گواهی سلامت ؟!
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۱ آذر ۱۳۸٧ : توسط : مجید

به نام خدا

 

پنجشنبه بیست و یکم آذرماه 87

 

مطلب بعدی وبلاگ  :  پنجشنبه هفته آینده  بیست و هشتم آذرماه 87

 

تومجله های تبلیغاتی مناطق تهران  که  تو خونه ها می ندازن ( و همش  هم یا تبلیغ آرایشگاه یا   درست کردن عروس و یا رستورانه ! ) تو تبلیغ ماماها و متخصصین زنان یه آیتم وجود داره به اسم گواهی سلامت عروس !!!!!!!!!

 سوال اینجاست که آیا واقعاً همون طور که گواهی سلامت عروس ( از بابت پرده فلان  و این چیزا  ) برای بعضی خانواده های  اکثرا هم سنتی مهمه  ، گواهی سلامت داماد هم برای کسی اهمیت داره ؟ یعنی داماد مجازه هر غلطی دلش خواست بکنه و با شونصد نفر باشه و آخرسر بیاد افتخار بده برای خالی نبودن عریضه یه زنی هم بگیره؟!!

 و هیچ جوره هم نشه براش گواهی سلامت گرفت ؟!!  پس کی گواهی  سلامت داماد رو تایید می کنه ؟ و اصلا چطور می شه تاییدش کرد ؟ آیا  درمورد عروس بخت برگشته این چیزا  ( که یه بار روانی سنگینی رو هم باید  بابت این موضوع تحمل کنه )  مهمه اما برعکسش نه؟!!این انصاف و عدالته ؟

بعدش هم اینکه  قرار نیست همون عروس خانم محترم که براش گواهی سلامت !! می گیرن  سلامت اخلاقی اش  فقط به همون یه تیکه پرده باشه ! ممکنه هر کاری دوست داشته کرده و اونم با شونصد نفر بوده  اما  بر فرض حتی  انجام اون کار به اونجا و اون مرحله  که رسیدند احتیاط کردند و دیگه بیشتر پیشروی نکردند !

 یا اصلا چه تضمینی هست اگه برای عروس خانم  گواهی سلامت هم صادر بشه  بعد ازدواج  هوایی نشه ؟ و تا چشم شوهرش رو دور می بینه ... !  اون رو چطوری می خوان ثابت کنند ؟ به نظر من که این جوری فکر کردن در مورد سلامت اخلاقی  یه نفر فقط از  رو... اش   اونم تو این دوره زمونه خیلی ساده لوحانه ست .

این کار یه نوع دخالت تو  شخصی ترین روابط زن و شوهر حساب می شه و داماد نباید اجازه بده کسی حتی پیشنهادش رو هم مطرح کنه مگر اینکه برای خودش هم خیلی مهم باشه و خودش هم تمام نجابت یه زن رو تو همین بدونه .

به نظر من  که داشتن یا نداشتن چنین چیزی معیاری برای سنجش نجابت یه دختر بخصوص تو این دوره زمونه  نیست  ، چون اولا نداشتن اون ... ! از نظر پزشکی  می تونه دلایل مادرزاد و مکانیکی و ضربه و این چیزها داشته باشه که البته برای پزشکی قانونی تشخیصش راحته که در اثر فلان کار پاره شده یا چیز دیگه .

 من خودم به شخصه چون همیشه  چیزهای دیگه ای برام مهم بوده که هیچ کدومش هم این بحث های خاله زنکی و چهارتا تیر و تخته آوردن و این چیزا نیست ، و خب  البته اون چیزهایی که برای شخص من مهمه  متاسفانه تو این دوره زمونه تو خیلی ها وجود نداره  برای همین هیچ وقت به این مسائل حتی فکر هم نکردم چون اون چیزهایی که من دوست داشتم شاید برای همیشه یه آرزوی نافرجام باقی بمونه و با این شرایط  باید به بایگانی سپرده بشه  اما چون بطور اتفاقی این آگهی ها رو دیدم گفتم یه چند خط  در مذمت  این نوع  طرز تفکر و زرنگ بازی عزیزان ماما و متخصص زنان و از آب گل آلود ماهی گرفتنشون !! بنویسم .

 چون شرایط برای گفتنشون مناسب نیست و  ایضا ً ظرفیت ها هم برای شنیدنشون  بالا نیست   بیشتر از این هم راجع بهشون صحبتی نمی کنم .

به هر شکل ما  خوشبختانه یا متاسفانه داریم تو این دوره زمونه زندگی می کنیم و باید بجای ایده آل گرایی واقع بین باشیم و منطقی فکر کنیم و برحسب شرایط تصمیم بگیریم ، انسان سالم از نظر بعد اجتماعی و روانی سلامتی تو تعریفی که سازمان بهداشت جهانی ( WHO )  از سلامتی ارائه داده کسیه که بتونه با واقعیت های خودش و محیط زندگی اش کنار بیاد ( که البته باید دو طرفه باشه اما نمی دونم چرا از نظر عزیزان یه طرفه ست !!  ) .

ولی اگه شما مطالعات مذهبی داشته باشین و اون مطالعات رو با بعضی کارهایی که به اسم امروزی شدن بعضی دخترها و خانم ها انجام می دن مقایسه کنید خودتون متوجه می شین که چقدر تفاوت و فاصله وجود داره . ( الانه که چون اسم مطالعات مذهبی رو بردم   و  امثال این عزیزان هم خوندند بخندند و مسخره کنند و بگن طرف چقدر عقب مونده ست  !! چون خلاف روشنفکریه دیگه ! )

مشکل اینجاست که  بعضی  از همین ها حسابی خودشون رو به اسم مدرنیزم و روشنفکری و امروزی شدن  ول کردند و حرمت هیچی رو نگه نمی دارند و هیچ حد و حدودی رو رعایت نمی کنند و متوجه تفاوت های طبیعی  نیستند و  بهشون هم که می گی ناراحت می شن و  یه چیزی هم طلب کارند !!

این دسته که کم هم نیستند تفسیر و تعبیرشون از امروزی شدن و امروزی رفتار کردن شکستن قُبح خیلی چیزهاست  و از این کار احساس افتخار هم می کنند و توقع دارند هر کاری دوست دارند بکنند و هیچ کس هم بهشون هیچی نَگه  ، اگه هم حرف بزنی متهم به خشک بودن ، عقب افتاده بودن و عهد دقیانوسی بودن  می شی !!

البته این عده تقصیری ندارند ، اینها مثل یه کاغذ سفیدی بودند که نویسنده می تونسته هرچیزی روش بنویسه .  اگه پدر و مادرهای گرامی شون همون قدر که به موازات امروزی شدن این عزیزان براشون بی حساب و کتاب و افسارگسیخته و کنترل نشده خرج کردند یه خورده هم برای  مسائل معنوی شون وقت می ذاشتند ( دین ، اخلاق ، شناختن حد و حدودها برحسب جنسیت و وظایف فردی و اجتماعی اصلی تو زندگی  و ... ) و خیلی چیزها رو از همون اول بهشون  تفهیم می کردند الان شاهد خیلی مشکلات اجتماعی و خانوادگی نبودیم  ، اون پدری که هرچی دخترش خواسته براش بی قید و شرط مهیا کرده  و بد عادتش کرده اما نکات اصلی زندگی آینده رو که مهم تر بودند ولی خب متاسفانه  زیاد وجهه امروزی و روشنفکری ندارن ! و باعث کسر شان عزیزان هستند !! بهش یاد نداده بیشتر مقصره .  

بعضی وبلاگها رو که می خونم این آزادی بیش از حد و دوری از معنویت و زیرپا گذاشتن با افتخار !! حریم های اخلاقی رو کاملا حس می کنم و خیلی ناراحت و متاسف می شم ، واقعا ً هم  هر چیزی امروزی اش خوب نیست .

من یه اشتباهی که تو این وبلاگ داشتم این بود که تو دو مرحله اوایل پارسال و امسال یه حدیثی رو نقل کردم در زمینه مذمت انجام دادن یه کاری ( که دوست ندارم حتی دیگه اسمش رو بیارم چون هر چقدر هم بگی بازهم بعضی ها قبول نمی کنند و بعدش هم اصلا حرف من نیست که بخوان به من جواب بدن !! ) توسط خانم ها تو این دوره که توسط پیامبر ( ص ) پیش بینی شده بود و خب چون به مذاق یه عده خوش نیومد و برحسب تربیت غلطشون دوست داشتند هر کاری رو که می خوان و دوست دارند انجام بدن نه نشوند سریع موضع گرفتند و واکنش ( حتی بی ادبانه که برخلاف ادعاهای ظاهری  روشنفکری شون  نشون دهنده شخصیت و تربیت خانوادگی شون بود  )  نشون دادند و  حتی از مکانیسم های دفاعی روانشناسی استفاده کردند تا قبول نکنند  و دست آخر هم سعی کردند هر جوری شده یه جورایی این مسئله رو با دلایل واقعا خنده دار  توجیه کنند یا همه چیز رو از ریشه و اساس اونم  بدون داشتن کوچکترین اطلاعاتی  زیر سوال ببرند ،  البته غیر از اینم دیگه حرفی ام  واسه گفتن نداشنتند و نمی تونستند و توانایی  نداشتند   که سند و مدرک بیارند و بحث کنند و رو به ساده ترین کار یعنی مقاومت و حمله و فرافکنی  آوردند .

من همیشه عادت دارم با سند و مدرک حرف بزنم و دوست هم دارم اگه  قراره جوابی بشنوم با سند و مدرک باشه و حوصله شنیدن حرفهای احساسی و یاوه  رو ندارم  و ازشون راحت عبور می کنم و بهشون اعتنای چندانی نمی کنم .

  واقعا  هم جای تاسف داره کسانی که در مورد دانشگاه رفتنشون و تحصیلاتشون و  درصد قبولی شون تو کنکور  توسط مسئولین  با افتخار مرتب آمارهای بالا عنوان می شه و تو بوق و کرنا می شه و  خودشون هم خیلی ژست و اِفه امروزی و روشنفکر بودن دارند  نتونند یه بحث منطقی و مستدل یا یه مناظره قوی  داشته باشند و تا حرفی می شنوند که مغایر خواسته هاشونه نتونند خودشون رو کنترل کنند  و پا به پا مستدل جلوبیان و اگه نمی تونند   واقعیت ها رو بپذیرن ، یک شخص دانشگاه رفته و تحصیلکرده واقعی نباید مثل لمپن ها برخورد کنه .

با این جور افراد دهن به دهن گذاشتن صلاح نیست چون  اصلا چیزی ندارند که عرضه کنند و دوست دارند فقط با کوچکترین بهانه به طرف حمله کنند و این طوری خودشون رو راحت کنند و حرفشون رو پیش ببرند  ، چون تو خونه پدر محترم شون هرچی خواستند سریع آماده و مهیا بوده و حرفهاشون رو راحت پیش می برند فکر می کنند بقیه جاها هم همین جوریه .

البته اشتباه از من بود ، چون بعدها به حدیثی برخوردم به این مضمون از امام  صادق (ع ) که "با مردم معاشرت کنید آنگونه که آنان می دانند ( و سر در می آورند ) و آنچه را که انکار می کنند ترک نمایید و آنان را بر علیه ما و خودتان برانگیخته نسازید ، چون کار ما سخت و مشکل است  " یا در جای دیگه همین حدیث از امام باقر ( ع ) نقل شده  به اضافه  : " بدرستی  که  حدیث آل محمد ( ص ) بزرگ است و سخت و سنگین و به آن ایمان نمی آورد مگر فرشته مقرب یا پیامبر مرسل و یا بنده ای که خدا قلبش را با ایمان امتحان کرده است " .

اگه من این حدیث رو  می دونستم نمی اومدم اینجا احدایث و روایاتی  - ولو درست – بذارم که هر بی حیایی به خودش اجازه بده  بدون داشتن علم و سواد و اطلاعات  درست حسابی و فقط بخاطر تمایلات و علائق حد و حدود شکنانه  و تربیت غلط خودش همه چیز  رو زیر سوال ببره و  از بیخ منکر بشه  و حتی در برابر حرف پیامبرش هم وایسه ! این دیگه چه جور روشنفکری و امروزی عمل کردنه  من موندم !!  

خداییش هم  آدم باید خیلی خیلی بی شرم و بی حیا باشه که بیاد چون از حدیث پیامبرش خوشش نیومده یا یه طور دیگه دوست داشته عمل کنه همه چیز رو از  بیخ زیر سوال ببره و موضع بگیره و یا مسخره کنه ، البته تا جایی  ام که من متوجه شدم بیشتر این عده چندان دین و ایمون درست و حسابی ندارند و حتی اهل نماز و... هم نیستند ، چون به هر شکل این چیزها از نظر عزیزان مغایر روشنفکری و امروزی شدنه !!

ولی خب کسان دیگه ای هم بودند که بی ادبی و بی حیایی بروز ندادند اما  خیلی ناسیونالیستی و – نه از سر انصاف – برخورد کردند ، آدم چیزی رو که  مستدل و بر پایه مدرک می شنوه و نمی تونه هم جوابی بهتر و مدرکی بالاتر و مستدل تر بیاره  باید قبول کنه ، هر چند برخلاف میل خودش باشه .

به هر حال وبلاگ یه محل عمومی هستش و علاوه بر خوانندگان فهیم و درست و حسابی و با شخصیتی  که به جرات می تونم بگم حداقل هفتاد هشتاد درصد خوانندگان وبلاگ رو هم شامل می شن خب چهارتا آدم سوسول و به قول خودشون امروزی و روشنفکر  ! ( ولی فقط در لفظ نه عمل ! ) هم می آن و می رن و اگه به چیزی بربخورند که مغایر تمایلات شون باشه از خودشون واکنش نشون می دن ، مثل بوکسوری که این قدر مشت خورده که حسابی گیج  و غافلگیر شده و همین جور بی حساب و کتاب فقط داره مشتش رو  تو هوا پرتاب می کنه .

همین باعث شد تا بعدش بیشتر احتیاط کنم و اگه قراره احادیث و روایاتی نقل بشه اونهایی باشه که  به قبای این عزیزان روشنفکر ! و امروزی ! برنخوره و کسی رو نسبت به دین بدبین نکنه و همین یه ذره دین و ایمانی هم که بعضی عزیزان به اصطلاح روشنفکر و واسه قرن بیست و یک نه عهد دقیانوس ! دارند از بین نره و  من مسئول  نباشم .

باور کنید بهتون قول می دم همین عده و این تیریپ افراد زمانی که می آن اینجا و می بینند من مثلا صحبتی از احادیث و روایات و این چیزا کردم یا حرف از نمازخوندن و عبادت و مثل اینها زدم اگه هم چیزی نگن ولی تو خودشون حتما مسخره می کنند و می خندند و می گن یارو چقدر عقب افتاده ست  !

چرا ؟ چون از نظر اینها صحبت از این چیزا یعنی واپس گرایی و تحجر و خشکه مذهبی  و آخوندی ! و در مورد منم فکر می کنند دیگه چه عابد زاهد و تارک دنیایی با یه مَن ریش هستم !!

 البته بدبینی های سیاسی با توجه به اوضاع کشور و در متن و صدر بودن این جور افراد و این جور تفکرات به شکل افراطی  ، اوضاع رو بدتر کرده و دست این عزیزان رو برای ریشخند و مسخره کردن مسائل مذهبی و بی اعتقادی باز کرده .

در صورتی که من همیشه خیلی با این قضیه راحت برخورد کردم و  باور کنید منم مثل  خیلی از شماها هستم  ، در کنار مطالعات علمی سعی می کنم حتما مطالعات مذهبی از کتابهای معتبر  ( بخصوص آخر شبها ) داشته باشم ( عوض رمان و داستان و شعر و این چیزا )  و اعمال واجب و مستحبی ام رو هم به موقع بجا بیارم ... همین ! و اتفاقا به  اونهایی هم که باعث شدند این عزیزان نست به دین بدبین بشن و همه چیز رو مسخره کنند و عقب موندگی جلوه بدن هیچ اعتقادی ندارم و با کارهاشون مخالفم و سعی می کنم تو جمع هاشون ( بیشترهم جمع های مذهبی )  هم که مجری و شرکت کنندگانش از یه- تفکر خاص -  هستند هم  شرکت نکنم.

 نه تفریط دارم نه افراط و هر چی که حق و انصاف  و مستدل و معتبر باشه  می گم حالا می خواد برای خانم ها باشه یا آقایون والله فرقی نمی کنه .

 

همیشه دوست داشتم یه بخشی هم تو این وبلاگ با عنوان نکته مذهبی  باشه و روایات و داستانها و احادیث جالب و معتبر رو مثل بقیه بخش ها ساده نویسی  کنم و بذارم اما ... ، فکر می کنم اگه این بخش رو بذارم برای همه تون خیلی جالب باشه ، چون همین جوری که تو جمع ها می گم خیلی استقبال می شه . 

 

به هر حال کار از ریشه خرابه و اگه این عده دین و ایمان سستی نداشتند و درست بار می اومدند  قطعا تو این جور احادیث و مسائل تدبر بیشتری می کردند ، گفتم هم  از یه طرف الان با توجه به  شرایط مملکت و بعضا سو ء استفاده ها و کارهایی  که داره به اسم دین حتی تو سطوح عالی انجام می شه مردم و بخصوص  این تیپ شخصیت ها  نسبت به همه چیز بخصوص دین  بدبین شدند و وجه افتراق خوب و بد یا درست و نادرست از هم خیلی سخت شده و از نظر اینها هر کسی که حدیث می گه و نماز و دعا می خونه سنتی و عقب افتاده ست و هر کسی که خارجکی اصطلاح می پرونه و گدایی ویزای آمریکا و انگلیس رو می کنه و مثل گوسفند دم سفارت انگلیس از دکتر و مهندس گرفته تا تاجر و وکیل زیر آفتاب و بارون و برف  به صفش می کنند تا یه ویزا بدن دستش  روشنفکره !

این تیپ شخصیت ها چون روشنفکری و امروزی بودن رو  مغایر دین داری می دونند منتظر یه بهانه هستند که همه چیز رو زیر سوال ببرند و مسخره کنند و  کارها و خواسته های  خودشون رو مایه امروزی بودن و دین و اعمال دینی  رو مایه عقب افتادگی معرفی کنند  که نباید چنین  بهانه ای به اونها داد .

باور کنید می شه هم دین دار بود هم امروزی و روشنفکر و اینها هیچ منافاتی باهم ندارند منتها آدم باید حد و حدود خودش رو رعایت کنه و واقعیت هایی رو که در مورد طبیعتش و تفاوتهای بین دو جنس  وجود دارند بپذیره   ،  به خدا هیچ کس نمی خواد حقی رو از کسی بگیره ، همه حق دارند در حد و حدودی که طبیعت و خصوصیات فیزیکی و جسمی شون اجازه می ده هر کاری دوست دارند بکنند منتها اگه حقی اصلا  بالقوه باشه و زورکی و با جار و جنجال و شلوغ کردن و مظلوم نمایی کسب نشده  باشه .

به هر حال بعضی ها فکر می کنند که حق دارند هرکاری دوست دارند و فکر می کنند بهشون وجهه و شخصیت می ده بکنند و اگه تو دین در ارتباط با حد و حدود و شرایط و وظایف شون حرفی  زده شده این دینه که مشکل داره و عقب مونده ست درصورتی که خودشون هستند که مشکل دارند و زیادتر از اون چیزی که براشون وجود داره می خوان  ، اگه یه جایی یه حرفی توسط کسانی که علم الهی داشتند زده شده حتما یه چیزی بوده و هست که اونها نمی دونند و  اون قضیه متناسب با طبیعت و جنسیتشون نیست و نباید زیاد اصرار کنند .  

پس راجع به این چیزها حرفی نزنیم و نذاریم قبح خیلی چیزها شکسته بشه و همین یه ذره دین و ایمون عزیزان به اصطلاح امروزی و روشنفکر سرجاش بمونه و هر کاری دلشون می خواد بکنند تا ببینیم کجا رو می گیرند، این لجن رو بهم نزنیم تا بوی گندش در نیاد بهتره  ، خدا ان شالله همه ما رو به راه راست هدایت کنه و دلهای ما رو به نور معرفت خودش و حقایق  روشن کنه .

 

 

 

نکته بهداشتی پزشکی :

 

یه بیماری هست به اسم بیماری دوشنبه یا Monday Disease که تو بین کارگران کارخونه های مهمات سازی و مثل اینها  که با نیترات سر و کار دارند اتفاق می افته .

این کارگران تو طول هفته مشکلی ندارند چون دیگه به نوعی با محیط کار و نیترات ها پسرخاله شدند !!  ( همون Adaption ) ولی آخر هفته ها که می رن تعطیلات ور دل خانم بچه ها اون تطابق یا پسرخالگی! مالیده می شه می ره پی کارش !

و دوشنبه ها که برای اونها اول هفته ست و اولین روز کاری  ( تو ایران و کشورهای اسلامی که جمعه ها تعطیله باید بگیم بیماری شنبه !! ) می آن سر کار دوباره روز از نو و روزی از نو !!بخاطر همون نیترات ها دچار سردرد و گیجی و تاکیکاردی ( تندشدن ضربان قلب ) و از این جور داستانها می شن  !!!

 

 

نکته تغذیه ای :

 

  پیش ساز ویتامین A تو گیاهان و میوه ها و سبزیجات بتا کاروتن  هستش که تو بدن می تونه به فرم فعال یا ویتامین A تبدیل بشه،  این پیش ساز تو غذاهای پخته مثل هویچ پخته  ، کدوی پخته   ، گوجه فرنگی پخته  و مثل اینها که تو بعضی  رستوران ها هم دیدین کنار غذا برای تزئین و خوش رنگ کردن غذا می ذارن اثر بهتری نسبت به حالت خام  تو پیشگیری از بیماریهای قلبی عروقی داره .

 

 

نکته دارویی :

 

برای کاهش اثر خواب آلودگی ناشی از داروهای آنتی هیستامینی  چند راه وجود داره ، اول اینکه با  حداقل دوز   ، دارو شروع بشه تا یه تحملی نسبت به دارو ایجاد بشه و بدن عادت کنه  ، دوم اینکه دارو همراه با غذا مصرف بشه  ، سوم اینکه حداقل دوز دارو در صیح و حداکثر دوز در عصر و شب  تجویز بشه که البته ممکنه برای بعضی شغلها بخصوص شب کارها برعکس باشه ، چهارم اینکه بجای آنتی هیستامین های قدیم که اثر خواب آلودگی بیشتری داشتند ( آنتی هیستامین دکونژستان ، کلر فنرآمین ، کلماستین و ... )  از داروهای جدیدتر این خانواده استفاده بشه که اثر خواب آور کمتری دارند و داروسازهای عزیز و مظلوم   تو داروخانه ها راهنمای خوبی برای شما هستند ، یه راه پنجمی هم هست که چون غیر علوم پزشکی ها هم اینجا رو می خونند نمی گم!

 

 

پاسخ به پرسشهای شما :

 

اون عزیزی که درخواست کرده بودند کتابهایی رو که  برای ارشد می خونم اینجا بگم لطف کنند یه ایمیل بهم بزنند تا فهرست کتابها رو براشون ایمیل کنم ، ایمیل من کنار صفحه قسمت بالا هستش .

 

 

درمانگاه :

 

پارسال یا پیارسال بود که رفته بودم کنگره بیماریهای کودکان ، یه آقای دکتری که روانپزشک کودکان بود داشت صحبت می کرد و از یکی از کیس هاش می گفت که فکر می کنم جالب باشه اینجا بگم . می گفت یه پدر و مادری بچه شون رو با این شکایت  که بیش فعاله  آورده بودن پیش من ، بچهه هم انصافا خیلی اذیت می کرد و حتی می اومد پشت میز من با گوشی و سرنسخه ها و هر چیزی که رو میز بود ور می رفت .

یه خانم روانشناس کودکی هم تو مطب من کار می کرد ، بچه رو بهش ارجاع دادم که اونم یه بررسی و ارزیابی بکنه ، ولی پدر و مادرش تو اتاق خودم بودند . بعد چند دقیقه خانم روانشناس اومد صدام کرد که بیا و ببین ! رفتن از لای در دیدم که بچه خیلی آروم نشسته و داره کتاب نقاشی کار می کنه و دیگه خبری از شور و شیطنت نبود و خانم روانشناس می گفت Attention خوبی داره ( یکی از مشخصه های بچه های بیش فعال اینه که Attention یا توجه و تمرکز بالایی ندارند ولی این داشت ) و اینکه فقط هم جلوی پدر و مادرش این قدر شیطون بود و تو بقیه موارد خیلی آروم بود جای تعجب داشت !!

بعد اینکه با پدر و مادر صحبت کردم متوجه شدم اینها از اول فقط صیغه بودن !! و هی مرتب تمدید می کردند و چند وقتیه چون باهم نمی سازند می خواستند دیگه تمدید نکنند و چون ظاهراً جلوی بچه هم جر و بحث داشتند و بچهه هم فهمیده بوده این کارا رو می کرده !! اون آقای دکتر می گفت من اسم  این وضعیت رو گذاشتم  " سندروم صیغه " !   نه  " بیش فعالی همراه با کمبود توجه یا همون ADHD” " !!!!

 

 

از وصایای امام سجاد ( ع ) به امام محمد باقر ( ع ) در هنگام وفات :

 

ای پسرم ، بپرهیز از ظلم برکسی که یاور و دادرسی ندارد جز خدا .