همگام با یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری - قسمت اول
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩٢ : توسط : مجید

به نام خدا

 

سیاست

از نظر من سیاست چیز بد و کثیفی نیست ، بلکه این بعضی اهل سیاست هستند که باعث می شن با بعضی کارهاشون و رعایت نکردن قواعد سیاسی  سیاست چنین جلوه کنه .

کسانی که سیاست رو دوست ندارند یا به دیگران توصیه می کنند وارد سیاست نشند روح لطیف و حساس و روحیه محافظه کارانه قوی دارند که نمی تونند با بالا و پایین سیاست همراهی کنند و دوست دارند در یک خط ثابت و مستقیمی زندگی شون رو ادامه بدن و خیلی حوصله دردسر و فراز و نشیب های احتمالی رو ندارند .

من خودم به شخصه با اینکه روحیه محافظه کاری همیشه تو زندگی ام حکمفرما بوده اما از بچگی به سیاست و مدیریت علاقه داشتم و حتی بعضی ها به شوخی می گن باید بجای علوم پزشکی می رفتی علوم سیاسی می خوندی !

یادمه از ابتدای دهه هفتاد روزنامه ها و نشریات سیاسی رو در سنین خیلی پایین مطالعه می کردم و در اواخر دهه هفتاد تو دوران اصلاحات که به همون نسبت که فله ای نشریات رو توقیف می کردند ( تعبیر مهندس موسوی در مصاحبه با روزنامه بیان در سال 79 ) منم فله ای روزنامه های سیاسی رو مطالعه می کردم و مذاکرات مجلس رو هم با علاقه گوش می کردم .

در ابتدای دهه هشتاد هم که با ورود اینترنت بیشتر وقتی رو که آنلاین هستم تو وبگردی  و مطالعه سایت های خبری و تحلیلی و سیاسی می گذرونم و شاید خیلی کم تو سایت های دیگه – حتی علوم پزشکی – برم و هنوزم از شنیدن مذاکرات مجلس از رادیو لذت می برم و از سال 76 کلیه جلسات رای اعتماد به دولت رو از تلویزیون بطور کامل دنبال می کنم .

گرچه از نظر سیاسی با طیف حاکم و اصولگرایان هم نظر نیستم و تفکرات و عقایدم به اصلاح طلبان - بجز مسائل مربوط به زنان – نزدیکتره ولی امیدوارم یک روزی بتونم به پست های بالای سیاسی مثل نمایندگی مجلس و وزارت و ریاست جمهوری برسم چون عقیده دارم می تونم از پسشون بر بیام و به نظرم بیشتر واسه همین کارها خلق شدم ! امیدوارم این حرفهای ما رو به حساب گراندیوزیتی ( خودبزرگ بینی ) و نارسیسیسم ( خودشیفتگی ) نگذارید !!خداوکیلی دارم جدی می گم !! شاید تو خیلی جاها خیلی اعتماد به نفس نداشته باشم ولی در این زمینه کاملا مصمم و جدی هستم .

حتی الان تو نوع لباس پوشیدن هم سعی می کنم به نوعی تمرین و رعایت کنم و بقول مادرم پیرمردی – از نظر خودم دیپلماتیک ! – لباس می پوشم و مادرم همیشه ما رو با جوانان همسن و سال خودمون مقایسه می کنه که چرا اون جوری لباس نمی پوشیم !! حتی الان چند وقته که دیگه تو بیرون هم آستین کوتاه نمی پوشم و سعی می کنم رنگهای خیلی جیغی ! هم نپوشم ، بالاخره هر کسی یه سلیقه ای داره و از اون مهمتر یه اهدافی داره .

هرچند متاسفانه شرایط جامعه به گونه ای نیست که بشه کار حزبی و تشکلی کرد مگر اینکه " خودی "  بحساب بیای و اهل تملق و چاپلوسی باشی و با بستن با این و اون بتونی بالا بری و چشم رو خیلی چیزها ببندی و دم برنیاری که من اهلش نیستم و حاضر نیستم به هر قیمتی به آرزوهام برسم ولی امیدوارم روزی گشایشی رخ بده که فضا برای اصلاح طلبان و تفکرات نزدیک به اونها هم باز بشه .

البته با ساختارشکنی موافق نیستم و معتقدم باید کارهای سیاسی ما حول محور قانون اساسی دنبال بشه چون به هر حال داریم تو این مملکت زندگی می کنیم و در این مملکت داریم کار سیاسی می کنیم و ان شالله در این مملکت هم می خوایم مسئولیتی به عهده بگیریم پس باید قواعد بازی رو رعایت کنیم تا عزیزان براشون این تصور پیش نیاد که سیاست حتماً چیز بد و کثیفی است .

خیلی از مشکلات و اتفاقات و حوادث سیاسی بویژه در سالهای اخیر هم ناشی از این بوده که طرفهای موجود حاضر نبوده و نیستند قواعد کار رو رعایت کنند ، علی الخصوص عزیزانی که سالهاست حاکم بلامنازع عرصه سیاست هستند و همراهی نهادهای امنیتی و قضایی رو هم با خودشون دارند هیچ وقت نخواستند واقعیت های جامعه رو بپذیرند و همین ناخواسته سبب ریشه فتنه هایی شد که آخر هم برای خودشون باعث دردسر شد .

بله عزیزان ! سیاست به خودی خود بد و کثیف نیست بلکه باید مرد این میدون بود و بدون دوپینگ و خارج شدن از قواعد کار و قانون در عرصه عمل کرد و در فراز و فرودها استوار و با ظرفیت بود تا ثمره ای نصیب کشور و ملت بشه وگرنه کار سیاسی خارج از این چیزی جز تنش و درگیری و خسران برای کشور و ملت نخواهد داشت .

اکبر هاشمی بهرمانی ( رفسنجانی )

بدون شک ایشون جزو مصادیق بارز " رجل سیاسی "  و " رجل مذهبی " در شرایط فعلی کشور هستند ،

ایشون نزدیک به نیم قرن هستش که در عرصه سیاسی و مدیریتی کشور حضور فعالی دارند و تقریبا همه کسانی که در این مدت در مملکت زندگی کرده یا الان می کنند با ایشون بخوبی آشنا هستند .

ایشون از افراد نزدیک و مورد اعتماد بنیانگذار جمهوری اسلامی بودند و از همون ابتدای شکل گیری انقلاب نقش اساسی رو در اداره جنگ و کشور برعهده داشتند و بر طبق اون چیزی که من برداشت کردم حتی از مسئولین اجرایی کشور هم در دهه شصت قدرت و نفوذ و حیطه عمل وسیعتری داشتند ( پیشنهاد می کنم کتاب ماجرای مک فارلین نشر دفتر معارف انقلاب رو بخونید ) .

بعد از جنگ هم ایشون با بدست گرفتن زمام اجرایی کشور در بازسازی زیرساخت های کشور که بعد از جنگ دچار تخریب های وسیعی شده بود تونستند نقش موثری داشته باشند و در سال 75 " سردار سازندگی "  لقب گرفتند .

خدمات ایشون در دوران سازندگی به حدی بود که رئیس جمهور مهرورز فعلی مون که اون موقع استاندار اردبیل بود در سفر استانی آقای هاشمی به اردبیل گفت که " تاریخ از هاشمی به نیکی نام خواهد برد " !! ( نقل به مضمون ) البته جهت باد رو هم تو اون موقع نباید فراموش کنیم !

شخص رهبری فعلی هم که سابقه آشنایی و دوستی پنجاه ساله با آقای هاشمی دارند علی رغم اختلافات آشکار و پنهان با ایشون بطور کلی رابطه بدی با آقای هاشمی ندارند و اگه اطرافیان و منصوبین ایشون که خیلی هاشون چشم دیدن آقای هاشمی رو ندارند و سایه ایشون رو با تیر می زنند بگذارند رابطه آقای هاشمی با رهبری گل آلود نخواهد شد ، خود رهبری در سال 76 پای صندوق رای گفتند که هیچ کس برای من هاشمی نخواهد شد ! و به نظرم اصل مطلب هم جز این نیست .. علی رغم همه فراز و فرودها و بعضی مسائل دیگه این دوتا رابطه شون به مو می رسه اما پاره نمی شه .

اما نکته ای که باعث تمایز آقای هاشمی نسبت به سایر کاندیداهای این دوره می شه تجربه بالا و مقبولیت مناسب منطقه ای و خارجی ایشون ( البته نه در سطح آقای خاتمی ) هستش که همین می تونه از نظر روانی بخصوص در کشورهای عربی تاثیر گذار باشه ( تاثیرات روانی داخلی مثل سکه و ارز و بورس هم قطعاٌ داره )  ، پادشاه عربستان ملک عبدالله تا توی خونه ایشون هم رفت و آمد داشت و همین می تونه تاثیر بسزایی در روابط فیمابین و تاثیرات چند جانبه منطقه ای و بین المللی داشته باشه ، بخصوص با انتخاب یک وزیر امورخارجه مناسب مثل سید حسین موسویان یا حسن روحانی یا محمدجواد ظریف می شه سایه بعضی تهدیدها برکشور رو کم کرد یا با لابی های بین المللی گشایشی در مسائل هسته ای و تحریم ها ایجاد کرد ، بقول آقای قالیباف حرف مرد دوتاست ! ما نباید موضعی بگیریم و روی اون موضع تحت هر شرایطی پافشاری کنیم بلکه باید در موقعیت های مناسب تصمیمات مناسب بگیریم و در قبال هر حرکتی مثل شطرنج پاسخ درخوری متناسب با اون حرکت بدیم و این یعنی همون دیپلماسی و سیاست .. بقول رهبری ما در شرایط بدر و خیبر هستیم نه ِشعب ابی طالب و ابتکار عمل باید با ما باشه و این جز با داشتن رئیس جمهوری با مقبولیت نسبی داخلی و خارجی و تیم قوی دیپلماتیک حاصل نخواهد شد .

از نظر تجربه داخلی هم بقولی الان در شرایط حساسی بسر می بریم یا بازم بقول محمدعلی فروغی ( ذکاء الملک ) نخست وزیر پهلوی اول و دوم " موقع باریک است " !! یا همون برهه حساسه ! ( چیزی که سی و چهارساله زیاد شنیدیم ! ) و در چنین شرایطی هرکسی رئیس جمهور بشه حداقل شش ماهی طول می کشه تا بدونه کجا اومده و چه مسئولیتی رو به عهده گرفته و شاید تا چندماه دور خودش – اونم با این وضعی که تحویل خواهد گرفت – گیج بخوره !

ولی شخصی مثل آقای هاشمی از همون 12 مرداد می دونه که باید از کجا شروع کنه و به کجا ختم کنه و خیلی نیازی به آزمون و خطا نداره ، به هر حال الان مردم خیلی تحت فشار هستند و نمی شه زمام امور اجرایی کشور رو به هر کسی سپرد تا اونم بیاد به کار سوار بشه و  تو چرخه آزمون و خطا قرار بگیره ممکنه بازم فرصت ها و منابعی از دست بره و این مطلوب نیست .

البته من خودم به شخصه طرفدار داشتن برنامه توسط کاندیداها هستم ولی واقعیت اینه که خیلی از کاندیداها برنامه رو صرفاً یکسری شعار و آرزوی خوب و زیبا تلقی می کنند که هیچ زمان بندی مشخصی نداره که ما از کجا به کجا می خوایم برسیم و چه منابع و امکاناتی داریم ، آقای شریعتمداری وزیر بازرگانی دولت آقای خاتمی قرار شده برنامه های تنظیمی خودشون رو به آقای هاشمی بدن و اطراف آقای هاشمی هم اون قدر آدم هست که بتونه واسه ایشون برنامه جور کنه !

 بعدش هم اینکه اصولاً مردم به برنامه رای نمی دن و خیلی توجهی ندارند ... رای مردم به سمتی خواهد بود که بتونه درپنج شش روز منتهی به رای گیری موج احساسی ایجاد کنه و موج رو در خدمت خودش مدیریت کنه !! در اینکه آقای هاشمی بتونه این کار رو کنه تردید دارم مگر اینکه بواسطه شرایط اقتصادی ناگوار فعلی خودبخود موج به نفع ایشون ایجاد بشه ولی تا الان که هرچی موج تو کشور دیدیم علیه ایشون بوده !!

آقای هاشمی در کنار رای مثبت مناسبی که در نطرسنجی های اینترنتی و میدانی داره در نزد بعضی اقشار رای منفی قابل تاملی هم همیشه داشته و داره و از این نکته هم نباید ساده عبور کرد ، رای منفی یعنی کسانی که حتماٌ به آقای هاشمی رای نخواهند داد .

همین رای های منفی بود که در دور دوم انتخابات سال 84 به سمت احمدی نژاد رفت و همین رای های منفی خواهد بود اگه در همین انتخابات کار به دور دوم کشیده بشه می تونه برای ایشون دردسر ساز بشه .. اگر مردم در این هشت سال متنبه نشده باشند و به شنیده ها و باورها و برداشت های راست و دروغ و صحیح و غلط خودشون از آقای هاشمی بیشتر از اون چیزی که واقعیت هستش اطمینان داشته باشند .

در شرایط عادی کف رای آقای هاشمی شش میلیون و سقف رای ایشون ده میلیون هستش و همین مقدار برای اینکه حداقل در دور اول شکست نخورند براشون کفایت می کنه ولی از ده میلیون هر چقدر بیشتر رای بیارن ( مثلاً بیست میلیون ) آرای مخالف و سرگردان و خاموشی خواهد بود که سال 76 نصیب آقای خاتمی و سال 88 نصیب آقای احمدی نژاد شد و ویژگی این آرا اینه که در اونها عقلانیتی نیست و تابع احساسات و موج ایجاد شده و شرایط کشور هستش و بس ! من خودم به شخصه با اون چیزی که در اطرافم می بینم و شاید قابل تعمیم به کل کشور نباشه احساس می کنم شاید این دفعه این آرا با آقای هاشمی سرسازگاری بگذارند .. چون شرایط کشور الان به گونه ای شده که مردم دنبال یک منجی می گردند که به حد کافی تجربه و مقبولیت داخلی و خارجی داشته باشه و شاید با توجه به ترکیب کاندیداها منجی خودشون رو در آقای هاشمی ببینند و به ایشون اقبال کنند ، الان قشر متوسط و متوسط به پایین واقعا تحت فشارهای بدی هستند و قشر مرفه هم گرفتاریهای خاص خودش رو داره .

البته یک احتمال هم هست و اون اینه که در مناظره ها بخصوص اگر دو به دو باشه همون روش احمدی نژادی که دوبار نتیجه داد تکرار بشه و آقای هاشمی نماینده قشر مرفه و گردن کلفت و ضد انقلاب معرفی بشه و طرف مقابل مثل نامزد گروه پایداری یا اصولگرا نماینده قشر ضعیف و مظلوم  و مومن و مقدس! و دوباره آرای سرگردان به سبد مقابل منتقل بشه اما آیا با توجه به تجربه هشت سال گذشته بازهم مردم گرفتار این تاکتیک خواهند شد ؟ و آیا نامزدهای این دوره مثل احمدی نژاد می تونند جنگ روانی براه بیاندازند و موج رو به سمت خودشون برگردونند ؟من در این زمینه تردید دارم ولی اگه بازهم این طور بشه باید در سلامت فکری ، عقلی و اخلاقی این مردم شک کرد ولی به هر حال تنها راه غلبه برآقای هاشمی همینه و به هر حال باید بین دنیا و آخرت یکی رو انتخاب کنند .

یکی از مشکلاتی که بعضی اقشار با آقای هاشمی دارند برمی گرده به وضعیت مالی خوب ایشون که باعث رواج شایعاتی درباره دزدی یا فساد مالی ایشون و خانواده شون از دیرباز تاکنون شده .

ولی به این نکته دقت ندارند که وقتی هنوز انقلابی نشده بود و آقای هاشمی مسئولیتی در کشور نداشتند هم به اذعان شاهدان مثل خود رهبری ( خطبه های نماز جمعه 29 خرداد 88 و وصیت نامه ایشون بعد از 15 خرداد 42 ) آقای هاشمی از تمکن مالی خوبی برخوردار بودند و اصولاً این عیب نیست که کسی وضع مالی خوبی داشته باشه ولی متاسفانه مردم ایران – بلا نسبت شما و خانواده بزرگوارتون – چشم ندارند ببینند کسی وضعش خوبه یا خوب نبوده الان خوب شده و این برمی گرده به مشکل فرهنگی ما .

اینکه ثروت و مال و منال حتما ضد ارزشه و فقر و نداری ارزش رو من قبول ندارم ، اگه ثروتی از راه مشروع حاصل شده باشه و بخشی اش هم در راه کمک به خلق الله صرف بشه بسیار ارزشمنده و فقری که علتش سستی و غفلت آدمیه و باعث بشه آدم اینچنین عقده ای بار بیاد که نتونه مال داشتن کسی رو ببینه مایه حقارت و بیچارگیه .

ضمن اینکه اگه قرار باشه رئیس جمهوری تو فقر بزرگ شده باشه که بیاد با کت و شلوار بشینه کنار سفره نون و پنیر بخوره ( و عکس هم بگیره ! ) ولی مردم در اثر سیاستهای غلط روزبروز عرصه بهشون تنگ تر بشه و منابع کشور در فاجعه آمیزترین شکل خودش صرف بشه و فرصت های طلایی مملکت هدر بره دوزار ارزش نداره و فکر می کنم مردم به این راضی ترباشند که رئیس جمهور از اول بچگیش سیر بوده باشه و عقده ای بار نیومده باشه و نون و گوشتی قوت روزانه اش باشه ولی مدیریتش درست باشه و با تصمیماتش یه ملت رو به خاک سیاه ننشونه .

درمورد خانواده آقای هاشمی هم راست و دروغ زیاد بهم قاطی شده و من هم همه گفته ها رو رد یا تایید نمی کنم و همه شون رو هم علیه السلام نمی دونم ولی صریح قرآن اینه که هیچ پدری جای فرزند و هیچ فرزندی جای پدر مجازات نخواهد شد و اعمال هرکسی به خودش مربوطه و خودش باید پاسخگو باشه .

در طول تاریخ هم مثال های زیادی داریم از قابیل و کنعان ( پسر حضرت نوح علی نبینا و علیه السلام ) گرفته تا نوه امام خمینی ( پسر مرحوم حاج آقا مصطفی ) و پسر آقای جنتی و محمدی گیلانی و محسن رضایی که با پدران خودشون تفاوت های فکری و عملکردی زیادی داشتند و این دلیل نمی شه که سرزنشی متوجه پدران اونها باشه .

در مورد فرزندان آقای هاشمی بیشترین اتهام ها هم متوجه آقای مهدی هاشمی هستش که بزودی استمهال دادگاهش بپایان می رسه و محاکمه خواهد شد و باید در مورد مواردی مثل استات اویل هم حتماً جوابگو باشه ، خانم فائزه هاشمی هم که پارسال بدون یک روز تخفیف زندان خودش رو متحمل شد و همین طور آقای حسین مرعشی و .. ، آقای هاشمی هم خط قرمزی برخلاف بعضی مدعیان عدالت برای نظام نگذاشت و روال قانونی و عادی پرونده اطرافیان ایشون دنبال شد و خواهد شد .

ولی تو بین اطرافیان ایشون مثلاً آقای مهندس محسن هاشمی آدم سالم و شایسته ای هستش که به نظر من برای هر رئیس جمهوری می تونه یک معاون عمرانی خوب باشه و متروی تهران که تا الان اینجا رسیده و میلیونها نفر – سفر توش داره انجام می شه ثمره تلاش ها و پیگیری های خود ایشون و البته پدرشون از دهه شصت تا الانه .. بماند که اواخر دهه هفتاد مصاحبه ای داشت که تیتر یک روزنامه صبح امروز شد که " خودمون دیوار مترو رو ریختیم تا پول بگیریم " !! ( نقل به مضمون ) .. در مجموع هرکسی زیاد از مترو استفاده می کنه نمی تونه بی تفاوت از تلاشهای این خانواده عبور کنه که جای تشکر داره .

البته آقای هاشمی هم اگه ان شالله رئیس جمهورشد خیلی باید مواظب ابن الوقت هایی باشه که دور و بر ایشون و هر مسئولی می تونند باشند و سعی کنه نظارت خودش رو بر وزرا بیشتر کنه و به امان خدا رهاشون نکنه که در و دیوار و زمین وزارتخونه شون رو هم با سنگهای قیمتی تزئین کنند که صدای رهبری هم دربیاد ! یکی دیگه از اشکالات ریاست جمهوری دوران آقای هاشمی این بود که ایشون معتقد بود من بجای همه دولت سیاسی هستم و بقیه خیلی جرات ابراز وجود نداشتند که الان با چنین تفکری نمی شه جلو رفت .

الان در دولت نیاز به وجود افراد باتجربه ای مثل جهانگیری ( که شاید تا معاون اولی مطرح بشه ) عارف ، شریعتمداری ، روحانی ، کرباسچی و امثال اینهاست که هم مدیر هستند هم سیاسی !

در دوران آقای هاشمی منتقدین عبارت بودند از روزنامه سلام و بخصوص ستون الو .. سلام که من خیلی باهاش حال می کردم ، نشریه پیام دانشجو واسه آقای طبرزدی که یکی درمیون توقیف و بازداشت بود ! هفته نامه عصرما ( ارگان سازمان مجاهدین ) و هفته نامه شما و جام ( آقای مهندس باهنر ) و البته نشریات انصار حزب الله که البته همه اینها روهم بازهم چندان زوری نداشتند و بیست درصد انتقادهای فعلی رو هم نمی تونستند بکنند .

ولی آقای هاشمی باید متوجه باشند که الان اوضاع خیلی فرق کرده و دیگه مثل سابق نمی شه عمل کرد و فضا پر شده از وبلاگها و سایتهایی که روزبروز بر تعدادشون افزوده می شه .. نشریات که جای خودشون رو دارند و مطمئناً در یک ماه آینده هم توپخانه مخالفان آقای هاشمی در فضای مجازی و غیر مجازی با تمام وجود فعالیت خواهد کرد و شدیدترین حملات و تخریب های ممکن علیه آقای هاشمی انجام خواهد شد و چون برادران مصونیت قضایی هم دارند ! از هیچ کاری علیه آقای هاشمی فروگذار نخواهند کرد .

همین طور آقای هاشمی باید خودش رو آماده کنه در صورت پیروزی با مجلسی متفاوت از مجلس چهارم و پنجم روبرو بشه و خیلی مطمئن نباشه که همه وزراش رای بیارن یا تو مجلس دم به ساعت علیه اش نامه و بیانه جمع نشه ، این مجلسی که من می بینم خیلی با آقای هاشمی همراه نخواهد بود .

نکته بعد اینه که دوست دارم از آقای هاشمی بپرسم وزیر اطلاعات شما چه کسی خواهد بود ؟! درسته که وزیر اطلاعات باید با هماهنگی رهبری تعیین بشه ولی تصور اینکه آقای هاشمی بازهم زیربار انتخاب هرکسی بره برام سخته و از این بابت نگرانی جدی دارم .. هرگز دوست ندارم رایی بدم که ثمره اش تکرار رشد باند سعید امامی و دارو دسته اش باشه و مسائلی مثل پیروز دوانی و فرج سرکوهی و اتوبوس نویسندگان و این چیزها دوباره تکرار بشه .

البته اگه من جای آقای هاشمی بودم وارد عرصه نمی شدم ولی ایشون تفکراتی دارند که نمی خوان از جانب خودشون کم تحرکی یا کوتاهی باشه و نظرشون اینه که در عرصه باشند و خودشون رو به رای بگذارند تا جوابی واسه اون ور داشته باشند که من رفتم جلو ولی مردم نخواستند یا شاید هم بعضی ها نخواستند !!

البته بهتر بود آقای هاشمی در سال 78 با اون وضع وارد انتخابات مجلس ششم نمی شدند که اون نتیجه حاصل بشه ، موقعی که چندماه مونده به اون انتخابات اومدن در مجلس پنجم قانون تصویب کردند که رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام برای انتخابات مجلس نیازی به استعفا نداره ! و بعدش هم آقای هاشمی رو در لیستی که گذاشتند که از احمدی نژاد و محسن رضایی تا مرضیه وحید دستجردی توش بود !! معلوم بود همراهی لازم از جانب اصلاح طلبان و مردم انجام نمی گیره ولو اینکه آقای خاتمی به آقای هاشمی بگه بودن تو در مجلس دولت رو تقویت می کنه !

من هنوز برام قابل قبول نیست که " نظام " به همین راحتی آقای هاشمی رو به عنوان رئیس جمهور بپذیره و باهاش کار کنه و دولت رو دستش بده مگر اینکه شرایط از اون چیزی که ما می بینیم حادتر باشه .. در این صورته که انتخاب آقای هاشمی توجیه منطقی پیدا می کنه ولی در غیر این من تردید دارم که براحتی آقای هاشمی رئیس جمهور بشه .

چون ریاست جمهوری آقای هاشمی یعنی نفی همه اون چه که در چهارسال گذشته تندروها علیه ایشون گفتند و نظام هم ازش براحتی گذشته و بعضی تشکل ها و سایت ها مثل جمعیت رهپویان و سایت جهان نیوز ، بولتن نیوز ، مشرق و جبهه پایداری و رجا نیوز  امثال اینها و خیلی مقامات سیاسی و نظامی نزدیک نظام تو این چندساله در مطلب علیه آقای هاشمی باهم مسابقه داشتند! و در یک ماه آینده هم بیسابقه ترین حملات خودشون رو متوجه آقای هاشمی حتما خواهند کرد .. حالا با این وضعیت چطور می شه باور کرد که یه مرتبه آقای هاشمی بیاد و رئیس جمهور بشه ؟!!

فقط امیدوارم اگه " برادران ارزشی " خواستند در انتخابات مداخله کنند مثل سال 84 عمل نکنند و حداقل از یه آدم مناسب مثل قالیباف حمایت کنند و دوباره دچار توهم نشند که سال 1400 بخوان یکی یکی ازش اعلام برائت کنند و خودشون رو کنار بکشند و کی بود کی بود راه بندازن !!

اینکه احمدی نژاد و دولت هم براحتی اجازه بدن هاشمی رئیس جمهور بشه برای من جای سوال داره .

من در شرایط فعلی این توان رو در آقای هاشمی می بینم که بتونه – اگه اجازه بدن بیاد – سر و سامونی به اوضاع فعلی بده و قضیه سن و سال و این حرفها هم شوخی بیش نیست چون رئیس جمهور فوتبال که نمی خواد بازی کنه ! و ما الان نیاز به یک آدم پخته داریم که بتونه این وضع رو جمع و جور کنه و حداقل بدتر ازاین نکنه ! برخلاف اونچه که در این هشت ساله مُد شده من شان رئیس جمهور رو در حدمارکوپولو نمی بینم که مدام از این ور به اون ور بره بدون اینکه خروجی چندان مطلوبی داشته باشه و خلاصه باید کاری کنیم که عقلانیت به قوه مجریه برگرده و به نظرم با انتخاب آقای هاشمی این خواسته محقق خواهد شد .

                                                                                                              ادامه دارد