تموم شد .... معاف شدم
ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٦ : توسط : مجید

به نام خدا  

پنجشنبه نهم اسفند ماه 1386 

  اللهُمَ صَلِ عَلی الحُسَین الشَهید ِبکَربَلا 

  تموم شد .......... معاف شدم  ،   شنبه یه سر رفتم  میدون سپاه نظام وظیفه ببینم نامه و نتیجه  معاینات چشمم از بیمارستان  ناجا  اومده یا نه چون گفته بودند دست خودت نمی دیم  ، حدود یه ماه دیگه برو نظام وظیفه ، تو نظام وظیفه شماره شناسنامه و تاریخ تولدم رو زدند به کامپیوتر گفتند هفته پیش اومده ، شماره نامه رو از دبیرخونه گرفتم بردم دادم قسمت پزشکی، اونجا برام وقت شورای پزشکی تعیین کردند و پرونده تشکیل دادند.  تو شورا هم نظر دکترهای چشم  بیمارستان ناجا  رو تایید کردند و معاف دائم شدم  و یه پاکت ویژه ارسال کارت معافیت و یه فرم مشخصات و گردش کار  دادن که پر کنم و با اون سه تا فیش بانکی و قبض پستی شرکت  ناجی پاس ویژه کارت معافیت   که قبلا  گفتم  روی هم حدود هفت تومان شد  و عکس و  کپی شناسنامه و این چیزها ببرم تحویل بدم تا  کارت معافیت کامپیوتری  رو صادر کنند  بگذارند تو همون پاکت بفرستند دم در خونه  ، در عرض کمتر از 24 ساعت !!! هم  همه رو آماده کردم و الان تو کیفم آماده ست تا تو اولین فرصت ببرم تحویل بدم و از در نظام وظیفه تو میدون سپاه بیام بیرون  و پشت سرم رو هم  دیگه نگاه نکنم !!  سه شنبه هفتم اسفند ماه 1386 یکی از بزرگترین و به یادماندنی ترین روزهای زندگی من بود، روزی که به یکی از آرزوهای بزرگ زندگی ام و - شاید بزرگترین شون تا اینجا -   رسیدم و حالا  برای سال  جدید  می تونم طبق همون طرح و برنامه قبلی که گفته بودم از آذرماه شروع کردم و تا الان دقیق پیش رفته برنامه ریزی کنم و جلو برم چه ادامه  تحصیل چه کار و البته  چیزهای دیگه !!! تمام اون کارهایی رو هم که گفته بودم بعد معاف شدنم انجام می دم انجام دادم ، دم درنظام وظیفه که رسیدم و موبایلم رو که تحویل گرفتم  ، روشنش کردم و  به خونه که از صبح دل تو دل شون نبود و مثل خودم  تا مرز سکته رفته بودند !!  خبر دادم ، اون متن SMS رو هم که شبیه خط اول مطلب این دفعه ست و شب قبلش نوشته بودم و تو موبایل  ذخیره کرده بودم ! برای دوست و فامیل و آشنا که همه منتظر بودند فرستادم و حتی 40 ثانیه هم با پسرخاله ام تو اوکراین صحبت کردم که اونم منتظر بود ! چون تو خونه اوضاع عادی نبود و همه داشتند گریه می کردند و نمازم هم دیر شده بود وناهار هم نخورده بودم  زیاد اونجا نموندم و برخلاف تاکید مامان که می گفت دربست بگیر بیا !! و می ترسید من از ذوقم تصادف کنم ! نتونستم ناپرهیزی کنم ! و   پیاده میدون سپاه رو اومدم پایین تا اولین مترو رو که حدود 20 دقیقه ای با اونجا فاصله داشت سوار شم  و سر خیابونمون پیاده شم ، بعدش رفتم شیرینی فروشی محل دوکیلو شیرینی ناپلئونی تازه که خانواده سفارش داده بودند  خریدم و رفتم خونه و نماز شکر و  ...............  .  ناگفته نمونه از همون لحظه که موبایلم روشن شد تا شب همه داشتند SMS می زدند یا زنگ می زدند تبریک می گفتند و شیرینی و  مهمونی و این چیزها می خواستند و البته تاکید رو یه  چیزی که دیگه وقتشه  ! یکی از دخترعمه هام هم عصری یه دسته گل قشنگ آورد  ،   خلاصه با لطف خدا و دعای خیر همه ،  یکی از بزرگترین دغدغه ها و مشکلات زندگی ام که بخصوص شش سال و نیم بود بابتش خیلی اذیت می شدم و تو مطلب دو سه هفته قبل هم  بهش اشاره کردم تموم شد رفت پی کارش ،  حتما قبول دارین که دوسال از زندگی جلو افتادم .  تو این چند روزه خیلی اذیت شدم و استرس های خیلی شدیدی بهم وارد شد جوری که همین الان هم همچنان  بدنم رو تحت یه فشاری حس می کنم که فکر کنم به تدریج برطرف بشه ، اوج فشار هم زمانی بود که منتظر نشسته بودم تا صدام کنند برم تو اتاق شورا و تا اون لحظه مرتب ذکر می گفتم و دعا می خوندم و ائمه رو صدا می زدم که خداروشکر اجابتم کردند ، خدایا صمیمانه ازت ممنونم که من رو به آرزوم رسوندی و دلم رو شاد کردی  . 

 الحَمدُالله الذی عَلی ما هَدانا ، ولَهُ شُکرُ عَلی ما اَولانا ، الحَمدالله الَذی عَرَفَنی نفسه         

  نکته بهداشتی پزشکی :   

 این روزها  رنگ کردن و مش کردن موها تو بین خانم ها طرفداران زیادی داره و از این بابت ها سرآرایشگرها خیلی شلوغه ! فقط خواستم یه تذکر بدم که این  کارها اثرات خوبی ندارن و می تونند عوارض و بیماری هایی ایجاد کنند  .  بهتره حداقل به شکل مرتب خانم های محترمه از این کارها نکنند ، واقعا حیف همون رنگ موی طبیعی آدم نیست  که بخواد با این سوسول بازی ها به بدن خودش ضربه بزنه ؟!! من هرچی فکر می کنم به نتیجه ای نمی رسم کجای این کار بخصوص مش کردن جذابیت داره !! هیچ می دونین یکی از عوامل خطر ( ریسک فاکتورهای ) سرطان مثانه همین چیزهاست ؟ یا مثلا تو بوجود اومدن آنسفالیت مغزی ( التهاب قشر مغز ) هم این چیزها می تونند دخیل باشن ؟ یا اثرات مخربی که روی خود  پوست و موی سر دارند ؟    

 نکته تغذیه ای :    

موز یه  میوه خیلی خوب برای برطرف کردن گرسنگی و اشتهاست ، پتاسیم خیلی خوبی داره و به همین خاطر برای فشارخونی ها خیلی مفیده ولی اونهایی که داروهای نگهدارنده پتاسیم مصرف می کنند ( مثل تریامترن اِچ ، هیدروکلرتیازید ، اسپیرونولاکتون  ) باید تو خوردنش  افراط نکنند، برای خانم های باردار ، شیرده ، کسانی که بیمار بودند و ضعیف شدند ، سالخورده ها و بچه ها (اگه با پشت قاشق له بشه ) خیلی خوراکی مفیدیه ، به علت سروتونینی که داره برای آرامش اعصاب خیلی خوبه ، مرض قندی ها هم می تونند با نظارت پزشک از این میوه استفاده کنند ولی اونها هم نباید افراط کنند .  پوست موز یه ماده ای به اسم هیدروکسی تریپتامین داره که می تونه باعث مسمومیت بشه و برای همین هم  خورده نمی شه . به طور کلی در روز یک عدد موز متوسط برای بدن کافیه .    

  نکته دارویی :   

تو داروخانه قرصهای مکیدنی گیاهی به اسم لیکوفار وجود داره که به عنوان درمان کمکی تو گلودردهای ناشی از سرماخوردگی و برای برطرف کردن سایر عوارض سرماخوردگی معمولا تا سه بار در روز تجویز می شه ، این قرص از شیرین بیان ، اکالیپتوس ، فلفل قرمز و منتول تشکیل شده که توشون مواد ضد التهابی وجود داره ، باید در مورد این قرص به چند تا نکته توجه داشت : اول اینکه شیرین بیان  ممکنه پتاسیم بدن رو از  طریق ادرار  هدر بده و آب رو  تو عروق نگه داره که برای بیماران قلبی عروقی و فشار خونی خطرناکه ، همین طور تو این قرص موادی هستند که با کورتون ها و داروهای هورمونی زنونه تداخل می دن و ممکنه مخاط گلو هم زیادی تحریک بشه، دیابتی ها و خانم های باردار و شیرده هم نباید از این قرص مکیدنی استفاده کنند ، استفاده از این قرص هم هیچ دلیلی مبنی براین نیست که اگه کسی گلودرد چرکی داشت ( فارنژیت استرپتوکوکی ) آنتی بیوتیک رو بذاره کنار و این قرص رو بمکه به هوای اینکه کافیه !!!   

    پاسخ به پرسشهای شما :  

دوست عزیز بی نام ، اگه شوهرتون همچنان به اون رابطه به اون شکل اصرار داره شما حتی  می تونین ازش شکایت کنین ، حدیث مربوطه رو الان خاطرم نیست کجا خوندم امااز پیامبر ( ص )  بود که این کار رو مثل ... حیوانات شمرده و نهی کرده بود ، اگه امکان داره به من یه ایمیل بزنید تا ایمیلتون رو داشته باشم  و بیشتر تو این زمینه صحبت کنیم چون متاسفانه تو اینجا محدودیت هایی وجود داره ، ایمیل من بالا سمت چپ صفحه قرار داره . 

 مرجان خانم عزیز ، نه سانستول ضرر خاصی نداره ولی سعی کنین ویتامین ها و مواد معدنی لازم رو از راه تغذیه مناسب و طبیعی  به بدنتون برسونید ولی اگه کم خون هستین شربت فروگلوبین یا قرص فرفولیک  ( قرص آهن یا فروس سولفات + اسید فولیک )  براتون مناسب تره که قبلا راجع بهشون توضیح دادم و از کنار صفحه کلمات کلیدی می تونی بگردی پیدا کنی . 

     درمانگاه : 

 یه آقای 50 ساله ای به درمانگاه  چشم مراجعه کرده  می گه  دکترعمومی براش آزمایش نوشته بوده و تو آزمایشش قند ناشتاش یا همون FBS حدود 220 میلی گرم در دسی لیتر بوده و دکتر عمومی ( یا داخلی یا غددش ) علاوه بر تجویز داروهای مورد نیاز و توصیه های لازم بهش گفته برو یه معاینه چشم هم بشو ، تو درمانگاه چشم که معاینه اش می کنند دید هردوتا چشمش خوبه ، معاینه چشم  با چراغ ها و افتالموسکوپ طبیعیه و اون red reflex یا واکنش قرمز ته چشمش هم نرماله ، با توجه به وضعیت قندش چه توصیه ای می شه بهش کرد ؟    

 

یکی از عوارض شایع دیابت یا مرض قند اینه که می تونه عروق چشم رو درگیر کنه و با اختلال تو خون رسانی به چشم باعث رتینوپاتی دیابتی ( یعنی شبکیه چشم دچار آسیب می شه ) و حتی در نهایت کوری بشه . مدت ابتلا به دیابت هم خیلی بیشتر موثره تا شدت بیماری ، حدود یک چهارم موارد کوری تو کشورهای غربی الان به همین علته و احتمال ابتلا دیابتی ها به غیر دیابتی به چنین عوارض چشمی 25 برابر بیشتره ، بعضی وقتها هم از مشکلات چشمی مثل آب مروارید ( کاتاراکت ) ، همین رتینوپاتی ، تغییر ناگهانی دید چشم و امثال اینها در حالی که بیمار خودش  متوجه نیست و آزمایشی  هم تا الان  نداده می شه به  دیابت رسید ولی بعضی وقتها ممکنه آزمایش خون  و ادرار طرف هم نرمال باشه .  معمولا زمانی که قند ناشتای خون یا FBS به حدود 180 میلی گرم در دسی لیتر برسه قند تو ادرار مثبت گزارش می شه ( گلیکوزوری )، بعضی ها هم عنوان کردند تو رتینوپاتی دیابتی ممکنه یه استعداد ژنتیکی هم دخیل باشه یعنی هر دیابتی چشمش دچار این  عوارض نخواهد شد و فقط اونهایی که از نظر ژنتیکی مستعدترند براشون مشکل بوجود می آد که اگه هم درست باشه در مقایسه با مدت ابتلا و کنترل مرتب قندخون زیاد اهمیت نداره ، بهترین و موثرترین راه هم برای اینکه این عارضه چشمی تو دیابت اتفاق نیافته فقط پیشگیری هستش و بس ! معاینه مرتب و کامل چشم ، کنترل مرتب و منظم قند خون ، گوش کردن به توصیه های پزشک ، استفاده منظم  از داروهای تجویزی و فعالیت بدنی در حد معمولی که پزشک اجازه بده نه افراطی از جمله راههای پیشگیری این عارضه هستند ، استفاده از آسپرین و بقیه داروهای ضد انعقادی هم دردست مطالعه ست ولی فعلا توصیه نمی شه . باید به این عزیز دلی که کیس این هفته ماست و تمام عزیزان دیابتی توصیه کرد  بطور معمول هر شش ماه یک بار  جهت انجام معاینه چشم پزشکی مراجعه کنند و این قضیه رو ابدا شوخی نگیرن .

   فراموش مکن شکست نشانه عدم موفقیت نیست بلکه مقدمه پیروزی است ( حضرت علی علیه السلام )