مشاوره بدین !
ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳ تیر ۱۳۸٧ : توسط : مجید

 

 

 

به نام خدا

 

 

پنجشنبه سیزدهم تیرماه 87

 

 

* آپدیت بعدی وبلاگ :  پنجشنبه بیست و هفتم تیرماه 87

 

 

هفته پیش قول داده بودم تو  جشن بله برون دختر عمه ام یه عکس بگیرم و لینکش رو بذارم اگه می خواین عکسی رو که با  عروس و داماد گرفتیم ببینید ( البته فقط من و  داماد  جدید خانواده ما رو ! )   اینجا رو کلیک کنید   ،   با اینکه نور دوربین مشکل داشت ولی   با فتوشاپ دستکاری اش کردم یه مقدار بهتر شد ولی بازم مثلا پیرهن من که  راه راه بنفش بودش  اصلا مشخص نیست !  

 

 واقعاً شرمنده ام که تا حالا هر عکسی نشونتون دادم  ( و احتمالاً نشون خواهم داد !!) با کراوات بوده ! چون در شرایط عادی امکاناتی مثل دوربین دیجیتال و  دوربین موبایل و این چیزا ندارم ،  تو این جور موارد که معمولا  در سال یکی دوبار هم بیشتر پیش نمی آد   و  وفور دوربین وجود داره فرصتش پیش می آد  از این عکسها بگیریم !!   تو این عکس هم  چون  اتاق خیلی گرم بود و آخرهای مجلس هم بود مجبور شدم  کراواتم رو شل  کنم !  

 

اگه اوضاع مالی خوب باشه  !  برای عروسی شون  تیپ رسمی می زنم و یه دست کت شلوار و پیرهن و کراوات شیک می گیرم ولی برای نامزدی شون فکر نکنم ،  احتمالا همون تیپی رو می زنم که  پارسال تو عروسی  یکی از فامیل ها زده بودم و لینک عکسش  هم تو مطلب هیجده مرداد هست . 

 

 از دوستان خواهش می کنم اگه زحمتی نیست برن از کنار صفحه تو آرشیو مطالب ببیننش و اگه راجع به رنگ  پیرهن و کراوات با توجه به رنگ کت شلوار  تز خاصی دارند تا دو هفته دیگه که فرصت هست به من مشاوره بدن و فکر هزینه اش هم نباشند  چون برام این چیزها خیلی اهمیت داره  ولی هرچی فکر می کنم به نتیجه ای نمی رسم  و گیج شدم ! 

 

 

 

 

 

 

قبل از عید برای یکی از دختردایی هام  یه خواستگار اومدش ، با اینکه از سه سال پیش تو دانشگاه باهم همکلاسی و آشنا بودند و خواهرپسره هم با دختر دایی ام دوست و حتی مدتی همکار بود ولی  اون  برادر عزیز خیلی حرفها و توقعاتش رو همون اول و بشکل مستقیم   مطرح نکرده بود و گذاشته بود حالا که کار تا اینجا پیش رفته بود  عنوان کنه !

 

 چون خانواده شهید بودند  با اینکه خانواده خوبی بودند یه مقدار از نظر مذهبی به نظر تند می رسیدند چون یه چیزهایی رو خواسته بود ،  من که شنیدم شاخ درآوردم ! اینکه دوست داشته خانمش حجاب داشته باشه و نماز بخونه خب خیلی خوبه و حرفی توش نیست چون دوست داشته نه اینکه باید ...... !!

 

 اما اینکه حتما باید چادری باشه و حتی مادر دختره هم چادر سرش کنه !!!و  خانمش شلوار روشن نپوشه !!  و این جور  حرفها دیگه خیلی مسخره ست ! با اینکه دختر دایی ام قبول نکرده بود  و همه چیز تموم شد ولی  به نظر من باید همون اول همه حرفهاش رو می زد  و همه خواسته هاش رو صادقانه و بدون استفاده از  باید و شاید  می گفت و متقابلاً می شنید ( همون سیاستی که من بهش معتقدم ) نه اینکه بعد سه سال آشنایی تازه بیاد این چیزا رو بگه! الان دختر دایی ام نسبت به  این جور مذهبی ها احساس بدی پیدا کرده و می گه اگه مذهبی ها اینند  ....... !!

 

کلا خانواده ما هم خانواده مذهبی هستند اما در جای خودش و  اون جوری افراطی نیستیم و این طورنیست که همه یا خیلی مذهبی باشند یا خیلی ولنگ و واز و بی قید و بند ، یه خانواده کاملا عادی و معمولی  هستیم و  انواع و اقسام تیریپ ها  و تفکرات   هم تو بین مون پیدا می شه ولی هیچ کس عقیده اش رو به بقیه تحمیل نمی کنه  .

 

من واقعاً به دیدگاه ها و خواسته های آقایون  از همسر آینده شون احترام می ذارم و  این رو هم درک  می کنم که واقعا نیت بدی هم از بیان بعضی خواسته هاشون ندارند،   خب  این عزیزان دوست دارند تو زندگی که قراره تشکیل بدن و براش - تو این وضعیت  مملکت - صبح تا شب جون بکنند ! تا یه رفاه  اونم حداقل نسبی خودشون و خانمشون و ( احیاناً بچه یا بچه هاشون ) داشته باشند خب خانمشون یه سری چیزهایی رو رعایت کنه که اونها دوست دارند  ولی متاسفانه تو این زمینه بعضی ها یه مقدار  دیگه زیادی خشک فکر می کنند و اصلا رعایت بعضی چیزها رو نمی کنند و بعضاً موقعی که می خوان خواسته هاشون رو عنوان کنند از ادبیات و لحن  مناسبی استفاده نمی کنند و متوجه تفاوتهای بین خودشون و یه دختر هم اصلا نیستند و می خوان با زورِچپونی حرف خودشون رو پیش ببرند !!!

 

متاسفاته بعضی آقایون صداقت کافی و لازم رو ندارند و و فقط براشون در درجه اول این مهمه که با یه دختر ارتباط برقرار کنند و بس ! یعنی دیگه اون افق های دورتر و اینکه ممکنه و توقع هم  می ره یا حتی خواهد رفت که کار جلوتر بره رو نمی بینند و اون آینده نگری لازم رو ندارند و  باری به هر جهت عمل می کنند و معتقدند امروز رو بچسبیم فردا فکر فرداها کنیم ! و با این طرز فکر نه تکلیف خودشون رو مشخص می کنند و نه اون دختر بنده خدا رو و این قدر ناشیانه رفتار می کنند که حتی تا وارد شدن ضربه روحی و عاطفی به یه دختر هم پیش می ره ! کسی که بلد نیست با یه دختر اونم با توقعات و احساسات خاص رفتار کنه و شناختی از این چیزا نداره   اصلا غلط می کنه که از اول  جلو می ره !  

 

بعدش اگه هم جلو رفت باید اولا همه حرفها و مسائلی رو که بعداً ( بخصوص بعد علنی و خانوادگی شدن قضیه ) ممکنه باعث اختلاف و عدم پذیرش بشن همون اول که هنوز هیچ مسئله و ارتباط خاصی هم بوجود نیومده مطرح کنه و سنگهاش رو وابکنه و نذاره به امید اینکه بعداً  و آخرسر بگه ! بعضی ها مثل اینکه اصلا شخصیت و روح و روان و احساسات  دیگران براشون مهم نیست و فکر می کنند با یه اسباب بازی طرف هستند !!

 

 واقعا چی می شه همون اول  اهداف خودشون از ایجاد رابطه ، خصوصیات اخلاقی و فردی خودشون ، درخواست ها و توقعاتشون  از طرف مقابل   و یه دورنمایی از زندگی  آینده شون و اون چیزهایی که قراره انجام بدن و انجام بشه رو  محترمانه عنوان و ترسیم کنند؟از قدیم گفتند جنگ اول به از صلح آخر !!!

 

طرز و لحن صحبت کردن چه اینحا و چه هرجای دیگه  خیلی مهمه ،  اون آقای محترم باید بفهمه  که چه اون خانم همسرش بشه و چه نشه حق نداره امری و تحکمی و بایدی صحبت کنه ( و بالعکس ) اگه دوست داره همسرش فلان جور  باشه یا بهمان این رو باید در  قالب بیان خواسته ها و دیدگاه های خودش   و محترمانه عنوان کنه ( مثلا من دوست دارم همسرم .....  )  و از نظر دستوری جملاتش حالت خبری یا درنهایت سوالی داشته باشند نه اینکه به یه دختری که اصلا هم معلوم نیست زنش خواهد یا نه بگه تو باید این کار رو بکنی یا اون کار رو نکنی !!

 

 بهتره جوری صحبت بشه و خواسته ها بیان بشن که به طرف مقابل شخصیت لازم داده بشه  تا بتونه در یک فضای آزاد و بدور از فشار و بایدها  و با اطلاعات کامل و جامعی که بهش داده می شه آگاهانه تصمیم آخرش رو بگیره .   

 

آخه  برادر من مگه می خوای کنیز و کلفت بیاری که این جوری صحبت می کنی ؟ تو چه حقی داری که بخوای برای دختری ( یا حتی خانواده دختری !!! ) که هنوزم معلوم نیست زنت بشه یا نه باید می ذاری و تعیین تکلیف می کنی ؟!! کی به تو همچین اجازه و حقی داده ؟!! تو داری با یک انسان مثل خودت صحبت می کنی و هیچ حقی نداری براش بخوای تعیین تکلیف کنی ! تو کی هستی که شرط و شروط می ذاری و حکم صادر می کنی ؟!!

 

متاسفانه بعضی ها هنوز هم پدرسالارانه و قلدرمآبانه فکر می کنند و معتقدند مرد مقتدر کسی هستش که با خشونت و قلدری و تحکم حرفهاش رو پیش ببره و یه جو دیکتاتوری در سطح خونه حاکم کنه در صورتی که  اقتدار و ارزش یک مرد با ایجاد رابطه صمیمی و دوستانه با همسرش و بوجود آوردن فضای باز و شاد و جو شایسته سالاری و استفاده از ظرفیت ها و توانایی های همسرش در امور مختلف و لزوم  مشاوره  با اون در زمینه های گوناگون و احترام گذاشتن به شخصیت و نظریات همسرش   خیلی خیلی  بیشتر به چشم  می آد .

 

آخه آدم که هنوز از یه کسی  و ظرفیت ها  ، جنبه ها و خصوصیات و رفتارش  شناخت درستی  نداره چطور می تونه  هیچی نشده  بیاد در مورد کارهای نکرده اش در موردش قضاوت  بکنه ؟ بابا حداقل چهارتا تیکه از طرف ببینین بعد !!! اصل سی و هفتم قانون اساسی می گه اصل بر برائته مگر اینکه خلافش ثابت بشه ، ما تا زمانی که هیچ رفتار و حرکتی از کسی هنوز  ندیدیم نمی تونیم پیش بینی کنیم که   حتما فلان کار رو خواهد کرد یا نه ! اگه هم واقعا این کاره نباشه با این لحن صحبت و این ادبیات خشن و زورمدارانه بعید نیست  همون کار رو   هم بکنه !!

 

یه نکته دیگه هم که من توش موندم در زمینه مخالفت بعضی آقایون با ادامه تحصیل و کار خانم هاست !!  نگید نه !  چون این چیزیه که من  چه قبلا و چه جدیداً  از زبون خیلی آقا پسرها و آقایون هم خیلی دیدم و  هم خیلی شنیدم  ولی  نتونستم و نمی تونم توجیه بشم !

 

تو این چند هفته اخیر که دنبال کار بودم ( که داره هم درست می شه ) خانم های خشنی رو دیدم که به جرات می تونم بگم آندروژن هاشون صدها برابر استروژن هاشون بود ! و از بس مشغول کار و مسائل اجتماعی شده بودن دیگه از اون حالت و حس زنونه خارج شده بودند ولی چون کارم گیر بود به زحمت خودم رو جلوشون کنترل می کردم و  تو خودم حرص می خوردم و حتی بعد چندین ماه مجبور شدم شبها قرص آرام بخش هم بخورم ! یه نگرانی عمده آقایون هم این چیزهاست ولی به نظر من بازم این چیزها دلیل موجهی نیست و با راهکارهای مختلف  قابل حل هستند .

 

من کاری با بحث های کلان هم  ندارم که جاشون  اینجا نیست و نیاز به تحقیقات و مطالعات زیادی  توسط کارگروههای مختلف دارند  ولی  به نظر من که کلا  این طرز فکر درست نیست ، هم   بخاطر همون بحث بالا یعنی تعیین تکلیف و تحمیل و باید و قضاوت نادرست و عجولانه  ، هم اینکه فلان آقا با این کار و درخواستش به نوعی نشون می ده که به خانمش به چشم یه رقیب نه یک دوست مهربون نگاه می کنه و هر لحظه از این می ترسه که ازش عقب بیافته وبراش بد بشه که این نگاه هم درست نیست .

 

 موفقیت خانم شما موفقیت شما هم هست و اگه واقعا خانمتون با جنبه باشه (کلید اصلی قضیه )  همه جور تاثیر مثبت این موفقیت ها و پیشرفت ها رو تو زندگی خودتون حس خواهید کرد و مطمئنا این منفعت دوجانبه ست  . منتها سعی کنید بجای اینکه دست و پای خانمتون رو ببنید و بخیل و حسود باشید  بهش کمک کنید تا بالاتر بره و شرایط رو تا جایی که مشکل خاصی نباشه و پیش نیاد   جوری فراهم کنید  که احساس رضایت شخصی و باطنی بهش دست بده   و  در کنارش خودتون هم سعی کنید پیشرفت کنید و خودتون رو بالا بکشید نه اینکه بیایین  دیگران رو محدود کنین !!!

 

 چه  برای پیشرفت مملکت و چه  احساس رضایت و اقناع   و پیشرفت  های شخصی  لازمه که از تمام ظرفیت های درونی و بیرونی که خداوند به انسان بخشیده استفاده بشه و اینها رو به هیچ عنوان سرکوب نکرد و یا در کنج خونه حبس نکرد  ، مطمئناً  خانم های شایسته ، فهمیده و درست و حسابی می تونند وظایف توی خونه و بیرون اون رو ( مثل وظایف همسری – مادری – علمی – اجتماعی و ... ) رو بدون هیچ حرف و حدیث و ادعا و  ژست مثلا روشنفکرانه ای !  انجام بدن و مشکلی هم نداشته باشند و پیش نیارن ، منتها یه اعتماد دو طرفه و متقابلی باید حتما وجود داشته باشه و همون طور که قبلا گفتم ظرفیت ها و جنبه های لازم هم وجود داشته باشند که  اونم نمی شه همین جوری درمورد کسی همین جوری رو هوا گفت که داره یا نه !! این رو گذشت زمان و مشاهده رفتارهای طرف مقابل نشون خواهد داد .

 

درسته که الان وضع اخلاقی جامعه ما چندان مساعد و مناسب بخصوص برای خانم ها نیست اما این دلیل نمی شه که ما یه عینک سیاه به چشممون بزنیم و همه چیز رو تیره ببینیم ، اگه بخوایم این جوری فکر کنیم که اصلا نباید از خونه بیرون بیاییم !! در جامعه و عرصه های  کار و تحصیل و بقیه جاها   ظرفیت های فراوونی وجود داره  که  نیاز به شایسته ترین ها داره و باید این فرصت به خانم ها  هم مثل آقایون داده بشه تا بتونند توانایی ها و شایستگی های  بالقوه خودشون رو- بدون هیچ گونه تفکر فمنیستی و ناسیونالیستی و افراطی و طلبکارانه ای  – و در شرایط کاملا عادی و با نگاه عادی بکار بگیرند  و هم خودشون پله های ترقی رو طی کنند و هم به پیشرفت کشور کمک کنند .

 

 دیدگاه تک بعدی و افراطی  و صرفاً مردسالارانه یا زن سالارانه اصلا دیدگاه خوب و منصفانه ای نیست ، تو وجود خانم ها - حتی اونهایی که شاید به نظر شما  خیلی سنتی هم باشند-   استعدادها و توانایی هایی وجود داره  که باید باور و حمایت بشن و به بهترین نحو ممکن بکار گرفته بشن و این اصلا برای یک مرد کسر شان نیست و نباید هم باشه  ، کسر شان اونه که یه استعداد و نیروی بالقوه  رو خودخواهانه و-  برخلاف میل باطنی  اون شخص- محدود و سرکوب  و کنج خونه حبس کرد !!

 

 

 

 

نکته بهداشتی پزشکی :

 

 

 

در زمینه شستن صحیح دست ها باید بگم ( این از مطالب دوسال پیشه اما خب باید مثل خیلی های دیگه شون دوباره نوشته بشه تا کلمه کلیدی اش ثبت بشه  ) اول خوب دستهاتون رو با صابون آغشته کنید جوری که تا بالای مچ دستتون هم صابونی بشه ، با دست راست دست چپ ( و بالعکس ) رو خوب صابون مالی کنید ، دو کف دست رو بهم نزدیک کنید جوری که انگشتانتون تو هم قفل بشن و لای انگشتان هم صابون برسه  ، انگشت شست رو هم جداگانه با انگشتان دست مخالف بکشید و بعد از هزار و یک تا هزار و هفت بشمارید و با آب اول با دست چپ دست راست و انگشت شست رو ( جداگانه بکشید  ) از بالا بشورین و بالعکس .

 

 

نکته تغذیه ای :

 

 

 تو خانم هایی که از قهوه و نسکافه و این چیزها که توشون کافئین وجود داره در روز زیاد استفاده می کنند ( بیشتر از یک فنجون ) احتمال ناباروری زیادتره و تو خانم های باردار که  تو سه ماهه اول حتی ممکنه سقط  هم بده .

 

 

نکته دارویی :

 

 

 از خانم هایی که قرص های  ضد بارداری مصرف می کنند  خواهش می کنم  اگه پیش دکتر ( به هر دلیلی ) رفتند حتما بهش بگن که چنین چیزی دارند می خورند   ، چون بعضی داروها و  آنتی بیوتیک های تجویزی  ممکنه اثرات ضد بارداری این قرصها رو کم کنند ، اگه پس فردا  کوتریموکسازول یا آمپی سیلین خوردند و اثر قرصه  خنثی شد و در آستانه آوردن نی نی ! قرار گرفتند  بی زحمت فقط خودشون رو سرزنش کنند !!

 

 

 

درمانگاه :

 

آقا پسر ده ساله ای رو پیش دکتر می برند ، مادر و پدر بچه به دکتر می گن که  این آقا پسر شبها خیلی پادرد می گیره و این درد باعث می شه حتی درست و حسابی نتونه بخوابه ، دکتر بچه رو معاینه می کنه که تو معاینه هیچ نکته منفی تو مفاصل وجود نداره ،  ولی برای اطمینان بیشتر عکس و آزمایش هم درخواست می کنه که اونها هم هیچ مشکلی ندارند ، تنها نکته ای که تو شرح حال گیری از پدر و مادر و خود بچه نظر پزشک رو جلب می کنه اینه که دردها  شبهای اون  روزهایی که این آقا پسر تو مدرسه ورزش داره یا تو کوچه با بچه ها فوتبال بازی می کنه بیشتره ، تشخیص چیه و چه باید کرد ؟ ( طراحی شده توسط خودم از کتاب طب اطفال ِنلسون )

 

 

به احتمال قریب به یقین با درد راجعه اندامها که تو قدیم بهشون دردهای رشد هم می گفتند طرف هستیم ، این دردها معمولا تو سنین پنج تا حدود چهارده پونزده سالگی خیلی شایع هستند و عصرها و شبها بخصوص بعد از یک روز پر فعالیت تشدید می شن که البته  فردا صبحش هم خوب می شن و باعث لنگیدن هم نمی شن  ، معمولا دردها متناوب هستند و اطراف و پشت  زانو ، جلو و عقب ساق و ران و حتی بعضی وقتها اندام های فوقانی شایع ترین مکانهای درد هستند .

 

معمولا رشد و نمو ، معاینه فیزیکی ، نتایج عکس ها و آزمایشات و این چیزها همه و همه طبیعی هستند و علائم سیستمیک ( مثل تب ، بی اشتهایی ، کاهش وزن و این چیزها ) هم وجود ندارند ولی  ممکنه تو رفتار و خلق بچه تغییراتی بوجود بیاد که باید به اونها هم توجه بشه  و حتی اگه لازم باشه روان درمانی و داروهای ضد افسردگی هم  توسط پزشک بکار برده بشه .

 

برای درمان می شه از مسکن های ساده مثل استامینوفن ، بروفن یا ناپروکسن ( دوز ،  شکل دارویی و نحوه مصرف  شون توسط پزشک تعیین می شه ) استفاده کرد ، به بچه و والدینش اطمینان بخشید ( reassurance دادن )  که بابا  چیزی نیست !! گرمای موضعی و کمپرس گرم و ماساژ اندام هم خیلی خوبه و بعدا که  شدت درد از بین رفت حتی می شه ورزش و فیزیوتراپی هم اگه لازم باشه تجویز کرد، در مجموع  سیر و روند  این دردها بخوبی  مصداق همون جمله معروف هستش  که بزرگ می شی یادت می ره!! 

 

 

اگر به فردا مغرور باشی امروز شکست می خوری ( مثل یونانی )