محسن رضایی ، سردار رشید اسلام
ساعت ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ تیر ۱۳۸۸ : توسط : مجید

به نام خدا

سه شنبه شونزدهم تیرماه 88

مطلب بعدی : معلوم نیست !

انتخابات بعدی

خداکنه برای انتخابات بعدی یک چهره مورد قبول اکثریت طیف های فکری و مردم و البته  بعضی ها! که کارآمد و باشخصیت متناسب برای ریاست جمهوری در ایران ( بیایید واقع گرا باشید )  باسابقه و امتحان پس داده ( که همه اش واقعاً در دکتر محمد باقر قالیباف مشاهده می شه ) کاندیدا بشه و در کنارش سه چهار نفر دیگه هم البته بیان که باهاش زیاد فاصله داشته باشن واکثریت دکتر قالیباف رو انتخاب کنند که اون بعضی ها هم باهاش مشکل چندانی ندارند و دکتر قالیباف مورد توجه شون هم هست و دیگه شاهد این کشمکش ها و درگیری ها و مشکلاتی که قبلا توضیح دادم نباشیم .

مشکلی که تو این انتخابات و حتی بیشتر انتخابات های قبلی شاهدش بودیم اینه که کسانی که کاندیدا شدن یا خنثی بودند و برای فقط رسیدن به ریاست جمهوری نیومده بودند و انگیزه های دیگه ای هم داشتند و یا نماینده طیف های خاصی از جامعه بودند که بیشتر از اون که خردورزی ، اعتدال و واقع بینی در دستورکارش باشه تندروی و افراط و تعصب بوده و دیدیم ، روی صحبت من با هر دوطرفه .

مثلا در این انتخابات یا انتخابات سال 76 هرچی طیف خشکه مقدس و متعصب سرسخت به خیال خودشون مذهبی و با دغدغه دین ! و قشر ظاهربین و افراطی مذهبی و سنتی و عوام و کم مطالعه بود رفتند طرف احمدی نژاد و ناطق نوری و از اون طرف هم هرچی به اصطلاح روشنفکر و دگر اندیش و باسواد و تحصیلکرده و کلا آدم درست و حسابی تر بود رفتند این طرف ، پشت موسوی و خاتمی و کروبی !!!!

به نظر من و به گفته خود رهبری نظام این دوشقه شدن در کشور بسیار خطرناک و التهاب آفرین و به ضرر همه ست و من این مدل رو اصلا نمی پسندم که ما همه چیز رو سیاه مطلق یا سفید مطلق ببینیم ، هر چند سلیقه شخصی من هیچ وقت طیف اول نبوده ، نیست و نخواهد بود .

محسن رضایی

هرچند جفایی که دسته اول بالا به محسن رضایی این فرمانده پرافتخار و سردار رشید اسلام که لیاقت و متانت خودش رو علاوه برجنگ در عرصه مدیریت و اقتصاد و سیاست هم نشون داد که چه وجود پر باری داره خیلی بد و یک بی انصافی کامل بود که از بین رضایی و احمدی نژاد که به طیف و سلیقه شون نزدیک بود  دومی رو که از نظر سابقه و اخلاق و طرز فکر و شخصیت و خیلی چیزها فرسنگ ها با دکتر رضایی فاصله داشت انتخاب کردند ..اونم فقط  از سر احساسات خشک و ظاهر بینی و تحجر و افکار غلط  ... خیلی بی انصافی بود .

دلم به حال دکتر محسن رضایی خیلی می سوزه که این قدر مظلوم واقع شد و حتی مدعیان اسلام و انقلاب و امام و رهبری هم حاضر نشدند این وجود پربار رو ببینند و کمی منطقی فکر کنند ، اگه محسن رضایی شهید می شد امروز همین ها چه ها که براش نمی کردند ! و اگه یاران شهید محسن رضایی که امروز همین ها براشون آه و ناله و هزاران سوء استفاده ابزاری و سیاسی می کنند ( مثل شهید همت ، شهیدان باکری ، شهید زین الدین ، شهید باقری و... ) زنده بودند بدتر از جفایی که با " آقامحسن " امام و نظام و رهبری و شهدا کردند با اونها می کردند ، مطمئن باشین .

لعنت به این دنیا و این روزگار و این مردمی که فهم و درکشون از دین و ارزشها شده احمدی نژاد !! حقیقتاً بد اوضاعی شده .

الحمدالله آقامحسن رضایی نه موج سبز داشت نه طرفداران آنچنانی به زعم  حساسیت بعضی ها ( که معلوم نیست در پیشگاه خدا این به اصطلاح مذهبی ها از همون ها عزیزتر و گرامی تر باشند ) و نه آتویی که اگه داشت احمدی نژاد در رو کردنش تردید نمی کرد !

دیگه بهانه این به اصطلاح مذهبی ها و طرفداران نظام و انقلاب برای اینکه آقامحسن رضایی رو که با این شخصیت و اون سابقه درخشان و مورد اعتماد امام و رهبری و این سطح فهم و درک بالا از سیاست ، شرایط کشور ، مدیریت و اقتصاد قبول نداشته باشند چی بود الله اعلم !! ولی این خشکه مذهبی و تعصبات خشک بدجوری ذهن آدم رو خراب و پوسیده می کنه .

آقایون از اول شایعه کردند که محسن رضایی به توصیه آقای هاشمی به میدون اومده تا حداقل یک میلیون رای از احمدی نژاد کم کنه !! ( دور قبل که آقای هاشمی کاندیدا بود هم لابد محسن رضایی اومده بود رای اون رو کم کنه ؟!! که در نهایت هم فقط بخاطر یکی نبودن اصولگرایان انصراف داد ، این دور هم کاندیدا شدن محسن رضایی داستانهایی داشت که اهل مطالعه می دونند )

با این شایعه خواستند زمینه رو مهیا کنند که رای دکتر رضایی رو زیر یک میلیون اعلام کنند تا هم " آقا محسن " امام و رهبری و شهدا رو ضایع کنند و هم  به خیال خودشون آقای هاشمی رو !!

منتها یادشون رفت موقع اعلام نتایج به شکل تدریجی ، حداقل سه نکنند ! و ساعت ده صبح تعداد رای محسن رضایی رو بالای ششصد هزار و ساعت یک و نیم بعدازظهر رای ایشون رو پونصد و خورده ای هزار اعلام نکنند !!! ( دقت کنید تعداد رای نه درصد ! )

اما آقا محسن رضایی علی رغم اینکه بهتر از من و شما می دونست پشت پرده چی می گذره و چطور دارند از سکوت و مظلومیتش به اسم قانون سو ء استفاده می کنند برای اینکه آرامش کشور و مصلحت نظامی که با خون دل و خون رفقای شهیدش آبیاری کرده بودند و امروز احمدی نژادها سوار براحساسات پاک مذهبی این مردم و با هر روش و وسیله ای – ولو از نظر شرعی و اخلاقی و قانونی نادرست و ناپسند  - دارند ثمره اش رو می چینند و کیفش رو می برند و کردان ها و محصولی ها و علی آبادی ها شدند دلسوز اسلام و انقلاب و شهدا و مردم !!  بهم نخوره ترجیح داد از حقش بگذره .

منم اگه جای محسن رضایی بودم جز این نمی کردم .  اما در خلوت خودم ،  در پیشگاه خدای خودم ،  روبروی عکس رفقای شهید خودم و کنار مزار  یاران شهیدم از این همه جفا ،  این همه تظاهر ، این همه ریا و این همه دور شدن و استفاده ابزاری و سیاسی از ارزشهای انقلاب و شهدا خون می گریستم .

من بعید می دونم دور بعد آقای محسن رضایی کاندیدا بشه چون از اول هم تمایلی نداشت خودش بیاد و در جلسه ای که در منزل شهید مطهری به همراه چند نفر از بزرگان همفکر خودش (مثل قالیباف ، ولایتی ، لاریجانی ) ظاهرا بوده خواسته یکی از اونها رو جلو بندازه که نپذیرفتند و خودش به میدان اومد اما احتمالا دور بعد از قالیباف حمایت خواهد کرد ،قالیباف اگه این دور نیامد برای این نبود که خودش نخواست ، شاید درصدی هم اون باشه اما احتمالاً بیشترش این بوده که اجازه پیدا نکرده و بعضی ها نخواستند قالیباف رودروی احمدی نژاد رئیس جمهور قرار بگیره و با توجه به سن و سالش نگهش داشتند برای بعد .

 هر چند تغییر رویه عجیب دکتر لاریجانی که با اون لاریجانی صدا و سیما خیلی فرق کرده علامتهایی می ده که شاید دور بعد اونم به میدون بیاد و شاید هم از ما بهتران !! برای دور بعد و جایگزینی احمدی نژاد کسی مثل حداد عادل رو به عنوان آلترناتیو احمدی نژاد بیارند که بازم نشانه هاش مشاهده می شه .

 

عزیزان تندروی مذهبی و خشکه متعصب ها

من با بعضی از اینها حرف زدم و چه در دنیای واقعی چه در دنیای مجازی با اینها آشنا هستم ، از طریق مادرم هم با افکار دوستهای جلسه ایش که عمدتاً خانم هایی هستند که دیپلم هم ندارند و علاوه بر نداشتن سواد آکادمیک سواد و مطالعات سیاسی درست حسابی حتی اولیه هم ندارند و دین رو فقط به شکل ظاهری و سطحی شناختند و بدبختی اینه که تو همین زمینه دین هم که راه براه جلسه می گذارند و ختم انعام می گیرند و دعا می خونند هم خیلی شناختی ندارند !! آشنا هستم .

کلا این طور براتون بگم که این جماعت خیلی چیزی تو چنته ندارند ، قدرت استدلال و منطق و مباحثه اصولی و  مطالعات خیلی پایینی دارند و علاوه بر اینکه خیلی هاشون حتی سواد آکادمیک هم ندارند حتی از اطلاعات اولیه سیاسی ، تاریخی ، اجتماعی ، اقتصادی هم بی بهره هستند و هشتادنود درصدشون حتی یک بار هم به قانون اساسی نگاه نکردند تا حداقل ببینند اینهایی که این قدر سنگشون رو به سینه می زنند در قانون اساسی چه جایگاهی دارند و چه عملکردی دارند و  در موردشون قضاوت درستی داشته باشند و این طور در مورد رئیس جمهور فکر نکنند که اگه یکی بیاد روسری ها می ره جلو و اگه یکی دیگه بیاد کلاً می ره عقب !!

این طرز فکر نشون دهنده آگاهی غلط و نادرست از جایگاه رئیس جمهوری هستش که حتی برای انتخاب بعضی وزرای کلیدی مثل اطلاعات ، کشور ، امور خارجه و دفاع علی رغم نبودن هیچ قانون خاصی حتما باید با بالا هماهنگی کنه و ok بگیره ( یادمون نرفته که وزیر پیشنهادی اطلاعات آقای خاتمی انتخاب شونزدهمش بود ! ) و در جایگاه ریاست جمهوری هم در یک محدوده خاصی می تونه حرکت کنه چون از بالا و عرض تحت کنترل رهبری و مجلس هستش و هر کس هم که باشه چه اصولگرا چه اصلاح طلب چه تندرو چه میانه رو نمی گذارند خیلی هر کاری دلش بخوادبکنه ! چه برسه به مسائل اسلامی و اعتقادی اونم تو این نظام اسلامی ! توروخدا واقع بین باشین.

اگه هم بعضی هاشون از گشت ارشاد و حرفهای کاندیداها ناراحت شدند باید بگم که خود آقای احمدی نژاد هم به فرمانده نیروی انتظامی نامه نوشت و تو تلویزیون با صراحت اومد گفت که من با این کارها مخالفم ! اینها دلیل نمی شه به همین راحتی بیاییم به افراد مسلمان و با سابقه انقلابی انگ بزنیم .

این جماعت حتی بدیهی ترین بدیهات و چیزهایی که صد درصد تایید شده و تاریخی - سیاسی هستند رو هم نمی پذیرنند و انکار می کنند ! حتی موقع خوندن مطالب و شنیدن اخبار هم فاقد دقت کافی برای درک صحیح و برداشت مناسب هستند و به شکل عجیبی اخبار و مطالب رو وارونه و برعکس و ناقص متوجه می شن و منابع خبری شون هم صدا و سیما ( با این عملکرد یک طرفه و غیر منصفانه ) و چندتا روزنامه و سایت وابسته به یک جناح خاص تندروست .

به هر حال خیلی از اینها از اول تو همچین خانواده ها و جوی بزرگ شدند و خیلی مطالب بهشون به شکل یک طرفه و سنتی و بدون استدلال و منطق خاصی بنام اسلام و انقلاب القا و تزریق شده و حالا همین ها اصرار دارند همین مطالب رو به زور به همه بقبولونند اونم بدون منطق و استدلال خاصی !!

دغدغه دین دارند اما بزرگترین کسانی که به دین ضربه می زنند و یک ضد تبلیغ کامل برای دین هستند همین ها هستند ، برداشت خیلی ظاهری و سطحی از اسلام دارند و حقیقت و عمق دین رو اصلاً درک نکردند .

 فکر می کنند خودشون و هم تیپ هاشون صد درصد مذهبی و ماجور و نظر کرده پیش خدا هستند و اون دختر پسر امروزی چیزی بیش از یک سوسول و قرتی که نهایت جایگاهی جز آتش جهنم هم نداره نیستند ! که البته رهبری جوابشون رو داد ولی منم بهشون می گم شما مگه نظر خدا رو می دونید و از درون افراد مگه اطلاع دارین ؟ از کجا معلوم برعکس اینی که شما فکر می کنید نباشه و همون سوسول و قرتی از شمایی که فهم و درکت از اسلام به اندازه احمدی نژاده پیش خدا خدا عزیزتر نباشه ؟

امام ده سال رهبر این مملکت بود و سخنرانی های بسیاری کرد اما اینها رفتند دو جمله از امام رو که بازم همون دو جمله در زمان و شرایط خاصی و خطاب به افراد خاصی خطاب شده رو گزینش کردند و هی تکرار می کنند .

مگر همین امام نبود که خطاب به مهندس موسوی گفت که آقای موسوی ! مخالفین شما ( که همین دارو دسته امروزی هستند که همین جماعت براشون کف می زنند و مظهر دین می دوننشون ! ) توان اداره یک نانوایی رو هم ندارند ؟!!!

مگر همین امام نبود که بعد از داستان استعفای مهندس موسوی برای اونهایی که لازم بود پیغام داد که من مهندس موسوی رو فردی متعهد و در شرایط پیچیده کشور دولت ایشان را موفق می دانم ؟ چطور اینجا این عزیزان مدعی ولایت عشقشون نمی کشه از ولایت تبعیت کنند ؟

اینکه امام گفت ملاک وضعیت حال و فعلی افراده ( به کرات در دوران تبلیغات علیه مهندس موسوی استفاده کردند ، حالا حال فعلی ایشون چی بود الله اعلم !! ) کجا گفت ؟ جز این بود که این جمله در فرمان هشت ماده ای و مسائل قضایی و امنیتی بود و اصلا چنین کارکردی نداشت ؟

اینکه امام گفت هر موقع دشمنان و خارجی ها برای شما کف زدند به خودتون شک کنید آیا مصداق مهندس موسوی هستش ؟

من اتفاقا ً  از اول نظرات اونها رو هم رصد کردم و واقعا چنین چیزی نبوده چون مهندس موسوی از نظر سیاسی و شخصیتی اصلا آدمی نیست که حتی مورد سلیقه و پسند اصلی و اولیه حتی احزاب منتقد داخل کشور و نظام هم باشه ( بعد انصراف آقای خاتمی دیدین که نزدیک یک ماه طول کشید تا به نتیجه برسند از مهندس موسوی حمایت کنند ! ) چه برسه به دشمنان نظام !!

مهندس موسوی بیشتر از اون که اصلاح طلب باشه و به این گروه به اصطلاح اصلاح طلب گرایش داشته باشه یک اصولگراست با مواضع و نظریاتی حتی سخت تر درباره آمریکا و اسرائیل و مسائل هسته ای ( که حتی با تعلیق هم مخالف بود ) و  اصلا با آقای خاتمی یکی نیست .

آقای احمدی نژاد هم در مناظره به مواضع سخت مهندس موسوی درباره اسرائیل در اوایل انقلاب اشاره کرد و رهبری هم همون موقع دفاعی از ایشون کرد که تفکرات مهندس موسوی با ملی مذهبی ها و ... اصلا یکی نیست و در نماز جمعه هم ایشون رو جزئی از نظام و از خانواده نظام دونست .

اما به هر حال همون طور که رهبری روز ولادت علی ( ع ) اشاره کردند و هر کسی هم که شعور و درک سیاسی داشته باشه باید بفهمه که دشمن زمانی دشمنه که بتونه بین یک خانواده یا یک گروه واحد اختلاف بندازه و برحسب شرایط و برداشت سیاسی جانب یکی رو بگیره هر چند از ته دل اصلا قبولش نداشته باشه ! تا بتونه دیگران رو علیه اون طرف بسیج کنه که شرایط امروز جامعه ایران طوریه که دشمن حتما باید طرف گروه موسوم به اصلاح طلب و حامیان اونها رو بگیره تا بتونه مذهبی های تندرو و نهادهای قضایی امنیتی رو علیه اونها تحریک کنه و این خیلی واضحه والا باور کنید از نظر اونها هیچ فرقی بین خاتمی و موسوی و احمدی نژاد نیست .

جالب اینجاست که حتی این به ظاهر جانبداری ها هم چندان سفت و سخت نبود ! کاملا مشخص بود موسوی رو هم خیلی قبول ندارند و به زور دارند طرفش رو می گیرند !!

چند روز پیش هم که مسعود رجوی بر علیه مهندس موسوی و خاتمی اومد یه بیانیه تند و شدید صادر کرد ، پیشنهاد  می کنم بعضی ها شعور و درک سیاسی شون رو کمی بالاتر ببرند !

اما اون چه که ما دیدیم این بود که دشمن حسابی از آقای احمدی نژاد شاد شد ! و کف زدن های ضد انقلاب بیشتر برای آقای احمدی نژاد بود و الان می گن دیدین ما هر چی راجع به فسادمسئولین جمهوری اسلامی و تروریست بودنشون !!! می گفتیم عاقبت خود رئیس جمهورشون گفت ؟!!!

آمریکا و اسرائیل و مخالفان نظام باید چقدر هزینه می کردند تا به همین راحتی جلوی میلیونها نفر نظام رو به قصد در عمل تروریستی تو عربستان متهم کنند ؟ اونم نظامی که رهبرش امام و رئیس جمهورش رهبری فعلی بودند ! ولی آقای احمدی نژاد به اشتباه موسوی نخست وزیر رو نشونه رفت درصورتی که عملاً اون دو نفر مافوق و کل نظام رو زیر سوال برد .

چقدر باید توسط دشمنان هزینه می شد تا شخصیت های منصوب و مورد اعتماد رهبری ( البته دست بر قضا  همون دونفری که از آقای احمدی نژاد در جامعه روحانیت حمایت نکرده نبودند و نگذاشته بودند جامعه در حمایت از ایشون بیانیه بده !! والا در افشاگری های آقای پالیزدار به کسان دیگه ای هم اشاره شد که چون حامی آقای احمدی نژاد بودند دزدگیر محترم 88 !! حرفی از اونها نزدند ! و به همون دو تا دوتا گرفتن اکتفا کردند !! ) این طوری با حیثیت شون بازی بشه که  در حقیقت با حیثیت خود رهبری و قوه قضاییه منصوب ایشون هم بازی شد .

مگه همین آقای احمدی نژاد در مهر 75 که استاندار اردبیل بودند در سفر استانی آقای هاشمی به اردبیل نفرمودند که ایشون " سردار سازندگی " هستند و " تاریخ از ایشون به نیکی یاد خواهد کرد " !!! منی که اون موقع بچه مدرسه ای بودم همین شایعات معروف درباره خانواده ایشون رو شنیده بودم چطور ایشون اون موقع نمی دونستند و یا می دونستند و حاضر شدند در چنین دستگاهی بمونند و اینچنین در مدح ایشون سخن بگن ؟!

مگه ایشون در انتخابات دوم خرداد 76 از آقای ناطق حمایت نکردند ؟ اونم زمانی که گفته می شه حج رفته بودند و از اونجا دستور صادر می کردند ؟ چطور داماد آقای ناطق رو جزو اولین کسانی بود که تو کابینه آوردند ؟ ( آقای جهرمی وزیر کار که گفته می شه دیگه در دولت نخواهد موند و و با ریاست آقای صادق لاریجانی تو قوه قضاییه معاون اجرایی قوه قضاییه می شه ) و حتی بخاطر نظر ایشون در مورد کاهش دستوری سود بانکی دکتر مظاهری رو از بانک مرکزی کنار گذاشتند ؟!! مگه اون موقع در مورد آقای ناطق از این حرفها مطرح نبود ؟ چرا حالا که از ایشون حمایت نکردند یادشون افتاده اینها و خانواده شون چه جور آدمهایی هستند ؟

چطور چهار سال اسم مفسدین اقتصادی تو جیبشون موند و شب انتخابات که دیدند رای شون داره کم می شه ناچار شدند چهارتا اسم بگن تا این مردم به ظاهر مسلمان رو راضی کنند ؟ آیا ایشون به عنوان رئیس قوه مجریه و رئیس جمهور اگه سند و مدرکی داشتند و دارند نمی تونستند همه اینها رو به  رهبری و قوه قضاییه اعلام کنند و ارائه بدن ؟ چطور ایشون جایی که حاکم شرع و مجتهد وجود داره و کس دیگه ای هستش ( اول رهبری و بعد رئیس قوه قضاییه ) خودشون رو با علی ( ع ) مقایسه می کنند ؟!! مگه ما قانون نداریم ؟!

چطور پرونده نفتی استات اویل رو که می دونستند تخلف بوده به دادگاه ارسال نکردند ؟ تا دادگاه حکم نده فلان کس که تخلف کرده با من و شما چه فرقی داره ؟ چطور بعد تذکر رهبری که بعد از مناظره با مهندس موسوی بود در شبکه دو  با ناراحتی فرمودند " به من می گن چرا گفتی و اسم بردی ؟!! " آیا رهبری حرف بدی زدند که ایشون ناراحت شدند و بهشون برخورد ؟!!

ایشون که مدعی مبارزه با مفاسد هستند بیان گزارش کار بدن که دستور هشت ماده ای رهبری درباره مبارزه با مفاسد که چند سال پیش صادر شد الان در چه وضعیتی قرار داره ؟ آیا همین رهبری همون موقع نگفتند که نباید با مفاسد شعاری و تبلیغاتی برخورد بشه ؟ چرا دیگه جلسه سران سه قوه مثل زمان آقای خاتمی برای مبارزه با مفاسد و اجرای فرمان رهبری تشکیل نمی شه ایشون که ملقب به " دزدگیر " هم هستن باید بیشتر اهتمام داشته باشند؟!!

چطور مهندس موسوی برای آب خوردنش هم باید سند و مدرک داشته باشه و فراتر از قانون نره اما ایشون براحتی هر حرف و اتهامی رو که جایی ثابت هم نشده و حتی خودشون هم نتونستند از طریق قوه قضاییه پیگیری اش کنند  بدون سند و مدرک می زنند ؟ این کجاش اسلامیه ؟ آیا رای جمع کردن و استفاده ابزاری و شعاری از مفاسد معنی مبارزه با مفاسد رو می ده ؟

زیر سوال بردن همه ارکان نظام و همه کارهای نظام و دولتها اونم در سخت ترین شرایط جنگ و بازسازی که نه نفت 100 دلاری داشتیم و نه حساب ذخیره ارزی پر و نه خیلی چیزهای دیگه چه معنی داره ؟ این نفی دیگران برای اثبات خود نیست ؟ اینکه چون ما نبودیم پس همه چیز مشکل داشته ! حرف منطقی هستش ؟! در اون دوران ده سال امام رهبر بودند و رهبری فعلی هم هشت سال رئیس جمهور و در ادامه هم رهبری فعلی در جایگاه فعلی شون بودند ، آیا این حرفها و سیاه نمایی ها که به قصد حمله و کوبیدن  رئیس جمهورهای سابق و اسبق انجام می شه  زیر سوال بردن امام و رهبری و نظام  نیست ؟

دولت هایی که رهبری فعلی بخاطر یک اصل مدیریتی بدرستی همواره تاییدشون کردند و حتی با صراحت بیشتری نسبت به رئیس جمهور فعلی از رئیسان جمهور گذشته حمایت کردند ، حمایت های رهبری از آقای هاشمی چه  در دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی و چه در دوم خرداد 76 پای صندوق رای که " هیچ کس برای من آقای هاشمی نمی شود " و چه بعد از اون تا همین نماز جمعه اخیر بر کسی پوشیده نیست .

در دوران آقای خاتمی در نماز جمعه ای که چند ماه بعد انتخاب ایشون رهبری برگزار کردند و صریح ترین حمایت رو از ایشون کردند که " آقای خاتمی صد درصد مورد تایید من است " و بارها هم از اقدامات دولت حمایت کردند و از آقای احمدی نژاد  بارها حمایت کردند که خب اگه رهبری در مورد دولتها جز این بکنند ممکنه همه چیز بهم بریزه و سنگ روی سنگ بند نشه و حتما ایشون نسبت به عملکرد دولتها اعتراضاتی داشتند که نخواستند علنی بشه  و بقول خودشون حمایت رهبری ار دولتها وظیفه ایشونه .

متاسفانه این عزیزان تندرو و خشکه متعصب بعضی اطرافیان رئیس جمهور ( کردان ، محصولی ، علی آبادی و .. ) رو که صد برابر بیشتر از آقای هاشمی و خاندانش و دیگران در موردشون انواع حرف و حدیث ها وجود داره و خیلی هم واضح تر و جدی تره  نمی بینند ولی مطمئناً اونها هم با رایی که به احمدی نژاد دادند در قبال کارها و روی کار نگه داشتن اینها مسئولیت شرعی دارند .

ان شالله خدا به این جماعت  بصیرت و دانش و بینش صحیح عطا کنه تا متوجه بشن اسلام فقط امر ظاهری و کارهای سطحی نیست و اینهایی هم که  فکر می کنند عین اسلام هستند دورترین اشخاص به همین اسلام حقیقی هستند و جز خراب کردن اسلام از سر ناآگاهی و در بدبینانه ترین حالات سو ء استفاده از اسلام کار دیگه ای نمی کنند .

سخنی با عزیزان اصلاح طلب

دوستان عزیز ! بیایید واقعیت رو قبول کنید . درسته که اکثریت قشر تحصیلکرده و روشنفکر و باسواد و درست حسابی جامعه به شما گرایش دارند اما این کافی نیست . اولا شما باید بیایید ارزیابی از اشتباهات گذشته خودتون داشته باشید و ببینید کجای کارتون مشکل داشته که این قشر به اصطلاح سنتی – مذهبی خیلی از شما دل خوشی نداره ؟

 به نظر من شما باید در رفتار و گفتار دقت بیشتری می کردین و متوجه می شدین که اینجا جمهوری اسلامی ایران هستش نه آمریکا و اروپا !! و متناسب با همین جا و همین مسئولین رفتار و  صحبت می کردین و خیلی ایده آلیستی و فراتر از این سطحی که ما الان توش هستیم فکر نمی کردین .

باید گفتمان تون رو جوری کنید که قابل فهم و جذب برای عوام باشه و بیش از پیش خودتون رو به قشر به قول خودشون مذهبی جامعه و مردم عادی نزدیک کنید و تمام برنامه هاتون منحصر به دانشگاه ها و مراکز روشنفکری نباشه .

این رو هم بهتون بگم که دیگه تو هیچ انتخاباتی پیروز نخواهید بود ! یعنی اگه هم واقعا بشین اون چیزی که در نهایت اعلام می شه حتما غیر از این خواهد بود و دیگه به شما اجازه نمی دن اکثریت در مجلس داشته باشین و رئیس جمهوری هم بعیده دیگه از بین شما تاییداولیه یا نهایی بشه ، اینها با توجه به تجربیات تلخی که از دولت خاتمی و مجلس ششم دارند دیگه چنین مجالی به شما نخواهند داد .

پس بهترین کار اینه ضمن بازسازی سیاسی خودتون و نگاهی به گذشته برای درس گرفتن در آینده از همین الان با طیف میانه رو اصولگرایان وارد ائتلاف بشین و برای انتخابات های شوراها ( سال 89 ) مجلس نهم ( سال 90 ) و ریاست جمهوری ( سال 92 و ان شالله حتی زودتر ) خیز بردارید .

با توجه به اینکه به احتمال زیاد و اگه مشکل خاصی پیش نیاد و اتفاقی نیافته دکتر قالیباف گزینه بعدی اصولگرایان برای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم خواهد بود و مورد تایید اونهایی هم که باید تاییدش کننند هست ! و موسوی نه خواهد اومد نه اگه بیاد صلاحیتش رو تایید می کنند ! کروبی 75 ساله خواهد شد و خاتمی هم که همین الان اصلا تمایلی به حضورش نیست و اگه بیاد هم حتما خرابش خواهند کرد بیایید از الان با دکتر قالیباف و تیمش وارد مذاکره و گفتگو بشین ، مگه همین قالیباف نبود که تا پای وزارت کشوری دوره اصلاحات ( در اواخرش ) رفت ؟ در دوره اصلاحات هم فرمانده نیروی انتظامی بود و الحق و الانصاف هم خوب کار کرد و تحولات عظیمی ایجاد کرد که در شهرداری هم ادامه داد ، نسبت به بقیه شون آدم خوب و کارآمد و با شخصیتیه .  

گزینه های دیگه شما عزیزان اصلاح طلب که بیشتر ژست های دگر اندیشی و روشنفکری و این چیزها دارند نه مورد تایید اونهایی که اصل کاری هستند هستش نه اصلا مردم رای دهنده عوام که تعدادشون از قشر روشنفکر و نخبه به مراتب بیشتره اقبالی به اونها نشون خواهند داد ، پس خودتون رو خسته نکنید .

این طوری و با این ائتلاف حیات سیاسی خودتون رو هم حفظ می کنید ولی به تنهایی اگر هم بتونید نمی گذارند کاری پیش ببرین !

سخنی با خوانندگان گرامی

ضمن ابراز شرمندگی و تاسف مجدد از اینکه همچنان دستم به نوشتن مطالب پزشکی نمی ره و حرفهای دلم هم تمومی نداره ! و می دونم خیلی به مذاق شماها هم خوش نمی آد باید خدمتتون عرض کنم که ما تو این وبلاگ  و نوشتن مطالب اجتماعی و سیاسی و انتقادی قواعد خاصی داریم که حتما با هوش سرشار خودتون متوجه شدین .

من نه اون قدر کودن هستم که کسی رو علیه السلام بدونم و کورکورانه و با تعصب خشک طرفداری اش رو بکنم و واقعیات مسلمی رو که بدون تعصب بیجا راحت می شه دید نبینم نه مثل هواداران افراطی بعضی ها هستم که هواداریم از کسی فراتر از یک هواداری معمولی از یک شخص بره و به درخواست های ساختارشکنانه منجر بشه .

هردوش آفته ، من با میانه روی ، استدلال و واقع نگری موافقم و سیاستی که در پیش گرفتم برهمین مبناست . اما به هر حال اینجا وبلاگ و یک مکان عمومی هستش و همه جور آدمی از روشنفکر و امروزی و درست حسابی گرفته تا حتی از همون قشر تندرو و متعصب خشکه مذهب بهش رفت و آمد دارند و  ملاحظه مسائل امنیتی و سیاسی هم که جای خودش رو داره .

بنابراین حتی اگه نظر شخصی خودم خیلی صریح تر و واضح تر از این حرفها باشه و برحسب رصد اخبار اطلاعاتی بیش از اینها هم داشته باشم علی رغم همه این حرفها ناچارم مطالب رو با ملاحظاتی بنویسم و رعایت مسائلی رو بکنم تا مشکلی پیش نیاد ولی اون چه که مشخصه اینه که اکثرشماها بهتر می دونید که داره چی می گذره و ما در چه وضعیتی هستیم و نیازی به گفتن صریح تر نیست .