به نام خدا

 

 

 

 

پنجشنبه 18 مردادماه 1386

 

 

 

 

عروسی هفته پیش ، یادتون که هست ؟ با داماد یه عکس گرفتم که اگه اینجا رو کلیک کنین می تونین ببینین ... من عینکیه هستم .

 

 

 

مهم تر از خودمراسم عروسی ، شخصیت عروسه ...... اصلا عروس بودن و لباس عروس واقعا معجزه می کنه ..... اون دختری که اون روز عروس می شه برای 24 ساعت کامل برمی گرده به ذات و هویت اصلی خودش و جنسی که بهش تعلق داره ، حالا می خواد یه دختر صاف و ساده مثلا دیپلمه سنتی باشه که این روزها کم پیدا می شه یا یه خانم دکتر یا مهندس فوق لیسانس که صبح به صبح ماشین رو از پارکینگ برمی داره می ره محل کارعصر یا شب خسته و مونده برمی گرده خونه و دست به سیاه و سفید نمی زنه ،این گروه از گروه اول یا همون دخترهای سنتی و ساده که مهم ترین دغدغه شون یادگیری صحیح اصول آشپزی و خونه داری و غیره هستش به مراتب طبع و روحیه خشن تری دارن با گرایش بیشتر به سمت کارهای مردونه یا بهتر بگم کارهایی که با طبع لطیف زنونه تناسب کاملی نداره ، فرقی نداره یه دختر از کدوم دسته باشه چون مهم اینه برای یک روز تمام از صبح که می ره تو آرایشگاه می شینه تا آخر شب که مراسم عروسی تموم می شه برگشته به همون هویت اصلی جنسیت خودش ، به نظر من گرفتن مراسم عروسی ممکنه از نظر مالی چندان به صرفه نباشه اما همین یه حُسنش می ارزه به چندمیلیون تومان خرج ( بسته به وُسع مالی هرکس صفر اون چند میلیون فرق می کنه !! ) بخصوص برای بعضی دخترای امروزی که ناخواسته دارن از اون حالت سنتی بنام مدرن بودن و به روز بودن ( درست یا غلطش رو قضاوتی نمی کنم ) فاصله می گیرن، البته با زمان پیش رفتن خیلی خیلی خوبه به شرطی که آدم خودش رو گم نکنه و مغرور نشه ، از اون چیزی که هست فاصله نگیره و نقش های سنتی معمولش رو که براش تعریف شده هستند عقب موندگی تلقی نکنه و نزدیک کردن کارهاش به کارهای جنس مخالف رو نشونه مدرن بودن !!! این اسمش مدرن بودن و بروز بودن نیست ، یه جور خودفریبیه . چنین کسانی این 24 ساعت رو لازم دارن تا برگردن به همون حالت و هویت اصلی خودشون . من تا حالا عروس خانمی رو ندیدم که تو این 24 ساعت طلایی طبع و روح خشن داشته باشه ، مغرورانه رفتار کنه ، اون متانت و لطافت ویژه خدادادی زنونه رو نداشته باشه ، پشت فرمون ماشین عروس نشسته باشه !! ، تو حرکات و رفتارش نشونی از روحیه خشنِ کاری و غیره وجود داشته باشه ، از همسر آیندش ( همون داماد ) جدا بیافته و قدم به قدم یا دوش به دوش کنارش نباشه و بهش تکیه نکنه و خودش را تافته جدا بافته و بی نیاز تلقی کنه ، اهل ماجراجویی و بلند پروازی های غیرمعقولانه باشه ، ژست عقل کلی کاذب داشته باشه و باقی مسائل ..... من تا حالا همچین عروس خانمی ندیدم ، حتی اگه یه دختر امروزی امروزی بوده باشه ..... مطمئن هم هستم هر دختری می خواد باشه ، باشه اما تو اون 24 ساعت صبح مراسم عروسی تا آخر شب امکان نداره غیر از اینهاکه گفتم عمل کنه ......واقعا خیلی خوب می شد اگه همه دخترها همه روزها و ساعتها مثل یه عروس رفتار می کردن اما ظاهرا مثل همون داستان لباس جدید پادشاه که حتما خیلی از شماها تو بچگی یا نوجوانی کتابش رو خوندین یا کارتونش رو دیدین این لباس عروس و شخصیت عروس تو اون 24 ساعت هستند که باعث اون تحول بزرگ روحی ، روانی ، رفتاری تو یه دخترحتی از نوع امروزی با تیریپ عقل کلی و همه چیزدانی می شن . عروس وحتی داماد بیشتر از اونکه ظاهر و حواشی مراسم و اینکه آرایش عروس عربیه یا خلیجی یا ایرانی در موردشون اهمیت داشته باشه برای همه یه درس بزرگ دارن و اینکه اون روز بی آلایش ترین و صاف و ساده ترین انسانهای روی زمین هستند ، چون برگشتند به اصل وجودی شون یا خودخودشون .

 

 

 

 

 

 

 

 

چندهفته پیش یه مطلبی راجع به رانندگی کردن خانم ها نوشتم که ظاهرا به مذاق عده ای خوش نیومده ، باید توضیح بدم که من اون مطلب رو از طرف خودم ننوشتم بلکه حدیث شخص پیامبر اسلام رو نقل کردم که از یک منبع معتبرکه تو آپ هفته بعدش حتی تاییدیه علم رجالش رو هم گفتم استخراج شده بود . البته طبیعیه که نوع خلقت ماها جوریه که دوست داریم هرچی به نفعمونه بشنویم و هرچی به ضررمون باشه یا به مذاقمون خوش نیاد زیر سواله حتی اگه حدیث پیامبرمون باشه ! تنها نظر شخصی من راجع به رانندگی کردن خانم ها اینه که باید تو این زمینه در بخش های مختلفش از ارگونومی ( شما بخونین تطابق رانندگی و ماشین و حواشیش با ظاهر فیزیکی وروحی خانم ها ) گرفته تا مسائل پزشکی ، روانی ، اجتماعی ، خانوادگی و... با توجه به اینکه این مسئله داره روزبروز گسترده تر می شه تحقیق و پژوهش های بی طرفانه و کاملا علمی صورت بگیره تابدون هیچ گونه تعصب خشکی بتونیم بهتر اظهار نظر کنیم ، ولی من یه چیزی که باید بگم اینه که راهنمایی و رانندگی هم باید یه سری مسائل خاصی رو در نظر بگیره ، مثلا یه راه خیلی خوب اینه که بجای خزعبلاتی مثل پارک 30 سانت که تو امتحان عملی یا شهر گرفته می شه امتحان عملی فنی و پنچرگیری گذاشته بشه و حتی تمدید گواهینامه هایی که ظرف پنج شش سال اخیر صادر شدن منوط به گذروندن و موفقیت تو اون آزمون بشه تا به این وسیله مشخص بشه چه کسانی از نظر فیزیکی و جسمی توانایی این کارها رو دارن ( به هرحال شما ماشین داشته باشی و پشت فرمون نشسته باشی از این جور مسائل پیش می آد و اجتناب ناپذیره ) یه دختر خانمی که به سلامتی گواهینامه گرفته و پشت پراید اهدایی پدرش نشسته اگه شبی ،نصفه شبی یا حتی تو طول روز پشت فرمون باشه وسط خیابون ماشینش پنچر کنه یا مثلا رادیات ماشینش جوش بیاره یا اشکال فنی تو ماشینش پیش بیاد باید یه حداقل توانایی های فیزیکی و فنی دم دستی داشته باشه تا اون وسط گیر نکنه و کسی محض رضای خدا !!! هم نیاد کمکش و اینها رو باید تو امتحان عملی ثابت کنه ( همین طور آقایون فرقی نداره) و با دوجلسه کلاس مسخره فنی که طرف اومده فقط کتابش رو بفروشه و یه فیلم ویدئویی 100 سال پیش رو بگذاره که اصلا معلوم نیست طرف داره چی کار می کنه و چی می گه !!! و خوندن یه کتاب توانایی های نظری و حتی عملی هیچ کس مشخص نمی شه ، اگه این امتحان عملی به این شیوه که گفتم برگزار بشه نصف بیشترهنرجویان !!!که تو بین اونها قشر مونث هم کم نیستنداحتمالا رد می شن و مشخص می شه کی چند مَرده حلاجه و شایسته ها به حق خودشون قطعا خواهند رسید ، یک مسئله دیگه اینه که عده ای از خانم ها توجیه می کنند که رانندگی یه هنره و تو یادگیری هنرفرقی بین زن و مرد نیست که حرف کاملا درست و صددرصد منطقی هم هستش ، اما من یه سوال دارم و اون اینه که مگه یادگرفتن آشپزِی ، خیاطی و غیره هنر نیست ؟ ما تو چه جامعه ای داریم زندگی می کنیم؟ با چه فرهنگ و سنتی؟ ما تو اروپا و آمریکا زندگی نمی کنیم ، داریم تو یه جامعه با بافت کاملا سنتی زندگی می کنیم ، اگه دختر خانمی رفت گواهینامه گرفت مبارکش باشه اما اگه همین دختر خانم رانندگی و داشتن گواهینامه رو برای خودش شان حساب کنه و به یادگیری اونها اولویت بده و آشپزی و خیاطی و از این چیزهارو کسرشان و نشونه عقب افتادگی و اصلا طرفشون هم نره یا علاقه ای به یادگرفتنشون نداشته باشه ، پس فردا که به سلامتی ازدواج کنه کدوم بیشتر به دردش می خوره ؟ کدوم اولویت مهم تری داره ؟ طرف می آد خونه دوست داره غذاش حاضر باشه دیگه براش چه اهمیتی داره دختره لیسانس و گواهینامه و ... داشته باشه ، اونم یه غذای واقعی و خونگی , نه ته دیگ سوخته و Fast food !! از همسر مهم تر قوم همسر هستند !!! که منتظرن ببینند این عروس خانم چه دستپختی داره و عروس خانم بنده خدا از همون اول زیر ذره بینه ! حالا خدا نکنه نمک غذا از 2 گرم شده باشه 1/2 گرم !!!چقدر حرف پشت سر اون دختر بیچاره که تازه اول زندگیشه و تا همین چندروز پیش کلاسور یا کیفش رو برمی داشته صبح می رفته کلاس دانشگاه و رانندگی و... و ظهر یا شب که می اومده ناهار شامش هم حاضر بوده و تازه افتاده تو مسیر زندگی و باید باهاش راه اومد تا جابیافته در نمی آد !!! اینجا کدوم هنر کاربردش بیشتره ؟ من نمی گم اگه دختری علاقه به رانندگی داره اصلا نره دنبالش و تو زندگی عقب گردکنه یا درجا بزنه بلکه منظور من اینه فقط دختر خانم های عزیزمتوجه باشند داریم تو چه جامعه ای زندگی می کنیم و اگه کسی تو اروپا یا آمریکا کاری می کنه به عنوان مدرن بودن به جامعه خودمون تعمیم ندن ، فقط یک چیزی رو لحاظ کنند: اینکه اولویت های یادگیری علم و هنرهاشون رو که امیدوارم روزبروز هم بیشتر بشه براساس شرایط و بافت فرهنگی سنتی جامعه تنظیم کنند ، کسی که هنوز تو آشپزی و خیاطی و خونه داری لَنگ می زنه اول بره اونها رو کامل کنه بعد بره سراغ یادگرفتن رانندگی و بقیه مسائل ، چون می خواد پس فردا تو این جامعه با این فرهنگ سنتی زندگی کنه و نمی تونه خودش رو به اسم مدرن بودن تافته جدابافته از بقیه فرض کنه و خلاف جریان آب شنا کنه چون حتما غرق می شه....... پس برای همه باید روشن باشه اون چیزی که من باهاش مخالف هستم قطعا درس و علم و هنر و رانندگی و کار کردن خانم ها و درجا زدنشون نیست ...... من فقط با بی جنبگی ، بی ظرفیتی ، خودخواهی ، خودشیفتگی ، رفتار توام با غرور ،به سمت روحیه خشن و مردونه رفتن یه دختر مخالفم ، اگه دختری اینها رو یا نداشته باشه یا سعی کنه اگه هم داره اصلاحشون کنه، بین زندگی شخصی و کاری و علمی و هنریش همیشه یه تعادل منطقی برقرار کنه ، درک کنه که جایگاه و نقشش چه تعریفی تو جامعه ای که داره زندگی می کنه داره و باید بین اون و جنس مخالفش تفاوت هایی باشه که اگه نباشه اصلا دنیا به هم می ریزه و سعی نکنه برای مطرح کردن و ثابت کردن خودش به غلط وارد جایگاه های مردونه بشه یا خودش رو به اون حد و حدود نزدیک کنه ، مدرن بودن و با زمان پیش رفتن رو تو قالب جنس و نقش جنس خودش تعبیر و تفسیر کنه، چنین کسی واقعا چه ایرادی داره بره فضانورد بشه ؟ فوق دکترا بگیره ؟ بره استاد دانشگاه بشه ؟ بره حتی مدیر عامل بشه ؟و خیلی پست ها و جایگاههای بالاتر ، نه من نه هیچ آدم منصف دیگه علاوه براینکه حق نداریم جلوی چنین افرادی رو بگیریم بلکه وظیفه ماست ازچنین دختری حتما حمایت کنیم ، به شخصه اگه احساس بکنم که دختری که طرف منه واقعا هدفش یادگیری علم و هنر و کسب منفعت و موفقیت برای خودش و جامعه ست و مهم تر ازاون جنبه و ظرفیت لازم رو از نظر فردی داره و پرداختن به یک مسئله ای اون رو از بقیه مسائل مربوط به خودش و زندگی مشترک غافل نمی کنه و رفتار مغرورانه ای در پیش نمی گیره حتما هرکاری از دستم بربیاد براش انجام می دم و هر حمایت و کمکی لازم بشه ازش دریغ نخواهم کرد ، چون اصلا به این کار اعتقاد دارم .

 

 

 

 

 

 

مورد – بالین:

 

 

خانم پرستاری که ماه سوم بارداری رو پشت سر می گذاره در حین کار تزریقات یک بیمار HBV ( هپاتیت بی مثبت ) نیدِل اِستیک Needle Stick می شه ( یعنی سوزن تو دستش می ره ) ، برای آینده بارداری و زایمان این خانم چه توصیه ای دارین ؟ آیا خطری جنین رو تهدید می کنه ؟

 

 

تعریف صحیح نیدل اِستیک شدن Needle Stick اینه که درحین یه کار عملی پزشکی یه سوزن توخالی مثل سوزن سرنگ که حاوی خون قابل مشاهده باشه تو پوست فرو بره و خراش واضحی ایجاد کنه . اگه با این تعریف کسی نیدل استیک شد اول باید ببینیم قبلا واکسن زده یا نه ؟ اگه قبلا واکسن هپاتیت بی رو زده باشه تیتر آنتی بادی علیه هپاتیت بی تو خونش رو چک می کنیم ( درخواست Anti-HBS) و اگه نتیجه تیتر این آزمایش بالای 10 بود هیچ مشکلی وجود نداره ولی اگه ایمنی نداشت یا اصلا واکسن قبلا نزده بوده باید هم بهش واکسن هپاتیت بی زد ( دوز صفر یعنی همون موقع ، یک ماه بعد ، شش ماه بعد نوبت اول ) و ایمونوگلوبولین ضد هپاتیت بی هم بهش تزریق کرد ( 06/0 میلی لیتر یا سی سی به ازای هرکیلو وزن بدنش ) و هیچ تراتوژنیسیته ای ( عارضه منجر به سقط یا نقص مادرزادی تو جنین ) هم ندارن ولی در هرصورت عاقلانه اینه که نزدیک زایمان تست آنتی ژنی ,و آنتی بادی هپاتیت بی (,HBsAb HbsAg ) هم برای ایشون انجام بشه تا اگه مثبت بود برای نوزاد ایشون هم بلافاصله بعد تولد تزریق واکسن و ایمونوگلوبولین ( ماده ایمنی زا ) علیه هپاتیت B انجام بشه که تا حدود نود و پنج درصدهم قابلیت پیشگیرانه داره ، برای نوزاد هم تو نه و پونزده ماهگی حتما باید همین تست آنتی ژنی انجام بشه و اگه قبل اون انجام بشه ممکنه نتیجه درستی به ما نده و گمراه بشیم .

 

 

منبع : نشریه طبیب - شماره 33+4 – نیمه دوم تیرماه 1386 – صفحه 7 (مطلب به شکل سوال از خانم دکتر زهرا احمدی نژاد متخصص عفونی و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران و گروه عفونی بیمارستان امام خمینی که دوره کاردانی استاد خود من هم بودن پرسیده شده بود که من با توجه به اینکه می خواستم تو وبلاگ بذارم ویرایشش کردم تا برای همه قابل استفاده و یادگیری باشه )

 

 

@ مورد – بالین یا به قول بچه های علوم پزشکی Case Report ها رو چون نسبت به بقیه مطالب انتخاب و ویرایشش وقت گیر تره ممکنه هر هفته نتونم بذارم اما حذف هم نمی کنم .

 

 

 

 

 

 

 

پاسخ به پرسشهای شما :

 

 

@ آقا مهدی عزیز ، کپسول سلکوکسیب Celecoxib که با اسم های تجاری مثل celexib و celebrex هم وجود داره یه نسل جدید از داروهای ضدالتهاب غیراستروئیدی ( مثل آسپرین ، بروفن ، ایندومتاسین و ... ) هستش که برای کاهش درد ، التهاب و همین طور مصارف جانبی مثل کسانی که پولیپ فامیلیال روده دارن عرضه شده و برای آرتروز ( استئوآرتریت ) ، درد ناشی از پریود خانم ها ( دیسمنوره ) و تب و غیره هم کاربرد داره ، این دارو آنزیم سیکلواکسیژناز2یا COX2رو که باعث ساخت پروستاگلاندین ها ( مواد عامل التهاب و درد ) می شن مهار می کنه و خب طبیعیه که پروستاگلاندینی دیگه ساخته نمی شه تاجرات داشته باشه درد و التهاب ایجاد کنه !!!و چون سیکلواکسی ژناز 1 (COX1) مهار نمی شه اثرات گوارشی کمتری نسبت به داروهای نسل قدیم ضدالتهابی مثل بروفن و ایندومتاسین و پیروکسیکام و... تو بیمار داره اما صفر نیست ، بهتره این دارو همراه غذا غذا یا بعد غذا با یک لیوان آب مصرف بشه ، اگه سابقه بیماری گوارشی مثل زخم معده و اثنی عشر یا ناراحتی دیگه مثل قلبی ، فشار خون ، ناراحتی کبد یا کلیه و دیابت وجود داره قبلا به پزشک اطلاع داده بشه و اگه طرف داروی دیگه ای حتی آسپرین بچه هم مصرف می کنه به پزشکش بگه ، کسی که این دارورو مصرف می کنه بهتره مُسکن دیگه ای مصرف نکنه ، اول که این دارو به بازار اومد خیلی سر و صدا کرد و خیلی به به و چه چه از عوارض کمتر گوارشیش و غیره گفتند اما به مرور زمان مشخص شد باید همون احتیاط هایی که تو تجویز ضدالتهاب های معمول مثل بروفن و دیکلوفناک و ناپروکسن و غیره هستش رو در مورد این دارو هم باید لحاظ کرد و از نظر قلبی عروقی هم عوارضی در پی داشته ...... اگه قراره چنین مسکنی تجویز بشه باید برای یه دوره کوتاه و مشخص تویه فردی که مطمئنیم مشکل یا بیماری خاصی نداره تحت نظر پزشک این کار انجام بشه .

 

 

 

 

 

 

 

آپ بعدی وبلاگ پنجشنبه اول شهریورماه خواهد بود .