آیا گوش شنوایی هست ؟
ساعت ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸۸ : توسط : مجید

به نام خدا

یکشنبه یازدهم مردادماه 88

در قسمتی از وصیت نامه شهید بزرگوار حمید باکری چنین اومده است :

" دعا کنید که خداوند شهادت را نصیب شما کند که در غیر اینصورت زمانی می رسد که جنگ تمام می شود و رزمندگان اسلام سه دسته می شوند : یک – دسته ای به مخالفت با گذشته خود بر می خیزند و از گذشته خود پشیمان می شوند . دو – دسته ای راه بی تفاوتی را بر می گزینند و در زندگی مادی غرق می شوند و همه چیز را فراموش می کنند . سه – دسته سوم به گذشته خود وفادار می مانند و احساس مسئولیت می کنند که از شدت مصائب و غصه ها دق خواهند کرد . پس از خدا بخواهید که با وصال شهادت از عواقب زندگی بعد از جنگ در امان بمانید چون عاقبت دو دسته اول و دوم ختم به خیر نخواهد شد و جزء دسته سوم ماندن نیز بسیار سخت خواهد بود . "

به نظر من همین یه پاراگراف مطلب که به شکل هوشمندانه و مدبرانه ای به آینده اشاره کرده به اضافه احادیثی از پیامبر (ص ) و ائمه معصومین ( ع ) مثل حدیث پیامبر ( ص ) خطاب به علی ( ع ) که فرمودند :   " هر کس در حکومت اسلامی، مسئولیتی بپذیرد، در حالی که می‌داند افراد دیگر از او شایسته‌تر هستند، خائن است. " یا حدیث دیگه ای از پیامبر ( ص ) که زمانی خواهد رسید که از اسلام جز نام باقی نخواهد ماند گویای خیلی چیزها در جامعه امروز ما هستند .

امروز امثال ما که سرشون تو مطالعه و حساب کتابه و به اصول پایبند و خواهان اصلاح هستند و دارند این وضعیت و کارهایی که به اسم اسلام و وجود مقدس امام زمان ( عج ) داره انجام می شه و جز خراب کردن وجهه مقدس اینها و تبلیغ منفی حاصلی نداره رو می بینند و از طرفی دستشون به هیچ جا بند نیست و خون داره خونشون رو می خوره و موندن براشون خیلی سخته و دیر نیست که از غصه دق کنند و دارند این همه انحراف و ناآگاهی از اسلام و تاریخ رو ملاحظه می کنند فقط به استناد این حرفها کمی آروم می شن .

با این توجیهات خودمون رو آروم می کنیم که در تاریخ صدر اسلام هم حتی در موقع حضور شخص پیامبر ( ص ) و ائمه اطهار ( ع ) که برگزیدگان برحق خداوند در روی زمین بودند بودند تندروها و متحجرین و البته قدرت طلبانی که برخلاف آیه صریح قرآن و دستور صریح خداوند از پیامبر و اولیاش پیشی می گرفتند !! و برای اون بزرگواران در اجرا یا عدم اجرا و نحوه اجرای  اسلام تعیین تکلیف می کردند ! هم بودند .  

بودند کسانی که در پوشش دین و مقدسات هر دروغ و یاوه و عوام فریبی رو انجام می دادند و خجالت هم نمی کشیدند چون دارای روح و روان بیمار و مریضی بودند و حقیقت واقعی و عمق  اسلام رو درک نکرده بودند و اسلام  رو سطحی  متوجه شده بودند و جز قدرت و مقام و حفظ اون دنبال چیز دیگه ای نبودند ولی مردم عوامی که دین رو سطحی درک کرده بودند شیفته اونها بودند ! و به تذکرات و نصایح اولیا الله ( ع ) و یاران مورد تاییدشون توجهی نداشتند .

رسید روزی که یزید فاسق بوزینه باز شرابخوار شد امیرالمومنین و امام حسین ( ع ) شد خارجی !!! رسید روزی که مامون مکار به ناحق بر تخت ولایت مسلمین !  نشست و وجود مقدس امام علی بی موسی ( ع ) شد نفر دوم !

قاضی شریح ها هم بودند ، جای متهم و شاکی عوض بود و بجای دادگاه ، بیدادگاه داشتیم .  یک گروه هر کاری می خواستند می کردند و کسی کاری به کارشون نداشت چون دارای نفوذ زیاد در دستگاه قضاوت و قدرت بودند ، اون موقع هم تریبون های انحصاری عمومی  وجود داشت که حقایق رو وارونه و گزینشی جلوه می دادند و خودشون رو حق و مخالفان و منتقدین رو باطل می دونستند .

اون موقع هم یازداشتهای سیاسی  و زندان کردن ها  بود ، نه از سر جرم و گناه  بلکه بخاطر ترس دستگاه  از بی آبرویی خودش ( برین  گفتگوی هارون با مامون رو بخونید ) و حق بودن ائمه اطهار ( ع ) و ایجاد  اختناق   که نمونه بارزش زندان کشیدن های طولانی وجود مقدس امام کاظم ( ع ) در زندان هارون و تبعید و تحت نظر قرار گرفتن های وجود مقدس امام هادی ( ع ) و امام حسن عسکری ( ع ) توسط دستگاه جور رو می تونیم اشاره کنیم .

اون موقع هم شاهد قتل عام های مظلومانه یاران اسلام بودبم ، برین بخونین که چطور که امام کاظم ( ع ) رو در زندان به شهادت رسوندند و چطور یه عده رو جمع کردند و گواهی گرفتند که ایشون به مرض طبیعی فوت کرده ! و چطور گندکاری خودشون رو با عوام فریبی پوشوندند و چطور غریبانه ائمه و معصومین ما دفن می شدند و خیلی اجازه عزاداری و این حرفها داده نمی شد و حکومت حتی از خاک قبرستون هم وحشت داشت ،  چون قدرت حاکمه و دستگاه تبلیغی رو در اختیار داشتند و می تونستند حتی ضد تبلیغ هم انجام بدن .  

درد دلها و خون دل خوردن های پیامبر ( ص ) و ائمه اطهار ( ع ) بسیار بیشتر از ما بود ، مشکلات ما در برابر رنجها و مشکلات اونها هیچه و اصلا به حساب نمی آد ، خدا می دونه که چه کشیدند ، چه از دست دستگاه جور و ستم چه از دست متحجرین و تندروهای مذهبی و چه از دست دشمنان دوست نما و دشمنان خارجی و این میراث گرانقدر رو حفظ کردند ، امروز حتی رنجهای اون بزرگواران هم برای مایک درس بزرگه و البته تتا حدودی تسکین بخش دردهای ناچیز خودمون .  

در تاریخ معاصر ما هم امام خمینی ( ره ) وضعیتی مشابه داشتند ، امام حداقل حدود چهارده پونزده سال زندگی خودشون رو برای مبارزه با یک رژیم فاسد و یک شاه بی لیاقت و سرسپرده و فاسد با یک دستگاه عظیم اطلاعاتی – امنیتی صرف کردند .

رنج دوری از وطن و خانواده و تبعید ، شهادت جانسوز  یاران   ( که تا بعد از انقلاب هم ادامه پیدا کرد ) و دستگیری های گسترده نیروهای انقلابی توسط ساواک  و بی اعتنایی به اعتراضات به حق مردم مسلمان  از جانب شاه و آشوبگر و خرابکار خطاب نمودن اونها از طرف دستگاه سرسپرده تبلیغاتی فقط و فقط بخشی از رنج های امام از دست دستگاه جور و ستم رو تشکیل می داد .

فقط دستگاه جور نبود ! فقط صدام ملعون نبود ! امام خمینی هم از متحجرین و تندروهای مذهبی خون دل خوردند ! کسانی که امروز جرات ابراز عقیده و وجود پیدا کردند و دم از حکومت اسلامی و نه جمهوری اسلامی می زنند ، کسانی که مراد دولت و مسئولین دولت مهرورز هستند و کسانی که امروز دلسوز انقلاب و نظام جمهوری اسلامی شدند  در زمان مبارزه برای امام پیام می فرستادند که در زمان غیبت هیچ حرکتی جایز نیست ! و ایشون رو از ادامه مبارزه علیه حکومت ستمشاهی برحذر می داشتند !

همین ها زمانی که مرحوم آقا مصطفی پسربچه امام  از کوزه ای آب نوشیدند کوزه رو آب کشیدند چون پدرش فلسفه می گفت ! همین ها بودند که بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی رو وادار کردند که بگه " خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورد  از رژیم شاه نخورد " و اگه امام با اون صلابت و بی طرفی و بلند نظری خاصش که لازمه رهبری و ولایته امروز بود اینهایی که زمانش جرات قد علم کردن رو نداشتند و امروز شدند همه کاره و دلسوز انقلاب و نظام و اسلام ! و کاری دلشون بخواد دارند انجام می دن و هیچ اعتراض و نقدی رو بر نمی تابند صداشون در نمی اومد .

ما که کاره ای نیستیم و کاری تو این شرایط ازمون برنمی آد ، فقط می تونیم نظاره گر باشیم و خون دل بخوریم و  با خدا و ائمه ( ع ) درددل کنیم و در خلوت خودمون از اونها یاری بخواهیم که خودشون دین رو از جمیع آفات حفظ کنند ، نگذارند اقدامات عده ای قدرت طلب و متحجر و بی تدبیر بنام اسلام تموم بشه و مردم رو نسبت به همه چیز بدبین کنه و خون امثال باکری ها پایمال بشه .

الان اوضاعی شده که همه چیز بهم قاطی شده ! شاید برای امثال ما سخت نباشه که بفهمیم کی راست می گه و کی دروغ ولی برای مردم عامی و بی خبر از همه جا و بایک فطرت پاک و حق طلبانه دینی خیلی راحت نیست ، آقایون حقیقتاً دارند برای ظهور زمینه سازی می کنند !!

این وسط بدجوری گیر کردیم ! نه به قول خودشون روشنفکرها و امروزی ها راضی می شن کوتاه بیان و زمان و مکان رو درک کنند و مدبرانه رفتار و عمل کنند و دست کسی بهانه ندن و به اسم امروزی شدن و روشنفکری هر تئوری و خواسته ای رو مطرح نکنند نه به قول خودشون متدینین و مذهبی ها حاضرند بپذیرند که همه چیز رو سفید مطلق یا سیاه مطلق نبینند و دین و تحقق شعارها و اهداف دین رو در کسانی که اصلا ظرفیتش رو ندارند خلاصه نکنند والکی کسی رو بزرگ نکنند و اگه کسی حدش چهل پنجاه بیشتر نیست تا صد بالا نبرنش !

این وسط چیزهایی که باید اصل باشه حفظ نظام اسلامی ( چون نظام دیگه ای با بافت خاص مردم ما جواب نمی ده و اگه اعتراضی هست بیشتر به مجریانه تا خود نظام ) و اصلاح عیوب اون و پذیرفتن ضعف ها و اشتباهاته ، اصل باید بر همکاری و وحدت و تعامل باشه ، اصل باید غفلت نکردن از یاد خدا بخاطر غرق شدن در تجدد و سیاست و دعواها باشه ، اصل باید بر حفظ خون شهدایی باشه که در راه این آرمان از سال 42 تا الان از حان خودشون گذشتند .

روی صحبتم با همه ست ! همه و هر کس به نوعی در اون چه که تا الان گذشته مقصر بودند . تعارف هم نداریم ! اگه از مسئولین کشور تا دستگاه ها و کاندیداها هر کدوم  کمی درایت و شرح صدر و تحمل به خرج می دادند ما شاهد خیلی از مشکلات و ناآرامی ها و فجایع و پرپر شدن جوانهای مردم نبودیم ، مقصر دونستن یک نفر یا یک ارگان خطاست .  

  الان هم اگه همه کمک نکنند و بخوان بر سیاسی کاری ها و مثلاً زرنگ بازی ها و سو ء استفاده از مقام و موقعیت و قربانی کردن اخلاق و منافع مردم ادامه بدن نه برای خودشون عاقبت خوشی می شه تصور داشت نه حتی ُکلیت مجموعه و این وسط فقط و فقط این مردم بی پشت و پناه و رنج کشیده هستند که میون این دعواها قربانی می شن  و بس .  

به همه علی الخصوص مسئولان توصیه می کنم تاریخ رو بخونند ، چه تاریخ صدر اسلام و چه تاریخ ایران بویژه از رضاشاه به بعد که خیلی جالب و آموزنده ست و نگذارند تاریخ دوباره تکرار بشه . اصل باید رضایت مردم باشه و با عوام فریبی و وارونه جلوه دادن حقایقی که خود مردم حتی عامی هم می تونند  با تمام وجود حسش  کنند نمی شه رضایت مردم رو جلب کرد .

مردم ایران صداقت می خوان ، شفافیت می خوان ، می خوان کسی به شعورشون توهین نکنه و اون رو به بازی نگیره ، می خوان که مسئولین به دور از هرگونه تنش و حاشیه بهشون خدمت کنند ، می خوان که خدمتگذارانشون آدمهای متخصص و متعهد واقعی باشند و با شایسته سالاری روی کار اومده باشند ، می خوان که این وسط دین خدشه دار نشه و از دین برای سیاسی کاری ها مایه گذاشته نشه . مردم ایران از هر اغتشاش و ناامنی بیزار هستند و اگه این چیزها رو در مسئولین ببینند دلیلی بر خیابون اومدن و تجمع و تظاهرات ندارند .

و در نهایت اینکه همه ما در پیشگاه خدا مسئول هستیم و باید پاسخگو باشیم ، هر کس به اندازه ظرفیت خودش ولی به هر حال عمومیت داره . شاید امروز بشه یه جورایی اذهان عمومی رو منحرف کرد ، از کسانی که شایستگی کاری رو ندارند و در مسئولیت های مهم هستند دفاع غیر واقع بینانه کرد و اصرار بیجا  بر نگه داشتنشون کرد  ، شاید بشه که براحتی به منتقدین تهمت و انگ زد و بی آبروشون کرد ، شاید بشه که حق رو از سر مصلحت و سیاسی کاری پوشوند ، شاید بشه که آدم خودش رو مذهبی و فرزند انقلاب و با دغدغه دین  بدونه و از سر ناآگاهی یا تعصب از یک شخص یا گروه کورکورانه دفاع کنه ، شاید بشه که آدم در مسندی باشه و بوسیله اعمال نفوذ و قدرت ناشی از اون هر کاری رو دلش بخواد پیش ببره اما در قیامت صغری و کبری چی ؟

شب اول فبر آدم خودشه و خودش ! خودشه و اعمالش  ، بی هیچ یاوری ، بی هیچ  قدرت و نفوذی جز همون اعمالش ، صحرای محشر و دم پل صراط همین همین طور ، در پنجاه عقبه صراط که هر کدوم هزار سال هستند هم همچنین ... اون موقع و در پیشگاه خداوند ما چه کنیم ؟

این زندگی ما دیر یا زود تموم می شه و واقعاً ارزش فروختن آخرت مون رو نداره و اگه کسی واقعا در زندگی اش و در کارها و اعمال مسئولیت هاش جز خدا و آخرت رو در نظر نگیره دنیا گلستان می شه اما دو سوال اساسی اینجاست که آیا اولا همه مردم و مسئولین چه در قبل و چه در مسائل انتخابات و بعد اون واقعا خدا و آخرت شون رو لحاظ کردند ؟ و دوم اینکه اگه هم لحاظ کردند این شناخت شون از خدا و دین و آخرت تا چه حد عمیق و علمی  و درست بوده؟

هنوز هم دیر نشده ... می شه همه چیز رو هرچند سخت ولی جبران کرد ...... به شرطی که گوش شنوایی باشه.