سبزه مزبله
ساعت ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٤ بهمن ۱۳۸٦ : توسط : مجید

 

 

به نام خدا

 

 

پنجشنبه چهارم بهمن ماه 1386

 

 

 

از پیامبر ( ص ) و ائمه سوال شده با چه کسی ازدواج نکنیم ؟ جواب مشترک همگی خضرا الدمن ( سبزه مُزبَله ) بوده . معنی فارسی و روانش هم یعنی دختری که َبر و روی خوبی داره اما خانواده خوبی نداره و تو خانواده و محیط خوبی بزرگ نشده ، این جور خانواده می تونه دو نوع باشه ، یه حالت مثل خانواده بازیگر نقش مهتاب تو سریال ساعت شنی با اون برادر لات و اون خانواده نابسامان یا حتی خانواده مهشید با اون پدر مسئله دارش و یک حالت هم دخترهایی دارای خانواده های مرفه و با وضع مالی خوب اما خانواده ای گرفتار نخوت و غرور و بلندپروازی و اون دختر تو یه همچین محیطی رشد کرده . این جور خانواده ها رو خدا خواسته که وضع مالی خوبی پیدا کردند ( شاید اول زندگی همون پدر و مادر هم از صفر شروع شده ) ولی حالا که به اینجا رسیدن دیگه هیچ کس رو قبول ندارند و نگرش و رفتارشون با دیگران از موضع بالا و توهین و تحقیره ، خانواده هایی که علی رغم تظاهر به مذهبی بودن و دینداری وانجام اعمال مذهبی مثل حج رفتن و نماز و روزه و مراسم دعا و قران برپاکردن نتونستند بچه هاشون ( بخصوص دخترشون ) رو خوب و شایسته و منطقی تربیت کنند یا بین دختر و پسر برحسب همون خرافات سنتی فرق گذاشتند و عوض اینکه تربیت منطقی و درستی در باره دخترشون داشته باشند برعکس بین خودشون و دخترشون بی جهت و ناخواسته فاصله انداختند و باعث شدن بنده خدا دخترشون هیچ وقت نتونه نگرش درستی راجع به خودش و موقعیتش داشته باشه . ولی از اون طرف با رفاه بیش از حد دختر رو بلندپرواز و غیر منطقی بار آوردند و هیچ وقت تعادل رو تو رفتارهاشون در مورد دخترشون و حتی بقیه رعایت نکردند ! و نگذاشتند دخترشون روی واقعی زندگی ( بدور از هرگونه افراط و تفریط ) رو هم ببینه و تو یه سرگشتگی گرفتارش کردند .

 

 

شما فرض کنید چنین دختری تو یه خیابون بالای تهران هم زندگی کنه و ظاهر خوبی هم داشته باشه و تحصیلات دانشگاهی هم تو یه رشته خوب داشته باشه ، خب این یک روی قضیه ست و نتیجه این می شه که هرکی چنین دختری رو با چنین خانواده ای می بینه یا تعریفش رو می شنوه ( چه تو فامیل و آشنا چه حتی تو خیابون و مجالس و مغازه ها ! ) سریع دست بکار می شه تا برای پسرش اقدام کنه اما خب هنوز تموم نشده ، آیا اگه اون روی قضیه رو هم بدونه که مثلا اون دختر مبتلا به عدم تعادل روحی روانی و بیماریهای روانی ( اعم از اختلال اضطرابی GAD وسابقه افسردگی ماژور و دوره هایی از مانیا و افسردگی ماژور که اختلال دوقطبی رو مطرح می کنه ) هستش به اضافه سابقه یه عفونتی با علت نامعلوم که حتی می تونه تو بچه دارشدنش هم تاثیر بگذاره و یکسری خصوصیات دیگه اعم از بلندپروازی بخاطر بدعادت شدن تو تامین امکانات رفاهی از بچگی و مادری که بخاطر وضع مالی خوب علی رغم ادعاهای مذهبی و اسلامی ازنظر اخلاقی در پایین ترین درجه قرار داره و خیلی راحت از موضع بالا و برتر به دیگران نگاه می کنه و طرز رفتار نه چندان محترمانه ای با خواستگارها ی دخترش داره و سخت گیری های بیش از حدی داره و حتی به خودش اجازه می ده در مورد جزئی ترین خصوصیات خواستگار دخترش هم اظهارنظر مداخله جویانه داشته باشه ( اعم از رنگ چشم ! و ظاهر و قد و این چیزها ! و اول خودش رو محق می دونه بپسنده بعد دخترش حق صحبت و نظر داره ! و وضع مالی حتی خیلی خوب از نظر ماها هم مورد پسندش نیست و بالاتر می خواد ! اگرچه دخترش چنین معیارهایی نداشته باشه ) و اینکه حتی ممکنه چنین دختری به محبت های معمولی هم نتونه جواب درستی بده و اونها رو پس بزنه چون از اول عادت کرده بزنند تو سرش و براش تعیین تکلیف کنند و از این دست مسائل آیا بازهم اون عزیز خواستگار اگه این چیزها رو بدونه همون نظر قبلی رو خواهد داشت ؟

 

 

اون دختر و مادرو خانواده اش اگه متوجه این روی سکه هم باشند و منطقی فکر کنند همین که کسی بیاد چنین دختری رو با این اوضاع جسمی و روحی روانی قبول کنه هم باید کلاهشون رو بندازن هوا و ممنون هم باشند چون خیلی سخته و ریسک خیلی بزرگیه . اگه هم به کسی این چیزها رو نگن و وصلتی صورت بگیره بعدا که همه چی مشخص بشه می تونه آبروریزی و مشکلات خانوادگی و حتی قانونی جدی براشون پیش بیاد . اگه خدا خواسته و به کسی مال و منالی هم داده باید سعی کنه از مالش به بهترین نحو که خدا هم راضیه استفاده کنه و از موضع بالا و بلندپروازی و غرور به بندگان خدا نگاه نکنه که بدجور ممکنه زمین بخوره ، اینکه از قدیم گفتند مادر رو ببین دختر رو بگیر همین حکایته ! نسبت به آدمهای مغرور ، آدمهای بلند پرواز ، آدمهایی که تمام معیارهاشون پول و مادیات بوده و ادعای مسلمونی و دینداری هم دارند اما هرکسی رو با مادیات ( اعم از فیزیکی و ظاهری و پولی و ... ) می سنجند و بچه هم که می خوان تربیت کنند از همون اول با مادیات و انواع و اقسام تفکرات مادیه احساس خوبی ندارم .

 

 

خدا می دونه اینها که مدعی اسلام و مسلمونی هم هستند اون دنیا چه جوابی باید بدن که یه دختری رو که از نظر ظاهری و تحصیلات و این چیزها مشکلی نداره جوری تربیت کردند و بارآوردند که نه عاید خودشون چیزی شده ( اعم از احترام و عشق و علاقه قلبی و ... ) نه تضمینی هست که اگه بر فرض محال پس فردا کسی هم پیدا شد فداکاری کرد همه شرایط این دختر رو قبول کرد و باهاش ازدواج کرد بتونه تا آخر خوب و خوش باهاش زندگی کنه ، چون به هر شکل اون دختر هم دختر همون مادره و اون مادر هم همچنان هست که دخالت کنه ! و خود دختر هم بتونه با چنین زندگی کنار بیاد ولی خیلی خوبه کسی شرایطش و صبرش و قدرت فداکاریش رو داشته باشه تا بتونه اون دختر رو از اون محیط نامناسب و نامبارک از نظر اخلاقی و حتی مذهبی که توش همش تظاهر به دینداریه و غرور و نخوت و پول پرستی بکشه بیرون و از نظر معنوی و عاطفی بتونه همه جوره تامینش کنه و کاری کنه که واقعا از اون مشکلات روحی روانی خلاص بشه و یه زندگی شاد و خوب و عاشقانه ای رو بتونه براش رقم بزنه ، خداکنه یه کسی که میلیاردره یا خانواده میلیاردری داره محض رضای خدا بره جلو ثواب کنه هرچی خانواده مادی پرست و ظاهر بین همچین دختری می خوان پرت کنه جلوشون دختره رو برداره از اونجا فراری بده و خلاصش کنه و دیگه خرشون که از پل گذشت پشت سرشون رو هم نگاه نکنند هرچند ریسک خیلی بزرگیه . این دختر یا هر بچه دیگه مثل یه کاغذ سفید و پاکی بوده که دست این پدر و بویژه مادر امانت بوده و می تونستند از این کاغذ سفید مثبت تر استفاده کنند یا این روح پاک رو بهتر و درست تر هدایت کنند ولی نکردند ، و از همون اول با مادیات و افراط تو مادیات و امکانات و فراموش کردن نیازهای عاطفی و معنوی اش تربیتش کردند و نتیجه هم فقط شد یکسری افکار بلندپروازانه و خلاء های عاطفی شدید و چندین مرتبه اقدام به خودکشی Suicide)) با روشهای مختلف !!! ( از جانب یه دختر بیست و یکی دوساله ! تاسف بار نیست ؟) و در بهترین حالت هم دوره هایی از مانیا و بعدش مجددا افسردگی ماژور!! و مشتری دائم روانپزشک ها و روانشناس ها بودن ! واقعا ماها که ادعای دینداری اونم از حد اعلی اش رو داریم به کجا رسیدیم ؟!!!سقوط اخلاقی تا کجا ؟! این دختر الان باید شادترین و بهترین زندگی رو در کنار خانواده اش و همسرش ( اون زندگی که خودش توش راحته نه مادرش ! )رو داشته باشه نه انواع و اقسام اختلالات روانپزشکی از افسردگی ماژور گرفته تا مانیا و اقدام به خودکشی و اختلال اضطرابی منتشر و غیره !!

 

 

خدا خودش به حق امام حسین ( ع ) همه مارو به راه راست هدایت کنه و از شر وسواس خناس مصون بداره .

 

 

 

 

 

 

علی رغم اینکه دغدغه چند ساله مشکل سربازی به لطف خدا در حال تموم شدن هست و دارم آخرین مراحل معافیت رو هم طی می کنم اما یه چند روزی هست که دوباره این مسئله پزشکی از لیسانس حسابی اعصابم رو بهم ریخته و ناراحتم کرده ، دبیرستان که بودم و کتابهای پزشکی رو که می خوندم برنامه خاص و خشکی که از اول پایه ها رو بخونم و برم جلو بخونم نداشتم و قرو قاطی می خوندم ! یعنی از هر جا و هر مبحث که دلم می خواست و اون موقع حوصله اش رو داشتم ( نه طبق سرفصل کتاب ) می خوندم ! و اتفاقا خیلی خوب هم می فهمیدم و خیلی اصطلاحات رو هم این طوری یاد گرفتم ، بعد ورود به دانشگاه تا الان سعی کردم از پایه برم جلو ولی خب مباحث بالینی رو بیشتر دوست دارم ! و برای همین دیدم اگه بخوام دروس خشک پایه رو بخونم ممکنه وقتم تلف بشه و تا رسیدن به بالینی ها زمان زیادی طول بکشه ! برای همین دوباره برگشتم به شیوه 9 سال پیش ! از هر کتابی هرجاش رو بخوام و اون روز حوصله اش رو داشته باشم با دقت و بدون عجله می خونم و با ماژیک شبرنگ هم قسمت های مهم رو علامت می گذارم و خودکار و تیک واین چیزها رو گذاشتم کنار! و اتفاقا مثل همون موقع ها هم بهتر می فهمم !!خداکنه تا آخر شهریور 87 بتونم قسمت مهمی رو تموم کنم چون از مهر 87 اگه زنده باشم بعید می دونم بتونم مثل حالا درس بخونم . از ذوق معافیت یا بهتر بگم تو این چند روزه که اوج استرس معاف شدن یا نشدنم بود ! و همین طور به توصیه دوستان فراموشش کرده بودم اما سر همین مسئله لذت از درس خوندن و این دختر خانم ها رو که می بینم به لطف شرایط من دراوردی آقایون مبنی بر داشتن کارت پایان خدمت یا معافیت و حتی قبول نداشتن فرجه 6 ماهه و سن زیر 25 سال و با عرض معذرت یه خرخونی خیلی غیرعلمی ! به همین راحتی واجد شرایط شدند خیلی ناراحت می شم و دلم می سوزه .

 

 

دلم می سوزه کسانی که تو دانشگاه مادرعلوم پزشکی مملکت به پست های بالا رسیدند مثل حسین کشاورز ، مثل حمید اکبری ، مثل حسین درگاهی ، مثل جبرائیل سراجی ، مثل سید حسن امامی رضوی ، مثل حمید عمادی و در راس همه باقر لاریجانی ( پیشوند مقدس دکتر رو برای همه این آقایون زیادی می دونم ) و هزار تا ادعای پژوهش و پیشرفت و این چیزها رو دارند واقعا از نظر فکری و عقلی و کلان نگری و شایسته نگری واقعا چقدر مشکل دارند و این جایگاه شایسته اونها نیست والا هیچ موقع نمی اومدند بعد یک سال و نیم کار رو طرح پزشکی از لیسانس آخرش یه دختر ترگل ورگلی که فقط تنها هنرش خوندن و طوطی وار خوندن بوده و بس و هیچ کار خاص دیگه ای هم نکرده و حتی تو دوره لیسانسش چهارتا کار پژوهشی در زمینه علوم پزشکی که نکرده هیچ ، حتی به زحمت لای چهارتا کتاب علوم پزشکی ( غیر مرتبط با رشته اش ) رو هم باز کرده یا اصلا باز نکرده ! به هر حال کسی که مرتب می گه من به پزشکی علاقه دارم .. علاقه دارم باید یه حرکتی چیزی کرده باشه ؟ نمی شه آدم تو خونه بشینه یا کوله اش رو بندازه رو دوشش یا کلاسورش رو بگیره دستش بره دانشگاه سر کلاس جزوه بنویسه برگرده خونه و شب امتحان همون جزوه ها رو بخونه و نمره و معدل بالایی بیاره ( همین وضعیت برای دبیرستان و دیپلم هم هست ) و بعدش هم بیاد بگه من عاشق پزشکی ام !! آخه تو چه کار مثبتی تو زمینه پزشکی کردی که الان مدعی هستی؟ تو که تو سایت دانشگاه علوم پزشکی تهران قسمت پزشکی از لیسانس می آی کامنت می گذاری التماس می کنی شرط سنی و معدل و زبان و غیره رو بردارند یا می گی من به پزشکی علاقه دارم .. علاقه دارم !!!چقدر تو زمینه پزشکی تا الان کار کردی که حالا مدعی هستی ؟ به خدا دروغ می گی یا زیادی احساسی شدی ! ... فقط از پزشکی و پزشک شدن همون دک و پزش رو می دونی و بس ! همون خوش اومدن و پز دادن مامان و بابا رو می خواهین و بس ! یه مقدار منطقی فکر کنین .

 

 

دلم می سوزه که از نظر این آقایون مستعد بودن و نخبه بودن پزشکی یعنی معدل عهد بوق ! یعنی زیر 25سال بودن و نداشتن مشکل سربازی ( بخونین همون دختر بودن ! ) چرا اینها این چیزها رو نمی فهمند ؟ یا می فهمند و خودشون رو به نفهمی می زنند ؟ چرا دارند قداست پزشکی رو این طور راحت با پیش کشیدن شرایطی که جنسیت و سن و خرخون بودن ( معذرت می خوام از این کلمه خوشم نمی آد ولی فکر کنم بهتر منظورم رو می رسونم ! ) توش جلو می آد و مایه برتری یه عده به عده دیگه ای می شه به گند می کشند و خلاف روح و هدف طرح عمل می کنند ؟ من از آقایون و مسئولین دانشگاه علوم پزشکی تهران فقط یه سوال دارم و اون اینه که اگه می دونستین با این شرایطی که می گذارین کسانی واجد شرایط می شن که صرفا فقط دختر هستند و مشکل سربازی هیچ وقت نداشتند و تو طول زندگی تحصیلی فقط خوندند و خوندند و صرفا یه نمره بگیر خوب بودند نه یه علاقه مند و کسی که برای راضی کردن علاقه اش کار هم کنه و دست برقضا سن و ورودی شون هم جوری بوده که به زیر 25 سالگی شون خورده و بس ! ولی عده ای که علی رغم تصور شما تو دوره دانشگاهشون کار علمی و پژوهشی کردند و زحمت کشیدند و فقط ماشین خرخونی و نمره گیری و مدرک گیری نبودند فقط بخاطر همون شرایط مسخره معدل دیپلم و سن و کارت معافیت و پایان خدمت نتونند حتی امتحان بدن ؟ اینهایی که الان می خوان امتحان بدن حتی اگه واقعا پشت پرده ای هم نباشه اصلا قبولی شون ذره ای هم ارزش داره ؟!! به خدا نداره .......چون با کسی مثل من رقابت نکردند و نون جنسیت و خرخونی و شانس خوبشون که نوبت به ورودی شون رسید و سن مجاز رو پیدا کردند می خورند و نه نخبه هستند نه مستعد پزشکی ...... اینها هیچی نیستند و قدرت رقابت با کسانی که تو دوره کارشناسی از نظر کیفی ازشون بیشتر تلاش علمی و پژوهشی کردند رو به هیچ عنوان نداشتند و ندارند ، فقط شانس خوبشون از نظر جنسیت و سن و خرخونی شون بوده که مجازبه امتحان شناخته شدند و بس!!

 

 

آقایون مسئول در دانشگاه علوم پزشکی تهران ! خدا ان شالله به حق ابا عبدالله لعنتتون کنه که قداست رشته پزشکی رو این طوری به گند کشیدین و کار رو به جایی رسوندین که حتی جنسیت و خرخون بودن هم تو ورود به پزشکی دخالت داشته باشه ! و حق مستعدین و نخبگان واقعی ( نه نخبگان پوشالی ) و کسانی که تو دوره لیسانسشون واقعا زحمت کشیدند رو این طوری پایمال کردید ! خدا تو این دنیا و آخرت خودش در مورد این کار شما قضاوت خواهد کرد.

 

 

 

 

 

 

نکته بهداشتی پزشکی :

 

 

@ موقع استرس و اضطراب شدید و حملات اضطرابی که می تونند با تپش قلب ، عرق کردن ، لرز و رعشه ، احساس تنگی نفس و خفه شدن و تهوع و سرگیجه و احساس کرختی و سوزن سوزن شدن اندام ها و ترس از مرگ باشند باید به بیمار یاد داد که آرامش خودش رو حفظ کنه و تو یه پاکت یا کیسه فریزر چند دقیقه ای نفس بکشه ( اگه تند تند نفس می کشه یا همون هیپرونتیلاسیون داره ) تا به این وسیله بازدم خودش رو که توش CO2 داره استنشاق کنه ، یه راه دیگه هم اینه که با بینی نفس عمیق بکشه و از 1001تا 1004بشمره و بعد نفسش رو حبس کنه و از 1001 تا 1003 بشمره و در نهایت با دهان یه بازدمی رو طی چهار ثانیه ( یعنی از 1001 تا 1004 بشمره ) انجام بده .

 

 

 

 

 

نکته تغذیه ای :

 

 

@ برخلاف تمام تبلیغات منفی که می شه روغن حیوانی نه تنها برای بدن هیچ ضرری نداره بلکه اسید آراشیدونیک موجود تو این روغنها باعث می شه که چربی خوب HDL بالا بره و چربی بد یا مضر LDL کاهش پیدا کنه و برای بدن بسیار مفیده و باید سعی بشه جایگزین روغن های نباتی و مایع مرسوم که ضررهای بسیاری دارند بشه ، پیامبر ( ص ) راجع به روغن حیوانی فرمودند که دواست و امام صادق ( ع ) هم فرمودند باعث سوختن چربی و در نتیجه کاهش وزن می شه ، از جمله دیگه چربیهای مفید می شه به کره حیوانی ، روغن دنبه ، روغن زیتون ، روغن کنجد و روغن هسته انگور اشاره کرد .

 

 

 

 

 

 

نکته دارویی :

 

 

@ در ارتباط با قرص های پیشگیری از بارداری که با نام تجاری مارِولون Marvelon وارد بازار شدند باید بگم که این قرص ها ترکیبی از استروژن و پروژسترون هستند که اتینیل استرادایول جزاستروژنی قرص و به مقدار 03 /0 میلی گرم و دزوجسترول جز پروژسترونی قرص و به مقدار 15/0 میلی گرم هستند ، مثل قرصهای LD تو بسته های 21 تایی قرار دارند و مثل اونها باید مصرف بشن و از این بابت ها فرقی ندارند ، فقط عوارضی مثل لکه بینی ، آکنه ، تهوع ، بالا رفتن چربی خون و چاق شدن ، سردرد و درد و حساسیت پ@ ...ا..ن !!! رو کمتر ایجاد می کنند .

 

 

 

 

 

پاسخ به پرسشهای شما :

 

 

@ نسرین خانم عزیز ، اینکه یه بیمار قلبی دچار سردرد و سرگیجه می شه رو اول باید پزشک قلبش بررسی کنه ، ممکنه از داروهایی که مصرف می کنه باشه و نیاز به تعدیل یا قطع داشته باشند که تصمیم گیری در اون زمینه با پزشک معالج و مربوطه ست ، یا مشکلات دیگه مثل کم خونی ، استرس ، پیشرفت ناراحتی قلبی و غیره درمیون باشه که با آزمایش و بقیه اقدامات پاراکلینیک و گرفتن یه شرح حال مشخص می شن ، پیشنهاد می کنم اول از همه اون عزیز مشکل رو با پزشک متخصص قلبش درمیون بگذاره ولی اگه لازم باشه ایشون خودشون بیمار رو به سایر همکارانشون مثل مغز و اعصاب یا ENT ( گوش و حلق و بینی ) ارجاع می دن .

 

 

 

 

 

 

مورد – بالین :

 

 

آقای مسنی مراجعه می کنه و خیلی از اینکه آروغ زیاد می زنه و از مقعد هم گاز زیاد دفع می کنه شاکیه ، شکم بزرگی هم داره که خودش می گه مرتب نفخ می کنم و همین مسائل باعث شده رو روابطش چه خانوادگی و چه اجتماعی اثر منفی گذاشته باشه و تو جمع ها راحت نباشه ، برای حل مشکلاتش چه راههایی رو پیشنهاد می دین و چه ارزیابی هایی لازم داره ؟

 

 

بظور کلی گاز دستگاه گوارش چیز ناشایع وجدیدی نیست و یه امر کاملا طبیعی باعلت های مشخص و فیزیولوژیکه اما خب همون گاز باید از طریق دهان ( آروغ زدن ) یا مقعد دفع بشه دیگه ! یا نهایتش با فشار به معده و روده تولید نفخ و شکم گنده !!! و درد و اسپاسم و حتی در صورت فشار به بالا ( دیافراگم ) ایجاد علائم شبیه سکته قلبی و تنگی نفس بده .بطور کلی همه ما گاز دستگاه گوارش رو دفع می کنیم اما سالم هامون 10 تا 15 بار و اونهایی که وضعشون خراب تره تا 140 بار !!در شبانه روز یعنی هر ساعت حدود 6 تا ! علت این مسئله هم به چند تا چیز برمی گرده : یا آئروفاژی ایجاد شده یعنی بیمار عزیز طوری که خودش هم نفهمیده هوا رو بلعیده و اون حباب های هوایی هم صاف رفتند تو دستگاه گوارش !! و فشار پشت فشار !! مثل کسانی که عصبی هستند و زیاد عصبی می شن و در حین عصبانیت غذا می خورند و موقع غذا خوردن هم حرف می زنند ، اونهایی که فکر می کنند اگه نوشابه گاز دار بخورند اونم با نی !! خیلی کلاسشون بالاست ! اونهایی که زیاد سیگار می کشند و اونهایی که زیاد آدامس می جوند یا آب نبات زیاد می مکند و تخمه هم زیاد می شکنند ! به بیماران باید این موارد رو گوشزد کرد و سفارش کرد رعایت کنند و تو اشخاص عصبی هم که زیاد هوا از دهان مبارکشون ! وارد دستگاه گوارششون می شه اگه حرف گوش نکنند مداد لای دهانشون خواهیم گذاشت !! یه دسته دیگه بعضی غذاهایی که می خورند نفاخه مثل کلم ، گل کلم ، بادمجان ، کدو ، پیاز و حبوبات و خیار و خربزه و هندوانه از جمله خوراکیهای نفاخ هستند که بیمارباید حواسش جمع باشه تو مصرفشون دقت کنه و اگه می خوان قرمه سبزی یا آش رشته بخورن ، نوش جونشون اما زحمت بکشن 24 ساعت قبل پخت حبوباتشون اونها رو بندازن تو آب خوب خیس بخورن و بعد موقع موقع پخت اون آب رو که دور می ریزن هیچ پوسته حبوبات رو هم جدا کنند بهتره ( یه قندی به اسم رافینوز تو پوسته حبوباته که نفاخه ) ، یه بحث دیگه هم برمی گرده به کسانی که چون آنزیم لاکتاز ندارند ( بهتره بگیم دارن اما ضعیف و تنبل مونده ) وقتی شیر می خورن به نفخ و اسهال و گاز و درد شکم مبتلا می شن که این عده شیر کم لاکتوز باید بخورن یا قبل از خوردن شیرهای معمولی از آنزیم لاکتاز به شکل مصنوعی مثل قرص و قطره که تو داروخانه ها هم موجوده استفاده کنند یا حتی از شیر رقیق مثلا یه استکان رقیق شده با آب شروع کنند و به مرور بیشترش کنند تا آنزیم دوباره فعال بشه ، مشکلات دیگه مثل مشکل تو کیسه صفرا و مشکلات روده ای و IBS و غیره رو هم می شه با سوالات و بررسی های بیشتر بهشون رسید . سبوس هم اگه بیمار می خوره مثل نون سبوس دار نباید یک دفعه با حجم زیاد خورده بشه و باید کم کم اضافه بشه ، اسم گازهایی هم که باعث این عملیات های !! دشمن شکن می شن عبارتند از متان ( که بد بو هستش ) ، َاندول و ِاسکاتول !!! برای قدم اول باید فقط یه معاینه شکم به اضافه رادیوگرافی دستگاه گوارش با باریوم ( در صورت عدم ممنوعیت مثل استفراغ ، انسداد و ... ) و شرح حال گیری کامل رو انجام داد و علاوه بر مواردی که ذکر کردم می شه برای بیمار قرص جویدنی یا قطره دایمتیکون ( قرصها باید وسط یا بعد هر غذا خوب خوب جویده بشن یا 20 قطره تو هر وعده غذا ) شربت آلومینیوم اِم جی اِس یک ساعت بعد هر غذا و موقع خواب یک قاشق غذاخوری ( منظور از اِس همون سایمتیکون هستش که اسم تجاری دایمتیکونه ! باعث می شه گازها جمع بشن و حداقل از پایین دفع نشن ! و طرف با آروغ دفع کنه ! یک ساعت هم با بقیه داروها ترجیحا فاصله داده بشه و با بعضی آنتی بیوتیک ها مثل سیپروفلوکساسین یا سفیکسیم حتی تا چهارساعت ) بین دایمتیکون و آلومینیوم ام جی اس ( قرص جویدنی یا شربتش ) یکی انتخاب و تجویز بشه . از قرص های هضم غذا مثل دایجستیو یا پانکراتین هم برای یه مدت کوتاه می شه استفاده کرد که پزشک باید تشخیص بده بیمار نیاز داره یا نه ، عرق نعناع هم مفیده و می شه از قطره گیاهی ضدنفخ کارمینت یا سوپرمینت هم استفاده کرد . فعلا این برای مرحله اول تجویز و آموزشهای لازم هم به بیمار داده می شه و بعد یکی دوماه بیمار مجددا بررسی بشه تا میزان بهبودی مشخص بشه و اگه نیاز به داروی دیگه یا اقدام پاراکلینیک دیگه هم هستش حتما انجام بشه ، حتی بعضی پزشکان رادیوگرافی رو هم تو این مرحله انجام نمی دن و صبر می کنند .

 

 

پی نوشت : هدف از این بخش افزایش آگاهی مردم عادی راجع به بیماریها ست ( یه نوع clinical approach ) و سعی می کنم این طوری بنویسم تا هم یادگیری کاربردی تر و ساده تر باشه و هم بچه های علوم پزشکی استفاده ببرند ، به همین خاطر زیاد وارد جزئیات و تشخیص های افتراقی و این چیزها نمی خوام بشم و مطالب کلی نوشته می شه ، اگه بعضی وقتها تو این بخش بچه های پزشکی جزئیاتی می گن و گوشزد می کنند (از نظر علمی کاملا هم درسته ) این جور نیست که من متوجه نبودم اما عمدی ننوشتم چون از حوصله و هدف این بخش خارجه ، بچه های پزشکی این قدر تو مورنینگ ریپورت ها و راند ها و گراند ها و غیره از بابت تشخیص های افتراقی و شرح حال گیری کامل و این چیزها روشون فشار بوده که ناخودآگاه رو این مطالب حساس هستند و ممنون که جزئیات رو هم تذکر می دن اما خب هدف این بخش آموزش صد درصدی و جزء به جزء پزشکی نیست و مردم عادی همین که اطلاعات کلی و کاربردی از یک بیماری داشته باشند از نظر من کفایت می کنه .

 

 

 

 

 

 

این یه تیکه رو خیلی دوست دارم :

 

الا ای همسفر ، کمی آهسته تر ، مرا با خود ببر

 

حسین ، جانم حسین

 

حسین ، جانم حسین

 

حسین ، جانم حسین