مایه روشنفکری یا بدبختی ؟
ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٧ : توسط : مجید

 

به نام خدا

پنجشنبه بیست و چهارم بهمن ماه 87

مطلب آینده : پنجشنبه پانزدهم اسفندماه 87 ( ویژه نامه سال نو )  

 

همیشه زمانی که تو خیابون بودم ( بویژه از ظهر به بعد ) و مردم رو می دیدم ،با خودم می گفتم ببینی اینا که از صبح که می زنند بیرون، عصر یا غروب یا شب برمی گردند خونه ،  نمازهاشون رو چی کار می کنند ؟ ایناهم هر جا که باشند موقع اذان که می شه دوست دارند زودتر نمازشون رو بخونند تا با خیال راحت و بدون تشویش به ادامه کارهاشون برسند یا ... ؟

اون موقع فکر می کردم چون جامعه ما اسلامی و مردم ما مسلمون هستند حتما براشون مهمه و اکثرشون نمازهاشون رو حداقل تو همون شرکت و محل کار و هر جایی که هستند می خونند ولی تو این چند وقته که برای کار یکی دوجا رفتم ( مثلا  اون شرکت داروسازی و بیمارستان ) متوجه شدم علی رغم همه  شعارهای تبلیغاتی که در ارتباط با دین دار بودن جامعه و کشور اسلامی و این چیزا می شه آمار نماز خون ها اون قدرها هم بالا نیست !! خلاصه که ظاهرا فقط اسم کشور ما اسلامیه !!

البته این جاهایی که من دیدم خصوصی بودند و فکر می کنم تو جاهای دولتی وضع بهتر باشه ، اصلا تو جاهای دولتی برای نماز این قدر ارزش قائل هستند که موقع اذان یک ساعت برای نماز و ناهار تعطیل می کنند و هرجای دولتی برای خودش یه نمازخونه درست و حسابی ( فرش یا موکت شده ،  با مهر و کتب ادعیه و ... ) داره و اکثر جاهایی که دیدم این جوری بودند از دانشگاه گرفته تا ادارات دولتی و... .

ولی تو بخش خصوصی وضع از این بابت  (و کلا مسائل اعتقادی و مذهبی )  خیلی خرابه ! یه بخشی اش بر می گرده به امکانات که اصلا هیچ امکانات مناسبی تو این زمینه وجود نداره و اگه کسی نمازخون باشه باید در بدترین وضعیت ممکن نمازش رو اونم هول هولکی بخونه !!

توی اون چند روزی که تو اتاق عمل بودم تنها امکانی که برای نماز خوندن وجود داشت این بود که تو رختکن یه زیر انداز کوچیک مشمایی بود و به تیکه مهر و سجاده جیبی !!! و شما نمی دونین با چه مشقتی همون نماز واجب می خوندم !! حالا تعقیبات و مستحبات که بماند !!

 تنها کسی هم که دیدم اونجا نماز خوند یه خانم دکتر معروف و مجرب زنان و زایمان بود که اومد سه چهار تا سزارین رو تو یه ساعت !! انجام داد و رفت رختکن خانم ها ، مهر و سجاده جیبی رو براش بردند و یه چهل و پنج دقیقه ای  هم معطل شدم !! دیگه بجز اون من کسی رو که سر وقت یا حتی یکی دوساعت بعدش نماز بخونه ندیدم!! خیلی راحت سر کار بودند و می گفتند و می خندیدند و موقع رفتن هم جمع می کردند و لباسهاشون رو عوض می کردند می رفتند !!

تو شرکت داروسازی هم همین جور ! اونجا یه جورایی احساسم این بود که کلاس خودشون رو خیلی بالا می دونستند ، چون مدام تو صحبتهاشون از الفاظ انگلیسی که معادل فارسی اش رو خیلی راحت می تونستند بگن ( به هر حال ما  که طرف هاشون بودیم  ایرانی بودیم !! ) استفاده می کردند و حرکات و سکنات  و پوششون  هم این رو بخوبی نشون می داد و موقع نماز و چند ساعت بعدش هم خیلی عادی و طبیعی می نشستند پشت میز و کار می کردند و می گفتند و می خندیدند و بهتون هم قبلا گفتم زمانی که از طریقه نماز خوندن تو اونجا از اون آقای دکتر داروسازپرسیدم برگشت با چه لحنی چی جواب داد !! ( رجوع به مطالب مرداد ماه ) کلا تا جایی که متوجه شدم وضع از نظر مسائل اعتقادی و مذهبی تو جامعه  - بخصوص بخش خصوصی - خیلی خرابه !!

متاسفانه  یعضی ها این تفکر رو دارندکه اگه ما داریم بایه طرف ایرانی که صحبت می کنیم دهنمون رو کج کنیم و لهجه بگیریم و مدام الفاظ انگلیسی که خیلی راحت می تونیم معادل فارسی شون رو استفاده کنیم ( همین طور  بکار بردن اصطلاحات پزشکی با غیر علوم پزشکی ها )  بپرونیم !! یا تو وبلاگمون شعر و نکته انگلیسی بنویسیم کلاسمون بالاتر می ره !

خود من هم انگلیسی بلدم و هم اصطلاحات پزشکی و باور کنیدخیلی هم بی سواد و عقب مونده نیستم! اما همیشه سعی کردم با طرفم ( اگه ایرانی باشه یا تو بحث اصطلاحات پزشکی اگه غیر علوم پزشکی باشه )  خیلی عادی و راحت صحبت کنم و نه دهنم رو کج می گم نه خارجکی می پرونم !! این چیزها رو شان نمی دونم و خیلی از این کارها  و بهتر بگم این - سوسول بازی ها - بدم می آد  .

در صورتی که اگه بخوام این کار رو کنم خیلی خوب بلدم و مثلا می تونم تو این وبلاگ یا تو صحبت هام با دیگران جوری با اصطلاحات پزشکی اونم بدون اینکه معنی شون یا توضیح شون رو بدم صحبت کنم که هیچ کس از غیر علوم پزشکی ها حتی یه کلمه هم متوجه نشه !!

اما این کار رو نمی کنم چون این کار و اینکه مثلا با شمای ایرانی  که صحبت می کنم بجای اینکه بگم مثلا بهتون هدیه می دم بگم Gift می دم !!! برام هیچ افتخاری نداره و به نظرم این جور صحبت کردن معنی نداره .

برگردیم سر قضیه نماز ، خوشبینانه ترین فکری که می شه راجع به این عده که تو محیط های کاری به نماز بی اعتنا هستند و اتفاقاً خیلی هم بی خیال و راحت کارشون و بگو بخندشون رو انجام می دن کرد اینه که خونه که رسیدند با چندین و چند ساعت تاخیر قضای نماز رو بجا می آرن یا شب کل هفده رکعت رو یه جا می خونند که بازم  جای شکر داره !

هر کسی مسئول اعمال خودشه ولی باید تو بخش های خصوصی هم تو این زمینه یه تسهیلاتی بذارند یا حداقل دیگه به کسی که این چیزا براش مهمه نخندند ! تو بخش های دولتی همه برای اینکه بالاتر برند و خودشون رو خوب نشون بدن این چیزا اگه براشون مهم هم نباشه مهم می شه ! و کاملا هم شرایط مهیاست اما تو بخش های خصوصی یه جورایی برعکسه ! به اونهایی که به این چیزها اهمیت می دن با دیده خوبی نگاه نمی شه و ممکنه حتی از نظر موقعیت به ضررشون هم باشه !!

دوستان ، باور کنید پرداختن به این چیزها  مایه عقب موندگی و خشکه مذهبی و بی اعتنا بودن به این چیزها نشون دهنده روشنفکری و مدرن بودن نیست ، اگه ما واقعا مسلمون هستیم باید این رو همه جوره نشون بدیم  و از فرمان خداوند اطاعت کنیم و بهش ارزش بذاریم ،حتی اون خارجی ها که بعضی از شماها خیلی بهشون اعتقاد دارند و شیفته و مجذوب !! فرهنگ شون هستند و کارهای خودشون رو با کارهای اونها توجیه می کنند  هم از نظر مذهبی برای خودشون اعتقادات و اعمال ویژه ای - با توجه به دین خودشون – دارند و اتفاقا خیلی هم مقید هستند .  این جور نیست که مثل بعضی از ماها بیان ژست روشنفکری و با کلاس بودن !! ( البته اگه همچین چیزی باشه که نیست  ) بگیرن و دیگه قید همه چیز رو بزنند و خودشون رو حسابی راحت کنند .

بعضی ها دارند با کی لج می کنند ؟ با خدا ؟ با حکومت و نظام ؟ با فلانی و بهمانی ؟ باور کنید حساب این چیزها نیست بلکه فقط و فقط با خودشون دارند لج بازی می کنند و  فقط دارن دستی دستی آخرتشون رو خراب می کنند ، این اسمش هرچی باشه روشنفکری و آزادی نیست ، از امام کاظم ( ع ) با واسطه حضرت عبدالعظیم حسنی روایت شده کسی که عمدا نماز را ترک کند از ذمه خدا و پیامبرش خارج است .

بعضی ها توجیه می کنند که ما دلمون پاکه و کارهای خوب دیگه انجام می دیم ! حالا نماز هم نخوندیم نخوندیم ! باید خدمت این عزیزان عرض کنم که طبق حدیث امام محمد باقر ( ع ) اولین چیزی که در قیامت مورد پرسش قرار می گیرد نماز است ، اگر قبول شد سایر اعمال هم مورد قبول قرار می گیرد .

خداوند به نماز من و شما هیچ احتیاجی نداره  ، ما با بجا آوردن این موارد توصیه شده فقط می تونیم اولا ذره ای از لطف و رحمت و عظمت بی منتهای خدا رو درک کنیم و  نحوه زندگی ابدی رو  که از زندگی فعلی ما به مراتب با اهمیت تر و اصلی تره خودمون معین کنیم ، بهشت و جهنم واقعا وجود دارند اما نوع و کیفیت تنعم بهشتی یا عذاب جهنمی رو فقط و فقط اعمال ما تو این دنیا تعیین می کنه و بس  ، اگه با دقت تو آیات قرآن و روایاتی که تو این زمینه ها وجود دارند تمرکز و تفکر کنید می بینید جز این نیست ، اینم یه بحث کاملا مدرن و برگرفته از علم روحی جدید  هستش که دوست دارین و بهش معقدین  نه فقط یه بحث به قول شما خشک مذهبی که فکر می کنید مایه عقب موندگیه ولی اگه مذهبی اش رو بخواهید همون  " دنیا مزرعه آخرت است " هستش و اگه روشنفکری و امروزی اش رو بخواهین می تونین کتابهای روحی ترجمه شده که توسط محققین برجسته روحی خارجی نوشته شدن ( انگلیس ، آمریکا و ... ) رو بخونین ولی آخرش یه جورایی به همون چیزهایی می رسین که تو آیات و روایات گفته شده ، منتها تو آیات و روایات برای اینکه ساده به مردم تفهیم کنند از مثال های دنیوی و مادی مثل حورالعین  و کاخ بهشتی و میوه های بهشتی و این چیزا استفاده کردند منتها محققین علم روح جور دیگه ای این لذت بردن یا عذاب کشیدن رو برحسب اعمال و اعتقاد طرف تو دنیا ثابت کردند که در نهایت هم به همون  وعده آیات و روایات ختم می شه .

 

 

 

نکته بهداشتی پزشکی :

 

حتما راجع به اصطلاح  " بارداری پرخطر  " یا چیزی شبیه به  این زیاد شنیدین ، منظور از این اصطلاح چندتا مسئله ست که اگه شامل کسی می شه باید مراقبت های ویژه تر و ویزیت های با فاصله زمانی کمتری نسبت به بقیه در موردش اعمال بشه تا به سلامتی نی نی اش دنیا بیاد .

اول بارداری زیر 18 سال و بالای 35 سال ، دوم بعد از بچه چهارم  ، سوم خانمی که وزنش کمتر از 45 کیلوگرم و قدش زیر 140 سانتی متر باشه ( البته عددهای مختلفی تو کتابهای مختلف ذکر شده ولی کلا دور و بر همین ها هستند ، مثلا یه جا 46 و 146 ذکر شده  ) چهارم فاصله کمتر از دوسال از بارداری قبلی ، پنجم داشتن بیماری خاص و سیستمیک یا  عمومی   ( دیابت ، بیماری کلیوی ، فشار خون ، بیماری قلبی و صرع ، بیماریهای سیستم ایمنی و  ... ) هستند و البته مسائلی مثل  سوء مصرف موادی مثل الکل و مواد مخدر و دخانیات و بارداری های ناخواسته هم می تونند شامل این قضیه بشن .

 

 

 

نکته تغذیه ای :

می دونید برای چی بعضی ها ( علی الخصوص اون های کلاس ها !! ما که نیستیم ! ) به چایی آبلیمو یا شیر اضافه می کنند ؟ برای اینکه تو چایی یه موادی هستند به اسم فلاونول ها  که اینها شروع به پلیمریزه شدن ( یه جور تغییر ساختار به حالت مثلا رشته ای ) می کنند و باعث می شن ماده ای به اسم تانین یا تانن تشکیل بشه و  چایی یه طعم قابضی به خودش بگیره ، ولی اگه شیر یا آبلیمو به چایی اضافه بشه  اسیدهای آبلیمو یا پروتئین های شیر جلوی این روند و تغییر ساختار رو می گیرند .

 

 

نکته دارویی :

 

یه قرصی هستش به اسم ِکتوکونازول ، این قرص رو معمولا برای عفونتهای قارچی می دن ، در مورد این قرص نکته زیاد هست اما یه چند تا نکته رو لازم دیدم بگم ، اول برای اینکه این قرص اثر کنه باید محیط معده یه محیط اسیدی باشه و اسید معده به حد کافی وجود داشته باشه پس بهتره این قرص رو با شربت آبلیمو یا نوشابه خورد ( درست خوندین بابا !! نوشابه ! )

 دوم اینکه هر دارویی نباید با این قرص مصرف بشه چون ممکنه تداخل بده و باید پزشک قبل تجویز این قرص از داروهایی که بیمار مصرف می کنه مطلع بشه .

سوم اینکه داروهای ضد اسید معده ( شربت ِام جی اس ، قرص رانیتیدین یا فاموتیدین  ، کپسول اُمپرازول و امثال اینها ) ترجیحا اصلا نباید موقع درمان با این قرص تجویز بشن و اگه یه زمانی دیگه خیلی لازم بود و کاری اش نمی شد کرد  دوساعت بعد مصرف این قرص باید استفاده بشن .

چهارم هم اینکه خانم هایی که قرص ضد بارداری مصرف می کنند و این قرص کتوکونازول  هم براشون تجویز شده باید روش پیشگیری شون رو عوض بفرمایند !!!

 

 

درمانگاه :

 

خانم پنجاه ساله ای می آد و می گه همین طور که خوابیدم یهوووووووو احساس می کنم پاهام داره مورمور می شه و یه چیزی داره روشون راه می ره ولی می بینم که هیچی نیست ! و هی باید تکونشون بدم ! عاصی شدم !!!

به این مشکل اصطلاحا ً سندرم پاهای بی قرار یا Restless Leg Syndrome می گن ( با آهنگ Restless آلبوم My Heart  اندی اشتباه گرفته نشه !! هرچند خیلی هم معنی اش دور نیست !! )

تو این سندرم آدم موقعی که خوابیده یا نشسته یهو احساس می کنه روپاهاش داره یه چیزی می خزه یا یه حالت مورمورشدن بهش دست می ده !!جالبه که این حالت با تب از بین می ره ولی تو بارداری تشدید می شه ! ولی اوج ابتلا همون سنین میانسالی هستش . بیمار زمانی احساس راحتی می کنه که بلندشه واسته یا پاهاش رو تکون بده !

برای درمان هم ماساژ و گرم نگه داشتن پاها توصیه غیر دارویی ماست ، بعضی داروهای گروه بنزودیازپین ها و ضد تشنج ها ( اسم داروها رو عمداً  نمی برم ، خود عزیزان علوم پزشکی می دونند کدومشون ) و حتی یه مسدودکننده بتا آدرنرژیک معروف! بخصوص اگه برای مدت کوتاه و مشخصی قبل از خواب تجویز بشن می تونند موثر باشند .

 

 

 

امام صادق ( ع ) : شفاعت ما به کسانی که نماز را سبک بشمارند نمی رسد .