خصوصیاتی که دیگران از من می شناسند
ساعت ۳:۳٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ فروردین ۱۳۸٧ : توسط : مجید

به نام خدا 

 پنجشنبه  22 فروردین ماه 1387 

 از خانم دکتر صنم  عزیز که من رو به بازیهای وبلاگی مشاعره و خصوصیاتی که دیگران از من می شناسند دعوت کردند تشکر می کنم  ، در مورد بازی مشاعره باید بگم شرمنده ایشون و بقیه هستم چون در وادی شعر و هنر و ادبیات زیاد  وارد نشدم و جز همون درسهای اجباری مدرسه و دانشگاه مطالعه آنچنانی نداشتم .  ولی در مورد خصوصیاتی که دیگران از من می شناسند بارها مستقیم و  غیر مستقیم  توضیح دادم  . احیانا چون ایشون تازه خواننده مطالب من شدند اونها رو نخوندند ولی بقیه فکر کنم در جریان خیلی مسائل باشند و خیلی از این چیزها براشون تکراری باشه  ، هرچند اگه مطلبی رو لازم و صلاح  بدونم که باید  عنوان بشه حتی اگه هزار مرتبه هم گفته باشم بازم می گم حالا هرکی هرچی می خواد بگه  هم مهم نیست ،  من عادت دارم کار خودم رو بکنم  .   فقط امیدوارم این مطالب  حمل بر خودشیفتگی و خودبزرگ بینی ( گراندیوزیتی ! )  نشه و با اینکه ممکنه   پشت سرم هزار تا حرف و حدیث هم در بیاد ولی با این حال به احترام خواننده عزیز و جدید وبلاگ اطاعت می شه ، پیشاپیش رسماً قسم می خورم عین واقعیت ها  رو بگم   

  1)  بدون شک اهل مطالعه و کتاب خوندن از بچگی تا حالا بارزترین و مشخص ترین و در عین حال  تابلو ترین ! خصوصیتی  از من بوده که همه  در جریانش قرار داشته و دارند .

  2) مذهبی بودن در حد اعتدال ....  

3) ساده پوشیدن  و ساده گشتن از نظر ظاهری ، البته من به تیپم بویژه تناسب لباس ها و شلوار و حتی جوراب هام و اگه بشه کفش هام !  خیلی اهمیت می دم اما کلا تیپم ساده ساده ست .  در ضمن اگه همین الان  یه سرباز دوماه خدمت رو کنار من  بذارن موش از موی من بلندتره!!   

4) آروم بودن از نظر شخصیتی از بچگی تا حالا ، البته آروم بودن به معنی کله شق نبودن نه دپرس بودن یا گوشه گیر بودن.... کلا برعکس بقیه بچه ها تو بچگی شیطنتی نداشتم و از اونهایی نبودم که دیوار راست رو بالا می رن !  

  5) منظم و مقرراتی  بودن در کارها ، بدون شک خوانندگان این وبلاگ هم در جریان کامل این یه خصوصیت قرار دارند !!! 

 6) سعی در ارائه یه شخصیت جنتلمن .... نمی دونم تا چه حد موفق هستم اما دوست دارم مردم من رو به این صفت بشناسند .   

7) مادرم می گه حرف حرف خودته  ، راست هم می گه !  هر کاری رو بخوام و راحتی و منافعم توش باشه  انجام می دم ! و اگه نخوام کاری رو انجام بدم    حتی اگه همه دنیا جمع بشن و بهم فشار بیارن به هیچ عنوان زیر بار نمی رم !  البته شاید چهارتا دختر هم بگن ما هم این جوری هستیم اما پسر با دختر خیلی فرق داره ، اون اخلاق دخترها فقط برای خونه باباشونه و بس ! ازدواج که کنند یا درست می شن یا درستشون می کنند ! چاره ای هم ندارند  والا اصلا نمی تونند با یه مرد زندگی کنند ! البته این خصوصیت من یه تبصره داره ! اگه حرفی یا پیشنهادی بهم بشه که از فکر و عقیده خودم مناسب تر به نظرم بیاد حتما انجامش می دم و رو عقیده خودم پافشاری نمی کنم ولی لحن پیشنهاد دهنده هم خیلی مهمه ! اگه کسی با من خیلی عادی و معمولی و راحت و برابر حرف بزنه -بخصوص خانم ها-  و زیاد عقل کلی و لفظ قلم نباشه سریع نرم می شم ! مثلا دو سال پیش همین موقع ها بود که بهم پیشنهاد شد پیرهن قرمز و صورتی رو هم امتحان کنم و منک که تا اون موقع این جور رنگ ها رو نپوشیده بودم  اولش مردد بودم اما بعدش تصمیم گرفتم این  پیشنهاد رو عملی کنم و  به مرور هم آستین بلند و یقه مردونه خریدم هم آستین کوتاه و خیلی خوشم اومد و الان از این رنگ ها  بخصوص با شلوار کتون روشن خیلی استفاده می کنم . 

 8) محافظه کار و محتاط ،   در حدی که کاری که می کنم و می خوام بکنم احتمال موفقیتش و منافعش بیشتر از ضررش باشه و بعدا پشیمونی به بار نیاره ، مثلا ببینین من با سفر رفتن مخالف نیستم اما برای اینکه یه سفر درست و حسابی برم باید هم امکاناتش فراهم باشه هم بودجه اش و هم وقتش و حاضر نیستم تحت هر شرایطی و به هر قیمتی پاشم شال و کلاه کنم راه بیافتم ! چون می خوام اگه سفر می رم یه چند روز درست و حسابی و با کیفیت برم و حسابی بهم خوش بگذره .    

 9) بدون برنامه ریزی حتی آب هم نمی خورم ، البته برنامه ریزی های من بیشتر ذهنیه تا روی کاغذ .  

 10 (آینده نگر،   خودم معتقدم بیش از اون حدی که لازمه همیشه  برای آینده نگرانم و متاسفانه همیشه بدترین حالتی رو که ممکنه پیش بیاد  رو در نظر می گیرم تااگه واقعا هم پیش اومد زیاد ضربه نخورم! این رو باید ترک کنم !  

   11) تقریبا یه شخصیت نیمه جدی   

  12)  همه می دونند کلا آدم  فنی نیستم ... تو این یه مورد به دایی هام نرفتم !!! 

 13) مهمترین ویژگی ام به نظر خودم و البته حتما دیگران   مسئولیت پذیری و تعهده ،  من حتی در قبال کارها و اشخاصی هم که بهشون تعهدی ندارم هم  احساس مسئولیت می کنم چه برسه به بقیه ! کلا دوست دارم هر کاری از دستم برمی آد برای همه بدون چشمداشت انجام بدم و همه رو در راحتی کامل ببینم و همه هم این رو می دونند ، کلا دوست دارم برای خودم تعهد و مسئولیت ایجاد کنم .   

12) همه می گن  اخلاقم خوبه و خیلی دیر عصبانی می شم و سعی می کنم موقع عصبانیت گذشت کنم و واکنشی نشون ندم بخصوص  جلوی غریبه ها ... نمی گم همیشه همین طور بودم اما کلا اخلاقم خوبه ! تا کسی کاری به کارم نداشته باشه و اذیتم نکنه منم کاری با کسی ندارم .    

13) اقتصادی ! البته اقتصادی بودن به معنی خسیس بودن نیست چون جاش خیلی هم دست بالا خرج می کنم اما  حساب و کتابهام دقیق دقیقه !  فکر جیب خودم و حساب بانکی و پس انداز احتمالی ( که یه چند وقتی هست حسرتش به دلم مونده ! )  و خرج های روتین رو می کنم و برای یک ماه خرج هام رو تنظیم می کنم و خداروشکر تا الان هم هیچ وقت کم نیاوردم . 

 14) می گن آدم ساده ای هستم ولی اون چیزی که مشخصه اینه که از کسانی که با نوشته های یه نفر درموردهمه چیزش قضاوت می کنند و فکر می کنند درست هم قضاوت کردند و خیلی کیف هم می کنند !  ساده تر نیستم . ... الان به لطف دانشگاه آزاد و علمی کاربردی و پیام نور و این چیزها هر ننه قمری یه تیکه مدرک دانشگاهی گرفته دستش اما مهم تر از مدرک دانشگاهی ، قدرت تجزیه و تحلیل و تفسیر یک نفر از مطالب و رویدادهای پیش روشه که متاسفانه خیلی ها فاقد اون هستند .   

۱۵) مادرم که می گهاگه قحطی بشه اولین نفر تو تلف می شی ! ولی  دیگه اون جوری  ها هم نیست ! من زمانی که استرس داشته باشم ناخودآگاه زیاد می خورم و بخصوص نصفه شبها ناخودآگاه از خواب می پرم و احساس گرسنگی می کنم و باقی قضایا !!!! بخاطر همین هم هست که الان یه مقدار تپلی شدم و وزنم هم بالا رفته ولی معمولا با چند روز رعایت همش آب می شه ! معمولا بعد از عیدها وزنم بالامی ره و تپل تر می شم ولی  بعد ماه رمضون ها هم به طرز عجیبی لپهام آب می ره ! یه جورایی بیشتر دست خودمه و می خوام اگه بشه تو سال جدید یه فکری بحال این قضیه بکنم ولی مطمئنم اگه در آینده وارد زندگی بشم بطرز عجیبی لاغر خواهم شد ! اگه می شد وعده ناهار رو حذف می کردم دوتا ثواب می کردم ! هم این فرضیه غلط شام نخوردن رو کم کم از ذهن همه پاک می کردم هم وزن خودم کم می شد ! الان با 173 سانت قد حدود 85 کیلو هستم که خب کاملا مشخصه اضافه دارم اما چاق نیستم .  ولی در مجموع من معتقدم  مرد نباید لاغر و ظریف باشه ! اونهایی که عکس من رو  تو مطلب هیجده مرداد ندیدن بدونند که  اگه غیبت من رو بکنندو  در مورد من همچین فکری بکنند من خیلی ناراحت می شم و راضی نیستم ها ! از الان گفته باشم !   

۱۶) آدم خیلی انعطاف پذیری هستم و تو هر موقعیتی و با هر شخصی که طرف باشم متناسب با شرایط و وضعیت  رفتار می کنم و سریع خودم رو با  شرایط تطابق می دم و زیاد  مقاومت نمی کنم . اگه یه روزی دیدین یکی شبیه من جلوی یه دختر زانو زده یه شاخه گل رز داره می ده و می گه بایه دنیا عشق تقدیم تو باد !!! بدونین خود من هستم و اگه بازم یه روز یکی رو دیدین شبیه من اما با فیگور خشم گودزیلا !! که با یه مَن عسل هم نمی شه خوردش بازم خود منم !!  روز دفن بابام دایی بزرگم تو رستوران خیلی تعریف کرد و گفت اصلا فکر نمی کردم این جوری باشی و این جوری برخورد کنی . 

 17) می گن اهل هیچ خلاف و کار ناجوری  نیستم ولی الان  مشکل من  هم که بعد حل شدن سربازی بهم خیلی داره استرس وارد می کنه دقیقاً همینه ! اگه اهل یه سری کارها بودم و خیلی راحت می تونستم هر کاری بکنم الان اعصابم خیلی راحت بود و با خیال راحت  هم درسم رو می خوندم و هم زندگی ام رو می کردم و هم کیف دنیا رو و  می رفتم دنبال  همون کارهایی که خودتون بهتر می دونید و حداقل تا ده سال دیگه هم به ازدواج و این چیزها و  فکر نمی کردم ! ولی خب همیشه دوست داشتم از راهش جلو برم نه فقط تو یه زمینه بلکه همه جا . من همیشه سعی کردم نسبت به خانم ها با احترام برخورد کنم اما هرجا این احترام خواسته اوج بگیره یه مسئله ای پیش اومده و یه مصداقی رو دیدم و همه چی یک مرتبه خراب شده ! من همین جوری هم خوشبختم ولی دوست دارم در آینده این خوشبختی رو با یه نفر تقسیم کنم و تنهایی تا آخر نرم ولی بعضی رفتارها و برخوردها رو که می بینم که همش از هم سر تازه به دوران رسیدگی بعضی ها و ایده آل نگری های بیش از حد و یه جور غروره از هرچی زندگی و ازدواج هستش  متنفر و زده می شم ، در آینده  راحت می تونم یه خونه کوچیک برای خودم بخرم و بقیه اش رو بذارم بانک سودش رو بگیرم و  تک و تنها،  خوش و خرم زندگی ام رو بکنم و همون نیاز معروف رو هم از راههایی غیر از ازدواج برطرف کنم که  می دونید الان هم موقعیتش با توجه به وضع جامعه هست و چندان پیدا کردن اون قبیل کیس ها سخت نیست  و نهایت با دو خط عربی خوندن قضیه کاملا هم شرعی می شه !    این فکر مرتب تو مغزم داره می چرخه اما هنوز امید دارم که همه چی از نظر شرعی و منطقی و عرفی جلو بره و تموم بشه و  دوست ندارم کار بد و خلافی  بکنم ولی شاید یه روزی چشمهام رو رو همه چی بستم و همون کاری رو کردم که نباید می کردم چون تحمل بعضی رفتارها رو ندارم  . همه ما عیب و ایراد داریم ولی  مگه خود بعضی ها خیلی کامل و بی عیب هستند که توقع دارند دیگران هم همین طور باشند ؟  بعضی ها خیلی خودشون رو  تحویل کی گیرند  و فکر می کنند خودشون  چی هستند و رو بقیه هر ایرادی می خوان می ذارن یا با بهانه های الکی و عیب های من درآوردی و رویا پردازی های بی پایه  شخصیت طرف رو داغون می کنند ، به شخصه همیشه سعی کردم با همه صداقت داشته باشم و هیچ وقت عیب و ایراد کسی بخصوص  تو مسائل کوچک و قابل حل رو تو سرش نزدم چه برسه به مسائل خیلی بزرگ که پذیرفتنش واقعا فداکاری و گذشت خیلی بالایی هم می خواست  و سعی کردم با همه تو همه زمینه ها تعامل داشته باشم اما دیگران با من - تو همه زمینه ها -   این جوری نبودند ، همیشه سعی کردم بخصوص تو دنیای اینترنت بنا رو بر برائت و خوبی طرف بذارم اما خیلی ها هر قضاوتی خواستند در مورد من اونم بدون اینکه از نزدیک با من آشنا باشند و بدونند تو ذهنم اصلا داره چی می گذره کردند و به خودشون زحمت ندادن یه سوال از خودم بپرسند بعد حکم صادر کنند .  مدرنیزم و قرن 21 و امروزی بودن خیلی خوبه به شرط اینکه توام با اخلاق باشه ، اگه به آدم نسبت گذشته آزادی بیشتری دادند آدم نباید این فرصت و فضا رو با رویا پردازی و تخیل و ژست بیشتر فهمیدن از دیگران و نگاهی بالاتر و رویایی تر به زندگی و دیگران از اون چیزی که هستند خراب کنه چون نه چیزی گیر خودش می آد نه گیر جامعه ، من شیله پیله ای تو کارم نیست و از خودم مطمئنم و از کسی هم خرده ندارم و اگه دانشگاه رفتم و درس خوندم دنبال علم و بالاتر رفتن بودم نه چیزها و هدفهای دیگه و سعی کردم در کنارش از نظر اخلاقی مغرور نشم اما یه عده حسابی خودشون رو گم کردند و نگرششون حتی نسبت به زندگی هم رویایی تر شده و توقعات کاذبی هم متاسفانه براشون از دیگران و جامعه و زندگی ایجاد شده و به خودشون هم اجازه می دن به اسم امروزی شدن  پا تو هر حریم و جایگاهی بذارن ، اگه کسی می خواد پیشرفت کنه باید تو همون حد و حدود خودش بالا بره نه اینکه وارد  کارهایی  بشه که اصلا بهش مربوط نیست .   

 18) می گن آدم سربه زیری هستم ، البته انکار نمی کنم ولی خب جدیدا بخاطر همون بی تعهدی معروف ! یه مقداری از اون حالت گذشته خارج شدم و در حال خراب شدن هستم ... از اول سال 87 تا الان نزدیک به ده درصد درخت هایی که تو بهشت برای خودم کاشته بودم رو سوزوندم و فکر کنم اگه این وضع ادامه داشته باشه آخر 87 صاف برم تو آتیش جهنم !! امیدوارم قبل از اینکه اعمالم خراب تر از این بشه و اعمال خوبم بخاطر هیچ و پوچ ضایع بشه از دنیا برم .... از مرگ هم اصلا نمی ترسم چون از خودم مطمئنم و کاملا هم آماده ام ولی  اگه الان برم خیلی بهتره تا چند ماه دیگه که اوضاعم ممکنه خراب تر هم بشه ! به هر حال هر تغییراتی یه سری قربانی می خواد و تاوان این امروزی شدن و مدرنیزم و این چیزها رو هم امثال من باید پس بدیم ! چون برامون مقدر شده باید تو این دوره زمونه زندگی کنیم نه دوره  مثلا بیست سی سال پیش که آدمهاش با انصاف تر و منطقی تر و با حیا تر و واقع بین ترنسبت به زندگی  بودند .  

  19) همه می دونند که مثل بابام تاریخ ها و مناسبت ها رو خیلی خوب حفظم ، از دور و بری ها گرفته تا حتی غریبه ها ، تاریخ های تولد و ازدواج و مرگ و مناسبت های مختلف ... اگه شما فقط یه بار مثلا تاریخ تولدتون رو به من بگین دیگه تا آخر عمرم یادم نمی ره ! بابام هم دقیقا همین جوری بود. 

  20)  همه می دونند اهل هیاهو و این چیزها نیستم و هر اتفاقی پیش بیاد  دوست دارم با مذاکره و گفتگوی منطقی حلش کنم و  درنهایت همه و حتی شماها هم می دونید که رُک و روراست هستم و مثل بعضی ها خودم رو زرنگ نمی دونم و ادعایی هم تو هیچ زمینه ای ندارم.   

   نکته بهداشتی پزشکی :  

 

در ارتباط با نقطه G یا  G Spot تو خانم ها زیاد سوال می شه ، همین طور راجع به اون مایعی که موقع اون کار !! از اونجای ! خانم ها می آد ، باید بگم یک سوم تحتانی وا@ژن خانم ها به لمس حساسه و دوسوم بالاترش  هم به  فشار ، تو سال 1944 یه آقایی به اسم گرافنبرگ گفتش که یه نقطه ای تو دوسوم داخل دیواره فوقانی وا@ ژن وجود داره که اسمش رو هم  گذاشت همون نقطه G یا نقطه حساس و نسبت به فشار عمیق حساسیت داره و با همچین فشاری همون هیجانات معروف ! ( اُر@گا@ سم )  به سراغ خانم ها می آد ، نکته جالب اینکه اون ناحیه از نظر بافت شناسی مثل غده پروستات آقایونه و  همون اسیدفسفاتاز رو هم ترشح و به مجاری ادرار می ریزه و مخلوط اسید فسفاتاز و ادرار می شن همون مایع معروف که تو اون حالات روحانی ! خانم ها سرازیر می شن .     

  نکته تغذیه ای :  

فلسفه قاطی کردن گوشت چرخ کرده با ماکارونی اینه که چون ماکارونی جزو کربوهیدرات هاست ( شما بخونین مواد نشاسته ای و قندی ) و فقیر از نظر پروتئین با گوشت چرخ کرده پروتئینش رو هم  تکمیل می کنند  ،  ولی تو این گرونی بازار گوشت  که یه بسته گوشت چرخ کرده هم یه بسته ست !  چرا سویا ، قارچ و حتی پنیر رو امتحان نمی کنید که می تونند مثل همون گوشت چرخ کرده پروتئین ماکارونی شما رو تکمیل کنند  ؟ یادتون باشه پنیر از نظر پروتئینی خاصیتش از گوشت هم بیشتره . این مایه ماکارونی ها هم که جدیدا اومده بد نیست اما خب هم از نظر اقتصادی صرف ندارند ! هم اینکه مطابق تمام کنسروها و غذاهای آماده و نیمه آماده همون ماده افزودنی میگرن زا و سرطان زای مونوسدیم گلوتامات M.S.G رو هم دارند دیگه !ولی  هرماهی دوماهی یه بار که خواستین ماکارونی درست کنین استفاده ازش ایراد نداره .    

  

نکته دارویی :  

من دیگه موندم با چه زبونی به این خانم ها حالی کنم که بابا  برای درد پ ر ی و د ( دیسمنوره )  استامینوفن و استامینوفن کدئینه اصلا موثر نیستند  ! چون اون موقع  ماده ای به اسم پروستاگلاندین تو رحم آزاد می شه که استامینوفن رو این ماده اصلا هیچ اثری نداره ! بهترین انتخاب برای اونهایی که منع مصرف مثل زخم معده و اختلالات خونریزی و انعقادی و فشار خون و  نارسایی کلیه و این چیزهارو  ندارند داروهای ضد التهاب استروئیدی NSAIDs هستند ( از قبیل بروفن ، مفنامیک اسید ، ایندومتاسین ،  ناپروکسن ، پیروکسیکام ، دیکلوفناک و آسپرین ) که اون پروستاگلاندین فلان فلان شده ! رو مهار می کنند ، معمولا دوز اول باید بالاتر باشه ( مثلا دو تا قرص یا کپسول ) و دوزهای بعدی بسته به شرایط هر 4 یا 6 یا 8 ساعت تکرار بشن ، بهتره سه روز قبل هم شروع بشن و تا دوروز بعد هم ادامه پیدا کنند . به شخصه کپسول های بروفن با اسم تجاری ژلوفن Gelofen رو که تو تمام داروخانه های کشور  هم موجود هستند توصیه می کنم ولی ناپروکسن و مفنامیک اسید هم انتخاب های خوبی هستند ، حتما سعی کنید این داروها رو  با یک لیوان آب یا شیر یا بعد غذا مصرف کنید و معده تون خالی نباشه ، اونهایی هم که منع مصرف دارند مثلا زخم معده دارند می تونند از قرص یا آمپول هیوسین استفاده کنند یا یه مقدار کمی ژل 5 % لیدوکایین رو تو وا@ ژن بمالند که رو مخاط رحم اثر بی حسی داره ، گرما درمانی و دوش آب گرم و  کمپرس گرم رو کمر و زیر شکم و ران ها و ماساژ هم فراموش نشه .   

  پاسخ به پرسشهای شما :  

زهرا خانم عزیز ، وحی منزل نیست که  این چیزهایی که در مورد همسر محترمتون فرمودین حتما به هم ربط داشته باشند ، در مورد قضیه کاهش شنوایی شون بعد استخر رفتن لازمه توسط یه متخصص ENT ( گوش و حلق و بینی ) ویزیت و معاینه  بشن و اگه لازم باشه و ایشون صلاح بدونند  شنوایی سنجی و اُدیوگرام هم ازشون انجام بشه تا علت مشخص بشه و درمان علت انجام بشه ، اینکه ماهی یک بار سراغ شما می آن هم علتهای خیلی زیادی داره  که از اینجا مطالعه بفرمایید ، در ارتباط با ریزش موهای ران و ساق پاشون  هم باید بررسی های موضعی و حتی عمومی انجام بشه تا علت اون هم مشخص بشه .   

مرجان خانم با سوالی که کردی تابلو شد که پوستت سفیده !! برای اون جوشهای ریز  زیر پوستی پیشونی  در مرحله اول کاری که باید بکنی اینه که از غذاهای محرک و شکلات ها  (هر غذایی رو که بعد اون جوشهات  بدتر می شه رو یادداشت کن و مدتی حذفش کن ) استفاده نکنی ، دور نوشابه و قهوه و این چیزها رو خط بکش و چونه هم نزن که راه نداره !  هر آت آشغالی رو هم به صورتت نزن ،  ما که ندیدیمت ولی فکر کنم همین جوری هم خوشگل باشی بابا ! در معرض گرما و نورآفتاب  و باد ( مثل پنکه ) هم تا می تونی قرار نگیر و حتما حتما  از ضد آفتاب  استفاده کن ، بین ساعت ده صبح تا چهار عصر سعی کن بیرون و در معرض نور آفتاب  نباشی و ضد آفتاب همیشه  تو کیفت باشه هر سه ساعت  خسیسی نکن بزن ، می تونی صورتت رو با یه صابون مناسب مثل صابون گلیسیرینه شب به شب بشوری ، تافت مو هم که می زنی مواظب باش پایین نپاشه ! نوشیدنی ها رو هم خیلی داغ یا خیلی سرد نخور و ماست شیرین حتما درروز حداقل یه پیاله رو مصرف کن ، اگه بعد یکی دوماه بهتر نشد باید بری متخصص پوست ببینه چون ممکنه داروهای خوراکی و موضعی و حتی ترکیبی  نیاز داشته باشی .  

 درمانگاه :  

پسربچه  7 ساله ای با درد مزمن مفصل ران و لنگش مراجعه کرده ، کودک اظهار می دارد که درد حین بازی تشدید می شود و به ناحیه داخل ران و زانو انتشار دارد . در معاینه آتروفی ( یعنی تحلیل رفتن و کوچیک شدن ) نسبی عضلات ران وجود دارد و در حرکات پاسیو ( یعنی غیر فعال از جانب خود بیمار  ) بخصوص حرکات چرخشی ،  مفصل ران محدود و دردناک است . رادیوگرافی کوچک شدن هسته استخوانی سر ران را نشان می دهد ، محتمل ترین تشخیص چیست ؟ ( از سوالات  امتحانی پره انترنی یا دستیاری سالهای پیش ) 

 این بچه به بیماری پِرتِس مبتلاست ( اسم کامل بیماری legg- calve – perthes هستش ) این اختلال رو سال 1910 همون سه نفری که اسمشون تو پرانتزه هر کدوم جدا جدا شرح دادن ، خلاصه کلام که  بازیگران نقش  اول این بیماری مفاصل هیپ ( لگن ) و فمور ( ران ) تو بچه هایی کوچیکی هستند  که عموماً هم سنشون از ده دوازده  سال هم بالاتر  نمی ره و بیشتر هم یقه آقا پسرهای بخت برگشته ای رو می گیره  که شبکه عروقی همون ناحیه لگن و ران شون دیرتر  کامل می شه  ، اینکه ارثیه یا نه هنوز کاملا تایید نشده اما از 1 تا 20 درصد موارد   سابقه مثبت فامیلی بیماری پرتس رو داشتند . بچه شهری ها بیشتر مبتلا می شن که اونم می گن علتش تغذیه ای هستش و کلا بچه های مبتلا تاخیر سن استخوانی دارند و اونهایی که چاق هستند یا کورتون مصرف کردند هم بیشتر در معرض ابتلا هستند و قدشون هم کوتاهه  .  سرتون رو درد نیارم !  اول و آخر اینکه  علت ایجاد  این بیماری اینه که تو سر استخون ران که ِگرده و باید تو یه حفره ای تو  هیپ ( لگن ) فرو بره و قرار بگیره  ( یه گوی رو تصور کنید که باید بره تو یه نیم کاسه ) جریان خون بهم می خوره و شبکه عروقی اونجا قاط می زنه ! و یکسری مشکلات عروقی و انسدادی و مفصلی و غضروفی اونجا اتفاق می افته  و تغذیه و خونرسانی اون ناحیه کم کم تحلیل می ره و خب اگه  به شما آب و غذا نرسه می تونین مثل حالا که ماشالله می خورید و می خوابید و راست راست راه می رین ! کار کنید ؟ زمانی که شما نمی تونید از یکی دوتا مفصل  زپرتی دیگه چه انتظاری دارین ؟! توقع دارین اون مفصل چهل سالگی آرتروزی نشه ؟!!  هر چقدرهم  سن بچه بالاتر بره مشکلاتش بیشتر می شه ، جوری که اگه بچه بالای ده سالگی مبتلا بشه به احتمال خیلی خیلی قوی آرتروز هم در آینده خواهد گرفت . 

طبیعیه که این اختلال هرچقدر زودتر کشف بشه به نفع همه ست و شاید نتیجه دخالت های ارتوپدی هم بهتر باشه و دورنمای آینده بیماری هم امیدوار کننده تر و توصیه می شه و می شه تو یه سری مراحل مختلف درمانی سه چهار ساله قضیه رو جمع کرد ولی کلا از اون بیماریهاست که خوب شدنش صبر ایوب می خواد ! ( ان شالله که گنج قارون نخواد ! )  تو هر بچه ای که درد ران یا زانو داره  اونم بدون علت خاصی  باید رادیوگرافی هیپ ( لگن ) انجام بشه بخصوص اونهایی که سابقه تروما ( ضربه ) هم دارند ،  مراحل تشخیصی و درمانی رو باید سپرد به یه متخصص ارتوپدی کاردان ،  حالا می خواد آزمایش کنه عکس بگیره اسکن کنه MRI یا هر چیز دیگه خودش مختاره . درمان هم بسته به مرحله بیماری و وضعیت بیمار متفاوته و متخصص ارتوپدی تصمیم می گیره که فقط طرف رو پیگیری کنه یا عمل جراحی و حتی تعویض مفصل  یا حتی  از وسایلی مثل بریس  و گچ گرفتن  استفاده کنه ( که با یه پسر بچه شاد و شیطون مصیبتیه ها !! )  ، بازم می گم بیماری پرتس  از اون بیماریهایی هستش که درمانش و روند درمانش صبر و حوصله می خواد البته هر چقدر زودتر تشخیص داده بشه دردسرهمه کمتره .

   بیا کاری کنیم که نه من از تو بنالم و نه تو از من ( سعید نفیسی )