سفرنامه مشهد !
ساعت ۸:۳٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ دی ۱۳۸۸ : توسط : مجید

به نام خدا

پنجشنبه بیست و چهارم دی ماه 88

بالاخره رفتم مشهد ! چندین و چند سال بود که به دلایل مختلف نمی شد برم  و زمانی هم که شرایط فراهم شد اون نقص فنی لعنتی توپولوف یه ربع بعد پرواز پیش اومد که تو مطلب دوم آذرماه  شرح کاملش رو خوندین ، البته تقصیر خودم هم بود چون باید تو سایت ایران ایر چک می کردم و بعد اقدام می کردم ولی چون تا حالا همه پروازهام که آخریش مسافرت یک روزه تابستون پارسال به شیراز بود با ایران ایر و ایرباس بود ( البته شیراز پارسال رو فکر کنم ایرتور بود )  زیادی خوش خیالی کردم !!

اما چون بدجوری دلم هوای زیارت حرم امام رضا ( ع ) رو کرده بود و شرایط هم همه جوره همچنان فراهم بود ! از رو نرفتم و پیگیر شدم تا خیلی شلوغ نیست و شرایط هم همچنان مهیاست حتما برم و بالاخره هفته پیش رفتم ، البته معتقدم اگه عمر آدم تموم بشه و اجل حتمی برسه ایرباس و توپولف و فوکر و بوئینگ نداره و ناوگان هوایی ایران کلا بدلیل فرسودگی خیلی مطمئن نیست ولی بالاخره علاوه بر نقص فنی و سقوط که از همه مهم تر هستند ، کیفیت پرواز هم  بالاخره مهمه و برای کسی که تو ایرباس نشسته امثال توپولف حکم ژیان رو در مقابل حداقل زانتیا داره !! تو ایرباس آدم پاش رو که دراز می کنه تا زیر صندلی جلویی می رسه اما تو توپولف جا نیست تکون بخوری !

خداروشکر که خواست خدا و طلبیدن امام رضا ( ع ) با همت و خواستن و عمل کردن ما یکی شد و رفتیم ، من خیلی حال و حوصله مسافرت و زیاد یه جا موندن رو ندارم و اگه هم بنا به مسافرت باشه مسافرت مختصر و مفید رو ترجیح می دم و به شهرهای تاریخی - مذهبی هم علاقه بیشتری نسبت به شمال رفتنی دارم که از بچگی بدلیل پیچ های جاده و بد شدن حالم هیچی ازش نمی فهمیدم و خاطرات بدی از مسافرت های شمال تو ذهنم مونده .

پرواز ما ساعت 7 صبح بود ولی چون مرتب هواپیما فرود می اومد یا هواپیما جلومون رو باند بود تا نیم ساعت اجازه بلندشدن رو ندادن و هواپیما هی بعد چند دقیقه Taxing رو باند وای می ستاد ! ( از LCD توی هواپیما تمام مراحل پرواز رو حتی توی آسمون می دیدیم ، خیلی جالب بود !) و بالاخره حدود یک ربع به هشت بود که هواپیما Take Off کرد و حدود 9 صبح رسید مشهد ، موقعی که به آسمون مشهد رسید و داشت برای Landing کاهش ارتفاع می داد چون هوا ابری بود فقط جلومون که از تو LCD نشون می داد فقط ابر بود و هرچقدر که پایین می رفتیم بازم ابر بود ابر تا بالاخره ارتفاع خیلی که کم شد تونستیم خونه ها و خیابون های مشهد رو ببینیم !

نکته جالب توجه دیگه هم اینکه زمانی که هواپیما نزدیک مشهد شد کلیپی از حرم امام رضا ( ع ) رو گذاشتند که پس زمینه نور سبز قشنگی داشت و خیلی جالب و معنوی بود .

هوای مشهد حدود صفر درجه بود ، بعد پیاده شدن از هواپیما نم نم داشت بارون می اومد که البته تا عصری که اونجا بودم ادامه پیدا نکرد ، از فرودگاه تاکسی گرفتم و یه راست رفتم حرم ( چون نیت سیاحت نداشتم )  راننده که مشهدی بود می گفت دیشب تا صبح بارون می اومد و هوا به این خاطر حالت بارونی داشت ( از باند فرودگاه و خیابونها و زمین حرم معلوم بود ) .

مارو برد دم باب الجواد پیاده کرد ( فکر کنم اسم خیابونش اندرزگو بود ) و رفتیم تو ، نمی دونین زمانی که مقابل در حرم قرار گرفتم چه حالی بهم دست داد که وصف ناشدنیه ، مثل عاشقی که بعد مدتها  ( 20 سال ) به دیدار معشوقش رسیده و خب اون موقع که ما رفتیم  چون سنمون زیاد نبود  خیلی تو عمق اینکه دعای فلان و بسار رو بخونیم نبودیم و حداکثر حمد و سوره می خوندیم اما این دفعه با دل درست و اون طوری که خودم دوست داشتم سه چهارساعت زیارت کردم ، به هر حال ما درون گراها تنهایی بیشتر حال می کنیم !!

عوام براشون خیلی مهمه که دستشون به ضریح برسه و خیلی ها هستند که ناکام می مونند و افسردگی می گیرند !منم خواستم شانسم رو امتحان کنم و همرنگ جماعت شم که در همون اولین جلو رفتن  هم موفق شدم ! هرچند بعدش دیگه خیلی شلوغ شد و نمی شد خیلی جلو رفت و ما هم شروع کردیم به زیارت خوندن ، البته دعاهایی هم بود که باید قبل و بعد خروج از خونه می خوندم که یکیش رو بعد نماز صبح تو خونه و یکیش رو دم در موقع سوار شدن به آژانس قبل رفتن به فرودگاه خوندم .

نماز زیارت و نماز زیارت عاشورا و خود زیارت عاشورا و دعای توسل رو هم ( کنار ضریح ) خوندم و همه شماها رو هم دعاکردم ، ولی خیلی دوست داشتم توی زیرزمینی برم که می گن هم خلوت تره هم شیک و تمیز و هم نزدیکی بیشتری به قبر امام ( ع ) برخلاف تصور عامه که می رن می چسبند به ضریح و برای جلو رفتن هر منکری رو مرتکب می شن  !! داره و همه اعمال و به اضافه اعمال دیگه که نشد انجام بدم رو اونجا انجام می دادم که گفتند تا هفت شب مخصوص خانم هاست !! اگه ان شالله دفعه بعد خواستم برم برگشت رو برای آخر شب می گیرم یا نهایت یک شب می مونم تا بتونم اونجا در خلوت و در کمال آرامش عبادت کنم و بفهمم دارم چی می خونم !

نماز ظهر و عصر رو هم شکسته اونجا خوندم و بعد زیارت قبر آقای مجتهدی ( از عرفای و مومنین بزرگ ) که پرسون پرسون پیداش کردم و تو یه اتاقی بود که چند تا روحانی نشسته بودن  جواب سوالات شرعی رو می دادن !  و خوندن فاتحه یه گشتی تو حرم زدم و اومدم بیرون ، از یکی از همون مغازه های روبروی باب الجواد برای فک و فامیل سوغاتی خریدم و یه دربست تا فرودگاه گرفتم و حدود یک ساعت قبل پرواز رسیدم فرودگاه .

عزیزان مشهدی ناراحت نشن و تاکید می کنم من در این سفر ( برخلاف سفر 9 روزه خانوادگی 20 سال پیش ) همه مشهد رو ندیدم اما تا جایی که خیابونها رو موقع رفت و برگشت دیدم و از همون موقع هم یادمه احساس می کنم اونجا خیلی کار داره و در حد اسم و رسم مشهد نیست و شاید اگه وجود مبارک امام ( ع ) نبود جاذبه چندانی برای رفتن به مشهد نبود ، احساس می کنم حداقل شهرداری مشهد نیاز به نیروهای قویتری داره و کارهای خیلی زیادی باید اونجا انجام بشه ، چه از نظر عمرانی و ترافیکی و چه از نظر زیبا سازی .  

پرواز هم اگر چه پذیرش مسافرش بموقع بود ولی حدوداً یک ربع از ساعت اعلام شده  تاخیر داشت و رو باند معطل شد ،  حدود چهار و نیم بود که هواپیما تو مهرآباد نشست ، کلا سفر خوبی بود و همون جوری بود که من خودم دلم می خواست هرچند کمی بهتر هم می تونست باشه .

مادرم هم که آبان ماه بعد چند سال با دوستهای مسجدی اش با قطار  چهار پنج روز رفته بود و چون همشون از نظر اخلاقی و رفتاری مثل هم بودند بهشون خوش گذشته بود و شب و نصفه شب و صبح و ظهر و عصر هر موقع که دوست داشتند چندتایی باهم می رفتند حرم و می اومدند و برای اونها هم چون مطابق میلشون بوده  سفر خوب و خاطره انگیز و با کیفیتی بوده وگرنه اگر قرار بود با یکی مثل من می اومد زهرش می شد !

خداکنه همه مسافرتها همیشه همین طور باشه ، هر کس هر جوری دوست داره و راحته و بهش می چسبه بره و خیلی تو قید و بندهای خودساخته و الکی گیر نکنه ، من که در عرض یک سال و نیم گذشته این سومین مسافرت یک روزه ام ( شیراز ، قزوین ، مشهد ) بود !!