حریم مهرورزی
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳۸۸ : توسط : مجید

به نام خدا

پنجشنبه هفدهم اردیبهشت ماه 88

مطلب بعدی وبلاگ : جمعه اول خرداد ماه 88

 

امروز می خوام در ارتباط با رئیس جمهور محترم و عملکرد ایشون در این 4 سال صحبت کنم و ببینیم دلیلی برای رای دادن به ایشون و ادامه وضع موجود هست یا نه  . من رفتارهایی که توش پر از تخریب و توهین و تمسخر و جک سازی در مورد ایشون یا هر شخص دیگه ای هستش رو اصلا نمی پسندم و در شان یک انسان عاقل و مومن نمی دونم .

برای جناب آقای احمدی نژاد هم به عنوان یک  فرد  " مسلمان " ،  "  هموطن "    و کسی که در اصول دین و اعتقادات و عمل به واجبات و نیت خیرش مشکلی نیست هم احترام قائلم و معتقدم  " نقد و پرسش " با  " تخریب و توهین " تفاوت داره و ما هم نیتمون جز  " نقد منصفانه "  نیست .

در نیت خیر و اعتقادات مذهبی ایشون حرفی ندارم اما این دلیل نمی شه که بخوایم بحث " مدیریت " اونم " مدیریت کلان " یک کشور رو با این مسائل قاطی کنیم ، مومن و مذهبی و معتقد بودن یک مسئول زمانی خوبه که توام با یک  " مدیریت کارآمد و منطقی "  باشه .

  روی همین حساب با توجه به اون چه که در این چهارسال گذشته و دیدیم من ایشون رو برای این جایگاه و پست مناسب نمی دونم و معتقدم اگه ایشون در جاهای دیگه به کشور و مردم خدمت کنند بسیار پسندیده تر و به صواب نزدیک تره  ، آقای احمدی نژاد یک وزیر راه و ترابری خوب و قوی می تونستند باشند ولی حیف که از توانایی های ایشون درست استفاده نشد .

متاسفانه رای به ایشون و ادامه این شرایط با این چیزهایی که تو این چهار سال دیدیم و مجموع نمره این دولت که به نظرم علی رغم تلاشهای  " کمی و شبانه روزی  "  بسیار از نظر کیفیت عملی و واقعی  در سطح پایینی بوده هیچ دلیل منطقی ، عقلی و حتی شرعی نداره و فقط و فقط از سر احساسات  - اونم احساسات تند مذهبی  و زودگذر و غیر واقعی  یا دل خوش کردن به کمکهای مستقیم و بی پایه از نظر اقتصادی-  خواهد بود .

عزیزانی که حامی سرسخت و متعصب ایشون هستند بدونند که در قبال رای به ایشون از نظر شرعی و قانونی  در تمام اقدامات ایشون شریک و مسئول هستند همون طور که بقیه هم از بابت رای به دیگران همین گونه هستند .

اونهایی که به شکل تند و احساسی  دولت و رئیس جمهور رو  " مقیاس و نشانه شرع و اسلام "  قرار دادند و کوتاه هم نمی آن بدونند که اصلا  " معنی واقعی اسلام و شرع "  رو نتونستند درک کنند و هنوز اسلام واقعی رو نشناختند  و بدترین جفا رو به اسلام می کنند .

اگه عزیزان دغدغه  " دولت اسلامی " و " دین " رو دارند باید خدمتشون عرض کنم که به کار گماردن و بعدش  حمایت سرسختانه و غیر منطقی و چشم بسته  از وزیری که دارای مدرک جعلی و ایضاً مشکلات اخلاقی در گذشته بوده با کدوم مذهب و آیینی مطابقت داره ؟

 اصرار به استفاده مجدد و بی سر و صدا از ایشون در دولت به هر قیمتی معنی اش چیه ؟اگر کس دیگه ای جای آقای کردان بود الان می تونست این طور آزادانه بگرده ؟ چرا ایشون علی رغم همه تخلفاتی که آبروی کشور و مدیریت کشور رو هم در معرض سوال قرار داد این قدر عزیز هستند ؟ مگر  جعل و دروغ در اسلام جایزه ؟!!

 رشوه دادن به نمایندگان مجلس برای پس گرفتن استیضاح کار شرعیه ؟ اصرار بر حفظ نزدیکان سیاسی و فامیلی مثل آقای مشایی علی رغم همه اقدامات و حرفهای تحریک آمیز ایشون که حتی رهبری و مراجع تقلید رو هم ناراحت کرد چه توجیهی داره ؟ حج رو با گردشگری و صنایع دستی یکی کردن چطور ؟ مطابق اسلامه ؟

پیروی از ولایت فقط با شعاره ؟ چرا از نظر عملی درزمینه ادغام سازمان حج با گردشگری و صنایع دستی ! با ولی فقیه و نماینده قانونی ایشون هماهنگی و کسب اجازه نشد که کار به  " تذکر موکد " رهبری به رئیس جمهور محترم بکشه ؟

تخریب و توهین همه رقبا یا منتقدان توسط یک خانم تندروی مذهبی حامی ایشون که همسرشون هم دارای چند شغل  هستند  در راستای توصیه کدوم دینه ؟ نگه نداشتن حرمت مراجع تقلید توسط بعضی اطرافیان دولت ، توهین آشکار به قرآن و رقص با قرآن در یک مراسم دولتی در تهران  ، حضور معاون ایشون در یک مجلس رقص در ترکیه و امثال اینها با کدوم دین تطبیق دارند ؟

فیلم تبلیغاتی و خونه و کفش و لباس ساده  و نداشتن استخر تو خونه ایشون رو باید باور کنیم یا وزیر میلیاردر ایشون رو ؟!! نفی هولوکاست که باعث از بایگانی در اومدن این پرونده و تایید دوباره اون و اجماع منفی بین المللی علیه کشور ما شد کجا و " دوستی با مردم اسرائیل " کجا ؟!!!

 دین و بخصوص دین اسلام که کامل ترین و برترین دین هاست اگر بخوبی تبیین و اجرا بشه عاری از هر تندروی و کارهای خلاف عقل و منطق هستش منتها اون چه که بنام دین و مذهبی بودن انجام می شه ربطی به اصل دین نداره و  " دولت اسلامی "  فقط با وضع ظاهرسازی و ادعا و سخنرانی و شعار برپا نمی شه ، در دولت اسلامی دادن آمارهای خلاف واقع و عوام فریبی و استفاده غلط و بیهوده از بیت المال هم جایی نداره .

 

 

در ارتباط با خدمت به محرومین و دغدغه رسیدگی به مستضعفان و آحاد مردم هم باید بگم که قطعا با نیت خیر انجام می شه اما راه و روشی که بکار برده می شه صحیح نیست . اینکه ما فقط از نظر کمی و آماری به همه جا بریم و فقط شعار بدیم و هر جوری شده مردم رو جمع و سخنرانی کنیم ، در عرض چهار ساعت دویست تا ! مصوبه داشته باشیم و حتی تا تقسیمات جغرافیایی و کشوری رو هم به شکل احساسی – نه کارشناسی – انجام بدیم ، با توزیع سهام به اصطلاح عدالت  و سیب زمینی و چک و کمکهای مستقیم  فکر کنیم همه مشکلات رو حل کردیم  و همه رو  وابسته خودمون کنیم و کشور رو با " اقتصاد صدقه ای "  و سیستم  کمیته امدادی اداره کنیم چیزی جز  سطحی نگری ، انحراف و به خطا رفتن نیست . 

منظور از سفرهای استانی باید خدمت محسوس ، واقعی و اساسی  باشه نه صرف سخنرانی و کشوندن مردم برای نمایش به قیمت تعطیل کردن مدارس و ادارات و وعده های زودگذر و خرج کلی اعتبارات از بیت المال ، اینکه ما مسیر  بیست دقیقه ای فرودگاه تا محل سخنرانی رو سه ساعته بریم و مردم رو دنبال خودمون بکشونیم آیا مطابق اسلام و سیره ائمه – و  بخصوص حضرت علی علیه السلام – هستش ؟ مگه ایشون نبودند زمانی که به شهر انبار رسیدند و ایرانی و غیر ایرانی برای استقبال از ایشون دنبال مرکب ایشون می دویدند ناراحت شدند و مردم رو بشدت از این کار نهی کردند ؟ مگه نگفتند چرا کاری می کنید که هم باعث هلاکت خودتان می شود و هم من ؟

اگر در یک سفر استانی با کمترین هزینه و نمایش ، چهارتا مصوبه کارشناسی و علمی  درست حسابی ، زیر بنایی و قابل اجرا باشه بهتره یا دویست تا مصوبه ای که معلوم نیست چقدر اعتبار می خوان و چطور و چه مدت قابل اجرا هستند  یا اصلا قابل اجرا هستند ؟ ، پروژه آزاد راه تهران – شمال که الان به آبروی ملی ما تبدیل شده !  اهمیتش کمتر از اینهاست ؟

آیا این کار اسلامی و اخلاقیه که همه کارها و طرح هایی که از دولت و دولتهای قبلی شروع شده و امروز آماده بهره برداری شدند عزیزان مون در این دولت همه چیزش رو بنام خودشون تموم کردند ؟ همون طور که در همین دولت هم قطعا طرح هایی شروع شده که در سالهای آینده توسط دولتهای آینده آماده راه اندازی می شن، در بعضی پروژه ها مثل ماهواره سفیر امید ، سلولهای بنیادی ، داروهای بیولوژیک و امثال اینها نگاه باید نگاه " ملی " باشه .

آقای خاتمی زمانی که می خواست برای دور دوم کاندیدا بشه به مسئولان دفترش تاکید کرد بعد از عید تا انتخابات براش سفر استانی و برنامه های غیر ضروری  نگذارند تا شائبه تبلیغاتی بودن اونم با بیت المال پیدا نکنه ولی آقایونی که خودشون رو خیلی متشرع می دونند و فرزندانشون چایی ریاست جمهوری رو هم نمی خورند هم همین جوری هستند ؟

 

 

اگر عزیزان حامی رئیس جمهور محترم سخنان رهبری در روز اول فروردین در مشهد رو با دقت گوش کرده باشند قطعا دیگه نمی تونند هیچ جوره از ایشون هم بهره برداری های سیاسی معمول رو کنند ، ایشون به طور کامل پای خودشون رو از هرگونه کاری که بعدها باعث بشه پای ایشون هم در اقدامات احتمالی دولت وسط باشه  کشیدن کنار ، کار درستی هم کردند چون این رئیس جمهور و دولت کاری کردند که هیچ کس نمی تونه با حمایت بی جا و متعصبانه خودش رو خراب کنه ، سخنان رهبری چراغ سبزی بود برای همه اونها که خودشون رو  " متدین  " و  " پیرو ولایت  " می دونند تا  این بار رای منطقی و بدور از احساسی داشته باشند . همین رهبری چند سال پیش در دیدار دولت آقای خاتمی  به دو نکته در مورد دولت ها تاکید داشتند که باید ازشون حذر کرد  : " نقد غیر منصفانه " و " دفاع  غیر واقع بینانه "   .

امروز حتی بسیاری از تشکل ها و افراد شاخص جناح اصولگرا هم خودشون رو از حمایت  " جدی "  یا " رسمی "  از آقای رئیس جمهور در انتخابات دارند کنار می کشن  یا مردد هستند ، شاید هیچ وقت علنی " نتونند "  یا  " جرات " نداشته باشند اعلام عدم حمایت کنند ولی خب به ایشون هم رای نمی دن و کاملا مشخصه  اصلاً دل خوشی از وضع موجود ندارند و تو این چهار ساله بارها دیدیم چطور به تصمیمات دولت اعتراض کردند  ، حتی بسیاری از حامیان رئیس جمهور در انتخابات گذشته هم امروز تبدیل به منتقدان دولت شدند ، ( مثل دکتر خوش چهره )  چرا ؟

 

  

در عرصه سیاست خارجی ما در این چهارساله چه دستاوردهایی داشتیم ؟ جز اینکه حیاط خلوت کشورهای درجه چندم آفریقایی و آمریکای جنوبی شدیم ؟ و با سخنان و مواضع  " تحریک آمیز و حساسیت برانگیز " – ولو درست اما خارج از مصلحت کشور برای بیان -  دنیا و کشورهای تاثیر گذار  رو علیه خودمون بسیج کردیم و بهانه دست شون دادیم  ؟ روابط ما با همسایگان مون هم دیگه مثل چهارسال قبل نیست و خیلی دچار تنش شده .

 زمان آقای خاتمی نبود که ما با اروپا و کشورهای قدرتمند و تاثیر گذار جهان تحت سیاست " تنش زدایی " ارتباطات گسترده و  " قابل احترامی "  پیدا کردیم ؟ جوری که رئیس جمهور وقت فرانسه تحت تاثیر شخصیت بالای رئیس جمهوری وقت ایران تا پایین پله های کاخ الیزه و دم در ماشین هم برای استقبال و بدرقه رسمی می آد ؟  که برای هر کسی هم  این کاررو نمی کرد .

پرونده هسته ای هم که هیچگاه از داخل آژانس بیرون نرفت و تبدیل به " کاغذ پاره " شورای امنیت نشد و  همواره با " دیپلماسی فعال " بخوبی تشنج ها و بهانه جوبی ها رو کنترل می کردیم .

هیچ انسان آزاده و منطقی با صهیونیسم و اونچه که در سرزمینهای اشغالی می گذره موافق نیست ، اما راه حمایت هم این نیست که رئیس جمهوری یک کشور  بیاد به این شکل  جوری حمایت کنه و   از حد بگذرونه     که بدتر ایجاد حساسیت های الکی در سطح جهان ایجاد کنه و برای کشور مشکل پیش بیاد .  

این کار با منافع ملی و حتی سیاست کلان خارجی ما ( عزت ، حکمت ، مصلحت )  در مغایرت و تضاده  و نباید  کسی که نماد و نماینده یک کشور و ملته این چنین آشکار  مورد توهین و ناسزا قرار بگیره ، حتی بنیانگذار جمهوری اسلامی هم با این شیوه و شرکت مسئولان در چنین جاهایی موافق نبوده ، این بی تدبیری ها مایه تاسفه نه افتخار .

 

 

در عرصه اقتصادی ما تو این چهارساله  علی رغم تلاشهای  " کمی "  دولتمردان چه نکات مثبت و تاثیر گذار و محسوسی  در زندگی مردم و اقتصاد کشور دیدیم ؟ آیا صرف فقط چند ساعت خوابیدن و بقیه  ساعات رو کار کردن مسئولین باعث رشد و پیشرفت اقتصادی می شه ؟ آیا با " دستوری کردن "  اقتصاد  بجای " کارشناسی و مشارکتی کردن " سیستم اقتصادی درست می شه ؟

آیا در زمینه مسکن چیزی جز  اول یک بی ثباتی و افزایش کاذب و وحشتناک قیمت و امروز هم یک رکود بوده ؟  " مسکن مهر "  به کجا رسیده که عده ای مجبور به پس گرفتن پولهای خودشون شدن ؟ اصلا خود مسئولین محترم هم متوجه شدن این مسکن مهر چی بود ؟!!  بنگاه های زودبازده چه تاثیری تونستند در رشد اقتصادی بگذارند ؟

  آیا صرف کم کردن سود بانکی ( اونم دستوری و سلیقه ای ! )  بدون توجه به نرخ تورم  که یه فرمول معمول اقتصاده  باعث شکوفایی اقتصاد می شه ؟ آیا جز این بوده که فلان تولید کننده یا صنعتگر تونسته از وام بانکی با سود 11 – 12 درصد استفاده کنه و حتی مواردی بوده که اون پول از اون بانک خارج نشده و با سود حداقل 15 – 16 درصد تو یه حساب بلند مدت سپرده گذاری شده؟!!! مثلا این جوری خیلی از تولید کننده ها حمایت شده ؟!!

کم کردن سود بانکی و به دنبال اون کاهش سود سپرده ها چه تاثیری داشته جز اینکه اون بازنشسته بدبختی که چند میلیون حاصل دسترنج چند ساله اش تو بانک بوده به امید اینکه تو این فشار زندگی کمک خرجش باشه مشکلاتش بیشتر شده ؟ و البته سپرده ها از بانک ها خارج و به سمت بازارهای کاذب طلا و مسکن و زمین و ... هدایت شدند و هم بانک ها ضرر کردند هم مردم و فقط گردن کلفت ها گردن گلفت تر شدند ؟  و شاهد رشد نقدینگی بودیم  که خلاف احکام برنامه پنج ساله بودش .

دادن یک لایحه به اسم " تحول اقتصادی " و  تحت عنوان " هدفمند کردن یارانه ها " و اصرار غیر منطقی به اون علی رغم مخالفت مجلس و کارشناسان چه معنایی داره ؟ آیا جز این بود که در صورت اجرای لایحه شوک وحشتناکی به اقتصاد کشور وارد می شد ؟ و  فشار روی مردم بیشتر از اینی که هست می شد ؟ با نفت 140 دلاری ما 70 تومان یارانه می دیم با نفت زیر 40 دلار هم همون حدود ؟!! آخه مگه می شه !!

کسی با هدفمندکردن یارانه ها مخالف نیست اما  " نحوه " ،  " مدت " و "  شیوه "  اجراش مهمه وباید کاملا  " علمی "  ، " منطقی "  و " مرحله به مرحله "  انجام بشه نه به شیوه  " اقتصاد صدقه ای " و ایجاد یک  " کمیته امداد بزرگ "  در سطح کشور !! تصویب و اجرای قانون  " مدیریت خدمات کشوری " یا همون نظام هماهنگ واقعا خواسته قلبی دولت بود یا فشار مجلس ؟

افزایش حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی هدیه رئیس جمهور محترم مهروز بود یا الزام مجلس در بودجه 88 از محل درآمدهای شرکت های سرمایه گذاری تامین اجتماعی ( شستا ) ؟!! رئیس جمهور محترم که قبل از عید در اخطار قانون اساسی شون همین مسئله رو به رئیس محترم مجلس ذکر کردند که باعث بهم خوردن بودجه می شه!!

آیا ما در سال 1388 که سال آخر برنامه پنج ساله چهارم هستش (که رئیس جمهور محترم هم اصلا قبولش ندارند !!)  به اهداف برنامه در متن و جدول های پیوستی رسیدیم ؟ به چند درصدشون ؟ چرا رئیس جمهور محترم گزارش سالیانه علنی به مجلس ندادند و مکتوب فرستادند و گفتند محرمانه ست !!!البته من چون تو سایت های خبری دیدم نمی دونم درسته یا نه ، ولی اگه درست باشه مگه مردم نامحرم هستند ؟  

 

 

قرار بود در بخش سلامت سهم مردم از هزینه ها تا پایان برنامه  30 درصد بشه ( ماده 90 برنامه )  آیا شده ؟ یا چیزی حول و حوش 60 -70 درصده ؟!!چند درصد مشکلات اصلی مردم در بخش سلامت ( دارو ، خدمات و ... ) کمتر شده ؟ صرف افتتاح چهارتا مرکز تحقیقات کافیه ؟  قرار بود نرخ تورم متوسط سالیانه در طول برنامه  9/9 % و در پایان 4/8 % بشه آیا الان زیر 20 % هم شده چه برسه به زیر 10 % ؟!! سال 84 هم ما 25 % نرخ تورم داشتیم ؟ رشد نقدینگی ، رشد جمعیت بیکار و ... چطور ؟ ما چقدر با شاخص های هدف فاصله داریم ؟ درآمد نفتی دراین چهار سال اوج گرفت و بی سابقه بود  اما چی به مردم رسید ؟

آمارها نشون می‌دن متوسط رشد تولید ناخالص ملی طی سال های 81 تا 83 رشد 1/27 درصدی رو تجربه کرده در حالی که با وجود 5/2 برابر شدن درآمدهای نفتی، متوسط رشد درآمد ناخالص ملی در سال‌های 86-84 با سه درصد کاهش به 9/23 نزول کرده ، همچنین متوسط رشد تولید ناخالص ملی به قیمت پایه 76 از 6/9 درصد در سال های 83-81 به 6/7 درصد در سال های 86-84 رسیده است.

ضریب جینی که نشون دهنده وضع نامناسب توزیع درآمد است و بین عدد صفر و یک تعیین می‌شه به 40/0 در سال های 86 و 87 رسیده ( هدف برنامه 38/0 ، قبل از خاتمی حدود 43/0 بود و تو زمان خاتمی حدود 38/0 موند و قرار بود حداقل همون حفظ بشه  )  در صورتی که  همواره شعار مسوولان کشور عدالت و توزیع عادلانه درآمدها بوده .

نرخ بیکاری قرار بود 4/8 % باشه شد ؟ اصلا تک رقمی شده ؟!! کلا آمارهای واقعی نشون می دن ما بیشتر عقب گرد یا در بهترین شرایط پیشرفت کندی داشتیم و جهش فوق العاده ای در کار نبوده و دولت از فرصت های طلایی در اختیارش  خوب استفاده نکرده .

 

 

چقدر برای این برنامه ها و اسناد بالا دستی ( مثل سند چشم انداز بیست ساله ، سیاست های ابلاغی اصل 44 ) این دولت ارزش قائل شده و برای تحققشون عمل کرده ؟ اینکه فقط قانون بودجه تو جیب جا بگیره برای رشد اقتصادی کافیه ؟!!

چرا بجای اینکه ایرادهای سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور برطرف بشه ( که قطعا داشت )  کلاً زدن سازمان رو حذف کردند ؟!! چرا این همه "  بی ثباتی "  در سطح مدیریت عالی و کابینه شاهد بودیم ؟ سه رئیس کل بانک مرکزی ، دو وزیر و یک سرپرست در وزارت اقتصاد ، جابجایی های گسترده و پیاپی در وزارت نفت ، صنایع ، رفاه  و ...  و همین طور بانکهای بزرگ کشور در عرض چهار سال واقعا چه معنا و مفهومی داشت ؟ مگر نه اینکه یکی از عوامل مهم در توسعه " ثبات مدیریت " به شمار می ره ؟

امروز ما به جایی رسیدیم که اگر یک یا دو وزیر دیگه در همین چند ماه باقی مونده هم بنا بر هر دلیلی دیگه نباشند باید برای کل کابینه دوباره رای اعتماد گرفته بشه و کابینه دیگه مشروعیت قانونی نخواهد داشت !! ( اصل 136 قانون اساسی ) چرا رئیس جمهور فقط یکسری از اطرافیان خاص خودشون رو قبول داشتند و دایره  انتخاب مدیران رو این قدر تنگ کردند ؟ دوستان و دور و بری های ایشون تحت هر شرایطی هر جایی هم شده  باید باشند ؟ چرا ؟

تصمیمات خلق الساعه ، غیر کارشناسی و احساسی ، عدم توجه به قانون و مسبرهای قانونی مثل مجلس و کسب مجوزهای قانونی از مجلس و اقدامات خودسرانه ، عدم توجه به نظرات و پیشنهادات  کارشناسان دلسوز ،  بی توجهی به اجرای مصوبات قانونی ( لایجه مدیریت خدمات کشوری بعد از کسب تکلیف رئیس وقت مجلس آقای حداد عادل از رهبری و بعد دیدن بی توجهی رئیس جمهور محترم به ابلاغ اون طبق ماده یک قانون مدنی با دستور مستقیم رئیس وقت مجلس در روزنامه رسمی کشور منتشر شد ) .

درگیری های گاه و بیگاه با رئیس مجلس فعلی ، گزارش دیوان محاسبات درباره تخلفات گسترده دولت ( بالغ بر هزار تخلف )  در اجرای قانون بودجه سالهای پیش که البته " تخلفات اداری " ذکر شده  و مشخص نبودن نحوه هزینه چندین میلیارد ، انحلال شوراهای قانونی و مهم کشور مثل شورای پول و اعتبار و بی توجهی به مصوبه مجمع تشخیص مصلحت در احیای اونها و همه و همه نشون دهنده اینه که ادامه این وضعیت چیزی جز ضرر و خسران برای کشور نخواهد داشت .

در عرصه علوم و فرهنگ و هنر هم ما مشکلاتی مثل امنیتی شدن فضای دانشگاه ها ، دانشجویان ستاره دار ، بازنشسته کردن اساتید برجسته ، محدودیت ها و نارضایتی های اهالی این عرصه ها از دولت و غیره رو شاهد بودیم . در عرصه اجتماعی هم علی رغم همه شیوه های اعمالی و شعارها شاهد گسترش اعتیاد ، بی بند و باری ، فساد و مشکلات دیگه بودیم .

 

 

عزیزانی هستند که رئیس جمهور محترم ومهرورز رو با پیامبر الهی حضرت یوسف ( ع ) یا بقول خودمونی ها یوزارسیف ! مقایسه می کنندکه البته مقایسه ای بس غلط ، خطا و نابجاست ، ولی همین عزیزان توجه داشته باشند که اون حضرت در سالهای فراوانی با گندم چه کرد و چطور مدیریت کرد تا سالهای قحطی با خوبی سپری بشه و رئیس جمهور محترم با نفت که در زمان تحویل گرفتن ریاست جمهوری توسط ایشون به 60 دلار رسید و بعدها تا رقم بی سابقه بالای 100 دلار هم رفت و همین طور حساب ذخیره ارزی " پُری "  که تحویل ایشون شد چه کردند ؟

قطعا اگر مدیریت صحیحی وجود داشت به بهترین شکل در جهت خدمت به  " همون مردم و محرومین "   می شد استفاده کرد و پول نفت رو  واقعاً بر سر سفره هاشون آورد البته جوری که هم شان و کرامت شون حفظ بشه هم تو زندگی شون واقعا حسش کنند .

 نه اینکه امروز حساب ذخیره ارزی اون قدر کم شده باشه و برای هزینه های  " جاری و عمرانی "  ازش برداشت شده باشه  که حتی اعلام موجودی اش رو  " محرمانه " بدونند!! از حساب ذخیره ارزی می شد در جهت کمک و حمایت بخش خصوصی و تولیدی به شکل منطقی استفاده بشه تا در نهایت اقتصاد کشور رشد کنه نه اینکه هزینه هامون و پول نفتمون  صرف واردات میوه و محصولات کشاورزی  آفریقا و شیلی و لبنان  بشه جوری که کمر کشاورزان رو بشکنه و تامرزبیچارگی ببرتشون !! یا با موجودی حساب ذخیره ارزی بدهکاری هامون رو بدیم ! کشورهای عرب و نفت خیز با اون دوران طلایی چه کردند و ما چه کردیم ؟

در زمان آقای خانمی چشن خودکفایی گندم گرفتیم و امروز میلیون میلیون تن گندم وارد می کنیم !! بر کشاورزی تو این چهارسال چه گذشت ؟

 

 

در زمینه ورزش ما چه دستاوردهایی داشتیم ؟ جز اینکه بدترین المپیک تاریخ رو با بیشترین تعداد شرکت کننده پشت سر گذاشتیم و فقط رو توانایی های فردی ساعی طلا آوردیم و بس ؟ برکناری عجولانه و غیر قانونی رئیس فدراسیون فوتبال ( دادکان ) بعد جام جهانی  (گفته بود خودم جام جهانی تموم بشه می رم )  که آقایون توقع داشتند باید مکزیک و پرتغال رو ببریم !! چنان فوتبال ما رو به تشنج و مشکل و تعلیق فرو برد که یک جام ملتها رو از دست دادیم هیچ ، باقی آثارش همین امروز هم مشاهده می شه ، حتی خود رئیس جمهور محترم هم بعدها اشاره کردند که کار اشتباهی بوده اما چه فایده ؟ وجود مدیران غیر متخصص در ورزش چه  توجیهی داره ؟

رویکرد " اقتصاد صدقه ای " و  " کمکهای مستقیم  " شاید تونسته باشه عده ای روستایی ، عوام ساده و بی اطلاع  رو جذب کنه اما اکثریت اهل علم و فکر و مطالعه و منطق خوب می دونند چنین شیوه ای مشکلات زیادی داره و نه کرامت انسانی رو حفظ می کنه نه راه حل  " علمی " و   " اساسی "  برای مشکلات اقتصادی بوده و خواهد بود ، رو اقتصاد هم تاثیرات نامطلوبی داره بخصوص اقتصاد ناپایداری که کشور ما داره  . فقط جنبه ظاهری و تبلیغی داره و بس !  بخشش بی رویه بیت الماله .

من هرگز نمی گم هرچه که در این چهار سال بوده همه نقطه ضعف بوده و هیچ کاری نشده ، در نیت خیر عزیزان شکی نیست و می دونم تمام تلاششون رو هم شبانه روزی کردند  اما صرف نیت خیر و ردیف کردن یه سری آمار و ارقام که بنظر کارشناسان واقعی هم نیستند و افزایش ساعت کار و  سخنرانی های آتشین و سفررفتن و  این حرفها نمی شه  این کشور رو درست  " مدیریت "  کرد .

رئیس جمهور محترم در  " بهترین و رویایی ترین شرایط "  اداره  کشور رو در دست گرفتند اما کیفیت و نتایج محسوس و عملی و واقعی کارهای ایشون و همکارانشون  واقعاً در حدی نیست که توجیهی برای رای دادن و  انتخاب مجدد ایشون و ادامه این وضع  توسط یک انسان  " عاقل و منطقی و دوراندیش "  داشته باشه  و حقیقتاً رای به رئیس جمهور محترم هیچ توجیه عقلی و شرعی و اجرایی  نداره و با توجه به شرایط کشور و عملکرد ایشون  حق نیست .  

شما مطمئن باشین اگر ما شاهد یک " مشارکت بالای 60 درصدی "  و یک انتخابات  " سالم "  باشیم  ان شالله هرگز این وضع ادامه پیدا نخواهد کرد ولی اگه بازهم آرای خاموش و اکثریت به صحنه نیان و فقط شاهد حضور عوام و مردم ساده و ظاهربینی که از دین فقط یک شناخت سطحی و خشک دارند و با گذاشتن یه تراول چک کف دستشون یا یه سهام به اصطلاح عدالت و یه گونی سیب زمینی مجانی قانع هستند باشیم مطمئن باشین چهار سال دیگه هم باید بسوزیم و بسازیم و خون دل بخوریم و خون گریه کنیم و  فقط به خدا پناه ببریم و شاهد نابودی کشور باشیم .  

 

 

نادان را نبینی ، مگر آنکه کاری را به اندازه نرساند یا از حد بگذراند ( حضرت علی علیه السلام )