چرا سالگرد ؟
ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ آذر ۱۳٩٤ : توسط : مجید

به نام خدا

 

چهارشنبه دوم دی ماه می شه نهمین سالگرد درگذشت بابا .. روزی تلخ و روزهای تلخ تر بعدش که تا آخر عمرم از یاد نمی ره و قبلا راجع به اون روز نوشتم و پارسال هم که بازنشر دادم ... از امسال تصمیم گرفتیم مراسم رو در تالار برگزار کنیم تا نسبت به خونه رسمیت بیشتری داشته باشه و از حالت یک مهمونی دربیاد ، ان شالله جمعه آینده میزبان فک و فامیل خواهیم بود .

عزاداری در اسلام طبق اونچه که در وسائل الشیعه از امام صادق ( ع ) اومده سه روزه و تمام مراسم هایی که برگزار می شه اعم از ختم ، شب هفت ، چهلم و سالگرد صرفاً جهت " یادبود و گرامیداشت " هستش و بس ... حالا می خواد سالگرد بابای من باشه یا یک رهبر عالیرتبه یا یک هنرمند یا ورزشکار یا شهید .

گرچه همین کار هم در نوع خودش ارزشمنده و حتما هم "ً ثواب " داره و به " صواب " هم هست اما هدف اول و آخر " یادبود " هستش و بس ... پس برای همین دو حالت بیشتر نداره : یا برگزار می شه یا نمی شه !

 حالت سومی مثل اینکه پول برگزاری رو به موسسات خیریه یا از این ادا و اطوارها داده بشه نداره و من مطلقاً چنین اعتقادی ندارم و ضمن احترام به کسانی که این کار رو می کنند معتقدم اونهایی که اعلام می کنند " هزینه های برگزاری صرف امورخیریه می شود " در حقیقت با زبون بی زبونی دارند به همه می گن که حوصله هیچ کسی رو ندارند و آماده میزبانی نیستند ولی حرفشون رو با ظاهر عوام پسند می زنند !! کاری که خود من تو چهلم بابام کردم !

حالا ما که در طول سال " کار خیر " به همون معنای عوام پسندانه زیاد می کنیم ، چه کارهایی که دیده می شوند چه کارهایی که کسی ازشون خبری نداره و اصلاً منزل ما الان تبدیل به پایگاهی برای این قبیل کارها شده اما بعید می دونم خیلی از کسانی که اعلام می کنند هزینه برگزاری مراسم یادبود عزیزانشون رو " صرف امورخیریه " می کنند در شرایط عادی دوزار ازشون سمت کسی بره ! آیا این قبیل افراد حاضر می شن یکسال برای خودشون و خانواده شون لباس نو ، وسایل جدید برای خونه ، طلا برای خانم نخرند و هزینه های رستوران و مسافرت و این چیزها رو همه و همه بقول خودشون " صرف امور خیریه "  کنند ؟ فقط شعار ! شعار ! شعار !!

البته این یادبودها و سالگردها هم می تونه درجات مختلفی داشته باشه ، برای برخی ها مثل رهبر فقید انقلاب میلیون ها تومان صرف برگزاری این مراسم می شه ، برای ورزشکاران و هنرمندان و شهدای معروف مراسم های باشکوهی برگزار می شه ، یکی مثل ما برای باباش سالی یکبار همه رو دور هم تو خونه یا رستوران جمع می کنه و کسانی هم هستند که با خرید یک جعبه خرما یا شکلات یادی از عزیزشون می کنند که به نظر من همه اینها در مقابل هیچ کاری نکردن و سکوت مطلق ارزشمند هستند و آخری هم از همه ارزشمند تر .

شاید ما هم یک روزی به این جمع بندی برسیم که نه به دلیل مسائل مالی بلکه " غیر مالی "  مراسمی برگزار نکنیم ولی حتماً در چنین روزی هم ان شالله سکوت مطلق نخواهیم داشت و با روشهای دیگری حتی مثل استفاده از فضای مجازی که امروز هم نه در سالگرد بابام بلکه در همه سالگردها اعم از تولد و وفات و ... این کار رو انجام می دیم ، یادی در سالگردها خواهیم کرد و اجازه نخواهیم داد همه چیز به فراموشی سپرده بشه .

یکی از دلایلی که من به سالگردها معتقدم برای اینه که در هنگام مثلاً وفات و درگذشت کسی فضای احساسی کاذب بدی حکمفرما می شه و همه بدجور احساساتی می شن و به قول ریاضی دانان یه شیب صعودی اتفاق می افته و بلافاصله بعدش یه شیب نزولی !! ترجیح من آهسته و پیوسته رفتن است .

من از اون احساسات کاذب و بالا پایین پریدن ها و بال بال زدن ها متنفرم و معتقدم کسی که تو اون روزها اینچنین عمل می کنه و تا این حد تحت تاثیر قرار گرفته چرا  پنج سال ، ده سال ،  بیست سال بعد دوباره تو همون اون روزها نتونه دوساعت بیاد مراسم همون طرف ؟

از چنین کسانی توقع بیشتره چون اون مرحوم ، همون مرحومه و اون بازماندگان هم همون بازماندگان ! این سالگردها تمرین ، آموزش، یادآوری و تجدیدعهد و میثاقی می تونه برای کسانی باشه که تو روزهای بعد از مرگ کسی زیادی َجو می دن و فضا رو احساسی می کنند تا جایی که بعضاً افراط می شه و ضد اون چیزی که  طرف می خواد هم عمل می شه .

 بعد از مرگ پدرم ، عده ای معدود اون قدر فضا رو احساسی و شلوغ پلوغ کردند و حتی ما رو که صاحب عزای اصلی بودیم  و تو حال خودمون بودیم دور زدند و زحمت گرفتن اجازه برای بعضی کارها رو هم به خودشون ندادند که من تصمیم گرفتم قید گرفتن مراسم چهلم رو بزنم و به قول همون دوستانمون  " صرف امور خیریه " کنم یا ساده تر بگم : از سر ، بازکنم !!

حالا حس ترحم و دلسوزی و مداخله های بیجا که گاهی همون روزها از جانب بعضی ها جسته و گریخته شنیده می شد هم بماند ! چیزهای دیگری هم مثل دیدن کسانی که شاید هر 60 روز یکبار زحمت یک تلفن و احوالپرسی هم به خودشون نمی دادند اما روزهای بعد از مرگ پدرم بقدری احساسی شده بودند که با دیگران می اومدند ماشین رو دوتا چهارراه اون ورتر پارک می کردند با موقع و بی موقع در تمام مراسم ها و غیر مراسم ها حضور فعال داشتند هم بماند !! اون اومدن ها حالاست که ارزشمنده ! 

  امیدوارم در طول این 9 سال اون عزیزان هم فهمیده باشند که پیش بینی ها و نظراتشون درست نبوده و خم نشدیم و هنوز هم که هنوزه اون قدر استوار هستیم که بتونیم برای یادبودپدرمون بعد از 9 سال مراسم بگیریم ، کاری که خیلی ها همون سال اولش رو هم نمی تونند یا نمی خواهند بگیرند ! در طول 9 سال گذشته ، سالی نبوده که ما مراسم یا یادبودی نداشته باشیم و ان شالله حداقل تا یکی دو سال دیگه هم ادامه پیدا خواهد کرد ... بعدش هم اگر شد ، رویه گذشته رو ادامه می دیم و اگر هم بنا بر " مسائل غیر مالی "  نشد حتماً در دوم دی ماه یا روزهای بعد از اون در سکوت و بی خبری نخواهیم بود و از طرق مختلف " یادبود " رو خواهیم کرد .

مهم اینه که برخلاف تلاش و تصور و تفکر برخی ها که روزهای بعد از مرگ کسی داغ و احساسی می شن و بعدش همه چیز براشون تموم می شه و فروکش می کنه ، ارزش و منزلت پدرم یا اصلاً هر انسان دیگری رو محدود در هفت روز و چهل روز نکنیم و با این قبیل تفکرات خطرناک و فرهنگ های خرافی و نادرست مقابله کنیم و همون رویه ای رو که روزهای بعد از مرگ کسی داریم یک سال بعد ، پنج سال بعد ، ده سال بعد و سی سال بعد هم با اندکی شدت و ضعف حفظ کنیم ولو با یک تلفن یا پیامک یا پیام در شبکه های مجازی یا پخش کردن یک جعبه خرما یا یک ظرف غذا یا یک کیک ... روشش رو هر کس خودش بهتر می دونه .  

بله ! هدف از برگزاری تمام این مراسم ها بخصوص سالگردها " یادبود " است و بس ! وگرنه اگر هدف "ثواب صرف "  به همون معنایی که برخی در سر دارند باشد نه نیازی به یک ریال خرج است و نه آمدن کسی ! روشهایی هست که بشه بدون این کارها و خرج ها هم خیرات به اون مرحوم رسوند !  ضمن اینکه هر کاری در جای خود نیکوست و قرار نیست همه در نقش کمیته امداد و بهزیستی باشند ... هر کس وظیفه ای دارد که بجای خود انجام می دهد و باید هم انجام دهد اما در جای خود !