طرح من !!!!!
ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٧ دی ۱۳۸٦ : توسط : مجید

به نام خدا

 

 

اَللهُمَ ارزُقنی شَفاعهَ الحُسَین یَومَ الورودِ و ثَبت لی قَدَمَ صِدق ِعندَکَ مَعَ الحُسَینِ و اَصحابِ الحُسَین

 

 

پنجشنبه 27 دی ماه 1386

 

 

این طرح ژنریک دارویی خیلی خوب بود ، حداقل برای جامعه پزشکی ! استامینوفن همه جا و ساخت هر کارخونه ای بود همون استامینوفن بود ! ( نه دیگه تایلوفن و روزافن و بایوِلنول !!) اما حالا که کارخونه های دارویی برای رقابت و افزایش کیفیت مجاز شدند هر اسمی می خوان رو داروها بگذارند یا به عقب و جلوی اسم دارو پسوند و پیشوند اضافه کنند کار امثال من که تلفنی هم باید جواب سوالات این و اون رو بدن خیلی سخت شده!! مثلا طرف زنگ می زنه می گه دکتر شربت آدی ژل – اس ! برام داده ، سه ساعت باید براش توضیح بدی بابا این همون آلومینیوم ام جی اس هستش به خدا ! بازم می گه نه ! اشتباه می کنی !!! روش نوشته آدی ژل اس !!!!!یا مثلا زنگ می زنند می گن ِکِترام !!! برای چیه ؟! حالا شما این قدر باید این کنگره اون کنگره رفته باشی غرفه های شرکت های دارویی رو زیر و رو کرده باشی و بروشورهاشون رو گرفته باشی و انواع و اقسام تبلیغات دارویی رو تو مجله ها و هفته نامه های پزشکی دیده باشی تا بفهمی بابا همون کتوتیفنه !!!!!یا همین طورفلوکونازول پی دی ! ناپریوین ( همون نفازولین ! ) و بگیرین تا آخر !! مردم تو اینترنت یا تو سوال پرسیدن هاشون عینا همون جوری و با همون اسم بزرگ نوشته شده search یا سوال می کنند!! و حتما باید به هرکسی که از این سوالات می کنه بگیم اون اسم کارخونه ای و تجاریه که بزرگ نوشته!!! زیرش اسم اصلی و ژنریکش رو ریز نوشته !! اون رو بخون ! در هر حال ضایع می شیم !!!!!!! فکر می کنه آدم بی سواده دیگه !!!!!!!!!!

 

 

 

 

 

 

 

چهاردهم بهمن سال هشتاد و یک که وبلاگ نویسی رو شروع کردم هیچ وقت فکر نمی کردم تا این حد بیام ولی به هر حال پیشرفت علم و تکنولوژی و نیازمتقابل از یک طرف ، احساس خودم مبنی براینکه از طریق همچین وبلاگی هم می تونم حرفهای خودم رو بزنم و سبک بشم هم یکسری نکات کاربردی و آموزشی در زمینه پزشکی رو بی ریا و بدون لفظ قلم به هموطنانم منتقل کنم باعث شد که تا اینجا بیام ، هر چند دوبار تصمیم گرفتم دیگه ننویسم و ادامه ندم که البته نتونستم (اواسط بهار 82 و عید 85 ) ، ولی در حال حاضر هم از وضع موجود راضی هستم و تا جایی هم بتونم و توان داشته باشم و اصلا زنده باشم !ادامه خواهم داد ولی یه چندتا مسئله هست که دوست دارم همگی بدونند ، اولا خب چون تو ذهن و فکر من افکار و حرفهای زیادی می آد و می ره و ممکنه بروز ندادنشون برام باعث ایجاد مشکلات جسمی و روحی بشه و شخص خاصی رو هم ( جز مادرم در بعضی مواقع ) ندارم که بخوام یکسری حرفها رو بهش بزنم مجبورم یه جایی مثل اینجا بنویسم تا سبک بشم و تو گلوم گیر نکنه ! برام هم مهم نیست که دوست و آشنا یا غریبه ها می خونند یا نه ! همیشه تو زندگی سعی کردم سرم رو بندازم پایین کار خودم رو بکنم و کاری با کار کسی و رقیب و این حرفها هم هیچ وقت نداشتم . هیچ وقت هم خودم رو مثل خیلی ها محدود نکردم ، مثلا هیچ شب امتحانی رو سراغ ندارم که مثل دوستان از تمام تفریحات و مهمونی و اینترنت و غیره زده باشم و خودم رو تو یه جایی حبس کرده باشم و خونده باشم ! چون عادت کردم پنجشنبه جمعه ها خوش بگذرونم اون امتحان هایی رو هم که شنبه داشتیم فقط تا چهارشنبه می خوندم! به این کارها ذره ای اعتقاد نداشتم و ندارم و هرکاری رو که بدونم راحتی و آرامش خودم تو اونه بدون کوچکترین تردیدی انجام می دم و بقول مامان همیشه حرف ، حرف خودمه ! و کوچکترین تعارف و رودرواسی ! هم از هیچ کس هم ندارم و حرف خودم رو خیلی راحت می زنم و به تعارفات مرسوم و البته ناخالصانه ایرانی ! هم اعتقادی ندارم .

 

 

ببینید ! ممکنه شماها که اینجا مطالب خصوصی و شخصی من رو هم می خونید با خودتون فکر کنید که من عجب آدم بی سیاست و سبکی هستم که هرچی مطلب شخصی و خصوصیه دارم اینجا می نویسم ! منم اگه جای شما بودم همین فکر رو می کردم اما واقعیت اینه که پشت هر مطلبی که اینجا نوشته می شه نه یک سیاست بلکه سیاست های خاصی ( حتی اونهایی رو که شما فکرش رو هم نمی تونین بکنین ! حتی پزشکی ها ! ) نهفته ست و اون موقع وقتشه که اینجا نوشته بشه یا اگه قبلا نوشته شده گذاشته بشه ( مثلا همین مطلب بالایی یک یا دو ماه پیش نوشته شده ! ) و زمان گذاشتن مطلب خاصی فرارسیده که شماها می بین تو وبلاگ اون موقع گذاشته شده ، اصولا همیشه سعی می کنم کارهام رو مرحله به مرحله و با توجه به شرایط و موقعیت اون زمانی که توش هستم جلو ببرم و استراتژی که دارم کاملا متناسب با شرایط خودم و اطرافم تنظیم می شه ! ، مثلا اگه الان تو وبلاگ این جوری می نویسم دلیلی نداره پس فردا که احتمالا پای یه دختر به زندگی من باز شد هم همین طور بنویسم یا همین ارتباطات ( بابا ارتباطات وبلاگی و این چیزها ! بد فکر نکنین یه وقت! ) رو با همین اوضاع داشته باشم و اون موقع متناسب با شرایط اون وقت تصمیم خواهم گرفت و رفتار خواهم کرد . استراتژی اون موقع که می تونه همین فردا باشه یا یک ماه یا یک سال دیگه با استراتژی حالا خیلی فرق خواهد کرد ، به هر حال خانم ها نسبت به ارتباط همسرانشون با خانم های دیگه خیلی حساس هستند ( حتی اگه معمولی هم باشه ) و کوچکترین بی احتیاطی می تونه اعتماد دوجانبه رو مخدوش کنه و مطمئن باشین برای اون موقع و بویژه ارتباطات اینترنتی خودم هم برنامه ها و فکرها و ابتکاراتی دارم که به موقع به خود طرف خواهم گفتم تا اعتمادسازی بشه و تا اینجا هم فکر کردم . اگه تو مطلب سیزده دی راجع به شرایط همسرآینده یه لیستی رو نوشتم برای این بودکه مرحله اول طرحی رو که از اول آذرماه شروع کردم و تا آخر شهریور ماه سال دیگه هم این مرحله اول تموم خواهد شد ( در صورت معافیت سربازی که داره مشخص می شه و مشخص شدن نتیجه امتحان ارشد وزارت بهداشت ) رو وارد فاز جدیدی کنم ( مثل فدراسیون فوتبال و انتخاب سرمربی جدیدتیم ملی که تصمیم گرفتند یه مربی خارجی خوب باشه و گفتند با حوصله بررسی می کنیم و می ریم جلو ! و همه گزینه های خوب هم روی میز وجود داره و سعی می شه مناسب ترین انتخاب انجام بشه ) ولی اگه 10 درصد هم معافیتم جور نشه ممکنه تغییراتی تو همین مرحله هم صورت بگیره ! با مشخص شدن تکلیفم تو طرح پزشکی از لیسانس ( که اگه واردش می شدم کلا همه چی عوض می شد ) صلاح دونستم اون مطلب به اون شکل نوشته بشه و تو وبلاگ گذاشته بشه و کاملا وقتش بود . اون چیزی که مشخصه اینه که تا آخر شهریورماه 87 که مرحله اول در صورت عدم بروز اتفاق غیر مترقبه ای تموم خواهد شد حتی در صورت نهایی شدن یه گزینه مناسب هم ، هیچ اقدام رسمی در زمینه ازدواج ولو آمادگی برای ورود به مرحله دوم ! انجام نخواهم داد و بطور یقین قرارداد مستاجرمون که مرداد تموم می شه رو هم تمدید خواهیم کرد، ولی تاکید می کنم تو این برنامه من برای آینده جای حوادث و اتفاقات ناخواسته هم پیش بینی شده و مشکلی از این حیث وجود نداره .

 

 

هدف من از ریختن چنین برنامه ای برای آینده ، اینه که با صبر و حوصله جلو برم و کاملا دموکراتیک و اگه قراره انتخابی صورت بگیره آگاهانه (البته متقابل) و بدون عجله و با شناخت کافی دوجانبه بعد رایزنی ها و مذاکرات و رفع ابهامات دو جانبه و بدور از هرگونه دگم اندیشی و سنت های دست و پاگیر و کهنه و پوسیده و متناسب با شرایط امروزانجام بشه و عجله ای در کار نباشه تا ظرف یه مدت کوتاه سرو ته همه چیز هم بیاد ! مرحله به مرحله و قدم به قدم جلو خواهم رفت . برخلاف اون چیزی که همه فکر می کنند فکر کردن به ازدواج تنها گزینه من نیست و دوتا گزینه دیگه یعنی زندگی مجردی و مستقل و تنهایی ( ولو تا زمان نامعلوم و شاید تا آخر عمر در صورت به بن بست رسیدن راجع به دخترهای امروزی ) و مرگ هم کاملا مفتوح و باز هستند ( البته مرگ یه گزینه همیشه مفتوحه اما برای من یه ذره الان پررنگ تره !) و اون چیزی که هدف منه و مهمه رسیدن به آرامشه ، حتی اگه با خوابیدن تو بهشت زهرا ایجاد بشه ! و همیشه از خدا فقط اولی رو نمی خوام و بین سه تا گزینه صلاح کار رو به خود خدا سپردم ، در مورد دومی قبلا یک بار توضیح دادم و اگه لازم باشه بعدا بازم می گم . مرگ به زندگی مشترکی که با عدم سازش و بی اعتمادی و دعوا و جرو بحث و این چیزها باشه ارجح تره و البته همین طور زندگی مجردی و تنها و مستقل ! در حال حاضر هم در شرایطی هستم که هر سه تا گزینه برام مساوی هستند و هیچ کدوم ارجحیتی به اون یکی نداره . ولی در مجموع اگه مرحله اول طرح با موفقیت و دادن نتیجه تموم بشه ( یعنی 25 % کار ) و کم کم تعهدی نسبت به کسی برام ایجاد بشه تو ارتباطات و رفتارها با سایرین ( علی الخصوص جنس مونث ! ) تجدید نظر خواهم کرد و چه تو خیابون چه اینترنت اون چیزهایی که باید رعایت بکنم و ممکنه حساسیت زا باشه رو حتما لحاظ خواهم کرد چون خودم هم می خوام و تعهد داشتن رو خیلی دوست دارم و برخلاف بقیه که شاید ناراحت بشن این محدودیت ها برام خیلی هم شیرین خواهد بود ! پس اگه اینجا و در حال حاضر حرفی زده می شه یا مطلبی ولو خصوصی نوشته می شه متناسب با شرایط فعلی هستش و هیچ دلیلی نداره فردا هم همون جوری باشه ، متناسب با شرایط شخصی و محیطی ! رفتارها و گفتارها اصلاح یا تعدیل خواهد شد ولی فعلا با توجه به شرایط حال در نظر دارم از همه ظرفیت ها در جهت رسیدن به منافع خودم ( در درجه اول آرامش ) استفاده کنم و هیچ گزینه ای هم حذف نشده ! و همه گزینه ها فعلا قابل بحث و بررسی هستند هیچ کسی رو هم جز دختر عمه ها و دختر دایی ها مثل خواهر خودم نمی دونم ! و به این تعارفات زیاد اهمیت نمی دم ، اگه واقعا اعتقاد داریم امروز قرن مدرنیزم و بیست و یک و IT و فلانه این اعتقاد رو باید همه جا داشته باشیم نه فقط اونجاهایی که به نفع ماست !! برای من زندگی آینده ام از هر چیزی مهم تره و هر کاری می کنم تا بتونم انتخاب مناسبی متناسب با روحیات خودم داشته باشم .

 

 

 

 

 

نکته بهداشتی پزشکی :

 

 

@ ان شالله که مجالس عزاداری و نذری هاتون قبول باشه ، چند تا نکته رو از عزیزان خواهش می کنم تو این زمینه توجه داشته باشند ، یکی بحث لیوان هاست که خواهش می کنم حتی المقدور یک بار مصرف باشن و اگه بنابرهر دلیلی لیوان های شیشه ای معمولی استفاده می شن باید خوب و بادقت شسته بشن ، استکان و نعلبکی هایی رو که توش عزادارن چای و ... نوشیدن رو هم خواهش می کنم یکجا برای شستشو تو طشت نریزین !! و باید جداگانه تمیز و ضدعفونی بشن ( تو ظرف 10 لیتری یک قاشق مرباخوری پودر پرکلرین بریزین و حداقل 15 دقیقه بگذارین باشه و بعد جدا آب بکشید ) ، عزیزانی که زحمت می کشن چایی می ریزن سعی کنند چایی که می ریزن کم رنگ باشه و زیاد پررنگ نریزن ، اگه شیر می خوان پخش کنند قبلش یک ریع با حرارت بالا بجوشونند و تو حین جوشیدن هم خوب بهم بزنند ، موقعی که غذا دارند می کشن دستکش یا نایلون یک بار مصرف دستشون کنند و بالای سر غذا هم وای نستند حرف بزنند !! ترجیحا غذا رو تو ظروف یک بار مصرف در دار ( نه از این شفاف ها ) بریزن و غذا تا لحظه توزیع غذا رو آتیش باشه ، مواد غذایی خام و پخته باهم و با وسایلی که مواد نپخته ارتباط داره هیچ تماس و ارتباطی نداشته باشند ، تو مجالس سیگار نکشند و بهداشت فردی رو از همه جهات رعایت کنند ، اگه غذا مرغ می دن باید خوب و کامل مرغ رو بپزن . مداحان عزیز هم آب گرم ، شلغم پخته شده ، بامیه سبز پخته شده ، شیرو نشاسته هم زیاد استفاده کنند تا تو کیفیت صداشون مشکلی پیش نیاد . ان شالله لحظه جون دادن ، شب اول قبر و کنار پل صراط که لحظات سختی برای همه ست امام حسین ( ع ) کنار ما باشه .

 

 

 

 

 

نکته تغذیه ای :

 

 

@ تو طب قدیم برای خانم هایی که دچار کم خونی بودند زمان پختن غذا تو قابلمه یه نعل اسب تمیز می نداختن ، تو اونهایی هم که کمبود کلسیم داشتند یه تیکه سنگ مرمر رو تمیز و مثل قند خرد می کردند و تو یه استکان آبلیمو یا سرکه طبیعی می ریختند و می گذاشتند دوساعت بمونه و بعد که غذا و سالاد درست می شد از اون آبلیمو یا سرکه رو غذا یا سالاد استفاده می کردند که محلولی سرشار از کلسیم بود و بعد سنگ ها رو در می آوردن و تمیز می کردند و برای دفعه بعد جایی نگه شون می داشتند (چون این محلول باید تازه به تازه مصرف بشه و نباید نگه داشته بشه ) اون موقع بجای قرص و شربت آهن و قرص جوشان کلسیم و این چیزها این کارها رو می کردند و طب جدید هم تا الان این چیزها رو رد نکرده .

 

 

 

 

 

نکته دارویی :

 

 

@ قطره هایی مثل فنیل افرین که برای گرفتگی و احتقان بینی تو افرادی که دچار سرماخوردگی شدن تجویز می شن نباید بیشتر از سه روز مصرف بشن چون باعث احتقان برگشتی و بدترشدن مشکل می شن ، همین طور تو تجویز این جور قطره ها و حتی قرص سرماخوردگی معمولی تو بیماران قلبی عروقی و فشارخونی احتیاط بیشتری بشه ، قرص سرماخوردگی جدیدی هم وارد بازار شده به اسم COLD STOP که 500 میلی گرم استامینوفن ، 30 میلی گرم پسودوافدرین و 25 مبلی گرم دیفن هیدرامین داره ( یعنی معادل دو قرص و یک شربتی که برای بیمارمعمولی سرماخورده تجویز می شه ) و از نظر ترکیبی نسبت به ADULT COLDکیفیت و کارکرد بهتری باید داشته باشه ، 30 تاش 600 تومانه .

 

 

 

 

 

مورد – بالین :

 

 

خانم جوانی مراجعه می کنه و از سردی و کبودی انگشتان دست و پاها که بخصوص بعد مواجهه با سرما و دست زدن به موادغذایی توی فریزرخونه و فروشگاه ایجاد می شه شکایت می کنه ، می گه علاوه بر سردی و کبودی بعدش یه احساس بی حسی و گزگز و خارشی هم وجود داره ، این چه پدیده ای می تونه باشه ؟

 

 

به مشکل ایشون سندروم رینود می گن که اول با احساس سردی و رنگ پریدگی انتهاها ( انگشتان دست و پا و بیشتر هم دوطرفه و قرینه ) و با شیوع کمتری لاله گوشها و نوک بینی و بعدش قرمزی و کبودی و احساس خارش و سوزش و بی حسی و گزگز ( پارستزی ) تو همون نقاط اتفاق می افته و علت ایجادی اش هم انقباض عروق و شریانچه های کوچیکه که معمولا در مواجهه با سرما ، استرس ، سیگار ، ایندرال ( اسم تجاری پروپرانولول و داروهایی از این قبیل که بتا بلوکر بهشون گفته می شه ) و ارگوتامین و داروهای میگرنی اتفاق می افته ، ممکنه رینود همراه بعضی اختلالات روماتیسمی و خود ایمنی یا عروقی و ... هم باشه که با بررسی های بیشتر مشخص می شه . به این خانم باید توصیه کرد همیشه حتی تو خونه ( اگه مشکلش شدیده ) از دستکش ( دستکش هایی که انگشتان رو کنار هم نگه می دارند بهترن ) و جوراب ضخیم استفاده کنه ، با دست برهنه و بدون دستکش اجسام سرد مثل مواد فریزری توی خونه و فروشگاه و فرمان ماشین که ممکنه سرد باشه و از این چیزها رو لمس نکنه ، تو انتخاب کفش هم دقت کنه یه کفشی انتخاب کنه که خوب پا رو گرم نگه داره و از این قبیل ، می شه منبسط کننده های عروقی مثل نیفدیپین ( آدالات ) هم صبح به صبح تو یه دوره کوتاه مدت براش تجویز بشه ، عمل جراحی که طی اون عصب سمپاتیکی که به ناحیه عصب رسونی می کنه همش یا بخشی ازش قطع می شه هم تو بعضی موارد خاص انجام می شه ولی تو بیشتر موارد نیاز نیست .

 

 

 

 

 

از امام حسین (ع ) روایت شده : کسی که تورا دوست دارد از تو انتقاد می کند و کسی که با تو دشمنی دارد از تو تعریف و تمجید می کند .