خانه دوست کجاست ؟!!!!!
ساعت ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸٧ : توسط : مجید

به نام خدا  

 پنجشنبه 15 فروردین ماه 1387 

  بابا مگه شماها تا حالا ویژه نامه نوروزی ندیدین که این قدر تیکه بار ما کردین ؟!!! خب این یه چیز عادیه که ویژه نامه نوروزی نسبت به مطالب روتین متفاوت تر   باشه و حجمش هم البته  بیشتر  باشه .  تازه من مطالب ویژه نامه نوروزی رو در عرض چند ساعت هم ننوشتم که !! از اواخر دی ماه شروع کردم و حدود یه هفته مونده به  بیست و سوم اسفند تموم شد و تو  باقی زمان هم که  مطالب جمع و جور شد و اون چیزی شد که دیدین ، قرار هم  بود سه هفته آپدیت جدیدی نداشته باشم و لازم بود یه مطلبی گذاشته بشه که بتونه خلاء آپدیت نکردن این سه هفته رو هم  پُر کنه . کلا  مطالب طولانی رو  که  اینجا می بینید    قبلا و به مرور نوشته شدند  . در ارتباط با اینکه چرا من مسائل جزئی و شخصی رو اینجا اونم  بشکل احمقانه ای  البته شاید به نظر بعضی ها   !!که فکر می کنند با یه دانشگاه رفتن و بقول خودشون مُدرن شدن ! دیگه عقل کل شدند  و می تونند راجع به هر چیزی اظهار نظر کنند  عنوان می کنم هم قبلا گفتم بازم می گم که فعلا ضرورت و البته مصلحت  ایجاب می کنه اونها این شکلی  نوشته بشن و اینجا منتشر بشن  والا من اون قدرها هم  بی سیاست نیستم .  اتفاقا شدیدا به سیاست اونم  از نوع انگلیسیش معتقدم !! خیلی ها  از فامیل گرفته تا بقیه که آدرس اینجا رو هم دارند یا حتی ندارند خیلی  دوست دارند سر از کار من در بیارن اما مطمئن  باشید و باشند! تا زمانی که خودم نخوام هیچ کس نمی تونه سر از کار من در بیاره و  بفهمه من دارم چی کار می کنم . بابا شماها که تو کله من یا پیش من  نیستین  که ببینین چی به چیه ! هرکسی برای خودش سیاست ها ، تفکرات و برنامه هایی داره که کَس دیگه ای نمی تونه درکشون کنه ، پس چه فامیل و آشناهای محترم چه باقی دوستان زیاد  ذوق زده نباشند ! اون چیزهایی رو که بخاطر سر در آوردن ازشون اینجا رو می خونند رو حالا حالا نمی نویسم!!!!!!  به فامیل ها توصیه می کنم سعی نکنید  سر از کارهای من دربیارین چون بعداً بدجوری ضایع می شین !!!!    

عید و کلا  فروردین ماه که می شه این قضیه دختر پیدا کردن برای من به اوج می رسه !!!! الان چند ساله این قضیه دقیقا تو همین روزها ! داره تکرار می شه ! شاید هم جَو عید و سال نو و  عیددیدنی ها فامیل های ما رو می گیره ! البته  آدم خیلی خوشحال می شه که دور و بری هاش این قدر به فکرش هستند و این قدر خودشون رو در قبال آینده و خوشبختی اش ( البته تعریفی که اونها از خوشبختی دارند !!)  مسئول و دلسوز نشون می دن ،  فامیل و دور و بری های  خوب و دلسوز یه  موهبت بزرگه که نصیب هر کسی نمی شه . هر چند بعید می دونم از دخترهای این دوره زمونه با این وضعی که  من دارم می بینم زن زندگی دربیاد  و البته خوشبختی آدم هم  فقط تو  ازدواج کردن و اونم   با هر کسی و به  هر قیمتی هم نیست . گاهی وقتها آدم  با همه فشارها و مشکلات  خاص مجردی که بعضی وقتها خیلی خطری هم می شن !! تک و تنها باشه بهتره و بیشتر احساس راحتی و آرامش  می کنه  تا وارد زندگی بشه که فقط از کارهای طرف مقابل حرص بخوره و همش جنگ اعصاب باشه ، مگه جز اینه که ازدواج رو برای رسیدن به آرامش می خواهیم ؟ 

 جالب اینجاست که   هیچ کدوم از اطرافیان من ( جز مادرم )   از شرایط فعلی  من و چیزهایی که تو سَرَم می گذره و   از شرایطی که در مورد طرف مقابلم دارم خبر هم  ندارند ! فکر می کنند همین که یه دختر خوبی رو دیدند( البته خوب از دید اونها !)  با یه خانواده خوب  دیگه تمومه و باید به شکل سنتی رفت جلو و باقی قضایا !! اگه همه چیز چه این وری چه اون وری  ایده آل بود خب خیلی خوب بود  ولی به شخصه حداقل  در شرایط فعلی ،  خودم  چنین اعتقادی ندارم و دوست دارم اگه هم  واقعا مورد خوبی بود  جور دیگه ای و بدون عجله و  یه جورایی حد وسط   جلو برم .

 من دوتا  شرط اساسی دارم ( بند های 3 و 4 مطلب سیزدهم دی 86  )  که تا از این دو شرط در مورد دختری مطمئن نشم هیچ  اقدامی نمی کنم حالا می خواد اقدام شخصی باشه یا سنتی . البته تو جواب سوال مادرم در مورد این دوشرط  گفتم که برای من گذشته کسی  مهم نیست بلکه بعد از این مهمه ،  به هر حال سال جدید سیاستهای جدید می طلبه ! سیاستهایی که در اثر مشاهدات گذشته و شناخت از خودم  بدست اومده .  کسی که  این دوشرط رو نداشته باشه حتی اگه خانواده خوبی هم  داشته باشه و خودش هم علی الظاهر خوب باشه از دایره تعریف من ( نه بقیه  )  به عنوان یه دختر خوب و نجیب خارجه و حداقل  به درد من یکی نمی خوره و قضیه همون اول منتفیه و اصلا قابل بحث نیست اما رو بقیه موارد مثل کار و ادامه تحصیل و این چیزها می شه صحبت کرد و باید هر کسی رو  جدا و موردی و بسته به جنبه و ظرفیتش سنجید و نمی شه در مورد همه یه حکم کلی صادر کرد و به شخصه نظرم مثبته مگر اینکه خلافش ثابت بشه.    قطعا  داشتن خانواده خوب از جانب طرف مقابل  برای من هم مهمه اما  آرامش اعصاب و روح و روانم خیلی مهمتره !! چه فایده ای داره یه دختر به قول دیگران خوشگل باشه خانواده خوبی هم داشته باشه اما شرایطی رو که اگه داشته باشه  من باهاش راحتم  نداشته باشه ؟!

من به شخصه  زمانی احساس خوشبختی می کنم و البته احساس راحتی و حتی علاقه بیشتر  به  طرف مقابل و احساس آرامش تو زندگی  که از رفتارهای طرف مقابلم رنج  نبرم .  به هر حال من این جوری فکر می کنم و این جوری دوست دارم  و این جوری راحت ترم اما دلیل نمی شه همه مثل من فکر کنند و هرکسی مختاره هرجوری راحت تره زندگی کنه و نوع زندگی آینده اش رو انتخاب کنه    .    من از اونهایی که مثل خودم هستند  خیلی خوشم می آد  ،  به شخصه خیلی رُک هستم و اگه حرفی داشته باشم که باید بزنم حتما تو روی طرف می زنم و اهل حاشیه رفتن و پیچوندن طرف و غیبت و  این چیزها نیستم ،  بعضی ها بخصوص بعضی دخترها که بهشون پیشنهاداتی مثلا تو این زمینه ها می شه کلی برای طرف کلاس می ذارن و معطلش می کنند و هم وقت خودشون رو می گیرن هم وقت طرف رو  تا به خیال خودشون مثلا شان خودشون رو بالا ببرند ! بعضی ها که دیگه شورش رو هم در می آرن ، بابا  دختر خوب اگه حرفی داری و چیزی تو دلته و احساس خاصی در مورد کسی  داری و به نتیجه ای رسیدی اگه می بینی طرف آدمه  تا طرف نپریده  برو صاف و پوست کنده بگو، از بس کلاس گذاشتی دیگه دانشگاه بین المللی باز کردی !! 

  من چون خودم رُکم دوست دارم همه هم با من راحت و رُک باشند و هر حرفی دارند شفاف و روشن بزنند ، مثلا اگه کسی با من مشکل داره دیگه شونصد ساعت حاشیه نره و زور نزنه و صغری کبری نچینه ،  صاف بیاد بزنه تو گوشم ! تو باقی جاها هم همین جوری هستم مثلا کتاب های پزشکی رو که می خونم چندان حال و حوصله اینکه مثلا فلان کرم یا انگل چندسانته و چندتا پا داره و این چیزها رو ندارم و دوست دارم زود تموم شه برم سر اصل مطلب یعنی علائم بالینی و درمان و پیشگیری ! اینجا هم اگه دقت کرده باشین تو مطالب علمی هم  زیاد حاشیه نمی رم و صاف می رم سر اصل مطلب و اون چیزی که مورد نیازمستقیم  شماست .   من نه خودم برای کسی کلاس  گذاشته و می ذارم نه   حال و حوصله کلاس  گذاشتن از جانب  کسی رو دارم ،  کسانی که با من راحت بودند همیشه پیش من احترام بیشتری داشتند و دارند تا بقیه.  سال 80 که وارد دانشگاه شدیم تو کلاس یه دختری بود که خیلی نگاههای خاصی به من می کرد و از گوشه و کنار هم چیزهایی مبنی بر نظرش نسبت به خودم شنیده بودم اما با اینکه اوضاع خیلی مساعد بود و بقولی اون پنجاه درصد باقی  قضیه هم حل بود !  جلو نرفتم چون توقع داشتم در راستای همون مدرنیزیم  معروف ! دخترخانم های فعلی بیاد جلو حرفش رو راحت بزنه اما نمی دونستم که این  ژست مدرنیزم  برای  همه جا نیست و یه جاهایی دوستان  برمی گردند به تیریپ های دهه های بیست و سی  هجری شمسی ! مطمئن باشین اگه جلو هم می رفتم و پیشنهاد می دادم  یه چند ماهی ما رو سر کار می ذاشت و می پیچوند و تاقچه بالا می گذاشت  بعد Ok می داد و منم این جور  اخلاق ها  رو دوست ندارم و حوصله این کارها رو هم ندارم و  الان هم پشیمون نیستم چون با یه همچین آدمی بعدا به مشکل برمی خوردم  

  همیشه با همه راحت بودم چه رفتگر شهرداری چه استاد دانشگاه چه دختر چه پسر و دوست داشتم و دارم همه با من راحت باشند و هر حرفی با من دارند راحت و بدون کلاس گذاشتن و رودربایستی و پیچوندن الکی قضیه و حاشیه رفتن  صاف و روشن  بزنند ولی بعضی ها جور دیگه ای فکر می کنند و صداقت ندارند و فکر می کنند این جوری منزلتشون  بالاتر می ره ولی من برعکس فکر می کنم .   در ارتباط با شرایطم هم  البته نداشتن مشکل سربازی و مسکن خودش خیلی برای یه پسر تو این مملکت با این اوضاع  خوبه و خیال آدم رو از یه بابت هایی راحت می کنه اما خب  من باید خرداد امتحان ارشد بدم و دو سه ماه هم طول می کشه تکلیف ادامه تحصیلم مشخص بشه و اگه اون رو قبول نشم هم شاید امتحان بهمن شرکت کنم و  برای همین یه جورایی تکلیف کارم مشخص نیست و باید با توجه به شرایط برای کار تصمیم بگیرم و اگه قبول بشم یا نشم خب خیلی اوضاع و نوع کار و باقی مسائل  فرق می کنه ! من حتما باید هر جور شده ارشد رو قبل از اینکه رسماوارد زندگی بشم بگیرم یا  حداقل قبول بشم  والا کارم خیلی سخت می شه ، چون نهایت فقط از دادن اجاره خونه سنگین معافم ولی به هر حال وضع مالی ما هم فقط در سطح متوسط تا خوبه و در سطح عالی و اعیانی دیگه  نیست که با خیال راحت فقط بشینم درس بخونم و از خرج زندگی هم معاف باشم . 

  خوشبختانه تو این یه مورد این مدرنیزم !  دخترهای امروزی خیلی کمک حاله !تا جایی که من دیدم  دخترهااین چیزها رو بهتر متوجه می شن تا خانواده هایی که یه جورایی بافت فکری  سنتی دارند و دوست دارند همه چی به سرعت پیش بره و طرف اول کاری perfect باشه !   اگه دختری واقعا به این نتیجه برسه که فلان پسر می تونه براش همسر خوبی باشه قطعا می تونه تا یه جایی که وقتش برسه و اوضاع مساعد بشه و   قضیه خانوادگی بشه  همراهی اش  کنه ، فعلا در حال حاضر سیاست من تو این زمینه اینه و به همه فامیل هم گفتم اگه واقعا مورد خوبی رو پیدا کردین کاری کنین مستقیم با خود من ارتباط برقرار کنه نه اینکه ِزرتی یه دسته گل ورداریم بریم خواستگاری !! این روشها برای من الان جواب نمی ده   و با این وضعی هم که من دارم  ریسکش خیلی بالاست .   ترجیح می دم وضعیت کاریم حتما روشن باشه بعد به همون شکل سنتی اقدام کنم و  تا تکلیف نتیجه  این امتحان خرداد روشن نشه نمی تونم برای کارهم  تصمیم درستی بگیرم و مرتب از جانب خانواده طرف تحت فشار باشم که چی شد چی نشد  ، خوبی وضعیت فعلی  اینه که طبق قانون احتمالات  نسبت به سال  گذشته با این وضعیت احتمال اینکه هر لحظه وضعیتم یه تغییری کنه خیلی زیاده . این تمام چیزی بود که به عقل من می رسید اگه کسی نظر یا پیشنهاد بهتری داره و شرایط من رو هم می دونه حتما بگه و راهنمایی کنه . 

             نکته بهداشتی پزشکی :   

تو اشک و شیره معده یه ماده ای هست به اسم لیزوزیم که یه جور نقش ضدعفونی کنندگی داره ، تو کسانی که از نظر عاطفی  متاثر می شن اما گریه نمی کنند ( مثل بیشتر آقایون ! ) این ماده تو شیره معده زیاد می شه و طرف ممکنه  گاستریت ( ورم معده ) بگیره !! برای همین هم بوده که تو قدیم آقایون می رفتند می نشستند پای منبر و ذکر مصیبت!  پس اگه کسی حس و حال  گریه کردن داره تا جایی که می تونه زار بزنه و جلوی گریه اش رو نگیره ، از نظر روحی روانی هم تخلیه می شه و یه سری واسطه های شیمیایی خطرناک که می تونند سکته ایجاد کنند هم بالا نمی رن !!!!       

    نکته تغذیه ای :

  عرق یا جوشونده کاسنی برای  تصفیه کبد خیلی خوبه ، بخصوص برای کسانی که روزی شونصدتا قرص و کپسول باید بخورن !! و خب اون داروها کجا باید متابولیزه بشن  ؟ ( یعنی روشون  کار صورت بگیره تا بشکل قابل استفاده برای بدن در بیان )  ، تو ماه فروردین ( آزار )  هم توصیه شده که کمتر سیر و پیاز و ترشی مصرف کنید و بیشتر صبح ها ناشتا خاکشیر همراه با آب گرم یا ترنجبین مصرف کنید و شربت انجیر هم برای پاکسازی دستگاه گوارش خیلی خوبه  ، خوردن گوشت و تخم مرغ هم اگه توش افراط نشه و به اندازه خورده بشن هم تو این ماه خوبه ، یادتون باشه هیچ وقت تو یه وعده گوشت و تخم مرغ رو باهم نخورین .    

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                نکته نکته دارویی :  

 یکی از سو ء استفاده هایی که از داروهای کورتونی  بخصوص تو بدنسازی می شه اینه که به قصد افزایش وزن مصرف می شن ، اون افزایش وزنی که این جوری قراره ایجاد بشه صد سال سیاه نشه خیلی بهتره! چون فقط آب و نمک رو حبس می کنند و طرف حسابی عشق می کنه و  جلوی آینه وای  می سته آینه رو خجالت می ده! ولی در دراز مدت ضعف عضلانی ، افزایش فشار خون ، بالا بردن خطر ایجاد  پوکی استخوان ، زخم معده ، حالت تهاجمی و عصبی  پیدا کردن و انواع و اقسام ناراحتی های جور واجور فقط بخشی از تاوانی هستش که اون عزیز  باید پس بده!!!!!                        

    درمانگاه :  

خانم 25 ساله ای به علت تهوع و استفراغ شدید و مکرر که از یک ساعت قبل در وی بروز کرده به اورژانس مراجعه می کند . اظهار می دارد که علائم وی مدت کوتاهی پس از مصرف غذای مانده ایجاد شده است . استفراغ وی ابتدا حاوی مواد غذایی خورده شده بود ولی بعدا حالت زرد رنگ پیدا کرد و در اورژانس بطور  ناگهانی  دچار استفراغ حاوی خون روشن شد ، علت این خونریزی چیست ؟ ( سوال امتحان پره انترنی اسفند 78 )   

  علت خونریزی پارگی مالوری – ویس  هستش ، یه پارگی خطی مخاطی که حوالی محل اتصال معده به مری ایجاد می شه و در اثر شدت اُغ زدن و استفراغ  یا حتی سرفه شدید احتمال وقوعش   می ره و حدود 5 تا 10 درصد خونریزی های حاد دستگاه گوارش فوقانی ( Upper GIB ) رو شامل می شه   ، معمولا این پارگی با شکافتن یه شریانچه زیر مخاطی همراه می شه که  شکافتن  اون شریانچه  همان و خونریزی جهشی و فعال هم همان !!!!!!! اگه خود بخود بند نیومد یا خونریزی شدید بود  سریع بیمار رو آندوسکوپی می کنند و بعد تشخیص قطعی یا با سوزوندن و حرارت ناحیه پارگی یا تزریق مواد ضد انعقاد یا اپی نفرین رقیق شده یا  وازوپرسین  خونریزی رو مهار می کنند ، ممکنه یه لخته هم تو ناحیه ایجاد بشه که نباید کاری به کارش داشت چون بعیده دیگه  دوباره خونریزی اتفاق بیافته ، تو بیماری که خونریزی داره یا داشته بسته به شدت و حجم خونریزی و تصمیم پزشک باقی کارها مثل  اصلاح حجم و تزریق خون و آزمایش و این چیزها هم ممکنه لازم بشه .   

    دانشی که تو را اصلاح نکند گمراهی است . ( امام صادق ع )