کدام دانشجویان ؟!!!
ساعت ۸:۱۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ تیر ۱۳٩٤ : توسط : مجید

به نام خدا

 

یادش بخیر ! یه زمانی تو یاهو مسنجر چه خبر بود ! ملت همه دنبال چت کردن و آفلاین گذاشتن و این چیزها بودند اما حالا با گسترش شبکه های اجتماعی مثل وایبر و تلگرام و لاین دیگه به ندرت می شه تو یاهو مسنجر یه چراغ روشن پیدا کرد !! البته من همون موقع هم بیشتر چراغ خاموش می اومدم و می رفتم !

به نظر من " استمرارعمل "   و " پرهیز از جوگیر نشدن " دو مقوله مهم رفتاری هستند ، شاید تا چند وقت دیگه اقبال به همین شبکه های اجتماعی هم افت کنه و همه رو به سوی موارد جدیدتری بیارن ، همون طور که نسبت به فیس بوک هم که زمانی نسبت به یاهو مسنجر " جدید " محسوب می شد این اتفاق رخ داد و الان همون فیس بوک هم یه جورایی محجور شده .

من با پیشرفت و استفاده از تکنولوژی های روز مشکلی ندارم به شرطی که مفید و دارای کاربرد عملی باشه و صرفاً برای وقت گذرانی ، هزینه الکی و کار کشیدن بی جهت از چشم و دست و ... نباشه هرچند تا الان به شخصه علی رغم اصرار خانواده گوشی هوشمند نگرفتم و به همون موبایل چراغ قوه دار قدیمی که خیلی باهاش حال می کنم اکتفا کردم چون معتقدم ارتباط با دیگران باید صرفاً در حد ضرورت باشه و نه بیشتر چون متاسفانه خیلی ها جنبه ارتباطات نزدیک و تنگاتنگ رو ندارند و اگه یه ذره باهاشون باز برخورد کنی دیگه ............... ! بماند !

یک چیزی هم راجع به این عکس سلفی گرفتن که این روزها مد شده بگم ! به نظرم این هم از اون دست کاراییه که یه نقطه اوجی داره و تا چند وقت دیگه تبش فروکش می کنه ... یه جور غرب زدگی و آروغ روشنفکری تو این جور کارها وجود داره که من خوشم نمی آد ... به نظرم کسانی که این عکس سلفی گرفتن رو باب کردند حتماً از نظر روانپزشکی مبتلا به نوعی خودشیفتگی و شخصیت نارسیسیستیک بودند حالا چرا بقیه هم بدون ذره ای تفکر و تعقل دارن راه اونها رو می رن موندم ! خلاصه این جوگیر شدن هم عالمی داره !

 ××××××××××××××××××××××××××××××××××

 

یک صحبتی با برادران محترم و عزیزی که در دفتر رهبری مشغول هستند و دیدارهای عمومی رهبری رو هماهنگ می کنند دارم ، دو سه شب پیش که از طریق اخبار دیدار رمضانی رهبری با " به اصطلاح دانشجویان " رو دیدم حالت اشمئاز و بدی بهم دست داد .

اگر کسی یک بار  ! بله ! فقط یک بار ! وارد یکی از دانشگاههای شناخته شده یا حتی نشده ! ایران شده باشه و این دیدار رو هم ببینه کاملاً متوجه می شه که اینهایی که به عنوان " دانشجو " برای دیدار با رهبری آوردند همه گرایش ها و تفکرات و سلایق دانشگاهی نبودند و اکثریت اونها رو گرایش فکری موسوم به بسیجی  تشکیل می دادند که همه می دونند در اقلیت هستند .

حال سوال اینجاست که واقعا چرا ؟! هدف از اینکه برادران محترم هماهنگ کننده این دیدارها یا صدا و سیما اصرار دارند همیشه اقلیت رو اکثریت و اکثریت رو اقلیت نشون بدن چیست ؟ این کارها نه نفعی برای رهبری داره نه مردم .

 مردم ( البته مردم واقعی ! همون ها که سالهاست تو کوچه و خیابون و صف ها و مترو و اتوبوس و تاکسی درد و دل هاشون رو می شنویم و می بینیم و می دونیم چه نظری راجع به برخی ها دارند نه به اصطلاح مردمی که حاکمیت و صدا و سیما مد نظر دارند القا کنند اینها مردم هستند و همه کارهای ما رو تایید می کنند و حتی اگر روز قدس هم برای فلسطین به خیابان ها بیایند یا برای تشییع شهدا حاضر شوند به حساب تایید خودشان می گذارند و انواع و اقسام سوء استفاده های سیاسی و تبلیغاتی رو از حضورشون می کنند ) خودشون می دونند چه خبره و الحمدالله هم در بطن جامعه واقعی هستند و هم از آخرین اخبار روز به طرق مختلف با خبر و اگر قرار بود تحت تاثیر تبلیغات یک سویه صدا و سیما قرار بگیرند امروز روحانی رئیس جمهور نبود چون دو حامی اصلی ایشان که رسماً هم حمایت کردند ( آقای هاشمی و آقای خاتمی ) 4 سال زیر شدیدترین و کثیف ترین بمباران تبلیغاتی از جانب رسانه به اصطلاح ملی بودند ولی مردم اعتنایی نکردند و کار خودشون رو انجام دادند .

جالب اینجا بود که هنگام بررسی صلاحیت آقای هاشمی در شورای نگهبان در انتخابات 92 وزیر اطلاعات احمدی نژاد دوان دوان به شورای نگهبان می ره و می گه چه نشسته اید که فلانی تا الان 70 درصد رای داره ! اگه تایید بشه هرچه تو این سالها گفتیم و ریسیدیم پنبه می شه !( نقل به مضمون ) اما خواست خدا این بود که و مکرو و مکرالله والله خیرالماکرین .

 عزت و ذلت دست خداست نه با ممنوع الخبر کردن و ممنوع التصویر کردن و حصر کسی ذلیل می شه نه با هیاهوی تبلیغاتی و بزرگنمایی کسی عزیز .

این از مردم ! اینکه عده ای رو با یک تفکر خاص سیاسی اونم اقلیت گلچین کنیم و بیاریم به دیدار رهبری برای ایشان هم خوب نیست ... اول اینکه به رهبری ظلم کردیم و ممکنه این شائبه حتی برای رهبری هم بوجود بیاد که همه دانشجویان مملکت این تیپی و دارای این شخصیت و این دیدگاه هستند و در نتیجه اطلاعات ورودی غلط باعث استنتاج غلطی هم بشه و به نظرم بدترین کاری که در حق شخص اول مملکت می شه کرد همینه .

دوم اینکه حتی ممکنه بالعکس هم شائبه ای بوجود بیاد مبنی براینکه خود رهبری ترجیح می ده دیدارهای عمومی اش با همین قشر و تفکر و جریان سیاسی باشه اعم از معلم و دانشجو و کارگر و غیره .

متاسفانه در کلوزآپ ها و اکستریم کلوزآپهایی هم که صدا و سیما در این دیدارها از افراد حاضر می گیره ( نمای نزدیک و بسته ) شاهدیم اینها با اون دانشجوها ، کارگرها ، معلم ها و .... که ما دیدیم و می بینیم متفاوت هستند و اکثر حاضران از یک تفکر خاص مربوط به اون قشر می باشند نه همه سلایق و این با روح تفکرات و بیانات رهبری در ارتباط با وحدت ملی تعارض جدی داره .

 نمی شه صحبت از وحدت کرد ( اونم در سطح ملی ) ولی در عمل فقط با یک تفکر خاص کار کرد و دیدار کرد ، اگر واقعاً خود رهبری هم خیلی در جریان گزینش و انتخاب افراد برای این قبیل دیدارها نباشند و این کارها توسط عده ای خاص و سلیقه ای انجام بشه که دیگه ظلم عظمی به رهبریست.

ببینید این گروهی که تحت عنوان " دانشجو " به دیدار رهبری آوردند دیگه چقدر تندرو هستند که به سرلشگر بسیجی فیروزآبادی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح که بیست و چندساله منصوب رهبری هستش و ازجاش تکون نخورده و بشدت مورد اعتماد رهبریست بخاطر حمایت از دولت انتقاد کردند !! یا واقعاً چه کسی در این مملکت از تعطیلی مبارزه با استکبار بعد توافق هسته ای سخن گفته که این توهم برای این خوارج مسلکان پیش اومده ؟!!

همین کارها باعث می شه اکثریت معترض جامعه که همه مون می دونیم چندین برابر این اقلیتی هستند که به لطف صدا و سیما دیده می شن مثل آتش زیر خاکستر پنهان بمانند و دیده نشوند و با کوچکترین تحریکی شعله ور بشن و بعد که کار از کارگذشت  ازش به عنوان فتنه تعبیر بشه .

اگر بخواهیم از اونچه که فتنه و آشوب می دونیم جلوگیری بشه باید اکثریت معترض رو انکار نکنیم و جدی بگیریم ، واقع بین باشیم و دل به راهپیمایی های فرمایشی خوش نداریم و اجازه بدیم صدای اکثریت معترضی که مثل آتش زیر خاکستر در جامعه هستند و هر لحظه احتمال شعله ور شدنشون هست از طرق قانونی و رسمی مثل صدا و سیما یا همین دیدارهای عمومی رهبری و تجمعات قانونی شنیده بشه و تخلیه بشه ... اینکه به اصطلاح دورهمی بخواهیم عمل کنیم و فقط اونچه که خودمون دوست داریم ببینیم و بشنویم حتماً باعث اشتباه محاسباتی ما خواهد شد... خدا عاقبت همه مون رو ختم بخیر کنه .

××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

 

 

حضرت یوسف ( ع ) بعد از تعبیر خواب عزیز مصر و مشخص شدن لزوم وجود یک مدیریت قوی اجرایی و اقتصادی برای اداره 7 سال فراوانی و 7 سال خشکسالی به عزیز مصر گفتند : " اجعلنى على خزائن الأرض إنى حفیظ علیم " این یعنی خداوند متعال در قرآن و پیامبرش برای کسی که در صدر امور اجرایی یک کشور قرار می گیرد دو خصیصه را لازم می شمارد " حفیظ " و " علیم " .

حال اگر عزیزانی که خودشان را ارزشی و متدین و انقلابی می دونند به مدیریت کشور در سال 84 تا 92 نگاه کنند و مروری داشته باشند بازهم متوجه نخواهند شد که کسی که در راس امور اجرایی کشور گماردند دارای این دو ویژگی نبود ؟!

آیا کسی که در روز که چه عرض کنم دقایق آخر ! حضور در منصب ریاست جمهوری 16 میلیارد تومان از بیت المال برای دانشگاه خود ساخته غیر قانونی اش برمی دارد حفیظ است ؟ آیا کسی که به اندازه 30 سال آینده بودجه عمرانی کشور ، تعهد روی دست دولت بعد و دولت های بعد قرار می دهد علیم است ؟

آیا کسی که هزاران میلیارد از بیت المال را براحتی در اختیار کسانی قرار می دهد تا با آن تحریم ها را دور بزنند و آنها هم براحتی از این اموال استفاده شخصی و سرمایه گذاری های متعدد می نمایند و بعد 5/1 سال بازداشت هنوز هم پاسخ درستی مبنی بر چگونگی استفاده از اموال نمی دهند آیا حفیظ است ؟

آیا کسی که یکی از مهمترین طرح های اقتصادی کشور مثل هدفمندی یارانه ها را که آخرین مرحله از طرح جامع تحول اقتصادی است اول از همه و بدون هرگونه درایت و پیش زمینه مناسبی انجام می دهد که ثمره ای جز افزایش فشار بیشتر بر گرده طبقه متوسط به پایین ندارد علیم است ؟ بگم ؟ بگم ؟ بازم بگم ؟!!!!!!!

به امید روزی که متدینین جامعه ما متدین متعقل و متفکر باشند نه متوهم و براساس شعار زیبا و دهن پرکن و ارزشی یا ظاهر کسی مسئولیت های مهم را به او واگذار نکنند .

 ×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

 

جاداره از همین جا یک خسته نباشید جانانه به جناب آقای دکتر ظریف و تیم مذاکره کننده هسته ای عرض کنم ، قسمت این بود راهی که مهرماه 82 با آقایان دکتر روحانی ، ظریف و صالحی شروع شد در نهایت بعد از نزدیک به 12 سال با همین ها هم به نقطه پایان برسه .

هر آن چیزی که مربوط به رهبری ، دولت ، تیم مذاکره کننده و مردم ایران بود انجام شد و انعطاف های لازمه و نرمش قهرمانانه  هم در حد ضرورت داده شد ... امروز توپ در زمین غربی هاست ، مسئولیت هرگونه بدعهدی و پیمان شکنی با آنهاست چون جمهوری اسلامی ایران براساس " یا أیها الذین امنوا أوفوا بالعقود " تا آخر بر سر عهد و پیمانی که بسته خواهد بود کما اینکه همیشه همین طور بوده ، امیدوارم از این حسن نیت جمهوری اسلامی توسط غرب سوء استفاده نشه و این شروعی باشه برای همکاری ها و روابط در موضوعات دیگر در آینده ، غربی ها تا الان باید فهمیده باشند که با ایران و ایرانی نمی توانند با زبان زور و تهدید و تحقیر صحبت کنند ، 8 سال با نصف دنیا ( و نه عراق ) جنگیدیم و یک وجب از خاکمان را ندادیم .

البته همزمان با صهیونیست ها و جمهوری خواهان که انتخابات آبان سال آینده ریاست جمهوری رو در خطر می بینند اتاق فکر تخریب دولت یا دلواپسان یا همون خوارج 2015 ! در داخل هم فعال خواهد شد و محدودیت هایی رو که نظام برای سالهای آینده قبول کرده پررنگ خواهند کرد و چون جرات یا نفعی در انتقاد مستقیم به رهبری ندارند با آتش توپخانه سنگین رسانه ای و از جمله صدا و سیما که درش نفوذ دارند دولت از جمله روحانی و ظریف را خواهند کوبید چون از این طرف هم دلواپسان انتخابات های آینده ایران رو از دست رفته خواهند دید ! البته نباید نگران باشند چون دوپینگ همیشگی یعنی شورای نگهبان را دارند !  

در شرایط فعلی این توافق بهترین و عاقلانه ترین کاری بود که می شد انجام بشه و همین هم شد ، در دو سال گذشته دولت جدید با تیمی خبره بجای لفاظی و تبدیل محل مذاکره به کلاس اخلاق و فلسفه و تاریخ سعی در حل مسئله از طرق مرسوم دیپلماتیک نمود و شکر خدا موفق هم شد . فراموش نکنید در این کشور بدون اجازه شخص اول مملکت حتی یک برگ هم از درخت نمی افته چه برسه به توافق هسته ای !! همان طور که در مهر82 و توافق سعد آباد که آقایان آن را ننگین خواندند تعلیق داوطلبانه و عدم تزریق گاز UF6 به سانتریفیوژها با تایید مستقیم رهبری انجام شد ( کتاب امنیت ملی و دیپلماسی هسته ای – دکتر حسن روحانی – چاپ سوم – فصل 4 – صفحه 178 )  و مطمئن باشید در این توافق هم کسی امکان نداره – یا بهتر بگیم جرات نداره -  بدون تایید رهبری برای کشور تعهدی ایجاد کنه و حتی برخی از اعضای تیم مذاکره کننده مثل آقای عراقچی بیشتر به دکتر ولایتی و رهبری نزدیک هستند تا اصلاح طلبان .

اینکه این توافق در نهایت چه سرنوشتی خواهد شد و چطور پیش خواهد رفت و تا کی طرف مقابل بر سر عهد و پیمانش خواهد بود رو باید منتظر بود و در گذر زمان دید اما اون چه که مشخصه اینه که توپ در زمین 1+5 است و مسئولیت هرگونه عهدشکنی و بدعهدی با اونهاست ، چه بخواهند و چه نخواهند یک ایران هسته ای رو باید بپذیرند .  

 

Responsibility for violations of the treaty with the 5 + 1 is particularly USA

 

West must accept a nuclear Iran