اون مناسبت تلخ یادی از بابام نکنیم و فامیل رو جمع نکنیم و سفره احسانی پهن نکرده و خیراتی نداده باشیم ( البته خیرات مخصوص سالگرد وگرنه همین جوری هم در طول سال کم خیرات و مبرات نداریم ) ان شالله روز اصلی یعنی دوم دی تو خونه یه مراسم قرائت قرآن و دعایی خاص خانم ها خواهیم داشت و برای مراسم  فامیلی هم جمعه هشتم دی ماه رو در نظر گرفتیم که اگه بلایی نازل نشه و خدا هم کمک کنه ان شالله اون روز زیارت اهل قبوری خواهیم داشت و در سفره احسانی فامیل رو شب مهمان خواهیم کرد .. کاش می شد همه شما هم تشریف می آوردین در خدمت بودیم .

امیدوارم شرایط طوری فراهم بشه که بتونم شنبه صبح خودم هم بتونم برم سرمزار و از اونجا هم سری به محل واقعه بزنم ، معمولا می گن باید سعی کرد خاطرات تلخ رو فراموش کرد ولی من خودم به شخصه از نظر روحی روانی طوری هستم که در موردم برعکس جواب می ده ! باید اون واقعه تلخ رو در ذهنم و یا در عمل شبیه سازی و بازسازی کنم تا به آرامش برسم ، یه جورایی مثل هومیوپاتی تو پزشکی می مونه که داروهاش بجای تسکین باعث شعله ورتر بیماری و درمانش از اون طریق می شن .

البته این رو یادتون باشه که از نظر شرعی این مراسم های شب هفت و چهلم و سالگرد سندیتی ندارن و بیشتر عرفی هستند و شاید از نظر شرعی تنها حکم مباح رو داشته باشن ، از نظر اسلام طبق حدیث امام صادق ( ع ) عزاداری فقط سه روز هستش و بس ! تازه اگه کسی می میره تا سه روز باید به خونه اش غذا ببرن ولی خودتون هم می دونین که برعکسه و طرف هیچی هم نخواد خرج کنه اگه ماه رمضون نباشه حداقل پونصد ششصد تومان باید پول ناهار بعد از دفن بده !!همون موقع که میت داره تو قبر جواب نکیرین رو می ده و نیاز به خوندن دعای رضیت بالله و سوره ملک و این چیزا داره ملت دارن تو رستوران سالاد غیر بهداشتی می خورن تا غذا بیاد !!

راستش من خودم هم خیلی به مراسم های شب هفت و چهلم اعتقادی ندارم و الحمدالله الان تو تهران به گونه ای شده که فقط روز سوم یه مراسم می گیرن و تموم می کنند ولی تو جاهایی مثل قزوین تا جایی که می دونم علاوه برسوم و هفتم  روز پنجم هم مراسم دارن و حتی صباح مزار هم می گیرن ( صبح فردای دفن به آقایون صبحانه می دن ) ، این مراسم ها شاید تنها فایده ای که برای روح میت داشته باشه همون صلوات و فاتحه فرستادن حضار باشه وگرنه از نظر شرعی در اسلام توصیه نشده .

ولی من به مراسم سالگرد به شکل عجیبی اعتقاد دارم ، کارکردمراسم سالگرد هم شاید در نگاه اول چیزی بیش از اون چه که در بالا گفتم نباشه اما من معتقدم ولو با دو سه نفر هم که شده یه یادمانی برگزار بشه ، اول اینکه ایرانیان مردمان جوگیری هستند و موقعی که یه اتفاقی می افته میت و خانواده میت عزیز می شن و همه تا چند روز مثل پروانه دورشون می گردن اما کم کم یکی یکی همه می رن دنبال کارشون و دورخانواده عزادار خالی می شه ! شاید فلسفه برگزاری مراسم های شب هفت و چهلم هم همین باشه که کم کم خانواده عزادار رو با زندگی جدیدشون عادت بدن و به یکباره دورشون خالی نشه و با توجه به جوگیر بودن ایرانیان ! چهل روز بعد هم یادی بشه از کسی که تا چهل روز پیش بوده و حالا نیست و طرف برای چند لحظه هم که شده یادش بیاد چهل روز پیش چنین فقدانی رخ نموده و طرف دیگه نیست ! پارسال تو چهلم شوهر عمه ام یکی از دایی هام حواسش نبود دنبال اون مرحوم می گشت !! که ما بهش تذکر دادیم بابا اومدی مراسم همون بابا دیگه !! به نظرم فلسفه برگزاری مراسم چهلم همینه ! آدم خیلی زود خیلی چیزا رو فراموش می کنه و یکی از همون چیزا می تونه گذشتگان باشند !

خب در چنین شرایطی تقریبا مشخصه که تو سالگرد دیگه چی پیش می آد !! به هر حال طرف انسان بوده ، قوم و خویش بوده ، دوست و آشنا بوده ، با ما نشست و برخاست داشته ، سر سفره همدیگه بودیم ، سلام علیک داشتیم و حالا که نیست این حداقل حقشه که تو روز یا روزهایی که تا ابد متعلق بهش هستش یادی ازش بشه و همه برای چند لحظه یادی ازش بکنند وگرنه فرق ما با حیوانات چیه ؟!! همین چیزهاست که باعث تمایز ما از حیوان می شه .

اگه کسی هم بخواد کار خیرکنه یا هزینه خیریه کنه و واقعا اهلش باشه این کار رو در طول 365 یا 366 روز سال می تونه انجام بده و اینکه بعضی ها می گن فلان هزینه صرف امور خیریه شد رو من نوعی رفع تکلیف و از زیر بار در رفتن می دونم و مطمئن باشین چنین کسی اصلاً اهل کار خیر نیست ، مثل این می مونه که بگیم هزینه عزاداری امام حسین ( ع ) و تاسوعا عاشورا رو بدیم خیریه و هیچ کاری نکنیم .. هم کار خیر لازمه هم اقدام سمبلیک و نمادین جهت یادآوری و یادبود .. ما خودمون تو خونه مون زیاد کار خیر می کنیم یا به نوعی زیاد واسطه کمک می شیم ولو اینکه شاید در هفتاد درصد موارد هم خودمون خرجی نمی کنیم ولی خیلی مشکلات مردم رو رفع و رجوع می کنیم یا به اهلش حواله می دیم و برای همین با خیال و وجدان راحت می تونیم کارهای نمادین هم انجام بدیم .

اینکه کسی بمیره و دیگران بیان خودشونو ... بدن و فغان و شیون به آسمون برسونند و بعدش برن پی کارشون از نظر من هیچ ارزشی نداره ، تو سالگردها مشخص می شه که بعد گذشت یه سال ، پنج سال ، ده سال و ... موقعی که ازشون دعوت می شه که مثلا سر مزاری بیان یا شامی بیان بخورن می آن یا بهانه های صدمن یه غاز در می آرن ؟! به نظرم معرفت و وفاداری آدمها این جور جاها مشخص می شه نه موقعی که جوگیر هستند .. ما ایرانیان هم که متخصص جوگیر شدن هستیم !!

یه کارکرد خوبی هم که سالگرد برای خانواده اون عزیز از دست رفته داره اینه که روی دیگه زندگی رو هم در اون ایام می بینند ، مثلاً پارسال ، سه سال پیش یا ده سال پیش در چنین روزهایی چه روزهای بدی رو می گذروندند و چقدر نگران آینده شون بودن ولی الان همه چیز عادی شده و دیگه تو این روزها خبری از اون روزهای تلخ نیست ، پس زندگی همش غم و غصه و مرگ نیست و به عینه جلوی چشمشون اون روی دیگه زندگی رو هم تو همون ایام که زمانی عزادار بودن می بینند .

مثلاً تو همون هفته اول دی 85 که این اتفاق افتاد رو خود من خیلی فشار و ناراحتی و نگرانی بود ولی تو سالگردها اون روی دیگه زندگی و  قدرت و قضای الهی رو بیش از پیش به عینه می بینم ، شب جمعه اول ، هفتم دی که رفتیم بهشت زهرا چنان برف و بورانی شد که همه فرار کردند ! روز جمعه هشتم دی 85 هم روز تلخی بود ، ظهرش ناهار دادیم و برای هفتم رفتیم بهشت زهرا و عصری همه اومدن خونه یه فاتحه خوندن رفتند ، نمی دونید چه غروب جمعه غم انگیزی رو پشت سر گذاشتیم !! از اون وقت تا حالا دیگه هیچ وقت مراسم های اینچنینی رو ظهر جمعه نمی ندازم که همه عصر بذارن برن!! یکی از دلایل انتخاب جمعه هشتم دی برای مراسم خانوادگی امسال اونم شب هم همین بوده !!

در هر صورت ان شالله خدا همه ما رو ببخشه و بیامرزه و از این خیرات و مبرات های ما هم ثوابی به روح امواتمون برسونه و آرامشی هم در دل ما قرار بده، ان شالله خدا توفیق بده بتونیم هرسال چنین یادبودهایی در حد وسعمون برگزار کنیم ، علما گفتن هر وقت خواستین اموات رو یاد کنین یک حمد و یازده سوره توحید و هدیه بهشون ثواب خوبی براشون داره واین کم خرجترین و ساده ترین راهکاریه که توصیه می شه .

از خدا هم بابت اینکه در شش سال گذشته بخوبی خلاء پدرما رو پر کرد و نگذاشت آب تو دلمون تکون بخوره و محتاج کسی باشیم  و  اون " صبر جمیل " و " اجر جزیل " که می گن رو در حق ما کامل اعطا کرد سپاسگذارم و بابت تمامی نعماتش شکر بجا می آرم .

ان شالله همه شماها در سایه خدا و کنار خانواده هاتون سلامت و شاد باشین و شب یلدای خوبی رو هم سپری کنید ، خانواده ما که دیگه از شب یلدا فراری هستند !! سال 85 هم شب یلدا شب جمعه بود و آخرین دیدار بسیاری از اعضای خانواده با بابام همون شب رقم خورد و برای همین دیگه خانواده تمایلی به دورهم جمع شدن و برگزاری شب یلدا ندارن .. ان شالله خدا پدرها و مادرهای شما رو در پناه خودش حفظ کنه .. آمین