درد بی خواهری !!!!!!
ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٢ شهریور ۱۳۸٦ : توسط : مجید

 

به نام خدا

 

 

پنجشنبه 22 شهریورماه 1386

 

 

 

یادتونه چندوقت پیش ( فکر کنم تویکی از آپهای اردیبهشت امسال ) در مورد نداشتن خواهر و کمبود عاطفی بابت این مسئله گقتم و پیشنهاد کردم مثل ازدواج کردن ، هرکسی که خواهر نداره یا از این بابت احساس کمبودمی کنه بتونه مثل ازدواج دنبال یه دختر مناسب برای خواهری بگرده ؟و خیلی ها به این حرف من خندیدن یا از موضع منفی و بدبینانه بهش نگاه کردن اما بالاخره حقانیت حرفم ثابت شد ! شب نیمه شعبان اخبار یه مراسمی رو تو هند نشون می داد که یه روز مخصوصی بود مثل روز مادر یا روز پدر ما که روز خواهر و برادر بود و تو اون روز خواهر و برادرهای تنی و اونهایی هم که خواهر نداشتند یا دنبال خواهر برادر بودن و اون طوری که گوینده خبر می گفت باهم بجای پیوند ازدواج پیوند خواهر برادری بسته بودن به هم هدیه می دادن چون به نظر اونها پیوند خواهر و برادری مقدس تر از پیوند ازدواج هستش و اون شخصی رو که به عنوان خواهر یا برادر انتخاب کرده بودند برای خواهری یا برادری مناسب تر از همسری دیده بودن ، خداییش خیلی بهشون حسودیم شد !! ما که هندی نیستیم و تو هند هم که زندگی نمی کنیم اما امیدوارم تو مملکت ما هم یه روزی همچین چیزی رسم بشه ،همیشه دوست داشتم اگه خواهری داشتم دقیقا برعکس همسرم باشه یعنی خواهرم یه دختر امروزی َاکتیو شلوغ پلوغ با همون ژست عقل کلی و همه چیز دانی معروف بعضی دخترها و تیریپ نصیحت و بخاطر اینکه حق خانم ها در طول تاریخ ضایع شده دوست داشته باشه از هرکاری سر دربیاره و تو هر حریم و سوراخی وارد بشه از رانندگی کامیون و اتوبوس گرفته تا خلبانی جت و صعود و پرش از برج میلاد و مثل آقای فیلاس فاگ تو دور دنیا در هشتاد روز از این جا به اون جا رفتن و خلاصه هر آرتیست بازی و ژانگولر بازی هیجانی دیگه !!!!! اگه یه خواهر داشتم می تونستم خیلی راحت تو خلوت باهاش صحبت کنم و حرفها و مشکلاتم رو بخصوص حالا و با این وضعیت پا در هوای فعلیم بهش بگم و خلاصه یه درددل اساسی بکنم و راهنمایی بگیرم نه اینکه جسته گریخته با مثلا دختر عمه هام مشورت کنم و راجع به هرچیزی از اونها راهنمایی بگیرم چون معتقدم دخترها بخصوص دخترهای جوون تو خیلی موارد چیزهایی رو می بینند که من نوعی نمی بینم و خیلی دقیق تر و ریز تر به مسائل نگاه می کنند و بعضی وقتها همین دختر عمه ها یا مثلا دختردایی ها و ... تذکرهایی می دن که خیلی جالبه و خیلی تاثیر گذار و من به اونها دقت نکردم یا حتی بعضی از شماخانم های عزیزخواننده وبلاگم هم خیلی وقتها از منظر و دنیای دیگه ای به من مسائلی رو می گین که خودم متوجه نبودم و تا بحال هیچ کس به من نگفته بوده و تونستم با پذیرش اونها رفتارو اخلاقم رو اصلاح کنم . خلاصه خلاء یک خواهر خوب مثل خیلی از شماها همیشه حتی از بقیه خلاء های زندگیم خیلی بیشتر احساس شده و بخصوص تو این وانفسای بلاتکلیفی و فشارهای روحی و تنهایی یه خواهر می تونست خیلی تو زندگی من و شناخت من از جنس مخالف و راهنمایی و تعدیل افکار تند احتمالی من از جنس مخالف بخاطر نداشتن روابط آنچنانی باهاشون تاثیر گذارتر باشه و در مقابل من هم هرکاری از دستم برمی اومد براش انجام می دادم و نمی گذاشتم هیچ موقع غمگین و ناراحت باشه و آب تو دلش تکون بخوره ، تو این دوسه هفته ای که خونه تعمیرات و نقاشی و از این جورکارها داشتیم و خونه خیلی بهم ریخته بود مامان خیلی از اینکه یه دختر نداره می نالید و به هرکس هم که می رسید اول همین رو می گفت !!! هیچ موقع ندیده بودم مامان من از این حرفها بزنه ولی وقتی دیدم و شنیدم خیلی برام جالب و البته تعجب آور بود ، باور کنین به شخصه هر کمکی از دستم بر می اومد انجام دادم بخصوص تو جابجا کردن وسایل و اثاثیه سنگین و کلا کارهای فیزیکی و قدرتی، اما اینقدر خونه بهم ریخته بود که فقط 4 روز جمع کردن اثاثیه طول کشید و خب واقعا هم حق داشت خیلی دست تنها بود ، یه دختر خیلی می تونست تو این مورد بیشترو بهتر از من و برادرم بهش کمک کنه ولی خب خدا بنا به حکمت و مصلحتش مارو از وجود این نعمت بزرگ بی بهره کرده .

 

 

 

 

اگه خواننده مطالبم چه تو وبلاگ 100 درد چه اینجا بوده باشین حتما می دونین که از 6 سال تا حالا بزرگترین مشکل و مانع زندگیم سربازی بوده و هست و تو اکثر آپهایی که کردم کم و بیش از این مسئله نالیدم ولی شاید تعجب کنین که چندوقتی هست دیگه به اون شکل حرفی از این مسئله نمی زنم ، خواستم توضیح بدم که چند دلیل داره اول اینکه فعلا یه کورسوی قانونی بازشده تا بتونم کفیل مادرم بشم هرچند هنوز قطعیت نداره و درصدش هم حدود ده بیست درصد بیشتر نیست ولی دنبالش هستم و اگه تا دی که فرجه 6 ماهه قانونی بعد تحصیلم تموم می شه درست نشه می رم سراغ معافیت پزشکی برای ضعیفی چشمم تا با توجه به قانون جدید اگه امتحان ارشد وزارت علوم تو اسفند یا وزارت بهداشت تو خرداد یا تیرسال دیگه یا حتی پذیرش دانشجوی پزشکی از لیسانس رو قبول شدم چون غیبت نداشتم منعی برای ترخیص از سربازی و ادامه تحصیلم نباشه چون یه جورایی برنامه زندگیم در حال عوض شدنه. اگه من می خواستم فعلا دنبال ارشد و تحصیلات تکمیلی نرم و تکلیف سربازیم رو روشن کنم و بعد ادامه تحصیل بدم بخاطر این بود که سر و سامونی به زندگی شخصیم بدم و ازدواج کنم و اگه 6 سال تموم این همه حرص و جوش نداشتن کارت معافیت و این چیزا رو می زدم بخاطر همین مسئله بود هرچند همیشه از نظامی ها و نظامی گری متنفر بودم اما حالا دیگه با توجه به مطالبی که هفته قبل نوشتم برام چندان فرقی نمی کنه که معافیتم جور بشه یا نشه ( که اگه بشه حداقل از بابت های دیگه مثل کار ، ادامه تحصیل و زمان و غیره خوب می شه ) یا زاهدان برم یا تهران یا هر چیز دیگه و دیگه خوشبختانه یا متاسفانه بابت سربازی هیچ حرص و جوشی نمی خورم و سَرَم رو انداختم پایین دارم زندگیم رو می کنم و همه چیز رو سپردم اول دست خدا بعد دست زمان و صبر و صبر و صبر که چند وقته به این صبر کردن و توکل خیلی بیشتر از گذشته معتقد شدم چون همیشه تابوده الَظَفَرُِ مع الصبر بوده و تو تمام زندگیم دارم به این حدیث عمل می کنم و خیلی بهش معتقدم مثلا تو ایستگاه اتوبوس که نشستم مرتب پشت سر هم اتوبوس خصوصی پولی می آد و سوار نمی شم و این قدر صبر می کنم تا یه اتوبوس بلیتی خلوت بیاد تا هم پول ندم هم بشینمو با خودم اون موقع این حدیث رو زمزمه می کنم !!یه نکته دیگه هم اینه که واقعا در مورد خودشناسی هرچی گفتند راست گفتند ، اگه کسی می خواد تو زندگیش موفق بشه اگه می خواد راحت زندگی کنه و اگه می خواد هیچ موقع از گذشته ش پشیمون نشه باید اول از همه خودش رو بشناسه و با توجه به شناختی که از خودش داره تصمیم بگیره و جلو بره، مامان من حدود 45 سال سن داره و اتفاقا پریروز هم تولدش بود و البته از نظر ظاهری جوریه که کوچیکتر از سنش نشون می ده و هر کس می بینتش باور نمی کنه یه پسر 25 ساله مثل من داشته باشه ولی تمام اخلاق و رفتار و عملکردش مثل دخترهای حالا می مونه و تنها فرقش با دخترهای فعلی اینه که حدود بیست سالی ازشون بزرگتره همین !! مامان همون اَکتیو و فعال بودن ، همون شور و نشاط ، همون ماجراجویی ها و آرتیست بازی ها و ژانگولر بازی های بیشتردخترهای فعلی رو داره و وعده داده بعد ماه رمضون برای یادگرفتن رانندگی هم اقدام می کنه !!ما خیلی همدیگه رو دوست داریم و چون مامان من جنبه و ظرفیت خیلی بالایی داره هرچیزی رو حتی خصوصی ترین مسائل رو راحت می تونم بهش بگم و همیشه خیلی منطقی برخورد می کنه و برای من و برادرم هم تا الان خیلی فداکاری ها کرده و می کنه و اگه جر و بحثی هم بین من و مامان پیش بیاد دلخوری مون یک ساعت بیشتر طول نمی کشه و طبق معمول من منت می کشم !و همه چیز به خیر و خوشی تموم می شه اما با شناختی که از خودم پیدا کردم و تو این تجربه ای که از زندگی با مامان که یه کپی از خیلی دخترهای امروزیه به دست آوردم متوجه شدم که برای من سخته باکسی که همچین تیپ و اخلاقی داره زندگی کنم و بخاطر این خصوصیات مامان هیچ موقع ما نظراتمون باهم یکی نبوده و همیشه باهم اختلاف نظر داشتیم ( هر چند شاید چون مامان تحصیلات آکادمیک نداره اون هم به نوعی دخالت داشته باشه ، کلا من از بچگی همین جوری بودم یعنی تو بچگی هم خیلی آروم بودم و سرم به کار خودم گرم بود و مثلا تو یه مجلس عروسی یا مهمونی که همه بچه ها به هم می افتادن و شلوغ می کردن من یه گوشه آروم می نشستم ولی مامان اون جور که تعریف می کنه از بچگی هم آروم نبوده ، مثلا چند وقت پیش که کلاس شنا تو استخر حجاب رفته بوده همه ازش پرسیده بودن بچه هاتون هم مثل خودتون هستند ؟!!!!، ازدواج چیز خوبیه و باید همه ازش استقبال کنند به شرط اینکه شما بتونی علاوه بر اینکه پسر خوب یا دختر خوبی هستی همسر خوبی هم باشی و در غیر این صورت احتمال داره با طرف به مشکل بربخوری ، به شخصه ترجیح می دم با تمام مشکلاتی که مجردی داره و حتی ممکنه عواقب اخروی وحشتناکی هم در انتظارم باشه به همین وضع ادامه بدم تا کسی نزدیک ( نه کاملا منطبق ) با شرایط خودم پیدا بشه یا حداقل اگه هم مثل خودم نیست بتونه درک درستی از شرایط و خصوصیات من داشته باشه و از من توقع ماجراجویی و آرتیست بازی و ژانگولر بازی و مارکوپولو بازی نداشته باشه ، خوشبختانه حتی اگه یه روزی خونه پدری رو هم بفروشیم اون قدری به من می رسه که برم یه جایی که دلم می خواد مثل یوسف آباد یه آپارتمان نقلی بخرم و حتی یه چیزی هم تهش بمونه بذارم بانک بهره ش رو بگیرم و خدارو صدهزار مرتبه شکر از این بابت ها هیچ موقع مشکل نخواهم داشت ، اگه در ادامه مسیر زندگی به همچین شخصی برخوردم حتما اقدام می کنم چون هیچ موقع ازدواج رو نفی نکردم اما زندگی مجردی و تنهایی و حتی زندگی یک نفره رو به یه ازدواج ناموفق که به خاطر عدم تطابق خصوصیات اخلاقی با طرفم مجبور بشیم مرتب تو سر و کله هم بزنیم و درنهایت زندگی هر دونفرمون تباه بشه ترجیح می دم و دوست ندارم تو این مورد احساسی عمل کنم چون هم خودم رو شناختم هم خیلی از دخترهای حالا و امروزی رو ، باید بگذارم زندگیم روال عادی خودش رو طی کنه تا شاید اتفاقی بیافته که مسیر زندگیم رو عوض کنه ولی خوشبختانه فعلا یه آرامش و صبر و توکل عجیبی پیدا کردم که همین خیلی بهم آرامش و امیدواری داده ، الان احساس من مثل مردهایی می مونه که از زنشون مثلا چندماه یا چند سالیه جدا شدن و تازه تازه دارن به زندگی برمی گردن و دارن یه زندگی یک نفره رو تجربه می کنند که حس خیلی جالبیه .

 

 

 

 

نکته بهداشتی پزشکی :

 

 

تو مطالعه ای که تو ایتالیا و روی 27100 نفر بیمار انجام شده مشاهده شده هنگام دعا و ذکر از ته دل و با خلوص نیت و اعتقادمحکم هماهنگی گردش خون تو بدن افزایش پیدا می کنه و بازدم تحریک می شه که همین امر باعث ارتقای سلامتی و دفع عوامل خطر و بیماری می شه .

 

 

 

 

نکته تغذیه ای :

 

 

@ از جمله تاثیرات مثبت روزه داری که یک مِتُد تغذیه ای مدرن به شمار می ره می شه به افزایش تون اپیوئیدی ( اپیوئید ها نوعی مواد شیمیایی آرام بخش و ضد درد هستند ) اشاره کرد که فعالیت سیستم نورآدرنرژیک بدن ( که مثل گاز ماشین می مونه و با یه تحریک ،اعصاب بدن تخته گاز می رن و بدن ازاین تحریک عصبی خیلی ضربه می بینه ) رو با افزایش غلظت بتااندروفین ها ( نوعی مواد شیمیایی بدن که آدم رو خوش و ریلاکس می کنند ) کاهش می دن و همین طور اپیوئیدها گلیکوژن ( ذخیره قندی اضافه بدن ) رو تنظیم و کنترل می کنند .

 

 

@ یکی از عادت های بد و غیر بهداشتی تو ماه رمضون اینه که اکثرا سحری قیمه پلو و باقالی پلو وقرمه سبزی و ....... !!!!می خورن که چندان برای بدن تو اون ساعت خوردن همچین غذاهایی خوب نیست ، بهترین سحری که ما می تونیم بخوریم اینه که وعده سحری مون رو به شکل صبحانه کامل بخوریم ( نه یا ناهار یا شام سلطانی !!! ) و از میوه ها و هندوونه و طالبی هم تو سحری برای اینکه توطول روز تا اذان مغرب زیاد تشنه نشیم استفاده کنیم .

 

 

 

 

 

 

 

نکته دارویی :

 

 

عدم نیاز به تست پوستی پنی سیلین تو افراد زیر 14 سال یه شروطی داره که مثلا حتما باید قبلش شرح حال و سوابق حساسیتی بیمار مشخص بشه ، همه تمهیدات لازم در صورت واکنش حساسیتی در نظر گرفته شده باشه و پزشک اونجا با داروها و وسایل مخصوص حضور داشته باشه ، پنی سیلین باید تو یه مرکز یا جایی که چنین امکاناتی داره به شکل خوابیده تزریق بشه و بیمار بین 20 تا 30 دقیقه تو محل تزریق بمونه و خارج نشه .

 

 

 

 

این که گفتی یعنی چه ؟

 

 

واژه اَسِتاز مثل استاز ادراری به معنی رکود و کندی حرکت و توقف یک جریان مایع هستش .

 

 

 

 

مورد – بالین :

 

 

 

کودکی رو پیش شما می آرن و می گن خوب رشد نمی کنه ، شما باید چه رویکردی رو قدم به قدم اتخاذ کنید ؟

 

 

اختلال رشد یا FTT یکی از مشکلات شایع طب اطفال هستش و همیشه یک علامت ( sign ) محسوب می شه نه یک تشخیص ( Diagnos ) ، اصطلاح FTT بیشتر تو مواردی که بچه خوب وزن نگیره بکار می ره اما تو مواردی مثل مشکلات قد و دورسر هم اطلاق می شه . اختلال رشد تو همه طبقات اجتماعی و اقتصادی دیده می شه ولی تو بچه های فقیر بیشتره ، سوء جذب یا سوء تغذیه مواد غذایی و نیاز به انرژی علت اصلی اختلال رشد محسوب می شه ولی عفونت ها ، ریفلاکس یا برگشت مواد غذایی از معده به مری ، اختلالات ارثی ، عدم تحمل شیر گاو ، اختلالات کلیوی و امثال اینها می تونند دلایل دیگه ای باشند که نگذارند بچه خوب رشد کنه . اول بایدارزیابی رو با گرفتن یه شرح حال دقیق و معاینه فیزیکی کامل از سر تا پا شروع کنیم و بعد بسته به موقعیت بچه و نتیجه شرح حال و معاینه و تشخیص های افتراقی یه آزمایش برای بیمار درخواست کنیم که معمولا شامل CBC یا شمارش سلولهای خونی اعم از گلبولهای سفید و قرمز و پلاکتها می شه ، آنالیز و کشت ادرار U/A وU/C ، الکترولیت ها مثل سدیم Na ، پتاسیم K و غیره ، کراتینین Cr و ازت اوره خون BUN ، تست عملکرد کبد از نظر پروتئین ها و آلبومین ، آزمایش تیروئید مثل TSH ، T3 ، T4 آزمایش مدفوع از نظر انگلOP ، خون مخفی OB ، سوء جذب یا Stool Culture و بررسی عرق اگه شک به سیستیک فیبروزیس هستش یا آنتی بادی های اختصاصی اگه شک به سلیاک وجود داره و حتی بررسی رادیولوژیکی اگه لازم بود . درمان بسته به کشف علت زمینه ای هستش ولی باید کالری کافی برای بیمار برقرار کرد و پودر برنج به شیر شون اضافه کرد و تو نوپا ها یه مقدارچربی به رژیم غذایی شون افزوده بشه مثلا تو غذاشون کمی کره یا روغن اضافه بشه و شیری با غلظت کافی و بالا بسته به شرایطتشون براشون تجویز بشه .

 

 

 

 

 

از همه کسانی که از ته دل و بدون ظاهرسازی با خدای خودشون تو ماه مهمونی خدا عاشقانه راز و نیاز می کنند التماس دعا دارم .

 

 

 

اَللهُمَ اِغفِرلی الکُثیرَ مِن معاصیکَ وَاقبَل مِنی الیَسیرَ مِن طاعَتِک