کت شلوار مشکی می خریم !
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٧ تیر ۱۳۸٧ : توسط : مجید

به نام خدا

 

 

پنجشنبه بیست و هفتم تیرماه 87

 

 

عادت دارم هیچ موقع خودم رو عقل کل ندونم و به همه حرفها و پیشنهاداتی  که از سر دلسوزی و بشکل محترمانه و با لحن مناسب و برابر  زده بشن احترام می ذارم و  با کمال میل  هم  بهشون  عمل می کنم ، از همه پیشنهادات و مشاوره های خوب و مناسبی هم که شد متشکرم   ،  درسته که بعضی ها کم لطف هستند و بخاطر رسیدن به خواسته های نامعقول و نامتناسب  و  خط قرمزشکنانه و زیاده طلبانه شون نسبت به من ذهنیت نامناسبی دارند اما من همیشه به خرد جمعی ( البته نه از اون نوعش  که قلعه  نوئی رو کرد سرمربی تیم ملی!!)  و سلیقه و فکر و هوش  همه بخصوص خانم ها خیلی اعتقاد  دارم و احترام می ذارم و اگه ببینم  بهتر از اون چیزیه که در نظر دارم حتما عمل می کنم .  

 

برآیند کل مشاوره ها هم  این بود که بهتره کت شلوار تیره بپوشم و برای همین   رفتم یه دست کت شلوار مشکی خریدم تا از این بعد اگه جشن و برنامه ای بود  فقط پیرهن و کراوات رو باهاش هماهنگ کنم که نسبت به کت شلوار روشن خیلی خیلی کار آسون تریه ! برای جشن فردا شب همین کت شلوار و پیرهن سفید و کراوات راه راه  سفید و مشکی ( نه مشکی و سفید !! )  رو انتخاب کردم و اگه شد عکسش رو هفته دیگه می ذارم ببینین بهتر شد یا نه . 

 

 

 

* این مطلب از مطلب ششم تیرماهه جامونده  که چون اون مطلب طولانی می شد  و این مطلب هم اواسط همون مطلب بود اون موقع ورداشتمش ولی حالا بهترین فرصته که  بذارمش و خلاص  !!  

 

 

 سر قضیه   طرح پذیرش دانشجوی  پزشکی از لیسانس ( کارشناسی )  واقعا حقم بود که هم امتحان بدم و هم قبول بشم چون  یه جورایی از بچگی  تا آخر دوره دانشگاه واقعاً  زحمت کشیده بودم و چند ماه پیش ( پاییز و دی و بهمن )  که طرح می خواست اجرا بشه    هم اوضاعم  جوری بود ( با اوضاع بعد از عیدم خیلی فرق داشت )  که با یه دوره دوماهه دروس علوم پایه پزشکی  می تونستم تمام رقبایی رو که اکثرشون هم دختر خانم هایی بودند که فقط و فقط به لطف شانس بالا و اینکه زیر 25 سال بودند و نمره دبیرستانشون خوب بود و این جور شرایط من درآوردی و ناعادلانه  مثل سربازی  که هیچ ربطی هم به پزشکی و استعداد و علاقه به پزشکی نداشت  واجد شرایط !! شده بودند پشت سر بذارم و قبول بشم.

 

جالب اینجاست که اول تو مهر  گفتند 60 نفر ورمی داریم و از بهمن ماه هم مشغول به تحصیل می شن !  بعدش شد 30 نفر و آخرش آب رفت شد 21 نفر !  اونم ازبین  280 نفر شرکت کننده ( دو سه برابر این تعداد مدارک فرستاده بودند که یا قبولشون نکردند یا خودشون سر جلسه نرفتند)  در امتحان 23 اسفند !  که  کف نمره رو آورده بودند( سر همین کف نمره هم بین دانشگاه و وزارت خونه اختلاف نظر بود  و حتی چند روزی هم باعث تاخیر در اعلام اسامی شد ولی آخرشم معلوم نشد چنده !! )  و قراربود که از بین اونها هم یه تعدادی رو بعد امتحان شفاهی  اونم تو اردیبهشت !  ور دارند ( دقت کنید ! مثلا قرار بود با آغاز ترم دوم پذیرفته شدگان مشغول به تحصیل بشن ! )  که  ظاهرا مثل اینکه مصاحبه اواخر اردیبهشت  شده ولی همه شون از این هفته مشغول به تحصیل شدند !!  نامنظمی و تناقض تو حرفها و کارهای مسئولین از زمان شروع این طرح تا آخرش موج می زد! نظر شما غیر از اینه ؟!

 

 شما حسابش رو بکنید تو همین دانشگاه تهران و دانشکده پزشکی  بعضی وقتها کلاسهای هفتاد هشتاد نفره ( یا حتی بالاتر )  با بیست نفر تشکیل می شه ! حالا کلاس بیست  نفری  می خواد با چند نفر تشکیل بشه من موندم !! و جالب تر اینکه  بودش  مثلا دختر خانمی که به قول اینها نخبه و استعداد پزشکی بود !  اصلا نتونسته بود مطالب آناتومی رو از همون اول شروع به خوندنش بفهمه و به سوالاتش هم  جواب نداده بود و بعد امتحان از سخت بودن و بد دادن امتحان شاکی بود اما  جزو همین 21 نفر قرار گرفتش !! ( شاید بقیه رو خوب زده ولی تو اصل موضوع تفاوتی نمی کنه  )  اونم بدون حتی یک کار علمی و  پژوهشی در زمینه پزشکی  تو دوره کارشناسیش !! واقعاً اینها چه جور نخبه ها و مستعدینی هستند که همون اول  آناتومی رو که برای یه پزشک خوب بودن خیلی هم مهمه  نمی تونند بفهمند ؟!!!

 

خداییش هیچ وقت فکر نمی کردم  تفسیر دکتر لاریجانی که این همه دم از پژوهش و تحقیق می زد  از یک نخبه و استعداد پزشکی یه دختر خانم زیر بیست و پنج سالی باشه که هنری جز طوطی وار خوندن نداره ! به این جور افراد هرچیزی رو  تو هر زمینه ای بدین می خونند تا نمره بیارن و بالاتر برن  چون  براشون علاقه و زمینه و این چیزا مهم نیست ! امثال ما هم که کلی طرح تحقیقاتی و کار تحقیقاتی تو زمینه علوم پزشکی داشتیم و مغلوب شرایط مسخره آقایون شدیم اشتباه کردیم . 

 

البته تقصیر اینها هم نیست ، سیستم آموزشی و گزینشی جوریه که به کمیت  و گذشته بیشتر از کیفیت  و حال اهمیت می ده که این یه مشکل کلانه اما از آدمی مثل دکتر باقر لاریجانی که حامی پژوهش و تحقیق و کیفیته واقعا بعید بود این سیستم رو اجرا کنه و حق کسانی مثل من رو ضایع کنه .

 

اونجا اگه من می رفتم سر جلسه به همه می گفتم حتماً  برام دعا کنید چون برای پزشکی من خیلی زحمت کشیدم و تاوان های مادی و غیر مادی زیادی تا الان  پس دادم وهمچنان می دم  و حقم بود که قبول بشم و اگه امتحان می دادم مطمئن باشید حتما هم تو امتحان کتبی و هم شفاهی قبول می شدم .

 

من نمی گم مثلا این دختر خانم ها و کلاً دوستانی که  امتحان دادند و قبول شدند یا نشدند  اصلاً زحمت نکشیدند ، به هر حال باید به زحمات این عزیزان هم احترام گذاشت  ولی کلاً زحمات این  عزیزان   دو جنبه کمی داشت  یکی نمره آوردن تو دبیرستان  تو   هفت هشت سال پیش  یکی هم  همین دوماه بکوب خوندن قبل امتحان که هیچ کدوم ارزش کیفی برای پزشکی و مملکت نداشت  و  اهداف مسئولین رو از گزینش افراد علاقه مند و دارای زمینه علمی و پژوهشی به پزشکی تامین نمی کنه  ، آقایون بدجوری به خطا رفتند و مطمئن باشین روز قیامت من یکی  از حق خودم نمی گذرم .

 

هم خوشحالم هم ناراحت که یک گناه سنگین و بزرگ روی  دوش دکتر لاریجانی و حسین کشاورز و بقیه آقایون علی رغم همه ژست ها و ظاهر مذهبی شون به نام حق الناس افتاد ، خدا فقط خودش از سر تقصیراتشون بگذره که بدجوری حق امثال من رو واقعا ضایع کردند  .

 

ولی الان مدت طولانیه که دیگه هیچ کار پژوهشی نکردم و نخواهم کرد و تو هیچ کنگره ای دیگه مقاله ندادیم و دوست هم ندارم  بدم و برم مگه به عنوان مستمع آزاد که اونم باز پام نمی کشه برم ، چون زمانی که تو این مملکت کسی مثل دکترباقر لاریجانی به عنوان رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران  که مدام دم از پژوهش و تحقیق و این چیزها می زنه به سن و سال و معدل دبیرستان و خرخونی ( معذرت می خوام که این واژه رو بکار می برم ) و کارت پایان خدمت   یکی بیشتر اهمیت می ده دیگه برای آدم انگیزه ای نمی مونه که دنبال این کارها بره  ،  این چیزها رو دیگه بوسیدم گذاشتم کنار !

 

آقای دکتر باقر لاریجانی ، آقای دکترحسین  کشاورز  ، آقای دکتر  امیر محسن ضیایی وزارت بهداشت و آقایون سازمان مرکزی دانشگاه علوم پزشکی تهران و وزارت خونه فقط ازتون خواهش می کنم  خودتون بشینید  منصفانه یه دو دوتا چهارتا بکنید ببینید این شرایطی که گذاشتین تا چه حد درست و منصفانه بود و واقعا می تونست سره رو از ناسره غربال کنه و اهداف شما رو از اجرای  طرح پزشکی از لیسانس مثل گزینش افراد علاقه مند و دارای زمینه پژوهشی و بامطالعه قبلی تو این زمینه  تامین کنه ، من  خفه می شم و هیچی نمی گم ولی همین که بدونین شب اول قبر و پل صراطی هم درکار هست کافیه .  

 

 رعایت کردن قاعده بازی این نیست که شما تو دبیرستان  بشینی  فقط بخونی و نمره بیاری و بعدش اصلاً به سوابق آکادمیک و پژوهشی و  استعداد  و علاقه ات بدون اینکه  حتی تو امتحان با شرایط من درآوردی شرکتت داده باشند (تا در یک شرایط برابر رقابت کنی)  اهمیت ندن و چون سنت بالای مثلا بیست و پنجه  یا معدلت زیر فلان مقداره (  اونم تو جایی که یه امتحان هم مثلا وجود داره)  کلاً  بذارنت کنار !  اولا چنین بازی  قوانینش سرتاپا ایراد داره   و بعدش جون و سلامت مردم چیزی نیست که بخوان با بازی به مزایده بذارن ، باید شایسته ترین ها رو با توجه به وضعیت حال و فعلی شون در یک شرایط برابر بازی داد تا برنده واقعی مشخص بشه .  

 

من از اون عزیزی که همچین عقیده ای رو داره  سوال می کنم که آیا چهارسال توی دانشگاه علوم پزشکی رفتن و درس خوندن و کار علمی پژوهشی انجام دادن رعایت قاعده بازی نیست؟!! اما فقط خرخونی کردن ( بازم معذرت می خوام )  و مثل ماشین نمره آوردن اونم تو دبیرستان  رعایت قاعده بازیه ؟!!  اینها چه جور نخبه ها و علاقه مندانی !! هستند که با  داشتن مدرک لیسانس یه رشته علوم پزشکی از ساده ترین دروس پایه پزشکی هم سر در نمی آرن و اسم فلان بیماری یا دارو تا الان حتی به گوششون هم نخورده ؟!! و بجز کار پایان نامه شون حتی یک کار پژوهشی هم ندارند !!   عزیزجان انصاف داشته باش و از سر احساسات و تعصب و لج بازی با من  قضاوت نکن .

 

 ما توقع نداریم که از سسیل و هاریسون تو کنکور سوال بدن ولی این توقع رو داریم که گزینش ها اونم چنین گزینش هایی  با چنین حساسیت هایی تو چنین طرح های جدیدی که اتفاقاً  اهداف خوبی رو هم دنبال می کنند  منطقی تر انجام بشه و همه مدعیان  در یک شرایط برابر بتونند با توجه به وضعیت حال و فعلی شون عادلانه  باهم رقابت کنند تا عیار واقعی هرکس مشخص بشه و   معلوم بشه کی واقعا نخبه ست !!

 

 اگه من می تونستم وارد پزشکی بشم هم راحت تر  به آرزوها و اهداف  خودم  می رسیدم و هم  باور کنید برای مردم کشورم مفیدتر  بودم و استعدادها و علاقه هام در سطح کلان و در جای خودشون  و درجهت منافع مردم و کشور  به کار گرفته می شد و نمی سوخت ، به نظر خودم و با شناختی که از خودم دارم  مطمئنم پزشک خوب و باسوادی هم می تونستم بشم  .

 

 چون  هم از بچگی زمینه اش رو داشتم هم علاقه اش رو و هم خیلی کار علمی و پژوهشی در زمینه پزشکی بالینی کرده بودم و تمام اهداف مسئولین از گذاشتن طرح  پذیرش دانشجوی پزشکی از لیسانس ( کارشناسی )  خداشاهده  بدون هیچ تعارفی یک جا در من بود !! اما اسیر کج سلیقگی های یه عده شدم و بس !

 

  قابل توجه دوستان عزیزی که تازه خواننده اینجا شدند :  تاریخ سایر مطالب این وبلاگ در ارتباط با طرح پذیرش دانشجوی پزشکی از مقطع کارشناسی ( لیسانس ) که از کنار صفحه تو آرشیوماهانه وبلاگ  می تونین برین و ببینین و همه شون هم مربوط به سال 86 هستند عبارتند از  :

 

نوزده مهر – پونزده آذر – شش دی – بیست دی

 

 

 

 

 

 

 

 

نکته بهداشتی پزشکی :

 

 

معمولا  برای واکسن دوگانه دیفتری – کزاز ویژه بزرگسالان ( Td (  بعد از اینکه تو بچگی  که قبل از مدرسه رفتن  پنج نوبت زدنش هم  تکمیل می شه توصیه می شه هر ده سال یک بار به شکل یک دوز  یادآور  تکرار بشه ، بجز موقع  اول دبیرستان که برای مارو آوردند تو کلاس زدند !   برای زدن این یادآور  معمولا  بیشتر خانم ها موقع ازدواج و آقایون برای سربازی مراجعه می کنند ولی باید واکسیناتور حتما از آخرین تاریخی که  طرف واکسن رو زده و سابقه واکسیناسیون دوران کودکی اش هم سوال کنه ، مثلا اگه به  طرف تو این چند وقته اخیر بنا به دلیلی مثلا گازگرفتگی سگ یا یه زخم آلوده یا هرچیزی مثل اینها واکسن تزریق شده طرف تو دوران ایمن به سر می بره ( طبق جدول )  و  یادآورش رو گرفته پس نیاز تزریق مجدد نداره و باید  برگه اش مهر بشه بره پی کارش ، همین طور برای  خانم هایی که موقع ازدواج واکسن رو زدن و حالا مثلا یکی دوسال گذشته و می خوان نی نی بیارن عزیزان واکسیناتور ورندارن احساساتی بشن !! واکسن رو بزنند ! بعضی ها رو که هر دوبارش رو هم می زنند ! پرسیدن سابقه واکسیناسیون و تزریق آخرین واکسن  خیلی تو تصمیم گیری و اینکه باید یک دوز زده بشه یا دو دوز یا اصلا نیازی نیست  مهم و تاثیر گذاره  چون زیادی واکسن دوگانه زدن باعث هایپرایمیونیزاسیون می شه یعنی سیستم ایمنی طرف دیگه زیادی خوش خوشانش می شه! و از زیر بغلش غدد لنفاوی اش بزرگ می شن  می زنند بیرون !! که بهش  لنفادنوپاتی آگزیلاری می گن  بخصوص اگه یه تزریق غلط هم تَنگِش باشه !!

 

 

 

 

نکته تغذیه ای :

 

 

در ارتباط با مکمل های اسیدآمینه ( پیش سازهای پروتئین در بدن رو اسید آمینه می گن  ) که عزیزان ورزشکار ما علاقه دارند ازشون برای افزایش بافت عضلانی شون و خجالت دادن آینه !! استفاده کنند باید بگم اگه مصرف این جور چیزها  بشکل خودسرانه و بدون نظارت پزشک یا کارشناس تغذیه باشه ممکنه باعث افزایش وزن ، کاهش آب بدن ، نقرس ، دفع زیاد کلسیم از ادرار و ایجاد اختلالات کبدی و کلیوی بشن .

 

 

 

 

نکته دارویی :

 

 

اگه تمایلی به خرید دهانشویه های شیمیایی ندارین ( یا ایضاً پولش رو ندارین !!)  می تونین خودتون تو خونه دهانشویه درست کنید و بعد از  هر بار مسواک زدن و موقع خواب ازشون استفاده کنید تا دهنتون هم ضد عفونی بشه هم  خوشبو  ،  طرز تهیه دو نوع دهانشویه بهتون یاد می دم :

 

1- یک قاشق چایخوری نمک رو تو یک لیوان آب ولرمی که قبلا هم جوشیده شده حل کنید  ولی اگه فشار خون یا ناراحتی قلبی دارین محلول رو رقیق ترش کنید  .

 

2- یک چهارم قاشق مرباخوری جوش شیرین رو تو یک لیوان آب جوشیده ولرم شده حل کنید و چند قطره عرق نعناع بهش اضافه کنید .

 

 

 

 

 

درمانگاه :

 

 

خانمی که نابارور است به شما مراجعه می کند ، تو آزمایشاتش سطح پرولاکتین سرم و TSH هردو بالاست ، بهترین درمان ؟ ( سوال امتحانی پره انترنی و دستیاری )

 

 

هورمون پرولاکتین از غده هیپوفیز مغز ترشح می شه و رو تولید و ترشح شیرمادر بخصوص موقعی که خانمه بارداره  اثر مثبتی داره ، تو تومورهای هیپوفیز مثل آدنوم هیپوفیز ترشح این هورمون زیاد می شه و  مثلا ممکنه حتی تو خانم های غیرشیرده هم  باعث ترشح  شیر بشه ،  پرولاکتین اگه زیاد بشه ممکنه سطح هورمونهایی مثل استروژن کم بشه  که همین خودش باعث مشکلاتی مثل بچه دارنشدن می شه ( البته این فقط یکی از دلایل متعدد ناباروریه ها ! )  و باید سطح پرولاکتین رو کاهش داد تا مشکل حل بشه . داروهایی مثل بروموکریپتین و کابرگلاید مهار کننده های پرولاکتین هستند ولی این بیمار چون افزایش پرولاکتینش  ثانویه به کم کاری تیروئیدش هست ( TSH بالاست دیگه ! )  باید هورمون تیروئید ( مثل ِلووتیروکسین ) بگیره و همین درمان حداقل  در قدم اول کفایت می کنه .

 

 

 

انسان بنده احسان است ( حضرت علی علیه السلام )