صد درد

 
کارت معافیتم اومد !!
نویسنده : مجید - ساعت ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸٧
 

 به نام خدا 

پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت ماه 1387 

بالاخره  کارت معافیتم اومد ، اگه یادتون باشه هفتم اسفند معاف شدم و یازدهم اسفند هم مدارکم رو برای صدور کارت تحویل دادم  ،  همون روز گفتند تا چهل روز دیگه کارتت می آد دم درخونه تون  ، هر چند خیلی دوست داشتم قبل از عید بیاد اما  خب نشد  . ولی از عید هم   ده روز گذشت بازم دیدم خبری نشد و نگران شدم ، گفتم  برم نظام وظیفه ببینم جریان چیه ، بیست و چهارم بود که رفتم نظام وظیفه قسمتی که معاف شده بودم و مدارکم رو تحویل داده بودم   ، اونجا افسر مربوطه گفت از 15 اسفند تا بعد از تعطیلات معمولا  دیگه کارتی صادر نمی کنند ، تازه مدارک همه تون  رو جمع کردیم فردا ببریم بدیم قسمت صدور کارت  ( خدا وکیلی هم راست گفتش تو کارت تاریخ صدور 27/1  درج شده ) و خیالت راحت باشه  نهایت تا دو سه هفته دیگه کارتت می آد.

 منم  با خیال راحت برگشتم و منتظر موندم . چون صبح تا ظهر خونه نیستم به مامانم سفارش کردم یه دو سه هفته ای صبح تا ظهر از خونه خارج نشه تا کارته که اومد یه وقت برگشت نخوره دوباره داستان داشته باشیم درسم رو ول کنم برم دنبالش نظام وظیفه از این اتاق به اون اتاق  !  همه  منتظر  بودیم تا شنبه ، شنبه رفته بودم  کتابخونه دانشگاه  با خودم گفتم که  دیگه از امروز  درست و حسابی درس می خونم ! هنوز این جمله رو کامل تو دلم نگفته بودم و درست رو صندلی  جابجا نشده بودم و دو صفحه هم درس نخونده بودم که برای موبایلم که رو  وضعیت آهسته بود یه پیامک اومد ! 

 معمولا تو کتابخونه هر نیم ساعت  یه نگاه می کنم تا ببینم پیامک اومده یا نه چون اگه هم بیاد هیچ صدایی  در نمی آد و متوجه نمی شم اما اون لحظه عجیب به دلم افتاد نگاه کنم  ! شماره نا آشنا بود و به فینگلیش نوشته بود : ِمسِتر ... ! کارت معافیت شما دست منه ! اگه کارتت رو می خوای با من تماس بگیر مامور پست ... ! چون  شب قبلش هم   تا صبح خواب کارت رو می دیدم  جا خوردم  !

سریع از کتابخونه بیرون رفتم به اون شماره زنگ زدم ، گفتش که اگه کسی اول هفته اونم اول صبحی یه همچین خبری بهت بده چی بهش می دی؟!!  ازت شیرینی می خوام تُپُل ! کارتت رو گرفتی گذرنامه گرفتی و رفتی دیگه؟ ! (اونم  هیچ کس هم  نه من !! ) و پرسید خونه ای یا نه که گفتم نیستم و گفتش پس سمت محل نرو بیا پست چهارراه لشگر رسیدی زنگ بزن !  روزی که معاف شدم و پاکت کارت رو دادند که بیارم  پر کنم ( به همراه برگه ای که مدارک لازم رو خواسته بودند)  پشت پاکت هم شماره طبقه پایین که عمه و مادربزرگم زندگی می کنند رو داده بودم هم شماره طبقه خودمون رو و هم شماره همراهم رو و ظاهرا از رو اون شماره ،  پیامک زده بود !!   

دیگه نمی تونستم و نمی ِکشیدم که  درس بخونم ! قاطی کرده بودم ! بار و بندیلم رو جمع کردم  و از دانشگاه زدم بیرون و با اتوبوس رفتم چهارراه لشگر ، پیاده که شدم بهش  زنگ زدم گفت من تو خیابون بغلی رو موتورم !! رفتم دیدم داره برام دست تکون می ده ! چون رو پاکت کارت عکسم بودش شناخت ! یکی داشت ازش کارت ماشین می گرفت یکی کارت سوخت و خودش اونجا رو موتور نشسته بود !! می گفت چون عصر ارتباطاته ما با آخرین تکنولوژی و وسایل ارتباط جمعی پیش می ریم ! خلاصه دو تومان بهش شیرینی دادم ( به خونه هم سپرده بودم اگه کارت  رو آوردن همین قدر شیرینی بدن من باهاشون حساب می کنم ) و کارت رو گرفتم و از بس خوشحال بودم به همه مجددا مثل روز معافیت  با پیامک اطلاع دادم !! بعضی ها در جواب  ، پیامک تبریک فرستادند و بعضی ها هم  همون جا زنگ زدند .  

دیگه نمی تونستم دانشگاه برم و درس بخونم  برای همین رفتم خونه ، عصری یکی از عمه هام کیک خرید و یکی از دختر عمه هام کاکائو و منم خودم برای همه بستنی دایتی کاکائویی خریدم ! برای خانواده مادرم هم  کیک شکلاتی  خریدم و همه رو عصرونه دعوت کردم تا عدالت بین خانواده پدری و مادری رعایت بشه  تا  سیزده تیر که ببینیم چی می شه بی حرف پیش  یه مهمونی بدیم پنجاه نفر فامیل نزدیک رو دعوت کنیم کارت پایان خدمت داداشم و این کارت و جشن تولدم رو یک جا تسویه کنیم !!  

 بالاخره به اون آرزویی که می خواستم این کارت رو بگیرم دستم رسیدم ! نمی دونین هر بار که سراغش می رم و می بینمش چقدر کیف می کنم !!  هرچند این دغدغه مهم زندگیم برطرف شد اما فعلا دغدغه دیگه ای که اون موقع هم بود ولی الان پررنگ تر شده اومده به سراغم  ،  همیشه فکر می کردم زمانی که این کارت بیاد دستم خیلی خوشحال تر از حالا باشم اما باور کنید نیستم و این روزها چندان حال و روز مناسبی ازنظر روحی روانی ندارم و یه جورایی دچار سرماخوردگی روان شدم !! باور کنید این مسائل و مشکلات و نگرانی ها و فکر کردن ها بدجور رو درس خوندنم هم تاثیر منفی گذاشته و اصلا درست و حسابی و با طراوات نمی تونم درس بخونم .

نسبت به سالهای 81 تا 84 که این قضیه سربازی یکی از بزرگترین مشکلات و دغدغه هام بود شرایط مادی  فعلی و حتی آینده خیلی خیلی بهتر شده اما همه چیز مادیات نیست  ،  مسائلی تو زندگی هر کسی  وجود داره  که  متاسفانه قابل گفتن نیست ، نه می تونم به مادرم یا کس دیگه ای بگم نه حتی  اینجا عنوانشون کنم و مجبورم یه جورایی تو خودم بریزم که همین    خیلی اذیتم می کنه و نه تو دانشگاه و نه تو خونه  می ذاره دو خط درست و حسابی درس بخونم  ولی بعضی وقتها که بشکل غیر مستقیم راجع بهشون با مادرم یا کس دیگه جوری که متوجه نشه حرف می زنم خیلی سبک می شم ولی افسوس که نمی شه آدم هر چی تو دلشه بگه و خالی بشه . 

  اونهایی که من رو از نزدیک می شناسند یا اینجا رو می خونند به خیال خودشون فکر می کنند که دیگه از جز به جز زندگی خصوصی من باخبر هستند درصورتی که واقعا این طور نیست، تو زندگی منم رازهایی وجود داره که هیچ کس ازش خبر نداره و هیچ کس نمی دونه تو فکر و دل من چی داره می گذره و دارم چی کار می کنم و می خوام چی کار بکنم . این چیزهایی هم که می خونید و فکر می کنید end مسائل خصوصی ماست !  فعلا جزو مسائل خصوصی طبقه بندی نمی شه تا آینده که ببینیم چی پیش می آد و هر چیزی که به نظر شما خصوصی می آد و مستقیم و غیر مستقیم از زندگی من و ما متوجه می شین رو من خودم می خوام که بدونید .   

  ولی موضوع اینه که من الان تو بازی هستم که فقط و فقط یک حرکت بیشتر ندارم و اگه کوچکترین بی احتیاطی کنم همون یک حرکتم هم سوخته ! تمام تلاشم اینه تا شهریور اون یک حرکت رو درست انجام بدم و بازی رو  تموم کنم اما همون یک حرکت خودش تمام فکر ما رو مشغول کرده !!   

 بگذریم ...  فرداش کارت رو  بردم دانشگاه ازش ده تا کپی  گرفتم !! و یه عکس و پرس هم دادم یکی از  دختر عمه هام که تو عکاسی کار می کنه برد  گرفت    ! چون می خوام اصلش رو جز مواقع ضروری با خودم حمل نکنم و بذارم تو خونه کنار باقی مدارک باشه  ، بعدش اولین کار رسمی که باهاش کردم  این بود که بردم سازمان مرکزی دانشگاه یه گواهی موقت فارغ التحصیلی گرفتم تا اگه جایی زمینه کاری  پیش اومد لَنگ نمونم  تا چهارصد پونصد تومان !!  وام صندوق رفاه که قسط هاش سال 90 !! تموم می شه تسویه بشه  و مدرک اصلی ام رو بگیرم.  

 برخلاف همه  حرفهایی که می گفتند کارت معافیت پزشکی  قرمزه کارت کاملا کامپیوتری و به رنگ  سبز کمرنگ مایل به  لیموییه و فقط تو قسمت  نوع معافیت ماده و بندی که معافیت بخاطر اون صادر شده و برای من مربوط به ضعیفی چشمه ذکر شده همین ! الان تمام کارتهای معافیت اعم از کفالت و رهبری و موارد خاص و  پزشکی یک جور شدند  فقط  تو درج   همون ماده و بند و نوع معافیت تفاوت دارند .  البته تا جایی که یادمه قبل از سال 80  واقعا هم  کارتهای معافیت  پزشکی بدون توجه به نوع معافی چه ضعیفی چشم چه ناراحتی اعصاب و چه HIV مثبت !!  قرمز یا صورتی بود ولی الان دیگه همه چیز  کاملا تغییر کرده ، یه مهر برجسته هم قسمت پایین سمت راست  کارت زدن که امکان جعل و تقلب رو خیلی  کم می کنه .  

 این  حرفهایی هم که راجع به استخدام و این چیزها می گن رو هم گوش نکنین اون شرط داشتن  معافیت غیر پزشکی برای بعضی جاها مثل پالایشگاه و چه می دونم بانکها و این جور جاهاست که یه مقدار سخت می گیرن که اونم من در آوردیه و هیچ قانون و آیین نامه ای در این زمینه وجود نداره ( بند ج ماده 42 قانون مدیریت خدمات کشوری فقط  به داشتن معافیت قانونی برای استخدام  اشاره کرده و نوع خاصی از معافیت رو ذکر و الزام  نکرده )  .  مهم فقط و فقط معافیت دائم و دوسال از زندگی و همه چی جلو افتادنه و بس ! برای من و امثال منم که رشته مون نه به بانک ربطی داره نه پالایشگاه و این جور کارها  زیاد نوع معافیت مهم نیست  فقط همون معافیت دائمه که مهمه !!!!!!! 

در ارتباط با مراحل معافیت پزشکی هم برای اون دسته از دوستان و  بخصوص شازده پسرهای  عزیزی  که می خوان بدونند عرض کنم که برای اقدام حتما باید درس  فرد مشمول تموم شده باشه و برخلاف معافیت کفالت فعلا  نمی شه در حین تحصیل اقدام کرد . اولین کار اینه که مطمئن بشین آیا مشکل شما شامل حال معافیت می شه یا نه چون اگه معاف دائم یا  معاف از رزم نشین اضافه خدمت می خورین  (  می تونین دفترچه آیین نامه معافیت پزشکی رو از پست تهیه کنین یا از اینجا مطالعه کنید  ) بعدش باید برین  از پست دفترچه نظام وظیفه و پاکتهای ضمیمه اش  رو بخرین و  دفترچه رو مطالعه و  برین تو   کادر مدارک لازم برای معافیت پزشکی دقت کنید و  مدارک و فرمهای خواسته شده رو تهیه و بگذارین تو پاکت ها  از طریق پست پیشتاز ارسال کنید که یکی دوروزه هم  به نظام وظیفه  می رسه و قبض و رسید پست  رو حتما نگه دارین .   

حدوداً بعد سه هفته علاوه بر مدارک ارسالی تون که روش اونجا کار اداری  انجام شده و کل سوابق تون رو  هم بیرون کشیدن ! دوتا فرم کامپیوتری مخصوص بیمارستان و شورای پزشکی که مشخصات کامل شما هم توش وجود داره و جا برای درج نظر پزشکان بیمارستان و شورا هم داره  براتون  می آد . تو فرم بیمارستان قید شده اگه معلول و نابینا و قطع عضوی هستید مستقیما به نظام وظیفه مراجعه کنید والا تا یک ماه از تاریخ نامه فرصت دارید به بیمارستانی که  براتون تعیین شده برای  معاینات لازم  برید . 

 شناسنامه تون رو به همراه فرم مخصوص  بیمارستان برمی دارین و می رین بیمارستان مربوطه و حتما هم  باید پول همراه داشته باشین . اونجا اول مشخصات شما رو با فرم و شناسنامه  مطابقت می دن  ، بعد رو پشت دستتون یه مُهر می زنند که مشمول خود شمایین نه کس دیگه و نباید  این مهر رو پاک کنید ( بیمارستان 2 ناجا یا امام سجاد تو خیابون بهار شمالی که من رفتم این جوری بود )  و بعد به درمانگاه مربوطه ( مثلا چشم ) برای معاینات ارجاع می شین . بعد پرداخت ویزیت متخصص در عرض یک هفته تو دوروز مختلف توسط دو پزشک مختلف  معاینه می شین که  نظراتشون رو تو فرم مخصوص بیمارستان و یه برگ ضمیمه خود بیمارستان  زیر هم می نویسند و  مهر می کنند .  بعد منشی درمانگاه مربوطه بهتون می گه  فرم جواب رو خودمون بعد تایید رئیس بیمارستان و مراحل اداری  می فرستیم نظام وظیفه و شما باید یک ماه بعد به نظام وظیفه مراجعه کنید . 

 یک ماه بعد که تشریف بردین نظام وظیفه ( جواب  من از بیمارستان  سه هفته ای اومد ) باید برین ساختمون معافیت پزشکی تو قسمت جواب بیمارستان  از دفاتر و پوشه ها برحسب  اسم بیمارستانی که رفته بودین بگردین ببینین نامه تون اومده یا نه و می تونین از متصدی کامپیوتر دبیرخونه سازمان  تو ساختمون روبرو با دادن تاریخ تولد و شماره  شناسنامه هم  استعلام بگیرین . جوابتون که اومد باید برین از تعاونی جنب ساختمون معافیت پزشکی یه پوشه بخرین و اسم و شماره تلفن تون رو روش بنویسین و مدارکی رو که با پست اول کاری فرستاده بودین و بعد بهتون عودت داده شده بود ( علی الخصوص برگ مخصوص  شورا ) رو توش بذارین و تحویل متصدی قسمت جواب بیمارستان بدین تا بگرده از رو شماره و تاریخ نامه تون فرم جواب بیمارستان رو که اومده  پیدا کنه و بذاره تو پرونده و در نهایت پرونده تون تکمیل و آماده  مطرح شدن  تو شورای پزشکی بشه .  

پرونده که آماده شد یه برگه بهتون می ده و وقت برای شورای پزشکی می زنه که معمولا ساعت نه و نیم صبح فردا پس فرداش هم هستش و باید به همراه همه مدارک پزشکی تون (اگه داشته باشین ) ساعت نه و نیم اونجا باشین و اگه ساعت 7 صبح  هم  برین فایده ای نداره راس نه و نیم از پشت میکروفون برحسب پرونده هایی که برای اون روز شورا ارجاع شده اسم ها رو می خونند و پرونده تون رو همون موقع  می دن دستتون و پشت در اتاق شورا  به صف تون می کنند !  تو اتاق شورا دو سه تا پزشک زن یا  مرد هستند که باید پرونده رو بدی به یکی شون و بعد مطالعه نظر بیمارستان و شاید معاینه و دیدن باقی مدارک (اگه لازم بدونه)  نظر می ده و بقیه شون هم تایید می کنند و   بعد بهتون می گه برو بیرون و باید برین خارج ساختمون معافیت پزشکی  تو حیاط تا هر نیم ساعت چهل و پنج دقیقه افسر منشی شورا بره تو اتاق  پرونده ها رو از رو میز پزشکان شورا  جمع کنه بیاره بیرون برحسب رای شورا معاف دائم ها ، معاف از رزم ها ، معاف موقت ها ، سربازها !! رو تفکیک کنه و پنجره رو باز کنه و همه جمع بشن اسامی و رای ها رو به تفکیک بخونه .  اونهایی رو هم که شورا روشون نظر نداده و ارجاع به شورای عالی پزشکی داده که دفترش تو ساختمون روبروست به اونجا معرفی  می شن تا از دفتر شورای عالی بهشون وقتی داده بشه و   تو اون شورا نظر نهایی براشون داده بشه . 

 اون لحظات انتظار پشت پنجره تو حیاط  جزو  بدترین لحظات عمر  یه پسره ، استرس خیلی شدیدی به آدم وارد می شه و پسرهایی که هر کدومشون همین جوری خیلی هارت و پورت و منم منم  می کنند اونجا رنگ  به چهره ندارند تا پنجره باز بشه و افسر اسم ها و رای ها  رو بخونه ! قیافه ها اون لحظه خیلی تماشاییه و واکنش ها تماشایی تر ! بعضی ها که معاف نمی شن غرور رو کنار می گذارند و گریه می کنند ! بعضی ها فحش می دن و واکنش های چندان مودبانه ای نشون نمی دن .   افسر موقع خوندن رای ها به اونهایی که معاف دائم می شن یه پاکت کارت و برگه مدارک لازم ( عکس و کپی از فلان و بهمان و فیش های بانکی و ...)  می ده  تا تهیه کنند و در اسرع وقت بیارن تحویل بدن ، به اونهایی که معاف از رزم می شن می گه  چند هفته دیگه دفترچه آماده به خدمتتون می آد دم در !! ( همین طور اونهایی که  سرباز شناخته می شن  یعنی همون معاف از رزم هم بهشون  داده نمی شه و اضافه خدمت هم  می خورن ! ) معاف موقت ها رو هم می گن شش ماه یا یک  سال دیگه ( برحسب رای شورا ) دوباره بیایین !! کارت معاف دائم ها هم اگه مثل من  به تعطیلات عید  و این چیزها نخوره ظرف سی چهل روز می آد دم در خونه شون  البته اگه شماره موبایلشون رو پشت پاکت ننویسند !!

کلا اگه بخوایم بطور معمول حساب کنیم  از آغاز اقدام برای معافیت پزشکی تا مشخص شدن نتیجه نهایی حدود دو تا سه ماه بطور متوسط طول می کشه .      نشستم حساب کردم که کلا از روز اولی که رفتم دفترچه و پاکت نظام وظیفه رو از پست خریدم تا الان که که کارت معافیت اومد دستم چقدر خرجم دراومد که کلا روهم شد 32390 تومان  !!  بدون احتساب خرج شیرینی و کیک و بستنی  برای خانواده که چون مهمون نوازم و از این کارها همیشه می کنم حسابشون نکردم  .  اینم ریز هزینه های معافیت  من از اول تا آخر :  

    خرید دفترچه نظام وظیفه و پاکتهای مربوطه اش  از پست    500 تومان 

ویزیت دکتر چشمم برای پر کردن و مهر کردن فرم مخصوص معاینه     7000

پست دفترچه از اداره پست میدون ولیعصر به نظام وظیفه    1680

رفت و آمد با مترو به بیمارستان  2 ناجا و نظام وظیفه  1300 تومان 

رفت و آمد با اتوبوس به بیمارستان  2 ناجا  و نظام  وظیفه 120 تومان 

معاینه توسط دوتا دکتر  جراح و متخصص چشم تو بیمارستان ناجا     10000

خرید پوشه از تعاونی داخل نظام وظیفه برای تشکیل پرونده 100 تومان 

فیش بانکی برای شورای  پزشکی                              2640 تومان 

فیش بانکی برای کارت معافیت                                        3850 تومان

 فیش بانکی برای کارت معافیت                                       1000      

 قبض ویژه ارسال کارت معافیت  مخصوص پست                          2200

  شیرینی مامور پست  !                                                             2000

   روزی که برای معافیت سربازی  شورای پزشکی داشتم از بس اضطراب داشتم  صبح  زود که پاشدم  اول رفتم امام زاده صالح کتاب دعاهام  رو هم بردم  اونجا کلی  دعا خوندم و گریه کردم و  نذر کردم اگه معاف  بشم روز میلاد پیامبر ( ص ) شیرینی بگیرم ببرم اونجا پخش کنم و چند ماه  بعد عید  که از نظر مالی وضعم بهتر شد که هنوز هم نشده  ! یه پولی  هم اونجا کمک کنم ، بعد از اونجا با اتوبوس رفتم تا هفت تیر و از هفت تیر تا میدون سپاه رو پیاده رفتم نظام وظیفه برای شورای پزشکی و باقی قضایا که تو مطلب امروز و نهم اسفند خوندید و  می دونید.  

 تو ایام عید روز میلاد پیامبر ( ص ) که  ششم عید بود تصمیم گرفتم عصری برم نذر شیرینی رو ادا کنم ، رفتم از همون  تجریش یه جعبه شیرینی گرفتم و تو این فکر بودم که چطوری ! شیرینی ها رو پخش کنم تا یه وقت برگشت نخورند !!! هنوز از در تو نرفته بودم دو تا پیرزن که رو پله ها نشسته بودند گفتند بیار شیرینی رو باز کن به ما بگیر هیچی نخوردیم پامون درد می کنه بلندشیم  ! منم گفتم ثواب داره ! برای دکور که نخریدم آوردم اینجا پخش کنم دیگه ! رفتم جلو نخ  شیرینی رو باز کردم  ولی فقط پیرزن اول تونست شیرینی برداره !! چون همین طور دست آدم  بود !!  که از چهار  جهت اصلی و فرعی !  می اومد تو جعبه شیرینی و مشت مشت شیرینی ها رو بر می داشتند !!  فقط با زحمت تونستم برای پیرزن دومی هم شیرینی بگیرم تا اون بنده خدا هم بخوره !!! همون دم در تو نرفته در عرض کمتر از ده ثانیه شیرینی ها تموم شد ! و  فقط جعبه خالی دستم موند!! که اون رو  بردم تو ،  انداختم تو سطل آشغال !  من که دیگه نذر شیرینی نمی کنم توصیه می کنم شماها هم نکنید !!!  

  نکته بهداشتی پزشکی :  

اگه  تو بچه های 2 تا 12 ساله می خواین سرپایی و تخمینی قد رو محاسبه کنین سن رودر  6  ضرب و نتیجه رو  با 77  جمع بفرمایین .     

   

نکته تغذیه ای :  

یه نکته جالب ! بهترین حالت و نحوه غذا خوردن اینه که کنار سفره بشینین غذا بخورین ، ایستاده غذا خوردن ، در حالی که کفش پاتونه غذا خوردن و حتی پشت میز و صندلی غذا خوردن خون رو غلیظ می کنه و برای بدن ضرر داره ، این رو طب سنتی می گه .     

  نکته دارویی : 

 در مورد قرصهای بیسموت ساب سیترات که برای اسهال ، گاستریت یا ورم معده و  زخم معده و درمان کمکی تو ریشه کنی میکروب معده ( هلیکوباکتر پیلوری ) همراه با داروهای دیگه  تجویز می شه باید بگم که ممکنه عزیزان مدفوعشون سیاه بشه و یه وقت نترسن ! بعد تو خانم های باردار هم تجویز نشه خیلی بهتره ، تو رادیوگرافی هم ممکنه مثل ماده حاجب عمل کنه و  اشتباه بوجود بیاره ، و با تتراسیکلین و سیپروفلوکساسین و سفیکسیم  هم باید   حداقل یک ساعت باید فاصله داشته باشه ، تو درمان اسهال هم بیشتر از دوروز مصرف نشه و اگه اسهال عفونی وجود داره یعنی همراه اسهال تب هم هست بهتره اصلا  تجویز نشه .   

درمانگاه : 

خانم جوانی که دو سال پیش ازدواج کرده هنوز حامله نشده ، این خانم از هیچ وسیله یا روش پیشگیری هم استفاده نکرده  . برای تحریک تخمک گذاری در درمانگاه ناباروری از کلومیفن استفاده می کنند ، کلومیفن در این بیمار چه می کند ؟ ( سوال امتحان پره انترنی اسفند 79 با اندکی تغییر )  

اول بگم که تعریف ناباروری یعنی اینکه یه زن و شوهری بعد از یک سال روابط فلان ! که  مثلا حداقل هم دوبار در هفته باشه ! و بدون استفاده از هیچ روش پیشگیری بازم صاحب نی نی نشن که شیوع  حدوداً 15 %  داره  . خب اگه بخوایم رویکردی بالینی و کلی به این مسئله داشته باشیم خودش یه چند جلسه درس و کلاس و آموزش زمان می بره چون خیلی گسترده ست  ! ولی اینجا فقط در مورد سوال یعنی داروی کلومیفن صحبت می کنیم که یکی از راههای درمانی هستش .

این دارو تو خانم های نابارور برای تحریک تخمک گذاری تجویز می شه و رو گیرنده های استروژن ( همون هورمون زنونه همه کاره ! ) تو هیپوفیز مغز می اد می شینه و اونها رو به اصطلاح بلوک می کنه ، مغز که می بینه ای داد بی داد !! گیرنده های استروژن توش بلوک شد و الانه که خانمه بیچاره بشه می آد تلافی می کنه ( فیدبک منفی ) و هورمونهای دستور دهنده به دستگاه تناسلی خانم مثل تخمدان رو که شامل FSH و LH  هستند زیاد می کنه تا روی این کلومیفن بی حیا رو که جسارت کرده و غلط کرده ! اومده گیرنده های استروژنش رو بلوک کرده کم کنه ولی امان از این که اون دو تا هورمون دستور دهنده رو تخمدان مسلط می شن و دستور می دن که ای تخمدان ! تخمک بساز ! تا صاحبت نی نی دار بشه !! هرچند گاهی تخمدان و تخمک ها زیادی حرف گوش کن می شن و بجای یه نی نی یهووو ! دوتا یا حتی چندتا نی نی می آد ! و هم مامان نی نی ها هم باباشون تو این اوضاع و احوال اقتصادی و برنج کیلویی چهار هزار تومان   به خاک سیاه می شنند !!

 معمولا کلومیفن رو از شب پنجم پ ر ی  و   د با دوز 50 میلی گرم به مدت پنج روز  شروع می کنند و اگه جواب نداد  تو سیکل  بعدی دوز دارو رو دو برابر می کنند و همین طور بعدی اش که بازم بیشتر می شه و  حداکثرش  هم همون سه دوره ست . معمولا هم آموزش می دن دو روز قبل و بعد زمان تخمک گذاری آقا و خانم باهم یه کاری! بکنند و اگه هم  لازم بشه بعدش  تست بتا و سونوگرافی هم می کنند ( مثلا اگه حرارت صبح گاهی خانمه همون موقع که تو رختخوابه و صبح پاشده و از جاش تکون نخورده یه  هفت روزی بالاتر باشه )  تا  درمان رو پایش کنند و تو مراحل بعدی اگه شکست حاصل بشه باید یه آمپول هایی تزریق بشه و داروهایی هم تجویز بشه . خلاصه به همین سادگی ها  هم نیست و این قصه سر دراز دارد  . این دارو هم عوارضی داره که برای بیمار گفته خواهد شد و منافع حاصله از درمان هم بر عوارض احتمالی  دارو سنجیده خواهد شد و شرایط بیمار و اینکه این دارو رو اصلا می تونه بگیره یا نه هم در نظر گرفته خواهد شد و بعد توسط پزشک براش تجویز خواهد شد .

  گر تیغ بارد در کوی آن ماه     گردن نهادیم الحکم لله

 من رند و عاشق در موسم گل       آنگاه توبه استغفرالله

 ما زید و زاهد کمتر شناسیم           یا جام باده یا قصه کوتاه   

          آیین تقوا ما نیز دانیم                         لیکن چه چاره با بخت گمراه  

          مهر تو عکسی برما نیفکند                 آیینه رویا آه از دلت آه   

      حافظ چه خواهی گر وصل خواهی            خون بایدت خورد درگاه و بیگاه