همسر ایده ال ؟!!!!!!!
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸٦ : توسط : مجید

 

به نام خدا

 

 

پنجشنبه یازدهم بهمن ماه 1386

 

 

مامان من بعضی اوقات از اینکه دختر نداره خیلی شکایت می کنه ، بخصوص زمانی که جلسات دعا و قرآن هم تو خونه می گذاره و تمام کارها رو هم باید یک تنه انجام بده ( من هرچقدر هم قبلش کمک کنم دیگه توقع ندارین برم بین حداقل سی تا زن پذیرایی کنم یا استکان جمع کنم ؟!! ) یکی از دوستان مامان یه دختری داره که اتفاقا با من تو یک روز به دنیا اومده و الان هم داره برای ارشد می خونه ، مامان یه مدت خیلی چشمم این دختره رو گرفته بود . دختره از نظر ظاهری ( یکبار اتفاقی دیدمش ) واقعاچیزی کم نداره و تمام تیریپ دخترهای امروزی ازعشق رانندگی و ماشین گرفته تا کلاس زبان رفتن و دوست داشتن ادامه تحصیل و کار رو هم داره (باید به طرف نگاه کرد و نمی شه برای همه یه حکم کلی صادر کرد . بعضی ها رو باید حمایت کرد ولی بعضی ها جنبه ندارند و باید محدود بشن . ) ولی از شانس من با مامانش خونه ما که می آن مثل شب نوزده ماه رمضون و صبح های ماه رمضون و همین مجالس متفرقه که مامان بعضی وقتها می گذاره مثل سه روز بعد شهادت امام حسین ( ع ) که هفته پیش داشت ، صاف دست رو رگ خواب مامان من می گذاره !! بدون اینکه مامانم ازش بخواد شروع می کنه به کار کردن و استکان جمع کردن و چایی آوردن و بقیه کارها !!!!! و مامان من هم جو گیر می شه دیگه !! جالب اینجاست که به گفته مادرش حتی اتوکردن هم بلد نیست چه برسه به غذا درست کردن و بقیه کارها و مامانش حتی نمی گذاره یه ساک دستش بگیره !! من موندم چطور همچین دختری خونه ما که می آد یک مرتبه اهل کار و خانه داری می شه ؟!!!! اونم بدون اینکه کسی ازش بخواد !! تو دنیا هم فقط خودش هست و مادرش ، اما مادرش از اون سخت گیرهاست و از اونهایی که زیاد دخالت می کنند و یکبار که مامان خواستگار برای دختره معرفی کرده بود (همون خواستگار با یکی از دختر عمه هام ازدواج کرد و الان داماد خانواده ماست ) تا تعیین حق مسکن ( محل سکونت مثلا تو زادگاه خودشون ) رو هم گفته بود ما باید تعیین کنیم و کلی سخت گیری در مورد عروسی و مهریه و خرید و این چیزها !! خداییش اگه همچین مادری نداشت و علاوه بر این تیریپ امروزی یه مقدار هم تعادل رو رعایت می کرد حتما بهش فکر می کردم اما به مامان گفتم بی خیال بابا !! بدرد من نمی خوره !

 ******************************************************************

 

 

 

 

اون یه واحد آپارتمان چهل و چند متری رو که با پول بجا مونده از بابا و وام مسکن و ارث مامان تو محل مامان خرداد ماه خریدیم که یادتونه ؟ یادتونه چند خریدیم ؟ چهل و دو و نیم ! یعنی متری حدودا نهصد تومان ! البته زمانی که رفتیم دیدیم ، فروشنده گذاشته بود چهل و شش تومان !! اما این قدر چونه زدیم و بنگاهیه که آشنا و بچه محل مامان و دایی ها بود زبون ریخت که فروشنده که اتفاقا آدم مظلوم و ساکت و بشدت زن ذلیلی بود !! تا چهل و دو و نیم هم راضی شد ! موقع قولنامه مثل بچه ها سرش رو انداخته بود پایین عرق می ریخت ! و از زنش می ترسید که دیگه نتونه خونه پیدا کنه (بعد دوماه بنگاهیه یه شصت متری براش پیدا کرد ) ، خلاصه دو روز بعد امضای قولنامه تازه رفته پرس و جو و فهمیده بود زیر قیمت فروخته !! می خواست بهم بزنه اما سه میلیون باید ضرر و زیان می داد و اون قدر دایی ها و بنگاهیه مخش رو زدند که راضی شد و بنگاهیه بهش اطمینان داد که براش یه جایی رو متناسب با پولش پیدا می کنه . می دونین الان قیمت همون خونه که خریدیم چند شده ؟ آخرین قیمت متری یک و دویست بوده !! یعنی حدود پنجاه میلیون !! البته طبقه اول بودن و خوش ساخت بودن و نمای خوب هم تو قیمتش دخالت داره و همین طور تو یه خیابون خلوت با دسترسی آسون به فرهنگسرای بهمن ( پنج تا ده دقیقه ) و بازار خرید و مترو و اتوبوس برای ولیعصر و انقلاب و جاهای دیگه که همه اینها هم مهمه . فعلا به یه مادر و دختر با قیمت مناسب و منصفانه اجاره دادیم که خوش قول هم هستند و دو سه روز زودتر اجاره رو می دن و ماهم قسط وام رو می دیم و یه چیزی هم که تهش می مونه می دیم به مادربزرگم ، فکر کنم اگه خودمون هم یه روزی بخواهیم بریم زندگی کنیم صد و شونزده تومان در مقایسه با اجاره های سنگین امروز چیزی نباشه که نشه داد ( ده میلیون وام گرفتیم باید شونزده تا پس بدیم ! ) . این خونه رو مدیون دور اندیشی بابا و مامان هستیم که مامان از سهم الارث پدری ( که قصه مفصلی داره و بعدا حتما می گم ) چیزی برای خودش ورنداشت و گذاشت تو بانک مسکن و باباهم گفته بود تا ده تا رو من حساب کن ( که اتفاقا بعد فوتش هم تقریبا همون قدر هم برای خرید اون خونه از پولش بکار اومد ! ) تا یه پشتوانه ای برای من و داداشم باشه . خداییش آدم چه سرمایه گذاری می تونه تو این مملکت بکنه که همچین سودی داشته باشه ؟!! به همه توصیه می کنم اگه یه روزی پولی در حد خرید حتی یک سوئیت هم دستتون اومد تو بانک نخوابونین و باهاش سوئیت و آپارتمان بخرین و بدین اجاره چون ارزش پولتون بالا می ره اما پایین نمی آد .

 

 

 

 

 

 

انتشارات سماط ( شعبه اول روبروی سردراصلی دانشگاه تهران و شعبه دوم روبروی در 16 آذر دانشگاه که فکر کنم بشه در غربی ) داره ترجمه های هاریسون 2005 ( منبع اصلی بیماریهای داخلی جهت اطلاع عزیزان غیر علوم پزشکی ) رو با 50 درصد تخفیف می ده و تموم هم داره می شه ، هرکی می خواد عجله کنه بره بگیره . من همه ترجمه ها رو پارسال جدا جدا گرفته بودم ( چون اگه می خواستم یکجا بخرم خیلی بهم فشار مالی می اومد !! ) و فقط دوجلد عفونی ها مونده بود که چون گرون بودند دست نگه داشته بودم ولی هفته پیش رفتم دوجلدی رو که شونزده تومان می شد هشت تومان خریدم !! چهارجلد سسیل 2007 ( اونم منبع معتبر بیماریهای داخلی ! ) تیمورزاده رو هم خریدم و چهار پنج جلد دیگه اش مونده که اگه اونها رو هم کم کم بخرم جمع کتابهای رفرانس پایه و بالینی پزشکی ام کامل می شه چون بقیه رو قبلا خریدم ، چندان اعتقادی به کتابهای غیر تکست و غیر رفرانس و تالیف افراد ناآشنا ندارم و سعی می کنم کتابی که می خرم ترجمه معتبر یا حداقل تالیف متخصصین و اساتید مطرح و شناخته شده باشه ، رجوع بهشون مطمئن تره. خدا رو صدهزار مرتبه شکر اینجا دیگه مُجازیم !!!

 

 

 

 

 

نکته بهداشتی پزشکی :

 

 

@ عزیزانی که سردردهای میگرنی زیاد می گیرن لطف کنند زمانی که حموم می رن ( بخصوص زیردوش آب گرم وای می ستن ) زیاد طولش ندن ، همیم طور مواظب غذاهایی که می خورند باشن ، چون بعضی مواد غذایی مثل کنسروها و غذاهای آماده و Fast Food ها ، سس ها ، غذاهای چرب ، شکلات و قهوه ، نوشیدنی های الکلی ، پنیرکهنه و پیاز و پیازچه و تره می تونند سردردهای میگرنی رو تشدید کنند ، زیاد تو معرض استرس بودن ، جاهای شلوغ ، اختلال خواب و زیاد به چیزهای روشن نگاه کردن و تو همچین جاهایی بودن ( مثلا برف و یه جای برفی ) از سایر عوامل تشدید کننده سردردهای میگرنی هستند ، خانم هایی هم که سردردهای میگرنی دارند لطف کنند موقع سبزی پاک کردن ( البته به خانم های مدرن و روشنفکر ! جسارت نشه ! ) پیازچه و تره و همین طور پیاز رو بدن آقای خونه پاک کنه ! ( البته اگه آقای خونه کل سبزی رو پاک نمی کنه ! چه معنی داره یه خانم امروزی تحصیلکرده سبزی پاک کنه ؟!! عجب گناه بزرگی !!!!) همین طور اگه خانم های مبتلا به سردردهای میگرنی از قرص های ضد بارداری استفاده می کنند لطف کنند با یک پزشک یا کارشناس بهداشت مشورت کنند تا شاید روش بهتری برای پیشگیری بجز قرص بشه براشون پیدا کرد .

 

 

 

 

نکته تغذیه ای :

 

 

@ در اینکه چربی بالا ، فشارخون بالا ، استرس ، سیگار ، چاقی ، کم تحرکی و عواملی نظیر اینها باعث بوجود اومدن آتروِاسکلروز ( تصلب شرایین ) و درنهایت سکته قلبی می شن کسی شکی نداره ، اما یه عامل دیگه ای هم تو رخ دادن تصلب شرایین و سکته قلبی بی تاثیر نیست و مطالعات مختلف ثابت کرده که این عامل هم تو ایجاد سکته موثر بوده ، یه اسید آمینه ( پیش ساز های پروتئین رو بهشون اسید آمینه می گن ) به اسم هموسیستئین که هنوز مکانیسم عملش و نحوه پاتولوژیش درست روشن نشده اما تو خون اونهایی که دچار تصلب شرایین و سکته شدند بیشتر از 15 میکرو مول در لیتر گزارش شده و تو خون اونهایی که زیاد از میوه ها و سبزیجات ، اسید فولیک و ویتامین های گروه B استفاده می کردند مقدارش خیلی پایین بوده و در نتیجه آترواسکلروز یا تصلب شرایین و سکته تو این گروه کمتر اتفاق افتاده ، البته مقادیر طبیعی هموسیستئین خون خطر تصلب شرایین رو کم نمی کنه و ممکنه بخاطر علت های دیگه مثل چربی بالا ، استرس و بیماریهای زمینه ای قلبی و غیره همچنان شخص در معرض خطر باشه ولی با مصرف مرتب و منظم میوه ها و سبزیجات در طول روز حداقل دیگه این عامل افزایش پیدا نمی کنه و یه عامل خطر به عوامل خطر احتمالی موجود دیگه اضافه نمی شه !

 

 

 

 

نکته دارویی :

 

 

@ این کار یعنی چی که ورمی دارند برای هر بیماری که سوء هاضمه ( دیس پپسی ) و رفلاکس معدی مروی ( GERD ) داره همون اول کاری داروهای مهار کننده پمپ پروتون ( PPI ها ) مثل اُمپرازول و پَنتوپرازول تجویز می کنند ؟!!! طبق استاندارد تجویز دارویی این داروها تو Step III ( گام سوم یا همون خط سه ) قرار دارند و در صورتی که داروهای خط اول ( آنتی اسیدها مثل آلومینیوم اِم جی اِس ) و خط دوم ( H2 بلاکرها مثل رانیتیدین و فاموتیدین ) جواب ندن باید تجویز بشن ( کاری با موارد استثنایی نداریم ) و با اینکه اُمپرازول رو تقریبا داروی Safe ( یعنی عوارض کمتری توش دیدن ) معرفی کردند ( جز بعضی موارد منجر به تومور کار سینوئید تو حیوانات ) و تا چهارده سال هم مصرفش مشکلی نداشته ( طبق فرموده دکتر احسانی اَتِند گوارش بیمارستان طالقانی تو سمینار پارسال زخم پپتیک ) اما تو متون و ORER های پزشکی تو موارد سوء هاضمه و رفلاکس به عنوان داروی خط سوم توصیه شده و اگه تو خط اول تجویز بشه فقط ممکنه زحمت بیمار رو بیشتر کنه و البته هزینه نسبتا بالاتری که داره ، اگه دوستان علوم پزشکی نظر دقیق تر و تکمیلی تری دارند خوشحال می شم بفرمایند .

 

 

 

 

 

 

پاسخ به پرسشهای شما :

 

 

@ ژیاردیا جان ، قار و قور کردن شکم به تنهایی نشونه هیچ اختلال پاتولوژیک قابل تاملی نیست و می تونه در اثر افزایش حرکات و صداهای روده ای و گوارشی باشه .

 

 

@ مهدیه خانم عزیز ، اگه امکان داره لیست داروهایی که تا الان ( چه شیمیایی چه گیاهی ) مصرف کردین برام بنویسین و همین طور اینکه سرفه تون خشکه یا خلط دار ؟ برام ایمیل کنین تا تو ایمیل جواب مشروح رو بدم ، تو جواب سوالات اینجا محدودیت هایی دارم ولی با ایمیل راحت ترم .

 

 

@ ببینین نهال خانم ، در مورد سوال یک و دو که پرسیدین باید بگم تو شرایط عادی معمولا این حالت بهتون دست نخواهد داد ولی زمانی که از نظر روانی روش فکر کنین یا کاری انجام بدین خب طبیعیه که اعصاب و هورمون های شما فعال خواهند شد و اون ترشحات شروع خواهند شد ، پس اگه می خواین از این بابت مشکلتون حل بشه لطف کنین ذهنتون رو به چیزهای دیگه مشغول کنین ( ورزش ، تفریحات سالم و ... ) تا زمانی که این کاررو به طور طبیعی با همسرتون انجام بدین و لذت واقعی ببرین والا هرچقدر بیشتر فکر کنین و یا به موارد تحریک آمیز مثل فیلم و مجله و این چیزها نگاه کنین بیشتر می شه ، اون اوج رو هم شما تنهایی نمی تونین بهش برسین و توصیه می کنم فعلا بهش فکر نکنین . در مورد سوال سه و چهار باید بگم من احکام شرعی رو نمی دونم و می تونین از تو رساله ها ببینین ولی از نظر بهداشتی و پزشکی هردوکار مشکل داره و باعث انتقال عفونت می شه ، به ایمیل من که بالا کنار صفحه ست ایمیل بزنین تا بهتون سایت و کتاب معرفی کنم .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درمانگاه *:

 

 

یه آقای سی ساله ای که دست برقضا خیلی هم فنی بید !! چند وقتی هست تو آرنجش احساس درد می کنه و زمانی که کارهای فنی مثل کار با پیچ گوشتی انجام می ده دردش تشدید می شه ، پیش پزشک که می ره بعد معاینه براش تشخیص بیماری آرنج تنیس بازان می گذاره ، این بیماری چیه ؟

 

تو بیماری آرنج تنیس بازان یا Tennis elbow معمولا برجستگی استخوانی آرنج که پشت ساعد قرار داره و باعث اتصال عضله ساعد به بازو می شه درگیر می شه که به این برجستگی ها یا اصطلاحا لقمه ها تو آناتومی اپی کوندیل می گن ، علتش هم معمولا فشارها و کشیدگی ها و استرس های فیزیکی هستش که به عضلات ساعد و کلا عضلات اون ناحیه وارد می شه و تو بعضی مشاغل مثل مکانیک ها و آدمهای فنی ، نجارها ، لوله کش ها و خانم هایی که زیاد گوشت خرد می کنند ( البته با این تیریپ های مدرنیزم اگه مثل همون سبزی پاک کردن افتخار بدن!!!! ) و ورزشهایی مثل تنیس شیوع بیشتری داره و دلیلش رو هم دیگه خودتون بهتر می تونین حدس بزنین ، در اثر فشارها به عضلات ناحیه آرنج ، کم کم اون عضلات بینوا دچار دژنراسیون ( یعنی استحاله شدن و رو به زوال رفتن ) می شن و اون عزیزدلی که مبتلاست بعد یه مدت کم کم تو فعالیتهای دستی بخصوص فعالیتهایی مثل پیچ سفت کردن و کارهایی از این دست که دست باید بپیچه دچار مشکل می شه و حتی مشت هم که می کنه مشتش حالت دردناک و ضعیف داره و تو ناحیه آرنج و اون برجستگی استخوانی هم احساس درد و تِندِرنِس ( یعنی حساسیت به لمس کردن و موقع لمس کردن احساس دردناک بودن ) می کنه . تو رادیوگرافی هم معمولا هیچی معلوم نمی شه و ارزش تشخیصی نداره . به ورزشکارانی مثل تنیس بازان و گلف بازان باید بهشون توصیه کرد قبلش حتما خودشون و دست و عضلات رو گرم کنند و راکت مناسبی هم انتخاب کنند و طرز ضربه زدن ها و وضعیت های قرارگیری دستشون هم علمی و درست باشه ، برای بیماران کمپرس گرم یا سرد موضعی ، فیزیوتراپی ، محدود کردن و آویزون کردن دست مبتلا به مدت سه تا هشت هفته بسته به شدت درگیری و کمتر ازش کار کشیدن حداقل برای مدت یک ماه ، استفاده از داروهای مسکن ضدالتهابی ( بروفن ، ناپروکسن و غیره ) و تزریق موضعی کورتون یا بی حس کننده یا مخلوطی از دوتاش تو محل درگیر ( ممکنه تا 24 ساعت بعد تزریق بدتر هم بشه اما بعد خوب می شه ) از سایر روشهای درمانی و مداخله ای هستند ، چون این بیماری خونریزی نمی ده و پروسه النهابی کاملی نداره می شه 4 سی سی خون خود بیمار رو با 1 سی سی لیدوکائین مخلوط و تزریق کرد تا پروسه التهاب و ترمیم ظرف 48 ساعت شروع بشه ، جراحی هم تو موارد نادری مثل از بین رفتن کامل رباط لازم می شه و تو 90 درصد موارد اگه طرف همکاری کنه نیازی بهش نیست .

 

 

* از این هفته بخش مورد – بالین به درمانگاه تغییر پیدا کرد .

 

 

 

 

 

 

این جمله مرد به همسرش که دوستت دارم هرگز از دل زن بیرون نخواهد رفت ( پیامبر گرامی اسلام صلوات الله علیه )