برای عوض شدن حال و هوا !!
ساعت ۱:٢٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ تیر ۱۳۸۸ : توسط : مجید

به نام خدا

جمعه بیست و ششم تیرماه 88

برای اینکه کمی از سیاست دور بشیم و حال و هوا رو عوض کنیم مطلب این دفعه رو به مسائل شخصی اختصاص می دم ، خدا شاهده هیچ کس به اندازه خودم دوست نداره مثل گذشته اینجا مطالب علمی پزشکی گذاشته بشه اما اصلا حس و حال و انگیزه اش رو بعد انتخابات ندارم و احساس می کنم فعلا نیاز به گفتن مسائل سیاسی و مذهبی بیشتره ، به هر حال اینجا از اول هم یک وبلاگ  علمی - پزشکی صرف نبود که حالا باشه .

ماه پیش امتحان ارشد وزارت بهداشت و امروز هم امتحان استخدامی رشته خودمون رو دادم ، درباره امتحان ارشد باید بگم علی رغم همه زحماتی که کشیده بودم ماه آخر که مصادف با انتخابات بود و در فضای خاص انتخابات بودم  کم آوردم و هفته آخر هم که بعد از انتخابات بود می تونم بگم نابود شدم ! و با یک روحیه بسیار خراب سرجلسه رفتم و بخصوص زبانش رو خیلی خراب کردم ( هر چند واقعا سخت هم بود ) ، آخه تو ماه آخر برای زبان خیلی حساب باز کرده بودم که این طور شد ولی اختصاصی ها رو خیلی هم بد نزدم ولی با توجه به ظرفیت کم پذیرش احتمال قبولی برای خودم متصور نیستم .

امتحان استخدامی امروز رو هم مثل امتحان اسفند پارسال خیلی خوب دادم ، جوری که نیم ساعت مونده به پایان وقت پاسخنامه ام رو تحویل دادم ( یک ربعه اختصاصی ها رو زدم ) ولی چون تو ادبیات مشکل دارم دوسه تا سوال رو بلد نبودم بزنم ، متاسفانه برای استخدام هم ظرفیت بسیار کمه و سهمیه ها هم بسیار !!  ولی این بار علاوه بر تهران ( سه نفر )  ورامین رو ( که یک نفر می خواد ) هم زدم که فکر می کنم تاثیر داشته باشه .... برام خیلی دعا کنید .

برای کار به همه جا سپردیم و خودم هم برای چندین و چند شرکت عمدتاً هم دارویی هم رزومه فرستادم که البته زنگ می زنند یا قراره زنگ بزنند و خبر بدن ، همون کار نمایندگی علمیه ( ویزیت داروخانه ها و پزشکان ) که البته اصلا هم به روحیات درونی من نمی خوره اما اولا ً بعضی جاها حقوق و شرایط خوبی داره و ثانیا فعلا کار بهتری که متناسب با شرایط و روحیات من باشه وجود نداره و احتمال داره بالاخره  یکی اش رو قبول کنم و برم .

به هر حال چون من یک آدم درون گرا هستم و از بچگی هم همین طور بودم کارهایی که پشت میز نشینی و نوشتن و پشت کامپیوتر بودن و فضای بسته داشته باشه و صبح ساعت 7 بری عصر یا غروب برگردی رو بیشتر دوست دارم و خوشم می آد تا کاری که همش تو خیابون باشه و هی مجبور باشی زبون بریزی ! کار تو گرما و سرما و شرایط خاص خیابونها ( مثل بعد انتخابات ) هم که دیگه بماند !

البته خود کارش خوبه چون من تو هیچی به اندازه داروها مسلط نیستم و بلد نیستم حرف بزنم !! فقط کافیه یک بار تو این زمینه یه چیزی رو بهم بگن یا بخونم !

 اما به هر حال چاره ای نیست و ظاهرا باید قبول کنم چون از هیچی بهتره و به هر حال منم بیست و هفت سالمه و باید یه فکری به حال خودم بکنم و هرچند مثل بعضی ها آنچنان خدارو شکر گرفتاری مالی ندارم و به هر حال یه نفر آدمم و اموراتم می گذره اما تا ابد که نمی تونم همین جوری بگردم ؟!

گاهی وقتها شرایط جوریه که آدم باید پا رو نوع شخصیت و روحیات و کلا روانشناسی بذاره !! کار همیشه سخته و سختی داره و اونش مشکلی نیست و اگه مسئولین کشورم هم باشه من مشکلی ندارم  اما سختی کار با نوع شخصیت و روحیات  انسان که از اول بچگی با آدم بوده فرق داره ... اشتباه نشود !!

به هر حال من از اول آدم آروم و بی حاشیه ای بودم و خیلی با کار کسی کار نداشتم ، از اول سرم تو کار خودم بوده و دوست دارم همیشه همین طوری باشم و این جوری خیلی راحتم !! یه گوشه یه میز بهم بدن و بگن مطالعه کن و بنویس و تایپ کن و فلان و بسار !!

توروخدا برام دعا کنید این مشکل کارم حل بشه ، هرچند به هر حال توکل ما از اول به خدا بوده و تا الان دانشگاه و سربازی و خونه و همه چیزم هم به مرور زمان با لطف و عنایت خدا حل شده و امید بسیار دارم این قضیه هم به بهترین شکل حل بشه  ، کلا از بچگی کارهای من همین جوری بوده اول یه گره می خوره بعد به بهترین شکل حل می شه !! راستش خیلی نگران نیستم و راحت باهاش برخورد می کنم ... خیلی عوض شدم !!

درباره زندگی و ازدواج و این حرفها هم باید بگم که فعلا تو خانواده و دور و بر ما عروسی تو عروسیه !! دخترهای فامیل یکی بعد از دیگری دارند عروس می شن و ماهم مرتب می ریم بله برون جهاز برون و نامزدی و عروسی !! روز ولادت حضرت علی ( ع ) بله برون یکی از دختر دایی ها بود ، دیروز جهاز دختر عمه ام رو بردیم و تحویل داماد دادیم که عروسی شون ان شالله شب نیمه شعبانه  و دوشنبه ( مبعث ) هم عروسی یکی دیگه از دخترهای فامیل دعوتیم ! البته اگه خدا بخواد یکی دو تا عروسی دیگه هم در پیشه !!

برای عروسی دختر عمه ام هم یه پیرهن بنفش براق گرفتم با کراوات راه راه بنفش و مشکی و کت شلوار مشکی که  خیلی خوب شد ، برای عروسی دوشنبه هم کراوات سفید مشکی با بقیه تیپ یه دست مشکی !! تا ببینیم برای بقیه عروسی ها اگه زنده بودیم چه تیپی بزنیم !

در ارتباط با خودم هم خب تا قضیه کار حل نشه متاسفانه یا خوشبختانه کاری نمی تونم بکنم ، متاسفانه از این جهت که گهگاه موردهای خوبی که هم من به درد اونها می خورم هم اونها به درد من در سرراه آدم قرار می گیرند و خب چون آدم دستش بسته ست جلو نمی تونه بره و حتی مرام و شرایط  اونها و شاید خود منم اجازه رابطه عمیق تر و نزدیک تری نمی ده و خب دختر هم معمولا تا یه سنی مرتب براش می آن و می رن و نمی تونه خیلی صبر کنه و هر مورد خوبی رو از دست بده .  از این طرف هم وضع ما جوریه که نمی تونیم به کسی قول بدیم و زمان خاصی رو تعیین کنیم در نتیجه هیچی به هیچی !

خوشبختانه هم از این جهت که  ، من با توجه به خصوصیات و شناختی که از خودم دارم اینه که نمی تونم سراغ هر کسی برم یا هر کسی من رو قبول کنه یا تن به هر کار و رسم مسخره ای بدم و در نتیجه این جوری با آرامش دارم زندگی ام رو می کنم !!!

به هر حال هم خود من هم مادرم آدمهای مذهبی در حد متعادل هستیم و از ولنگاری و قرتی بازی خوشمون نمی آد اما از اون طرف هم از مذهبی های تندرویی که دفعه پیش براتون خصوصیاتشون رو شرح دادم هم خوشمون نمی آد و در نتیجه باید طرف من کسی باشه که مومن و مذهبی باشه اما تندرو و احمدی نژادی نباشه !! و یه تعادل و تفکرروشنی تو خودش و حتی خانواده اش باشه که متاسفانه علی رغم همه کدهایی که دوستهای  جلسه ای  مادرم بهش برای دخترهاشون می دن متناسب با اون چه که من می خوام نیستند و از اون طرف هم من از قرتی بازی و ولنگاری و این چیزها  اصلا خوشم نمی آد !! در نتیجه باید دنبال یه حد وسط باشیم که اگه هم باشه ( که حتما هم هست و یکی بود )  شرایطش برای جلو رفتن نیست !! پس همون بهتر که مثل آدم سرمون رو بندازیم پایین راحت زندگی مون رو کنیم !!

رو بقیه مسائل مثل اخلاق و رفتار و خواسته ها و این چیزها هم باید صحبت بشه که البته خیلی مشکلی نیست من چون خودم آدم منعطفی هستم اگه واقعاً احساس کنم طرف مناسبه خیلی مته به خشخاش نمی ذارم و معمولا اون دخترهایی که رو تیپ و فکر و مرام و اخلاق عمومی و اختصاصی  من خیلی مشکلی ندارند و براشون قابل تحمله اونها هم همچین آدمهایی رو می پسندند .ولی کلاً دخترهای امروزی ( تفسیر امروزی از دید من رو حتما می دونید ! ) یه آدمی مثل من رو نمی پسندند و منم خیلی به اونها راغب نیستم ... کلا من ساده پسندم و تیپ های ساده بیشتر توجهم رو جلب می کنند . پس به همین راحتی ها هم که فکر می کنید نیست .  

به هر حال با توجه به تجربیاتم ( رجوع به مطلب نوروزی ) نسبت به گذشته سخت گیرتر ، بی احساس تر و خشک تر و بی تفاوت تر شدم و دیگه مثل چند سال پیش حاضر نیستم به هر قیمتی و با هر کسی ارتباط برقرار کنم و بی گدار به آب بزنم ، اینکه مجرد باشم یا متاهل هم خیلی برام تفاوتی نداره مهم اینه که راحت باشم !!

مثل گذشته هم خیلی از این بابت خودم رو تحت فشار نمی گذارم و خیلی راحت دارم زندگی ام رو می کنم و همه چیز رو سپردم به خدا و گذشت زمان و حاضر نیستم به هر قیمتی هر کاری رو بکنم و خیلی احساس پختگی و تجربه می کنم !!

اوقات فراغت رو هم مطالعه می کنم و جدیدا به مطالعه تاریخ هم خیلی بیشتر علاقه مند شدم و ازش لذت می برم  یا با خانواده هستم یا مشغول فرستادن رزومه برای کار این ور و اون ور  و البته پی گیری آخرین اخبار روز !  بعد از گذشت چندسال درس خوندن بی وقفه به این نوع زندگی احتیاج داشتم و یک ماهیه دارم تجربه اش می کنم و کمتر مطالعه تخصصی دارم چون واقعا خسته شدم و به نوعی دارم استراحت می کنم !!

برای ادامه تحصیل هم بیشتر روی رشته های مجازی یا فراگیر ارشد و بعدش ان شالله Ph.D حساب باز کردم ولی اولویت اول من کاره و مطالعه و ادامه تحصیل در حین کار برام خیلی بهتره ولی احتمالا سال بعد اگه زنده باشم ارشد آموزش پزشکی  یا یه رشته دیگه شرکت می کنم .

خیلی هم سعی می کنم خودم رو وابسته به دنیا نکنم چون در اون صورت دل کندن از این دنیا برای آدم خیلی سخت می شه ، به هر حال ما هم مشکل داریم و روی ما هم فشار هست و زندگی مون خیلی یکنواخت و روزمره شده و همین باعث می شه آدم بیشتر یاد مرگ باشه و خیلی با این دنیا حال نکنه .

منم از خدا خواستم در صورتی که حتی صلاح می دونه بردن من و رفتن من از این دنیا بیشتر باعث حفظ جایگاه و شخصیت و آبروم و اون چه که همه از من می شناسند و با این وضعیتی که دارم روز بروز هم داره کمرنگ تر می شه ، می شه من هم راضی هستم و  خیلی با این دنیا حال نمی کنم .

دیگه خیلی هم مثل گذشته و البته بقیه  آرزوی دامادی و دکترا گرفتن و رسیدن به جایگاه های بلند رو هم ندارم  ولی اگه باشم تمام تلاشم رو خواهم کرد ( هر چند در این مملکت صرف تلاش خیلی کافی نیست ! )

به هر حال اینم یه مطلب  کاملا ً غیر سیاسی برای عوض شدن حال و هوا !! ان شالله که استفاده لازم رو برده باشین !!