شهید مطهری و حرمت ریش تراشی
ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ امرداد ۱۳٩۳ : توسط : مجید

به نام خدا

 

یکی از سوالاتی که در گزینش های دولتی مرسومه می پرسند  اینه که آیا محاسن ( همون ریش !! ) های خودتون رو اصلاح می کنید ؟ با چی ؟ با تیغ یا ماشین ؟ با ماشین ته زن ؟! آخرین بار کی اصلاح کردین ؟ ! می دونید تراشیدن ریش حرامه !

به این عزیزان و کسانی که چنین تفکراتی دارند توصیه می کنم این مطلب رو با دقت بخونند :

مرحوم شهید مطهری که بنیانگذار جمهوری اسلامی ایشون رو حاصل عمر خودشون می دونستند و هم بنیانگذار جمهوری اسلامی و هم رهبری فعلی بر حفظ و مطالعه آثار اون شهید تاکید داشته و دارند در مورد ادله حرمت ریش تراشی چنین عقیده دارند :

شهید مطهری حدیث " لیس منامن حلق او صلق او شق "  و سیره مسلمین رو که جزو ادله فقها مبنی بر فتوی حرمت تراشیدن ریش هستند ( که البته در بیشتر فتاوی هم علی الاحوط یا احتیاط واجب بکار برده شده ) نارسا می دونند و معتقدند حدیث در مورد حرمت کندن مو و پاره کردن لباس در مصیبت هاست و به پاورقی عبدالسلام محمد هارون در مورد این حدیث در البیان و التبییین و نوشته مرحوم طبرسی در مجمع البیان در ذیل آیه 19 سوره احزاب اشاره دارند .

ایشون در مورد سیره مسلمین هم استنباط دارند که ریش گذاشتن حرام نیست اما وجوبش رو استنباط نمی کنند و حداکثر حکمی که در زمینه ریش قائل هستند استحباب و اباحه ( مستحب یا مباح ) هستش و وجوب یا حرمتی برای گذاشتن یا تراشیدن ریش بیان نمی کنند .

همون طور که می دونید ایشون مجتهد مسلم بودند و از شاگردان اساتیدی چون مرحوم بروجردی ، مرحوم امام خمینی و مرحوم محقق داماد به شمار می روند.

آیت الله مهدوی کنی رئیس مجلس خبرگان در مورد فقه شهید مطهری اعتقاد دارند که "هر کس مطهری را فقیه نمی داند اصلا نمی داند فقه چیست " و امام خمینی وجود اون شهید رو در حوزه علمیه ضروری می دونستند چون فقیهی نواندیش و کاملا بروز بودند و به نقش زمان و مکان و شرایط زمانی در مسائل مستحدثه و احکام اسلامی کاملاً معتقد و واقف بودند .

با همه این حرفها آیا وقت اون نرسیده که آقایان در هیات های گزینش به این راحتی در مورد مسائلی مثل ریش اظهار نظر قطعی نکنند و در مسائل شخصی افراد به جستجو یا تفتیش عقاید که خلاف مسلم قرآن ( آیه 12 سوره حجرات ) و قانون اساسی ( اصل 23 ) هستش نپردازند ؟

اینکه برخی دچار جمود فکری و خشکه متعصبی هستند و حاضر نیستند با مقتضیات زمان و منطق و عقل پیش برن و این تفکرات رو بنام دین هم تحمیل می کنند جداً مایه تاسفه .

البته اگر شهید مطهری و شهید بهشتی در حال حاضر در قید حیات بودند شک نکنید همانند برخی فقهای نواندیش امروزی تکفیر می شدند و گروهی که هنوز در حال و هوای 1400 سال پیش بسر می برند و حاضر به قبول نوآوری در فقه و دین نیستند و دوست دارند درجا بزنند ولی فعلاً غالب هستند و تریبون ها و جایگاههایی رو در اختیار دارند با هیاهو مانع شناخت دین واقعی توسط مردم می شدند .

این روزها بابت غلبه این تفکرات طالبانی در نهادهای رسمی خیلی ناراحتم ، این تفکرات و این تجسس ها و این تفتیش عقایدها نه با احراز صلاحیت های عمومی ( که حتماً در حد خودش لازمه ) مناسبتی داره نه با اسلام ناب محمدی و اسلام حقیقی .

این کارها و این رفتارها نتیجه ای جز بدبینی مردم نسبت به دین و نسبت به نظام نداره ، ما در احادیث راجع به ظهور امام زمان ( عج ) هم داریم که موقع ظهور اون حضرت از اسلام جز کلمه ای باقی نمونده و بعد ظهور اون حضرت و پدیدار شدن اسلام حقیقی همه فکر می کنند ایشون دین جدیدی آورده در صورتی که این همون اسلامه که سالها اسیر افراط و تفریط ها شده ، ضمن اینکه برخی فقها ( البته نه فقها و علمای روشن بین و آگاه ) هم به مقابله با اون حضرت برمی خیزند .

من برای خودم نگران نیستم ولی مطمئنم زیاد هستند کسانی که با دیدن رفتارها و تفکرات افراطی و طالبانی این اقلیت 10 – 15 درصدی که فعلاً کارهای ما بدست اونها افتاده از دین و نظام زده بشن و این اصلاً خوشایند نیست ، آقایون هیچ می دونند دارند به کجا می رن ؟!!

به امید روزی که از شر این تفکرات طالبانی و افراطی که جز خراب کردن وجهه دین و نظام نتیجه دیگه ای نداره خلاص بشیم ... اللهم عجل لولیک الفرج .