ماکه رفتیم آسیا !!!!!!!
ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٩ خرداد ۱۳۸٧ : توسط : مجید

به نام خدا

 

 

پنجشنبه نهم خرداد ماه 1387

 

 

 

قهرمانی تیم پرسپولیس اونم با کسر  شش امتیاز در حالی که تیم در کورس قهرمانی بود   و  همین طور مسائل  حاشیه ای و درونی پیش اومده در حین فصل  تو تیم  خیلی لذت بخش بود، واقعا مبارک همه اعضا تیم و هواداران باشه  که روز آخر حسابی گُل کاشتند .  اصلاً هفته پیش هفته خیلی خوبی بود چون  هم پرسپولیس قهرمان شد هم منچستر !!

 

 ولی مهم تر از خود قهرمانی پرسپولیس که به هر حال تو مسابقات ورزشی این قهرمانی ها و شکست ها وجود داره  ، قهرمانی با مربی بود که بسیار فهمیده ، باسواد ، با ادب ، صادق و  با شخصیت بود و حتی در بدترین لحظات و سخت ترین روزها هم از دایره ادب ، جنتلمنی و صداقت  خارج نشد و با رفتارش درس بزرگی به همه مربیانی که  داش مَشتی و چاله میدونی و کوچه بازاری حرف می زنند و رفتار می کنند داد . قطبی مواقعی که تیمش می باخت یا نتیجه مطلوب نمی گرفت همه تقصیرها رو گردن بازیکنان و داور و هوا و زمین و این چیزها نمی نداخت و خیلی صادقانه می گفت امروز بجای دل شیر ، دل گربه داشتیم ! یا تیم من امروز بین المللی نبود ! و در بدترین شرایط هم که دیگه هیچ کس امیدی به قهرمانی نداشت امیدوارانه صحبت می کرد و نمی گذاشت تیم از هم بپاشه ولی من بعید می دونم اگه این بیست سال رو تو ایران زندگی می کرد بازم  ......... !!!  

 

 قطبی  حتی می تونست به نیمکت تیم ملی هم شخصیت بده چون همه جوره لایق این پست بود  ولی فقط و فقط بخاطر مسائل پشت پرده و چون لابی قوی هم نداشت !  در حالی که انتخابش هم  قطعی شده بود در عرض دو ساعت  گذاشتنش کنار !! حداقلش این بود که من ندیدم هیچ موقع زنجیر آنچنانی بندازه و دکمه پیرهنش رو تا کجا باز کنه و موهای سینه اش بزنه بیرون  ! و ار این رفتارها که شایسته یک مرد باشخصیت نیست .

 

به نظر من اگه پرسپولیس قهرمان شد سوای بدنسازی خوب تابستون پارسال  قبل شزوع بازیها و یارگیری با چشم باز و مدیریت خوب و کار فنی مناسب  که همه اینها واقعا هم وجود داشتند   یک دلیل مهم  اش دل  پاک  و بی شیله پیله و ساده  قطبی بود که خدا هم  واقعا دوستش داشت و تو بحرانی ترین شرایط به دادش می رسید ، دل پاک داشتن  و مومن واقعی  بودن  به ریش و پشم و حج  و زیارت فلان جا رفتن و فخر فروختن ! و جای مهر رو پیشونی و  از این ظاهر سازی ها نیست بلکه فقط و فقط به اینه که شما حقیقتا و واقعا خدا رو از ته دل بخواهی و حسش کنی و بهش اعتقاد داشته باشی و  خیلی ساده و بی شیله پیله هم  باهاش ارتباط برقرار کنی .

 

 

 

منم مثل بقیه تو زندگی ام اشتباهاتی داشتم ، یکی از بدترین   اشتباهاتم این بوده  که به کسانی که از اول  غیرقابل اعتماد بودند و نباید اعتماد می کردم و اصلا شرایط اعتماد اولیه رو نداشتند  با دیدی  بسیار خوشبینانه نگاه کردم و بهشون اعتماد کردم ولی  در مقابل به کسانی که باید درجا اعتماد می کردم اعتماد  نکردم و در نتیجه  چیزی جز حسرت  و زیان برام باقی نموند  . همیشه تا جایی که می تونستم در برابر عیب ها و  کلا مشکلات  دیگران ( چون آدم بی مشکل که نداریم ! هرکسی بالاخره  یه جورایی یه   عیب ها و مشکلاتی داره )  گذشت کردم اما در مقابل  جواب مناسبی نگرفتم . ولی  دیگه تصمیم گرفتم که استراتژی ام رو تغییر بدم و به کسی از سر احساس  اعتماد نکنم و وقت ، فکر  ،  روح وروان و  شخصیتم  رو  هم بی جهت هدر ندم  ، درگیر نکنم و زیر سوال نبرم.

 

 

عزیزانمون در شرکت واحد لطف فرمودند در یک اقدام انقلابی !! از پنجشنبه دوهفته پیش مقصد  بعضی اتوبوس هایی رو که به تجریش  ختم می شدند به پایانه جدیدالاحداث پارک وی منتقل فرمودند !!! یعنی اگه اون اتوبوس ها رو سوارشین  شمارو فقط تا  پارک وی می برند و از اونجا دوباره باید اتوبوس سوار شین !! البته اتوبوس های خصوصی مسیرشون عوض نشده و مستقیم تا تجریش می برند ! فکر هم می کنم علت این کارهم  همین بوده که مردم  مجبور بشن اتوبوس خصوصی سوار بشن ! ولی انصافا خدارو خوش نمی آد که این قدر مردم اذیت  بشن ،  اگه چیزی هست بیان  صادقانه عنوان کنند مردم این قدر بزرگوار هستند که قبول کنند . من دو روز پشت سر هم تجریش کار داشتم و دیدم و شنیدم که ملت شهید پرور !! تو همون پارک وی چه ناسزاهایی بار بالا تا پایین مملکت کردند !! آقایون توجه داشته باشند که این قبیل کارها حتی  از نظرسیاسی  امنیتی هم مشکل دارند  و تو این وضعیت چنین اقداماتی  اصلا به صلاح نیست ، تا جایی که ممکنه نباید الکی صدای مردم رو درآورد و ذهنیتشون رو نسبت به ارکان مملکت مخدوش و مخدوش تر کرد .   

 

 

هفته پیش با یکی از دوستان رفتیم فیلم مجنون لیلی ، من چون دوست ندارم تنهایی سینما برم مجبورم  هر دفعه منت دوستان رو بکشم و مهمونشون کنم تا راضی بشن بیان چون اکثراً یا دوست دختر دارند یا نامزد دارند یا در آستانه ازدواج هستند !  و  خب طبیعیه که  هیچ موقع نمی آن اونها رو ول کنند با من  برن  این جورجاها ! و با وعده و وعید و چیپس و پفک و آیس پَک! مجبورم بکشونمشون !! به هر حال فعلا که زندگی ما همینه !

 

 فیلم خیلی خوبی بود و توش پر بود از عشق های دو نفره ! خیلی حال می کنم و حقیقتاً  لذت می برم  زمانی که می بینم پسر و دختری یا حتی زن و مردی  همدیگه رو دوست دارند و بی شیله پیله و بدون کلاس گذاشتن و قیافه گرفتن و ادا اطفار الکی و  این چیزها خیلی راحت عشقشون رو ( بخصوص خانمه ! )  به هم  ابراز می کنند .   واقعا خیلی خوبه که یه دختری آدم رو  واقعا دوست داشته باشه ،   فکر کنم تو این شرایط  حس خیلی خوبی به آدم دست بده .  به نظر من یکی از شانس های مهمی که هر پسری می تونه تو زندگی اش  بیاره همینه که یه دختری بدور از هرگونه کلاس گذاشتن و ادا اطفار و نیت سوء استفاده و  این چیزها واقعا برای یه عمر بخوادتش .  زمانی که بهش فکر می کنم  و حتی تو بعضی وبلاگها احساس بعضی دخترها نسبت به طرف مورد علاقه شون رو می خونم احساس می کنم خیلی لذت بخش باشه  و دروغ چرا  یه ذره  هم  به پسره حسودیم می شه !!!  

 

 

 

علت این که اسم وبلاگم صد درده اینه که غروب روز چهاردهم بهمن 81 بود ، تو سایت دانشگاه تهران نشسته بودم و داشتم تو اینترنت می گشتم که به پرشین بلاگ رسیدم ، متوجه شدم هرکسی می تونه برای خودش یه  همچین جایی داشته باشه و هرچی دلش می خواد بگه و بنویسه ، راستش خیلی خوشحال و هیجان زده شدم ! تصمیم گرفتم منم برای خودم یه وبلاگ داشته باشم و برای همین رفتم تو قسمت عضویت ، اسامی که اول  می دادم بیشتر جنبه پزشکی داشت و هیچ کدوم هم قبول نمی شد چون تکراری بودن ! به سرم زد اسمی رو بدم که به نوعی هم جنبه پزشکی داشته باشه و هم چون اون موقع خیلی مشکلات داشتم بیانگر مشکلات درونی خودم هم باشه تا رسیدم به اسم صد درد !! که خوشبختانه عضویت انجام شد.  دیگه هم  قصد ندارم با عنوان  دیگه ای وبلاگ نویسی کنم  و  الان هم کاملاً از انتخابی که انجام دادم راضی هستم .

 

 

نکته بهداشتی پزشکی :

 

 

بعضی ها برای خوش تیپی ورمی دارن عینک آفتابی با شیشه دودی یا مشکی می زنند و فکرم می کنند که دیگه چی شدند !!! بنده خداها نمی دونند دارن چه آسیبی به چشمشون  می زنند ! چون این جورعینک ها  نور رو عبور می دن اصلا انتخاب مناسبی نیستند ، این دوستان خوش تیپ ما باید برن عینک هایی با شیشه قهوه ای یا خاکستری بخرن تا هم یه چیز درست و حسابی زده باشن   و هم حسابی خوش تیپ بشن !!!

 

 

 

 

 

نکته تغذیه ای :

 

 

می گن تو شیر  نی نی ها ( البته بعد 8- 9 ماهگی ها !!  ) چند قطره آب لیمو یا آب پرتقال بچکونید تا هیچ وقت کمبود ویتامین C نگیرن ، البته یادتون باشه آب میوه به غذای تکمیلی یه نی نی باید بعد هشت – نه ماهگی اضافه بشه و اول هم  باید آب میوه هایی که حساسیت زا نیستند ( مثل آب سیب و آب لیموشیرین)  شروع بشن .

 

 

 

 

 

نکته دارویی :

 

 

هر موقع خواستین تو گوش یا چشم یا بینی قطره بریزین قبلش برای چند ثانیه قطره رو بین دو کف دستتون بذارین و بمالین و گرمش کنین تا درجه حرارت قطره  با درجه حرارت بدن یکی بشه و بعد درپوشش  رو بردارین و بریزین و دونفری هم ورندارین مثلا تو دماغتون یه قطره بریزین!! هر قطره مخصوص یک نفر !!!!

 

 

 

 

 

درمانگاه :

 

خانم 25 ساله ای با شکایت خستگی به متخصص داخلی مراجعه می کند . گرچه به نظر افسرده نمی رسد ولی به دلیل کاهش اشتها و فقدان علاقه ج *ن * س * ی  بستری می شود . او همچنین عدم تحمل به سرما و ریزش مو را هم ذکر می کند .  این خانم در مراقبت از فرزند 5/1 ساله خود هم دچار مشکل است و زایمان بسیار سخت همراه با خونریزی داشته است و هیچ دارویی هم مصرف نمی کند . این خانم از زمان تولد فرزند خود دچار آمنوره شده است ( یعنی دیگه عادت ماهیانه نداشته ) و به فرزند خود هم شیر نداده است ، کدام یافته مربوط به غدد با علائم و شرح حال بیمار مطابقت دارد ؟ ( از سوالات پره تست غدد طب داخلی هاریسون )

 

این خانم دچار هایپوتیروئیدی ( کم کاری تیروئید ) هستش .  TSH یه هورمونی هستش که غده هیپوفیز مغز از طریق ساخت  اون به غده تیروئید فرمان می ده و کار  تیروئید رو کنترل می کنه و اگه  ساخت هورمون تیروکسین تو غده تیروئید به علت کم کاری کم شده باشه هیپوفیز با افزایش ترشح TSH  ،  تیروئید رو تحریک می کنه که ای تنبل بی خاصیت !  زودباش دیگه ! تیروکسین بساز و کارهای بدن رو ردیف  کن دیگه بابا !! ( TSH تو کم کاری اولیه تیروئید که یعنی مشکل از خود تیروئیده و نود درصد کم کاری ها رو هم شامل می شه   تو آزمایش بالاست ولی تو کم کاری ثانویه که ممکنه هیپوفیز و هیپوتالاموس مغز  هم درگیر باشن   ممکنه در عین کم کاری  پایین بیاد یا  حتی نرمال باشه  ) با آزمایش TSH  و T4 ( همون هورمون تیروئیده ) و FT4  یا هورمون آزاد تیروئید می شه یه رویکرد مناسب تشخیصی به بیماران مشکوک به کم کاری تیروئید یا هایپوتیروئید  داشت  . معمولا چربی های خون این بیماران هم بالاست و یه کم خونی هم ممکنه داشته باشند  .

 

 از جمله علائم کم کاری تیروئید می شه به همین علائمی که این خانم داره به اضافه یه سری مشکلات دیگه مثل یبوست ، پوست خشک و سرد و پف آلود   ، کندی ضربان قلب و کمی فشار خون  ، ابروهای نازک ، ریزش مو و کم پشت شدن  موها  ، ناخن های شکننده ، ، خشونت صدا  ، دردهای عضلانی و مفصلی ،  کاهش اشتها ولی  افزایش تدریجی  وزن  ، ورم دور چشم و پاها ، کندی ذهن و ناتوانی در یادگیری و ...  اشاره کرد ولی  علائم پرکاری تیروئید یا هایپرتیروئیدی دقیقا برعکس اینهاست که بعدها اگه عمری بود  به اون هم  اشاره می کنیم .

 

 یه نکته جالب در مورد غده تیروئید اینه که تو قدیم زمانی که  دختر خانم ها ازدواج می کردند بعد ازدواج یه نخ نازکی  رو دور گردنشون می بستند و هر موقع اون نخه پاره می شد علامت این بود که عروس خانم می خواد نی نی بیاره ! و این اهمیت غده تیروئید  در دخالت تو سوخت و ساز بدن رو می رسونه .

 

 درمان هم تجویز هورمون تیروئید مثل قرص ِلووتیروکسین و پیگیری بیمار هر 2 تا 3 ماه یک باره که  حتما باید  تحت نظر پزشک باشه و بیمار نباید از پیش خودش قرصش رو قطع یا کم و زیاد کنه .  این قرص باید صبح ها ناشتا نیم ساعت قبل از صبحانه مصرف بشه تا هم بی خوابی شبانه نیاره هم جذبش بهتر باشه .

 

یه جور کم کاری هم داریم که به ساب کلینیکال هایپوتیروئیدی معروفه یعنی TSH بیمار بالاست ولی T4  یا خود هورمون تیروئید ممکنه نرمال باشه و  حتی طرف  ممکنه آنچنان علامت خاصی  هم نداشته باشه  ولی اینها هم به درمان و پیگیری نیازمند هستند . 

 

 

 

 

 

 

جوانمرد کسی است که عطایش بر درخواستش پیشی بگیرد ( حضرت علی علیه السلام )