صد درد

 
در آستانه معافیت .......!!!
نویسنده : مجید - ساعت ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸٦
 
به نام خدا

 

 


پنجشنبه 18 بهمن ماه 1386

 

 

 


هفته خیلی خیلی خوبی بود ، بیمارستانی که نظام وظیفه معرفی کرده بود برای معاینه چشم رفتم و چندتا دکتری که معاینه ام کردند معافیت دائم رو تایید کردند ( اونهایی که در جریان  ضعیفی چشم من نیستند مطلب 27  اردیبهشت امسال رو بخونند ) تمام  مدتی که تو سالن انتظار می ِنشَستَم تا ِصدام کنند هرچی اسم اعظم و ذکر و دعایی که می دونستم  موثره رو می خوندم  ، لحظات پر استرسی بود جوری که قلبم داشت تو دهنم می اومد ! حدود یک هفته ای در رفت و آمد به بیمارستان  بودم  تا اینکه بعد تموم شدن کارهای اداری و معاینات گفتند نامه و نتایج معاینات رو خودشون می فرستند نظام وظیفه و اواسط اسفند باید برم نظام وظیفه  برام وقت شورای پزشکی  تعیین بشه و اونها هم تایید نهایی رو بزنند کار تمومه و پرونده می ره برای صدور کارت و  یه مبلغی ( فکر کنم  جمع سه تا فیشش  بشه حدود هفت هزارتومان )  باید برای صدور کارت به حساب بانکی که اعلام می کنند  بریزم ، خلاصه تا نود درصد معافیتم درست شده و فقط یه تایید نهایی نظام وظیفه رو می خواد که اونم به یاری خدا امیدوارم تا عید کارهای اداری اش تموم بشه و به بعد عید نَکِشه  و ایام عید که همه می آن عیددیدنی کارت رو بهشون نشون بدم !(البته در هرصورت به احتمال همون نود درصد به بالا  معاف می شم  و می تونم تو ثبت نام ارشد بند معافیت دائم رو علامت بزنم  فقط این کارهای اداری اش دیر و زود داره ).

 

 

تصمیم گرفتم اون روزی که تایید نهایی هم تو نظام وظیفه ان شالله  انجام بشه به محض اینکه از در اونجا  اومدم بیرون اول  یه نفس راحتی بکشم  و بعد  یه متن SMS به این عنوان بنویسم و به همه (پولش مهم نیست )  بفرستم : تموم شد ........ معاف شدم ...... تموم شد ( اگه متن پیشنهادی دارین که فکر می کنین بهتره بگین ، با این پیش فرض که همه فامیل و آشنا و دوستان می دونند من شش ساله دارم بابت این قضیه چه زجر روحی می کشم و همه منتظرن خبر نهایی رو بشنوند ولی الان هم خیلی خوشحال هستند و همه زنگ زدند تبریک گفتند  )  و بعدش اول برم شیرینی فروشی یه سه چهارکیلو شیرینی تر بخرم و  بیام خونه دو رکعت نماز شکر بجا بیارم ( البته بعد تموم شدن معاینات و مشخص شدن نتیجه  تو بیمارستان  هم خوندم ) و بعد از 20 شهریور 1380 یک خواب راحت چند ساعته بکنم و به مامان بگم توروخدا من رو تا زمانی که خودم  بیدار نشدم با هیچ روشی ! اعم از محترمانه و غیر محترمانه!  بیدار نکن ( نکیر و منکر که شب اول قبر می آن سراغ آدم بعد سوال و جواب اگه طرف گناه کار باشه که هیچ ! اگه نیکوکار باشه بهش می گن : بخواب ! مثل خواب یک تازه عروس یا داماد که کنایه از خوابی هستش که طرف با رویاهای شیرین ناشی از یک وضعیت  جدید می خوابه ، این خواب من هم از همون نوعه ! ) شب 20 شهریور 80 اسمم رو تو تله تکست تلویزیون دیدم که دانشگاه قبول شده بودم ( در اوج ناامیدی ، چون روزش اشتباهی برای یه رشته دیگه رو نگاه کرده بودم ! تازه غروب متوجه شدم اسامی ما ده شب می آد ! )  و شبی فراموش نشدنی برای خودم و خانواده بود که قابل توصیف  تو اینجا نیست !  ازفردای  اون روز  با بسته شدن پرونده معافیتی که مثل حالا درجریان بود و یکی دوتا  امضا ء می خواست تا معاف بشم ولی بَستَنِش   و استرس های سربازی و نداشتن کارت معافیت  و مشکلات ناشی از اون بعد ورود به دانشگاه  شروع شد و تا این هفته هم ادامه داشت که خداروشکر با این وضعیت خیلی کمتر شد ولی تا کارت دستم نیاد صفر نمی شه ! الان هم یه کم استرس دارم  .

 

 

اونهایی که پنج سال و چهارروزه دارند مطالب من رو می خونند می دونند من دارم چی می گم و تو این مدت در جریان کامل استرس های من تو این زمینه  قرار داشتند  که بخشی از مطالب ثابت  وبلاگم رو شامل می شد اما تصمیم گرفتم نسبت بهش بی تفاوت باشم و بسپارم دست خدا و گذشت زمان  که خداروشکر جواب داد (نصیحت های عقل کلی دوستان  هم توش دخیل بود!! من آدمی هستم که اگه حرف و توصیه منطقی بهم بشه قبول می کنم و خودم رو مثل بعضی ها عقل کل نمی دونم ! ) .  بخصوص تو سالهای 82 و 83 ( بخصوص 82 )  که اوجش بود و بیشتر مشکل و استرس من درباره سربازی  اون موقع  این بود که مانع  سر و سامون گرفتن منه ولی حالا که دارم بهش می رسم دیگه اون شور و شوق اون موقع رو ندارم و روزبروز در حال دلسرد شدن هستم و که لحظه به لحظه هم داره بیشتر می شه . دلیلش رو هم خودتون ( یا بهتر بگم بعضی هاتون ) بهتر می دونین ! آدم بعضی برخوردها و رفتارها و خواسته ها رو که می بینه سست می شه ، من اگه  قراره وضعیتم رو عوض کنم دوست دارم بهتر بشه و ارتقا پیدا کنه و در جهت به آرامش رسیدنم باشه  ( هم در مورد خودم هم در مورد طرف مقابل ) نه اینکه مدام در حال چک و چونه زدن و جنگ اعصاب و بحث های بی خود و رنج بردن از دیدن بعضی رفتارهای طرف مقابل و عدم درک دوجانبه  باشم ، والا سر جام نشستم دارم زندگی  آرومم رو می کنم !مریض که نیستم الکی برای خودم جنگ اعصاب درست کنم !ولی از یک طرف هم نمی تونم  حالا که همه چی درست شده جلوی خدا زیر همه چی بزنم !    تا الان که  بهانه ام همین سربازی بود و اگه کارت معافیت دستم بیاد و امتحان ارشد  خرداد یا تیر رو هم بدم احتمال اینکه بعدش مشکل کارم هم حل بشه خیلی زیاده و مشکل مسکن هم که ندارم و از نظر شرعی هم که چند سالی می شه ازدواج به ما واجب شده ! و اگه خدا خیلی لطف کنه تا الان رو می بخشه !  و در نتیجه جلوی فک و فامیل و دوست و آشنا  دیگه هیچ بهانه ای نخواهم داشت !

 

 

این روزها دارم برای اون موقع فکر می کنم که دیگه باید چی بگم و چه بهانه ای جور کنم ؟!  جلوی اونها هم بشه جلوی خدا که نمی شه ! مشکلاتی وجود داره که اگه خواننده دائمی باشین بخصوص مطالب   15 و 22 شهریور امسال  رو هم خونده باشین متوجه می شین که مشکلم چیه ! البته مشکل مالی تو این مملکت برای یه پسر جوون چندان عجیب نیست اما مشکل من بیشتر  جنبه تعاملی داره تا مالی و بخش مالی قضیه ضعیف ترین بخشه . من روحیات و اخلاق هایی دارم که طرف مقابل باید خیلی واقعا عاقل و فهمیده باشه تا بتونه درکشون کنه و از هرکسی بر نمی آد .  خلاصه فعلا دعا کنید جلسات شورای اسفندماه هم بخوبی و خوشی تموم بشه و قطعی بشه ( که همین جا به محض قطعی شدن اعلام خواهم کرد ) بعد یه فکری هم  بحال این موضوع می کنیم ، کلی هم نذر و نیاز دارم که باید اداشون کنم و یه سور هم باید به دوستان و فامیل بدیم و  یه وام   باید بگیرم ! بعضی وقتها با خودم فکر می کنم که شاید تو این مدت صلاح نبوده که معاف بشم و کارت معافیت دستم بیاد .

 

 

***********************************************************

 

 



 

 


وارد دانشگاه  که شدیم یه دختر خانمی تو کلاس ما بود که همون موقع هم  متاهل شد ، شوهرش هم  ده سال از خودش بزرگتر بود ، بعد یه مدت باهم دیگه نساختند و طلاق گرفتند . بعد چند وقت این دختر خانم رفت با یکی از بچه های دانشگاه دوست شد و حدود دو سالی هم فکر کنم باهم بودند که بهم خورد ، بعد اون دوباره یه مدت کوتاهی همون همکلاسی سابقمون  رو تو خیابون  دست در دست یه پسر دیگه دیدیم ! که البته  مدتش از بقیه کوتاه تر بود و اونم بهم خورد ! یه مورد آخر هم پارسال براش پیش اومد که امسال به ازدواج ختم شد و ان شالله که پایدار بمونه ! تو این مدت  که ایشون داشتند می گشتند و یار عوض می کردند من طبق معمول دنبال مطالعه کتابهای پزشکی  و کارهای تحقیقاتی و مقاله تو کنگره های پزشکی Submit کردن و تو همایش ها و سمینارهای پزشکی شرکت کردن و از این جور کارها  بودم ولی از اونجایی که اعلام کردند طرح پزشکی از لیسانس ویژه نخبه ها و استعدادهاست ایشون  به شرایطشون خورد و بخاطر معدل دیپلم و جنسیت شون که نیازی به کارت معافیت و پایان خدمت نداشتند و سن شون که تو محدوده مجاز بود مدارک شون رو ارسال کردند تا تو امتحان شرکت داده بشن و مارو هم که می دونین اجازه شرکت حتی تو امتحان رو هم پیدا نکردیم .   حالا شما بگین  بین من و ایشون کی نخبه تره ؟!! معلومه که من نخبه نیستم !! خدارو همیشه شکر می کنم از این بابت  که خدایی هم هست که همه این چیزها رو داره می بینه ، از این بابت خیلی احساس رضایت و ارامش  می کنم و خیلی خوشحالم ، واقعا که اگه این خدا نبود و جای حق ننشسته بود و ناظر به اعمال بندگانش نبود و حساب و کتابی درکار نبود  من  تا الان دیوونه شده بودم !! اما خیلی به حساب و کتاب و شب اول قبر و پل صراط و روز قیامت معتقدم و مطمئنم خدا نمی گذاره حق هیچ صاحب حقی پایمال بشه ، ما که دستمون به هیچ جایی بند نیست و جز خدا کسی رو برای رفتن به درگاهش برای  درددل و تظلم خواهی  نمی شناسیم و صدامون به گوش کسی نمی رسه یا اگه هم می رسه اعتنایی نمی کنند پس  بهتره  خفه شیم و همه چیز رو بسپریم دست خودش ، امیدوارم بعد از اینکه زندگی ما تو این دنیای فانی و سرای گذر بسر اومد و وارد زندگی همیشگی و اون دنیا شدیم موقع ملاقات خدا  حق هیچ کسی به گردن ما نباشه و اگه تو این دنیا بطور موقت مقام و مسئولیتی داشتیم کاری نکرده باشیم و تصمیمی نگرفته باشیم که حق کسی ضایع شده باشه .

 

******************************************************************

 



نکته بهداشتی پزشکی :

 

 

@ عزیزان دیابتی ، عزیزانی که تازه عمل جراحی داشتند ، عزیزانی که برای مدت طولانی باید بستری و بی حرکت باشن  و کسانی  مثل اینها که گردش خون پاهاشون باید مرتب و منظم باشه تا عوارضی مثل زخم ، عفونت ، لخته شدن و از این قبیل مسائل به سراغشون نیاد سعی کنند روزانه لبه تخت که نشستند انگشتان پاهاشون رو ده بار به بالا و پایین حرکت بدن و بعد هر پا رو ده بار بچرخونند تا گردش خون پا حفظ بشه  و بهبود  هم پیدا کنه ، البته این فقط یه راه ساده ست ، یه راه بدون هزینه و آنژی پارس و ... !!

 

***********************************************************

 

 




 
نکته تغذیه ای :

 


@ ماء الشعیر و رازیانه بخاطر هورمون های زنونه ای که دارند باعث می شن دختربچه ها زودتر بالغ بشن و شیر خانم های شیرده رو هم زیاد می کنند و به خانم ها توصیه می شه مرتب استفاده کنند ( مثل عرق رازیانه ) بخصوص اونهایی که کیست تخمدان و مشکلاتی از این دست دارند .   ولی تو آقایون چه پسربچه ها چه بالغین باید استفاده ازشون محدود بشه ) ، در مورد سویا هم همین توصیه به خانم ها می شه .

 

 


 


 

 


نکته دارویی :

 


 @ برای عزیزانی که دچار سرماخوردگی و عوارض اون مثل سرفه می شن معمولا شربت های آویشن مثل توسیان ، برونکوتیدی ، تیمکس ، برونکوسین و امثال اینها تجویز می شه که زیر پوشش بیمه هم نیستند و داروخانه حتی اگه تو دفترچه بیمه بیمار هم نوشته شده باشه آزاد حسابشون می کنه ، پیشنهاد می کنم آویشن طبیعی  رو از عطاری بخرید و   مثل چایی دَم کنید و مقداری نبات هم اضافه و  میل کنید ( جدیدترین تحقیق راجع به خواص آویشن هفته پیش منتشر شد که تو درمان کولیت یا التهاب روده ها موثر بوده )  ، همین طور چای سبز که تو درمان سرماخوردگی ، سرفه های مزمن ، کیست ها مثل کیست تخمدان خیلی مفیده و خاصیت ضد سرطانی هم داره .  این چیزها برای سرفه های ناشی از سرماخوردگی هم  خیلی خوبن و همین طور دستگاه تنفس رو هم ضدعفونی می کنند  ، از نقش عسل  هم تو درمان سرماخوردگی غافل نشین چه عسل خالی خوردن ( مثل شربت هایی  که  با قاشق مرباخوری  هر 6 تا 8 ساعت می خورین )   چه همراه آب گرم و کمی آب لیمو برای قرقره کردن و میل کردن.

 

********************************************************************
 
 

درمانگاه :

 

 


دختر خانم جوونی بعد سرماخوردگی  و گذشت نزدیک به ده روز احساس می کنند  اصلا بهتر نمی شن ، به درمانگاه که مراجعه می کنند از ترشحات زرد از بینی ، سردرد و احساس پری بینی و سرفه و ترشحات پشت حلق  گلایه می کنند ، شما زمانی که سینوس های ایشون رو معاینه می کنید موقع لمس سینوس ها احساس حساسیت و درد موقع لمس ( تِندِرنِس ) می کنند  و موقع خم کردن سرشون هم احساس پرُی و درد می کنند ، تشخیص شما  چی می تونه باشه ؟

 

 

برای این بیمار می شه تشخیص سینوزیت حاد چرکی گذاشت ، سینوس ها چهار جفت ( البته دو جفت سینوس پیشانی یا فرونتال بعد یک سالگی تشکیل می شن یا ممکنه اصلا تشکیل نشن )  حفرات استخوانی تو خالی که مملو از هوا هستند  تو سر و صورت  هستند که با یه غشا از داخل آستر شدن که این غشا موقع سرماخوردگی ملتهب می شه ، روزی حدود نیم لیتر مایع از این غشا ترشح می شه که به سوراخ های مجاری بینی و حلق و بعدش معده می ریزه ، سینوس ها با مجاری بینی ارتباط دارند  و کارهای مختلفی دارند  مثل سبک نگه داشتن استخوان سر ، حفظ رطوبت و خاصیت ضد میکروبی تو دستگاه تنفسی ، بهتر کردن کیفیت صدا و ... اما موقع سرماخوردگی که ترشحاتی توشون جمع می شه و اون مجاری بینی گرفته می شن  باعث می شه ترشحات تخلیه نشده و  سینوس ها  ملتهب بشن و سینوزیت ایجاد بشه  . معمولا تو سینوزیت تب یا اصلا وجود نداره یا اگه باشه هم  زیاد نیست ( ولی تو تب های طول کشیده بعد سرماخوردگی باید سینوزیت رو مد نظر داشت )  ، لکوسیتوز یا افزایش WBC ها ( گلبول های سفید یا همون سربازان بدن ) تو CBC ( شمارش سلولهای خونی ) وجود نداره و اگه تب با لکوسیتوز باشه باید به عوارض سینوزیت شک کرد . ترشحات چرکی به رنگ زرد یا سبز از بینی ( اول ممکنه حتی خونی هم باشن ) ، احساس پُری تو بینی ، سردرد ، دندون درد، با خم شدن سر به جلو احساس پری و درد کردن یا احساس حرکت یا وجود مایع تو سر  ، علائم تیپیک ( شایع  و شناخته شده ) سرماخوردگی ، سرفه که  بخصوص شبها  هم بدتر می شه ، احساس جمع شدن ترشح پشت حلق ، خشونت صدا ، بدتر شدن آسم  ، برگشت اسید از معده به مری ،  ورم کردن صورت و پلک ها و قرمزی چشم ها ( بخصوص بچه ها )  و حتی جابجایی چشم ها و فشار به عصب بینایی  هم از علائم  دیگه سینوزیت هستند ،  معمولا درد بالای ابروها و تو پیشونی ( سینوس های  فرونتال)، درد صورت و عمق چشمها و حتی استخوان پس سری  ( بیشتر سینوس های اتموئید که کنار گوشه داخلی چشم هاست  و سینوس اسفنوئید که کف جمجمه ست  ) و درد و حساسیت فکی و دندونی ( بیشتر سینوس های فکی یا ماکزیلاری که تو اطراف گونه هاست ) هم وجود داره که اگه ترکیبی از این علائم باهم باشن می گیم پان سینوزیت وجود داره ( یعنی همه سینوس ها کل یوم !! درگیرند )  معمولا تو گرافی سینوس ها کدر هستند ( البته تو بچه ها زیاد قابل استناد نیست بخصوص تو حالت سرماخوردگی عادی که یه التهابی تو سینوس ها ایجاد و بعد برطرف می شه و بهتره تو حالت سرماخوردگی حاد  برای بیماردرخواست گرافی یا اسکن نشه   ) یا سطج مایع – هوا تو سینوس وجود داره ولی موارد مزمن با Scan سینوس بهتر مشخص می شن که دقیق تره  ، یه روش تشخیصی دیگه هم به اسم ترانس ایلومیناسیون وجود داره که اتاق رو تاریک می کنند و به سینوس ها نور می تابونند و اگه نور از اون وَر سینوس رد نشه می شه تشخیص سینوزیت گذاشت  . معمولا بعد سرماخوردگی ، مواجهه با هوای سرد و آب سرد ( مثل شنا و شیرجه ) ، آلرژی ها سینوزیت اتفاق می افته ، درمان سینوزیت حاد معمولا ده روز و بسته به وضعیت و سن بیمار و تشخیص پزشک یکی از آنتی بیوتیک هایی مثل آموکسی سیلین ، کوآموکسی کلاو ، سفیکسیم ، سیپروفلوکساسین ، کوتریموکسازول ، کلاریتومایسین  و امثال اینهاست که برای من و داداشم ممکنه بسته به شرایطمون دوتا آنتی بیوتیک متفاوت تجویز بشه که تشخیص  اون شرایط هم  با پزشکه ( قابل توجه عزیزان خوددرمان !! )  ، از قطره فنیل افرین به مدت سه روز هم می شه استفاده کرد و همین طور قرص پسودوافدرین یا شربت دکسترومتورفان پی (  بخصوص زمانی که احتقان و سرفه باهم تظاهر پیدا می کنند ) ولی قرصهای سرماخوردگی و آنتی هیستامین ها نباید تجویز بشن چون باعث می شن ترشحات خشک بشه و بیرون نیاد ، به بیمار توصیه بشه با حوله گرم رو سینوس ها کمپرس گرم و مرطوب بگذاره ، روزی 4 بار سرم شستشو مثل نرمال سالین N.S یا همون کلرسدیم ( آب نمک یا قطره های بینی  بخصوص تو بچه ها  یا به ازای هر لیتر آب جوشیده سرد شده یک قاشق مرباخوری نمک اگه خودش می خواد درست کنه ) تو مُشتش بگیره و بگیره جلوی سوراخ های بینی و بکشه بالا و بعد  تخلیه کنه حتما  انجام بده ، موقع سرما سر و پیشونی و صورت رو با هِد بند و شال و کلاه و کلاه نقاب دار ( بخصوص  بچه ها ) رو حتما بپوشونند  ،  مرتب هم بخور بدن که خیلی مفیده .  اگه سینوزیت مزمن شد یا به هر حال مشکل باقی بود باید به پزشک مراجعه بشه تا بررسی مجددی صورت و آنتی بیوتیک عوض بشه یا مدت درمان برای 2 تا 6 هفته ادامه پیدا کنه ، اگه پولیپ یا ناهنجاری ساختمانی  تو بینی هست هم حتما اصلاح بشه و ان شالله که هیچ وقت کار به روشهای تهاجمی مثل آندوسکپی سینوس ها و جراحی نکشه و بازهم  ان شالله هیچ وقت عوارض مغزی مثل مننژیت و آبسه مغزی پیش نیاد ، اگه چنین علائمی رو دیدین یا با سرماخوردگی طول کشیده بیشتر از یک هفته با تب و سردرد مواجهه شدین سینوزیت رو حتما تو تشخیص های افتراقی  مد نظر داشته باشید .

 

*****************************************************************

 


 

تو می کوشی آسوده باشی ، من می کوشم که دیگران آسوده تر از من باشند ( سعید نفیسی )