راهکارهایی برای اصلاح امور - قسمت اول
ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ امرداد ۱۳۸۸ : توسط : مجید

به نام خدا

پنجشنبه چهاردهم مردادماه 88

مبلاد با برکت منجی عالم بشریت ، امام زمان ( عج ) بر همه شما مبارک

خواننده عزیزی فرموده بودند که علاوه بر تحلیل مسائل جاری ، راهکار و راه برون رفت از مشکلات و مسائل  ( و البته همراه ارزیابی منصفانه وضع موجود ) رو هم برای بهتر شدن اوضاع کشور ارائه بدیم ،  متاسفانه فضای خاصی  حاکمه و انتقادهای دلسوزانه و صحبتهای غیر مغرضانه رو هم عده ای به حساب دشمنی می گذارند و خیلی راحت هر تهمتی می خوان به دیگران می زنند و هر کاری می خوان بکنند ، می کنند.

  در چنین شرایطی ارائه تحلیل و راهکار حتی دلسوزانه و منطقی (  و کلاً زدن حرف سیاسی ) خیلی جرات می خواد و کاری کردند که حتی کار سیاسی در چهارچوب قانون و نظام هم هزینه زیادی داشته باشه و ازطرفی ادعای وجود آزادی مطلق هم می کنند ! ولی هیچ گونه صدای مخالف که چه عرض کنم  ، منتقد رو هم برنمی تابند !

بنابر فرمایش حضرت علی ( ع ) که از ابن زریر غافقی نقل شده  " قاصه "  و  " بزاره "  فقط در دوران حکومت جهانی امام زمان ( عج ) و بعد از ظهور موفورالسرور اون حضرت به مسلمانان باز می گرده ، از حضرت سوال کردند قاصه و بزاره چیست ؟ حضرت علی ( ع ) فرمودند : امام زمان ( عج ) حکومت را به دست می گیرد بگونه ای که کسی هر چه خواهد بگوید و از چیزی نهراسد ( نسخه خطی ابن حماد صفحه 96 ) .

الان تمایل بر اینه که یک جناح و طیف سیاسی کشور که چند سال پیش به تعبیر رهبری " یک بال " کشور نامیده شد با زدن انواع تهمت ها و پرونده سازی ها کلا حذف بشه که خب برای نظام چنین کاری خیلی آفت زاست و در دراز مدت مشکلات  رو بیشتر خواهد کرد و موجب رادیکالیسم سیاسی و تبدیل منتقد و خودی به اپوزیسیون می شه .  

اما در احترام به نظر این عزیز و علی رغم هزینه زا بودن این جور مطالب و با توجه به اینکه من در حال حاضر چیزی برای از دست دادن و دلخوش بودن هم ندارم و هر بلایی هم سرم بیاد خیلی تو حال و اوضاعم تفاوتی نمی کنه  در چند قسمت که شاید پیوسته هم نباشند تحلیل و راهکاری منصفانه و بر پایه اون چه که واقعیت داره بدون افراط و تفریط و دستخوش احساسی شدن ( که از روحیات من که همواره برحرف و استدلال منطقی بدور از تنش و احساسات و گفتمان در آرامش تاکید دارم بدوره )  از وضع موجود و مسئولین و چه باید کردها و نکردها و ارائه پیشنهادات جداگانه در هر بخش ارائه می دیم و از بالاترین رکن نظام شروع و ان شالله اگه بودیم و عمری هم باقی بود به بقیه اشخاص و نهادهای حقیقی و حقوقی خواهیم رسید .  

رهبری

با توجه به وضع موجود تو این زمینه خیلی نمی شه باز و آزاد حرف زد و همه واقعیت ها رو گفت ، اما اون چه که می شه گفت اینه که در مورد شخص آقای خامنه ای در طول این سی ساله هیچگاه انصاف رعایت نشده و اون چیزی که واقعاً باید گفته بشه گفته نشده و حق مطلب ادا نشده ، همواره در مورد ایشون افراط و تفریط وجود داشته و داره و اونهایی که می گن رهبری مظلومه چندان هم بیراه نمی گن !

آقای خامنه ای آدم بدی نیست ، از نظر شخصی آدم خوب و سالمیه و سوابقش می گه جزو روحانیون روشن محسوب می شه ، این خوب بودن به معنی معصوم بودن نیست .

از نظر قدرت بیان و سخنوری هم خیلی قویه .  اگه واقعا خودش بود و خودش ، خیلی خوب  می شد اما متاسفانه ایشون رو هم مسئله ای تهدید می کنه که در طول تاریخ خیلی از بزرگان و سران کشورها و ایران رو دچار مشکل کرده و هزینه های سنگینی رو دوششون گذاشته و  اون اطرافیان و منصوبینی هستش که خیلی آدمهای موجه ، خوش نام ، خوش سابقه و نخبه ای نیستند .

البته شاید به لحاظ شخصی نشه ایرادی گرفت که خب این سلیقه شخصی یه نفره که با هرکسی دوست داره کار کنه اما از دیدگاه کلان بهتربود و هست زمانی که شخصی در چنین جایگاهی قرار گرفته سیاست به خرج بده و بقیه افراد و شخصیتها و فعالان سیاسی و علمی و اقتصادی و ... طیف های مختلف رو هم تو کار بیاره و از اونها هم استفاده کنه .

 وگرنه به مرور زمان افراد بدنام و بی صلاحیت دور و بر ، از سر چاپلوسی یا غرض یا بی تدبیری و افکار تند و متحجرانه  اطلاعات غلط یا در بهترین فرض مطابق با خواسته و جایگاه فکری خودشون رو القاء می کنند و ممکنه خیلی واقعیت های جامعه به شخص مسئول منعکس نشه و شخصی که در راس کاره بر مبنای اطلاعات غلط و یک طرفه ای که بهش می دن تصمیم گیری کنه یا حرفی بزنه که مطابق خواست و واقعیت عمومی نباشه و موجب ایجاد سو ء تفاهم هایی بشه که نه رهبر و نه ملت هیچ کدوم مقصر نیستند .

رهبری در نظام باید در  " جایگاه پدری "  باشه و به همه یکسان نگاه کنه ، ظاهرشاه پادشاه سابق افغانستان بعد از حمله آمریکا و انگلیس به افغانستان و روی کار اومدن دولت حامد کرزای زمانی که بعد از سالها از ایتالیا برگشت و شاه هم نبود از طرف رئیس جمهور این کشور " بابای ملت " لقب گرفت و امام خمینی ( ره ) هم تا آخرین لحظه چنین جایگاهی داشت و افراد مختلفی با سلیقه های مختلف فکری و سیاسی دور و برش بودند و همه رو به یک چشم می دید و البته خودش هم بی طرف بود ولی در مورد رهبری فعلی این مسئله خیلی مشاهده نمی شه که همین یه مایه شکاف و ناراحتی و دلخوری یه قشر خاص بخصوص ازنخبگان و قشر روشنفکر جامعه ست .  

و متاسفانه نه اونهایی که رهبری خیلی بهشون اعتقاد داره و دور و برش می پلکند  همشون علیه السلام هستند و نه همه اونهایی که همواره با دید بدی بهشون نگاه می شه خائن و مزدور استکبار به شمار می رن ، در هر دو قشر هم عناصر میانه رو هم رادیکال و هم بعضاً مشکل دار وجود دارند .

هم اونهایی که نسبت به آقای خامنه ای دشمنی دارند و بجز توهین و افترا کار دیگه ای بلد نیستند اشتباه می کنند هم اونهایی که بشکل افراطی و متحجرانه ازش دفاع می کنند ، هر دو گروه اشتباه می کنند و تعادل رو رعایت نمی کنند .

مخالفان باید بدونند که جایگاه رهبری مثل رئیس جمهور یا وزیر نیست که هر چند وقت یکبار قابل تغییر باشه ، همین الان هم با احتساب خود آقای خامنه ای و بر حسب شرایط مندرج درقانون اساسی کسانی که در کشور بتونند در این جایگاه قرار بگیرند از تعداد انگشتان یک دست هم کمتر هستند  .

با توجه به سوابق طولانی مبارزاتی ایشون قبل از انقلاب و سوابق اجرایی و مدیریتی بعد از انقلاب که دارند در مجموع گزینه قابل اعتنایی برای این پست هستند و اون چه که مورد اختلاف نظر من و شاید بعضی شماها و بعضی از مردم با ایشون هستش بیشتر از اونکه به خود ایشون برگرده متوجه اطرافیان ایشونه و کسانی که به ایشون مشاوره  و اطلاعات می دن که متاسفانه افراد موجهی نیستند و از صحبتهای ایشون می شه این رو کاملاً برداشت کرد و باور کنید اگه شرایطی مشابه امام خمینی رو داشتند خیلی چیزها تغییر می کرد .  

وگرنه با شناختی که از من شخص ایشون دارم مواضع اصلی و خالصش باید به مراتب معتدل تر و منطقی تر باشه ، ولی اگه من و شما هم در چنین شرایطی بودیم هیچ بعید نبود ما هم این جوری بشیم ، شما خودتون یه مدت فقط کیهان بخونین و فقط هم سایت های انصارنیوز و رجا نیوز و ثانیه نیوز رو ببینین ( یا بالعکس از این طرف ) بعد یه مدت به جهت یک طرفه بودن منابع اطلاعاتی تون و نشنیدن صدای اون ور ببینین چه بلایی سر افکارتون می آد !!

به هر حال باید این دسته ، چه مخالفان و چه اونهایی که با ایشون اختلاف نظر دارند  جایگاه قانونی ایشون رو قبول کنند و حداقل در نقدها و ابراز اعتراض ها و بیان اختلاف نظرها چه نسبت به ایشون و یا هر کس دیگه از دایره ادب و احترام خارج نشن که از اصول کار و اظهار نظر سیاسیه .

به هر حال ما هم اون چه رو که داره می گذره مثل شما می بینیم و از بسیاری از این ظلم ها و بی عدالتی ها و لاپوشونی مشکلات مردم و نحوه اداره کشور و سو ء استفاده از دین ناراحتیم اما نباید فقط یک نفر رو ببینیم و همه تقصیرها رو گردن یک نفر بندازیم ، به هر حال شرایط اون یک نفر رو هم باید درک کرد .  

حمایت قاطعانه از دولتها وظیفه رهبری برحسب سیاست و منطق و قانون هستش  و اگه نباشه سنگ روی سنگ بند نمی شه و هر کسی هم رهبر باشه نمی تونه مثل یک منتقد یا مخالف ابراز عقیده کنه و باید طوری حرف بزنه که شائبه اختلاف نظر یا شکاف بین سران کشور در اذهان پیش نیاد و جایگاه دولت در کشور ضعیف نشه والا ممکنه خودش بخصوص از طرف افراطیون طرفدار دولت متهم و مورد هجمه قرار بگیره .  

 امروز هم همینه . رهبری برای کسی مثل احمدی نژاد آبروش رو گذاشته و این دلیل برای موافقت بی چون و چرای بخصوص باطنی با هر کار دولت نیست ، هر چند مواضع احمدی نژاد از ُبعد مسائل خارجی به نوعی فشار رو از رهبری بر می داره و روی دوش رئیس جمهور می ندازه و تمام تیرها سمت رئیس جمهور پرتاب می شه و  برای رهبر خیلی بد نیست  که  اتفاقاً مورد تاکید در حکم تنفیذ هم بود ولی شما برین حکم 4 سال پیش احمدی نژاد و حکم امسالش رو مقایسه کنید و ببینین آقای احمدی نژاد چهار سال پیش از جانب رهبری به چه صفاتی موصوف بودند و امسال به چه صفاتی ! خیلی با مفهومه .

کلاً امروز رهبری بدجوری تو محذوریت قرار گرفته و ایشون هم مثل من و شما خیلی چیزها رو می دونه و می بینه و درک می کنه اما از نظر قانونی امکان عزل مستقیم  رئیس جمهور رو نداره و حتی نمی تونه براحتی بیاد و جبهه گیری کنه .

 این رو اگر کسی ذره ای درک سیاسی داشته باشه متوجه می شه که نباید به این چیزی که ظاهراً  دیده و گفته می شه اکتفا کرد و هر از گاهی هم مسائلی به شکل رسمی و علنی بیرون درز می کنه که صحت حرف من رو تایید می کنه ( ماجرای ادغام حج و زیارت با گردشگری  ، معاون اولی مشایی ، بحث ورود زنان به ورزشگاهها  و ... )  

برای آقای خامنه ای کلاً کار کردن با کسایی مثل قالیباف یا محسن رضایی و لاریجانی و ناطق نوری به مراتب قابل تحمل تر و راحت تر از کار کردن با خاتمی و موسوی و احمدی نژاده ،  اگه آقای خامنه ای خودش به تنهایی و با اختیار تام ، قدرت انتخاب رئیس دولت رو داشت از چنین افرادی استفاده می کرد . این رو از من قبول کنید .

شخص رهبری بر حسب سیاست و اصولی که داره و حدود هشت نه سال پیش در دیدار دولت آقای خاتمی هم به اون اشاره کرد با " نقد غیر منصفانه " و " دفاع غیر واقع بینانه " از دولت مخالفه و بارها براین موضوع تاکید کرده .  

برای آقای خامنه ای حفظ آرامش در کشور و بهم نخوردن اوضاع خیلی مهمه و خیلی با به خیابون اومدن ها حتی برای جشن پیروزی انتخابات ( مثل پیام رهبری در چهارم تیر 84 ) میونه خوبی نداره ، بماند که یکی از عزیزان تندروی مذهبی از پیام تبریک  رهبری به احمدی نژاد و ملت که  " انتخابات جشن ملی بود "  این طور برداشت کرده بود که رهبری گفته توی خیابون بریزین و جشن بگیرین !! این قشر کلاً درکشون و نحوه گفتار و نوشتارشون خیلی غلط و آشفته ست !! باور کنید همین بیست روز تبلیغات رو هم مجبور بودند تحمل کنند چه برسه به اینکه حتی خودی ها بریزن تو خیابون و جشن بگیرن ! در نماز جمعه هم به صراحت از به خیابون اومدن هواداران هر دو طرف انتقاد کردند .  

این رو هم بدونید که کسی مثل آقای خامنه ای به مراتب بهتر از مصباح یزدی ( یا امثال اینها ) هستش که احمدی نژاد همه جوره بهش ارادت داره ! مدافعان دو آتیشه رهبری بدونند همه این برنامه ها و افشاگری ها و ...  در نهایت جایگاه رهبری رو نشانه رفته نه چیز دیگه  رو .

 اگر امروز پشت آقای خامنه ای خالی بشه هیچ بعید نیست روزی برسه که حسرت امروزمون رو بخوریم و بگیم سال به سال دریغ از ... ! متاسفانه نشانه هاش هم ظاهر شده ( قضیه نصب مشایی و اون نامه احمدی نژاد با اون لحن خاص به رهبری و کنار گذاشتن دونفر از وزرایی که جزو خواص رهبری بودند ) که بسیار نگران کننده ست .

 رهبری برحسب حدیثی که از پیامبر ( ص ) در بحارالانوار ( جلد 7 ، صفحه 213تا 216 )  نقل شده " کسی که تدبیر امور قومی را به عهده گیرد خداوند بر  تعداد روزهایی که او مسئولیت داشته است بر لبه جهنم توقیفش می نماید که هرروزش معادل هزارسال خواهد بود و در قیامت در حالی محشور می شود که دستانش برگردنش بسته شده است . پس اگر در میان آنها بر امر خدا قیام کرده باشد خداوند او را آزاد می کند و اگر ستمگر بوده باشد در آتش افکنده می شود "  و بخصوص با این بساطی که می بینیم و شاهکارها و بی عدالتی هایی که نیروهای انتظامی و قضایی و .. انجام دادند به حد کافی  اون دنیا گرفتار هست ، مخالفان درک کنند که مسئولیتی اونم با این عظمت  همین جوری اش هم چقدر سنگینه و نگاه به این دوروز دنیا و این برو بیاها نکنند و از قانون فراتر نرن .

دسته دیگه هم که در مورد رهبری دچار افراط هستند جماعت مدافع سرسخت و متعصب و طرفداران دو آتیشه ایشون هستند که بقول مرحوم دکتر شریعتی ( که مورد تایید خود همین رهبری هم هست )  با دفاع بد و افراطی از ایشون در حقیقت در حقش دشمنی می کنند .

البته بخش اعظمی از این طرفداران به شکل محیطی و بدون یا با کمترین مطالعه و تعقل و تفکر جزو مدافعین شدند و من خیلی در این طرفداری ها بصیرت و آگاهی نمی بینم ، طرف مثلا پدر و مادرش طرفدار بودند و جو اطرافش این طوری بوده اونم تاثیر پذیرفته والا  این گروه خیلی اطلاعات و درک دقیق و درستی از مسائل سیاسی و ... ندارند و بشدت تحت تاثیر ظواهر هستند .

خود همین رهبری در انتخابات های مختلف بارها گفتند که " من مسئول و پاسخگوی  رای خودم هستم و شما هم مسئول و پاسخگوی رای خودتان و به تشخیص خودتان عمل کنید "  اما بعضی ها که آدم واقعا شک داره اینها از چیزهایی به اسم فکر و سواد و درک و فهم سیاسی  ( و شاید هم عقل ) با بهره هستند یا نه نگاه می کنند و منتظرند که ببینند نظر " آقا " کیه و صاف برن به اون رای بدن !! اینها دیگه کی هستند ؟!!

در صورتی که در کنار کتاب خدا و سنت یکی دیگه از منابع اسلامی " عقل " معرفی شده و از قول معصوم ( ع )   " یک لحظه تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت  " عنوان شده ، استناد به  اون آیه معروف  " اطیعوالله و اطیعواالرسول و اولى الامر منکم " هم در اینجا جایگاهی نداره چون اولابحث عقلی و تصمیم گیری شخصی و سیاسی درکاره که عواقب و پاسخگویی اش هم طبق گفته رهبری متوجه هر شخص هستش و بعدش هم در این آیه درباره اولی الامر منکم شواهدی وجود داره که  منظور حضرت علی ( ع ) بوده که با توجه به شرایط خاص سیاسی وقت این جوری بیان شده .

 و البته بطور اعم درباره همه ائمه معصومین علیه السلام  هم صدق می کنه و دیگرانی که بقول امام زمان ( عج ) " واَما الحوادث الواقعه فاَرجِعوا فیها ِالی رُواهِ حَدیثِنا فَاِنَهُم حُجَتی عَلیکُم و اَنا حُجَتهُ اللِه عَلَیهِم "  یا بقول امام باقر ( ع )  " مَجاری الامُور ِبیَد العُلماء ِبالله الاُمَناء عَلی حلاله و حرامه  "  هستند و شخصیت حقیقی آقای خامنه ای هم جزو اونهاست جایگاهی متفاوت از اولی الامر منکم دارند و در حقیقت علما و رواه حدیث هستند و می تونند اولی الامر منکم باشند یا نباشند و اگه باشند هم باز یه سری بحث ها وجود داره که دایره اختیار و مانورشون تا کجاست که ما واردش نمی شیم ولی اون چه که مسلمه قضیه  اون طوری نیست که این جماعت تندروی مذهبی تصور می کنند و در ضمن " نیابت خاص "  هم وجود نداره و معنی " نیابت عام "  از جانب معصوم ( ع )  داره .

ولایت پذیری و ولایی بودن به معنی دفاع بد و پیروی  کورکورانه و متعصبانه از یک نفر نیست ، ولایی بودن این نیست که انسان از دایره عقل و منطق خارج بشه و نقش عقل  و مطالعه و بصیرت رو در زندگی به فراموشی بسپاره ، ولایی بودن به معنی اطاعت چشم بسته از کسی نیست و ولایی بودن به معنی درک سطحی از اسلام و ولایت نیست .

 مهم ترین پیام ولایت پذیری و ولایی بودن پیشی نگرفتن از خدا و رسولش هست که مطابق دستور صریح خداوند هم هستش ( یا ایها الذین آمنوا لا تقدّموا بین یدی الله و رسوله و اتّقوا الله انّ الله سمیعٌ علیم ) که اشاره به ماجرای فرماندهی اُسامه بن زید از جانب پیامبر ( ص )  داره و می شه ماجرای صلح حدیبیه رو هم بهش نسبت داد که در هر دو حالش عُمَر یک پای ماجرا بود !!  

ولایت پذیری یعنی اینکه اگه مافوق ما نسبت به شخصی نظر مساعد نداره و بر مصلحت نمی دونه که این شخص در پست حساسی باشه و ماهم می دونیم اصلا حتی قبل از اینکه بهمون بگن خودمون حساسیت ها رو درک و ازش استفاده نکنیم و کاری نکنیم که کار به دستور کتبی برسه و همون رو هم زمین بگذاریم ، این اطاعت مدبرانه ست نه کورکورانه .

عزیزان ! ولایت پذیری به حرف و شعار نیست ، شاید اگه پاش بیافته  و موقع امتحان عملی برسه کسی که هیچ تصوری برای ولایی بودنش نیست سربلندتر از اونی باشه که ادعای ولایت پذیری و ولایت مداریش گوش فلک رو پر کرده ، شما فقط برین نامه مهندس موسوی به امام ( بعد از قضیه استعفا ) و نامه آقای احمدی نژاد به رهبری سر قضیه مشایی رو بخونید و لحن و متن نامه ها رو با هم مقایسه کنید و ببینید کدومش از صمیم قلب بوده .

نکته دیگه هم اینکه ، این عزیزان در مورد شناخت حق و باطل خیلی دچار مشکل هستند ، حق رو نباید با افراد سنجید بلکه افراد رو باید با حق سنجش کرد ( کلام معصوم علیه السلام )  و اصولا سیستم های سیاسی و انتخاباتی و امثال اینها معیار خوبی برای سنجش حق و باطل نیستند و فقط یک رقابت سیاسی یا یکسری قواعد و قراردادهای سیاسی هستند و بس.

حق و باطل زمانی آشکار خواهند شد که امام زمان ( عج ) ظهور کنه ، که در موقع ولادت اون حضرت آیه "  جا ء الحق و زهق الباطل ، ان الباطل کان زهوقا  " بر بازوی راست اون حضرت نقش بسته بود و ایشون هستند که بر حسب تفسیر امام صادق ( ع ) از آیه  " یَومَ یُعرَف الُمجرمون ِبسیماهُم ، فَیوَخذُ ِبالنوَاصی و الاقَدام "   که  از سیمای اشخاص ، مجرمان و گناهکاران رو می شناسند ( چه اونهایی که قابل اصلاح هستند یا نیستند و با داشتن کرامات ویژه و چشم برزخی حقیقی خیلی هم غیرقابل باور نیست ) والا خدا که همیشه عالمه .

و در نهایت حق و باطل در روز قیامت و در پیشگاه عدل الهی مشخص می شه نه در یک انتخابات و عالم سیاست  !

پس توصیه می کنم عزیزان تندروی مذهبی در زمینه حق و باطل و معیارهایی که دارند و صزف یه مسئله سیاسی کسانی رو حق و دیگران ( عمدتاً مخالفان و منتقدان رو !! ) باطل می دونند تجدید نظر کنند و از چنین مسائلی سو ء استفاده  یا برداشت غلط نکنند .

اگه این قشر می خوان از رهبری دفاع کنند ایراد نداره منتها مواظب باشند از حد و حدود معمول و منطقی دفاع و قبول داشتن خارج نشن و کاری نکنند که دفاع شون بدتر یک ضد تبلیغ باشه ، احترام همه افراد و شخصیتها رو هم نگه دارند ، این هم نیست که همه حرفهای رهبری وحی مُنزل باشه و همه باید بپپذیرند چون ایشون معصوم نیستند و از مشاوران و دور و بری های قابل اطمینان و نخبه ای هم برخوردار نیستند و اینجا هم حکومت عدل علی ( ع ) نیست .  

ضمن این دفاع و قبول داشتن هم برن در تاریخ انقلاب تدبر و مطالعه ای بکنند که چرا امام خمینی ( ره )  بین آقای مهندس موسوی که امروز منفور این عده شده و حسابی دارند عقده های اون چند سال رو سرش خالی می کنند و ازش انتقام جویی می کنند با رئیس جمهور وقت که رهبری فعلی باشند همیشه جانب نخست وزیر مهندس موسوی رو می گرفتند و مانع تغییر ایشون می شدند و اصرار عجیبی بر موندن مهندس موسوی داشتند و مهندس موسوی رو خیلی قبول داشتند ، خیلی پیام ها داره .

اینکه چرا امام مخالف رئیس جمهور شدن روحانیون بودند و برای همین مانع کاندیدا شدن شهید بهشتی  در دوره اول ریاست جمهوری شدند ولی بعدا با شرایطی که پیش اومد با کاندیداتوری آقای خامنه ای موافقت کردند شاید یکی از پاسخهایی باشه که بشه برای جواب بالا داد، هر چند کُلیت رو در بر بگیره .  

 یادتون نره رهبری فعلی شاگرد امام بودند و کسانی که دم از ولایی بودن و فرزند انقلاب بودن و مدافع نظام بودن می زنند قاعدتاً باید بیشتر امام رو با اون شخصیت خاص و بالایی  که داشتند قبول داشته باشند و اسیر تبلیغات ناجوانمردانه ای که علیه یاران امام به راه افتاده نشن .  

کسانی هم که به اسم دفاع از رهبری به آقای هاشمی می تازند بد نیست علاوه بر مرور نظرات رهبری درباره آقای هاشمی در این چند سال اخیر ، برن مشروح مذاکرات خبرگان رو بعد از فوت امام درباره انتخاب رهبر بخونند ، من چون خودم روزنامه کیهان همون موقع رو خوندم برام خیلی جالب بود و توصیه می کنم مدافعان رهبری و مهاجمان به آقای هاشمی هم حتما مطالعه بفرمایند .

 

اما در این بخش راهکارها و پیشنهادات چیه ؟

 

 تو این زمینه هر کس باید به نوبه خودش به مسائلی توجه داشته باشه . اگه شخص رهبری لطف و محبت کنند و در زمینه اطرافیان و معتمدین و منصوبین تجدید نظری بفرمایند خیلی خوب می شه  ، از اساتید دانشگاه و نخبگان و کارشناسان کمک و مشورت های بیشتری بگیرند و با توجه به اینکه دولت در ارائه آمار و گزارش هایی که در نوع خودش با شرایطی که همه مون می بینیم و درک می کنیم خیلی تفاوت داره  خیلی ماهره حتی می تونند مرکزی رو تحت نظر خودشون متشکل از این اساتید و کارشناسان و نخبگان که یا جملگی از نظر سیاسی بی طرف باشند یا از گرایشات مختلف تاسیس کنند که بخش های مختلفی مثل کشاورزی ، صنعت ، اقتصاد ، مسکن و سلامت و  ... داشته باشه و به موازات گزارش های دولت این مرکز هم گزارشی از وضع موجود و بسته های پیشنهادی خودش تهیه کنه و مسئول راستی آزمایی گزارشات دولت هم باشه و کلیه موارد در دیدارهای حضوری یا به شکل کتبی موارد به رئیس جمهور منعکس بشه .

در ضمن سیستم بازرسی و کسب اطلاع از وضعیت مردم و واقعیت های کشور رو فعال تر و قوی تر کنند و برای این کار حتی گروههای داوطلبی وجود داشته باشند که از همه اقشار و طیف ها توشون باشه و مثل چشم و گوش رهبری باشند .  

ملت ایران شریف تر از اونی هستند که کسی فقط برای رای شون یا راهپیمایی اونها رو بخواد و اگه امروز ما به حضور 40 میلیونی و 85 درصدی افتخار می کنیم جز به این خاطر نیست که خیلی ها برای تغییر وضع موجود اومدند نه برای تثبیت اون !

و حتی در بین رای دهندگان آقای احمدی نژاد چنین کسانی کم نبودند منتها خواسته ها و صداها با هم فرق داره ، باید خواسته ها و صدای  همه مردم و مشکلات اونها رو شنید و به اون توجه کرد و زیر سبیلی ردش نکرد ، هیچ مصلحتی بالاتر از توجه به خواست مردم نیست و انکار اون فقط به ضرر مسئولین در راس کاره و مشکلات و تنش ها رو بیشترمی کنه و شکاف وبدبینی بین ملت و حکومت رو افزایش می ده .

تشبیه خواسته های نه چندان غیر منطقی مردم یا حداقل بخش قابل ملاحظه ای از مردم به مسجد ضرار که داستانی سوای حال و اوضاع ما داشت جز اینکه تنش ها رو بیشتر کنه و بهانه دست یه عده تندرو بده فایده دیگه ای نداره ، این افتخاره که مردم ما اون قدر با حیا هستند که در بیان اعتراضات هم از قالب های مذهبی خارج نشدند و مسجد ضرار و خوارج رو باید در جای دیگه ای جستجو کرد . باید صدای مردم رو شنید و با سیاست عمل کرد که تنش ها بخوابه .

رهبری باید خودش سردمدار پیگیری مطالبات مردم باشه و عنان اختیار رو از کف دشمن و مخالفان خارج کنه و اجازه سو ء استفاده رو نده و خودش محور قرار بگیره و مردم حس همراهی رهبری رو هم به شکل واقعی داشته باشند .والا مقابل بخش اعظمی از مردم قرار گرفتن مسئولین خیلی وجهه خوشی نداره و مشکلات رو بیشتر و دشمن رو شادتر می کنه و به نفع خود مسئولین هم نمی تونه باشه .

 اگه اهمیت داده نشه این دو شقه شدن و دور شدن مردم از حاکمیت و افزایش شکاف ها روز بروز بیشتر خواهد شد و به جایی خواهیم رسید که این نمایش های استقبال و این چیزها هم دیگه چاره ساز نخواهد بود  ، باید کاری کرد که قدرت جذب مردم و نخبگان به رهبری و نظام بیشتر بشه نه اینکه هرروز ریزش بیشتری داشته باشیم و حتی دوستان رو هم حتی بر فرض خطا از خودمون برانیم  ،  این کار جز با اصلاح و تجدید نظر بعضی رفتارها و تفکرات و روابط میسر نمی شه .

در مقابل نخبگان سیاسی و علمی و ... که با رهبری اختلاف نظر و شکاف دارند باید ببینند کجای کار مشکل داشته که نتونستند اعتماد رهبری رو جلب کنند و همواره دید بدبینانه ای نسبت بهشون وجود داشته و یک گروه مورد توجه بیش از حد و یک گروه مورد بی مهری بیش از حد بودند ، شاید سلیقه و نوع بینش رهبری و اطرافیان رهبر هم موثر باشند اما خود نخبگان هم مقصر بودند و رفتارشون خیلی با اون چه که واقعیت هست متناسب و متعادل نبوده و خیلی ایده آل و رویایی و فراتر از ظرفیت و چهارچوب نظام فکر می کردند و در صدد عبور از خط قرمزهایی بودند که در نظامی اسلامی خیلی مثبت بهش نگاه نمی شه .  

مردم هم چه مخالفان و چه مدافعان متعصب باید شان و جایگاه رهبری رو درک و مطابق اون چه که هست رفتار کنند و نگاه صفر و صدی یا سیاه مطلق و سفید مطلق نداشته باشند که هر دو حالتش درست نیست و طوری رفتار کنند که هم جا برای تعریف از ویژگیها و کارهای مثبت باقی بگذارند و هم به موقع  نقش منتقد دلسوزی رو ایفا کنند.

 

ان شالله اگه مجال و عمری بود در مطالب بعدی ( پیوسته یا ناپیوسته ) به سایر افراد و نهادهای حقیقی و حقوقی خواهیم پرداخت .